عروة بن ادیه: تفاوت میان نسخه‌ها

۱٬۰۰۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۳ دسامبر ۲۰۲۵
 
خط ۱۵: خط ۱۵:


ابن‌زیاد فشار خود بر خوارج را افزایش داد و شبانه [[روز]] به تعقیب آنها می‌پرداخت و آنها را [[حبس]] می‌کرد تا جایی که زندان‌ها از خوارج پر شد. مرداس نیز یکی از افرادی بود که گرفتار شد و به [[زندان]] افتاد. اما زندان‌بان که شاهد [[عبادت]] و [[پرهیزگاری]] مرداس بود، شیفته او شد و به او [[اجازه]] داد که شبانه به خانه‌اش برود و نزد [[خانواده]] خود باشد و بامدادان به زندان بازگردد. یک شب ابن‌زیاد [[تصمیم]] گرفت تا صبح فردا همه [[خوارج]] را بکشد. [[مرداس]]، شبانه در [[خانه]] خود از این [[تصمیم]] [[آگاه]] شد و زندانبان آن شب را در [[اضطرار]] به صبح رساند. او می‌ترسید که مرداس از این خبر آگاه شود، بگریزد، به [[زندان]] بازنگردد و او را به خاطر عملش [[عذاب]] کنند. ولی صبح فردا، مرداس طبق [[وعده]] به زندان بازگشت. زندانبان از او پرسید: آیا از تصمیم [[امیر]] خبر نداری؟ گفت: خبر دارم ولی [[پاداش]] [[احسان]] تو این نبود که من بگریزم و تو به [[عقوبت]] دچار شوی. پس بهتر آن دیدم که بازگردم. صبح، عبیدالله تصمیم خود را عملی کرد و خوارج را کشت. هنگامی که نوبت مرداس رسید، زندان‌بان که گفته شده است [[برادر]] رضاعی و فرزند دایه ابن‌زیاد بود برخاست و از مرداس [[شفاعت]] کرد. عبیدالله نیز پذیرفت و او را [[آزاد]] کرد. مرداس ([[ابوبلال]]) با چهل تن به سمت [[اهواز]] حرکت کرد و به هر جا که می‌رسید به اندازه نیاز خود و یارانش از [[بیت‌المال]] برمی‌داشت و از بقیه [[مال]] [[چشم‌پوشی]] می‌کرد. هنگامی که ابن‌زیاد از خروج مرداس و یارانش اطلاع یافت، لشکری ۲ هزار نفری را به [[فرماندهی]] [[اسلم بن زرعه کلابی]] و بقول [[طبری ابن حصین تمیمی]]، برای کشتن آنها فرستاد. ولی [[لشکر]] ابن‌زیاد در [[رویارویی]] با خوارج [[شکست]] خوردند؛ گروهی کشته شدند و مابقی به سمت [[بصره]] فرار کردند و بدین ترتیب چهل نفر از خوارج که به عمل خود [[ایمان]] داشتند، توانستند [[سپاه]] ۲ هزار نفری را شکست داده و هزیمت کنند. به گفته [[مورخان]]، این واقعه در [[سال شصت هجری]]، اتفاق افتاد<ref>کامل، ج۱۱، ص۷۱-۷۴.</ref>.<ref>[[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری]]، ص ۲۱۲.</ref>
ابن‌زیاد فشار خود بر خوارج را افزایش داد و شبانه [[روز]] به تعقیب آنها می‌پرداخت و آنها را [[حبس]] می‌کرد تا جایی که زندان‌ها از خوارج پر شد. مرداس نیز یکی از افرادی بود که گرفتار شد و به [[زندان]] افتاد. اما زندان‌بان که شاهد [[عبادت]] و [[پرهیزگاری]] مرداس بود، شیفته او شد و به او [[اجازه]] داد که شبانه به خانه‌اش برود و نزد [[خانواده]] خود باشد و بامدادان به زندان بازگردد. یک شب ابن‌زیاد [[تصمیم]] گرفت تا صبح فردا همه [[خوارج]] را بکشد. [[مرداس]]، شبانه در [[خانه]] خود از این [[تصمیم]] [[آگاه]] شد و زندانبان آن شب را در [[اضطرار]] به صبح رساند. او می‌ترسید که مرداس از این خبر آگاه شود، بگریزد، به [[زندان]] بازنگردد و او را به خاطر عملش [[عذاب]] کنند. ولی صبح فردا، مرداس طبق [[وعده]] به زندان بازگشت. زندانبان از او پرسید: آیا از تصمیم [[امیر]] خبر نداری؟ گفت: خبر دارم ولی [[پاداش]] [[احسان]] تو این نبود که من بگریزم و تو به [[عقوبت]] دچار شوی. پس بهتر آن دیدم که بازگردم. صبح، عبیدالله تصمیم خود را عملی کرد و خوارج را کشت. هنگامی که نوبت مرداس رسید، زندان‌بان که گفته شده است [[برادر]] رضاعی و فرزند دایه ابن‌زیاد بود برخاست و از مرداس [[شفاعت]] کرد. عبیدالله نیز پذیرفت و او را [[آزاد]] کرد. مرداس ([[ابوبلال]]) با چهل تن به سمت [[اهواز]] حرکت کرد و به هر جا که می‌رسید به اندازه نیاز خود و یارانش از [[بیت‌المال]] برمی‌داشت و از بقیه [[مال]] [[چشم‌پوشی]] می‌کرد. هنگامی که ابن‌زیاد از خروج مرداس و یارانش اطلاع یافت، لشکری ۲ هزار نفری را به [[فرماندهی]] [[اسلم بن زرعه کلابی]] و بقول [[طبری ابن حصین تمیمی]]، برای کشتن آنها فرستاد. ولی [[لشکر]] ابن‌زیاد در [[رویارویی]] با خوارج [[شکست]] خوردند؛ گروهی کشته شدند و مابقی به سمت [[بصره]] فرار کردند و بدین ترتیب چهل نفر از خوارج که به عمل خود [[ایمان]] داشتند، توانستند [[سپاه]] ۲ هزار نفری را شکست داده و هزیمت کنند. به گفته [[مورخان]]، این واقعه در [[سال شصت هجری]]، اتفاق افتاد<ref>کامل، ج۱۱، ص۷۱-۷۴.</ref>.<ref>[[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری]]، ص ۲۱۲.</ref>
==عروة بن ادیه==
او از قبیلۀ [[بنی تمیم]] و نخستین کسی بود که در جریان [[حکمیت]] [[شعار]] «[[لا حکم الاّ للّه]]» داد و پس از او دیگران از وی [[پیروی]] کردند<ref>ابن ابی الحدید: شرح نهج البلاغه، ج ۲، ص۲۷۱</ref>. [[زیاد بن ابیه]] در [[زمان معاویه]] با [[شکنجه]] او را کشت<ref>همان، ج ۴، ص۱۳۲</ref> و به قولی [[ابن زیاد]] او را کشت. عروه و برادرش [[مرداس]] را گاه به نام جدشان جدیر یاد می‌کنند<ref>ابن قتیبه: المعارف، ص۲۳۲</ref>.<ref>[[یعقوب جعفری|جعفری، یعقوب]]، [[خوارج در تاریخ (کتاب)|خوارج در تاریخ]]، ص ۲۲۴.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده: IM010553.jpg|22px]] [[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|'''بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری''']]
# [[پرونده: IM010553.jpg|22px]] [[سید امیر حسینی|حسینی، سید امیر]]، [[بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری (کتاب)|'''بصره و نقش آن در تحولات قرن اول هجری''']]
# [[پرونده:IM010969.jpg|22px]] [[یعقوب جعفری|جعفری، یعقوب]]، [[خوارج در تاریخ (کتاب)|'''خوارج در تاریخ''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
۸۰٬۱۵۲

ویرایش