←تطیر در قرآن
بدون خلاصۀ ویرایش |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
پس هر شومی که وجود دارد، مربوط به پندار و [[کردار]] و گفتار انسان است. شومی در [[اخلاق]] [[فاسد]]، [[نادانی]] و کارهای زشت [[آدمی]] است<ref>[[فتحیه فتاحیزاده|فتاحیزاده، فتحیه]]، [[پیامبر اعظم و خرافهزدایی (کتاب)|پیامبر اعظم و خرافهزدایی]]، ص ۳۷.</ref>. | پس هر شومی که وجود دارد، مربوط به پندار و [[کردار]] و گفتار انسان است. شومی در [[اخلاق]] [[فاسد]]، [[نادانی]] و کارهای زشت [[آدمی]] است<ref>[[فتحیه فتاحیزاده|فتاحیزاده، فتحیه]]، [[پیامبر اعظم و خرافهزدایی (کتاب)|پیامبر اعظم و خرافهزدایی]]، ص ۳۷.</ref>. | ||
مرحوم [[علامه طباطبایی]]، درباره فال بد و امکان تأثیرگذاری آن مینویسد: «تفأل را که اگر خیر باشد تفأل، و اگر [[شر]] باشد تطیّر میخوانند، عبارت است از [[استدلال]] به یکی از حوادث به حادثه ای دیگر، که بعداً پدید میآید، و در بسیاری از مواردش مؤثر هم واقع میشود، و آنچه را که انتظارش دارند پیش میآید، چه خیر و چه شر، چیزی که هست فال بد زدن، مؤثرتر از فال خیر زدن است<ref>و این تاثیر مربوط به آن چیزی که با آن فال میزنند نیست، مثلاً صدای کلاغ و جغد نه اثر خیر دارد و نه اثر شر، بلکه.</ref>، این تاثیر مربوط است به نفس فال زننده… [[اسلام]] بین فال خوب و فال بد فرق گذاشته، دستور داده [[مردم]] همواره فال [[نیک]] بزنند، و از تطیر، یعنی فال بد زدن [[نهی]] کرده، و خود این دستور [[شاهد]] بر همان است که گفتیم اثری که در تفأل و تطیّر میبینیم مربوط به نفس صاحب آن است»<ref>المیزان، ج۱۹، ص۱۲۶.</ref>. | |||
واژه «تطیر» از «طیر» و پرنده گرفته شده است؛ زیرا [[عرب جاهلی]] به هنگام دیدن انواع پرندگان در هنگام شبانه [[روز]] به ویژه اولین برخورد «فال خوب یا فال بد» میزد. به عنوان نمونه با دیدن جغد فال بد میزد. در [[حقیقت]] اینکه به بد شگونی امری، [[تطیر]] میگویند؛ زیرا در [[فرهنگ جاهلی]] در ابتدا فال بد تنها مربوط به پرندگان بود. مثل اینکه اگر کلاغ، [[غار]] غار میکرد دلیل بر بدی کاری بود که در دست انجام بود! یا این که میگفتند: اگر جغد پشت بامِ [[خانه]] ای بنشیند، آن خانه ویران میشود! یا اگر هنگامی که از خانه بیرون میآمدند پرندهای از سمت چپِ آنها پرواز میکرد کاری که به دنبالش بودند، به انجام نمیرسید؛ و اگر از دست راست پرواز میکرد، به فال نیک میگرفتند و نشانه موفّقیّت در آن کار بود. | |||
[[راغب اصفهانی]] مینویسد: تطیر فلان و اطیر، اصل آن تفاؤل زدن به پرندگان است، امّا در هر امری که به آن [[خوش بینی]] و [[بدبینی]] میشود به کار میرود<ref>مفردات الفاظ قرآن، ذیل واژه طیر».</ref>. | |||
به هر حال، [[عرب]] ابتدا فال بد و خوب را در مورد پرندگان به کار میبرد و لذا به آن طیره میگفتند، سپس آن را در غیر مورد پرندگان هم به کار میبرد. یکی از گرفتاریهای [[پیامبران الهی]] همین مسئله بود، که با آن به [[مبارزه]] پرداختند. [[خداوند متعال]] در [[آیه شریفه]] ۱۳۱ [[سوره]] «[[اعراف]]» میفرماید: {{متن قرآن|فَإِذَا جَاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ قَالُوا لَنَا هَذِهِ وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُوا بِمُوسَى وَمَنْ مَعَهُ أَلَا إِنَّمَا طَائِرُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«پس، هرگاه نیکی به آنان روی میآورد میگفتند این از آن ماست و اگر بلایی به ایشان میرسید به موسی و همراهان وی فال بد میزدند؛ آگاه باشید که فالشان نزد خداوند است اما بیشتر آنها نمیدانند» سوره اعراف، آیه ۱۳۱.</ref>. | |||
این [[فرهنگ جاهلی]] در همه [[اقوام]] بوده و هست؛ چنان که اروپاییها میگویند: «اگر کسی از زیر نردبان عبور کند زندگیش سیاه میشود» یا «اگر نمکدان از روی میز بیفتد نان ما بریده میشود یا اگر چاقو به دیگری [[هدیه]] داده شود رفاقت و [[دوستی]] آنها قطع میگردد». خلاصه اینکه فال بد زدن ابتدا در مورد پرندگان بود، سپس به سایر چیزها هم کشیده شد، و در میان همه [[ملل]] از گذشته تا امروز وجود داشته و دارد. | |||
[[خدا]] در [[قرآن]] گزارش میکند وقتی [[حضرت صالح]] قومش را به [[خداپرستی]] [[دعوت]] فرمود، مردمانش گرفتار بلایایی چون قحطی، خشکسالی و مانند آنها شدند<ref>المیزان، ج۱۵، ص۳۷۳.</ref>. از این رو آنان در پاسخ به دعوت پیامبرشان گفتند: {{متن قرآن|قَالُوا اطَّيَّرْنَا بِكَ وَبِمَنْ مَعَكَ}}<ref>«گفتند: ما به تو و همراهان تو فال بد زدهایم، گفت: فالتان نزد خداوند است بلکه شما گروهی هستید که آزمون شدهاید» سوره نمل، آیه ۴۷.</ref>. | |||
[[قرآن کریم]] در پاسخ بدشگون دانستن [[صالح]] و [[مؤمنان]] به [[دشمنان]] ایشان میفرماید: {{متن قرآن|قَالَ طَائِرُكُمْ عِنْدَ اللَّهِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ}}<ref>«گفتند: ما به تو و همراهان تو فال بد زدهایم، گفت: فالتان نزد خداوند است بلکه شما گروهی هستید که آزمون شدهاید» سوره نمل، آیه ۴۷.</ref>؛ [[صالح]] گفت: فال [[نیک]] و بد شما نزد خداست (و همه [[مقدرات]] به [[قدرت]] او تعیین میگردد)؛ بلکه شما گروهی گرفتار [[فتنه]] هستید». | |||
فتنه کوره [[آتش]] [[ابتلائات]] و [[امتحانات الهی]] است که تا در آن سره از ناسره جدا شود؛ چنان که فلزات از خاک جدا میشود. بنابراین، این نوع [[بلایا]] که [[انسان]] بدان [[مبتلا]] میشود، جزو فتنههای [[الهی]] و سنتهای خدایی است که همگان حتی مؤمنانت بدان آزموده میشوند<ref>عنکبوت، آیات ۲ و ۳.</ref>. | |||
[[خدا]] گزارش میکند که تطیّر و بدبین انگاشتن، درمورد [[قوم حضرت موسی]]{{ع}} نیز تکرار شد؛ چراکه آنان نیز چنین [[معتقد]] بودند؛ چنان که خدا میفرماید: هنگامی که [[نیکی]] و [[نعمت]] به آنها میرسید، میگفتند: «به خاطر خود ماست»، ولی موقعی که بدی و [[بلا]] به آنها میرسید، میگفتند: «از شومی [[موسی]] و همراهان اوست». [[آگاه]] باشید سرچشمه همه اینها نزد خداست، ولی بیشتر آنان نمیدانند<ref>{{متن قرآن|فَإِذَا جَاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ قَالُوا لَنَا هَذِهِ وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُوا بِمُوسَى وَمَنْ مَعَهُ أَلَا إِنَّمَا طَائِرُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ}} «پس، هرگاه نیکی به آنان روی میآورد میگفتند این از آن ماست و اگر بلایی به ایشان میرسید به موسی و همراهان وی فال بد میزدند؛ آگاه باشید که فالشان نزد خداوند است اما بیشتر آنها نمیدانند» سوره اعراف، آیه ۱۳۱.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نسبت صبر و عجله از نظر قرآن (مقاله)|نسبت صبر و عجله از نظر قرآن]].</ref> | |||
== فال بد زدن، بدشگون دانستن == | == فال بد زدن، بدشگون دانستن == | ||