بحث:صبر در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۱ دسامبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵۲: خط ۵۲:
===معنای لغوی===
===معنای لغوی===
===معنای اصطلاحی===
===معنای اصطلاحی===
«صبر» در لغت به معنای تاب آوردن است که در برابر [[جزع]] به معنای [[بی‌تابی]] به کار می‌‌رود.<ref>ترتیب العین، ج ۲، ص۹۶۶، «صبر»</ref> در کاربردهای [[عربی]] صبر در سه معنای اصلی به کار رفته است: ۱. [[حبس]] و نگهداری. ۲. قسمت بالای یک چیز. ۳. نوعی از سنگ سخت.<ref>معجم مقاییس اللّغه، ج ۳، ص۳۲۹، «صبر»</ref>
«صبر» در لغت به معنای تاب آوردن است که در برابر [[جزع]] به معنای [[بی‌تابی]] به کار می‌‌رود.<ref>ترتیب العین، ج ۲، ص۹۶۶، «صبر».</ref> در کاربردهای [[عربی]] صبر در سه معنای اصلی به کار رفته است: ۱. [[حبس]] و نگهداری. ۲. قسمت بالای یک چیز. ۳. نوعی از سنگ سخت.<ref>معجم مقاییس اللّغه، ج ۳، ص۳۲۹، «صبر».</ref>


«صبر» به معنای [[حالت نفسانی]] که در [[علم اخلاق]] به کار می‌‌رود، همان حبس و نگهداری است به طوری که وقتی شخص به [[صابر]] نگاه می‌‌کند در می‌‌یابد که از [[عقل]] خویش که قسمت بالای [[انسان]] است استفاده کرده نه از [[قلب]] و [[احساسات]] که در میانه است یا اعضا و جوارح که پایین‌ترین قسمت بدن است. صابر از نظر ناظر بیرونی [[آدمی]] بی‌قلب و [[عاطفه]] است و مانند سنگ خارا و [[سنگدل]] و سخت [[دل]] محسوب می‌‌شود. پس می‌‌توان گفت که سه معنای اصلی صبر را در حالت نفسانی انسان می‌‌توان ردگیری و [[شناسایی]] کرد. به این معنا که اگر به هر سه معنای صبر توجه کنیم می‌‌توانیم آن حالت نفسانی انسان را به عنوان صبر قلمداد کنیم؛ چه به معنای حبس و خودداری [[خشم]] و [[غضب]] و جزع باشد و چه به معنای قسمت بالای یک چیز یا سنگ خارا و نوعی سنگ سخت باشد.
«صبر» به معنای [[حالت نفسانی]] که در [[علم اخلاق]] به کار می‌‌رود، همان حبس و نگهداری است به طوری که وقتی شخص به [[صابر]] نگاه می‌‌کند در می‌‌یابد که از [[عقل]] خویش که قسمت بالای [[انسان]] است استفاده کرده نه از [[قلب]] و [[احساسات]] که در میانه است یا اعضا و جوارح که پایین‌ترین قسمت بدن است. صابر از نظر ناظر بیرونی [[آدمی]] بی‌قلب و [[عاطفه]] است و مانند سنگ خارا و [[سنگدل]] و سخت [[دل]] محسوب می‌‌شود. پس می‌‌توان گفت که سه معنای اصلی صبر را در حالت نفسانی انسان می‌‌توان ردگیری و [[شناسایی]] کرد. به این معنا که اگر به هر سه معنای صبر توجه کنیم می‌‌توانیم آن حالت نفسانی انسان را به عنوان صبر قلمداد کنیم؛ چه به معنای حبس و خودداری [[خشم]] و [[غضب]] و جزع باشد و چه به معنای قسمت بالای یک چیز یا سنگ خارا و نوعی سنگ سخت باشد.


در [[فرهنگ قرآن]] صبر عبارت از امساک در تنگناها و [[خویشتن داری]] به مقتضای عقل و [[شرع]] یا حبس نفس از چیزی است که عقل و شرع حبس نفس از آن را اقتضا کند.<ref>مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص۴۷۴، «صبر»</ref> البته همین معنا در مفهوم اصطلاحی صبر در کتب [[اخلاقی]] [[اسلامی]] مد نظر است.
در [[فرهنگ قرآن]] صبر عبارت از امساک در تنگناها و [[خویشتن داری]] به مقتضای عقل و [[شرع]] یا حبس نفس از چیزی است که عقل و شرع حبس نفس از آن را اقتضا کند.<ref>مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص۴۷۴، «صبر».</ref> البته همین معنا در مفهوم اصطلاحی صبر در کتب [[اخلاقی]] [[اسلامی]] مد نظر است.


[[امام علی]]{{ع}} درباره مفهوم صبر فرموده است: {{متن حدیث|اَلصَّبْرُ اَنْ یَحْتَمِلَ الرَّجُلُ ما یَنُوبُهُ، وَ یـَکْظِمُ ما یَغْضِبـُهُ}}؛ صبر آن است که انسان مصیبتی را که به او می‌‌رسد [[تحمّل]] کند و خشم خود را فرو برد.<ref>غرر الحکم، چاپ دانشگاه تهران، ج ۲، ۱۸۷۴</ref>
[[امام علی]]{{ع}} درباره مفهوم صبر فرموده است: {{متن حدیث|اَلصَّبْرُ اَنْ یَحْتَمِلَ الرَّجُلُ ما یَنُوبُهُ، وَ یـَکْظِمُ ما یَغْضِبـُهُ}}؛ صبر آن است که انسان مصیبتی را که به او می‌‌رسد [[تحمّل]] کند و خشم خود را فرو برد.<ref>غرر الحکم، چاپ دانشگاه تهران، ج ۲، ۱۸۷۴.</ref>
بنابراین، [[صبر]] حالت [[خویشتن داری]] و نگه داری نفس از رفتارهای هیجانی و احساسی در هنگام بروز حوادث و [[مشکلات]] و [[مصیبت‌ها]] است. پس [[صابر]] در برابر فشار تاب می‌‌آورد و [[بی‌تابی]] و [[جزع]] نمی‌کند و [[رفتاری]] [[متعادل]] و متعارف خواهد داشت؛ هر چند که در وهله نخست به سبب ضربه و صدمه ابتدایی مبهوت و متاثر می‌‌شود ولی به سرعت [[مدیریت]] نفس خود را به دست می‌‌گیرد و [[اجازه]] نمی‌دهد تا کنش‌های بیرونی واکنش‌های او را مدیریت و جهت دهد.
بنابراین، [[صبر]] حالت [[خویشتن داری]] و نگه داری نفس از رفتارهای هیجانی و احساسی در هنگام بروز حوادث و [[مشکلات]] و [[مصیبت‌ها]] است. پس [[صابر]] در برابر فشار تاب می‌‌آورد و [[بی‌تابی]] و [[جزع]] نمی‌کند و [[رفتاری]] [[متعادل]] و متعارف خواهد داشت؛ هر چند که در وهله نخست به سبب ضربه و صدمه ابتدایی مبهوت و متاثر می‌‌شود ولی به سرعت [[مدیریت]] نفس خود را به دست می‌‌گیرد و [[اجازه]] نمی‌دهد تا کنش‌های بیرونی واکنش‌های او را مدیریت و جهت دهد.


