برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|
| خط ۳۵۴: |
خط ۳۵۴: |
| به هر حال، علم و [[آگاهی انسان]] نسبت به مسائل موجب میشود تا نحوه و چگونگی [[رفتار]] و کنش و واکنشهای وی [[تغییر]] یابد. از همین رو در [[صبر]] و [[حلم]] نمیتوان نقش [[علم]] را نادیده گرفت. کسی که میداند هر چیزی از خوب و بد بر سر [[انسان]] میآید بر اساس [[حکمت]] و برنامه تعیین شده [[الهی]] است<ref>{{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ * لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ}} «هیچ گزندی در زمین و به جانهایتان نمیرسد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی (آمده) است؛ این بر خداوند آسان است * تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید و خداوند هیچ خود پسند خویشتن ستایی را دوست نمیدارد» سوره حدید، آیه ۲۲-۲۳؛ {{متن قرآن|وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ}} «و کلیدهای (چیزهای) نهان نزد اوست؛ (هیچ کس) جز او آنها را نمیداند؛ و او آنچه را در خشکی و دریاست میداند و هیچ برگی فرو نمیافتد مگر که او آن را میداند و هیچ دانهای در تاریکیهای زمین و هیچتر و خشکی نیست جز آنکه در کتابی روشن آمده است» سوره انعام، آیه ۵۹.</ref> دیگر [[جزع]] و فزع نمیکند و بهرهمند از [[رحمت الهی]] خواهد شد<ref>{{متن قرآن|الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ}} «همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد میگویند: «انّا للّه و انّا الیه راجعون» (ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم) * بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافتهاند» سوره بقره، آیه ۱۵۶-۱۵۷.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[رابطه علم و صبر (مقاله)|رابطه علم و صبر]].</ref> | | به هر حال، علم و [[آگاهی انسان]] نسبت به مسائل موجب میشود تا نحوه و چگونگی [[رفتار]] و کنش و واکنشهای وی [[تغییر]] یابد. از همین رو در [[صبر]] و [[حلم]] نمیتوان نقش [[علم]] را نادیده گرفت. کسی که میداند هر چیزی از خوب و بد بر سر [[انسان]] میآید بر اساس [[حکمت]] و برنامه تعیین شده [[الهی]] است<ref>{{متن قرآن|مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ * لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ}} «هیچ گزندی در زمین و به جانهایتان نمیرسد مگر پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی (آمده) است؛ این بر خداوند آسان است * تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید و خداوند هیچ خود پسند خویشتن ستایی را دوست نمیدارد» سوره حدید، آیه ۲۲-۲۳؛ {{متن قرآن|وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ}} «و کلیدهای (چیزهای) نهان نزد اوست؛ (هیچ کس) جز او آنها را نمیداند؛ و او آنچه را در خشکی و دریاست میداند و هیچ برگی فرو نمیافتد مگر که او آن را میداند و هیچ دانهای در تاریکیهای زمین و هیچتر و خشکی نیست جز آنکه در کتابی روشن آمده است» سوره انعام، آیه ۵۹.</ref> دیگر [[جزع]] و فزع نمیکند و بهرهمند از [[رحمت الهی]] خواهد شد<ref>{{متن قرآن|الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ}} «همان کسان که چون بدیشان مصیبتی رسد میگویند: «انّا للّه و انّا الیه راجعون» (ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم) * بر آنان از پروردگارشان درودها و بخشایشی است و آنانند که رهیافتهاند» سوره بقره، آیه ۱۵۶-۱۵۷.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[رابطه علم و صبر (مقاله)|رابطه علم و صبر]].</ref> |
|
| |
|
| ==حقیقت صبر و سه گانه آن== | | == برتری صبر [[شیعیان]] == |
| برخی گفتهاند: [[صبر]] نگهداری و [[حفظ نفس]] از بیتابی و [[جزع]] هنگام [[نزول]] [[ناخوشی]] است؛ برخی دیگر نیز چون [[خواجه]] [[عبدالله انصاری]] در«[[منازل السائرین]]» صبر را نگهداشت نفس از [[شکایت]] بر جزع مستور و [[نهان]] دانسته است.
| | کسی که [[حسن ظن]] و [[گمان]] [[نیک]] و [[یقین]] به [[حکمت]] و [[مصلحت الهی]] در [[زندگی]] داشته باشد او نیز صبر میکند. صبر چنین افرادی به سبب کلیت [[حسن ظن به خدا]]ست. البته هر چه فشار بیشتر باشد صبر سختتر خواهد بود. کسی که بداند تحت [[شدائد]] به [[مقامات]] میرسد و میوه و ثمره شیرین خواهد برد بر [[مصیبت]] و [[سختی]] راحتتر صبر میکند. |
| بر اساس این تعاریف، صبر از [[مقامات]] متوسطین از [[مؤمنین]] است نه مقامات [[اولیای الهی]] و [[معصومین]]{{ع}}.؛ زیرا کسی که [[بلیات]] و مصیبتهای [[الهی]] بر نفس را ناخوش میشمارد و از آن جزع [[باطنی]] دارد، دارای [[معرفتی]] ناقص و [[ایمانی]] [[سست]] و [[ضعیف]] است؛ زیرا اولیای الهی میدانند که «هر چه از [[دوست]] رسد نیکوست» وهمه آنها از خدای [[علیم]] [[حکیم]] و [[غنی]] [[حمید]] و عزیز [[رحیم]] است که جز خیر [[بندگان]] در سایهرحمت نخواهد که برای آن ایشان را [[خلق]] کرده است.<ref>هود، آیه ۱۱۹</ref>
| |
|
| |
|
| از همین رو [[اولیا]] و [[اهل]] [[ولایت الهی]] در [[مقام رضا]] به [[قضا]] و [[تسلیم محض]] هستند و در اوج مصیبتهایی چون [[مصیبت]] عظیم [[کربلا]] [[باور]] دارند که «ما [[رایت]] الا جمیلا؛ جز [[زیبایی]] ندیدم». بنابراین، صبر [[مؤمن]] در هنگام مواجهه با [[معصیت]] یا [[صبر بر طاعت]] یا هنگام مصیبت با همه ارزشی که دارد، بیانگر نقصان [[معرفت]] و [[ضعف ایمان]] به [[اسرار]] [[عبادات]] و [[صور]] [[معاصی]] و [[طاعات]] و [[مصیبتها]] است؛ زیرا اگر کسی [[حقیقت]] [[عبادت]] را بفهمد و صورتهای برزخی آن را ببیند، دیگر صبر بر طاعت و عبادت برایش معنایی ندارد، بلکه عبادت و [[طاعت]] را با [[لذت]] دست کم همین صورتهای برزخی آن به جا میآورد و اگر در مراتب عالیتر باشد، لذتی که از عبادت میبرد و آن را معاشقه با محبوب میبیند، به طاعت میپردازد و [[تکلیف]] و [[سختی]] آن را نمیبیند؛ او [[جهاد]] را ترک نمیکند؛ زیرا دست کم صورت [[جاودانه]] [[حیات طیبه]] را در آن میبیند یا فراتر معاشقه با محبوب را در میادین جهاد مییابد. همچنین کسی که صورتهای برزخی معاصی و [[گناهان]] و زشتیهای آن را میبیند و میداند، صبر در این امور نیز برایش معنایی ندارد؛ زیرا در [[دل]] او هیچ ناخوشایندی نیست تا مستور دارد؛ چون میداند که نزدیکی به کثافت و [[نجاست]] و مردار متعفن هیچ لذتی ندارد، بلکه از تعفن [[گناهان]] میگریزد. چنانکه نسبت به صورتهای برزخی [[ابتلائات]] و [[مصیبتها]] اینگونه است و آن را مایه [[تصفیه]] و [[تزکیه باطن]] و [[رشد عقلانی]] و [[روحانی]] خویش بلکه [[تقرب به خدا]] با کسب [[ملکات]] و [[فضائل]] کمالی میداند و بدانگرایش داشته و [[لذت]] میبرد. به نظر میرسد که [[مؤمن]] [[اهل]] [[معرفت شهودی]] و [[یقینی]]، وقتی [[خوشی]] یا [[راحتی]] میبیند یا خدای نکرده کاری کرده که واجبی [[قضا]] شده یا به فعل [[مکروه]] یا معصیتی نزدیک گردیده، چنان این امور نزد او ناخوشایند است و [[جزع]] و فزع [[باطنی]] دارد که جزع باطنی [[اهل صبر]] نسبت به آن هیچ است.
| | بر همین اساس گفته شده که صبر شیعیان خیلی ارزشمند است؛ زیرا بر بسیاری از مصیبتهای سنگین صبر میکنند با آنکه [[علمی]] به جزئیات و آثار و [[برکات]] آن ندارند. [[امام صادق]]{{ع}} درباره ارزشمندی صبر شیعیان به سبب [[جهالت]] نسبت به [[حکمتها]] و [[مصالح]] آن فرموده است: {{متن حدیث|نَحْنُ صُبَّرٌ وَ شیعَتُنا اَصْبَرُ مِنّا، قُلْتُ: جُعِلْتُ فِداکَ، کَیْفَ صارَ شیعَتُکُمْ اَصْبَرُ مِنْکُمْ؟ قالَ: لاِنّا نَصْبِرُ عَلی ما نَعْلَمُ وَ شیعَتُنا یَصْبِرُونَ عَلی مالایَعْلَمُونَ}}؛ ما [[خاندان]]، صبور و شکیبائیم و شیعیان ما، از ما هم شکیباترند. گفتم: جانم به فدایت، چگونه شیعیان شما از شما شکیباترند؟ فرمود: چون صبر ما بر چیزی است که میدانیم. امّا شیعیان ما صبر و شکیبائی میورزند بر چیزی که نمیدانند<ref>بحارالانوار، ج ۷۱، ص۸۰.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[صبر ویژگیها و آثار آن (مقاله)|صبر ویژگیها و آثار آن]].</ref> |
| | |
| پس اگر درباره [[اولیای الهی]] سخن از [[صبر]] به میان آمده و آنان به صابرون توصیف شدهاند، شاید ناظر به صبر در رنجهای [[جسمانی]] و [[بدنی]] باشد که باعث تاثر شدید شده یا مراد «صبردر فراق محبوب» در نزد [[محبان]] [[الهی]] است؛ و گرنه صبرهای سه گانه در [[طاعت]] و [[معصیت]] و [[مصیبت]]<ref>کافی، ج ۲؛ کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، حدیث ۱۵</ref> در [[حق]] آنان معنایی ندارد؛ زیرا آنان با توجه معرفت شهودی که دارند، هیچ جزع باطنی ندارند، بلکه از طاعت و [[ترک معصیت]] و مواجه با مصیبت لذت میبرند و آن را [[جمیل]] از سوی جمیل مییابند.
| |
| در گزارشهای [[قرآنی]]، از صبر [[پیامبران]] در مصیبتها و [[بلایا]] سخن به میان آمده که ناظر به ساحتجسم آنان بوده است؛ چنانکه ایوب{{ع}} چنین بوده و برمصیبت تن صبر کرده است. البته ایشان در نهایت به [[خدا]] [[شکایت]] میبرد نه [[خلق]]، تا او را از مصیبت ابتلای تن برهاند و خدا نیز میپذیرد. بنابراین، اظهار جزع به نزد [[پروردگار]] هیچ منافاتی با صبر ندارد؛ بلکه آنچه نادرست و ناروا است، جزع و فزع نزد خلق و شکایت [[خالق]] به خلق بردن است. به هر حال، به نظر میرسد که تعاریفی که از صبر و سه گانههای آن شده، نمیتواند در اولیای [[معصوم]]{{ع}} تحقق یابد؛ زیرا آنان در [[مقام رضا]] به [[قضای الهی]] و [[تسلیم محض]] هستند.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نسبت صبر و ایمان (مقاله)]نسبت صبر و ایمان].</ref>
| |
| | |
| ==نتایج و آثار صبر==
| |
| از نگاه [[آموزههای وحیانی]] [[کتاب الله]] و عترت{{ع}}، [[صبر]] یکی از مهمترین کلیدهای [[تزکیه نفس]] است؛ زیرا کسی که در امور سه گانه [[طاعت]] و [[معصیت]] و [[مصیبت]] صبر کند و ترک [[لذات]] [[نفسانی]] کند، کم کم نفسعادت به پذیرش [[قضا و قدر الهی]] کرده و از چموشی و [[سرکشی]] برون آید و [[رام]] شود و [[ملکه]] [[راسخ]] نوری صبر در او ایجاد شود و بستر [[رشد]] و [[ترقی]] نفس به [[مقامات]] عالیتر فراهم آید.
