حج: تفاوت میان نسخه‌ها

۴۴۳ بایت حذف‌شده ،  ‏۸ دسامبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۰: خط ۱۰:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
«حج» آیینی عبادی [[سیاسی]] و از فروع [[دین]] [[اسلام]] است. واژه حج در لغت به معنای قصد و آهنگ [[زیارت]] و در اصطلاح، [[سفر]] به [[خانه خدا]] برای برگزاری [[مناسک]] خاص در ایام ذی‌الحجه است<ref>المفردات فی غریب القرآن.</ref>. حج بر عهده کسانی است که [[توانایی]] [[مالی]] و جسمی داشته باشد. مناسک حج، علاوه بر آنکه سرشار از [[احکام]] دقیق است، رمز و رازهای [[اخلاقی]]، [[تربیتی]]، [[اجتماعی]] و... فراوانی دارد<ref>نک: صهبای حج، جوادی آملی؛ حج، محسن قرائتی؛ حج در قرآن، شهید بهشتی و....</ref>.<ref>[[علی اکبر شایسته‌نژاد|شایسته‌نژاد، علی اکبر]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «حج»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۱۸۱.</ref>
«حج» آیینی عبادی [[سیاسی]] و از فروع [[دین]] [[اسلام]] است. واژه حج در لغت به معنای قصد و آهنگ [[زیارت]] و در اصطلاح، [[سفر]] به [[خانه خدا]] برای برگزاری [[مناسک]] خاص در ایام ذی‌الحجه است<ref>المفردات فی غریب القرآن.</ref>. حج بر عهده کسانی است که [[توانایی]] [[مالی]] و جسمی داشته باشد. مناسک حج، علاوه بر آنکه سرشار از [[احکام]] دقیق است، رمز و رازهای [[اخلاقی]]، [[تربیتی]]، [[اجتماعی]] و... فراوانی دارد<ref>نک: صهبای حج، جوادی آملی؛ حج، محسن قرائتی؛ حج در قرآن، شهید بهشتی و...</ref>.<ref>[[علی اکبر شایسته‌نژاد|شایسته‌نژاد، علی اکبر]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «حج»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۱۸۱.</ref>


فریضه حج در شهر [[مکه]] و در کنار خانه [[کعبه]] برگزار می‌شود. افزون بر این، حاجیان در منا و [[عرفات]] در روزهایی خاص از ماه ذی‌الحجه مراسمی برگزار می‌کنند. نخستین حج در دوره پس از [[اسلام]] در سال دهم هجری انجام شد، [[پیامبر اکرم]] در این حج که به [[حجة الوداع]] معروف است، [[مردم]] را به حج فراخواند و به ‌آنها فرمود مناسب حج را از من بیاموزید<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۲۷۴.</ref>.
حج، یکی از پرشکوه‌ترین اجتماعات [[دینی]] سالانه [[مسلمانان]] در کنار [[کعبه]] [[مقدّس]] و مظهر [[وحدت]] و [[همبستگی]] آنان است و دیدار [[قبله]] و [[مسجد الحرام]] و سپس به [[زیارت]] مرقد [[رسول خدا]] {{صل}} رفتن بنیان‌های [[اعتقادی]] [[مسلمانان]] را تقویت می‌کند. [[پیامبران]] گذشته نیز [[خانه خدا]] را [[زیارت]] می‌کردند. [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} به کمک فرزندش [[اسماعیل]]، این [[خانه]] را بازسازی کرد و [[مسلمانان]] با رفتن به حج، با [[ابراهیم]] بت‌شکن، تجدید پیمان می‌کنند. حج، از باارزش‌ترین عبادت‌هاست و موجب [[آمرزش گناهان]] می‌شود. کسی که به این سفر می‌رود، "[[حاجی]]" می‌شود. "حج"، نام یکی از [[سوره‌های قرآن]] نیز هست<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۸۱.</ref>.


حج در [[شریعت اسلام]] دو گونه است: نخست حج [[واجب]] یا تمتّع که افراد، تحت شرایطی خاصّ مکلّف به انجام آن می‌شوند و در صورت ترک آن، [[مرتکب گناه]] کبیره خواهند شد. حج تمتّع برای هر فرد مکلّف یک بار در [[طول عمر]] [[تکلیف]] شرعی است. دوم، [[عمره]] مفرده که [[مستحب]] است و افراد در ایامی غیر از ایام حج تمتّع، آهنگ [[مکه]] می‌کنند و به [[زیارت]] و مناسک حج می‌پردازند<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۲۷۴.</ref>.
== معناشناسی ==
حج در لغت به معنای قصد<ref>مقاییس اللغه، ج ۲، ص۲۹؛ لسان العرب، ج ۲، ص۲۲۶، «حج».</ref>، قصد امر عظیم<ref>العین، ج ۳، ص۹؛ تاج العروس، ج ۳، ص۳۱۴، «حج»؛ جوهری، الصحاح، ۱/۳۰۳–۳۰۴؛ ابن‌منظور، لسان العرب، ۲/۲۲۶.</ref>، روی آوردن،<ref>تاج العروس، ج ۳، ص۳۱۴، «حج».</ref> بازگشت<ref>العین، ج ۳، ص۱۰؛ مقاییس اللغه، ج ۲، ص۳۱.</ref> و بازداشتن<ref> تاج العروس، ج ۳، ص۳۱۴.</ref> آمده است و در اصطلاح [[فقه اسلامی]] به قصد خانه خدا در وقت خاص با [[هدف]] به جای آوردن اعمال مخصوص گفته می‌شود<ref>القاموس الفقهی، ص۷۶؛ معجم الفاظ الفقه الجعفری، ص۱۵۰؛ الموسوعة الفقهیه، ج ۱۷، ص۲۳، «حج».</ref>. به مجموع [[مناسک]] و اعمالی که در این [[سفر]] انجام می‌گیرد نیز حج گفته شده است<ref>جواهرالکلام، ج ۱۷، ص۲۲۳.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی]]، [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[حج (مقاله)|مقاله «حج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]]، ص ۳۹۲-۳۹۴؛ [[سید محمود طاهری|طاهری]] و [[پروین سادات قوامی|قوامی]]، [[حج ابراهیمی (مقاله)|مقاله «حج ابراهیمی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۴]]، ص ۲۶۷.</ref>


[[آیین]] حج را مناسک گویند. مناسک به‌معنای مکان یا زمان [[عبادت]]، [[عبادت]] کردن و محل ذبح است که گسترش معنایی یافته و در مجموع به اعمال [[واجب]] در حج اطلاق شده است.  
== پیشینه ==
[[آیین]] حج، بنابر برخی [[روایات]]، برگرفته از طواف و عبادت [[فرشتگان]] بر گرد «[[بیت المعمور]]» در [[آسمان]] چهارم است<ref>ازرقی، أخبار مکه، ۱/۳۴–۳۶ و ۴۹؛ صدوق، علل الشرائع، ۲/۴۰۶–۴۰۷.</ref>. پس از [[خلقت آدم]]{{ع}}، او به [[فرمان خدا]] [[مأمور]] ساختن کعبه و برگزاری [[مراسم حج]] شد<ref>ازرقی، أخبار مکه، ۱/۳۶–۴۳؛ حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۱۳/۲۰۸ و۲۱۰.</ref>. این [[سنت]] در میان فرزندان [[حضرت آدم]]{{ع}} ادامه یافت و به‌ویژه [[پیامبران الهی]]{{ع}} بر انجام آن اهتمام داشتند و بسیاری از آنان در کنار [[کعبه]] به خاک سپرده شدند<ref>ازرقی، أخبار مکه، ۱/۵۱، ۶۸–۶۹ و ۷۲–۷۴.</ref>؛ اما آیین حج کم‌کم به [[فراموشی]] سپرده شد تا اینکه حضرت ابراهیم{{ع}} از سوی [[خدا]]، مأمور بازسازی کعبه و احیای آن شد<ref>بقره، ۱۲۵–۱۲۷؛ حج، ۲۶؛ طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱/۲۸۰–۲۸۳.</ref>. پس از ابراهیم{{ع}} به‌تدریج [[بت‌پرستی]] در محیط [[مکه]] رواج پیدا کرد و به [[مناسک حج]] ازجمله طواف و [[قربانی]] نیز راه یافت<ref>سبحانی، فروغ ابدیت، ۳۹–۴۲.</ref>. با [[ظهور اسلام]]، حج یکی از [[واجبات]] [[دینی]] [[مسلمانان]] و پیراسته از [[مناسک]] [[شرک‌آلود]] شد<ref>ازرقی، أخبار مکه، ۱/۱۲۱.</ref>.


[[قرآن کریم]] در آیاتی چند موضوع حج را مورد توجه قرار داده است. حج و [[وجوب]] آن به زمان [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} بازمی‌گردد. مطابق با [[کلام]] [[قرآن کریم]]، نخستین کسی که [[دستور]] حج را [[ابلاغ]] کرد، [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} بود<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ أَن لّا تُشْرِكْ بِي شَيْئًا وَطَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ وَأَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ}}؛ سوره حج، آیه ۲۶ ـ ۲۷.</ref>. مناسک حج در زمانی معین همراه با رسیدن ماه ذی‌حجه آغاز می‌شود<ref>{{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوْا الْبُيُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُواْ الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}؛ سوره بقره، آیه ۱۸۹.</ref>.<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۲۷۵.</ref>
[[رسول خدا]]{{صل}} در سال هشتم هجری، پس از [[فتح مکه]]، کعبه را به همراه [[حضرت علی]]{{ع}} از [[بت‌ها]] [[پاک]] کرد<ref>سبحانی، فروغ ابدیت، ۸۱۰–۸۱۵.</ref>. یک سال بعد، [[آیات]] نخستین [[سوره]] [[برائت]] نازل شد. [[رسول خدا]]{{صل}} پس از آنکه نخست این آیات را به [[ابوبکر]] سپرد که به [[مکه]] برده و در [[موسم حج]] بخواند، به علی{{ع}} [[مأموریت]] داد تا آن را در میانه راه از وی گرفته و خود در موسم حج قرائت کند. آن حضرت{{ع}} نیز در [[منا]]، این آیات را قرائت کرد. این آیات شامل چهار بند است که یکی از آنها ممنوعیت ورود [[مشرکان]] به [[خانه خدا]] و حج‌گزاری آنان پس از مهلت چهارماهه است. این [[اتمام حجت]] تأثیر گذاشت و موجب از میان‌ رفتن [[بت‌پرستی]] در [[شبه‌جزیره عربستان]] شد<ref>سبحانی، فروغ ابدیت، ۸۸۹–۸۹۴.</ref>. در [[سال دهم هجری]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} با شرکت در نخستین [[مراسم حج]]، [[احکام]] و [[آداب]] [[حج]] را به [[مسلمانان]] [[آموزش]] داد<ref>ازرقی، أخبار مکه، ۱/۱۷۵–۱۸۶؛ سبحانی، فروغ ابدیت، ۹۲۳–۹۲۴.</ref>. محدثان در آثار خود فصل‌هایی را به صورت مستقل به [[حج]] اختصاص داده و [[روایات]] فراوانی را درباره آن بیان کرده‌اند<ref>کلینی، کتاب الحج؛ حر عاملی، ابواب الحج؛ نوری، کتاب الحج.</ref>. احکام حج در کتاب‌های [[فقهی]] به صورت مفصل و مستقل مطرح شده است<ref>مفید، کتاب المناسک؛ شریف مرتضی، کتاب الحج؛ طوسی، کتاب الحج؛ حلّی، کتاب الحج.</ref>.<ref>[[سید محمود طاهری|طاهری]] و [[پروین سادات قوامی|قوامی]]، [[حج ابراهیمی (مقاله)|مقاله «حج ابراهیمی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۴]]، ص ۲۶۷؛ [[سید عباس رضوی|رضوی]]، [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[حج (مقاله)|مقاله «حج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]]، ص ۳۹۵-۴۰۱.</ref>


حج، یکی از پرشکوه‌ترین اجتماعات [[دینی]] سالانه [[مسلمانان]] در کنار [[کعبه]] [[مقدّس]] و [[مظهر]] [[وحدت]] و [[همبستگی]] آنان است و [[دیدار]] [[قبله]] و [[مسجد الحرام]] و سپس به [[زیارت]] [[مرقد]] [[رسول خدا]] {{صل}} رفتن بنیان‌های [[اعتقادی]] [[مسلمانان]] را تقویت می‌کند. [[پیامبران]] گذشته نیز [[خانه خدا]] را [[زیارت]] می‌کردند. [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} به کمک فرزندش [[اسماعیل]]، این [[خانه]] را بازسازی کرد و [[مسلمانان]] با رفتن به حج، با [[ابراهیم]] [[بت‌شکن]]، [[تجدید پیمان]] می‌کنند. حج، از باارزش‌ترین عبادت‌هاست و موجب [[آمرزش گناهان]] می‌شود. کسی که به این سفر می‌رود، "[[حاجی]]" می‌شود. "حج"، نام یکی از [[سوره‌های قرآن]] نیز هست<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۸۱.</ref>.
== [[حج]] در [[آیات]] و [[روایات]] ==
{{اصلی|حج در قرآن}}
حج از جمله فروعی است که بیشترین [[احکام]] [[قرآنی]] را دارد. [[سوره]] ۲۲ [[قرآن کریم]] به نام «حج» نام‌گذاری شده است. حج از [[شعائر الهی]] و [[شایسته]] [[تعظیم]]<ref>سوره حج، آیه ۳۲.</ref> و [[تکلیف]] اشخاص توانا<ref>سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref> شمرده شده است. برخی از [[مناسک]] و [[احکام فقهی]] و [[اخلاقی]] حج که در قرآن کریم بیان شده، عبارت‌اند از: احیای حج و [[دعوت]] [[مردم]] به آن در [[زمان]] [[حضرت ابراهیم]]{{ع}}<ref>سوره حج، آیه ۲۷.</ref>، زمان معین داشتن حج<ref>سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref>، [[وجوب]] [[طواف]] [[خانه خدا]]<ref>سوره حج، آیه ۲۹.</ref>، سعی میان [[صفا و مروه]]<ref>سوره بقره، آیه ۱۵۸.</ref>، وقوف در [[عرفات]] و [[مشعرالحرام]] و برخی از [[آداب]] آن<ref>سوره بقره، آیه ۱۹۸.</ref> و ... .


==آرزوی حج==
حج در روایات از ارکان دین اسلام<ref>کلینی، الکافی، ۲/۱۸ و ۴/۶۲؛ حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۱/۱۳–۲۰ و ۲۶–۲۸.</ref> و [[برترین]] کار و باارزش‌ترین [[واجب]]<ref>کلینی، الکافی، ۴/۲۵۲–۲۶۴.</ref> شمرده شده و ادا نکردن یا تأخیر انداختن عمدی حج واجب، موجب [[عذاب الهی]] اعلام شده است<ref>نهج البلاغه، ن۴۷، ۴۴۷؛ حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۱۱/۲۹–۳۲.</ref>. [[زمامدار]] [[مسلمانان]] [[وظیفه]] دارد اگر مردم حج را ترک کردند، آنان را به انجام حج وادار کند و هزینه آن را در صورت نیاز، از [[بیت‌المال]] بپردازد<ref>کلینی، الکافی، ۴/۲۷۲؛ حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۱۱/۲۳–۲۴.</ref>.
چه بسیارند کسانی که [[مشتاق]] [[زیارت]] حریم [[الهی]] و [[کعبه]] مقدس‎اند، اما شرایط این [[سفر]] [[معنوی]] برای آنان فراهم نمی‌شود. بر اساس [[روایات]]، آرزومند حج اگر به یکی از این [[آداب]] مداومت کند، به آرزویش می‌رسد:
# قرائت سوره حج هر سه روز یک بار؛ [[امام ششم]]{{ع}} می‌فرماید: هر کس [[سوره حج]] را هر سه روز یک بار بخواند از آن سال بیرون نمی‌رود تا بار سفر [[مکه]] را ببندد و اگر در سفر خود از [[دنیا]] برود و به مکه نرسد، جای او، در [[بهشت]] است<ref>وسائل الشیعه، ج۸ (به نقل از راهنمای حرمین شریفین، ج۳، ص۳۱).</ref>.
# [[تلاوت]] [[سوره نبأ]] در هر روز یک بار<ref>وسائل الشیعه، ج۸ (به نقل از راهنمای حرمین شریفین، ج۳، ص۳۱).</ref>.
#ختم «ماشاء الله» هزار بار در یک مجلس<ref>وسائل الشیعه، ج۸ (به نقل از راهنمای حرمین شریفین، ج۳، ص۳۱).</ref>.
#در تعقیب هر [[نماز واجب]] بگوید: {{عربی|اللهم صل على محمد و آل محمد و اقض عنّي دَين الدنيا و الاخرة}} راوی پرسید: [[دَین]] [[آخرت]] چیست؟ فرمود: حج.
#از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده است که فرمود: هر کس [[شوق]] حج دارد، لباس جدید خود را بپوشد و ظرف آبی را بردارد و ۳۵ بار [[سوره قدر]] را بر آن بخواند و بعد آن را بر خود بریزد، سپس چهار رکعت [[نماز]] بگذارد، به [[درستی]] که [[خدای تعالی]] حج و [[عمره]] را روزی او می‌کند.
#طبق [[روایات]] بسیاری، در شب ۲۳ [[ماه مبارک رمضان]] اسامی وافدین و زائرین خانهٔ [[خدا]] ثبت می‌گردد، پس در این شب [[مبارکه]] می‌توان با [[کوشش]] در [[عبادت]] و درخواست این [[موهبت]]، نام خود را به ثبت رساند.  
#در [[مناجات]] [[طلب]] حج، مداومت کند. [[محدث قمی]] این مناجات را از [[حضرت جواد]]{{ع}} در [[باقیات الصالحات]]، حاشیه مفاتیح نقل فرموده است<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ج۳، ص۳۰.</ref>.


از جمله خواسته‌های مهم [[پیشوایان معصوم]] ما به‌ویژه در ماه مبارک رمضان درخواست انجام حج و [[زیارت]] [[خانه خدا]] بوده که از رهگذر [[دعا]] از خود بجای گذاشته‌اند.
درباره [[حکمت]] [[تشریع]] [[حج]] نیز [[احادیث]] بسیاری وجود دارد که بخشی از آن چنین است: [[تواضع]] [[مسلمانان]] در برابر [[عظمت]] و [[عزت]] [[خداوند]]، [[آمرزش گناهان]]، [[رهایی]] از [[فقر]] و [[تکبر]]، [[آزمایش]] بزرگ برای [[تحمل سختی‌ها]]، نزدیکی و [[همبستگی]] مسلمانان، فراهم‌شدن اسباب [[تقرب به خداوند]] و [[رحمت الهی]]<ref>نهج البلاغه، خ۱، ۱۸؛ خ۱۰۹، ۱۵۵؛ خ۲۳۴، ۳۵۹–۳۶۰ و ح۲۴۴، ۵۵۵.</ref>.<ref>[[سید محمود طاهری|طاهری]] و [[پروین سادات قوامی|قوامی]]، [[حج ابراهیمی (مقاله)|مقاله «حج ابراهیمی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۴]]، ص ۲۶۷.</ref>
در دعای شب اول [[ماه رمضان]] می‌خوانیم:
{{متن حدیث|اللَّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضَانَ الَّذِي أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ... اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ أَنْ تَجْعَلَ فِيمَا تَقْضِي وَ تُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ فِي الْأَمْرِ الْحَكِيمِ مِنَ الْقَضَاءِ الَّذِي لَا يُرَدُّ وَ لَا يُبَدَّلُ أَنْ تَكْتُبَنِي مِنْ حُجَّاجِ بَيْتِكَ الْحَرَامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمُ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُكَفَّرِ عَنْ سَيِّئَاتِهِمْ...}}
و در دعای هر شب ماه رمضان آمده است: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضَانَ الَّذِي أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ وَ افْتَرَضْتَ عَلَى عِبَادِكَ فِيهِ الصِّيَامَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ فِي عامِي هذا وَ فِي كُلِّ عامٍ وَ اغْفِرْ لِيَ تِلْكَ الذُّنُوبَ الْعِظَامَ فَإِنَّهُ لَا يَغْفِرُهَا غَيْرُكَ يَا رَحْمَنُ يَا عَلَّامُ}}.
[[ابن ابی عمیر]] از یکی از [[خاندان رسول خدا]]{{صل}} نقل کرده کسی که این دعا را شب اول بخواند [[گناهان]] چهل سالش آمرزیده می‌شود. در این [[دعا]] تنها سه درخواست مطرح است:
# [[درود]] بر [[محمد و آل محمد]]
# حج [[خانه خدا]] در هر سال
# [[بخشش گناهان]]
از [[امام صادق]] و [[امام کاظم]]{{ع}} دعایی نقل شده که در [[ماه مبارک رمضان]] در پی هر فریضه‌ای خوانده شود: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ فِي عَامِي هَذَا وَ فِي كُلِّ عَامٍ مَا أَبْقَيْتَنِي فِي يُسْرٍ مِنْكَ وَ عَافِيَةٍ وَ سَعَةِ رِزْقٍ وَ لَا تُخْلِنِي مِنْ تِلْكَ الْمَوَاقِفِ الْكَرِيمَةِ وَ الْمَشَاهِدِ الشَّرِيفَةِ وَ زِيَارَةِ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ...}}<ref>فصلنامه میقات حج، شماره ۵۴، ص۳۵.</ref>
خداوندا امسال و هر سال تا وقتی مرا زنده می‌داری [[حجّ]] [[خانه]] خودت را روزی‌ام کن، آن هم در آسانی و [[تندرستی]] و وسعت روزی از سوی خودت و جایم را در آن جایگاه‌های [[ارزشمند]] و حرم‌های [[شریف]] خالی مگذار و از [[زیارت قبر]] پیامبرت محرومم مکن.
از دعاهای بسیار مهم و [[نورانی]] در ماه مبارک رمضان [[دعای ابوحمزه ثمالی]] از [[امام سجاد]]{{ع}} است که در [[سحرگاهان]] خوانده می‌شود. در این دعای شریف سه مرتبه [[زیارت]] [[کعبه]] از [[خداوند]] درخواست شده است... به قسمتی از این دعا اشاره می‌شود.


