تطیر در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۱٬۰۴۸ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۳ دسامبر ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۵۴: خط ۵۴:
== اثرگذاری تطیر ==
== اثرگذاری تطیر ==
[[اسلام]] تطیر را امری [[خرافی]] دانسته که معلول [[جهل]] انسان و تصور نادرست وی در مؤثر دانستن غیر خداوند در عالم و نیز اسناد گرفتاری و نتیجه ناپسند [[اعمال]] به غیر عامل آنهاست<ref>همان، ج‌۹، ص‌۲۶۲.</ref> که نتیجه آن [[یأس]] و ناامیدی از رحمت الهی است<ref>یواقیت العلوم، ص‌۲۶۷.</ref>. [[نادانی]] و در نتیجه [[ناتوانی]] [[تطیر]] کنندگان در [[شناخت]] علت برخی پدیده‌ها، سبب می‌شود آن پدیده‌ها را معلول اموری [[خرافی]] بدانند<ref>فی ظلال القرآن، ج‌۵، ص‌۲۶۴۵؛ نمونه، ج‌۱۵، ص۴۹۲.</ref>. برخی علت [[باور]] به چنین امری خرافی را استناد حوادث و پدیده‌ها به امور همزمان با آنها از سوی [[انسان]] دانسته و برآن‌اند که [[جاهلان]] به امور ناسازگار با [[خواسته‌ها]] و امیالشان عنوان «شوم» می‌دهند<ref>التحریر و التنویر، ج‌۲۲، ص‌۳۶۳.</ref>. [[دلبستگی به دنیا]] نیز از عوامل تطیر دانسته شده به نحوی که هر امر خوشایند انسان [[مبارک]] است و گرنه شوم خواهد بود<ref>روح المعانی، ج‌۱۲، ص‌۳۳۳؛ تفسیر صدرالمتألهین، ج‌۵، ص‌۶۱.</ref>. [[قرآن‌کریم]] در [[انکار]] تطیر، اصل اثرناگذاری غیر [[خدا]] در عالم را بیان فرموده: {{متن قرآن|قُلْ كُلٌّۭ مِّنْ عِندِ ٱللَّهِ}}<ref>«بگو همه (چیز) از سوی خداوند است» سوره نساء، آیه ۷۸.</ref><ref>من وحی القرآن، ج‌۷، ص‌۳۶۳.</ref> و تأکید می‌کند که انسان [[مؤمن]] و کسی که [[قلب]] او هدایت یافته به روشنی می‌یابد که هیچ مصیبتی بی‌اذن [[الهی]] به او نمی‌رسد<ref>جامع البیان، ج‌۲۸، ص‌۱۵۷.</ref> و در عین حال هر آنچه به انسان می‌رسد، نتیجه تلاش و [[کردار]] وی است: {{متن قرآن|وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَـٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ}}<ref>«و اینکه آدمی را چیزی جز آنچه (برای آن) کوشیده است نخواهد بود» سوره نجم، آیه ۳۹.</ref>.<ref>الفرقان، ج‌۲۳، ص‌۳۳.</ref>. [[روایات]] نیز بر بطلان تطیر تأکید داشته<ref>نمونه، ج‌۶، ص‌۳۱۷.</ref>، آن را نوعی [[شرک]] می‌دانند<ref>سنن ابن ماجه، ج‌۲، ص‌۱۱۷۰.</ref>. البته [[باطل]] بودن تطیر به معنای بی‌تأثیری مطلق آن نیست، بلکه تطیر ممکن است نسبت به کسی که از آن [[بیم]] دارد، مؤثر واقع شود<ref>دائرة المعارف الشیعیه، ج‌۱۱، ص‌۴۲۹.</ref> و [[خداوند]] [[ابتلا]] به آن [[شر]] را جزای [[دنیوی]] تطیر وی قرار می‌دهد<ref>التحریر و التنویر، ج‌۹، ص‌۶۶.</ref>، بنابراین تأثیر روانی [[تطیر]] مورد تأکید روایات است<ref>وسائل الشیعه، ج‌۱۱، ص‌۳۶۱؛ نیز نک: المیزان، ج‌۱۹، ص‌۷۹؛ نمونه، ج‌۶، ص‌۳۱۷ ـ ۳۱۸.</ref>، از همین‌رو برخی تطیر [[کافران]] به [[پیامبران]] را سبب بی‌تأثیری [[تبلیغ]] و [[انذار]] ایشان دانسته‌اند<ref>راهنما، ج‌۶، ص‌۲۰۴.</ref>. [[اسلام]] ضمن منع از تطیر، راه درمان آن را [[توکل]] و اتکا به خدا دانسته<ref>سنن ابن ماجه، ج‌۲، ص‌۱۱۷۰؛ فتح الباری، ج‌۱۰، ص‌۲۶۲؛ نمونه، ج‌۱۲، ص‌۴۸.</ref>، حتی از [[توکل]] به عنوان [[کفاره]] تطیر یاد کرده است<ref>نور الثقلین، ج‌۴، ص‌۳۸۲.</ref>. برخی [[روایات]] با مذموم شمردن تطیر، «تفأل» را ستوده<ref>میزان الحکمه، ج‌۳، ص‌۲۳۴۸؛ نمونه، ج‌۶، ص‌۳۱۷.</ref> و آن‌را [[حق]] دانسته‌اند<ref>فتح الباری، ج‌۱۰، ص‌۲۶۲ ـ ۲۶۴.</ref>. تفأل برخلاف تطیر که بدشگونی و توقع [[شر]] است، به توقع [[خیر و خوبی]] [[تفسیر]] شده است<ref>المخصص، ج‌۱۳، ص‌۲۴؛ لسان العرب، ج‌۸، ص‌۲۴۰؛ ج‌۱۰، ص‌۱۶۷.</ref>. البته برخی تفأل را عام و تطیر را منحصر در توقع شر دانسته‌اند که چندان صحیح به نظر نمی‌رسد<ref>لسان العرب، ج‌۱۰، ص‌۱۶۸، «فال»؛ لغت نامه، ج‌۹، ص‌۱۳۷۵۷، «تفأل».</ref>. در مقابل، عده‌ای تطیر را عام دانسته‌اند<ref>یواقیت العلوم، ص‌۲۶۷.</ref>. بعضی، علت حسن تفأل و قبح تطیر را در تفاوت سبب آن دو ذکر کرده‌اند؛ زیرا تفأل از [[حسن ظن]] و اتکا به [[خدا]] ناشی است<ref>فتح الباری، ج‌۱۰، ص‌۲۶۴.</ref>؛ ولی تطیر ناشی از غیر خداست. برخی دیگر علت حسن تفأل را در انبساط خاطر و امیدی دانسته‌اند که در شخص برای [[موفقیت]] حاصل می‌شود<ref>شرح اصول کافی، ج‌۱۲، ص‌۴۷۶.</ref>؛ همچنین [[استخاره]] به [[قرآن‌کریم]]، از آن جهت که تفأل مثبت بوده و سبب حسن ظن به خداست مجاز شمرده است<ref>بحارالانوار، ج‌۸۸، ص‌۲۴۱ ـ ۲۴۶.</ref>.<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی]] و [[اباذر جعفری|جعفری]]، [[تطیر (مقاله)|مقاله «تطیر»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۷]]، ص ۵۹۷.</ref>
[[اسلام]] تطیر را امری [[خرافی]] دانسته که معلول [[جهل]] انسان و تصور نادرست وی در مؤثر دانستن غیر خداوند در عالم و نیز اسناد گرفتاری و نتیجه ناپسند [[اعمال]] به غیر عامل آنهاست<ref>همان، ج‌۹، ص‌۲۶۲.</ref> که نتیجه آن [[یأس]] و ناامیدی از رحمت الهی است<ref>یواقیت العلوم، ص‌۲۶۷.</ref>. [[نادانی]] و در نتیجه [[ناتوانی]] [[تطیر]] کنندگان در [[شناخت]] علت برخی پدیده‌ها، سبب می‌شود آن پدیده‌ها را معلول اموری [[خرافی]] بدانند<ref>فی ظلال القرآن، ج‌۵، ص‌۲۶۴۵؛ نمونه، ج‌۱۵، ص۴۹۲.</ref>. برخی علت [[باور]] به چنین امری خرافی را استناد حوادث و پدیده‌ها به امور همزمان با آنها از سوی [[انسان]] دانسته و برآن‌اند که [[جاهلان]] به امور ناسازگار با [[خواسته‌ها]] و امیالشان عنوان «شوم» می‌دهند<ref>التحریر و التنویر، ج‌۲۲، ص‌۳۶۳.</ref>. [[دلبستگی به دنیا]] نیز از عوامل تطیر دانسته شده به نحوی که هر امر خوشایند انسان [[مبارک]] است و گرنه شوم خواهد بود<ref>روح المعانی، ج‌۱۲، ص‌۳۳۳؛ تفسیر صدرالمتألهین، ج‌۵، ص‌۶۱.</ref>. [[قرآن‌کریم]] در [[انکار]] تطیر، اصل اثرناگذاری غیر [[خدا]] در عالم را بیان فرموده: {{متن قرآن|قُلْ كُلٌّۭ مِّنْ عِندِ ٱللَّهِ}}<ref>«بگو همه (چیز) از سوی خداوند است» سوره نساء، آیه ۷۸.</ref><ref>من وحی القرآن، ج‌۷، ص‌۳۶۳.</ref> و تأکید می‌کند که انسان [[مؤمن]] و کسی که [[قلب]] او هدایت یافته به روشنی می‌یابد که هیچ مصیبتی بی‌اذن [[الهی]] به او نمی‌رسد<ref>جامع البیان، ج‌۲۸، ص‌۱۵۷.</ref> و در عین حال هر آنچه به انسان می‌رسد، نتیجه تلاش و [[کردار]] وی است: {{متن قرآن|وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَـٰنِ إِلَّا مَا سَعَىٰ}}<ref>«و اینکه آدمی را چیزی جز آنچه (برای آن) کوشیده است نخواهد بود» سوره نجم، آیه ۳۹.</ref>.<ref>الفرقان، ج‌۲۳، ص‌۳۳.</ref>. [[روایات]] نیز بر بطلان تطیر تأکید داشته<ref>نمونه، ج‌۶، ص‌۳۱۷.</ref>، آن را نوعی [[شرک]] می‌دانند<ref>سنن ابن ماجه، ج‌۲، ص‌۱۱۷۰.</ref>. البته [[باطل]] بودن تطیر به معنای بی‌تأثیری مطلق آن نیست، بلکه تطیر ممکن است نسبت به کسی که از آن [[بیم]] دارد، مؤثر واقع شود<ref>دائرة المعارف الشیعیه، ج‌۱۱، ص‌۴۲۹.</ref> و [[خداوند]] [[ابتلا]] به آن [[شر]] را جزای [[دنیوی]] تطیر وی قرار می‌دهد<ref>التحریر و التنویر، ج‌۹، ص‌۶۶.</ref>، بنابراین تأثیر روانی [[تطیر]] مورد تأکید روایات است<ref>وسائل الشیعه، ج‌۱۱، ص‌۳۶۱؛ نیز نک: المیزان، ج‌۱۹، ص‌۷۹؛ نمونه، ج‌۶، ص‌۳۱۷ ـ ۳۱۸.</ref>، از همین‌رو برخی تطیر [[کافران]] به [[پیامبران]] را سبب بی‌تأثیری [[تبلیغ]] و [[انذار]] ایشان دانسته‌اند<ref>راهنما، ج‌۶، ص‌۲۰۴.</ref>. [[اسلام]] ضمن منع از تطیر، راه درمان آن را [[توکل]] و اتکا به خدا دانسته<ref>سنن ابن ماجه، ج‌۲، ص‌۱۱۷۰؛ فتح الباری، ج‌۱۰، ص‌۲۶۲؛ نمونه، ج‌۱۲، ص‌۴۸.</ref>، حتی از [[توکل]] به عنوان [[کفاره]] تطیر یاد کرده است<ref>نور الثقلین، ج‌۴، ص‌۳۸۲.</ref>. برخی [[روایات]] با مذموم شمردن تطیر، «تفأل» را ستوده<ref>میزان الحکمه، ج‌۳، ص‌۲۳۴۸؛ نمونه، ج‌۶، ص‌۳۱۷.</ref> و آن‌را [[حق]] دانسته‌اند<ref>فتح الباری، ج‌۱۰، ص‌۲۶۲ ـ ۲۶۴.</ref>. تفأل برخلاف تطیر که بدشگونی و توقع [[شر]] است، به توقع [[خیر و خوبی]] [[تفسیر]] شده است<ref>المخصص، ج‌۱۳، ص‌۲۴؛ لسان العرب، ج‌۸، ص‌۲۴۰؛ ج‌۱۰، ص‌۱۶۷.</ref>. البته برخی تفأل را عام و تطیر را منحصر در توقع شر دانسته‌اند که چندان صحیح به نظر نمی‌رسد<ref>لسان العرب، ج‌۱۰، ص‌۱۶۸، «فال»؛ لغت نامه، ج‌۹، ص‌۱۳۷۵۷، «تفأل».</ref>. در مقابل، عده‌ای تطیر را عام دانسته‌اند<ref>یواقیت العلوم، ص‌۲۶۷.</ref>. بعضی، علت حسن تفأل و قبح تطیر را در تفاوت سبب آن دو ذکر کرده‌اند؛ زیرا تفأل از [[حسن ظن]] و اتکا به [[خدا]] ناشی است<ref>فتح الباری، ج‌۱۰، ص‌۲۶۴.</ref>؛ ولی تطیر ناشی از غیر خداست. برخی دیگر علت حسن تفأل را در انبساط خاطر و امیدی دانسته‌اند که در شخص برای [[موفقیت]] حاصل می‌شود<ref>شرح اصول کافی، ج‌۱۲، ص‌۴۷۶.</ref>؛ همچنین [[استخاره]] به [[قرآن‌کریم]]، از آن جهت که تفأل مثبت بوده و سبب حسن ظن به خداست مجاز شمرده است<ref>بحارالانوار، ج‌۸۸، ص‌۲۴۱ ـ ۲۴۶.</ref>.<ref>[[حمیده عبداللهی|عبداللهی]] و [[اباذر جعفری|جعفری]]، [[تطیر (مقاله)|مقاله «تطیر»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۷]]، ص ۵۹۷.</ref>
== نفی فال بد زدن ==
اصولا چیزی در هستی بیرون از [[مشیت]] و [[مقدرات الهی]] رخ نمی‌دهد؛ ولی هر چیزی از [[خیر و شر]] در هستی رخ می‌‌دهد یا از مصادیق [[کیفر]] و [[مجازات]] [[اعمال نیک]] و بد است؛ یا از مصادیق ابتلائاتی است که خدا انسان را به خیر و شر مبتلا می‌‌سازد: {{متن قرآن|وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً}}<ref>«هر کسی (مزه) مرگ را می‌چشد و شما را با بد و نیک می‌آزماییم و به سوی ما بازگردانده می‌شوید» سوره انبیاء، آیه ۳۵.</ref> تا واکنش [[مردمان]] معلوم شود<ref>بقره، آیه ۱۵۵؛ محمد، آیه ۳۱.</ref>.
از [[آیات قرآنی]] به دست می‌‌آید که همه چیز دست خدا و بر اساس برنامه‌ریزی [[حکیمانه]] و [[مشیت]] مقدر [[الهی]] است که از قبل تعیین شده است<ref>{{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ * لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ}} «هیچ گزندی در زمین و به جان‌هایتان نمی‌رسد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی (آمده) است؛ این بر خداوند آسان است * بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید و خداوند هیچ خود پسند خویشتن ستایی را دوست نمی‌دارد» سوره حدید، آیه ۲۲-۲۳.</ref>؛ بنابراین [[خیر و شر]] که در [[زندگی]] اتفاق می‌‌افتد همانند داده‌های الهی و گرفته‌ها از سوی [[خدا]]، مقدر و مقسم است. پس اگر کسی به چیزی دیگری نسبت دهد، در [[حقیقت]] از [[توحید فعلی]] خارج و گرفتار [[شرک]] شده است. از همین روست که در [[حدیثی]] [[پیامبر]]{{صل}} فرمودند: «فال بد زدن نوعی شرک به خداست»<ref>بحارالانوار، ج ۵۵، ص۳۲۲.</ref>.
بر این اساس می‌‌بایست در پاسخ به تطیر زده گفت: «لاطیرَ اِلاّ طیر [[الله]]». یعنی کسی جز خدا نه امر خوب می‌آورد و نه بدی را دفع می‌‌کند؛ چنان که خدا در [[قرآن]] فرموده است: {{متن قرآن|أَلَا إِنَّمَا طَائِرُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ}}؛ بدانید و [[آگاه]] باشید که طائر شما در نزد خدا است.<ref>اعراف، آیه ۱۳۱.</ref> البته یک معنا دیگر این [[آیه]] آن است که [[نامه اعمال]] شما در نزد خداست.
به هر حال، از نظر [[اسلام]] و فرهنگ قرآنی تفال به معنای [[جاهلی]] مردود است؛ از همین روست که [[معصوم]]{{ع}} فرمود: «از ما نیست کسی که فال بد زند، یا برایش فال بد زده شود؛ یعنی به فال بد دیگران نسبت به خود [[اعتقاد]] داشته باشد»<ref>مجمع الزوائد، ج ۵، ص۱۰۳.</ref>.
[[امام علی]]{{ع}} نیز می‌‌فرمایند: «فال بد، یک امر [[حقیقی]] و واقعی نیست»<ref>نهج البلاغه، حکمت ۳۹۲.</ref>. نقل است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فال [[نیک]] را [[دوست]] داشت و از فال بد زدن، بدش می‌‌آمد<ref>مکارم الاخلاق، ص۳۵۰.</ref>.
در [[روایات]] راهکارهای [[رهایی]] از فال بد را [[توکل به خدا]]<ref>کافی، ج ۸، ص۱۹۸.</ref>، بی‌اعتنایی<ref>وسائل الشیعه، ح۳۱۰۷۷.</ref>، خواندن دعای«{{متن حدیث|اللَّهُمَّ لا طَيرَ اِلَّا طَيرُك وَ لا خَيرَ اِلَّا خَيرُك وَ لا اِله اِلَّا غَيرُك}} ـ خدایا! هیچ فال بدی اثر ندارد مگر آن چه را تو بخواهی؛ و هیچ خیری نیست مگر آن چه را تو [[اراده]] فرمایی؛ و خدایی جز تو نیست»<ref>أمالی صدوق ص۳۱۶.</ref>، فال خوب زدن<ref>المیزان، ج ۱۹، ص۸۴.</ref> اشاره شده است.
پیامبر اکرم{{صل}} فرمود: در [[اسلام]] فال بد و تطیر وجود ندارد. از همین روست که فرمود: {{متن حدیث|وَ اِذَا تَطَیَّرتَ فَامضِ}}؛ اگر در قضیه ای به چیزی فال بد زدی، این را به [[دل]] خودت بد راه نده، برعکس عمل کن، یعنی برعکس این که اشخاص وقتی به چیزی فال بد می‌‌زنند بعد دنبال آن کار نمی‌روند و مثلاً می‌‌گویند این بدشگون است، به هرچه که فال بد زدی عمل کن و دنبالش برو.
بر این اساس، [[باور]] به این که عطسه بیانگر بدشگونی است، امری نادرست است. از همین روست که پیامبر اکرم{{صل}} می‌‌فرماید: [[خداوند]] عطسه را دوست می‌‌دارد و خمیازه را [[مکروه]] می‌‌داند. هر گاه کسی عطسه کند، [[حمد]] [[خدا]] گوید و هر [[مسلمانی]] که عطسه را می‌‌شنود، او را [[دعا]] گفته و از خداوند مزید [[رحمت]] طلب کند<ref>بخاری؛ الجامع الصحیح، ج ۵، ص۲۲۹۰.</ref>.
این بدان معناست که باور درباره عطسه از [[فرهنگ]] [[خرافی]] و [[جاهلی]] است که ریشه در [[سفاهت]] و بی‌عقلی دارد و هیچ نسبت [[عقلانی]] میان عطسه و [[صبر]] نیست؛ در حالی که در همه فرهنگ‌های جاهلی از شرق تا غرب عالم، چنین باوری وجود دارد.
نکته دیگر آنکه اصولا در [[قرآن]]، [[صبر]] به معنای دست نگه داشتن از کاری یا انجام دادن آن نیست، بلکه صبر چنان که گفته شد به معنای [[شکیبایی]] و [[بردباری]] و [[استقامت]] در کاری است. بنابراین، وقتی گفته می‌‌شود: صبر کنید! به معنای این نیست که «[[عجله]] نکنید»، بلکه به معنای شکیبایی است.
البته در قرآن، از استعجال باز داشته شده است<ref>نحل، آیه ۱؛ انبیاء، آیه ۳۷.</ref>؛ زیرا عجله به معنای «انجام عمل قبل اوانه و زمانش» است که موجب می‌‌شود تا کار در [[زمان]] خودش انجام نشود؛ گویی شخص [[عجول]] میوه را کال می‌‌کند قبل از آنکه برسد و کامل شود. [[دنیا]] را عاجله می‌‌گویند؛ زیرا میوه [[اعمال]] را می‌‌بایست در [[قیامت]] درو کرد نه در دنیا و تعجیل دیدن آثار اعمال در دنیا خوب نیست. از همین روست که [[خدا]] می‌‌فرماید: {{متن قرآن|مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاءُ لِمَنْ نُرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلَاهَا مَذْمُومًا مَدْحُورًا * وَمَنْ أَرَادَ الْآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُورًا}}<ref>«هر کس این جهان زودگذر را بخواهد، آنچه در آن بخواهیم برای هر کس اراده کنیم زود بدو می‌دهیم سپس برای او دوزخ را می‌گماریم که در آن نکوهیده رانده درآید * و از کوشش آنانکه جهان واپسین را بخواهند و فراخور آن بکوشند و مؤمن باشند؛ سپاسگزاری خواهد شد» سوره اسراء، آیه ۱۸-۱۹.</ref>.
در فرهنگ اسلامی از [[انسان‌ها]] خواسته می‌‌شود تا در کارهای عجله نکنند و بگذارند تا وقتش برسد؛ و اگر درباره [[نماز]] گفته می‌‌شود عجله کنید، به این معنا است که خود را برای وقت نماز آماده کنید تا نماز اول وقت از شما فوت نشود؛ نه این که قبل از وقت نماز، نماز بگزارید و آن را اقامه کنید.
به هر حال، هیچ رابطه و نسبت معنا داری همانند نسبت علیّ و معلولی یا مانند آن چنان که در متغیرها گفته می‌‌شود، میان [[عطسه]] و [[صبر]] نیست؛ بنابراین در هنگام عطسه، صبرکردن لازم نیست. از همین روست که در فرهنگ اسلامی گفته شده هرگاه یکی از شما عطسه کرد در [[حق]] او [[دعا]] کنید و بگویید: «یرحمکم الله؛ [[رحمت خدا]] شامل حال شما گردد». و طرف مقابل نیز متقابلا دعا کند و بگوید: «یغفر الله لکم؛ [[خداوند]] شما را بیامرزد».
جالب این است که در همه [[فرهنگ‌ها]] ارتباط معناداری میان عطسه و احتمال [[بیماری]] یا [[رهایی]] از آن دیده شده است و از همین روست که در همه [[فرهنگ]] پس از عطسه به نوعی گفته می‌‌شود: عافیت باشد؛ یا [[خدا]] تو را [[حفظ]] کند؛ یا [[سلامت]] باشید؛ یا مانند آنها که همگی دلالت بر ارتباط معنادار عوامل مادی و فیزیکی در مسأله سلامت و بیماری دارد<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نسبت صبر و عجله از نظر قرآن (مقاله)|نسبت صبر و عجله از نظر قرآن]].</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
خط ۶۰: خط ۸۹:
# [[پرونده:13681440.jpg|22px]] [[فتحیه فتاحی‌زاده|فتاحی‌زاده، فتحیه]]، [[پیامبر اعظم و خرافه‌زدایی (کتاب)|'''پیامبر اعظم و خرافه‌زدایی''']]
# [[پرونده:13681440.jpg|22px]] [[فتحیه فتاحی‌زاده|فتاحی‌زاده، فتحیه]]، [[پیامبر اعظم و خرافه‌زدایی (کتاب)|'''پیامبر اعظم و خرافه‌زدایی''']]
# [[پرونده:000058.jpg|22px]] [[حمیده عبداللهی|عبداللهی]] و [[اباذر جعفری|جعفری]]، [[تطیر (مقاله)|مقاله «تطیر»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۷''']]
# [[پرونده:000058.jpg|22px]] [[حمیده عبداللهی|عبداللهی]] و [[اباذر جعفری|جعفری]]، [[تطیر (مقاله)|مقاله «تطیر»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۷''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نسبت صبر و عجله از نظر قرآن (مقاله)|'''نسبت صبر و عجله از نظر قرآن''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۱۳۰٬۳۱۴

ویرایش