باید دانست که صبر از [[اخلاق]] [[پیامبران]] و [[صالحان]] است. [[امام علی]]{{ع}} در این باره فرموده است: {{متن حدیث|اِنَّ الصَّبْرَ وَحُسْنَ الْخُلْقِ وَالْبِرَّ وَالْحِلْمَ مِنْ اَخْلاقِ الاَنْبِیآءِ}}؛ صبر و شکیبائی و [[اخلاق نیکو]] و [[حلم]] و بُردباری از اخـلاق پیـامـبران اسـت.<ref>بحارالانوار، ج ۷۱، ص۹۲</ref>
باید دانست که صبر از [[اخلاق]] [[پیامبران]] و [[صالحان]] است. [[امام علی]]{{ع}} در این باره فرموده است: {{متن حدیث|اِنَّ الصَّبْرَ وَحُسْنَ الْخُلْقِ وَالْبِرَّ وَالْحِلْمَ مِنْ اَخْلاقِ الاَنْبِیآءِ}}؛ صبر و شکیبائی و [[اخلاق نیکو]] و [[حلم]] و بُردباری از اخـلاق پیـامـبران اسـت.<ref>بحارالانوار، ج ۷۱، ص۹۲.</ref>
همچنین صبر از صفات مؤمنانی است که تابع پیامبران هستند و آنان را [[اسوه حسنه]] [[زندگی]] خویش قرار می‌‌دهند. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|اَلْمُؤْمِنُ صَبُورٌ فِی الشَّدائِدِ، وَقُورٌ فِی الزَّلازِلِ، قَنُوعٌ بِما اُوتِیَ، لایَعْـظِمُ عَلَیْهِ الْمَصـائِبُ}}؛ [[مؤمن]] در سختیها [[صبور]] ودر مقابل اضطرابها باوقار است، بدانچه به اوداده شده قانع است، وگرفتاری‌ها نزد او بزرگ نیست<ref>بحارالانوار، ج ۸۲، ص۱۳۳</ref>.<ref>فرهنگ قرآن، ج۱۸، ص۲۴۶ - ۲۵۹.</ref>
همچنین صبر از صفات مؤمنانی است که تابع پیامبران هستند و آنان را [[اسوه حسنه]] [[زندگی]] خویش قرار می‌‌دهند. [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|اَلْمُؤْمِنُ صَبُورٌ فِی الشَّدائِدِ، وَقُورٌ فِی الزَّلازِلِ، قَنُوعٌ بِما اُوتِیَ، لایَعْـظِمُ عَلَیْهِ الْمَصـائِبُ}}؛ [[مؤمن]] در سختیها [[صبور]] ودر مقابل اضطرابها باوقار است، بدانچه به اوداده شده قانع است، وگرفتاری‌ها نزد او بزرگ نیست<ref>بحارالانوار، ج ۸۲، ص۱۳۳.</ref>.<ref>فرهنگ قرآن، ج۱۸، ص۲۴۶ - ۲۵۹.</ref>


== آثار صبر ==
== آثار صبر ==
خط ۱۸۲: خط ۱۸۲:
# {{متن قرآن|لَوْ كَانَ عَرَضًا قَرِيبًا وَسَفَرًا قَاصِدًا لَاتَّبَعُوكَ وَلَكِنْ بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ وَسَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِ اسْتَطَعْنَا لَخَرَجْنَا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنْفُسَهُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ}}<ref>«اگر غنیمتی در دسترس و سفری آسان می‌بود از تو پیروی می‌کردند اما راه سخت بر آنان گران است و به زودی به خداوند سوگند می‌خورند که اگر یارایی می‌داشتیم با شما روانه می‌شدیم؛ خود را (با دروغ) نابود می‌کنند و خداوند می‌داند که آنان دروغگویند» سوره توبه، آیه ۴۲.</ref>.
# {{متن قرآن|لَوْ كَانَ عَرَضًا قَرِيبًا وَسَفَرًا قَاصِدًا لَاتَّبَعُوكَ وَلَكِنْ بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ وَسَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِ اسْتَطَعْنَا لَخَرَجْنَا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنْفُسَهُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ}}<ref>«اگر غنیمتی در دسترس و سفری آسان می‌بود از تو پیروی می‌کردند اما راه سخت بر آنان گران است و به زودی به خداوند سوگند می‌خورند که اگر یارایی می‌داشتیم با شما روانه می‌شدیم؛ خود را (با دروغ) نابود می‌کنند و خداوند می‌داند که آنان دروغگویند» سوره توبه، آیه ۴۲.</ref>.
# {{متن قرآن|عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ}}<ref>«خداوند از تو در گذراد! چرا پیش‌تر از آنکه راستگویان بر تو آشکار گردند و دروغگویان را بشناسی به آنان اجازه دادی؟» سوره توبه، آیه ۴۳.</ref>.
# {{متن قرآن|عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ}}<ref>«خداوند از تو در گذراد! چرا پیش‌تر از آنکه راستگویان بر تو آشکار گردند و دروغگویان را بشناسی به آنان اجازه دادی؟» سوره توبه، آیه ۴۳.</ref>.
# {{متن قرآن|لَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ أَنْ يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ * إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ}}<ref>«آنان که به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند برای جهاد با مال و جانشان از تو اجازه نمی‌گیرند و خداوند به (حال) پرهیزگاران داناست * تنها کسانی از تو اجازه (ی معاف بودن از جهاد) می‌خواهند که به خداوند و روز بازپسین ایمان ندارند و دل به شک سپرده‌اند و در تردید خود سرگردانند» سوره توبه، آیه ۴۴-۴۵. </ref>. '''نکته''': در این [[آیات]]: [[خداوند]]، [[رنج]] [[پیامبر]] را از راحت‌طلبان و فرصت‌طلبان، فراری از [[جهاد]] و اجازه گرفتن‌های مکرر آنان برای شرکت نکردن در [[جهاد]]، که باعث [[اذیت]] وی شده را مطرح می‌کند و این که آنها راه به جائی نمی‌برند، هرچند در سپر سوگندها مخفی شوند، و خودشان را نابود می‌کنند. پس [[پیامبر]] باید بردبار باشد و به خود [[رنج]] [[الم]] راه ندهد و [[خداوند]] درباره عذرآورندگان برای شرکت در [[جهاد]] قانونی را ذکر می‌کند و به [[پیامبر]] می‌فرماید آنهایی که از تو اجازه [[خروج]] از [[جهاد]] میخواهند در توجیهاتی که ذکر می‌کنند صادق نیستند و در [[آیه]] ۴۷ [[سوره توبه]] به [[پیامبر]] می‌گوید نبودن آنها همراه تو بهتر است، چون اگر در میان شما باشند [[فتنه]] و [[جاسوسی]] می‌کنند. {{متن قرآن|لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ مَا زَادُوكُمْ إِلَّا خَبَالًا وَلَأَوْضَعُوا خِلَالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ}}<ref>«اگر در میان شما روانه می‌شدند جز شرّ به شما نمی‌افزودند و در میان شما برای ایجاد آشوب رخنه می‌کردند و آنان میان شما جاسوسانی دارند و خداوند به (حال) ستمگران داناست» سوره توبه، آیه ۴۷.</ref> اگر با شما بیرون آمده بودند جز [[فساد]] برای شما نمی‌افزودند و به سرعت خود را در میان شما می‌انداختند و در [[حق]] شما [[فتنه]] می‌کردند و در میان شما جاسوسانی دارند که به نفع آنان «[[اقدام]] می‌کنند» و [[خدا]] به حال [[ستمکاران]]، دانا است.
# {{متن قرآن|لَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ أَنْ يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ * إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ}}<ref>«آنان که به خداوند و روز بازپسین ایمان دارند برای جهاد با مال و جانشان از تو اجازه نمی‌گیرند و خداوند به (حال) پرهیزگاران داناست * تنها کسانی از تو اجازه (ی معاف بودن از جهاد) می‌خواهند که به خداوند و روز بازپسین ایمان ندارند و دل به شک سپرده‌اند و در تردید خود سرگردانند» سوره توبه، آیه ۴۴-۴۵. .</ref>. '''نکته''': در این [[آیات]]: [[خداوند]]، [[رنج]] [[پیامبر]] را از راحت‌طلبان و فرصت‌طلبان، فراری از [[جهاد]] و اجازه گرفتن‌های مکرر آنان برای شرکت نکردن در [[جهاد]]، که باعث [[اذیت]] وی شده را مطرح می‌کند و این که آنها راه به جائی نمی‌برند، هرچند در سپر سوگندها مخفی شوند، و خودشان را نابود می‌کنند. پس [[پیامبر]] باید بردبار باشد و به خود [[رنج]] [[الم]] راه ندهد و [[خداوند]] درباره عذرآورندگان برای شرکت در [[جهاد]] قانونی را ذکر می‌کند و به [[پیامبر]] می‌فرماید آنهایی که از تو اجازه [[خروج]] از [[جهاد]] میخواهند در توجیهاتی که ذکر می‌کنند صادق نیستند و در [[آیه]] ۴۷ [[سوره توبه]] به [[پیامبر]] می‌گوید نبودن آنها همراه تو بهتر است، چون اگر در میان شما باشند [[فتنه]] و [[جاسوسی]] می‌کنند. {{متن قرآن|لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ مَا زَادُوكُمْ إِلَّا خَبَالًا وَلَأَوْضَعُوا خِلَالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ}}<ref>«اگر در میان شما روانه می‌شدند جز شرّ به شما نمی‌افزودند و در میان شما برای ایجاد آشوب رخنه می‌کردند و آنان میان شما جاسوسانی دارند و خداوند به (حال) ستمگران داناست» سوره توبه، آیه ۴۷.</ref> اگر با شما بیرون آمده بودند جز [[فساد]] برای شما نمی‌افزودند و به سرعت خود را در میان شما می‌انداختند و در [[حق]] شما [[فتنه]] می‌کردند و در میان شما جاسوسانی دارند که به نفع آنان «[[اقدام]] می‌کنند» و [[خدا]] به حال [[ستمکاران]]، دانا است.
# {{متن قرآن|وَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنَّهُمْ لَمِنْكُمْ وَمَا هُمْ مِنْكُمْ وَلَكِنَّهُمْ قَوْمٌ يَفْرَقُونَ * لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغَارَاتٍ أَوْ مُدَّخَلًا لَوَلَّوْا إِلَيْهِ وَهُمْ يَجْمَحُونَ * وَمِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَإِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ * وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ}}<ref>«و به خداوند سوگند می‌خورند که از شمایند در حالی که از شما نیستند امّا آنان گروهی هستند که می‌هراسند * اگر پناهگاهی یا غارهایی یا نهانگاهی می‌یافتند با شتاب به آن رو می‌آوردند * و برخی از ایشان درباره زکات‌ها بر تو خرده می‌گیرند؛ اگر از آن به آنان داده شود خرسند می‌شوند و اگر داده نشود ناگهان به خشم می‌آیند * و اگر آنها به آنچه خداوند و پیامبرش به آنان داده‌اند خرسند می‌شدند و می‌گفتند: «خداوند ما را بس، به زودی خداوند و پیامبرش از بخشش خویش به ما خواهند داد، ما به سوی خداوند دست به دعا برمی‌داریم» (پسندیده‌تر بود)» سوره توبه، آیه ۵۶-۵۹.</ref> '''نکته''': در این [[آیات]] اذیت‌هایی که از سوی افراد ترسو و پرتوقع ـ از نظر [[اقتصادی]] ـ به [[پیامبر]] {{صل}} میرسیده، مطرح شده است و می‌فرماید اگر آنها این‌گونه [[پیامبر]] را [[اذیت]] نمی‌کردند و انتظارات زیادی نداشتند، برای [[سعادت]] آنها بهتر بود.
# {{متن قرآن|وَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنَّهُمْ لَمِنْكُمْ وَمَا هُمْ مِنْكُمْ وَلَكِنَّهُمْ قَوْمٌ يَفْرَقُونَ * لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغَارَاتٍ أَوْ مُدَّخَلًا لَوَلَّوْا إِلَيْهِ وَهُمْ يَجْمَحُونَ * وَمِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَإِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ * وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَيُؤْتِينَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ}}<ref>«و به خداوند سوگند می‌خورند که از شمایند در حالی که از شما نیستند امّا آنان گروهی هستند که می‌هراسند * اگر پناهگاهی یا غارهایی یا نهانگاهی می‌یافتند با شتاب به آن رو می‌آوردند * و برخی از ایشان درباره زکات‌ها بر تو خرده می‌گیرند؛ اگر از آن به آنان داده شود خرسند می‌شوند و اگر داده نشود ناگهان به خشم می‌آیند * و اگر آنها به آنچه خداوند و پیامبرش به آنان داده‌اند خرسند می‌شدند و می‌گفتند: «خداوند ما را بس، به زودی خداوند و پیامبرش از بخشش خویش به ما خواهند داد، ما به سوی خداوند دست به دعا برمی‌داریم» (پسندیده‌تر بود)» سوره توبه، آیه ۵۶-۵۹.</ref> '''نکته''': در این [[آیات]] اذیت‌هایی که از سوی افراد ترسو و پرتوقع ـ از نظر [[اقتصادی]] ـ به [[پیامبر]] {{صل}} میرسیده، مطرح شده است و می‌فرماید اگر آنها این‌گونه [[پیامبر]] را [[اذیت]] نمی‌کردند و انتظارات زیادی نداشتند، برای [[سعادت]] آنها بهتر بود.
# {{متن قرآن|وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>«و برخی از ایشان کسانی هستند که پیغمبر را آزار می‌کنند و می‌گویند او خوش‌باور است؛ بگو سخن نیوش خوبی برای شماست که به خداوند ایمان و مؤمنان را باور دارد و برای آن دسته از شما که ایمان آورده‌اند رحمت است و برای آن کسان که به فرستاده خداوند آزار می‌رسانند عذابی دردناک خواهد بود» سوره توبه، آیه ۶۱.</ref>. '''نکته''': این [[آیه]] نشان می‌دهد که مخالفان، با سخنان کوتاه و بی‌هدف خود که مطرح می‌کردند می‌خواستند [[پیامبر]] به آنها جواب دهد و او را از مسائل مهم باز دارند و [[خداوند]] می‌فرماید اگر او گوش است و به هر سخن پاسخ نمی‌دهد گوش خیر است برای پرداختن به مسائل مهم‌تر و در [[حقیقت]] اوج [[بردباری]] اوست، نه اینکه زود [[باور]] است و [[خداوند]] اذیت‌کنندگان به [[پیامبر]] را [[دوست]] ندارد. (تفصیل بیشتر را در مدخل [[اخلاق پیامبر]] که از آن تعبیر به خلق عظیم، شده می‌یابید).
# {{متن قرآن|وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}}<ref>«و برخی از ایشان کسانی هستند که پیغمبر را آزار می‌کنند و می‌گویند او خوش‌باور است؛ بگو سخن نیوش خوبی برای شماست که به خداوند ایمان و مؤمنان را باور دارد و برای آن دسته از شما که ایمان آورده‌اند رحمت است و برای آن کسان که به فرستاده خداوند آزار می‌رسانند عذابی دردناک خواهد بود» سوره توبه، آیه ۶۱.</ref>. '''نکته''': این [[آیه]] نشان می‌دهد که مخالفان، با سخنان کوتاه و بی‌هدف خود که مطرح می‌کردند می‌خواستند [[پیامبر]] به آنها جواب دهد و او را از مسائل مهم باز دارند و [[خداوند]] می‌فرماید اگر او گوش است و به هر سخن پاسخ نمی‌دهد گوش خیر است برای پرداختن به مسائل مهم‌تر و در [[حقیقت]] اوج [[بردباری]] اوست، نه اینکه زود [[باور]] است و [[خداوند]] اذیت‌کنندگان به [[پیامبر]] را [[دوست]] ندارد. (تفصیل بیشتر را در مدخل [[اخلاق پیامبر]] که از آن تعبیر به خلق عظیم، شده می‌یابید).
خط ۲۱۵: خط ۲۱۵:
#{{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و اگر آنها شکیبایی می‌ورزیدند تا تو خود به نزد آنان برون آیی برای آنها بهتر می‌بود و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره حجرات، آیه ۵.</ref>.
#{{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و اگر آنها شکیبایی می‌ورزیدند تا تو خود به نزد آنان برون آیی برای آنها بهتر می‌بود و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره حجرات، آیه ۵.</ref>.
#{{متن قرآن|فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُنْ كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ}}<ref>«پس برای (رسیدن) فرمان پروردگارت شکیبایی پیشه کن و چون «همراه ماهی» (یونس) مباش آنگاه که بانگ برداشت در حالی که اندوهگین بود» سوره قلم، آیه ۴۸.</ref>
#{{متن قرآن|فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُنْ كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ}}<ref>«پس برای (رسیدن) فرمان پروردگارت شکیبایی پیشه کن و چون «همراه ماهی» (یونس) مباش آنگاه که بانگ برداشت در حالی که اندوهگین بود» سوره قلم، آیه ۴۸.</ref>
#{{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ}}<ref>«و به یقین نوح را نزد قومش فرستادیم (و به ایشان گفت:) من برای شما بیم دهنده‌ای آشکارم» سوره هود، آیه ۲۵. </ref> و {{متن قرآن|تِلْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَلَا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«این از خبرهای غیب است که ما به تو وحی می‌کنیم؛ تو و قومت پیش از این آنها را نمی‌دانستید پس شکیبا باش که سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره هود، آیه ۴۹.</ref>.
#{{متن قرآن|وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ}}<ref>«و به یقین نوح را نزد قومش فرستادیم (و به ایشان گفت:) من برای شما بیم دهنده‌ای آشکارم» سوره هود، آیه ۲۵. .</ref> و {{متن قرآن|تِلْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَلَا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ}}<ref>«این از خبرهای غیب است که ما به تو وحی می‌کنیم؛ تو و قومت پیش از این آنها را نمی‌دانستید پس شکیبا باش که سرانجام (نیکو) از آن پرهیزگاران است» سوره هود، آیه ۴۹.</ref>.
#{{متن قرآن|وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ}}<ref>«و از آنچه به تو وحی می‌گردد پیروی کن و شکیبایی پیشه ساز تا خداوند داوری فرماید و او بهترین داوران است» سوره یونس، آیه ۱۰۹.</ref>.
#{{متن قرآن|وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ}}<ref>«و از آنچه به تو وحی می‌گردد پیروی کن و شکیبایی پیشه ساز تا خداوند داوری فرماید و او بهترین داوران است» سوره یونس، آیه ۱۰۹.</ref>.
#{{متن قرآن|وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ}}<ref>«و شکیبا باش! و شکیب تو جز با (یاری) خداوند نیست» سوره نحل، آیه ۱۲۷.</ref>.
#{{متن قرآن|وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ}}<ref>«و شکیبا باش! و شکیب تو جز با (یاری) خداوند نیست» سوره نحل، آیه ۱۲۷.</ref>.
خط ۲۲۶: خط ۲۲۶:
#{{متن قرآن|وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِيلًا}}<ref>«و بر آنچه می‌گویند شکیبا باش و از آنان به نکویی دوری گزین» سوره مزمل، آیه ۱۰.</ref>.
#{{متن قرآن|وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِيلًا}}<ref>«و بر آنچه می‌گویند شکیبا باش و از آنان به نکویی دوری گزین» سوره مزمل، آیه ۱۰.</ref>.
#{{متن قرآن|فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِمًا أَوْ كَفُورًا}}<ref>«پس برای فرمان پروردگارت شکیبا باش و از هیچ گناهکار یا ناسپاس آنان فرمان نبر» سوره انسان، آیه ۲۴.</ref>. '''نکته''': [[خداوند]] به [[رسول]] گرامی‌اش می‌فرماید در برابر دشواری‌ها و مشکلاتی که در امر [[تبلیغ]] [[رسالت]] برایت ایجاد میکنند [[شکیبا]] باش و در مقابل کسانی که با [[تهدید]] و یا تطمیع می‌خواهند تو را از امر [[رسالت]] [[منحرف]] کنند صبور باش {{متن قرآن|فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ}}<ref>«پس برای فرمان پروردگارت شکیبا باش» سوره انسان، آیه ۲۴.</ref> و [[پیامبر]] را از هر گونه [[سازش]] با [[منحرفان]] بر حذر داشته می‌گوید: «از هیچ گنه‌کار و کافری از آنها [[اطاعت]] مکن {{متن قرآن|وَلَا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِمًا أَوْ كَفُورًا}}<ref>«و از هیچ گناهکار یا ناسپاس آنان فرمان نبر» سوره انسان، آیه ۲۴.</ref> (در [[حقیقت]] این [[حکم]] دوم تأکیدی است بر [[حکم]] اول چرا که جمعیت [[دشمنان]] تلاش می‌کردند که از طرق مختلف [[پیامبر]] {{صل}} در مسیر [[باطل]] به [[سازش]] بکشانند، چنان که [[نقل]] شده که «[[عتبة بن ربیعه]]» و [[ولید بن مغیره]] به [[پیامبر]] {{صل}} می‌گفتند از [[دعوت]] خود باز گرد، ما آن [[قدر]] [[ثروت]] در [[اختیار]] تو می‌گذاریم که [[راضی]] شوی، و زیباترین [[دختران]] [[عرب]] را به همسری تو در می‌آوریم، و پیشنهادهای دیگری از این قبیل، و [[پیامبر]] {{صل}} به عنوان یک [[رهبر]] بزرگ [[راستین]] باید در برابر این وسوسه‌های [[شیطانی]]، یا تهدیداتی که بعد از بی‌اثر ماندن این تطمیع‌ها عنوان می‌شود، صبر و [[استقامت]] به خرج دهد، نه [[تسلیم]] [[تطمیع]] گردد، و نه [[تهدید]]. درست است که [[پیامبر اسلام]] {{صل}} هرگز [[تسلیم]] نشد، ولی این تأکیدی است بر اهمیت این موضوع در مورد آن حضرت {{صل}} و سرمشقی است [[جاودانی]] برای سایر [[رهبران]] [[راه خدا]]. گرچه بعضی از [[مفسران]] «[[اثم]]» را به «عتبة بن [[ربیعه]]» و «کفور» را به «[[ولید]] بن [[مغیره]]» یا «[[ابو جهل]]» که هر سه از [[مشرکان]] [[عرب]] بودند [[تفسیر]] کرده‌اند، ولی روشن است که «[[اثم]]» ([[گنهکار]]) و «کفور» ([[کافر]] و کفران‌کننده) مفهوم وسیع و گسترده‌ای دارد که همه [[مجرمان]] و [[مشرکان]] را شامل می‌گردد، هر چند این سه نفر از مصداق‌های روشن آن بودند. این نکته نیز قابل توجه است که «[[اثم]]» مفهوم عامی دارد که «کفور» را نیز شامل می‌شود، بنابراین ذکر «کفور» از قبیل ذکر «خاص» بعد از «عام» و برای تأکید است<ref>تفسیر نمونه، ج۲۵، ص۳۷۷.</ref>.  
#{{متن قرآن|فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِمًا أَوْ كَفُورًا}}<ref>«پس برای فرمان پروردگارت شکیبا باش و از هیچ گناهکار یا ناسپاس آنان فرمان نبر» سوره انسان، آیه ۲۴.</ref>. '''نکته''': [[خداوند]] به [[رسول]] گرامی‌اش می‌فرماید در برابر دشواری‌ها و مشکلاتی که در امر [[تبلیغ]] [[رسالت]] برایت ایجاد میکنند [[شکیبا]] باش و در مقابل کسانی که با [[تهدید]] و یا تطمیع می‌خواهند تو را از امر [[رسالت]] [[منحرف]] کنند صبور باش {{متن قرآن|فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ}}<ref>«پس برای فرمان پروردگارت شکیبا باش» سوره انسان، آیه ۲۴.</ref> و [[پیامبر]] را از هر گونه [[سازش]] با [[منحرفان]] بر حذر داشته می‌گوید: «از هیچ گنه‌کار و کافری از آنها [[اطاعت]] مکن {{متن قرآن|وَلَا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِمًا أَوْ كَفُورًا}}<ref>«و از هیچ گناهکار یا ناسپاس آنان فرمان نبر» سوره انسان، آیه ۲۴.</ref> (در [[حقیقت]] این [[حکم]] دوم تأکیدی است بر [[حکم]] اول چرا که جمعیت [[دشمنان]] تلاش می‌کردند که از طرق مختلف [[پیامبر]] {{صل}} در مسیر [[باطل]] به [[سازش]] بکشانند، چنان که [[نقل]] شده که «[[عتبة بن ربیعه]]» و [[ولید بن مغیره]] به [[پیامبر]] {{صل}} می‌گفتند از [[دعوت]] خود باز گرد، ما آن [[قدر]] [[ثروت]] در [[اختیار]] تو می‌گذاریم که [[راضی]] شوی، و زیباترین [[دختران]] [[عرب]] را به همسری تو در می‌آوریم، و پیشنهادهای دیگری از این قبیل، و [[پیامبر]] {{صل}} به عنوان یک [[رهبر]] بزرگ [[راستین]] باید در برابر این وسوسه‌های [[شیطانی]]، یا تهدیداتی که بعد از بی‌اثر ماندن این تطمیع‌ها عنوان می‌شود، صبر و [[استقامت]] به خرج دهد، نه [[تسلیم]] [[تطمیع]] گردد، و نه [[تهدید]]. درست است که [[پیامبر اسلام]] {{صل}} هرگز [[تسلیم]] نشد، ولی این تأکیدی است بر اهمیت این موضوع در مورد آن حضرت {{صل}} و سرمشقی است [[جاودانی]] برای سایر [[رهبران]] [[راه خدا]]. گرچه بعضی از [[مفسران]] «[[اثم]]» را به «عتبة بن [[ربیعه]]» و «کفور» را به «[[ولید]] بن [[مغیره]]» یا «[[ابو جهل]]» که هر سه از [[مشرکان]] [[عرب]] بودند [[تفسیر]] کرده‌اند، ولی روشن است که «[[اثم]]» ([[گنهکار]]) و «کفور» ([[کافر]] و کفران‌کننده) مفهوم وسیع و گسترده‌ای دارد که همه [[مجرمان]] و [[مشرکان]] را شامل می‌گردد، هر چند این سه نفر از مصداق‌های روشن آن بودند. این نکته نیز قابل توجه است که «[[اثم]]» مفهوم عامی دارد که «کفور» را نیز شامل می‌شود، بنابراین ذکر «کفور» از قبیل ذکر «خاص» بعد از «عام» و برای تأکید است<ref>تفسیر نمونه، ج۲۵، ص۳۷۷.</ref>.  
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ * الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُوا أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز می‌شوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند * اکنون خداوند بر شما آسان گرفت و معلوم داشت که در شما ناتوانی هست؛ اگر از شما صد تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما هزار تن باشند بر دو هزار تن به اذن خداوند پیروز می‌شوند و خداوند با شکیبایان است» سوره انفال، آیه ۶۵-۶۶. </ref>.
#{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ * الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُوا أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز می‌شوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند * اکنون خداوند بر شما آسان گرفت و معلوم داشت که در شما ناتوانی هست؛ اگر از شما صد تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما هزار تن باشند بر دو هزار تن به اذن خداوند پیروز می‌شوند و خداوند با شکیبایان است» سوره انفال، آیه ۶۵-۶۶. .</ref>.
#{{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا}}<ref>«و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند * و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد» سوره انسان، آیه ۸ و ۱۲.</ref>
#{{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا}}<ref>«و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند * و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد» سوره انسان، آیه ۸ و ۱۲.</ref>
#{{متن قرآن|وَإِذَا رَأَوْكَ إِنْ يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُوًا أَهَذَا الَّذِي بَعَثَ اللَّهُ رَسُولًا * إِنْ كَادَ لَيُضِلُّنَا عَنْ آلِهَتِنَا لَوْلَا أَنْ صَبَرْنَا عَلَيْهَا وَسَوْفَ يَعْلَمُونَ حِينَ يَرَوْنَ الْعَذَابَ مَنْ أَضَلُّ سَبِيلًا}}<ref>«و چون تو را ببینند جز به ریشخند نمی‌گیرند (و می‌گویند) که آیا این است همان که خداوند او را به پیامبری برانگیخته است؟ * به راستی نزدیک بود ما را از (پرستش) خدایانمان- اگر بر آن شکیبایی نمی‌ورزیدیم- گمراه گرداند و به زودی هنگامی که عذاب را بنگرند خواهند دانست که چه کس گمراه‌تر است» سوره فرقان، آیه ۴۱-۴۲.</ref>.
#{{متن قرآن|وَإِذَا رَأَوْكَ إِنْ يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُوًا أَهَذَا الَّذِي بَعَثَ اللَّهُ رَسُولًا * إِنْ كَادَ لَيُضِلُّنَا عَنْ آلِهَتِنَا لَوْلَا أَنْ صَبَرْنَا عَلَيْهَا وَسَوْفَ يَعْلَمُونَ حِينَ يَرَوْنَ الْعَذَابَ مَنْ أَضَلُّ سَبِيلًا}}<ref>«و چون تو را ببینند جز به ریشخند نمی‌گیرند (و می‌گویند) که آیا این است همان که خداوند او را به پیامبری برانگیخته است؟ * به راستی نزدیک بود ما را از (پرستش) خدایانمان- اگر بر آن شکیبایی نمی‌ورزیدیم- گمراه گرداند و به زودی هنگامی که عذاب را بنگرند خواهند دانست که چه کس گمراه‌تر است» سوره فرقان، آیه ۴۱-۴۲.</ref>.
خط ۲۴۴: خط ۲۴۴:
# [[خداوند]] به پیامبرش صبری هدفمند با روش - هَجرِ جَمِیل - را میآموزد {{متن قرآن|وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِيلًا}}<ref>«و بر آنچه می‌گویند شکیبا باش و از آنان به نکویی دوری گزین» سوره مزمل، آیه ۱۰.</ref>. به این معنی که می‌فرماید در مواجهه با اذیت‌های گفتاری، تمسخرها و تهمت‌ها مخالفان [[دعوت]] [[توحیدی]] ازآنها فاصله بگیر و درگیر نشو به گونه‌ای که زمینه [[دعوت]] به [[حق]] ازطرف تو وجود داشته باشد و برای [[مشرکان]] هم زمینه رجوع و نزدیکی برای شنیدن [[دعوت]] وجود داشته باشد و اصولاً خُلق عظیم [[پیامبر]] و نرمی [[اخلاق]] او باعث می‌شود که در مقابل مخالفان همین روش ـ هَجر جَمیل - دوری کردن به روشی [[زیبا]] را داشته باشد.  
# [[خداوند]] به پیامبرش صبری هدفمند با روش - هَجرِ جَمِیل - را میآموزد {{متن قرآن|وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِيلًا}}<ref>«و بر آنچه می‌گویند شکیبا باش و از آنان به نکویی دوری گزین» سوره مزمل، آیه ۱۰.</ref>. به این معنی که می‌فرماید در مواجهه با اذیت‌های گفتاری، تمسخرها و تهمت‌ها مخالفان [[دعوت]] [[توحیدی]] ازآنها فاصله بگیر و درگیر نشو به گونه‌ای که زمینه [[دعوت]] به [[حق]] ازطرف تو وجود داشته باشد و برای [[مشرکان]] هم زمینه رجوع و نزدیکی برای شنیدن [[دعوت]] وجود داشته باشد و اصولاً خُلق عظیم [[پیامبر]] و نرمی [[اخلاق]] او باعث می‌شود که در مقابل مخالفان همین روش ـ هَجر جَمیل - دوری کردن به روشی [[زیبا]] را داشته باشد.  
# تخفیف یافتن [[تکلیف]] [[صابران]] مبنی بر مقابله یک با ده نفر به مقابله یک با دو نفر و [[ضعف]] [[بصیرت]] [[مؤمنان]] [[صابر]] علت تخفیف [[تکلیف]] آنان: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ * الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا...}}<ref>«ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز می‌شوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند * اکنون خداوند بر شما آسان گرفت و معلوم داشت که در شما ناتوانی هست» سوره انفال، آیه ۶۵-۶۶.</ref>
# تخفیف یافتن [[تکلیف]] [[صابران]] مبنی بر مقابله یک با ده نفر به مقابله یک با دو نفر و [[ضعف]] [[بصیرت]] [[مؤمنان]] [[صابر]] علت تخفیف [[تکلیف]] آنان: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ * الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا...}}<ref>«ای پیامبر! مؤمنان را به کارزار برانگیز، اگر از شما بیست تن شکیبا باشند بر دویست تن پیروز می‌گردند و اگر از شما صد تن باشند بر هزار تن از کافران پیروز می‌شوند زیرا آنان گروهی هستند که درنمی‌یابند * اکنون خداوند بر شما آسان گرفت و معلوم داشت که در شما ناتوانی هست» سوره انفال، آیه ۶۵-۶۶.</ref>
# صبر [[اهل بیت پیامبر]] بر [[سختی]] [[گرسنگی]] و [[اطعام]] به [[نیازمندان]] سبب بهره‌مندی آنان از [[بهشت]] و نعمت‌های آن: {{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا}}<ref>«و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند * و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد» سوره انسان، آیه ۸ و ۱۲. </ref>.  
# صبر [[اهل بیت پیامبر]] بر [[سختی]] [[گرسنگی]] و [[اطعام]] به [[نیازمندان]] سبب بهره‌مندی آنان از [[بهشت]] و نعمت‌های آن: {{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا * وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا}}<ref>«و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند * و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد» سوره انسان، آیه ۸ و ۱۲. .</ref>.  
# صبر و [[استقامت]] [[مشرکان]] بر [[بت‌ها]] و [[پرستش]] آن به رغم [[دعوت پیامبر]] از آنان به [[توحید]]: {{متن قرآن|إِنْ كَادَ لَيُضِلُّنَا عَنْ آلِهَتِنَا لَوْلَا أَنْ صَبَرْنَا عَلَيْهَا}}<ref>«به راستی نزدیک بود ما را از (پرستش) خدایانمان- اگر بر آن شکیبایی نمی‌ورزیدیم- گمراه گرداند و به زودی هنگامی که عذاب را بنگرند خواهند دانست که چه کس گمراه‌تر است» سوره فرقان، آیه ۴۲.</ref>.
# صبر و [[استقامت]] [[مشرکان]] بر [[بت‌ها]] و [[پرستش]] آن به رغم [[دعوت پیامبر]] از آنان به [[توحید]]: {{متن قرآن|إِنْ كَادَ لَيُضِلُّنَا عَنْ آلِهَتِنَا لَوْلَا أَنْ صَبَرْنَا عَلَيْهَا}}<ref>«به راستی نزدیک بود ما را از (پرستش) خدایانمان- اگر بر آن شکیبایی نمی‌ورزیدیم- گمراه گرداند و به زودی هنگامی که عذاب را بنگرند خواهند دانست که چه کس گمراه‌تر است» سوره فرقان، آیه ۴۲.</ref>.
# صبر بر [[هجرت]] و ترک وطن مورد [[تشویق]] [[خداوند]]: {{متن قرآن|ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا فُتِنُوا ثُمَّ جَاهَدُوا وَصَبَرُوا...}}<ref>«سپس پروردگارت برای آنان که پس از آزار دیدن هجرت گزیدند آنگاه جهاد کردند و شکیبایی ورزیدند، بی‌گمان پس از آن آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نحل، آیه ۱۱۰.</ref>، {{متن قرآن|وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ}}<ref>«و زمین خداوند پهناور است؛ جز این نیست که پاداش شکیبایان را بی‌شمار، تمام دهند» سوره زمر، آیه ۱۰.</ref>.<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص ۲۲-۳۶.</ref>
# صبر بر [[هجرت]] و ترک وطن مورد [[تشویق]] [[خداوند]]: {{متن قرآن|ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا فُتِنُوا ثُمَّ جَاهَدُوا وَصَبَرُوا...}}<ref>«سپس پروردگارت برای آنان که پس از آزار دیدن هجرت گزیدند آنگاه جهاد کردند و شکیبایی ورزیدند، بی‌گمان پس از آن آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره نحل، آیه ۱۱۰.</ref>، {{متن قرآن|وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ}}<ref>«و زمین خداوند پهناور است؛ جز این نیست که پاداش شکیبایان را بی‌شمار، تمام دهند» سوره زمر، آیه ۱۰.</ref>.<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص ۲۲-۳۶.</ref>


== معنای [[صبر]] ==
== معنای [[صبر]] ==
[[خداوند]] در [[قرآن]] یکی از [[صفات پیامبران]] و [[مؤمنان]] را صبر دانسته است. نقیض واژه صبر در زبان عربی [[جزع]] است که به معنای [[بی‌تابی]] است<ref>ترتیب العین، ج ۲، ص۹۶۶، «صبر»</ref>. کسی که بی‌تابی می‌‌کند، این بی‌تابی در همه وجودش خودش را نشان می‌‌دهد که فزع و ناله کردن از جمله آنهاست.
[[خداوند]] در [[قرآن]] یکی از [[صفات پیامبران]] و [[مؤمنان]] را صبر دانسته است. نقیض واژه صبر در زبان عربی [[جزع]] است که به معنای [[بی‌تابی]] است<ref>ترتیب العین، ج ۲، ص۹۶۶، «صبر».</ref>. کسی که بی‌تابی می‌‌کند، این بی‌تابی در همه وجودش خودش را نشان می‌‌دهد که فزع و ناله کردن از جمله آنهاست.


به نظر می‌‌رسد که اصل واژه از سنگ سخت گرفته شده که یکی از معنای صبر است<ref>نگاه کنید: معجم مقاییس اللّغه، ج ۳، ص۳۲۹، «صبر».</ref>. بر همین اساس به بالای چیزی که به طور طبیعی سخت‌تر است، نیز صبر گفته می‌‌شود. [[حبس]] و بازداشت در یک محدوده و سخت‌گیری نسبت به آن نیز صبر گفته می‌‌شود که ارتباط تنگاتنگی با همان معنای نخست دارد. پس کسی که [[اهل صبر]] و [[شکیبایی]] است و در برابر [[مشکلات]] تاب می‌‌آورد و بی‌تابی نمی‌کند و [[مقاومت]] و [[استقامت]] دارد، صبر گفته می‌‌شود؛ زیرا خودش را در برابر فشارها محکم وسخت نشان می‌‌دهد و هیجانات خودش را محدود و مهار می‌‌کند و با امساک و خودداری [[اجازه]] نمی‌دهد امور بر [[عقل]] او [[غلبه]] و چیره شود.
به نظر می‌‌رسد که اصل واژه از سنگ سخت گرفته شده که یکی از معنای صبر است<ref>نگاه کنید: معجم مقاییس اللّغه، ج ۳، ص۳۲۹، «صبر».</ref>. بر همین اساس به بالای چیزی که به طور طبیعی سخت‌تر است، نیز صبر گفته می‌‌شود. [[حبس]] و بازداشت در یک محدوده و سخت‌گیری نسبت به آن نیز صبر گفته می‌‌شود که ارتباط تنگاتنگی با همان معنای نخست دارد. پس کسی که [[اهل صبر]] و [[شکیبایی]] است و در برابر [[مشکلات]] تاب می‌‌آورد و بی‌تابی نمی‌کند و [[مقاومت]] و [[استقامت]] دارد، صبر گفته می‌‌شود؛ زیرا خودش را در برابر فشارها محکم وسخت نشان می‌‌دهد و هیجانات خودش را محدود و مهار می‌‌کند و با امساک و خودداری [[اجازه]] نمی‌دهد امور بر [[عقل]] او [[غلبه]] و چیره شود.


در اصطلاح صبر به معنای امساک در تنگناها و [[خویشتن داری]] به مقتضای عقل و [[شرع]] یا حبس هیجانات نفس از چیزی که عقل و شرع حبس آن را اقتضا کند<ref>نگاه کنید: مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه صبر</ref>.
در اصطلاح صبر به معنای امساک در تنگناها و [[خویشتن داری]] به مقتضای عقل و [[شرع]] یا حبس هیجانات نفس از چیزی که عقل و شرع حبس آن را اقتضا کند<ref>نگاه کنید: مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ذیل واژه صبر.</ref>.


حضرت [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} در تبیین معنا و مفهوم [[حقیقت]] صبر در [[آموزه‌های قرآنی]] و [[روایی]] و [[اخلاقی]] فرموده است: {{متن حدیث|اَلصَّبْرُ اَنْ یَحْتَمِلَ الرَّجُلُ ما یَنُوبُهُ، وَ یکْظِمُ ما یَغْضِبـُهُ}}؛ صبر آن است که [[انسان]] مصیبتی را که به او می‌‌رسد تحمل کند و [[خشم]] خود را فرو برد<ref>غرر الحکم، چاپ دانشگاه تهران، ج ۲، ۱۸۷۴</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>
حضرت [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} در تبیین معنا و مفهوم [[حقیقت]] صبر در [[آموزه‌های قرآنی]] و [[روایی]] و [[اخلاقی]] فرموده است: {{متن حدیث|اَلصَّبْرُ اَنْ یَحْتَمِلَ الرَّجُلُ ما یَنُوبُهُ، وَ یکْظِمُ ما یَغْضِبـُهُ}}؛ صبر آن است که [[انسان]] مصیبتی را که به او می‌‌رسد تحمل کند و [[خشم]] خود را فرو برد<ref>غرر الحکم، چاپ دانشگاه تهران، ج ۲، ۱۸۷۴.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>


== اقسام صبر ==
== اقسام صبر ==
[[صبر]] یک نوع نیست؛ زیرا واکنش‌های [[انسان]] نسبت به امور و مسایلی که با آن مواجه می‌‌شود متفاوت است. تفاوت صبر به تفاوت میان عوامل موثر در هیجانات [[انسانی]] بستگی دارد. برخی از عوامل هیجانی با برخی دیگر فرق دارد. پس [[اختلاف]] و تفاوت در صبر به اعتبار عوامل ایجادی [[جزع]] و فزع بستگی دارد.
[[صبر]] یک نوع نیست؛ زیرا واکنش‌های [[انسان]] نسبت به امور و مسایلی که با آن مواجه می‌‌شود متفاوت است. تفاوت صبر به تفاوت میان عوامل موثر در هیجانات [[انسانی]] بستگی دارد. برخی از عوامل هیجانی با برخی دیگر فرق دارد. پس [[اختلاف]] و تفاوت در صبر به اعتبار عوامل ایجادی [[جزع]] و فزع بستگی دارد.


[[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} می‌‌فرماید: {{متن حدیث|اَلصَّبْرُ، اِمّا صَبْرٌ عـَلَی الْمُصِیبـَةِ، أَوْ عـَلَی الطّـاعـَةِ، أَوْ عَنِ الْمَعْصِیَةِ وَهذَا الْقِسْمُ الثّالِثُ أَعْلی دَرَجَةً مِنَ الْقِسْمَینِ الاَوَّلَیْنِ}}؛ صبر یا بر مُصیبت است، یا بر [[اطاعت خدا]]، یا در مقابل [[معصیت]] است، که قسم سوّم از دو قسم قبلی با ارزش‌تر است<ref>میزان الحکمه، نشر دفتر تبلیغات اسلامی،ج ۵، ح ۱۰۱۰۱</ref>.
[[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} می‌‌فرماید: {{متن حدیث|اَلصَّبْرُ، اِمّا صَبْرٌ عـَلَی الْمُصِیبـَةِ، أَوْ عـَلَی الطّـاعـَةِ، أَوْ عَنِ الْمَعْصِیَةِ وَهذَا الْقِسْمُ الثّالِثُ أَعْلی دَرَجَةً مِنَ الْقِسْمَینِ الاَوَّلَیْنِ}}؛ صبر یا بر مُصیبت است، یا بر [[اطاعت خدا]]، یا در مقابل [[معصیت]] است، که قسم سوّم از دو قسم قبلی با ارزش‌تر است<ref>میزان الحکمه، نشر دفتر تبلیغات اسلامی،ج ۵، ح ۱۰۱۰۱.</ref>.


پس عوامل موثر بر حالات نفس و ایجاد هیجان سه امر [[مصیبت]] و [[اطاعت]] و معصیت است. از آن جایی که طبیعت انسانی گزارش به راحتی و آسانی دارد و معصیت هماره آسان‌تر از هر کاری دیگر است، به طور طبیعی اینکه انسان بتواند در برابر فشار معصیت صبر کند و خود را از آن دور نگه دارد، بسیار مهم است. تزیین گری و تسویل گری [[ابلیس]] و [[هواهای نفسانی]] [[انسان]] را به سوی [[معصیت]] سوق می‌‌دهد و اگر کسی بتواند از فشارهای آن خود را نگه دارد بسیار هنر کرده است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>.
پس عوامل موثر بر حالات نفس و ایجاد هیجان سه امر [[مصیبت]] و [[اطاعت]] و معصیت است. از آن جایی که طبیعت انسانی گزارش به راحتی و آسانی دارد و معصیت هماره آسان‌تر از هر کاری دیگر است، به طور طبیعی اینکه انسان بتواند در برابر فشار معصیت صبر کند و خود را از آن دور نگه دارد، بسیار مهم است. تزیین گری و تسویل گری [[ابلیس]] و [[هواهای نفسانی]] [[انسان]] را به سوی [[معصیت]] سوق می‌‌دهد و اگر کسی بتواند از فشارهای آن خود را نگه دارد بسیار هنر کرده است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>.


== [[حقیقت ایمان]]، صبر در گرفتاری‌ها ==
== [[حقیقت ایمان]]، صبر در گرفتاری‌ها ==
همان‌گونه که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود، صبر نیمی از ایمان است، [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در تبیین این امر، به حقیقت ایمان اشاره کرده و مؤلفه‌های آن را در اموری چند از جمله صبر دانسته و فرموده است: {{متن حدیث|لايَذُوقُ الْمَرْءُ مِنْ حَقيقَةِ الاِيْمـانِ حَتّي يَكُونَ فيه ثـَلاثُ خِصالٍ: اَلْفِقْهُ فِي الدّينِ وَ الصَّبْرُ عَلَي الْمَصائِبِ وَ حُسْنُ التَّقْدِيرِ فِي الْمَعاشَ}}؛ [[مرد]] حقیقت ایمان را نمی‌چشد تا اینکه دارای سه خصلت شود: ۱. به مسائل [[دینی]] [[آگاهی]] کامل داشته باشد؛ ۲. در گرفتاری‌ها صبور باشد؛ ۳. در زندگی حساب و اندازه داشته باشد<ref>بحارالانوار،ج ۷۱، ص۸۵</ref>.
همان‌گونه که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود، صبر نیمی از ایمان است، [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در تبیین این امر، به حقیقت ایمان اشاره کرده و مؤلفه‌های آن را در اموری چند از جمله صبر دانسته و فرموده است: {{متن حدیث|لايَذُوقُ الْمَرْءُ مِنْ حَقيقَةِ الاِيْمـانِ حَتّي يَكُونَ فيه ثـَلاثُ خِصالٍ: اَلْفِقْهُ فِي الدّينِ وَ الصَّبْرُ عَلَي الْمَصائِبِ وَ حُسْنُ التَّقْدِيرِ فِي الْمَعاشَ}}؛ [[مرد]] حقیقت ایمان را نمی‌چشد تا اینکه دارای سه خصلت شود: ۱. به مسائل [[دینی]] [[آگاهی]] کامل داشته باشد؛ ۲. در گرفتاری‌ها صبور باشد؛ ۳. در زندگی حساب و اندازه داشته باشد<ref>بحارالانوار،ج ۷۱، ص۸۵.</ref>.


پس از میان اقسام صبر، [[صبر در مصیبت]] بسیار ارزشی است؛ زیرا [[انسان]] در [[مصیبت‌ها]] [[تعادل]] [[رفتاری]] خود را از دست می‌‌دهد و حتی به کفر گویی می‌‌افتد. کسی که بتواند براساس حسن الیقین و [[معرفت یقینی]] دست حکمیانه [[خدا]] را ببیند، در برابر [[مصیبت]] صبر پیشه می‌‌کند و ایمان خود را به نمایش می‌‌گذارد. از این روست که آن حضرت{{ع}} از مولفه‌ها و [[نشانه‌های ایمان]] به صبر در [[گرفتاری‌ها]] اشاره می‌‌کند<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>.
پس از میان اقسام صبر، [[صبر در مصیبت]] بسیار ارزشی است؛ زیرا [[انسان]] در [[مصیبت‌ها]] [[تعادل]] [[رفتاری]] خود را از دست می‌‌دهد و حتی به کفر گویی می‌‌افتد. کسی که بتواند براساس حسن الیقین و [[معرفت یقینی]] دست حکمیانه [[خدا]] را ببیند، در برابر [[مصیبت]] صبر پیشه می‌‌کند و ایمان خود را به نمایش می‌‌گذارد. از این روست که آن حضرت{{ع}} از مولفه‌ها و [[نشانه‌های ایمان]] به صبر در [[گرفتاری‌ها]] اشاره می‌‌کند<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>.
خط ۲۷۲: خط ۲۷۲:
انسان همانند [[جامعه]]‌ای است که باید هر چیزی در جای خود قرار گرفته و هر یک نقش و مسئولیتی را به عهده داشته و به [[درستی]] از عهده آن بر آید. اگر [[عدالت]] در جامعه برقرار شود، بسیاری از [[مشکلات]] [[انسانی]] حل و فصل می‌‌شود و شخص بهتر می‌‌تواند در مسیر کمالی [[خلافت]] و [[ربوبیت الهی]] قرار گیرد و به [[اهداف]] [[آفرینش]] و [[خلقت انسان]] برسد.
انسان همانند [[جامعه]]‌ای است که باید هر چیزی در جای خود قرار گرفته و هر یک نقش و مسئولیتی را به عهده داشته و به [[درستی]] از عهده آن بر آید. اگر [[عدالت]] در جامعه برقرار شود، بسیاری از [[مشکلات]] [[انسانی]] حل و فصل می‌‌شود و شخص بهتر می‌‌تواند در مسیر کمالی [[خلافت]] و [[ربوبیت الهی]] قرار گیرد و به [[اهداف]] [[آفرینش]] و [[خلقت انسان]] برسد.


[[پیامبر]]{{صل}} در [[حدیثی]]، مسئولیت‌های قوای انسانی را بیان کرده و فرموده است: {{متن حدیث|عَلَيْكَ بِالْعِلْمِ فَاِنَّ الْعِلْمَ خَليلُ الْمُؤْمِنِ، وَالْحِلْمَ وَزيرُهُ، وَالْعَـقْلَ دَليلُهُ، وَالْعَـمَلَ قَيِّمُهُ، وَالرِّفْـقَ اَبُـوهُ، وَاللِّـينَ اَخُـوهُ، وَالصَّبْرَ اَميرُ جُنُودِهِ}}؛ بر توباد علم، که علم [[دوست]] [[مؤمن]] است، وبردباری [[وزیر]] مؤمن است، وخرد راهنمای اوست، وعمل [[سرپرست]] او، و مدارا کردن پدر او، و نرمی و [[ملایمت]] [[برادر]] او و صبر [[امیر]] سپاهیان اوست<ref>نهج الفصاحه، نشر سازمان انتشارات جاویدان، ح ۱۹۶۱</ref>/
[[پیامبر]]{{صل}} در [[حدیثی]]، مسئولیت‌های قوای انسانی را بیان کرده و فرموده است: {{متن حدیث|عَلَيْكَ بِالْعِلْمِ فَاِنَّ الْعِلْمَ خَليلُ الْمُؤْمِنِ، وَالْحِلْمَ وَزيرُهُ، وَالْعَـقْلَ دَليلُهُ، وَالْعَـمَلَ قَيِّمُهُ، وَالرِّفْـقَ اَبُـوهُ، وَاللِّـينَ اَخُـوهُ، وَالصَّبْرَ اَميرُ جُنُودِهِ}}؛ بر توباد علم، که علم [[دوست]] [[مؤمن]] است، وبردباری [[وزیر]] مؤمن است، وخرد راهنمای اوست، وعمل [[سرپرست]] او، و مدارا کردن پدر او، و نرمی و [[ملایمت]] [[برادر]] او و صبر [[امیر]] سپاهیان اوست<ref>نهج الفصاحه، نشر سازمان انتشارات جاویدان، ح ۱۹۶۱.</ref>/


در [[اصول کافی]] در [[حدیث]] [[جنود عقل و جهل]]، بیان شده که انسان دارای عقل است و برای عقل [[جنود]] و لشکریانی است که در خدمت اویند؛ همان طوری که برای [[سفاهت]] و [[بی‌خردی]] یعنی همان [[جهالت]] در برابر عقلانیت، نیز [[جنود]] و لشکریانی است. اگر [[انسان]] [[صبر]] پیشه کند همه [[لشکر]] در خدمت انسان خواهد بود و حتی می‌‌تواند به سادگی [[لشکریان]] سفاهت و بی‌خردی را [[شکست]] دهد و [[اجازه]] بروز و ظهور ندهد؛ زیرا وقتی [[امارت]] [[سپاه]] و فرماندهی به صبر سپرده شود، صبر هیجانات را [[حبس]] و مهار می‌‌کند و با محدودیت‌سازی نسبت به جنود [[شیطانی]] سفاهت و بی‌خردی اجازه نمی‌دهد تا کاری انجام دهند. صبر به [[عقل]] اجازه می‌‌دهد تا [[کارها]] را به عنوان [[فرمانده]] کل [[نظارت]] کند و راهنمای خوبی برای فرمانده عملیاتی یعنی صبر باشد. [[همکاری]] میان عقل عنوان فرمانده روشنگر [[راهبردی]] با صبر به عنوان فرماندهی علمیاتی موجب می‌‌شد تا همه چیز بر اساس آن باشد که موجب کمال یابی می‌‌شود<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>.
در [[اصول کافی]] در [[حدیث]] [[جنود عقل و جهل]]، بیان شده که انسان دارای عقل است و برای عقل [[جنود]] و لشکریانی است که در خدمت اویند؛ همان طوری که برای [[سفاهت]] و [[بی‌خردی]] یعنی همان [[جهالت]] در برابر عقلانیت، نیز [[جنود]] و لشکریانی است. اگر [[انسان]] [[صبر]] پیشه کند همه [[لشکر]] در خدمت انسان خواهد بود و حتی می‌‌تواند به سادگی [[لشکریان]] سفاهت و بی‌خردی را [[شکست]] دهد و [[اجازه]] بروز و ظهور ندهد؛ زیرا وقتی [[امارت]] [[سپاه]] و فرماندهی به صبر سپرده شود، صبر هیجانات را [[حبس]] و مهار می‌‌کند و با محدودیت‌سازی نسبت به جنود [[شیطانی]] سفاهت و بی‌خردی اجازه نمی‌دهد تا کاری انجام دهند. صبر به [[عقل]] اجازه می‌‌دهد تا [[کارها]] را به عنوان [[فرمانده]] کل [[نظارت]] کند و راهنمای خوبی برای فرمانده عملیاتی یعنی صبر باشد. [[همکاری]] میان عقل عنوان فرمانده روشنگر [[راهبردی]] با صبر به عنوان فرماندهی علمیاتی موجب می‌‌شد تا همه چیز بر اساس آن باشد که موجب کمال یابی می‌‌شود<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>.
خط ۲۷۹: خط ۲۷۹:
صبر دارای مراتب و نیز اقسامی است. از جمله اقسام آن صبر در سختی است. [[مؤمن]] که اصطلاح عام برای همه کسانی است که از درجه [[اسلام]] بالاتر رفته و به مرتبه [[یقین]] وارد شده‌اند، در همه اقسام صبر استاد هستند. از این رو، پیامبران به عنوان مصادیقی از [[مؤمنان]] به این خصلت متصف و متخلق بودند. همین صبر است که او را در [[مشکلات]] و سختی‌ها و تکانه‌های شدید [[حفظ]] می‌‌کند و موجب می‌‌شود از درون و برون گرفتار [[اضطراب]] و تشویش و پریشان نشود و [[مصیبت]] و مشکلات کمرش را خم نکند و او را به واکنش‌های تند و احساسی و [[عاطفی]] نکشاند، بلکه با تمام [[وقار]] و [[صلابت]] و [[استواری]] در برابر مشکلات [[ایستادگی]] کرده و [[مقاومت]] می‌‌کند و به [[درستی]] عمل و [[رفتار]] می‌‌کند.
صبر دارای مراتب و نیز اقسامی است. از جمله اقسام آن صبر در سختی است. [[مؤمن]] که اصطلاح عام برای همه کسانی است که از درجه [[اسلام]] بالاتر رفته و به مرتبه [[یقین]] وارد شده‌اند، در همه اقسام صبر استاد هستند. از این رو، پیامبران به عنوان مصادیقی از [[مؤمنان]] به این خصلت متصف و متخلق بودند. همین صبر است که او را در [[مشکلات]] و سختی‌ها و تکانه‌های شدید [[حفظ]] می‌‌کند و موجب می‌‌شود از درون و برون گرفتار [[اضطراب]] و تشویش و پریشان نشود و [[مصیبت]] و مشکلات کمرش را خم نکند و او را به واکنش‌های تند و احساسی و [[عاطفی]] نکشاند، بلکه با تمام [[وقار]] و [[صلابت]] و [[استواری]] در برابر مشکلات [[ایستادگی]] کرده و [[مقاومت]] می‌‌کند و به [[درستی]] عمل و [[رفتار]] می‌‌کند.


[[امام صادق]]{{ع}} در این باره فرموده است: {{متن حدیث|اَلْمُؤْمِنُ صَبُورٌ فِي الشَّدائِدِ، وَقُورٌ فِي الزَّلازِلِ، قَنُـوعٌ بِمـا اُوتِيَ، لايَعْـظِمُ عَلَيْهِ الْمَصـائِبُ}}؛ مؤمن در سختی‌ها صبور و در مقابل اضطراب‌ها باوقار است، بدانچه به اوداده شده قانع است، وگرفتاری‌ها نزد او بزرگ نیست<ref>بحارالانوار، ج ۸۲، ص۱۳۳</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>
[[امام صادق]]{{ع}} در این باره فرموده است: {{متن حدیث|اَلْمُؤْمِنُ صَبُورٌ فِي الشَّدائِدِ، وَقُورٌ فِي الزَّلازِلِ، قَنُـوعٌ بِمـا اُوتِيَ، لايَعْـظِمُ عَلَيْهِ الْمَصـائِبُ}}؛ مؤمن در سختی‌ها صبور و در مقابل اضطراب‌ها باوقار است، بدانچه به اوداده شده قانع است، وگرفتاری‌ها نزد او بزرگ نیست<ref>بحارالانوار، ج ۸۲، ص۱۳۳.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>


== [[ثواب]] صبر، برترین‌ها ==
== [[ثواب]] صبر، برترین‌ها ==
خط ۲۸۵: خط ۲۸۵:


== نیکوترین صبر، صبر فقراء ==
== نیکوترین صبر، صبر فقراء ==
بر اساس آن چه بیان شد می‌‌توان دریافت که صبر در یک درجه و ارزش نیست؛ زیرا مراتب صبر بر اساس اقسام آن نیز فرق دارد و بر اساس همین نیز ارزش آن نیز متفاوت خواهد بود. در میان اقسام صبر می‌‌توان به صبر بر [[فقر]] به عنوان برترین‌ها اشاره کرد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌‌فرماید: {{متن حدیث|اَلصـَّبْرُ حَـسَن وَلكِنْ فِي الْفُقَراءِ اَحْسَنُ}}؛ صبر نیکوست ولی در فقراء نیکوتر است.<ref>نهج الفصاحه، ۲۰۰۶</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>
بر اساس آن چه بیان شد می‌‌توان دریافت که صبر در یک درجه و ارزش نیست؛ زیرا مراتب صبر بر اساس اقسام آن نیز فرق دارد و بر اساس همین نیز ارزش آن نیز متفاوت خواهد بود. در میان اقسام صبر می‌‌توان به صبر بر [[فقر]] به عنوان برترین‌ها اشاره کرد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} می‌‌فرماید: {{متن حدیث|اَلصـَّبْرُ حَـسَن وَلكِنْ فِي الْفُقَراءِ اَحْسَنُ}}؛ صبر نیکوست ولی در فقراء نیکوتر است.<ref>نهج الفصاحه، ۲۰۰۶.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر و شکیبایی در اسلام (مقاله)|صبر و شکیبایی در اسلام]].</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
۱۳۱٬۶۶۳

ویرایش