{{متن حدیث|... وَ ارْزُقْنَا حَجَّ بَيْتِكَ وَ زِيَارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ صَلَوَاتُكَ وَ رَحْمَتُكَ... وَ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرَامِ فِي عَامِنَا هَذَا وَ فِي كُلِّ عَامٍ وَ زِيَارَةَ قَبْرِ نَبِيِّكَ وَ لَا تُخْلِنِي يَا رَبِّ مِنْ تِلْكَ الْمَشَاهِدِ الشَّرِيفَةِ وَ الْمَوَاقِفِ الْكَرِيمَةِ... وَ ارْزُقْنِي حَجَّ بَيْتِكَ الْحَرامِ فِي عامِنا هذا وَ فِي كُلِّ عامٍ، وَ ارْزُقْنِي رِزْقاً واسِعاً مِنْ فَضْلِكَ الْواسِعِ}}<ref>معانی الاخبار، ص۱۱.</ref>.
== اهمیت حج ==
دعاهای متعددی در [[شب قدر]] وارد شده و در میان خواسته‌های این شب که شب تقدیر [[انسان‌ها]] است حج خانه خدا برجسته است. در روایتی از امام صادق{{ع}} در این باره نقل شده است:
حج در [[اسلام]] جایگاه و اهمیت والایی دارد. [[قرآن]] در [[آیه]] {{متن قرآن|فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا ...}}<ref>«در آن نشانه‌هایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است ...» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref> حج را [[حق]] خاص [[خداوند]] دانسته است<ref>الخلاف، ج ۲، ص۴۳۲ - ۴۳۳.</ref> و بر [[کافر]] و مسلمان<ref> تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۹۲.</ref> [[واجب]] است، هرچند راه آنان بسیار دور باشد یا پیاده این راه را بپیمایند<ref>سوره حج، آیه ۲۷.</ref>.
{{متن حدیث|يُكْتَبُ فِيهَا وَفْدُ مَكَّةَ فَمَنْ كَانَ فِي تِلْكَ السَّنَةِ مَكْتُوباً لَمْ يَسْتَطِعْ أَنْ يَحْبِسَ وَ إِنْ كَانَ فَقِيراً مَرِيضاً وَ مَنْ لَمْ يَكُنْ فِيهَا مَكْتُوباً لَمْ يَسْتَطِعْ أَنْ يَحُجَّ وَ إِنْ كَانَ غَنِيّاً صَحِيحاً}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۳، ص۳۱۳.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۵۱.</ref>


==ایام تشریق==
در [[روایات اسلامی]] نیز حج از جایگاه و اهمیت فراوانی برخوردار است؛ از جمله در روایتی حج یکی از ۵ رکن [[اسلام]] شمرده شده است<ref> الکافی، ج ۲، ص۱۸؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۷۴؛ صحیح البخاری، ج ۱، ص۸.</ref>. در روایاتی دیگر حج [[برتر]] از [[نماز]] و [[روزه]]<ref>من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۲۱؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۱۱ ـ ۱۱۲.</ref> [[مستحب]] و [[انفاق در راه خدا]] شمرده شده است، هرچند طلای سرخ و به اندازه [[کوه]] ابوقبیس باشد؛ همچنین ۱۰ [[روز]] نخست [[ذیحجه]]، [[پاک‌ترین]] روزها نزد [[خدا]] و [[عمل صالح]] در این روزها از محبوب‌ترین [[اعمال]] و دارای عظیم‌ترین [[پاداش]] شمرده شده است<ref> وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص۲۷۳؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۲، ص۱۹۳.</ref>، از این‌رو [[معصومان]] {{عم}} در بهترین [[زمان]] یعنی [[ماه رمضان]]<ref> الکافی، ج ۴، ص۷۴؛ وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص۳۲۵.</ref> و پس از هر نماز در این ماه، [[توفیق]] انجام حج در همان سال و بلکه همه سال‌ها را از [[خداوند]] می‌خواستند<ref> اقبال الاعمال، ج ۱، ص۷۹؛ بحارالانوار، ج ۸۴، ص۳۱۸.</ref> و [[مؤمنان]] را به تکرار حج حتی تا ۵۰ بار و بیشتر از آن<ref>من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۲۱۷؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۲۷.</ref> هرچند با [[قرض]] گرفتن باشد توصیه می‌کردند<ref> تهذیب، ج ۵، ص۴۴۱ - ۴۴۲؛ وسائل‌الشیعه، ج ۱۱، ص۱۴۰.</ref>.
«تشریق»<ref>لسان العرب، جدهم، ص۱۷۶، تشریق یعنی به طرف شرق رفتن، «ایام التشریق» یعنی سه روز پس از عید قربان، التشریق ایضا به معنای نماز عید. (ترجمه منجد الطلاب، ماده شرق)</ref>، نام سه [[روز]] آخر [[مناسک حج]]، یعنی روزهای یازدهم، دوازدهم و [[سیزدهم ذی‌حجه]] است، که در این سه روز [[حاجیان]] پس از انجام [[قربانی]] در روز دهم ([[عید قربان]]در صحرای [[منا]] اقامت نموده و روز یازدهم و دوازدهم (و برای بعضی‌ها روز سیزدهم) به سنگسار کردن [[شیطان]] در جمرات ثلاثه مشغول می‌شوند. این ایام در [[شرع مقدس اسلام]] از [[قداست]] خاصی برخوردار است، تا آنجا که در [[قرآن مجید]] در دو [[آیه]] از آن یاد شده است:
{{متن قرآن|وَاذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ}}<ref>«و خداوند را در روزهایی چند یاد کنید» سوره بقره، آیه ۲۰۳.</ref>، {{متن قرآن|وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُومَاتٍ}}<ref>«و نام خداوند را در روزهایی معین بر آنچه از دام‌ها که روزیشان کرده است (هنگام قربانی) یاد کنند» سوره حج، آیه ۲۸.</ref>.


که در بعضی از [[روایات]] آمده است که «ایام معلومات» اشاره به این روزها می‌باشد.
از دیگر نشانه‌های اهمیت حج آن است که بر اساس برخی [[روایات]]، [[حاکمان]] [[اسلامی]] [[مأمور]] شده‌اند که در صورت ترک حج از سوی [[مسلمانان]]، آنان را با [[اجبار]] راهی حج کنند<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۶۰؛ تهذیب، ج ۵، ص۲۳.</ref> و در صورت نداشتن هزینه [[سفر]]، آن را از [[بیت‌المال]] مسلمانان، بپردازند<ref>الکافی، ج ۴، ص۲۷۲؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۴۲۰.</ref>. ترک این عمل از سوی مستطیع، مساوی با [[کفر]]<ref>من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص۳۵۶؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۳۱.</ref> و مردن به [[دین یهود]] یا [[نصارا]]<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۳۰؛ مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۱۸.</ref> و سبب هلاک شدن فرد<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۲۳؛ بحارالانوار، ج ۹۶، ص۱۹.</ref>، [[محروم]] شدن وی از [[شفاعت]] و [[حوض کوثر]]، قرار گرفتن در زمره زیان‌کارترین [[مردم]]، پشیمان شدن هنگام [[مرگ]] و کور گردیدن در [[قیامت]] دانسته شده است<ref>الحج والعمره، ص۱۶۹ ـ ۱۷۳.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی]]، [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[حج (مقاله)|مقاله «حج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]]، ص ۴۰۱-۴۰۶.</ref>
در کتب [[ادعیه]] [[فضایل]] بسیاری برای [[عبادت]] در این روزها ذکر شده است. هم‌چنین [[روایت]] شده که [[مستحب]] است در این روزها پس از هر نمازی این [[دعا]] ([[تکبیر]]) گفته شود:
{{متن حدیث|اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ اللَّهُ أَكْبَرُ عَلَى مَا هَدَانَا اللَّهُ أَكْبَرُ عَلَى مَا رَزَقَنَا مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ}}<ref>دائره المعارف تشیع، ج۴، ص۲۶۵.</ref>.
گفته شده است، تشریق همچنان که از نامش پیداست، ایامی است روشنی‌بخش که [[روح]] و [[جان انسان]] در پرتو آن [[مراسم]] عالی مذهبی [[نورانی]] می‌شود. برخی دیگر علت [[تسمیه]] این ایام را به ایام تشریق این دانسته‌اند که در این ایام گوشت‌های قربانی را زیر [[نور]] [[آفتاب]] خشک می‌کردند. «تابش ماهتاب در طول شب»، «[[رمی]] و قربانی پس از [[طلوع]] آفتاب»، «رفتن به سوی [[مشرق]]»، «منع از قربانی گوسفند مشرقه -گوش شکافته -»، و «برق زدن [[خورشید]] بر خون‌های ریخته شده و درخشندگی آنها» را از جمله و وجوه [[تسمیه]] ایام تشریق ذکر کرده‌اند.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۵۷.</ref>


==ایام معلومات==
== [[فلسفه حج]] ==
چنان‌چه در [[آیه شریفه]] آمده است {{متن قرآن|وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُومَاتٍ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ}}<ref>«و نام خداوند را در روزهایی معین بر آنچه از دام‌ها که روزیشان کرده است (هنگام قربانی) یاد کنند» سوره حج، آیه ۲۸.</ref> [[خداوند]] را در ایام معلومات یاد کنید و نیز در [[سوره بقره]] آمده است {{متن قرآن|وَاذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ}}<ref>«و خداوند را در روزهایی چند یاد کنید» سوره بقره، آیه ۲۰۳.</ref> میان [[مفسران]] در این زمینه گفتگوست و [[روایات اسلامی]] در این زمینه متفاوت است.
[[مراسم]] پرشکوه حج همچون [[عبادات]] دیگر، دارای [[برکات]] و آثار فراوانی در فرد و [[جامعه اسلامی]] است که اگر طبق برنامه صحیح انجام پذیرد و از آن بهره‌برداری [[درستی]] شود، می‌تواند منشاء [[تحول]] تازه‌ای در [[جوامع اسلامی]] گردد.
گروهی از مفسران به استناد برخی از روایات اسلامی، معتقدند که منظور از ایام معلومات ده [[روز]] آغاز [[ذی‌حجه]] است و ایام معدودات «ایام التشریق» یعنی روزهای یازدهم، دوازدهم و [[سیزدهم ذی‌حجه]] می‌باشد. روزهایی که [[نورانی]] و روشنی‌بخش همه دل‌هاست.
در حالی که گروهی دیگر، طبق بعضی دیگر از [[روایات]] گفته‌اند: هر دو اشاره به ایام تشریق است و ایام تشریق را گاهی همان سه روز گرفته‌اند و گاهی روز دهم، یعنی [[عید قربان]] را نیز بر آن افزوده‌اند.


جمله {{متن قرآن|فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ}}<ref>«و آنکه (برای کوچ کردن از منا) بشتابد (و اعمال را) دو روزه (انجام دهد) گناهی نکرده است» سوره بقره، آیه ۲۰۳.</ref> که در سوره بقره آمده، نشان می‌دهد که ایام تشریق بیش از سه روز نیست؛ زیرا [[تعجیل]] در آن سبب می‌شود که یک روز از آن کاسته و تبدیل به دو روز گردد.
این [[مناسک]] بزرگ در [[حقیقت]] دارای چهار بعد است؛ که هر یک از دیگری ریشه‌دارتر و سودمندتر است.
ولی با توجه به این که در [[آیات]] [[سوره حج]] بعد از ذکر «ایام معلومات» مسأله [[قربانی]] آمده و می‌دانیم قربانی در روز دهم انجام می‌گیرد، این موضوع [[تأیید]] می‌شود که ایام معلومات ده روز آغاز [[ذی الحجه]] است که به روز دهم (روز قربانی) ختم می‌گردد. و به این ترتیب [[تفسیر]] اول که دوگانگی مفهوم ایام معلومات با ایام معدودات باشد تقویت می‌گردد. اما با توجه به [[وحدت]] تعبیرهایی که در هر دو [[آیه]] وارد شده بیشتر این مسأله به [[ذهن]] می‌رسد که هر دو اشاره به یک مطلب است. [[هدف]] در هر دو توجه به [[یاد خدا]] در ایام معینی است، که از دهم [[ذی الحجه]] شروع می‌‌شود و به سیزدهم آن ماه پایان می‌یابد. البته یکی از موارد ذکر [[نام خدا]]، ذکر نام او به هنگام
[[قربانی]] است<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۷۳.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۵۸.</ref>


==ایام نَحر==
۱. بعد [[اخلاقی]] حج: مهم‌ترین حج همان [[دگرگونی]] اخلاقی است که در [[انسان‌ها]] به وجود می‌آورد، مراسم «[[احرام]]» [[انسان]] را به کلی از تعینات مادی و امتیازات ظاهری و لباس‌های رنگارنگ و [[زر و زور]] بیرون می‌برد، و با [[تحریم]] [[لذائذ]] و پرداختن به [[خودسازی]] که از [[وظایف]] [[محرم]] است، او را از [[جهان]] ماده جدا کرده و در عالمی از [[نور]] و [[روحانیت]] و [[صفا]] قرار می‌دهد<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۷۵ و ۷۶.</ref>. سپس مراسم دیگر حج یکی پس از دیگری انجام می‌گیرد، مراسمی که علاقه‌های [[معنوی]] انسان را لحظه به لحظه با خدایش محکم‌تر می‌کند و رابطه او را نزدیک‌تر و قوی‌تر می‌سازد.
به روزهای دهم و یازدهم و [[دوازدهم ذی‌حجه]] گویند. پنجمین عمل از [[اعمال]] [[حج تمتع]]، [[قربانی کردن]] در [[سرزمین منی]] است و اصطلاح نحر درباره قربانی کردن شتر به کار برده می‌شود<ref>فرهنگ اصطلاحات حج، حریری، ص۲۲.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۵۹.</ref>


==[[تحریف]] در حج==
مخصوصا توجه به این حقیقت که [[مراسم حج]] در هر قدم، یادآور خاطرات ابراهیم [[بت‌شکن]] و [[اسماعیل ذبیح]] [[الله]] و مادرش [[هاجر]] است که [[مجاهدت‌ها]] و [[ایثارگری]] آنها را در برابر چشمان انسان مجسم می‌کند.
[[مردم]] همچنان به [[پیروی]] از [[انبیاء]]، [[مناسک حج]] را به جا می‌آوردند تا آن که: {{متن قرآن|فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ}}<ref>«اما روزگار بر آنان به درازا کشید و دل‌هاشان سخت شد» سوره حدید، آیه ۱۶.</ref> به تدریج، [[فساد]] در [[زندگی]] و سپس تحریف در مناسک حج پدید آمد و حج با [[شرک]]، [[آلوده]] گردید و [[قدرت]] طلبان و سودجویان [[سلطه‌گر]] از موقعیت [[کعبه]] برای تثبیت موضع خود [[سوء استفاده]] کردند و هر کدام در کعبه برای خود خدائی و آئینی ساختند و در [[حقیقت]]، پایگاهی بدلی برای [[حفظ قدرت]] و [[منافع]] خود ایجاد نمودند.
[[قبیله]] «[[جرهم]]» علیه قبیله «[[سعد بن عدنان]]» و سپس «[[عمروبن ربیعه بن حارثه]]» [[رئیس قبیله]] «[[خزاعه]]»، علیه «[[عمروبن حارث جرهمی]]» رئیس قبیله «جرهم» و آن گاه قبیله «[[قصی بن کلاب]]» برای نابودی قبیله «خزاعه» [[جنگ‌ها]] به راه انداختند و هر کدام با [[پیروزی]] بر کعبه، جای پای خود را با [[بت]] جدید و [[مراسم]] [[شرک‌آلود]] ویژه‌ای تثبیت نمودند<ref>فروع کافی، ج۴، ص۲۱۱.</ref>.
کلبی در «الاصنام» می‌گوید: قبیله «[[ازد]]» هر ساله به عنوان حج به [[مکه]] می‌رفتند و [[قریش]]، به قصد [[زیارت]] [[بت عزی]] و قبیله «مدحج» برای زیارت بت «یغوث» و [[قبائل]] «لحم و [[قضاعه]] و [[جذام]]» در محل «اقیصر» حج می‌نمودند.


و اما درباره انتقال حج به [[یمن]]؛ موقعیت کعبه و ریشه‌دار بودن مناسک حج، هر قبیله [[قدرتمند]]، [[جاه طلب]] و [[سلطه]] جوئی را به [[وسوسه]] [[تسخیر]] این مرکز [[دل‌ها]] و مقصد [[آمال]] می‌انداخت و هر کدام پس از پیروزی، ضمن [[نصب]] بت ویژه و ایجاد [[بدعت]] جدید، سعی بر آن داشتند که [[مراسم حج]] هر چه باشکوه‌تر و جذاب‌تر و با آرایشی چشمگیرتر برگزار گردد.
و نیز در هر گوشه‌ای از [[مسجد الحرام]] و [[سرزمین مکه]]، انسان چهره [[پیامبر]]{{صل}} و علی{{ع}} و سایر [[پیشوایان]] بزرگ را می‌بیند و صدای آوای حماسه‌های آنها را می‌شنود.
در تمامی [[درگیری‌ها]] و کشمکش‌ها، که بر سر [[حراست]] کعبه و [[سیادت]] بر آن رخ می‌داد، قدرت‌های سلطه‌جو علی‌رغم [[اختلاف]] و درگیری و تفاوت در بت‌های ویژه و مراسم مخصوص به خود، در یک جهت متفق القول بودند و آن این که برگزاری [[مراسم]] [[توحیدی]] حج به زبان مقاصد و [[منافع]] تمامی آنها بوده و در نهایت موجب زوال [[قدرت]] و نابودی [[مطامع]] آنها می‌باشد. چنان که هر گونه صدمه و [[زیان]] به اصل [[کعبه]] و [[مراسم حج]]، آنان را از بهره‌گیری سرشار از یک موقعیت رایگان که از گذشتگان به ایشان رسیده است [[محروم]] خواهد نمود. پر کردن [[چاه زمزم]] توسط [[قبیله]] «[[جرهم]]» نیز نه به خاطر آن بود که با ایجاد مشکل آب از ممانعت کنند، بلکه اقدامی برای [[نفی]] زمینه [[سیادت]] دیگران محسوب می‌شد.
علی رغم این [[تفکر]] سودجویانه برای اولین بار؛ حادثه جدیدی در [[تاریخ]] [[جاهلی]] رخ داد و فرمانروای [[یمن]] بر آن شد که این موقعیت [[تاریخی]] را از [[مکه]] به یمن انتقال دهد و با [[حفظ]] اصل حج و [[جاذبه]] آن، محل برگزاری [[مناسک]] را [[تغییر]] دهد تا بهره‌های مادی و [[معنوی]] حاصل از مراسم حج نصیب دربار [[ابرهه]] گردد.


به منظور تحقق بخشیدن به این [[آرزو]]، ابرهه با سپاهی کلان برای ویران نمودن کعبه به سوی مکه [[حرکت]] کرد. او در این [[تهاجم]]، از فیل‌های [[عظیم الجثه]] و [[سپاهیان]] [[دلیر]] استفاده کرد و همه وسائل و ابزار ظاهری [[پیروزی]] را فراهم آورد ولی علی‌رغم همه این تدارکات، به وسیله [[ابابیل]] و سجیل نابود شدند و این نقشه خطرناک عقیم ماند.
اینها همه دست به دست می‌دهند و زمینه یک [[انقلاب]] اخلاقی را در دل‌های آماده فراهم می‌سازند، به گونه‌ای توصیف ناشدنی ورق زندگانی انسان را برمی‌گردانند و صفحه نوینی در [[حیات]] او آغاز می‌کنند.
زمانی هم مسائلی از قبیل [[غارت]] رفتن اشیاء زرین کعبه [[قریش]] را بر آن داشت که به خاطر [[استحکام]] و [[امنیت]] و [[شکوه]] بیشتر کعبه آن را منهدم و سپس به نوسازی آن [[همت]] گمارند. گرچه این حادثه همزمان با سیادت [[مجدد]] حامیان [[دین حنیف]] و آئین توحیدی ابراهیمی است و اینک [[عبدالمطلب]] و فرزندانش پاسدار [[حرمت]] کعبه و اختیاردار [[زمزم]] و متولی تأمین آب [[آشامیدنی]] حجاج‌اند و [[پیامبر]]{{صل}} در [[دوران جوانی]] شخصاً قریش را در تجدید بنا [[هدایت]] و [[یاری]] می‌دهد، اما کعبه همچنان جولانگاه [[بت]] داران و هیاکل [[شرک]] است و هر قبیله‌ای در [[خانه خدا]] بتی دارد و از رهگذر آن منافعی را می‌طلبد<ref>در راه برپایی حج ابراهیمی، عمید زنجانی، ص۸۸.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۲۴۵.</ref>


==[[تشرف]] در حج==
در [[روایات اسلامی]] می‌خوانیم کسی که حج را به [[طور]] کامل انجام دهد: «از [[گناهان]] خود بیرون می‌آید، همانند روزی که از مادر متولد شده»<ref>بحار الانوار، ج۹۹، ص۲۶.</ref>.
تشرف به معنای دیدن و [[شرف]] حضور یافتن به [[خدمت]] [[امام زمان]]{{ع}} است.
 
البته [[رؤیت]]، [[ملاقات]]، [[فیض حضور]]، [[شهود]] و [[مشاهده]] با هم تفاوت‌هایی دارد. اگر چه در [[توقیع امام زمان]]{{ع}} به آخرین [[نائب]] خود [[علی بن محمد سمری]] آمده است که: «هر کس در [[دوران غیبت کبری]]، ادعای دیدن مرا نماید، [[دروغگو]] است، اما از طرف دیگر حکایات متواتری با سندهای معتبر، در آنها بیان شده که عده‌ای از اشخاص و علمای مورد [[وثوق]]، به خدمت حضرت مشرف شده و او را دیده‌اند.
۲. بعد [[سیاسی]] حج: مراسم حج در عین این که خالص‌ترین و عمیق‌ترین عبادات را عرضه می‌کند، مؤثرترین وسیله برای پیشبرد اهداف [[سیاسی]] [[اسلام]] است. [[روح]] [[عبادت]]، [[توجه به خدا]] و روح [[سیاست]]، توجه به [[خلق]] خداست، این دو در حج آن‌چنان به هم آمیخته‌اند که تار و پود یک پارچه‌اند!
در این قسمت به چند نمونه از [[انسان‌های پاک]] و منزهی که [[توفیق]] و [[لیاقت]] [[دیدار امام زمان]]{{ع}} را در [[مراسم]] باشکوه حج داشته‌اند اشاره می‌گردد، به [[امید]] آنکه ما را نیز لایق این دیدار نماید.
تشرف در [[طواف]]؛ عده‌ای از شاگردان حضرت [[آیت‌الله]] اراکی از معظم له خواستند مطالبی را درباره داستان تشریف دخترشان به [[محضر امام]] عصر{{ع}} بیان کنند. ایشان فرمودند:
دخترم به [[احکام شرعی]] و [[دستورات]] [[دیدنی]] کاملاً آشنا و نسبت به [[اعمال]] [[شرعی]] پایبندند. من از [[دوران کودکی]] او تا کنون مواظب حالش بودم، تا این که چندی پیش می‌خواست عازم [[مکه]] شود، ولی شوهرش نمی‌توانست همراه او برود، و پسرش هم [[راضی]] نشد همراهی‌اش کند. سرانجام بر این شد که در [[معیت]] آیت‌الله آقای حاج آقا [[موسی]] زنجانی و [[خانواده]] ایشان مشرف شود. موقع خداحافظی، از [[تنهایی]] اظهار [[نگرانی]] می‌کرد و می‌گفت: با این وضع چگونه اعمال حج را به جا آورم؟ به او گفتم که ذکر {{متن حدیث|يَا حَفِيظُ يَا عَلِيمُ‌}} را زیاد بگوید. ایشان خداحافظی کرد و به حج رفت.


روزی که از [[سفر حج]] بازگشت، خاطره‌ای برای من نقل کرد و گفت: هنگام طواف [[خانه خدا]] معطل ماندم، دیدم با ازدحام [[جمعیت]] نمی‌توانم طواف کنم؛ لذا در کناری به [[انتظار]] ایستادم، ناگهان صدایی شنیدم که می‌گفت: ایشان امام زمان است، متصل به امام زمان شده، پشت سر او طواف کن!
حج عامل [[مبارزه]] با [[تعصبات]] ملی و نژاد پرستی و محدود شدن در حصار و مرزهای جغرافیایی است. حج وسیله‌ای است برای انتقال [[اخبار]] سیاسی [[کشورهای اسلامی]] از هر نقطه به نقطه دیگر، و خلاصه حج، عامل مؤثری است برای شکستن زنجیرهای [[اسارت]] و [[استعمار]] و [[آزاد]] ساختن [[مسلمین]].
دیدم آقایی در میان [[جمعیت]] و پیشاپیش آنان در [[حرکت]] است و مردمی دور او حلقه زده‌اند. به طوری که هیچ کس نمی‌توانست وارد آن حلقه شود، من وارد شدم و دستم را به عبایش گرفتم و مکرر می‌گفتم: قربان شما بروم و هفت بار دور [[خانه]] [[طواف]] کردم. [[آیت‌الله]] اراکی در پایان فرمودند: من به [[صدق]] و [[راستی]] این دختر قطع و [[یقین]] دارم و او این داستان را برای کسی حتی آقای حاج آقا [[موسی]] زجانی نگفته بود<ref>برکات سرزمین وحی، ص۸۹ (به نقل از شرح احوال آیت‌الله اراکی، رضا استادی، ص۵۹۸).</ref>.
[[تشرف]] در [[عرفات]]؛ [[حجة الاسلام و المسلمین]] آقای انصاریان نقل کرده‌اند: فردی بود به نام «محمد علی اربابی تهرانی» که با آقای «شیخ رجبعلی [[خیاط]]» بسیار نزدیک بود، درباره سفرش به [[مکه]] می‌گفت: شب نهم به عرفات رسیدم، در آن [[زمان]] عرفات بسیار تاریک بود و از چراغ دستی استفاده می‌شد. [[ساعت]] ۱۰ شب بود که پیوسته متذکر حضرت [[امام عصر]]{{ع}} بودم، البته نه برای زیارت‌شان؛ چراکه خود را لایق [[زیارت]] ایشان نمی‌دانستم. بیرون چادر متذکر بودم در حالی که هیچ کس حضور نداشت، ولی صدایی به [[زبان فارسی]] شنیدم که گفت: حاج آقا محمد علی! برگشتم با یک چهره [[نورانی]]، [[روحانی]] و آسمانی مواجه شدم، گفت: بیا کنار دست من. گفتم: [[چشم]] و در [[حقیقت]] به سوی ایشان کشیده شدم، کنارش نشستم. فرمود: امشب [[شب عرفه]] است، زیارت [[حضرت سیدالشهداء]] وارد است، دلت می‌خواهد من یک زیارت بخوانم؟ حاج آقا محمد علی گفت: من از [[کودکی]] زیارت‌های معروف را شنیده بودم و با آنها آشنایی داشتم و مضامین و کلمات آنها را می‌دانستم، به ایشان گفتم که خیلی دوست دارم. حدود یک ساعت زیارتی را خواند که تا آن زمان نشنیده بودم. کلمه به کلمه که می‌خواند، من [[حفظ]] می‌کردم و تا آخر به حافظه‌ام سپرده شد. [[گریه]] کردن آن شخص هم غیر قابل توصیف بود. پس از زیارت خداحافظی کرد و رفت. هر قدر از من دور می‌شد، [[زیارت]] هم از خاطرم می‌رفت تا اینکه به کلی آن را فراموش کردم. از [[مکه]] به [[کاظمین]] رفتم و کنار راه آهن ایستاده بودم، ناگاه همان شخص را دیدم. نزدیک آمد، [[سلام]] کرد و گفت: به [[تهران]] که رفتی، سلام مرا تنها به آقا شیخ محمد حسن طالقانی برسان.
می‌گفت: وقتی به تهران آمدم و نزد آقا شیخ محمد حسن رفتم و قضیه را نقل کردم، ایشان بسیار گریست و مرا متوجه کرد که آن شخص [[امام عصر]]{{ع}} بوده است، در حالی که من در [[عرفات]] و کاظمین آن [[بزرگوار]] را نشناخته بودم<ref>برکات سرزمین وحی، ص۹۱.</ref>.


[[تشرف]] در راه [[مسجدالحرام]]؛ مرحوم [[حجة الاسلام و المسلمین]] [[هادی]] مروی نقل کردند: «[[آیت‌الله]] شیخ [[راضی]] نجفی تبریزی» ابوالزوجه [[شهید]] حاج شیخ عباس شیرازی، با شنیدن [[شهادت]] ایشان بسیار ناراحت شد و می‌گفت: نمی‌توانم شهادت حاج شیخ عباس شیرازی را [[باور]] کنم. خیلی نا آرام بود و [[گریه]] می‌کرد، زمینه‌ای فراهم گردید که ایشان به حج مشرف شد و پس از بازگشت، داستانی را نقل کرد. گفت [[خداوند]] [[عنایت]] کرد و در کاروانی که نزدیک [[حرم]] مستقر بود، قرار گرفتم (چون پایش ناراحت بود و با [[عصا]] راه می‌رفت) در ساعات میان ۹ تا ۱۰ که وقت خلوتی است به مسجدالحرام رفتم، روزهای هفتم و [[هشتم ذیحجه]] بود و همه [[زائران]] به مکه آمده بودند و خیابان‌ها شلوغ بود. یک بار که به طرف حرم می‌رفتم، دیدم هیچ کسی در خیابان نیست، ماشین دیده می‌شود، ولی کسی در داخل آنها نیست، [[تعجب]] کردم که خیابان‌های شلوغ همه [[روزه]]، چرا امروز [[خلوت]] است در همین [[فکر]] بودم که ناگاه دیدم فردی از روبه‌رو می‌آید، نعلین مردانه‌ای در پا و نقابی بر چهره داشت. به محض این که خواستم سؤالی بکنم، مثل کسی که برق او را گرفته باشد، خشکم زد. در مقابلم ایستاد و هیچ حرکتی نتوانستم بکنم. [[نقاب]] را تا بالای ابرو بالا زد، وقتی چشمم به آن صورت [[زیبا]] افتاد، مکرر گفتم: {{متن حدیث|مَا شَاءَ اللَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‌}} این جمله را چند بار تکرار کردم و مبهوت [[جمال]] ایشان شدم. سپس نقاب را انداخت و من دوباره غوغای [[جمعیت]] را دیدم.
روی همین جهت، [[حضرت علی]]{{ع}} هنگامی که [[فلسفه]] [[فرائض]] و [[عبادات]] را می‌شمرد، درباره حج می‌گوید: {{متن حدیث|الْحَجُّ تَقْوِيَةً لِلدِّينِ‌}}<ref>نهج البلاغه، فیض الاسلام، کلمات قصار، شماره ۲۴۴، ص۱۱۹۷.</ref> «[[خداوند]] [[مراسم حج]] را برای تقویت [[آیین اسلام]] [[تشریع]] کرد».
در جلسه بعد، یکی از منسوبین از ایشان پرسید چه درخواستی از [[خدا]] کرده بودی که این ماجرا برایت رخ داد؟ گفت: وقتی چشمم به [[کعبه]] افتاد، بی‌اختیار این جمله بر زبانم جاری شد که {{متن حدیث|اللَّهُمَّ أَرِنِي الطَّلْعَةَ الرَّشِيدَةَ وَ الْغُرَّةَ الْحَمِيدَةَ...}} و آن گاه افزود: خیلی [[غصه]] خوردم که ای کاش غیر از «[[رؤیت]]»، «تکلم» را هم خواسته بودم. چون در مرتبه اول که چشم [[انسان]] به کعبه می‌افتد، هر آرزویی که داشته باشد [[اجابت]] می‌شود<ref>برکات سرزمین وحی، ص۹۴.</ref>.
کسانی که در دوران [[غیبت طولانی]] آن حضرت به دیدارش مفتخر شده‌اند، بسیارند. برشمردن نام و نشان همه آنان ممکن نیست. [[علامه مجلسی]] در کتاب خود<ref>بحارالانوار، ج۵۲، ص۱ – ۷۷.</ref> نام گروهی را که در [[غیبت کبری]] به دیدار حضرت نایل آمده‌اند، بر شمرده است.
مرحوم نوری نیز در کتاب خود<ref>نجم الثاقب، باب هفتم.</ref> داستان یکصد تن از آنان را که بدین [[افتخار]] نائل شده‌اند، آورده و آن گاه از این یکصد داستان، ۵۸ سرگذشت دیدار را برگزیده و در کتاب دیگرش «جَنَة الماوی» آورده است.
علاوه بر اینها، [[دانشمندان]] پیشین و معاصر نیز کتاب‌های جداگانه‌ای درباره داستان کسانی که به دیدار آن حضرت مفتخر شده‌اند، به رشته تحریر در آورده‌اند. از جمله آنها است: تبصرة [[الولی]] فیمن [[رأی]] [[القائم]] المهدی، [[سید هاشم بحرانی]] - تذکرة الطالب فیمن رأی [[الامام المهدی]] الغائب، میثمی [[عراقی]]- دارالسلام فیمن فاز بسلام الامام، مرحوم نوری - بدائع الکلام فیمن اجتمع بالامام، [[سید]] جمال الدین محمد طباطبایی - البهجة فیمن فاز بلقاء [[الحجة]]، میرزا محمد [[نقی]] الماسی [[اصفهانی]] - العبقری الحسان، [[علی اکبر]] نهاوندی<ref>موعود نامه، مجتبی تونه‌ای، ص۲۲۵.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۲۵۱.</ref>


==[[تشریع]] حج==
۳. بعد [[فرهنگی]]: ارتباط قشرهای [[مسلمانان]] در ایام حج می‌تواند به عنوان مؤثرین عامل مبادله فرهنگی و انتقال فکرها به شمار آید. با توجه به اینکه [[اجتماع]] شکوهمند حج، [[نماینده]] طبیعی و [[واقعی]] همه قشرهای مسلمانان [[جهان]] است، (چراکه در [[انتخاب]] افراد برای رفتن به [[زیارت]] [[خانه خدا]] هیچ عامل مصنوعی موثر نیست و [[زوار]] [[کعبه]] از میان تمام گروه‌ها، نژادها و زبان‌هایی که مسلمانان به آن تکلم می‌کنند، برخاسته و در آنجا جمع می‌شوند).
درباره تشریع حج، [[روایات]] بسیاری وارد شده که یکی از آنان را ذکر می‌کنیم:
 
[[فضل بن شاذان]] از [[هشتمین امام]]، [[علی بن موسی الرضا]]{{ع}} از علل تشریع حج می‌پرسد و حضرت پاسخ می‌دهد:
لذا در [[روایات اسلامی]] می‌خوانیم یکی از فوائد حج، نشر اخبار و آثار [[رسول الله]]{{صل}} به تمام [[جهان اسلام]] است. «[[هشام بن حکم]]» می‌گوید: از [[امام صادق]]{{ع}} درباره [[فلسفه حج]] و [[طواف]] کعبه سوال کردم، فرمود:<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۹.</ref> خداوند این [[بندگان]] را آفرید... و فرمان‌هایی از طریق [[مصلحت]] [[دین]] و [[دنیا]] به آنها داد، از جمله اجتماع [[مردم]] شرق و غرب را (در [[آیین]] حج) مقرر داشت تا مسلمانان به خوبی یکدیگر را بشناسند و از حال هم [[آگاه]] شوند و هر گروهی سرمایه‌های [[تجاری]] را از شهری به [[شهر]] دیگر منتقل کنند. و برای این که آثار [[پیامبر]]{{صل}} و اخبار او شناخته شود، مردم آنها را به خاطر آورند و هرگز فراموش نکنند<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۷۹.</ref>.
{{متن حدیث|لِعِلَّةِ الْوِفَادَةِ إِلَى اللَّهِ‌}}؛ «حج به سوی [[خدا]] رفتن و در پیشگاه [[باری تعالی]] حاضر شدن است». (کسی که معنای حضور در پیشگاه. [[حی]] [[داور]] را بداند و بفهمد، به غیر از او توجه نکرده، خود را به [[گناه]] نمی‌آلاید.)
 
{{متن حدیث|وَ طَلَبِ الزِّيَادَةِ}}؛ «حج زیادت‌طلبی و [[کمال‌خواهی]] و از خدا [[پاداش]] و [[ثواب]] فراوان خواستن است».
بنابراین، حج می‌توانند تبدیل به یک [[کنگره]] عظیم [[فرهنگی]] شود و [[اندیشمندان]] [[جهان اسلام]] در ایامی که در [[مکه]] هستند گردهم آیند و [[افکار]] و ابتکارات خویش را بر دیگران عرضه کنند.
{{متن حدیث|وَ الْخُرُوجِ مِنْ كُلِّ مَا اقْتَرَفَ الْعَبْدُ تَائِباً مِمَّا مَضَى مُسْتَأْنِفاً لِمَا يَسْتَقْبِلُ}}؛ «حج از گذشته تاریک و پر گناه خارج شدن و از آن‌چه در گذشته انجام شده [[توبه]] کردن و برای [[آینده]] کار خوب و [[نیک]] را از نو آغاز کردن است».
 
یکی از بدبختی‌های بزرگ این است که [[مرزهای کشور اسلامی]]، سبب جدایی فرهنگی آنها شود، [[مسلمانان]] هر [[کشور]] تنها به خود بیندیشند که در این صورت، [[جامعه واحد اسلامی]] پاره پاره و نابود می‌گردد. طبیعی است که حج می‌تواند جلو این [[سرنوشت]] شوم را بگیرد.
 
۴. [[بعد اقتصادی]]: بر خلاف آنچه بعضی [[فکر]] می‌کنند، استفاده از کنگره عظیم حج برای تقویت پایه‌های [[اقتصادی]] [[کشورهای اسلامی]]، نه تنها با [[روح]] حج منافات ندارد، بلکه طبق [[روایات اسلامی]]، یکی از فلسفه‌های آن را تشکیل می‌دهد. چه مانعی دارد، مسلمانان در آن [[اجتماع]] بزرگ، پایه یک [[بازار]] مشترک [[اسلامی]] را بگذارند و زمینه‌های مبادلاتی و [[تجاری]] را در میان خود به گونه‌ای فراهم سازند که نه منافع‌شان به جیب [[دشمنان]] برود و نه اقتصادشان وابسته به [[اجانب]] باشد که این [[دنیاپرستی]] نیست، عین [[عبادت]] است و [[جهاد]]؛ لذا در [[روایت]] [[هشام بن حکم]] از [[امام صادق]]{{ع}} ضمن بیان فلسفه‌های حج صریحا به این موضوع اشاره شده بود که یکی از اهداف حج، تقویت [[تجارت]] مسلمانان و تسهیل [[روابط اقتصادی]] است<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۹.</ref>.
 
در [[حدیث]] دیگری از امام صادق{{ع}} در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ}}<ref>«بر شما گناهی نیست که (در ایام حج) بخششی از پروردگار خود بخواهید» سوره بقره، آیه ۱۹۸.</ref> می‌خوانیم که فرمود: منظور از این [[آیه]]، کسب روزی است: {{متن حدیث|إِذَا أَحَلَّ الرَّجُلُ مِنْ إِحْرَامِهِ وَ قَضَى نُسُكَهُ فَلْيَشْتَرِ وَ لْيَبِعْ فِي الْمَوْسِمِ‌}}<ref>تفسیر عیاشی، ج۱، ص۱۱۵، تفسیر برهان، ج۱، ص۲۰۱.</ref>؛ «هنگامی که [[انسان]] از [[احرام]] بیرون آید و [[مناسک حج]] را بجا آورد. در همان [[موسم حج]]، [[خرید و فروش]] کند (و این موضوع نه تنها [[گناه]] ندارد، بلکه [[ثواب]] دارد)<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۱۸.</ref>.
 
و اما در [[روایات]] بسیاری، [[فلسفه حج]] چنین بیان شده است:
# حج، پشتوانه [[دین]]؛
# حج، [[پرچم]] دین؛
# حج، [[آرامش]] [[دل‌ها]]؛
# حج، نابودکننده [[تکبر]]؛
# حج، یادآور [[قیامت]]؛
# حج، [[معاد]] مجسم؛
# حج، قطع کننده [[وابستگی به دنیا]]؛
# حج، پایه و [[اساس دین]]؛
# حج، روی آوردن به [[خدا]]؛
# حج، [[حافظ دین]]؛
# حج، مانع [[نزول عذاب]].
 
این [[عبادت]] بزرگ، اگر به [[طور]] صحیح و کامل مورد بهره‌برداری قرار گیرد و زائرین [[خانه خدا]] در آن ایام که در آن [[سرزمین مقدس]] حضور فعال دارند و دل‌هایشان آماده است، از این [[فرصت]] بزرگ برای [[حل مشکلات]] گوناگون [[جامعه اسلامی]] با تشکیل کنگره‌های مختلف [[سیاسی]] و [[فرهنگی]] و [[اقتصادی]] استفاده کنند، این عبادت می‌تواند از هر نظر مشکل‌گشا باشد و شاید به همین دلیل است که [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|لَا يَزَالُ الدِّينُ قَائِماً مَا قَامَتِ الْكَعْبَةُ}}<ref>معارف و معاریف، دائره المعارف جامع اسلامی، ج۹، ص۴۶.</ref>؛ «مادام که خانه خدا برپا است، [[اسلام]] هم برپا است.
 
و نیز [[حضرت علی]]{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|وَ اللَّهَ اللَّهَ فِي بَيْتِ رَبِّكُمْ لَا تُخَلُّوهُ مَا بَقِيتُمْ فَإِنَّهُ إِنْ تُرِكَ لَمْ تُنَاظَرُوا}}<ref>نهج البلاغه، فیض الاسلام، نامه ۴۸، ص۹۷۸.</ref>؛ خدا را، خدا را در مورد [[خانه]] پروردگارتان «[[مکه معظمه]]» هرگز تا زنده هستید، آن را خالی نگذارید، که اگر آن را ترک گویید مهلت داده نمی‌شوید (به [[عذاب]] خدا [[مبتلا]] می‌شوید). به خاطر اهمیت این موضوع است که فصلی در [[روایات اسلامی]] تحت این عنوان گشوده شده است که اگر یک سال [[مسلمانان]] بخواهند حج را تعطیل کنند، بر [[حکومت اسلامی]] لازم است که به [[اجبار]] آنها را به حج بفرستد<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۸۲. به نقل از گلواژه‌های حج و عمره، بصیری – ص۴۳۰.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۷۴۰.</ref>
 
== [[حکمت‌ها]] و اهداف حج ==
[[تشریع]] حج حکمت‌هایی دارد که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از:
# '''تقویت [[دین]]:''' از مهم‌ترین حکمت‌ها و اهداف حج برپایی [[دین الهی]] است<ref>سوره مائده، آیه ۹۷.</ref>. در روایاتی حج سبب تقویت<ref>بحارالانوار، ج ۶، ص۱۱۰.</ref> و رفعت و بلندی [[دین]]<ref>علل الشرایع، ج ۱، ص۲۴۸؛ وسائل الشیعه، ج ۱، ص۲۲.</ref> و [[پرچم]] [[اسلام]] شمرده شده است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۵.</ref>.
# '''[[توبه]] و [[آمرزش گناهان]]:''' حکمت دیگر حج، توبه و رفتن به سوی خداست. در روایاتی از [[اهل بیت]] مراد از فرار به سوی [[خدا]] در [[آیه]] {{متن قرآن|فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ}}<ref>«پس، به سوی خداوند بگریزید» سوره ذاریات، آیه ۵۰.</ref> رفتن به حج دانسته شده است<ref>مستدرک الوسائل، ج ۸، ص۱۱؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۰، ص۲۲۴.</ref>. در [[حدیثی]] از [[امام رضا]] {{ع}} علت [[وجوب]] حج، کوچ کردن به سوی خدا و بازگشت از وضع گذشته و آغاز [[زندگی]] جدید دانسته شده است<ref>علل الشرایع، ج ۲، ص۴۰۴؛ بحارالانوار، ج ۹۶، ص۳۲.</ref>.
# '''[[خودسازی]]:''' حکمت دیگر حج خودسازی و [[غلبه]] بر [[هواهای نفسانی]]<ref>حج در قرآن، ص۱۰۸.</ref> است، بر این اساس خداوند افزون بر تأکید بر [[تحریم]] برخی [[محرمات]]، بسیاری از امور [[حلال]] همچون لذت‌جویی از [[همسر]] را نیز بر انسان [[حرام]] کرده است<ref>سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref>.
# '''ایجاد [[تقوا]]:''' [[هدف]] دیگر تشریع حج ایجاد ملکه تقوا در [[انسان]] است<ref>سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref>.
# '''منافع مادی:''' حکمت دیگر حج رسیدن نفع مادی به انسان‌هاست<ref>سوره حج، آیه ۲۷.</ref>. از جمله این منافع، درآمدهایی‌اند که از راه [[تجارت]] نصیب حج‌گزاران و نیز غیر حج‌گزاران اعم از خریداران و فروشندگان، کرایه دهندگان وسائل نقلیه و منازل و نیز تولید کنندگانی می‌شوند که در دیگر سرزمین‌ها ساکن‌اند، چنان‌که این امر در روایات اهل‌بیت {{عم}} به صراحت آمده است<ref>علل الشرایع، ج ۱، ص۲۷۳؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۳.</ref>.
# '''دوری از [[شیطان]] و دشمنان خدا ([[تبری]]):''' حکمت دیگر تشریع حج، [[تبری]] از شیطان و دیگر [[دشمنان]] خداست<ref>مستدرک الوسائل، ج ۹، ص۳۷۲؛ ج ۱۰، ص۱۳۲، ۱۴۴؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۲، ص۶، ۱۳۹.</ref>.
# '''آشنایی [[مسلمانان]] با یکدیگر:''' از اینکه [[اسلام]] حج را در ماه‌هایی خاص<ref>سوره بقره، آیه ۱۹۷.</ref> و مکانی خاص قرار داده است<ref>سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref> و به [[انسان‌ها]] [[فرمان]] داده است تا همه از مناطق دور و نزدیک در آن مکان گرد آیند<ref>سوره حج، آیه ۲۷.</ref> برمی‌آید که یکی از حکمت‌های این [[عبادت الهی]] آشنا شدن مسلمانان با یکدیگر و رفع [[مشکلات]] و نیازهای یکدیگر است. این [[حکمت]] در برخی [[روایات اهل بیت]] نیز ذکر شده است<ref>علل الشرایع، ج ۲، ص۴۰۵ ـ ۴۰۶؛ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص۱۴.</ref>.
# '''[[پاداش الهی]]:''' [[هدف]] عمده دیگر [[تشریع]] حج دستیابی [[بندگان]] به [[پاداش اخروی]] است. در روایتی یکی از مصادیق منفعت در [[آیه]] {{متن قرآن|لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ ...}}<ref>«تا سودهایی که برای آنان دارد ببینند ...» سوره حج، آیه ۲۸.</ref> [[پاداش]] و منافع اخروی دانسته شده است<ref>الکافی، ج ۴، ص۴۲۲؛ تهذیب، ج ۵، ص۱۲۲.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی]]، [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[حج (مقاله)|مقاله «حج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]]، ص ۴۰۶-۴۰۹.</ref>
 
== [[تشریع]] حج ==
درباره تشریع حج، [[روایات]] بسیاری وارد شده که یکی از آنان را ذکر می‌کنیم: [[فضل بن شاذان]] از [[هشتمین امام]]، [[علی بن موسی الرضا]]{{ع}} از علل تشریع حج می‌پرسد و حضرت پاسخ می‌دهد: {{متن حدیث|لِعِلَّةِ الْوِفَادَةِ إِلَى اللَّهِ‌}}؛ «حج به سوی [[خدا]] رفتن و در پیشگاه [[باری تعالی]] حاضر شدن است». (کسی که معنای حضور در پیشگاه. [[حی]] داور را بداند و بفهمد، به غیر از او توجه نکرده، خود را به [[گناه]] نمی‌آلاید.) {{متن حدیث|وَ طَلَبِ الزِّيَادَةِ}}؛ «حج زیادت‌طلبی و کمال‌خواهی و از خدا [[پاداش]] و [[ثواب]] فراوان خواستن است». {{متن حدیث|وَ الْخُرُوجِ مِنْ كُلِّ مَا اقْتَرَفَ الْعَبْدُ تَائِباً مِمَّا مَضَى مُسْتَأْنِفاً لِمَا يَسْتَقْبِلُ}}؛ «حج از گذشته تاریک و پر گناه خارج شدن و از آن‌چه در گذشته انجام شده [[توبه]] کردن و برای [[آینده]] کار خوب و [[نیک]] را از نو آغاز کردن است».
 
{{متن حدیث|مَعَ مَا فِيهِ مِنْ إِخْرَاجِ الْأَمْوَالِ‌}}؛ (حج وسیله‌ای برای) خارج نمودن و جداسازی [[دارایی‌ها]] از یکدیگر است؛ [[خمس]] و [[زکات]] و دیون [[واجب]] را پرداختن و [[حق]] [[فقرا]] و [[محرومان]] و دیگر حقوق دینی را ادا کردن است».


{{متن حدیث|مَعَ مَا فِيهِ مِنْ إِخْرَاجِ الْأَمْوَالِ‌}}؛ (حج وسیله‌ای برای) خارج نمودن و جداسازی [[دارایی‌ها]] از یکدیگر است؛ [[خمس]] و [[زکات]] و دیون [[واجب]] را پرداختن و [[حق]] [[فقرا]] و [[محرومان]] و دیگر [[حقوق دینی]] را ادا کردن است».
{{متن حدیث|وَ تَعَبِ الْأَبْدَانِ وَ الِاشْتِغَالِ عَنِ الْأَهْلِ وَ الْوَلَدِ وَ حَظْرِ الْأَنْفُسِ عَنِ اللَّذَّاتِ}}؛ «حج بدن را به [[سختی]] انداختن، از [[زن]] و فرزند دور شدن، و [[جان]] را از [[هواهای نفسانی]] و [[شهوات]] و لذت‌های [[نامشروع]] منع کردن و تمرین [[خودسازی]] و گناه نکردن است».
{{متن حدیث|وَ تَعَبِ الْأَبْدَانِ وَ الِاشْتِغَالِ عَنِ الْأَهْلِ وَ الْوَلَدِ وَ حَظْرِ الْأَنْفُسِ عَنِ اللَّذَّاتِ}}؛ «حج بدن را به [[سختی]] انداختن، از [[زن]] و فرزند دور شدن، و [[جان]] را از [[هواهای نفسانی]] و [[شهوات]] و لذت‌های [[نامشروع]] منع کردن و تمرین [[خودسازی]] و گناه نکردن است».
{{متن حدیث|... مَعَ مَا فِي ذَلِكَ لِجَمِيعِ الْخَلْقِ مِنَ الْمَنَافِعِ فِي شَرْقِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا وَ مَنْ فِي الْبَرْدِ وَ الْحَرِّ مِمَّنْ يَحُجُّ وَ مِمَّنْ لَا يَحُجُّ مِنْ بَيْنِ تَاجِرٍ وَ جَالِبٍ وَ بَائِعٍ وَ مُشْتَرٍ وَ كَاسِبٍ وَ مِسْكِينٍ وَ مُكَارٍ وَ فَقِيرٍ وَ قَضَاءِ حَوَائِجِ أَهْلِ الْأَطْرَافِ فِي الْمَوَاضِعِ الْمُمْكِنِ لَهُمُ الِاجْتِمَاعُ فِيهَا}}؛ «در حج برای تمامی [[مردم]] در شرق و غرب [[زمین]] و آنان که در دریا و خشکی به سر می‌برند؛ چه آنها که حج می‌گزارند و چه غیر آنان، از تاجر، وارد کننده، فروشنده و خریدار، کاسب و کرایه دهنده مرکب و [[فقیر]] و [[مسکین]]، سودمند بوده و [[نیازهای مردم]] در اطراف و اکناف [[زمین]] را بر می‌آورد».
{{متن حدیث|مَعَ مَا فِيهِ مِنَ التَّفَقُّهِ وَ نَقْلِ أَخْبَارِ الْأَئِمَّةِ{{عم}} إِلَى كُلِّ صُقْعٍ وَ نَاحِيَةٍ كَمَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَى {{متن قرآن|فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ}}<ref>«اما چرا از هر گروه ایشان دسته‌ای رهسپار نمی‌گردند تا دین آگاه شوند و چون نزد قوم خود باز آمدند آنها را بیم دهند باشد که بپرهیزند» سوره توبه، آیه ۱۲۲.</ref> {{متن قرآن|لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ}}<ref>«تا سودهایی که برای آنان دارد ببینند» سوره حج، آیه ۲۸.</ref>}}؛ «علاوه بر آن، حج جایگاه فراگیری [[فقه]] و احگام [[دین]]، و انتقال و گسترش [[اخبار]] [[پیشوایان]] به گوشه و کنار [[[جهان]]] است. همان‌گونه که [[خداوند]] فرمود: پس چرا کوچ نمی‌کنند از هر [[فرقه]] و.»..<ref>عیون اخبار الرضا، باب ۳۴، مروی از ابن شاذان؛ با همین مضمون در باب ۳۳ نیز نقل شده است.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۲۵۴.</ref>


==[[تشویق]] به حج==
{{متن حدیث|... مَعَ مَا فِي ذَلِكَ لِجَمِيعِ الْخَلْقِ مِنَ الْمَنَافِعِ فِي شَرْقِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا وَ مَنْ فِي الْبَرْدِ وَ الْحَرِّ مِمَّنْ يَحُجُّ وَ مِمَّنْ لَا يَحُجُّ مِنْ بَيْنِ تَاجِرٍ وَ جَالِبٍ وَ بَائِعٍ وَ مُشْتَرٍ وَ كَاسِبٍ وَ مِسْكِينٍ وَ مُكَارٍ وَ فَقِيرٍ وَ قَضَاءِ حَوَائِجِ أَهْلِ الْأَطْرَافِ فِي الْمَوَاضِعِ الْمُمْكِنِ لَهُمُ الِاجْتِمَاعُ فِيهَا}}؛ «در حج برای تمامی [[مردم]] در شرق و غرب [[زمین]] و آنان که در دریا و خشکی به سر می‌برند؛ چه آنها که حج می‌گزارند و چه غیر آنان، از تاجر، وارد کننده، فروشنده و خریدار، کاسب و کرایه دهنده مرکب و [[فقیر]] و [[مسکین]]، سودمند بوده و نیازهای مردم در اطراف و اکناف [[زمین]] را بر می‌آورد».
تأکید [[ائمه معصومین]]{{عم}} بر این بوده که از [[عظمت]] حج کاسته نشود و همیشه این [[مراسم]] عظیم [[عبادی]] [[سیاسی]] با [[شکوه]] هر چه تمام‌تر برگزار گردد؛ لذا از هر فرصتی استفاده کرده و [[مردم]] را به انجام حج [[ترغیب]] می‌فرمودند. عذافر می‌گوید: [[امام]] صادق‌{{ع}} به من فرمود: چه چیز مانع شده که همه ساله به حج نروی؟ گفتم: فدایت گردم، [[زن]] و فرزند! امام فرمود: هنگامی که از [[دنیا]] رفتی چه کسی آنها را اداره می‌کند؟ به [[همسر]] و فرزندانت سرکه و [[زیتون]] بخوران و با مازاد آن همه ساله به حج مشرف شو<ref>وسائل، ج۱۱، ص۱۳۴.</ref>.
 
[[امام صادق]]{{ع}} با افرادی دیگر نیز، همین برخورد را داشته‌اند. [[عیسی بن ابی منصور]] می‌گوید: امام صادق{{ع}} به من فرمود: ای [[عیسی]] اگر می‌توانی نان را با نمک بخوری و همه ساله به حج بروی این کار را بکن<ref>وسائل، ج۱۱، ص۱۳۵.</ref>. ترغیب و [[تشویق]] [[مردم]] به حدی است که [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: برای [[ترک حج]] [[استخاره]] جایز نیست و حتی برای نرفتن به حج نباید [[مشورت]] کرد. [[اسحاق بن عمار]] می‌گوید: به امام صادق{{ع}} گفتم: مردی [[ضعیف]] الحال با من در مورد حج مشورت کرد، به او گفتم حج نرود، آن گاه [[امام]] فرمود: {{متن حدیث|مَا أَخْلَقَكَ أَنْ تَمْرَضَ سَنَةً}} و اسحاق بن عمار می‌گوید یک سال پس از آن مریض بودم<ref>فروع کافی، ج۴، ص۲۷۱.</ref>.
{{متن حدیث|مَعَ مَا فِيهِ مِنَ التَّفَقُّهِ وَ نَقْلِ أَخْبَارِ الْأَئِمَّةِ{{عم}} إِلَى كُلِّ صُقْعٍ وَ نَاحِيَةٍ كَمَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَى {{متن قرآن|فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ}}<ref>«اما چرا از هر گروه ایشان دسته‌ای رهسپار نمی‌گردند تا دین آگاه شوند و چون نزد قوم خود باز آمدند آنها را بیم دهند باشد که بپرهیزند» سوره توبه، آیه ۱۲۲.</ref> {{متن قرآن|لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ}}<ref>«تا سودهایی که برای آنان دارد ببینند» سوره حج، آیه ۲۸.</ref>}}؛ «علاوه بر آن، حج جایگاه فراگیری [[فقه]] و احگام [[دین]]، و انتقال و گسترش [[اخبار]] [[پیشوایان]] به گوشه و کنار [[[جهان]]] است. همان‌گونه که [[خداوند]] فرمود: پس چرا کوچ نمی‌کنند از هر [[فرقه]] و...»<ref>عیون اخبار الرضا، باب ۳۴، مروی از ابن شاذان؛ با همین مضمون در باب ۳۳ نیز نقل شده است.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۲۵۴.</ref>
یکی از شرایط انجام حج، [[استطاعت]] [[مالی]] است لکن در [[روایات]] حتی کسانی که مستطیع هم نیستند برای انجام این [[فریضه الهی]] تشویق شده‌اند.
 
[[معاویة بن وهب]] از افراد مختلفی نقل می‌کند که به امام صادق{{ع}} گفته‌اند ما مقروض هستیم، آیا [[پول]] [[قرض]] کرده و حج انجام دهیم؟ امام فرمودند: آری [حج وسیله خواهد بود که][[دین]] او زودتر ادا شود<ref>وسائل، ج۱۱، ص۱۴۰.</ref>.
== ابعاد مختلف [[حج]] ==
حج از مهم‌ترین و عمومی‌ترین اجتماعات مسلمانان است که «[[کنگره]] عمومی [[اسلامی]]» نام گرفته و بر اساس [[قرآن کریم]] بر هر [[مسلمانی]] [[واجب]] است به شرط [[توانایی]]، یک بار در این [[اجتماع]] [[عظیم]] شرکت کند: {{متن قرآن|فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ}}<ref>«در آن نشانه‌هایی روشن (چون) مقام ابراهیم وجود دارد و هر که در آن در آید در امان است و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست؛ و هر که انکار کند (بداند که) بی‌گمان خداوند از جهانیان بی‌نیاز است» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref>؛ چنان‌که برای این عمل بزرگ و بی‌نظیر اسلامی، [[زمان]] و مکان مشخص در نظر گرفته شده است<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲۵/۴۴–۴۵.</ref>. حج علاوه بر عبادی‌بودن و نیاز به [[قصد قربت]]، عملی [[اجتماعی]] و نیازمند برخورداری از [[اخلاق]] معاشرتی و اجتماعی است<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲۵/۵۴–۵۵.</ref>. [[خانه کعبه]]، مکانی [[امن]] و متعلق به همه مسلمانان است و می‌تواند مایه [[احیا]] و تداوم [[دین]] و [[وحدت مسلمانان]] شود<ref>سوره مائده، آیه ۹۷.</ref>.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۶/۱۴۲.</ref> و [[مراسم حج]] می‌تواند تأمین‌کننده [[منافع مادی]] و [[معنوی]] مسلمانان باشد<ref>سوره حج، آیه ۲۸.</ref>.<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴/۳۶۹؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۴/۸۵.</ref>
 
علاوه بر بعد [[عبادی]] حج، مهم‌ترین ابعاد دیگر آن در [[اندیشه]] برخی از بزرگان معاصر را می‌توان [[ابعاد معنوی]]، [[عرفانی]]، سیاسی و [[اجتماعی]] دانست<ref>[[سید محمود طاهری|طاهری]] و [[پروین سادات قوامی|قوامی]]، [[حج ابراهیمی (مقاله)|مقاله «حج ابراهیمی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۴]]، ص ۲۶۷.</ref>:
# '''بعد معنوی و عرفانی حج:''' [[عارفان]] به این بعد حج توجه کرده و در این زمینه آثار ارزشمندی نیز نگاشته شده است<ref>ابن‌عربی، الفتوحات المکیه، ۲/۶۷۲–۶۷۳؛ سبزواری، شرح الاسماء الحسنی، ۳۰۸–۳۱۸.</ref>. برخی از اندیشمندان معاصر در بیان جنبه [[معنوی]] حج، به مسئله حضور در محضر حق و مشاهده [[جمال]] محبوب اشاره کرده، حج را سفری از خود به سوی [[خدا]] دانسته و معتقد بودند با محقق‌شدن جنبه معنوی حج، [[انسان]] به افق [[توحید]] و [[تنزیه]] نزدیک می‌شود<ref>شیرازی، استراتژی وحدت از منظر امام خمینی، ۲/۱۵۴.</ref>.
# '''ابعاد سیاسی ـ اجتماعی:''' بعد سیاسی حج از دیرباز مورد توجه [[حاکمان]] بوده و دخالت آنان در امر حج که با [[انتخاب]] [[امیران]] حج انجام می‌گرفت، دلیل اهمیت حج در [[سیاست]] [[جوامع اسلامی]] است. در صدر اسلام، به‌ویژه هنگامی که توده‌های [[مسلمان]] از [[حکومت اموی]] به ستوه آمده بودند، [[رهبران]] سیاسی [[جامعه]] برای [[بسیج]] توده‌ها از [[مراسم حج]] بهره می‌گرفتند و شماری از قیام‌های صدر اسلام از [[مکه]] آغاز شد که گویای اهمیت حج در [[زندگی]] [[مسلمانان]] صدر اسلام است<ref>سلطانی، تجلی توحید، ۹۵.</ref>؛ چنان‌که حج فرصتی استثنایی برای آشنایی [[ملت‌های مسلمان]] با یکدیگر و [[مشاوره]] و تبادل نظر آنان با یکدیگر در امور [[علمی]] و [[فرهنگی]] و تبدیل‌شدن آنان به [[امت واحد]] است و می‌تواند عامل مهمی برای کسب [[شخصیت]] و [[هویت اسلامی]] و کانون تلاش [[مسلمانان]] برای [[حاکمیت]] [[صلح جهانی]] باشد<ref>شلتوت، اسلام آئین زندگی، ۲۰۶–۲۰۷.</ref>.<ref>[[سید محمود طاهری|طاهری]] و [[پروین سادات قوامی|قوامی]]، [[حج ابراهیمی (مقاله)|مقاله «حج ابراهیمی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۴]]، ص ۲۶۷.</ref>
 
== آثار حج ==
حج از نگاه سیاسی اجتماعی دارای آثار فراوانی مانند محکم‌شدن پیوندها و نزدیکی [[دل‌ها]] و تفاهم و [[وحدت]] بیشتر میان مسلمانان و برداشتن موانع و برقراری [[پیمان‌ها]] و مبادلات معنوی و مادی است و مورد توجه [[اندیشمندان اسلامی]] بوده<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲۵/۳۹ و ۴۶.</ref> و در اینجا به مهم‌ترین آنها اشاره می‌شود:
# '''آثار فرهنگی و [[تبلیغی]]:''' [[روایات]] رسیده از [[رسول خدا]]{{صل}} و [[ائمه معصوم]]{{ع}}، درباره بعد تبلیغی حج، زیاد است. برخی از [[روایات]]، مهم‌ترین [[هدف]] این [[مراسم]] را [[شناخت]] آثار و [[اخبار]] [[رسول خدا]]{{صل}} و [[ائمه معصوم]]{{ع}} ذکر کرده‌اند؛ چنان‌که [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به‌طور مطلق [[حج]] را موجب [[تحکیم]] و [[تقویت دین]] و [[همبستگی]] [[مسلمانان]] معرفی کرده است<ref>نهج البلاغه، ح۲۴۴، ۵۵۵.</ref> و [[امام‌ صادق]]{{ع}} به این نکته توجه داده است که [[اجتماع]] در حج از شرق و غرب، افزون بر شناخت متقابل افراد نسبت به هم و منافع اقتصادی برای [[مسلمین]]، سبب شناخت آثار و شناخت و احیای اخبار و [[گفتار پیامبر]]{{صل}} و فراموش‌ نشدن آنها می‌شود<ref>حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعة، ۱۱/۱۴.</ref>. همچنین بعضی از روایات، [[حج]] مقبول را حجی می‌دانند که [[مسلمان]] ضمن انجام آن، [[ولایت]] و [[دوستی]] خود را نیز بر [[امام حق]] عرضه و از [[دشمنان دین]] [[اعلام برائت]] کند<ref>کلینی، الکافی، ۱/۳۹۳.</ref>.
# '''تبادل اطلاعات و روشنگری:''' حج بزرگ‌ترین تجمع مسلمانانِ سراسر [[جهان]] است که در هر سال تکرار می‌شود و نیروی انسانی بزرگی را با هدف [[اطلاع‌رسانی]] و روشنگری درباره مسائل مختلف مسلمانان، در [[اختیار]] [[جهان اسلام]] قرار می‌دهد<ref>محمدی و فلاح‌زاده، ظرفیت‌های حج در تحقق بیداری اسلامی در اندیشه امام خمینی، ۸۶–۸۷.</ref>. سیل [[عظیم]] جمعیتی که هر ساله در [[مکه مکرمه]] جمع می‌شوند و با خود، افزون بر [[فرهنگ دینی]] مشترک، خرده‌فرهنگ‌های محلی را نیز به همراه می‌آورند، سرمایه‌ای است که در هیچ‌کجای جهان پیدا نمی‌شود<ref>سلطانی، تجلی توحید، ۱۳۸.</ref>. یکی از [[وظایف مسلمانان]]، پی‌بردن به این [[واقعیت]] است که حج چیست و چرا باید برای همیشه بخشی از امکانات مادی و [[معنوی]] مسلمانان به آن اختصاص یابد<ref>امام خمینی، صحیفه، ۲۱/۷۷.</ref>.
# '''تقویت [[همبستگی]]:''' پراکندگی جغرافیایی و فرهنگی [[جهان اسلام]] می‌تواند مانعی در مسیر [[هویت‌یابی]] مشترک و همبستگی جهان اسلام باشد و [[حج]] جایگاهی است که در عین حضور حداکثری [[ملت‌ها]] و [[فرهنگ اسلامی]]، نهایت [[یکدلی]] و [[وحدت]] در آن وجود دارد. به این ترتیب مسلمانان در حج می‌آموزند که ملیت‌ها را در [[سایه]] [[ایمان به خدا]] و [[تقوا]] کنار بگذارند و اسلام را مایه و محور وحدت و [[همگرایی]] خود قرار دهند<ref>محمدی و فلاح‌زاده، ظرفیت‌های حج در تحقق بیداری اسلامی در اندیشه امام خمینی، ۹۲–۹۳.</ref>؛ چنان‌که [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[هدف]] از حج را [[تقویت دین]] و نزدیکی [[دینداران]] شمرده است<ref>نهج البلاغه، ح۲۴۴، ۵۵۵.</ref>. تقویت دین در صورت افزوده شدن بر [[ایمان]] و عدد [[پیروان]] [[دین]] و مطابقت عمل آنان با [[دین]] شکل می‌گیرد. قوت اسلام به [[نیرومندی]] مسلمانان بستگی دارد و [[قدرت]] مسلمانان، وابسته به [[استحکام]] پیوند و [[اتحاد]] میان آنان است؛ بنابراین فرصت[[حج]]، فرصتی برای نشر [[حقایق]] [[اسلامی]] و تقویت پیوند مسلمانان است و یکی از فلسفه‌های [[فریضه]] حج، محکم‌شدن پیوندها و تفاهم بیشتر میان [[مسلمانان]] است<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲۵/۳۹ و ۸۹–۹۰.</ref>.
# '''فرصت تصمیم‌گیری‌های مهم:''' [[مسلمانان]] در دنیای امروز به‌طور جدی به مرکزی برای تصمیم‌گیری‌های مهم و کلان برای پرهیز از تشتت و پراکندگی و [[وابستگی]] به گروه‌بندی‌های خارج [[جهان اسلام]] نیازمند هستند که این نیاز می‌تواند در [[حج]] تأمین شود. توجه‌نکردن یا ناآشنایی [[رهبران]] [[کشورهای اسلامی]] با این ظرفیت حج، به رنجورشدن جهان اسلام از [[تفرقه]] و جدایی منجر شده است<ref>سلطانی، تجلی توحید، ۱۰۷.</ref>.<ref>[[سید محمود طاهری|طاهری]] و [[پروین سادات قوامی|قوامی]]، [[حج ابراهیمی (مقاله)|مقاله «حج ابراهیمی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۴]]، ص ۲۶۷.</ref>
# آثار مادی و [[دنیوی]] حج: برخی از این آثار عبارت‌اند از: [[سلامتی]]؛ [[بی‌نیازی]]؛ حفظ خانواده؛ [[حفظ]] سرمایه؛ توسعه رزق؛ تأمین هزینه زندگی. [[امام سجاد]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن قرآن|حُجُّوا وَ اعْتَمِرُوا تَصِحَّ أَبْدَانُكُمْ وَ تَتَّسِعْ أَرْزَاقُكُمْ وَ تُكْفَوْنَ مَئُونَاتِ عِيَالِكُمْ}}<ref>کافی ج۴، ص۲۵۳.</ref> حج و [[عمره]] به جا آورید که این دو [[فریضه]]، آثار و منافعی به همراه دارد، (از آن جمله) بدن‌ها را سالم، روزی را وسیع، و هزینه زندگی شما را تأمین می‌نماید.
# آثار [[معنوی]] و [[اخروی]] حج: [[نور]] حج؛ [[غفران الهی]]؛ [[وجوب]] [[بهشت]]؛ خیر [[دنیا]] و [[آخرت]]؛ [[آرامش]] [[دل]]. [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|الْحَاجُّ لَا يَزَالُ عَلَيْهِ نُورُ الْحَجِّ مَا لَمْ يُلِمَّ بِذَنْبٍ}}<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۱۴۳.</ref> نور حج، [[پایدار]] است تا زمانی که [[حاجی]] به ([[گناه]]) [[آلوده]] نشود. [[امام سجاد]]{{ع}} می‌فرماید: [[زائر]] خانۀ [[خدا]]، از [[آمرزش الهی]] بهره‌مند و بهشت بر او [[واجب]] می‌شود<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۵؛ کافی، ج۴، ص۲۵۳.</ref>. [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} می‌فرماید: [[زائران]] خانۀ خدا، میهمانان [[الهی]] هستند، آن‌چه بخواهند به آنان عطا نموده و دعای آنها را [[مستجاب]] می‌کند<ref>الحج والعمرة فی الکتاب والسنة، حجة الاسلام والمسلمین محمدی ری‌شهری، ص۵۴.</ref>.
 
[[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} می‌فرماید: {{متن حدیث|مَنْ أَرَادَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةَ فَلْيَؤُمَّ هَذَا الْبَيْتَ، فَما أتاهُ عَبدٌ يَسأَلُ اللّهَ دُنيا إلّا أعطاهُ اللّهُ مِنها، و لا يَسأَلُهُ آخِرَةً إلَّا ادَّخَرَ لَهُ مِنها}}<ref>حج و عمره در قرآن و حدیث، حجة الاسلام والمسلمین محمدی ری‌شهری، ص۲۴۶.</ref> کسی که دنیا و آخرت می‌خواهد آهنگ خانهٔ خدا کند. بنده‌ای بدان روی نیاورده که دنیا را خواسته باشد، جز این که خدا دنیا را به او داده است، و آخرت را نخواسته، جز آنکه برایش اندوخته است. همچنین [[امام باقر]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|الْحَجُّ تَسْكِينُ الْقُلُوبِ}}<ref>امالی، شیخ طوسی، ص۲۹۶. (به نقل از گلواژه‌های حج و عمره، علیرضا بصیری، ص۲۱).</ref>حج، آرام‌بخش دل‌هاست<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص۴۴ ـ ۴۵.</ref>.
 
== اقسام حج ==
حج بر سه قسم است:<ref> المبسوط، طوسی، ج ۱، ص۳۰۶؛ الوسیله، ص۱۵۷.</ref> تمتع، قِران و اِفراد.
# '''تمتع''' حجی است که حج‌گزار در ماه‌های حج ([[شوال]]، [[ذیقعده]] و [[ذیحجه]]) ابتدا [[اعمال]] [[عمره]] را انجام داده، پس از خروج از [[احرام]] دوباره برای حج [[محرم]] می‌شود<ref> کشف الرموز، ج ۱، ص۳۳۶؛ بدایة المجتهد، ج ۱، ص۲۶۷.</ref> و از این رو به آن تمتع گفته‌اند که تمتع (بهره بردن) از بسیاری [[محرمات]] [[احرام]] از جمله [[زنان]]، میان [[عمره]] و حج [[حلال]] می‌شود. از آنجا که ارتباط میان این عمره و [[حج تمتع]] به گونه‌ای است که به منزله یک عمل محسوب می‌شوند، گویا این بهره‌برداری در حج تمتع واقع شده است<ref> الروضة البهیه، ج ۲، ص۲۰۴.</ref>.
# '''حج قِران'''، حجی است که حج‌گزار ابتدا حج و سپس [[عمره]] را انجام می‌دهد و هنگام احرام حج، [[قربانی]] را به همراه خود می‌آورد<ref> مختلف الشیعه، ج ۴، ص۲۴؛ منتهی المطلب، ج ۲، ص۶۵۹.</ref>؛ ولی فقهای اهل سنت برآن‌اند که حج [[قرآن]] آن است که حج‌گزار حج و عمره را با یک [[نیت]] و احرام انجام داده، [[محرمات]] احرام میان آن دو بر وی [[حلال]] نمی‌گردد<ref> المبسوط، سرخسی، ج ۴، ص۲۵؛ الروضة البهیه، ج ۲، ص۲۰۵.</ref>.
# '''حج اِفراد'''، آن است که ابتدا حج‌گزار برای حج [[محرم]] شده، پس از خروج از [[احرام]]، [[عمره]] را به جا می‌آورد<ref>المعتبر، ج ۲، ص۷۸۵؛ المغنی، ج ۳، ص۲۴۷.</ref>. البته برخی انجام عمره پس از حج را مشروط به عدم انجام آن پیش از حج و نیز داشتن [[استطاعت]] آن دانسته‌اند<ref> کتاب الحج، گلپایگانی، ج ۱، ص۱۷ ـ ۱۸.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی]]، [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[حج (مقاله)|مقاله «حج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]]، ص ۴۰۹-۴۱۳.</ref>
 
== آداب سفر حج ==
[[سفر]] [[معنوی]] حج، فرصتی ارزشمند برای کسب معرفت و جلب رضایت الهی است. هر کس به [[میزان]] [[آگاهی]] و [[شناخت]] خویش از آن بهره می‌گیرد. تعدادی از [[حاجیان]] در پایان این سفر [[روحانی]]، [[قلب]] خود را از محبت خدا لبریز کرده، با حجی مقبول به [[شهر]] و [[دیار]] خود باز می‌گردند، گروهی نیز همچون [[انسان]] فرورفته در خوابی، پس از سفر به ناگاه از [[خواب]] خوش پریده و در [[حسرت]] از دست دادن فرصت‌های ارزشمند آن [[اندوهگین]] می‌شوند.


در پاره‌ای از روایات از [[تجار]] خواسته شده تا در طول سال مقداری از [[سود]] حاصله از [[تجارت]] را برای حج کنار گذاشته، از آن برای انجام [[فریضه]] حج استفاده نمایند<ref>وسائل، ج۱۱، ص۱۴۳.</ref>.
آگاهی به آداب سفر معنوی حج می‌تواند ما را نسبت به شکوهمندترین [[عبادات]] [[دینی]] مشتاق‌تر کرده و با عمل به آن در [[روح]] و جان‌مان تحولی بزرگ رخ بدهد. برخی آداب که از زبان [[پیشوایان معصوم]]{{ع}} به ما رسیده چنین است:
[[عیسی بن ابی منصور]] می‌گوید: امام صادق‌{{ع}} به من فرمود: ای [[عیسی]] دوست دارم [[خداوند]] در فاصله بین حج گذشته و [[آینده]] همیشه تو را در حالتی ببیند که برای حج [آینده] آماده می‌شوی<ref>وسائل، ج۱۱، ص۱۵۰.</ref>.
# هدفداری در [[مسافرت]]؛ [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: در [[حکمت]] [[آل داوود]] آمده است: انسان [[عاقل]]، شایسته است که با سه [[هدف]] به مسافرت برود: توشه‌ای برای فردای [[قیامت]] برگیرد، مخارج [[زندگی]] را تأمین کند، از راه [[حلال]] [[لذت]] ببرد<ref>وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۳۴۳.</ref>؛
[[امامان معصوم]]{{عم}} تنها به تشویق و [[ترغیب]] مردم بسنده نکرده، بلکه کسانی را که [[خانه خدا]] را ترک نموده‌اند، به [[هلاکت]] و نابودی [[تهدید]] کرده‌اند.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۲۵۵.</ref>
# [[توبه]] و [[استغفار]]؛ امام صادق{{ع}} فرمود: هر گاه قصد حج کردی، با آب توبۀ [[خالص]]، گناهانت را بشوی و [[لباس]] [[راستی]] و [[پاکی]] و [[خضوع]] و [[خشوع]] را بر تن کن؛
# [[وصیت]] کردن؛
# [[اخلاص]] در [[نیت]] و قصد قربت؛
# زاد و توشه حلال فراهم کردن؛
# چشم به [[مال]] دیگران نداشتن؛
# تأمین مخارج [[زن]] و فرزند؛
# [[انتخاب]] [[زمان]] مناسب برای سفر؛
# [[غسل]] کردن؛
# [[صدقه دادن]]؛
# بی‌خبر به مسافرت نرفتن؛
# مسافرت در شب سفارش شده است؛
# انتخاب همراه مناسب؛
# هم‌شأنی در مسافرت؛
# یادآوری [[نعمت‌های خداوند]]؛
# [[دعا]] و ذکر در حال حرکت؛
# شراکت در هزینه‌ها؛
# [[حفظ]] [[پول]] و اثاثیه، همراه داشتن مواد خوراکی و نیازمندی‌های سفر؛
# لباس تمیز پوشیدن؛
# پرهیز از پرخوری؛
# پرهیز از [[اسراف]] و [[تبذیر]]؛
# خدمت کردن به حاجیان و مراعات کردن حال دیگران؛
# پرهیز از [[آزار دیگران]]؛
# حل مشکلات همسفران و [[خیرخواهی]] برای آنان؛
# [[نماز خواندن]] در [[مساجد]]؛
# رو به [[قبله]] نشستن؛
# گرامی داشتن همراهان؛
# پرهیز از [[سوء ظن]] به دیگران؛
# پرهیز از ناسازگاری؛
# کاستی‌ها و [[لغزش‌ها]] را به رخ نکشیدن؛
# [[زینت]] [[شیعه]] بودن؛
# [[مدارا]] با [[بیماران]] و کهنسالان؛
# سوغات آوردن<ref>حج در اندیشه اسلامی، سیدعلی قاضی عسکر، ص۶۳.</ref>.


== تظلیل==
در ارتباط با [[تشرف]] به حج و آمادگی‌های قبلی از لسان [[ائمه معصومین]] توصیه‌ها و سفارش‌هایی به [[زائران]] حرمین شریفین شده است. از آن جمله، توصیه‌های ارزشمند [[امام صادق]]{{ع}} است که آن حضرت فرموده‌اند: وقتی ارادۀ حج نمودی، قبلاً خانۀ [[دل]] را از هر شاغل و حاجبی که تو را از [[خدا]] [[غافل]] کند، و مشغول به خود گرداند، فارغ ساز. کارها و تمام [[شئون]] زندگیت را به خدا واگذار و در جمیع حرکات و سکنات، [[توکل]] بر او نموده و [[تسلیم]] [[قضا]] و [[تقدیر الهی]] باش. از [[دنیا]] و [[آسایش]] دنیا و [[مردم]]، منقطع شو. [[حقوقی]] را که از دیگران به ذمّه داری، ادا کن. متکی بر توشه و مرکب و [[یاران]] راه و قوت بدنی و نیروی [[جوانی]] و [[مال]] و [[دارایی]] خود مباش؛ زیرا [[ترس]] آن می‌رود که خدا همین‌ها را [[دشمن]] [[انسان]] و مایۀ وزر و وبال [[آدم]] [[خودخواه]] گرداند، تا دانسته شود که تمام حول و قوه و [[تدبیر]] و چاره، به دست [[خالق یکتا]] بوده و بدون [[توفیق]] و تسدید او، احدی قادر بر چاره و تدبیری نخواهد بود<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۸.</ref>.
به معنای [[سایه]] بر سر گرفتن و خود را زیر سایه قرار دادن است.
پس از [[احرام]] بستن در [[روز]]، سایه بر سر گرفتن و خود را زیر سایه قرار دادن در هنگام پیمودن راه، مثل این که چتر به سر بگیرد یا روپوش بر کجاوه اندازد یا در اتومبیل سقف‌دار یا [[اطاق]] ترن یا طیاره سوار شود، بر [[مرد]] [[حرام]] است.
فرقی میان سواره و پیاده نیست، بلکه خود را در سایه چتری نگه داشتن (اگرچه آن چتر، سایه‌انداز روی سر نباشد) حرام است. در شب و در هوای ابری هم جائز نیست، در [[حال]] راه پیمودن زیر سایبان برود<ref>تضلیل در شب خلاف احتیاط است، گرچه جائز بودن آن بعید نیست، بنابراین، بعید نیست جایز بودن نشستن مُحرم، در هواپیمایی که شب حرکت می‌کند. (امام).</ref>.
سایه‌ای که از پهلو بیفتد، مانند: سایه [[دیوار]]، اتومبیل، شتر، درخت، چتری که در دست دیگری است، و امثال اینها، بعضی فرموده‌اند: احواط اجتناب است، و بعضی فرموده‌اند، ضرر ندارد ولی اگر چتر و مانند آن بالای سر او نیست، طوری نکند که سایه آنها بر سر او افتد.
این [[احکام]] که نسبت به [[آفتاب]] گفته شد، نسبت به [[باران]] نیز جاری است؛ یعنی برای مرد حرام است که خود را به وسیله چتر و مانند آن، از باران بپوشاند.
سایه بر سر قرار دادن، بر [[زنان]] و [[کودکان]]، مطلقاً جائز است، و می‌توانند در حال [[حرکت]] به اتومبیل سقف‌دار، سوار شوند، و یا چتر بر سر گیرند. البته احرام بستن در زیر سقف [[مسجد شجره]]، جائز است.


نکته دیگر این که بعد از فرود آمدن در منزلگاه، (چه [[مکه]] باشد، چه منازل بین راه، چه [[منی]] و [[عرفات]]) در حال توقف، و در رفت و آمد، زیر سایبان بودن، مانعی ندارد<ref>حرام بودن تظلیل، مختص به حال راه پیمودن است، و اما هرگاه در محلی منزل نماید، چه منی باشد چه غیر آن، با چتر و مثل آن، سایه بر سر قرار دادن مانع ندارد، اگر چه در حال راه رفتن باشد، مثل این که از خیمه خود، در منی برای قربانی یا رمی جمرات با چتر برود، گرچه احتیاط مستحب ترک است در حال راه رفتن. (امام).</ref>.
== [[اعمال]] و اجزای حج ==
در صورت [[ضرورت]] (مانند: شدت [[گرما]]، یا سرما، یا [[باران]] شدید، و یا مریضی) می‌تواند خود در [[سایه]] نگه دارد، و [[معصیت]] نکرده، اما «یک گوسفند» باید [[کفاره]] بدهد.
{{اصلی|حج در فقه اسلامی}}
کفاره تظلیل «یک گوسفند» است، چه با عذر باشد، چه با [[اختیار]]، اما بعضی فرموده‌اند: اگر بدون عذر تظلیل کند، به تکرار آن، کفاره مکرر می‌شود، ولی اگر با عذر باشد، تا رفع آن برای هر احرامی، یک کفاره است. بعضی فرموده‌اند: مطلقاً در [[احرام]] [[عمره]]، هر چند بیش از یک مرتبه تظلیل کند «یک گوسفند» است، و همچنین در [[احرام حج]] و بعضی هم گفته‌اند: احوط آن است که اگر می‌تواند برای هر روزی «یک گوسفند» بدهد<ref>اقوی کفایت یک گوسفند است در احرام عمره، هر چند بیش از یک مرتبه تظلیل کرده باشد، و همچنین در احرام حج. (امام).</ref>.
حج، اعم از تمتع، قرآن و افراد اعمال خاصی دارد که در عمده آنها اشتراک دارند و تفاوت آنها تنها در برخی موارد جزئی یا شیوه انجام این اعمال است. البته از مجموع اعمال [[عمره]] و حج گاه به عنوان اعمال حج یاد می‌شود؛ لکن از آنجا که عمره خود مدخل مستقل دارد در این بحث تنها به اعمال حج اشاره شده است<ref> الروضة البهیه، ج ۲، ص۲۰۴ ـ ۲۰۵؛ جواهرالکلام، ج ۱۸، ص۷۵.</ref>. این اعمال از نظر [[فقه]] [[امامیه]] به ترتیب عبارت‌اند از:
کسانی که [[نذر]] کرده‌اند مثلاً از [[ایران]]، یا [[کشور]] دیگر مُحرم شوند، و باید با طیاره یا کشتی، یا مرکب دیگری که سقف‌دار است بروند، نذر آنها صحیح است<ref>در صورت التفات به این مطلب که ناچار است در حال راه پیمودن، زیر سایبان باشد، پیش از نذر معصیت‌کار است، برای آنکه خود را عملاً مبتلا به معصیت کرده است (امام).</ref>، لکن یک گوسفند باید کفاره بدهند.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۲۵۶.</ref>
# '''[[احرام]]:''' نخستین عمل حج در هریک از سه قسم یاد شده، احرام<ref>شرایع الاسلام، ج ۱، ص۱۷۹.</ref> است که به معنای وارد شدن به اعمال حج با پوشیدن دو [[لباس]] ندوخته برای مردان و [[نیت]] و تلبیه است و بدان جهت به آن احرام گفته شده که حج‌گزار با این عمل، برخی مباحات را بر خود [[حرام]] می‌کند<ref>معجم الفاظ الفقه الجعفری، ص۳۳.</ref>.
# '''وقوف در [[عرفات]]:''' دومین عمل حج، ماندن در عرفات است<ref>المبسوط، طوسی، ج ۱، ص۳۶۶؛ شرایع الاسلام، ج ۱، ص۱۷۹.</ref>. [[زمان]] وقوف در عرفات به نظر [[فقهای امامیه]] از ظهر [[روز]] نهم [[ذیحجه]] تا غروب [[شرعی]] آن روز است<ref>الروضة البهیه، ج ۲، ص۲۶۹؛ مسالک الافهام، شهید، ج ۲، ص۲۷۳.</ref>.
# '''وقوف در مشعر الحرام:''' پس از کوچ کردن از عرفات، [[واجب]] است حج‌گزاران به سوی [[مشعرالحرام]] رفته، در آنجا وقوف کنند. زمان وقوف در مشعرالحرام از طلوع فجر روز دهم تا طلوع [[خورشید]] است<ref>ذخیره‌المعاد، ج ۱، ص۶۵۶.</ref>.
# '''[[رمی]] جمره [[عقبه]]:''' چهارمین [[عمل]] واجب حج، رمی جمره عقبه در مناست<ref>منتهی المطلب، ج ۲، ص۷۲۹؛ کتاب الحج، خوئی، ج ۵، ص۱۸۶.</ref>. به نظر برخی رمی جمره که نماد رمی [[شیطان]] است از اعمالی است که [[خداوند]] [[حضرت ابراهیم]] را با آن آزمود<ref>سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref>.<ref>سلسلة الینابیع، ج ۷، ص۳۶۲؛ فقه القرآن، ج ۱، ص۲۹۸.</ref>.
# '''[[قربانی]]:''' واجب دیگر حج، قربانی است<ref>سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref> که حج‌گزار به اندازه توان خود یک یا چند شتر، گاو یا گوسفند را در روز عید قربان [[ذبح]] می‌کند.
# '''حلق یا تقصیر:''' ششمین عمل واجب بر حج‌گزاران حلق یا تقصیر است<ref>سوره فتح، آیه ۲۷.</ref>.<ref>کتاب الحج، خویی، ج ۵، ص۳۰۴.</ref> که باید پس از قربانی در [[منا]] در روز عید قربان انجام گیرد.
# '''[[طواف]] حج:''' عمل دیگر واجب در حج، طواف حج است<ref>قواعد الاحکام، ج ۱، ص۴۴۶؛ کتاب الحج، خویی، ج ۵، ص۳۳۴.</ref> که به آن طواف [[زیارت]]<ref>قواعد الاحکام، ج ۱، ص۴۴۶؛ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۳۴۷.</ref> و طواف [[افاضه]]<ref>تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۳۴۷.</ref> نیز گفته شده است. در این عمل حج‌گزار باید ۷ دور به نیت طواف حج بر گِرد [[کعبه]] طواف و هر دور از [[حجرالاسود]] آغاز و به آن ختم کند<ref>کتاب الحج، خویی، ج ۴، ص۳۳۴ ـ ۳۳۵.</ref>.
# '''[[نماز]] طواف:''' پس از طواف، بر [[حاجیان]] واجب است دو رکعت [[نماز]] [[طواف]] در [[مقام ابراهیم]] بگزارند<ref>سوره بقره، آیه ۱۲۵.</ref>.<ref>الخلاف، ج ۲، ص۳۲۷؛ جواهرالکلام، ج ۱۹، ص۳۰۱؛ فتح العزیز، ج ۷، ص۳۰۵ ـ ۳۰۶.</ref>.
# '''سعی بین [[صفا و مروه]]:''' پس از [[اقامه نماز]] طواف بر حج‌گزار [[واجب]] است میان دو [[کوه]] صفا و مروه رفت و آمد کند<ref> سوره بقره، آیه ۱۵۸.</ref>.<ref>الخلاف، ج ۲، ص۳۲۸.</ref> در این [[عمل]] [[حاجیان]] باید ۷ شوط با [[نیت]] میان این دو کوه طواف کنند که دور اول از [[صفا]] آغاز و دور آخر به [[مروه]] ختم می‌گردد<ref>منتهی المطلب، ج ۲، ص۷۰۵؛ المجموع، ج ۸، ص۶۳.</ref>.
# '''طواف و نماز طواف [[نساء]]:''' دو عمل واجب دیگر در حج به نظر [[فقیهان]] [[شیعه]] طواف نساء و نماز آن است<ref>کتاب الحج، خوئی، ج ۵، ص۳۵۴.</ref>.
# '''بیتوته در منا:''' واجب دیگر حج بیتوته کردن در منا از ابتدای شب تا نیمه آن یا از نیمه شب تا طلوع فجر<ref>کتاب الحج، خویی، ج ۵، ص۳۸۳ - ۳۸۴.</ref>، در شب‌های یازدهم و دوازدهم برای همه و شب سیزدهم [[ذیحجه]] برای برخی است<ref>المجموع، ج ۸، ص۲۴۵؛ کشف الرموز، ج ۱، ص۳۸۴؛ جامع المدارک، ج ۲، ص۵۳۱.</ref>. بر اساس [[روایات]]، مراد از این ایام، ایام تشریق در مناست<ref>قرب الاسناد، ص۱۷؛ الکافی، ج ۴، ص۵۱۶.</ref>.
# '''[[رمی]] جمرات سه‌گانه:''' [[واجب]] دیگر حج رمی جمره اُولی، وُسْطی و عَقَبه در روزهایی است که حج‌گزار شب‌های آنها را در [[منا]] بیتوته کرده است<ref>کشف الرموز، ج ۱، ص۳۸۴؛ تذکرة الفقهاء، ج ۸، ص۲۱۳؛ الاقناع، ج ۱، ص۲۳۶.</ref> که حج‌گزار باید به [[نیت]] حج به هر جمره به ترتیب ۷ ریگ بزند<ref>شرایع الاسلام، ج ۱، ص۲۰۶؛ تحریر الاحکام، ج ۲، ص۹؛ المبسوط، سرخسی، ج ۴، ص۲۳ ـ ۲۴.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی]]، [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[حج (مقاله)|مقاله «حج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]]، ص ۴۱۳-۴۱۶.</ref>


==[[حجة الاسلام]]==
== شرایط وجوب حج ==
اولین حجی است که بر هر [[مسلمان]] [[واجب]] می‌شود. به بیانی دیگر، حجة الاسلام حجی است که بیش از یک مرتبه در تمام [[عمر]]، بر مستطیع واجب نیست.
فقهای اسلامی با استناد به [[آیات قرآن]] و روایات، وجوب حج را به تحقق شرایطی مشروط دانسته‌اند که عبارت‌اند از:
در مقابل این حج، حجی است که [[وجوب]] آن به خاطر [[نذر]] باشد و یا حج‌هایی که مکراراً به صورت استحبابی انجام می‌شود.
# '''[[بلوغ]]''': یکی از شرایط حج بلوغ است<ref>قواعد الاحکام، ج ۱، ص۴۰۲؛ ایضاح الفوائد، ج ۱، ص۲۶۴؛ بدائع الصنائع، ج ۲، ص۱۶۰.</ref>. دلیل این شرط روایاتی است که [[تکلیف]] را از کودک ساقط دانسته است.
یکی از حج‌هایی که [[پیامبر اسلام]]{{صل}} انجام داده است، معروف به «[[حجة الوداع]]» است که گاه آن را «حجة الاسلام و گاه «[[حجة البلاغ]]» نامیده‌اند.
# '''[[عقل]]''': از این‌رو بر مجنون حج [[واجب]] نیست<ref>تحریر الاحکام، ج ۱، ص۵۴۳؛ المجموع، ج ۷، ص۲۰.</ref>، زیرا بر اساس برخی روایات، [[آیه]] {{متن قرآن|مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا}} استطاعت بدنی را نیز دربرمی‌گیرد و مجنون از این جهت سالم نیست<ref>تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۴۱.</ref>.
«[[ابن سعد]]» در «طبقات» می‌گوید: «[[ابن عباس]]» [[کراهت]] داشت نام «حجة الوداع» را بر حج [[رسول خدا]] بنهد و خود آن را حجة الاسلام می‌نامید. شاید [[اصرار]] وی از آن جهت بود که بزرگ‌ترین شاخص حج [[پیامبر]] آن بود که در طی [[مناسک حج]]، [[اسلام]] با تمام محتوایش به نمایش گذارده شد، و در برابر حج [[شرک‌آلود]] [[جاهلی]]، حج صحیح ارائه گردید.
# '''[[حریت]]''': بر این اساس، حج بر بردگان واجب نیست<ref>المعتبر، ج ۲، ص۷۴۹؛ تحریر الاحکام، ج ۱، ص۵۴۳.</ref>، زیرا یکی از شرایط حج توانایی مالی و [[قدرت]] تصرف در آن است و برده چنین [[توانایی]] را ندارد.
# '''[[اسلام]]''': از این‌رو بر [[کافران]] [[واجب]] نیست، بدان سبب که حج [[عبادت]] است و کافران به [[عبادات]] [[اسلامی]] [[مکلف]] نیستند<ref>بدائع الصنائع، ج ۲، ص۱۲۰؛ تحفة الفقهاء، ج ۱، ص۳۸۳.</ref>.
# '''[[استطاعت]]''': یکی دیگر از شرایط وجوب حج استطاعت است: {{متن قرآن|وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا}}<ref>«و حجّ این خانه برای خداوند بر عهده مردمی است که بدان راهی توانند جست» سوره آل عمران، آیه ۹۷.</ref>.<ref>المغنی، ج ۳، ص۱۶۹؛ قواعد الاحکام، ج ۱، ص۴۰۴؛ مستند الشیعه، ج ۱۱، ص۲۴.</ref> مصداق اصلی استطاعت در آیه مذکور، توانایی مالی یعنی توشه و مرکب برای [[سفر حج]] است<ref>قواعد الاحکام، ج ۱، ص۴۰۴؛ تذکرة الفقهاء، ج ۷، ص۴۹؛ المغنی، ج ۳، ص۱۶۹.</ref>. مقدار و کیفیت زاد و راحله در هر مکان و برای هر شخص به [[توانایی]] و [[شأن]] افراد و [[عرف]] [[حاکم]] بر آن [[جامعه]] بستگی دارد<ref>کتاب الحج، خویی، ج ۱، ص۸۷؛ تحریر الوسیله، ج ۱، ص۳۷۳.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی]]، [[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی]]، [[حج (مقاله)|مقاله «حج»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]]، ص ۴۱۶-۴۲۹.</ref>


خصوصیات چشمگیر «حجة الوداع» نشانگر این [[حقیقت]] است که پیامبر در قالب مناسک حج و در طی این جریان با [[شکوه]]، تمامی [[قدرت اسلام]] و [[عظمت]] [[مسلمانان]] و نقش [[رهبری]] را به نمایش گذاشتند و تجلی [[روح]] [[توحید]] را در ایجاد [[همبستگی]] با شکوه و [[استحکام]] و [[استواری]] و یک جهت نمودن [[هدف‌ها]] و [[خلوص]] و [[پاکی]] [[نیت‌ها]] و خدایی شدن همه حرکت‌ها و تلاش‌ها ارائه دادند. و [[دشمنان]] را در برابر این همه عظمت و [[قدرت]] و [[معنویت]] به [[خضوع]] و [[احساس]] عجز واداشتند<ref>ره توشه حج، ج۱، ص۵۹.</ref>.
== [[تشویق]] به حج ==
شرایط وجوب حجة الاسلام: [[امام خمینی]] رحمه الله و سایر [[مراجع]] عظام نیز چنان که در «[[مناسک]] محشی» آمده است، فرموده‌اند: با چند شرط حج واجب می‌شود:
تأکید [[ائمه معصومین]]{{عم}} بر این بوده که از عظمت حج کاسته نشود و همیشه این [[مراسم]] عظیم [[عبادی]] [[سیاسی]] با [[شکوه]] هر چه تمام‌تر برگزار گردد؛ لذا از هر فرصتی استفاده کرده و [[مردم]] را به انجام حج [[ترغیب]] می‌فرمودند. عذافر می‌گوید: [[امام]] صادق‌{{ع}} به من فرمود: چه چیز مانع شده که همه ساله به حج نروی؟ گفتم: فدایت گردم، [[زن]] و فرزند! امام فرمود: هنگامی که از [[دنیا]] رفتی چه کسی آنها را اداره می‌کند؟ به [[همسر]] و فرزندانت سرکه و [[زیتون]] بخوران و با مازاد آن همه ساله به حج مشرف شو<ref>وسائل، ج۱۱، ص۱۳۴.</ref>.
# [[بلوغ]].
# [[عقل]].
# [[حرّیت]].
# [[استطاعت]] از جهت [[مال]] و [[صحت]] بدن و [[توانایی]]، بازبودن راه و [[آزادی]] آن و وسعت وقت و کفایت آن.
استطاعت از جهت مال یعنی داشتن زاد و راحله که [[توشه]] راه و مرکب سواری است. و چنان چه عین آنها را ندارد، کافی است چیزی مثل [[پول]] یا متاع دیگر داشته باشد که ممکن است آن را صرف در تهیه آنها نماید و شرط است که مخارج برگشتن را نیز داشته باشد<ref>مناسک محشی، ص۲۳ – ۲۴.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۹۷.</ref>


==حاجی==
[[امام صادق]]{{ع}} با افرادی دیگر نیز، همین برخورد را داشته‌اند. [[عیسی بن ابی منصور]] می‌گوید: امام صادق{{ع}} به من فرمود: ای [[عیسی]] اگر می‌توانی نان را با نمک بخوری و همه ساله به حج بروی این کار را بکن<ref>وسائل، ج۱۱، ص۱۳۵.</ref>. ترغیب و [[تشویق]] [[مردم]] به حدی است که [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: برای [[ترک حج]] [[استخاره]] جایز نیست و حتی برای نرفتن به حج نباید [[مشورت]] کرد. [[اسحاق بن عمار]] می‌گوید: به امام صادق{{ع}} گفتم: مردی [[ضعیف]] الحال با من در مورد حج مشورت کرد، به او گفتم حج نرود، آن گاه [[امام]] فرمود: {{متن حدیث|مَا أَخْلَقَكَ أَنْ تَمْرَضَ سَنَةً}} و اسحاق بن عمار می‌گوید یک سال پس از آن مریض بودم<ref>فروع کافی، ج۴، ص۲۷۱.</ref>.
کسی که [[اعمال]] و [[مناسک حج]] را انجام می‌دهد حاج است و در [[عرف]] [[جامعه]] به او حاجی می‌گویند.
[[امام ششم]]{{ع}} می‌فرماید: حجاج سه صنف بازگشت می‌کنند؛ صنفی از [[آتش جهنم]] [[آزاد]] می‌شوند، و صنفی از [[گناهان]] خود بیرون می‌روند، مانند روزی که ما در آنها را زاییده است، و صنفی محفوظ خواهند بود از [[اهل]] و [[مال]] خویش.
از آن حضرت سؤال شد که: چگونه بدانیم حج ما قبول شده است؟ فرمود: اگر در شما تغییری پدید آید، حج شما قبول است. به [[طور]] کلی [[نور]] حج، چون شمع فروزان و ستاره‌ای درخشان، در حاجی باید ساطع باشد.
حاجی باید بداند که پس از بازگشت از این [[سفر]] باید حامل نوری باشد که تا پایان [[عمر]]، تاریکی‌های [[زندگی]] خود را روشن و آنها را که به دیدن او می‌آیند و یا بعد از مراجعت، با او سر و کار دارند، از گفتار و [[کردار]] و [[بینش]] او، [[حقیقت]] رهنمود گردند.
طبق [[روایات]] بسیاری، گناهان حاجی به هنگام سعی [[صفا و مروه]] و وقوف [[عرفات]]، هر اندازه‌ای که باشد، آمرزیده می‌شود. پس حاجی باید یادش باشد آن [[روز]] که بازگشت می‌نماید، دیگر گناهی برای او باقی نمی‌ماند. حاجی باید ملتفت باشد که چون بازگشت به [[وطن]] نمود، ممکن است روزهای اول، هفته‌های اول، و بلکه ماه‌های اول، بعد از سفر تا گرد و غبار حج هنوز باقی است، معنویتش باقی باشد، اما بعد از اندک زمانی کم‌کم [[نفس اماره]] و «[[شیطان]] نیمه جانی» که به او سنگ زده است، به سراغش آمده، به اندک وقتی [[روحانیت]] خود را از دست داده، بر [[غرور]] و نخوتش افزوده می‌گردد.


امام ششم{{ع}} می‌فرماید: حاجی مادامی که دامنش به [[گناه]] [[آلوده]] نگردد، پیوسته نور حج در او متجلی است.
یکی از شرایط انجام حج، [[استطاعت]] [[مالی]] است لکن در [[روایات]] حتی کسانی که مستطیع هم نیستند برای انجام این [[فریضه الهی]] تشویق شده‌اند.
[[امام پنجم]]{{ع}} در [[حدیثی]] طولانی می‌فرماید: حاجی وقتی که مناسک حج را انجام داد، گناهان او آمرزیده می‌شود و تا چهارماه ([[ذی‌الحجه]]، [[محرم]]، صفر و [[ربیع الاول]]) [[خدا]] امر می‌کند، [[حسنات]] او را بنویسند و [[سیئات]] او را ننویسند، مگر آن‌که [[گناه]] کبیره‌ای که مستوجب [[آتش]] باشد، انجام دهد.
از این [[روایت]] مهم‌تر، این است که در کتاب [[وسائل الشیعه]] از [[امام ششم]]{{ع}} روایت نموده: که [[خداوند عزوجل]] همانا شخص [[حاجی]] و [[خانواده]] و بستگان او را و حتی کسانی را که برایشان [[طلب آمرزش]] نموده، تا چهار ماه گناهانشان را می‌آمرزد و گناهی برای آنها ثبت نمی‌شود!<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۷۱.</ref>
[[رسول خدا]]{{صل}} می‌فرماید: نشانه قبول حج، ترک گناهانی است که [[بنده]] [[مؤمن]] پیش از حج، آنها را مرتکب می‌شد.


وظایفی را که [[پیشوایان]] مذهبی ما نسبت به [[تجلیل]] حجاج و زائرین [[خانه خدا]] به هنگام بازگشت آنان از [[سفر حج]] بیان فرموده‌اند، در [[حقیقت]] دستوراتی ارشادی و [[فطری]] است.
[[معاویة بن وهب]] از افراد مختلفی نقل می‌کند که به امام صادق{{ع}} گفته‌اند ما مقروض هستیم، آیا [[پول]] [[قرض]] کرده و حج انجام دهیم؟ امام فرمودند: آری [حج وسیله خواهد بود که][[دین]] او زودتر ادا شود<ref>وسائل، ج۱۱، ص۱۴۰.</ref>.
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} می‌فرماید: هنگامی که [[برادر دینی]] تو از سفر حج بازگشت، میان دیدگان و دهان او را که به آن [[حجرالاسود]] را بوسیده، ببوس که رسول خدا{{صل}} آن را بوسیده و دیدگان او را بوسه [[زن]] که به خانه خدا نگاه کرده، و موضع [[سجده]] و صورت او را ببوس، و آن وقت که به او [[تهنیت]] گفتید، بگویید: [[خدا]] [[عبادت]] تو را قبول و سعی و زحمات تو را مورد [[لطف]] و آن‌چه که در این راه [[خرج]] نموده‌ای به تو [[پاداش]] و عوض دهد و این آخرین [[سفر]] تو نباشد.
[[امام چهارم]]{{ع}} می‌فرماید: بر کسی که از سفر حج یا [[عمره]] آمده و هنوز [[آلوده]] به گناه نشده، در [[سلام کردن]] و [[مصافحه]] با آنها پیش‌دستی کنید.
در روایت دیگر نیز آن حضرت می‌فرماید: ای گروهی که به حج نرفته‌اید! [[حاجیان]] را در موقع بازگشت با خوشروئی دیدن کنید و با آنها مصافحه نمائید و آنها را [[محترم]] بشمارید تا در [[اجر]] و [[ثواب]] با آنها [[شریک]] باشید.
امام ششم{{ع}} می‌فرماید: هر کس با حاج مصافحه کند، در حالی که هنوز غبار آلوده است، مانند کسی است که حجرالاسود را بوسیده<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ص۲۲۵.</ref>.
به کسی که هم حج کرده و هم به [[مدینه]] مشرف شده باشد، [[حاجی]] حرمین هم می‌گویند و زنی را که حج گزارده باشد، حاجیه صدا می‌کنند.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۵۰.</ref>


==حَلق==
در پاره‌ای از روایات از [[تجار]] خواسته شده تا در طول سال مقداری از [[سود]] حاصله از [[تجارت]] را برای حج کنار گذاشته، از آن برای انجام [[فریضه]] حج استفاده نمایند<ref>وسائل، ج۱۱، ص۱۴۳.</ref>.
تراشیدن سر در [[حج تمتع]] و [[عمره]]، از عباداتی است که [[مظهر]] و نشانه [[خضوع]] و [[خشوع]] [[بنده]] در برابر [[خالق]] توانا و [[متعال]] است. [[خداوند سبحان]]، [[بندگان]] خویش را به میهمانی خود فرا خوانده و آنها نیز در جرگه [[اطاعت]] اوقدم نهاده‌اند و از [[بندگی]] غیرش ([[بت‌ها]]، قدرت‌ها، هوا و [[هوس‌ها]]) گریخته‌اند و در بند [[اسارت]] [[عشق]] به [[الله]] به حالت [[احرام]] درآمده‌اند و به اعمالی چون [[طواف]]، سعی بین [[صفا و مروه]]، وقوف در [[عرفات]]، [[رمی]] جمرات و [[قربانی]] پرداخته‌اند. در این هنگام، [[خداوند]] از آنان می‌خواهد علامت بندگی و خشوع و [[تسلیم]] کامل، یعنی «حلق» و «تقصیر» در حج تمتع و عمره [[تمتع]] و مفرده را با شیوه‌ای خاص به همراه [[قصد قربت]] او، بر خود ظاهر سازند و با این [[فریضه الهی]] از احرام خارج گردند. جد بزرگ ما [[آدم]]{{ع}} از انجام این [[فریضه]] در حج خود کوتاهی نکرد. بلکه همان‌طور که [[امام باقر]]{{ع}} فرمود: [[خدای سبحان]] [[جبرئیل]] را به همراه<ref>فصلنامه میقات حج، ج۹، ص۲۷ و ۲۸؛ کافی، ج۴، ص۱۹۵.</ref> یاقوتی از [[بهشت]] فرستاد، آن‌گاه سر آدم توسط خود او و یا جبرئیل تراشیده شد.
«حلق» (سر تراشیدن) این [[سنت الهی]] در [[دوران جاهلیت]] هم به جا آورده می‌شد. معتمرین هر گاه عمره خود را به جای می‌آوردند سرشان را نیز می‌تراشیدند. [[قرآن مجید]] سر تراشی در حج را در [[رؤیای صادق]] [[رسول خدا]]{{صل}} مطرح می‌فرماید.


{{متن قرآن|لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ}}<ref>«خداوند، به حق رؤیای پیامبرش را راست گردانیده است؛ شما اگر خداوند بخواهد با ایمنی، در حالی که سرهای خود را تراشیده و موها را کوتاه کرده‌اید، بی‌آنکه بهراسید به مسجد الحرام وارد می‌شوید بنابراین او چیزی را می‌دانست که شما نمی‌دانید، از این رو پیش از آن پیروزی نزدیکی پدید آورد» سوره فتح، آیه ۲۷.</ref>.
[[عیسی بن ابی منصور]] می‌گوید: امام صادق‌{{ع}} به من فرمود: ای [[عیسی]] دوست دارم [[خداوند]] در فاصله بین حج گذشته و [[آینده]] همیشه تو را در حالتی ببیند که برای حج [آینده] آماده می‌شوی<ref>وسائل، ج۱۱، ص۱۵۰.</ref>.
مرحوم [[صاحب جواهر]] لله در موضوع [[وجوب]] سر تراشیدن در [[منا]] برای کسی که اولین بار موفق به انجام حج می‌شود (که اصطلاحاً به او صروره می‌گویند) به [[روایت]] «[[سلیمان بن مهران]]» [[استشهاد]] می‌کند و می‌گوید: سلیمان از [[امام صادق]]{{ع}} سؤال کرد: چرا حلق و سر تراشیدن بر «صروره» [[واجب]] است نه بر دیگران؟
[[امامان معصوم]]{{عم}} تنها به تشویق و [[ترغیب]] مردم بسنده نکرده، بلکه کسانی را که [[خانه خدا]] را ترک نموده‌اند، به هلاکت و نابودی [[تهدید]] کرده‌اند<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۲۵۵.</ref>.
حضرت در جواب فرمود: زیرا با عمل سر تراشیدن علامت [[ایمان]] را در خود ظاهر نموده (و سپس فرمود) آیا نشنیده‌اید قول [[خداوند عزوجل]] را {{متن قرآن|لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ...}} که در [[سوره فتح]] آمده است.
[[فضیلت]] حلق بر تقصیر؛ اگر چه غیر صروره ملزم به حلق و تراشیدن سر نیست و مخیر است میان کوتاه کردن مو و ناخن و تراشیدن سر، اما حلق و تراشیدن سر فضیلت و [[ثواب]] بیشتری دارد. امام صادق{{ع}} فرمود:
{{متن حدیث|الْحَلْقُ أَفْضَلُ مِنَ التَّقْصِيرِ لِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} حَلَقَ رَأْسَهُ فِي حِجَّةِ الْوَدَاعِ وَ فِي عُمْرَةِ الْحُدَيْبِيَةِ}}<ref>بحار الانوار، ج۹۶، ص۳۰۱.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۴۲۹.</ref>


==[[فلسفه حج]]==
== [[حجة الاسلام]] ==
[[مراسم]] پرشکوه حج همچون [[عبادات]] دیگر، دارای [[برکات]] و آثار فراوانی در فرد و [[جامعه اسلامی]] است که اگر طبق برنامه صحیح انجام پذیرد و از آن بهره‌برداری [[درستی]] شود، می‌تواند منشاء [[تحول]] تازه‌ای در [[جوامع اسلامی]] گردد.
اولین حجی است که بر هر [[مسلمان]] [[واجب]] می‌شود. به بیانی دیگر، حجة الاسلام حجی است که بیش از یک مرتبه در تمام [[عمر]]، بر مستطیع واجب نیست.
این [[مناسک]] بزرگ در [[حقیقت]] دارای چهار بعد است؛ که هر یک از دیگری ریشه‌دارتر و سودمندتر است.


۱. بعد [[اخلاقی]] حج؛ مهم‌ترین حج همان [[دگرگونی]] اخلاقی است که در [[انسان‌ها]] به وجود می‌آورد، مراسم «[[احرام]]» [[انسان]] را به کلی از تعینات مادی و امتیازات ظاهری و لباس‌های رنگارنگ و [[زر و زور]] بیرون می‌برد، و با [[تحریم]] [[لذائذ]] و پرداختن به [[خودسازی]] که از [[وظایف]] [[محرم]] است، او را از [[جهان]] ماده جدا کرده و در عالمی از [[نور]] و [[روحانیت]] و [[صفا]] قرار می‌دهد<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۷۵ و ۷۶.</ref>. سپس مراسم دیگر حج یکی پس از دیگری انجام می‌گیرد، مراسمی که علاقه‌های [[معنوی]] انسان را لحظه به لحظه با خدایش محکم‌تر می‌کند و رابطه او را نزدیک‌تر و قوی‌تر می‌سازد.
در مقابل این حج، حجی است که [[وجوب]] آن به خاطر [[نذر]] باشد و یا حج‌هایی که مکراراً به صورت استحبابی انجام می‌شود.
مخصوصا توجه به این حقیقت که [[مراسم حج]] در هر قدم، یادآور خاطرات ابراهیم [[بت‌شکن]] و [[اسماعیل ذبیح]] [[الله]] و مادرش [[هاجر]] است که [[مجاهدت‌ها]] و [[ایثارگری]] آنها را در برابر چشمان انسان مجسم می‌کند.
و نیز در هر گوشه‌ای از [[مسجد الحرام]] و [[سرزمین مکه]]، انسان چهره [[پیامبر]]{{صل}} و علی{{ع}} و سایر [[پیشوایان]] بزرگ را می‌بیند و صدای آوای حماسه‌های آنها را می‌شنود.
اینها همه دست به دست می‌دهند و زمینه یک [[انقلاب]] اخلاقی را در دل‌های آماده فراهم می‌سازند، به گونه‌ای توصیف ناشدنی ورق زندگانی انسان را برمی‌گردانند و صفحه نوینی در [[حیات]] او آغاز می‌کنند.
در [[روایات اسلامی]] می‌خوانیم کسی که حج را به [[طور]] کامل انجام دهد: «از [[گناهان]] خود بیرون می‌آید، همانند روزی که از مادر متولد شده»<ref>بحار الانوار، ج۹۹، ص۲۶.</ref>.


۲. بعد [[سیاسی]] حج؛ مراسم حج در عین این که خالص‌ترین و عمیق‌ترین عبادات را عرضه می‌کند، مؤثرترین وسیله برای پیشبرد اهداف [[سیاسی]] [[اسلام]] است. [[روح]] [[عبادت]]، [[توجه به خدا]] و روح [[سیاست]]، توجه به [[خلق]] خداست، این دو در حج آن‌چنان به هم آمیخته‌اند که تار و پود یک پارچه‌اند!
یکی از حج‌هایی که [[پیامبر اسلام]]{{صل}} انجام داده است، معروف به «[[حجة الوداع]]» است که گاه آن را «حجة الاسلام و گاه «[[حجة البلاغ]]» نامیده‌اند.
حج عامل [[مبارزه]] با [[تعصبات]] ملی و نژاد پرستی و محدود شدن در حصار و مرزهای جغرافیایی است. حج وسیله‌ای است برای انتقال [[اخبار]] سیاسی [[کشورهای اسلامی]] از هر نقطه به نقطه دیگر، و خلاصه حج، عامل مؤثری است برای شکستن زنجیرهای [[اسارت]] و [[استعمار]] و [[آزاد]] ساختن [[مسلمین]].
روی همین جهت، [[حضرت علی]]{{ع}} هنگامی که [[فلسفه]] [[فرائض]] و [[عبادات]] را می‌شمرد، درباره حج می‌گوید: {{متن حدیث|الْحَجُّ تَقْوِيَةً لِلدِّينِ‌}}<ref>نهج البلاغه، فیض الاسلام، کلمات قصار، شماره ۲۴۴، ص۱۱۹۷.</ref> «[[خداوند]] [[مراسم حج]] را برای تقویت [[آیین اسلام]] [[تشریع]] کرد».


۳. بعد [[فرهنگی]]؛ ارتباط قشرهای [[مسلمانان]] در ایام حج می‌تواند به عنوان مؤثرین عامل مبادله فرهنگی و انتقال فکرها به شمار آید. با توجه به اینکه [[اجتماع]] شکوهمند حج، [[نماینده]] طبیعی و [[واقعی]] همه قشرهای مسلمانان [[جهان]] است، (چراکه در [[انتخاب]] افراد برای رفتن به [[زیارت]] [[خانه خدا]] هیچ عامل مصنوعی موثر نیست و [[زوار]] [[کعبه]] از میان تمام گروه‌ها، نژادها و زبان‌هایی که مسلمانان به آن تکلم می‌کنند، برخاسته و در آنجا جمع می‌شوند).
«[[ابن سعد]]» در «طبقات» می‌گوید: «[[ابن عباس]]» [[کراهت]] داشت نام «حجة الوداع» را بر حج [[رسول خدا]] بنهد و خود آن را حجة الاسلام می‌نامید. شاید [[اصرار]] وی از آن جهت بود که بزرگ‌ترین شاخص حج [[پیامبر]] آن بود که در طی [[مناسک حج]]، [[اسلام]] با تمام محتوایش به نمایش گذارده شد، و در برابر حج [[شرک‌آلود]] [[جاهلی]]، حج صحیح ارائه گردید.
لذا در [[روایات اسلامی]] می‌خوانیم یکی از فوائد حج، نشر اخبار و آثار [[رسول الله]]{{صل}} به تمام [[جهان اسلام]] است.
«[[هشام بن حکم]]» می‌گوید: از [[امام صادق]]{{ع}} درباره [[فلسفه حج]] و [[طواف]] کعبه سوال کردم، فرمود:<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۹.</ref> خداوند این [[بندگان]] را آفرید... و فرمان‌هایی از طریق [[مصلحت]] [[دین]] و [[دنیا]] به آنها داد، از جمله اجتماع [[مردم]] شرق و غرب را (در [[آیین]] حج) مقرر داشت تا مسلمانان به خوبی یکدیگر را بشناسند و از [[حال]] هم [[آگاه]] شوند و هر گروهی سرمایه‌های [[تجاری]] را از شهری به [[شهر]] دیگر منتقل کنند. و برای این که آثار [[پیامبر]]{{صل}} و اخبار او شناخته شود، مردم آنها را به خاطر آورند و هرگز فراموش نکنند<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۷۹.</ref>.
بنابراین، حج می‌توانند تبدیل به یک [[کنگره]] عظیم [[فرهنگی]] شود و [[اندیشمندان]] [[جهان اسلام]] در ایامی که در [[مکه]] هستند گردهم آیند و [[افکار]] و ابتکارات خویش را بر دیگران عرضه کنند.
یکی از بدبختی‌های بزرگ این است که [[مرزهای کشور اسلامی]]، سبب جدایی فرهنگی آنها شود، [[مسلمانان]] هر [[کشور]] تنها به خود بیندیشند که در این صورت، [[جامعه واحد اسلامی]] پاره پاره و نابود می‌گردد. طبیعی است که حج می‌تواند جلو این [[سرنوشت]] شوم را بگیرد.


۴. [[بعد اقتصادی]]؛ بر خلاف آنچه بعضی [[فکر]] می‌کنند، استفاده از کنگره عظیم حج برای تقویت پایه‌های [[اقتصادی]] [[کشورهای اسلامی]]، نه تنها با [[روح]] حج منافات ندارد، بلکه طبق [[روایات اسلامی]]، یکی از فلسفه‌های آن را تشکیل می‌دهد. چه مانعی دارد، مسلمانان در آن [[اجتماع]] بزرگ، پایه یک [[بازار]] مشترک [[اسلامی]] را بگذارند و زمینه‌های مبادلاتی و [[تجاری]] را در میان خود به گونه‌ای فراهم سازند که نه منافع‌شان به جیب [[دشمنان]] برود و نه اقتصادشان وابسته به [[اجانب]] باشد که این [[دنیاپرستی]] نیست، عین [[عبادت]] است و [[جهاد]]؛ لذا در [[روایت]] [[هشام بن حکم]] از [[امام صادق]]{{ع}} ضمن بیان فلسفه‌های حج صریحا به این موضوع اشاره شده بود که یکی از اهداف حج، تقویت [[تجارت]] مسلمانان و تسهیل [[روابط اقتصادی]] است<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۹.</ref>.
خصوصیات چشمگیر «حجة الوداع» نشانگر این [[حقیقت]] است که پیامبر در قالب مناسک حج و در طی این جریان با [[شکوه]]، تمامی [[قدرت اسلام]] و عظمت [[مسلمانان]] و نقش [[رهبری]] را به نمایش گذاشتند و تجلی [[روح]] [[توحید]] را در ایجاد [[همبستگی]] با شکوه و [[استحکام]] و [[استواری]] و یک جهت نمودن [[هدف‌ها]] و [[خلوص]] و [[پاکی]] [[نیت‌ها]] و خدایی شدن همه حرکت‌ها و تلاش‌ها ارائه دادند. و [[دشمنان]] را در برابر این همه عظمت و [[قدرت]] و [[معنویت]] به [[خضوع]] و [[احساس]] عجز واداشتند<ref>ره توشه حج، ج۱، ص۵۹.</ref>.
در [[حدیث]] دیگری از امام صادق{{ع}} در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ}}<ref>«بر شما گناهی نیست که (در ایام حج) بخششی از پروردگار خود بخواهید» سوره بقره، آیه ۱۹۸.</ref> می‌خوانیم که فرمود: منظور از این [[آیه]]، کسب روزی است:
{{متن حدیث|إِذَا أَحَلَّ الرَّجُلُ مِنْ إِحْرَامِهِ وَ قَضَى نُسُكَهُ فَلْيَشْتَرِ وَ لْيَبِعْ فِي الْمَوْسِمِ‌}}<ref>تفسیر عیاشی، ج۱، ص۱۱۵، تفسیر برهان، ج۱، ص۲۰۱.</ref>؛ «هنگامی که [[انسان]] از [[احرام]] بیرون آید و [[مناسک حج]] را بجا آورد. در همان [[موسم حج]]، [[خرید و فروش]] کند (و این موضوع نه تنها [[گناه]] ندارد، بلکه [[ثواب]] دارد)<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۱۸.</ref>.


و اما در [[روایات]] بسیاری، [[فلسفه حج]] چنین بیان شده است:
شرایط وجوب حجة الاسلام: [[امام خمینی]] رحمه الله و سایر [[مراجع]] عظام نیز چنان که در «[[مناسک]] محشی» آمده است، فرموده‌اند: با چند شرط حج واجب می‌شود: [[بلوغ]]؛ [[عقل]]؛ [[حرّیت]] و [[استطاعت]] از جهت [[مال]] و [[صحت]] بدن و [[توانایی]]، بازبودن راه و [[آزادی]] آن و وسعت وقت و کفایت آن. استطاعت از جهت مال یعنی داشتن زاد و راحله که [[توشه]] راه و مرکب سواری است. و چنان چه عین آنها را ندارد، کافی است چیزی مثل [[پول]] یا متاع دیگر داشته باشد که ممکن است آن را صرف در تهیه آنها نماید و شرط است که مخارج برگشتن را نیز داشته باشد<ref>مناسک محشی، ص۲۳ ۲۴.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۹۷.</ref>
# حج، پشتوانه [[دین]]  
# حج، [[پرچم]] دین
# حج، [[آرامش]] [[دل‌ها]]  
# حج، نابودکننده [[تکبر]]  
# حج، یادآور [[قیامت]]  
# حج، [[معاد]] مجسم
# حج، قطع کننده [[وابستگی به دنیا]]  
# حج، پایه و [[اساس دین]]  
# حج، روی آوردن به [[خدا]]  
# حج، [[حافظ دین]]
# حج، مانع [[نزول عذاب]].
این [[عبادت]] بزرگ، اگر به [[طور]] صحیح و کامل مورد بهره‌برداری قرار گیرد و زائرین [[خانه خدا]] در آن ایام که در آن [[سرزمین مقدس]] حضور فعال دارند و دل‌هایشان آماده است، از این [[فرصت]] بزرگ برای [[حل مشکلات]] گوناگون [[جامعه اسلامی]] با تشکیل کنگره‌های مختلف [[سیاسی]] و [[فرهنگی]] و [[اقتصادی]] استفاده کنند، این عبادت می‌تواند از هر نظر مشکل‌گشا باشد و شاید به همین دلیل است که [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: {{متن حدیث|لَا يَزَالُ الدِّينُ قَائِماً مَا قَامَتِ الْكَعْبَةُ}}<ref>معارف و معاریف، دائره المعارف جامع اسلامی، ج۹، ص۴۶.</ref>؛ «مادام که خانه خدا برپا است، [[اسلام]] هم برپا است.
و نیز [[حضرت علی]]{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|وَ اللَّهَ اللَّهَ فِي بَيْتِ رَبِّكُمْ لَا تُخَلُّوهُ مَا بَقِيتُمْ فَإِنَّهُ إِنْ تُرِكَ لَمْ تُنَاظَرُوا}}<ref>نهج البلاغه، فیض الاسلام، نامه ۴۸، ص۹۷۸.</ref>؛ خدا را، خدا را در مورد [[خانه]] پروردگارتان «[[مکه معظمه]]» هرگز تا زنده هستید، آن را خالی نگذارید، که اگر آن را ترک گویید مهلت داده نمی‌شوید (به [[عذاب]] خدا [[مبتلا]] می‌شوید). به خاطر اهمیت این موضوع است که فصلی در [[روایات اسلامی]] تحت این عنوان گشوده شده است که اگر یک سال [[مسلمانان]] بخواهند حج را تعطیل کنند، بر [[حکومت اسلامی]] لازم است که به [[اجبار]] آنها را به حج بفرستد<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۸۲. به نقل از گلواژه‌های حج و عمره، بصیری ص۴۳۰.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۷۴۰.</ref>.


== نیت در حج ==
== حاجی ==
نیت، [[روح]] عمل است و عمل بدون روح، خاصیتی ندارد. در [[حج]]، آنچه انجام می‌شود، باید با نیت باشد. نیت در حج، یعنی همواره خود [[آگاه]] بودن، و حج معانی نمودن، نه حج [[مناسک]] و صورت؛ زیرا حج، همه نیت است، اگر چه پاره‌ای از [[اعمال]] بدون نیت، هم تأثیری دارد، مثلاً در [[روزه]]، اگر نیت نباشد، به هر حال آثاری از آن دیده می‌شود، یا در [[زکوة]]، اگر نیت نباشد، به هر حال [[فقیری]] را بی‌نیاز کرده است، اما اگر در حج، نیت نباشد هیچ نیست، چون که این مناسک همه اشاره است. می‌گویند: کسی که نداند [[سجود]] چیست، فقط پیشانی به خاک مالیده است، کسی که نداند مفهوم [[مناسک حج]] چیست، فقط [[شهر مکه]]، و [[خانه کعبه]] را تماشا کرده است، و به عبارت دیگر، فقط سوغات آورده است... .
کسی که [[اعمال]] و [[مناسک حج]] را انجام می‌دهد حاج است و در [[عرف]] [[جامعه]] به او حاجی می‌گویند. [[امام ششم]]{{ع}} می‌فرماید: حجاج سه صنف بازگشت می‌کنند؛ صنفی از [[آتش جهنم]] [[آزاد]] می‌شوند، و صنفی از [[گناهان]] خود بیرون می‌روند، مانند روزی که ما در آنها را زاییده است، و صنفی محفوظ خواهند بود از [[اهل]] و [[مال]] خویش.


پس لازم است که تمام اعمال حج را با نیت انجام دهد، و به معانی آن [[نیت‌ها]]، آگاه و آشنا باشد. چون [[عمره]] و حج و اجزاء آنها از [[عبادات]] است، باید قصد داشته باشد آن چه را که [[واجب]] است بر او، قربة الی الله و برای [[اطاعت]] [[خداوند تعالی]] انجام دهد، یعنی انجام عملش، کاملاً باید برای تحصیل رضای [[خدای تعالی]] باشد، به نحوی که هیچ غرضی از اغراض [[دنیوی]] با او همراه نباشد. این نوع نیت، در تمام [[اعمال عبادی]] لازم است.
از آن حضرت سؤال شد که: چگونه بدانیم حج ما قبول شده است؟ فرمود: اگر در شما تغییری پدید آید، حج شما قبول است. به [[طور]] کلی [[نور]] حج، چون شمع فروزان و ستاره‌ای درخشان، در حاجی باید ساطع باشد. حاجی باید بداند که پس از بازگشت از این [[سفر]] باید حامل نوری باشد که تا پایان [[عمر]]، تاریکی‌های [[زندگی]] خود را روشن و آنها را که به دیدن او می‌آیند و یا بعد از مراجعت، با او سر و کار دارند، از گفتار و [[کردار]] و [[بینش]] او، [[حقیقت]] رهنمود گردند.


نیت باید مقارن با عمل باشد، در جایی که باید [[احرام]] بپوشد، همین که شروع به احرام پوشیدن کرد نیت کند، پس نیت در اثناء کافی نخواهد بود و هر گاه در حین شروع، نیت نکرده است، باید تجدید کند.
طبق [[روایات]] بسیاری، گناهان حاجی به هنگام سعی [[صفا و مروه]] و وقوف [[عرفات]]، هر اندازه‌ای که باشد، آمرزیده می‌شود. پس حاجی باید یادش باشد آن [[روز]] که بازگشت می‌نماید، دیگر گناهی برای او باقی نمی‌ماند. حاجی باید ملتفت باشد که چون بازگشت به [[وطن]] نمود، ممکن است روزهای اول، هفته‌های اول، و بلکه ماه‌های اول، بعد از سفر تا گرد و غبار حج هنوز باقی است، معنویتش باقی باشد، اما بعد از اندک زمانی کم‌کم [[نفس اماره]] و «[[شیطان]] نیمه جانی» که به او سنگ زده است، به سراغش آمده، به اندک وقتی [[روحانیت]] خود را از دست داده، بر [[غرور]] و نخوتش افزوده می‌گردد.


نیت را به زبان یا حضور [[قلبی]] می‌آورد. مثلاً اگر عمره تمتع است، باید چنین بگوید: احرام می‌بندم برای توجه به [[مکه معظمه]]، و عمره تمتع از [[حجة الاسلام]]، به جهت [[فرمانبرداری]] امر خدای تعالی قربة الی الله.
امام ششم{{ع}} می‌فرماید: حاجی مادامی که دامنش به [[گناه]] [[آلوده]] نگردد، پیوسته نور حج در او متجلی است. [[امام پنجم]]{{ع}} در [[حدیثی]] طولانی می‌فرماید: حاجی وقتی که مناسک حج را انجام داد، گناهان او آمرزیده می‌شود و تا چهارماه ([[ذی‌الحجه]]، [[محرم]]، صفر و [[ربیع الاول]]) [[خدا]] امر می‌کند، [[حسنات]] او را بنویسند و [[سیئات]] او را ننویسند، مگر آن‌که [[گناه]] کبیره‌ای که مستوجب [[آتش]] باشد، انجام دهد.


در صحت نیت اعمال حج، تلفظ و خطور قلبی معتبر نیست، بلکه هرگاه توجه داشته باشد که چه عملی می‌خواهد به جا آورد کافی است، ولی تلفظ به [[نیت]] در [[اعمال]] [[عمره]] و [[حج]] [[استحباب]] دارد.
از این [[روایت]] مهم‌تر، این است که در کتاب [[وسائل الشیعه]] از [[امام ششم]]{{ع}} روایت نموده: که [[خداوند عزوجل]] همانا شخص [[حاجی]] و [[خانواده]] و بستگان او را و حتی کسانی را که برایشان [[طلب آمرزش]] نموده، تا چهار ماه گناهانشان را می‌آمرزد و گناهی برای آنها ثبت نمی‌شود!<ref>وسائل الشیعه، ج۸، ص۷۱.</ref> [[رسول خدا]]{{صل}} می‌فرماید: نشانه قبول حج، ترک گناهانی است که [[بنده]] [[مؤمن]] پیش از حج، آنها را مرتکب می‌شد.


در صحت [[احرام]] لازم نیست که قصد کند ترک محرماتی را که بر [[محرم]] پس از احرام می‌شود، بلکه کسی که به قصد عمره تمتع، یا [[حج تمتع]] لبیک‌های [[واجب]] را گفت محرم می‌شود، چه قصد بکند احرام را یا نکند، و چه قصد بکند ترک محرمات را یا نکند، ولی [[احتیاط]] آن است که قصد کند ترک محرمات را.
وظایفی را که [[پیشوایان]] مذهبی ما نسبت به [[تجلیل]] حجاج و زائرین [[خانه خدا]] به هنگام بازگشت آنان از [[سفر حج]] بیان فرموده‌اند، در [[حقیقت]] دستوراتی ارشادی و [[فطری]] است. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} می‌فرماید: هنگامی که [[برادر دینی]] تو از سفر حج بازگشت، میان دیدگان و دهان او را که به آن [[حجرالاسود]] را بوسیده، ببوس که رسول خدا{{صل}} آن را بوسیده و دیدگان او را بوسه زن که به خانه خدا نگاه کرده، و موضع [[سجده]] و صورت او را ببوس، و آن وقت که به او [[تهنیت]] گفتید، بگویید: [[خدا]] [[عبادت]] تو را قبول و سعی و زحمات تو را مورد [[لطف]] و آن‌چه که در این راه [[خرج]] نموده‌ای به تو [[پاداش]] و عوض دهد و این آخرین [[سفر]] تو نباشد.


باید دانست که افراد مستعد و با کمال، در این جا باید نیت‌های بسیاری بنمایند؛ زیرا هر عملی نیت و توجه مخصوصی به خود دارد، نیت در این جا، به همه چیز پشت کردن و به [[خدا]] رو آوردن است. نیت این است، که هر کس، زین پس بزند سنگ، به مینای [[هوس]]. اکنون که آماده نیت کردن شده‌ای، به خود آی که تاکنون چه کرده‌ام، و از این پس دیگر گرد ناپسندی‌ها، [[زشتی‌ها]]، [[کینه‌ها]]، لاابالی‌ها و نزدیک چیزی که باعث کدورت [[دل]] شود، نگردم.
[[امام چهارم]]{{ع}} می‌فرماید: بر کسی که از سفر حج یا [[عمره]] آمده و هنوز [[آلوده]] به گناه نشده، در [[سلام کردن]] و [[مصافحه]] با آنها پیش‌دستی کنید. در روایت دیگر نیز آن حضرت می‌فرماید: ای گروهی که به حج نرفته‌اید! [[حاجیان]] را در موقع بازگشت با خوشروئی دیدن کنید و با آنها مصافحه نمائید و آنها را [[محترم]] بشمارید تا در [[اجر]] و [[ثواب]] با آنها [[شریک]] باشید.


آن‌گاه که نیت کنی که: (احرام می‌بندم برای عمره تمتع از [[حجة الاسلام]] واجب، قربة الی الله) یعنی که احرام کوی [[کعبه]] می‌بندم تا با [[لباس]] [[انضباط]]، و با [[اراده]] و خودداری از طوفان‌های [[تمایلات نفسانی]] که ۲۴ چیز است، [[خویشتن‌داری]] نموده، و [[تعهد]] می‌کنم که از این میقاتگاه، با انضباط به سوی این عمل [[مقدس]] بروم، و با این احرام که به سوی حرم امن الهی می‌روم، [[احترام]] [[حریم]] آن را داشته و در حال [[غفلت]] نباشم<ref>راهنمای حرمین شریفین ابراهیم غفاری، ج۳، ص۸۴.</ref>.<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۰۴۳.</ref>
امام ششم{{ع}} می‌فرماید: هر کس با حاجی مصافحه کند، در حالی که هنوز غبار آلوده است، مانند کسی است که حجرالاسود را بوسیده<ref>راهنمای حرمین شریفین، ابراهیم غفاری، ص۲۲۵.</ref>. به کسی که هم حج کرده و هم به [[مدینه]] مشرف شده باشد، [[حاجی]] حرمین هم می‌گویند و زنی را که حج گزارده باشد، حاجیه صدا می‌کنند<ref>[[مجتبی تونه‌ای|تونه‌ای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۳۵۰.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش