آیه مباهله در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

۴٬۲۱۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۱ دسامبر ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۹۸: خط ۹۸:


امام فرمود: «منظور از نفس پیامبر{{صل}}، علیّ‌بن‌ابی‌طالب{{ع}} است. از مطالبی که دلیل این مطلب است، فرمایش پیامبر{{صل}} است باید بنی‌ولیعه از این کار خود دست بردارند وگرنه شخصی به سرکوبی آنها می‌فرستم که مانند نفس من است. منظور علیّ‌بن‌ابی‌طالب{{ع}} است و منظور از أَبْناءَ؛ در آیه، حسن و حسین{{عم}} است و مراد از [[زنان]] فاطمه{{س}}. این امتیازی است که هیچ‌کس به آنها نمی‌رسد و مقامی است که هیچ‌کس را یارای رسیدن به آن نیست زیرا نفس علی{{ع}} را مانند نفس [[پیامبر]]{{صل}} قرار داده است.
امام فرمود: «منظور از نفس پیامبر{{صل}}، علیّ‌بن‌ابی‌طالب{{ع}} است. از مطالبی که دلیل این مطلب است، فرمایش پیامبر{{صل}} است باید بنی‌ولیعه از این کار خود دست بردارند وگرنه شخصی به سرکوبی آنها می‌فرستم که مانند نفس من است. منظور علیّ‌بن‌ابی‌طالب{{ع}} است و منظور از أَبْناءَ؛ در آیه، حسن و حسین{{عم}} است و مراد از [[زنان]] فاطمه{{س}}. این امتیازی است که هیچ‌کس به آنها نمی‌رسد و مقامی است که هیچ‌کس را یارای رسیدن به آن نیست زیرا نفس علی{{ع}} را مانند نفس [[پیامبر]]{{صل}} قرار داده است.
====[[ حدیث]] ششم ====
{{متن حدیث|عَنِ الشَّعْبِیِّ قَال: جَاءَ الْعَاقِبُ وَ السَّیِّدُ النَّجْرَانِیَّانِ إِلَی رسول‌الله{{صل}}، فَدَعَاهُمْ إِلَی الْإِسْلَامِ فَقَالَا: إِنَّنَا مُسْلِمَانِ. فَقَالَ: إِنَّهُ یَمْنَعُکُمَا مِنَ الْإِسْلَامِ ثَلَاثٌ أَکْلُ الْخِنْزِیرِ وَ تَعْلِیقُ الصَّلِیبِ وَ قَوْلُکُمْ فِی عِیسَی‌ابْنِ‌مَرْیَمَ{{ع}}. فَقَالَا: وَ مِنْ أَیْنَ عِیسَی{{ع}} فَسَکَتَ. فَنَزَلَ الْقُرْآنُ {{متن قرآن|إِنَّ مَثَلَ عِیسی عِنْدَ اللهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ}} إِلَی آخِرِ الْقِصَّهًِْ {{متن قرآن|فَنَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللهِ عَلَی الْکاذِبِینَ}} فَقَالَا: فَنُبَاهِلُکَ فَتَوَاعَدُوا لِغَدٍ. فَقَالَ أَحَدُهُمَا لِصَاحِبِهِ: لَا تُلَاعِنْهُ فَوَ اللَّهِ لَئِنْ کَانَ نَبِیّاً لَا تَرْجِعُ إِلَی أَهْلِکَ وَ لَکَ عَلَی وَجْهِ الْأَرْضِ أَهْلٌ وَ لَا مَالٌ. فَلَمَّا أَصْبَحَ النَّبِیُّ{{صل}}، أَخَذَ بِیَدِ عَلِیٍّ{{ع}} وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ{{عم}} وَ قَدَّمَهُمْ وَ جَعَلَ فَاطِمَهًَْ{{س}} وَرَاءَهُمْ ثُمَّ قَالَ لَهُمَا: تَعَالَیَا فَهَذَا أَبْنَاؤُنَا الْحَسَنُ وَالْحُسَیْنُ{{عم}} وَهَذَا نِسَاؤُنَا فَاطِمَهًُْ{{س}} وَ أَنْفُسُنَا عَلِیٌّ{{ع}}. فَقَالَا: لَا نُلَاعِنُک.}} <ref>برازش، علیرضا، تفسیر اهل بیت{{ع}}، ج۲، ص۶۰۶؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالأنوار، ج۲۱، ص۳۴۷ و ج۳۵، ص۲۶۲ و ج۳۵، ص۲۶۴؛ فرات الکوفی، ص۸۶؛ حسکانی۱، شواهدالتنزیل، ج۱، ص۱۵۸</ref>
[[شعبی]] گوید: عاقب و سیّد از اهالی [[نجران]] نزد [[رسول‌خدا]]{{صل}} آمدند و آن حضرت آنها را به [[اسلام]] [[دعوت]] فرمود.
گفتند: «ما [[مسلمان]] هستیم».
حضرت فرمود: «سه چیز شما را از اسلام بازمی‌دارد:[[ خوردن]] گوشت خوک، آویزان‌کردن [[صلیب]] و سخنتان در مورد عیسی‌ بن‌ [[مریم]]{{ع}}».
گفتند: «[[عیسی]]{{ع}} از کجاست (پدرش کیست)»؟
[[پیامبر]]{{صل}} ساکت شد؛ پس [[قرآن]] نازل شد: {{متن قرآن|إِنَّ مَثَلَ عِیسی عِنْدَ الله کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ... فَنَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللهَ عَلَی الْکاذِبِینَ.}}
گفتند: «با تو [[مباهله]] می‌کنیم»؛ پس برای فردا با یکدیگر [[وعده]] گذاشتند. یکی از آن دو به رفیقش گفت: «با او ملاعنه نکن! به [[خدا]] [[سوگند]]! اگر پیامبر{{صل}} باشد به‌ سوی خانواده‌ات برنمی‌گردی و برای تو در روی [[زمین]] نه خانواده‌ای و نه [[مال]] و نه ثروتی هست».
وقتی‌که [[پیامبر]]{{صل}} صبح کرد،[[ دست]] علی و حسن و حسین{{عم}} را گرفت و آنها را جلو انداخت و [[فاطمه]]{{س}} را پشت سر آنها قرار داد. سپس به آن دو فرمود: «بیایید؛ این فرزندانمان حسن و حسین{{عم}} و این [[زنان]] ما فاطمه{{س}} و خودمان [کسی که به منزله‌ خودمان است] علی{{ع}} است». گفتند: «با تو ملاعنه نمی‌کنیم».


=== روایات اهل سنت ===
=== روایات اهل سنت ===
۱۳٬۸۵۶

ویرایش