| |
| صبر در [[معاصی]] منشا [[تقوای نفس]] و صبر در [[طاعت]] خاستگاه انس با [[حق]] و [[صبر در مصیبت]] خاستگاه [[رضا]] به [[قضای الهی]] است. بنابراین، صبر یکی از مهمترین تجلیات [[ایمان]] شخص است؛ از همین رو در [[روایات]]، صبر نسبت به ایمان به منزله سر به تن معرفی شده است، تا جایی که اگر سر برود تن نیز برود. پس اگر صبر برود ایمان نیز برود.<ref>کافی، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، حدیث ۲</ref> بنابراین، کسی که صبر ندارد ایمان نیز ندارد.<ref>کافی، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، [[حدیث]] ۴</ref> از [[آثار صبر]] این است که [[اضطراب]] درونی را از میان میبرد و شخص را به [[آرامش]] میرساند به طوری که از [[شکایت]] به [[خلق]] باز میایستد و اعضا از حرکات [[بیهوده]] باز میماند و شخص در [[اعتدال]] کامل نفسانی خویش قرار میگیرد. باید توجه داشت کسی که به [[خدا]] و [[قضا]] و قدرش ایمان دارد و خدای [[خالق]] [[قضا و قدر]] را خالقی [[رحمان]] و [[رحیم]] و [[کریم]] و [[غنی]] و [[حمید]] و [[قدیر]] میداند که جز به [[رحمت]] نیافریده و جز به رحمت به [[بهشت و دوزخ]] نمیبرد، به این امر ایمان دارد که «هر چه ازدوست رسد نیکوست». پس هر امری که به او در سهگانه میرسد چیزی جز در راستای [[تقرب]] و کمال او نیست. پس نسبت به هیچ امری از طاعت و [[مصیبت]] و [[معصیت]] [[جزع]] و فزع و شکایت ندارد و همه را عینرحمت میشمارد که او را به [[کرامت الهی]] میرساند. بنابراین [[تسلیم محض]] و [[راضی]] به قضای الهی میشود.
| |
| | |
| به سخن دیگر، [[انسان]] [[مؤمن]] باید بداند که [[قضا و قدر الهی]] جاری و ساری است، خواه جزع کند و خواه [[صبر]] نماید.<ref>کافی، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، حدیث ۱۰</ref>
| |
| پس وقتی صبر و جزع هیچ تاثیری در [[تکوین]] امری ندارد و هیچ تبدیل و تغییری در قضا و قدر الهی ایجاد نمیکند، صبر نیکوتر از جزع و فزع [[بیهوده]] است. بر اساس آحادیث [[نبوی]] درمیان صبرهای سه گانه، [[صبر در معصیت]] دشوارتر بر [[توده مردم]] است، ولی [[اجر]] آن بزرگتر است.<ref>کافی، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، حدیث ۱۵</ref>
| |
| بنابراین لازم است در این امر [[صبر]] کرد؛ به ویژه آنکه بر اساس [[روایات متواتر]]، در [[آخر الزمان]] امور به گونهای است که [[صبر در معصیت]] لازم است؛ زیرا افزایش [[گناه]] و [[معصیت]] چنان است که [[دینداری]] را سخت میکند و کسی که در آن زمانه صبر کند، [[پیروز]] میدان صبر است. در شرایط سخت آخر الزمانی جز با صبر نمیتوان [[دین]] نگه داشت و [[دینداران]] لازم است تا صبر را [[ملکه]] خویش سازند تا از معصیتها و مصیبتهای آخر الزمانی [[پیش از ظهور]] برهند<ref>کافی، ج ۲، کتاب الایمان و الکفر، باب صبر، حدیث ۱۲</ref>؛ چراکه آن دوره همان دوران غربالگری است تا [[کافران]] از [[مؤمنان]] و [[پاک]] از [[ناپاک]] باز شناخته شوند و هر کسی همان را به نمایش گذارد که در اوست.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[نسبت صبر و ایمان (مقاله)]نسبت صبر و ایمان].</ref>
| |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |