بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
رفتارهای انسان تحت تأثیر [[باورها]]؛ [[احساسات]] و [[امیال]] و آرزوهای وی قرار دارد و [[انگیزهها]] چراهای این رفتار را تشکیل میدهند. | رفتارهای انسان تحت تأثیر [[باورها]]؛ [[احساسات]] و [[امیال]] و آرزوهای وی قرار دارد و [[انگیزهها]] چراهای این رفتار را تشکیل میدهند. | ||
== | ==ضرورت انگیزش== | ||
«ایجاد انگیزه و علاقه برای انجام کار، یکی از مهمترین [[وظایف مدیر]] سازمان است. [[مدیریتی]] مؤثر است که بتواند انگیزههای [[قوی]] ایجاد کند. ممکن است بتوان با [[زور]]، افراد را برای مدتی وادار به انجام کاری (فیزیکی) کرد، ولی نیروهای [[خلاقیت]] و [[ابتکار]] آنها را تنها به واسطه [[عشق]]، علاقه و انگیزهای قوی میتوان به کار گرفت»<ref>علیآبادی، مدیران جامعه اسلامی، ص۱۶۹.</ref>. | «ایجاد انگیزه و علاقه برای انجام کار، یکی از مهمترین [[وظایف مدیر]] سازمان است. [[مدیریتی]] مؤثر است که بتواند انگیزههای [[قوی]] ایجاد کند. ممکن است بتوان با [[زور]]، افراد را برای مدتی وادار به انجام کاری (فیزیکی) کرد، ولی نیروهای [[خلاقیت]] و [[ابتکار]] آنها را تنها به واسطه [[عشق]]، علاقه و انگیزهای قوی میتوان به کار گرفت»<ref>علیآبادی، مدیران جامعه اسلامی، ص۱۶۹.</ref>. | ||
افرادی که بتوانند برای نیل به «[[اهداف]] [[سازمانی]]» به خوبی در انسانها انگیزش به وجود آورند، به [[پویایی]] و تحرک لازم در سازمان خواهند رسید. | افرادی که بتوانند برای نیل به «[[اهداف]] [[سازمانی]]» به خوبی در انسانها انگیزش به وجود آورند، به [[پویایی]] و تحرک لازم در سازمان خواهند رسید. | ||
| خط ۶۲: | خط ۶۲: | ||
بنابراین اگر [[دین]] با [[حکومت]] پیوند خورد، انگیزه [[ایمان]] بالاترین امکان برای افزایش بهرهوری، علاقمندی به کار، [[وجدان کاری]] و [[دفاع]] در برابر [[دشمنان]] را در [[اختیار]] [[مدیران]] قرار خواهد داد. | بنابراین اگر [[دین]] با [[حکومت]] پیوند خورد، انگیزه [[ایمان]] بالاترین امکان برای افزایش بهرهوری، علاقمندی به کار، [[وجدان کاری]] و [[دفاع]] در برابر [[دشمنان]] را در [[اختیار]] [[مدیران]] قرار خواهد داد. | ||
علی{{ع}} که از حکومت جز تحقق اهداف [[دینی]] را [[طلب]] نمیکرد، بیشترین استفاده را از انگیزه ایمان نمود که به مواردی از | علی{{ع}} که از حکومت جز تحقق اهداف [[دینی]] را [[طلب]] نمیکرد، بیشترین استفاده را از انگیزه ایمان نمود که به مواردی از انگیزش به وسیله نیروی ایمان در [[سیره مدیریتی]] [[علوی]] ذیلاً اشاره میشود.<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۲۳۳.</ref> | ||
===حکومت اسلامی مظهر حق=== | ===حکومت اسلامی مظهر حق=== | ||
| خط ۷۳: | خط ۷۳: | ||
همچنین [[حضرت امیر]]{{ع}} قبل از [[نبرد صفین]]، طی نامهای از [[مخنف بن سلیم]] کارگزار خود در [[اصفهان]] خواست که تا به [[کوفه]] بازگردد و در [[جنگ]] بر ضد معاویه حضور داشته باشد و شبیه این [[نامه]] را برای دیگر [[استانداران]] هم نگاشت. | همچنین [[حضرت امیر]]{{ع}} قبل از [[نبرد صفین]]، طی نامهای از [[مخنف بن سلیم]] کارگزار خود در [[اصفهان]] خواست که تا به [[کوفه]] بازگردد و در [[جنگ]] بر ضد معاویه حضور داشته باشد و شبیه این [[نامه]] را برای دیگر [[استانداران]] هم نگاشت. | ||
«[[درود]] بر تو، من با تو [[سپاس]] [[خداوند]] یگانهای را میگویم که [[معبود]] به حقی جز او نیست. اما بعد: جنگ با آنان که از [[حق]] روگردانند و در [[کوردلی]] و [[گمراهی]] به سر میبرند، بر [[عارفان]] [[فریضه]] است. هر که [[خدا]] را [[خرسند]] کند، خدا نیز از او خرسند خواهد بود و هر آن کس که او را [[عصیان]] کند، [[خشم]] او را برمیانگیزد. ما به جنگ آنانی [[همت]] میسپاریم که در میان [[بندگان خدا]] به [[کتاب خدا]] عمل نمیکنند و [[غنایم]] ([[بیتالمال]]) را به خود اختصاص میدهند و حدود خدا را ترک میکنند و حق را میرانند؛ [[تباهی]] را در [[زمین]] ظاهر و آشکارا انجام میدهند و تباهکاران را به جای [[مؤمنان]] [[دوست]] میگیرند. هرگاه [[دوستی]] از [[دوستان]] خدا را [[مشاهده]] میکنند که برای خدا کارهای خلاف آنها را بزرگ میشمارد، او را [[دشمن]] میدارند و مطرود و ناکامش میسازند؛ او را دوست داشته و جزو [[نزدیکان]] خود قرار داده به او [[نیکی]] میکنند پس به تحقیق آنها بر [[ظلم]] [[اصرار]] ورزیده و بر کارهای خلاف [[متحد]] شدهاند و از قدیم آنچه انجام میدادند، جلوگیری از حق و [[همکاری]] بر [[گناه]] بوده و آنان جزو [[ستمکاران]] بودند پس هرگاه نامه من به تو رسید، یکی از دوستان مورد [[اعتماد]] خود را به جای خویش بگمار و به سوی ما بیا. باشد که با این دشمن بیپروا روبرو شویم تا امر به معروف و [[نهی از منکر]] کنی و با افراد طرفدار حق بوده و از باطلگرایان دوری نمایی. ما و تو هیچ کدام از [[پاداش]] [[جهاد]] [[بینیاز]] نیستیم و خدا ما را از هر کس دیگر بینیاز میکند. او بهترین [[وکیل]] و [[سرپرست]] است. این [[نامه]] را [[عبیدالله بن ابی رافع]] در سال سی و هفت نوشت»<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۳، ص۱۸۳.</ref>. | «[[درود]] بر تو، من با تو [[سپاس]] [[خداوند]] یگانهای را میگویم که [[معبود]] به حقی جز او نیست. اما بعد: جنگ با آنان که از [[حق]] روگردانند و در [[کوردلی]] و [[گمراهی]] به سر میبرند، بر [[عارفان]] [[فریضه]] است. هر که [[خدا]] را [[خرسند]] کند، خدا نیز از او خرسند خواهد بود و هر آن کس که او را [[عصیان]] کند، [[خشم]] او را برمیانگیزد. ما به جنگ آنانی [[همت]] میسپاریم که در میان [[بندگان خدا]] به [[کتاب خدا]] عمل نمیکنند و [[غنایم]] ([[بیتالمال]]) را به خود اختصاص میدهند و حدود خدا را ترک میکنند و حق را میرانند؛ [[تباهی]] را در [[زمین]] ظاهر و آشکارا انجام میدهند و تباهکاران را به جای [[مؤمنان]] [[دوست]] میگیرند. هرگاه [[دوستی]] از [[دوستان]] خدا را [[مشاهده]] میکنند که برای خدا کارهای خلاف آنها را بزرگ میشمارد، او را [[دشمن]] میدارند و مطرود و ناکامش میسازند؛ او را دوست داشته و جزو [[نزدیکان]] خود قرار داده به او [[نیکی]] میکنند پس به تحقیق آنها بر [[ظلم]] [[اصرار]] ورزیده و بر کارهای خلاف [[متحد]] شدهاند و از قدیم آنچه انجام میدادند، جلوگیری از حق و [[همکاری]] بر [[گناه]] بوده و آنان جزو [[ستمکاران]] بودند پس هرگاه نامه من به تو رسید، یکی از دوستان مورد [[اعتماد]] خود را به جای خویش بگمار و به سوی ما بیا. باشد که با این دشمن بیپروا روبرو شویم تا امر به معروف و [[نهی از منکر]] کنی و با افراد طرفدار حق بوده و از باطلگرایان دوری نمایی. ما و تو هیچ کدام از [[پاداش]] [[جهاد]] [[بینیاز]] نیستیم و خدا ما را از هر کس دیگر بینیاز میکند. او بهترین [[وکیل]] و [[سرپرست]] است. این [[نامه]] را [[عبیدالله بن ابی رافع]] در سال سی و هفت نوشت»<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۳، ص۱۸۳.</ref>. | ||
در این [[نامه امام]] برای تحریک و | در این [[نامه امام]] برای تحریک و انگیزش [[فرماندهان سپاه]] خود اشاره میکند که [[دشمنان]] [[حکومت اسلامی]] [[اهل]] باطلند و باید با آنها [[نبرد]] کرد و نمونههایی از کارهای [[باطل]] و [[مبارزات]] آنها را با [[اهل حق]] بیان میکند. | ||
در این [[خطبهها]] و [[نامهها]] و نیز در سخنان دیگری علی{{ع}} تأکید بر [[حق]] بودن [[حکومت]] خود دارند و برای | در این [[خطبهها]] و [[نامهها]] و نیز در سخنان دیگری علی{{ع}} تأکید بر [[حق]] بودن [[حکومت]] خود دارند و برای انگیزش [[زیردستان]] و [[کارگزاران]] دائم بر آن تأکید میورزند؛ چراکه [[انسان]] فطرتاً حقجوست و برای [[احقاق حق]] تلاش میکند و در برابر، از باطل [[بیزاری]] میجوید. [[آدمی]] به حق [[ایمان]] دارد و با تمام وجود بدان [[عشق]] میورزد و اگر بداند آنچه در حوزه [[مدیریت]] اوست، عینیت حق در قالب [[مسؤولیت]] است برای احقاق آن تلاش خواهد کرد و این خود بالاترین [[انگیزهها]] را در [[مدیر]] [[متعهد]] ایجاد خواهد کرد.<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۲۳۵.</ref> | ||
===حکومت اسلامی مظهر حاکمیت الهی=== | ===حکومت اسلامی مظهر حاکمیت الهی=== | ||
| خط ۹۴: | خط ۹۴: | ||
«و من تو را به [[تقوای الهی]] و [[اطاعت]] از او در پنهان و آشکار [[دعوت]] میکنم و تو را از [[عذاب]] خداوند در [[غیب]] [[شهادت]] برحذر میدارم و از تو میخواهم که به افراد [[نیکوکار]] نیکی نموده، بر افراد مخالف، سخت بگیری و تو را به [[مدارا]] در کارهایت و [[نرمش]] و [[عدل]] نسبت به مردمت [[فرمان]] میدهم؛ زیرا تو در این امور مورد سؤال واقع میشوی و تو را به [[انصاف]] با [[مظلوم]] و [[عفو]] از [[مردم]] و روش [[نیکو]] تا آنجا که میتوانی دعوت میکنم. همانا خداوند [[محسنین]] را پاداش دهد».... | «و من تو را به [[تقوای الهی]] و [[اطاعت]] از او در پنهان و آشکار [[دعوت]] میکنم و تو را از [[عذاب]] خداوند در [[غیب]] [[شهادت]] برحذر میدارم و از تو میخواهم که به افراد [[نیکوکار]] نیکی نموده، بر افراد مخالف، سخت بگیری و تو را به [[مدارا]] در کارهایت و [[نرمش]] و [[عدل]] نسبت به مردمت [[فرمان]] میدهم؛ زیرا تو در این امور مورد سؤال واقع میشوی و تو را به [[انصاف]] با [[مظلوم]] و [[عفو]] از [[مردم]] و روش [[نیکو]] تا آنجا که میتوانی دعوت میکنم. همانا خداوند [[محسنین]] را پاداش دهد».... | ||
در اینجا امام برای اینکه از [[حذیفه]] بخواهند تا به [[وظیفه]] استانداری خویش، به [[درستی]] عمل کند او را متوجه پاداشهای خداوند به [[نیکوکاران]] و [[همراهی]] خداوند با [[تقواپیشگان]] میکنند و انجام صحیح و [[مسؤولیت]] او را مصداق [[تقوا]] و [[نیکوکاری]] میدانند. | در اینجا امام برای اینکه از [[حذیفه]] بخواهند تا به [[وظیفه]] استانداری خویش، به [[درستی]] عمل کند او را متوجه پاداشهای خداوند به [[نیکوکاران]] و [[همراهی]] خداوند با [[تقواپیشگان]] میکنند و انجام صحیح و [[مسؤولیت]] او را مصداق [[تقوا]] و [[نیکوکاری]] میدانند. | ||
اگر آنچنان که در بخش «[[گزینش]]» آمد، [[کارگزار حکومت اسلامی]] از میان انسانهای [[مؤمن]] و [[معتقد]] [[انتخاب]] شود هیچ انگیزهای بالاتر از پاداشهای [[اخروی]] و [[رضای الهی]] برای او وجود نخواهد داشت لذا علی{{ع}} از یک سو [[کارگزاران]] متدینی را انتخاب میکرد و از سوی دیگر برای | اگر آنچنان که در بخش «[[گزینش]]» آمد، [[کارگزار حکومت اسلامی]] از میان انسانهای [[مؤمن]] و [[معتقد]] [[انتخاب]] شود هیچ انگیزهای بالاتر از پاداشهای [[اخروی]] و [[رضای الهی]] برای او وجود نخواهد داشت لذا علی{{ع}} از یک سو [[کارگزاران]] متدینی را انتخاب میکرد و از سوی دیگر برای انگیزش آنها از انگیزههای [[دینی]] استفاده میکرد و برای [[تشویق]] آنها حسن انجام مسؤولیت را سبب [[رستگاری]] و پاداشهای اخروی میدانست.<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۲۳۹.</ref> | ||
===پاداش اخروی مجاهدین=== | ===پاداش اخروی مجاهدین=== | ||
| خط ۱۲۱: | خط ۱۲۱: | ||
در [[تاریخ]] به تعدادی از [[کارگزاران امام]] اشاره شده است که از انجام مسؤولیتهای خویش تخطی کرده و خیانت کردهاند. امام در نامههایی که به آنها مینویسد ضمن [[تهدید]] آنها به [[مجازات]] [[دنیایی]]، آنها را از عذابهای [[دوزخ]] که به واسطه تخلف در مسؤولیت دچار خواهند شد بر حذر میدارد. همچنین در نامههایی که امام به [[فرمانداران]] و [[سرداران]] خود نوشته است در ابتدا آنها را به [[تقوای الهی]] و [[رعایت]] آن در مسؤولیتشان توصیه میکند. | در [[تاریخ]] به تعدادی از [[کارگزاران امام]] اشاره شده است که از انجام مسؤولیتهای خویش تخطی کرده و خیانت کردهاند. امام در نامههایی که به آنها مینویسد ضمن [[تهدید]] آنها به [[مجازات]] [[دنیایی]]، آنها را از عذابهای [[دوزخ]] که به واسطه تخلف در مسؤولیت دچار خواهند شد بر حذر میدارد. همچنین در نامههایی که امام به [[فرمانداران]] و [[سرداران]] خود نوشته است در ابتدا آنها را به [[تقوای الهی]] و [[رعایت]] آن در مسؤولیتشان توصیه میکند. | ||
از آنچه در مورد ذکر [[پاداش اخروی]] برای [[کارگزاران]] مسؤولیتشناس و [[مجازاتهای اخروی]] برای کارگزاران [[خاطی]] در [[نامهها]] و [[خطبههای امام علی]]{{ع}} آمده است، روشن میشود که امام میکوشد تا [[انگیزههای معنوی]] را در کارگزاران خویش تقویت کند؛ چراکه انگیزههای معنوی هم ریشهدارترند و هم قویتر و هم دوام آنها بیشتر است و هم سبب [[خودسازی]] کارگزاران میشود. | از آنچه در مورد ذکر [[پاداش اخروی]] برای [[کارگزاران]] مسؤولیتشناس و [[مجازاتهای اخروی]] برای کارگزاران [[خاطی]] در [[نامهها]] و [[خطبههای امام علی]]{{ع}} آمده است، روشن میشود که امام میکوشد تا [[انگیزههای معنوی]] را در کارگزاران خویش تقویت کند؛ چراکه انگیزههای معنوی هم ریشهدارترند و هم قویتر و هم دوام آنها بیشتر است و هم سبب [[خودسازی]] کارگزاران میشود. | ||
با وجود این باید دانست که | با وجود این باید دانست که انگیزش [[معنوی]] در [[کارکنان]] زمانی سودمند خواهد بود که [[اطمینان]] کافی از انطباق اهداف و برنامهها با [[آموزههای دینی]] وجود داشته باشد از آنجا که علی{{ع}} خود [[معیار حق]] و [[جانشین]] [[حقیقی]] [[رسول خدا]]{{صل}} و [[معصوم]] از هرگونه [[خطا]] و اشتباهی بود کارگزاران آن حضرت تردیدی در انطباق [[سازمان]] [[حکومتی]] آن حضرت و منویات امام با آموزههای دینی نمیکردند اما در مورد دیگران [[میزان]] انطباق [[مقررات]] و سازمان [[اداری]] با اهداف [[دینی]] است که هم به مسؤولین ارشد [[اجازه]] میدهد تا با صراحت انگیزههای معنوی را به کار گیرند و هم انگیزش لازم را در کارکنان سازمان برای [[کار و تلاش]] بیشتر ایجاد میکند.<ref>[[محسن عباسنژاد|عباسنژاد، محسن]]، [[سیره مدیریتی امام علی (کتاب)|سیره مدیریتی امام علی]]، ص ۲۴۲.</ref> | ||
==انگیزههای مادی== | ==انگیزههای مادی== | ||
| خط ۱۸۵: | خط ۱۸۵: | ||
{{متن حدیث|وَ لَا يَكُونَنَّ الْمُحْسِنُ وَ الْمُسِيءُ عِنْدَكَ بِمَنْزِلَةٍ سَوَاءٍ فَإِنَّ فِي ذَلِكَ تَزْهِيداً لِأَهْلِ الْإِحْسَانِ فِي الْإِحْسَانِ، وَ تَدْرِيباً لِأَهْلِ الْإِسَاءَةِ عَلَى الْإِسَاءَةِ!}}<ref>نهجالبلاغه، نامه ۵۳.</ref>. | {{متن حدیث|وَ لَا يَكُونَنَّ الْمُحْسِنُ وَ الْمُسِيءُ عِنْدَكَ بِمَنْزِلَةٍ سَوَاءٍ فَإِنَّ فِي ذَلِكَ تَزْهِيداً لِأَهْلِ الْإِحْسَانِ فِي الْإِحْسَانِ، وَ تَدْرِيباً لِأَهْلِ الْإِسَاءَةِ عَلَى الْإِسَاءَةِ!}}<ref>نهجالبلاغه، نامه ۵۳.</ref>. | ||
«و مبادا که [[نیکوکار]] و [[بدکردار]] در نزدت یکسان باشند که آن [[رغبت]] نیکوکار را در [[نیکی]] کم کند، و بدکردار را به [[بدی]] وادار نماید». | «و مبادا که [[نیکوکار]] و [[بدکردار]] در نزدت یکسان باشند که آن [[رغبت]] نیکوکار را در [[نیکی]] کم کند، و بدکردار را به [[بدی]] وادار نماید». | ||
امروز نیز تشویق و [[نظام]] [[پاداش]] به عنوان یکی از اصول مسلم | امروز نیز تشویق و [[نظام]] [[پاداش]] به عنوان یکی از اصول مسلم انگیزش در [[کارکنان]] پذیرفته شده است. | ||
«دیدگاه مدلی که «پورتو» و «لاولر» ارائه دادهاند یکی از عوامل مؤثر در تلاش، برداشتی است که کارمند از رابطه میان تلاش و پاداش دارد؛ یعنی تا چه اندازه کارمند دریافت پاداش را متحمل میداند و تا چه اندازه [[احساس]] میکند که تلاش، منتج به دریافت پاداش خواهد شد. در اینجا برآوردی از [[میزان]] تلاشی که او (کارمند) باید برای دریافت پاداش صرف نماید نیز صورت میگیرد. | «دیدگاه مدلی که «پورتو» و «لاولر» ارائه دادهاند یکی از عوامل مؤثر در تلاش، برداشتی است که کارمند از رابطه میان تلاش و پاداش دارد؛ یعنی تا چه اندازه کارمند دریافت پاداش را متحمل میداند و تا چه اندازه [[احساس]] میکند که تلاش، منتج به دریافت پاداش خواهد شد. در اینجا برآوردی از [[میزان]] تلاشی که او (کارمند) باید برای دریافت پاداش صرف نماید نیز صورت میگیرد. | ||