آیه تطهیر در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۳٬۷۱۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۵ دسامبر ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۳۲: خط ۳۳۲:
===اُمّ سلمه و یادآوری [[آیه تطهیر]] پس از [[شهادت امام حسین]]===
===اُمّ سلمه و یادآوری [[آیه تطهیر]] پس از [[شهادت امام حسین]]===
پس از خبر شهادت امام حسین{{ع}}، [[امّ سلمه]] [[اهل عراق]] را - که با ایشان جنگیده بودند - [[لعن]] کرد و با استناد به آیه تطهیر، [[مقام]] و [[منزلت]] [[حضرت سیدالشهدا]]{{ع}} را یادآور شد. [[احمد بن حنبل]] می‌نویسد: عبدالله از پدرش، از [[ابونضر هاشم بن قاسم]]، از [[عبدالحمید بن بهرام]] نقل کردند که [[شهر بن حوشب]] گفت: از [[ام سلمة]] [[همسر پیامبر]]{{صل}} شنیدم: وقتی خبر [[شهادت حسین بن علی]] رسید، اهل عراق را [[لعنت]] کرد و گفت او را کشتند، [[خداوند]] آنان را بکشد، به او [[نیرنگ]] زدند و او را [[خوار]] کردند. خداوند آنان را لعنت کند،؛ چراکه دیدم [[فاطمه]]{{س}} یک [[روز]] صبح با ظرفی سنگی که در آن برای [[پیامبر]] عصیده‌ای درست کرده بود و بر طبقی حمل می‌کرد نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آمد و آن را در مقابل ایشان قرار داد. پیامبر{{صل}} به او فرمود: پسر عمویت کجاست؟ عرض کرد: در [[منزل]] است. پیامبر فرمود برو او را [[دعوت]] کن و فرزندانت را به این جا بیاور. [[حضرت فاطمه]]{{س}} (رفت و) بازگشت در حالی که دست هر کدام از [[حسنین]]{{ع}} را با یکی از دستان خود گرفته و آنها را به دنبال خود می‌کشید. امیرالمؤمنین علی{{ع}} نیز به دنبال ایشان می‌آمد تا این که بر رسول خدا{{صل}} وارد شدند. پیامبر حسنین{{ع}} را به آغوش گرفته و بر پای [[مبارک]] خود نشاند، علی{{ع}} را در سمت راست و [[فاطمه]]{{س}} را در سمت چپ خود نشانید. [[پیامبر]]{{صل}} از زیرم عبایی [[خیبری]] را که در جای [[خواب]] و زیراندازمان بود برداشت و آن را بر روی همه ایشان کشید و با دست چپ دو طرف [[عبا]] را گرفته و دست راست خود را به سوی پروردگارش عزّوجلّ بلند کرد و عرضه داشت: «اینان [[اهل]] من هستند. بارالها، [[ناپاکی]] را از اهل من دور ساز و ایشان را کاملاً [[پاک]] گردان، خداوندا، ناپاکی را از اهل بیتم دور ساز و ایشان را کاملاً پاک گردان، بارالها، [[اهل بیت]] مرا از ناپاکی دور ساز و ایشان را کاملا پاک گردان». من به پیامبر عرض کردم: ای [[رسول خدا]]، آیا من از اهل شما نیستم؟ فرمود: «بله داخل عبا بیا». من داخل عبا شدم بعد از آنکه [[دعای پیامبر]] در [[حق]] پسرعمویش علی و دو فرزندش و دخترش فاطمه{{عم}} تمام شده بود<ref>{{متن حدیث|حَدَّثَنَا أَبُو النَّضْرِ هَاشِمُ بْنُ الْقَاسِمِ، حَدَّثَنَا عَبْدُ الْحَمِيدِ يَعْنِي ابْنَ بَهْرَامَ، قَالَ: حَدَّثَنِي شَهْرُ بْنُ حَوْشَبٍ، قَالَ: سَمِعْتُ أُمَّ سَلَمَةَ، زَوْجَ النَّبِيِّ{{صل}} حِينَ جَاءَ نَعْيُ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ لَعَنَتْ أَهْلَ الْعِرَاقِ فَقَالَتْ: قَتَلُوهُ قَتَلَهُمُ اللَّهُ: غَرُّوهُ وَ ذَلُّوهُ، لَعَنَهُمُ اللَّهُ، فَإِنِّي رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} جَاءَتْهُ فَاطِمَةُ غَدِيَّةً بِبُرْمَةٍ، قَدْ صَنَعَتْ لَهُ فِيهَا عَصِيدَةً تَحْمِلُهُا فِي طَبَقٍ لَهَا، حَتَّى وَضَعَتْهَا بَيْنَ يَدَيْهِ، فَقَالَ لَهَا: «أَيْنَ ابْنُ عَمِّكِ؟». قَالَتْ: هُوَ فِي الْبَيْتِ. قَالَ: «فَاذْهَبِي، فَادْعِيهِ، وَ ائْتِنِي بِابْنَيْهِ». قَالَتْ: فَجَاءَتْ تَقُودُ ابْنَيْهَا، كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا بِيَدٍ، وَ عَلِيٌّ يَمْشِي فِي أَثَرِهِمَا، حَتَّى دَخَلُوا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}، فَأَجْلَسَهُمَا فِي حِجْرِهِ، وَ جَلَسَ عَلِيٌّ عَنْ يَمِينِهِ، وَ جَلَسَتْ فَاطِمَةُ عَنْ يَسَارِهِ، قَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ: فَاجْتَبَذَ مِنْ تَحْتِي كِسَاءً خَيْبَرِيّاً كَانَ بِسَاطاً لَنَا عَلَى الْمَنَامَةِ فِي الْمَدِينَةِ، فَلَفَّهُ النَّبِيُّ{{صل}} عَلَيْهِمْ جَمِيعاً، فَأَخَذَ بِشِمَالِهِ طَرَفَيِ الْكِسَاءِ، وَ أَلْوَى بِيَدِهِ الْيُمْنَى إِلَى رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، قَالَ: اللَّهُمَّ أَهْلِي، أَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ، وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهِيراً، اللَّهُمَّ أَهْلِي أَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهِيراً اللَّهُمَّ أَهْلُ بَيْتِي أَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهِيراً. قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، أَ لَسْتُ مِنْ أَهْلِكَ؟ قَالَ: بَلَى، فَادْخُلِي فِي الْكِسَاءِ. قَالَتْ: فَدَخَلْتُ فِي الْكِسَاءِ بَعْدَ مَا قَضَى دُعَاءَهُ لِابْنِ عَمِّهِ عَلِيٍّ وَ ابْنَيْهِ، وَ ابْنَتِهِ فَاطِمَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ}}؛ مسند أحمد، ج۶، ص۲۹۸. همچنین ر.ک: شواهد التنزیل، ج۲، ص۱۱۰-۱۱۲، ح۷۴۱ و ۷۴۳؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۱۴، ص۱۴۲ با اسنادی متفاوت.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳]]، ص ۹۲.</ref>.
پس از خبر شهادت امام حسین{{ع}}، [[امّ سلمه]] [[اهل عراق]] را - که با ایشان جنگیده بودند - [[لعن]] کرد و با استناد به آیه تطهیر، [[مقام]] و [[منزلت]] [[حضرت سیدالشهدا]]{{ع}} را یادآور شد. [[احمد بن حنبل]] می‌نویسد: عبدالله از پدرش، از [[ابونضر هاشم بن قاسم]]، از [[عبدالحمید بن بهرام]] نقل کردند که [[شهر بن حوشب]] گفت: از [[ام سلمة]] [[همسر پیامبر]]{{صل}} شنیدم: وقتی خبر [[شهادت حسین بن علی]] رسید، اهل عراق را [[لعنت]] کرد و گفت او را کشتند، [[خداوند]] آنان را بکشد، به او [[نیرنگ]] زدند و او را [[خوار]] کردند. خداوند آنان را لعنت کند،؛ چراکه دیدم [[فاطمه]]{{س}} یک [[روز]] صبح با ظرفی سنگی که در آن برای [[پیامبر]] عصیده‌ای درست کرده بود و بر طبقی حمل می‌کرد نزد [[رسول خدا]]{{صل}} آمد و آن را در مقابل ایشان قرار داد. پیامبر{{صل}} به او فرمود: پسر عمویت کجاست؟ عرض کرد: در [[منزل]] است. پیامبر فرمود برو او را [[دعوت]] کن و فرزندانت را به این جا بیاور. [[حضرت فاطمه]]{{س}} (رفت و) بازگشت در حالی که دست هر کدام از [[حسنین]]{{ع}} را با یکی از دستان خود گرفته و آنها را به دنبال خود می‌کشید. امیرالمؤمنین علی{{ع}} نیز به دنبال ایشان می‌آمد تا این که بر رسول خدا{{صل}} وارد شدند. پیامبر حسنین{{ع}} را به آغوش گرفته و بر پای [[مبارک]] خود نشاند، علی{{ع}} را در سمت راست و [[فاطمه]]{{س}} را در سمت چپ خود نشانید. [[پیامبر]]{{صل}} از زیرم عبایی [[خیبری]] را که در جای [[خواب]] و زیراندازمان بود برداشت و آن را بر روی همه ایشان کشید و با دست چپ دو طرف [[عبا]] را گرفته و دست راست خود را به سوی پروردگارش عزّوجلّ بلند کرد و عرضه داشت: «اینان [[اهل]] من هستند. بارالها، [[ناپاکی]] را از اهل من دور ساز و ایشان را کاملاً [[پاک]] گردان، خداوندا، ناپاکی را از اهل بیتم دور ساز و ایشان را کاملاً پاک گردان، بارالها، [[اهل بیت]] مرا از ناپاکی دور ساز و ایشان را کاملا پاک گردان». من به پیامبر عرض کردم: ای [[رسول خدا]]، آیا من از اهل شما نیستم؟ فرمود: «بله داخل عبا بیا». من داخل عبا شدم بعد از آنکه [[دعای پیامبر]] در [[حق]] پسرعمویش علی و دو فرزندش و دخترش فاطمه{{عم}} تمام شده بود<ref>{{متن حدیث|حَدَّثَنَا أَبُو النَّضْرِ هَاشِمُ بْنُ الْقَاسِمِ، حَدَّثَنَا عَبْدُ الْحَمِيدِ يَعْنِي ابْنَ بَهْرَامَ، قَالَ: حَدَّثَنِي شَهْرُ بْنُ حَوْشَبٍ، قَالَ: سَمِعْتُ أُمَّ سَلَمَةَ، زَوْجَ النَّبِيِّ{{صل}} حِينَ جَاءَ نَعْيُ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ لَعَنَتْ أَهْلَ الْعِرَاقِ فَقَالَتْ: قَتَلُوهُ قَتَلَهُمُ اللَّهُ: غَرُّوهُ وَ ذَلُّوهُ، لَعَنَهُمُ اللَّهُ، فَإِنِّي رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} جَاءَتْهُ فَاطِمَةُ غَدِيَّةً بِبُرْمَةٍ، قَدْ صَنَعَتْ لَهُ فِيهَا عَصِيدَةً تَحْمِلُهُا فِي طَبَقٍ لَهَا، حَتَّى وَضَعَتْهَا بَيْنَ يَدَيْهِ، فَقَالَ لَهَا: «أَيْنَ ابْنُ عَمِّكِ؟». قَالَتْ: هُوَ فِي الْبَيْتِ. قَالَ: «فَاذْهَبِي، فَادْعِيهِ، وَ ائْتِنِي بِابْنَيْهِ». قَالَتْ: فَجَاءَتْ تَقُودُ ابْنَيْهَا، كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا بِيَدٍ، وَ عَلِيٌّ يَمْشِي فِي أَثَرِهِمَا، حَتَّى دَخَلُوا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}}، فَأَجْلَسَهُمَا فِي حِجْرِهِ، وَ جَلَسَ عَلِيٌّ عَنْ يَمِينِهِ، وَ جَلَسَتْ فَاطِمَةُ عَنْ يَسَارِهِ، قَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ: فَاجْتَبَذَ مِنْ تَحْتِي كِسَاءً خَيْبَرِيّاً كَانَ بِسَاطاً لَنَا عَلَى الْمَنَامَةِ فِي الْمَدِينَةِ، فَلَفَّهُ النَّبِيُّ{{صل}} عَلَيْهِمْ جَمِيعاً، فَأَخَذَ بِشِمَالِهِ طَرَفَيِ الْكِسَاءِ، وَ أَلْوَى بِيَدِهِ الْيُمْنَى إِلَى رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، قَالَ: اللَّهُمَّ أَهْلِي، أَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ، وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهِيراً، اللَّهُمَّ أَهْلِي أَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهِيراً اللَّهُمَّ أَهْلُ بَيْتِي أَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهِيراً. قُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، أَ لَسْتُ مِنْ أَهْلِكَ؟ قَالَ: بَلَى، فَادْخُلِي فِي الْكِسَاءِ. قَالَتْ: فَدَخَلْتُ فِي الْكِسَاءِ بَعْدَ مَا قَضَى دُعَاءَهُ لِابْنِ عَمِّهِ عَلِيٍّ وَ ابْنَيْهِ، وَ ابْنَتِهِ فَاطِمَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ}}؛ مسند أحمد، ج۶، ص۲۹۸. همچنین ر.ک: شواهد التنزیل، ج۲، ص۱۱۰-۱۱۲، ح۷۴۱ و ۷۴۳؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۱۴، ص۱۴۲ با اسنادی متفاوت.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳]]، ص ۹۲.</ref>.
==صحّت [[حدیث]] و دیدگاه [[عالمان]] [[سنی]] در این باره==
بسیاری از عالمان مورد [[اعتماد]] [[اهل تسنن]]، یا به [[صحت]] این [[احادیث]] تصریح کرده و یا آن را در کتاب‌هایی که خود ملتزم به صحت آن هستند ذکر کرده‌اند که در این میان می‌توان به عالمان زیر اشاره نمود:
۱. '''[[احمد بن حنبل]]''': برخی از بزرگان اهل تسنن معتقدند که وی در مسندش هیچ [[روایت]] دروغی نقل نکرده است و این قول را به ادعای خود احمد بن حنبل مستند می‌سازند. سبکی در این باره می‌نویسد: [[حافظ]] [[ابوموسی]] محمّد بن [[ابوبکر]] [[مدینی]] گوید: این کتاب، یعنی [[مسند]] أحمد اصلی بزرگ و مرجعی مورد اعتماد برای [[اصحاب]] حدیث است که احمد احادیث آن را از میان احادیث بسیار و شنیده‌های فراوان برگزیده و این کتاب راپیشوا و مورد اعتماد و به هنگام [[نزاع]] و [[اختلاف]] [[پناهگاه]] و مستند قرار داده است. دلیل بر این مدّعا آن چیزی است که به ما رسیده که... احمد گوید: «همانا این کتاب را از میان بیش از هفتصد و پنجاه هزار حدیث جمع کرده و برگزیدم. پس در هر [[حدیثی]] از احادیث [[رسول خدا]]{{صل}} که مورد اختلاف [[مسلمانان]] است به آن مراجعه کنید، اگر آن حدیث مورد اختلاف در مسند بود قابل اعتماد و [[حجت]] است و در غیر این صورت [[حجیت]] ندارد»<ref>{{عربی|قَالَ الإِمَامُ الحَافِظُ أَبُو مُوسَى مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي بَكْرٍ الْمَدِينِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ: هَذَا الْكِتَابُ - يَعْنِي مُسْنَدَ الإِمَامِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ حَنْبَلٍ الشَّيْبَانِيِّ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ - أَصْلٌ كَبِيرٌ، وَ مَرْجِعٌ وَثِيقٌ لأَصْحَابِ الْحَدِيثِ. انْتُقِيَ مِنْ أَحَادِيثَ كَثِيرَةٍ، وَ مَسْمُوعَاتٍ وَافِرَةٍ، فَجُعِلَ إِمَاماً وَ مُعْتَمَداً، وَ عِنْدَ التَّنَازُعِ مَلْجَأً وَ مُسْتَنَداً عَلَى مَا أَخْبَرَنَا... وَ قَالَ لَنَا: إِنَّ هَذَا الْكِتَابَ قَدْ جَمَعْتُهُ وَ انْتَقَيْتُهُ مِنْ أَكْثَرَ مِنْ سَبْعِمِائَةٍ وَ خَمْسِينَ أَلْفاً، فَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ الْمُسْلِمُونَ مِنْ حَدِيثِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} فَارْجِعُوا إِلَيْهِ، فَإِنْ كَانَ فِيهِ وَ إِلاَّ لَيْسَ بِحُجَّةٍ}}؛ طبقات الشافعیة الکبری، ج۲، ص۳۱. همچنین ر.ک: خصائص مسند الإمام أحمد، ص۱۳.</ref>.
سبکی در ادامه می‌نویسد: [[عبدالله بن احمد]] گوید: پدرم ده میلیون [[حدیث]] نوشت و هیچ سیاهی در سفیدی نمی‌نوشت مگر آنکه آن را [[حفظ]] کرده بود. همچنین وی می‌گوید: به پدرم گفتم: چرا [[کراهت]] داری کسی کتاب تألیف کند در حالی که خودت [[مسند]] را تألیف کرده‌ای؟! گفت: «این کتاب را گرد آوردم تا [[پیشوای مردم]] باشد و چنان چه در سنتی از [[رسول خدا]]{{صل}} [[اختلاف]] کردند، به آن مراجعه کنند»<ref>{{عربی|وَ قَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَحْمَدَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا: كَتَبَ أَبِي عَشَرَةَ آلَافِ أَلْفِ حَدِيثٍ، لَمْ يَكْتُبْ سَوَاداً فِي بَيَاضٍ إِلَّا حَفِظَهُ. وَ قَالَ عَبْدُ اللَّهِ أَيْضاً: قُلْتُ لأَبِي: لِمَ كَرِهْتَ وَضْعَ الْكُتُبِ، وَ قَدْ عَمِلْتَ الْمُسْنَدَ؟ فَقَالَ: عَمِلْتُ هَذَا الْكِتَابَ إِمَاماً، إِذَا اخْتَلَفَ النَّاسُ فِي سُنَّةٍ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} رَجَعَ إِلَيْهِ}}؛ طبقات الشافعیة الکبری، ج۲، ص۳۱. همچنین ر.ک: خصائص مسند الإمام أحمد، ص۱۳.</ref>.
البته برخی از [[عالمان اهل سنت]] معتقدند که در مسند أحمد بن حنبل [[روایات]] [[کذب]] نیز وجود دارد و با توجه به مبنای رجالی خود، تعدادی از [[احادیث]] مسند را در رساله‌ای جمع کرده و آنها را جعلی دانسته‌اند. این رساله در [[قرن نهم]] به دست [[ابن حجر]] ([[شیخ الاسلام]] [[اهل تسنن]]) رسیده و او در کتابی با عنوان القول المسدّد فی الذبّ عن مسند أحمد به اشکالات مطرح شده در آن رساله پاسخ گفته و به [[تصحیح روایات]] مسند أحمد پرداخته است.
بنابراین روشن است که [[احمد بن حنبل]] و بسیاری از [[دانشمندان]] [[سنی]] به [[صحت]] مسند أحمد ملتزم هستند و چون [[حدیث کساء]] به اسانید متعدد و مختلف در مسند أحمد [[روایت]] شده است؛ لذا می‌توان با قطع و [[یقین]] به صحت این [[حدیث شریف]] در نزد احمد بن حنبل [[حکم]] کرد.
علاوه بر آن، سند [[حدیث کسا]] را که در مسند أحمد آمده است بررسی کرده و صحت آنها را نیز ثابت خواهیم نمود.
۲. '''[[مسلم بن حجاج نیشابوری]]''': صحت [[احادیث صحیح]] مسلم میان عالمان اهل سنت معروف و مشهور است. حتی برخی در این باره ادعای [[اجماع]] کرده‌اند. برخی دیگر مدّعی قطعیت صدور [[احادیث]] آن از سوی [[رسول خدا]]{{صل}} هستند و معتقدند که تمام الفاظ احادیث مسلم، از ابتدا تا انتها مقطوع الصدورند<ref>برای اطلاع بیشتر از اعتبار و جایگاه این کتاب به جلد نخست از همین مجموعه (جواهر الکلام فی معرفة الإمامة والإمام)، صفحه ۸۴ به بعد مراجع شود.</ref>. با این بیان مسلم نیز قائل به [[صحت]] [[حدیث کساء]] است؛ زیرا وی این [[حدیث]] را در صحیح خود نقل کرده است<ref>صحیح مسلم، ج۷، ص۱۳۰.</ref>.
۳. '''[[ترمذی]]''': وی نیز حدیث کساء را در [[سنن]] خود نقل نموده و به اعتبار اسناد آن تصریح کرده است<ref>سنن الترمذی، ج۵، ص۳۶۰-۳۶۱، ح۳۹۶۲. وی در انتهای حدیث می‌نویسد: {{عربی|هَذَا حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ، وَ هُوَ أَحْسَنُ شَيْءٍ رُوِيَ فِي هَذَا الْبَابِ}}.</ref>.
از طرفی برخی از [[عالمان اهل سنت]] از جمله [[ذهبی]]<ref>سیر أعلام النبلاء، ج۱۰، ص۳۴۷، ش۸۴.</ref> و [[سیوطی]]<ref>الدرّ المنثور، ج۵، ص۱۹۸.</ref>، پس از نقل این حدیث، از صحیح بودن آن در نظر ترمذی خبر داده‌اند.
۴. '''[[ابن حبّان]]''': وی این حدیث را در کتاب صحیح<ref>صحیح ابن حبّان، ج۱۵، ص۴۳۲-۴۳۳.</ref> خود نقل کرده است و از آنجا که وی ملتزم به صحت [[روایات]] کتاب خویش است، از این‌رو حدیث کساء در نزد وی نیز صحیح خواهد بود.
۵. '''[[حاکم نیشابوری]]''': وی پس از نقل این حدیث در مستدرک، به تصحیح آن پرداخته است<ref>المستدرک علی الصحیحین، ج۲، ص۴۱۶؛ ج۳، ص۱۴۶-۱۴۸.</ref>.
۶. '''ذهبی''': در دو جا به صحّت این حدیث تصریح کرده است. نخست در ذیل تصحیح حاکم نیشابوری در مستدرک<ref>المستدرک علی الصحیحین للحاکم مع تعلیقات الذهبی فی التلخیص، ج۳، ص۱۴۳، ح۴۶۵۲.</ref>، و دیگری در دو کتاب [[تاریخ الإسلام]] و [[سیر]] أعلام النبلاء<ref>تاریخ الإسلام، ج۵، ص۹۵-۹۶؛ سیر أعلام النبلاء، ج۳، ص۲۸۳.</ref>.
۷. '''[[ابن تیمیه]]''': او نزد گروهی از [[اهل سنت]] معاصر بسیار مقبول و مورد [[اعتماد]] است به طوری که می‌توان وی را [[امام]] آنها به ویژه [[وهابیان]] دانست. ابن تیمیه در [[منهاج السنّة]] درباره حدیث کساء می‌نویسد: {{عربی|وَ أَمَّا حَدِيثُ الْكِسَاءِ فَهُوَ صَحِيحٌ. رَوَاهُ أَحْمَدُ وَ التِّرْمِذِيُّ مِنْ حَدِيثِ أُمِّ سَلَمَةَ، وَ رَوَاهُ مُسْلِمٌ فِي صَحِيحِهِ مِنْ حَدِيثِ عَائِشَةَ}}<ref>منهاج السنّة، ج۵، ص۶.</ref>؛
حدیث کساء صحیح است و احمد و ترمذی آن را از [[امّ سلمه]] [[روایت]] کرده‌اند و مسلم نیز در صحیح خود از [[عایشه]] نقل کرده است.
۸. '''[[فخر رازی]]''': وی که در نزد [[اهل سنت]] به [[امام]] المفسّرین مشهور است، در [[تفسیر]] خود پس از نقل [[حدیث کساء]] ادعای اتفاق و [[اجماع]] کرده، می‌نویسد: {{عربی|وَ اعْلَمْ أَنَّ هَذِهِ الرِّوايَةَ كَالْمُتّفَقِ عَلى صِحَّتِها بَيْنَ أَهْلِ التَّفْسِيرِ وَ الْحَدِيثِ}}<ref>تفسیر الرازی، ج۸، ص۸۵.</ref>؛ بدان که این [[روایت]] مانند احادیثی است که بر [[صحت]] آن بین [[اهل تفسیر]] و [[حدیث]] اتفاق وجود دارد.
۹. '''[[ابن حجر مکی]]''': او نیز حدیث کساء را صحیح دانسته و می‌نویسد: صحیح است که [[پیامبر]]{{صل}} اینان ([[اهل بیت]]){{عم}} را زیر [[عبا]] قرار داد و عرضه داشت: «پروردگارا، اینان اهل بیت و [[نزدیکان]] خاص من هستند. [[ناپاکی]] را از ایشان دور ساز و آنها را کاملا [[پاک]] گردان». [[امّ سلمه]] گفت: آیا من نیز از ایشان هستم؟ پیامبر فرمود: «تو [[زن]] خوبی هستی». در روایتی دیگر نیز آمده است که پیامبر{{صل}} پس از واژه «تطهیرا» فرمود:
«من با هر آن کس که با [[اهل]] بیتم [[دشمنی]] کند، دشمنم و با هر آنکه با ایشان در [[صلح]] باشد، در صلحم». براساس روایت دیگر، عبا را روی ایشان انداخت و دست خویش را بر آنان نهاد و سپس عرض کرد: «بارالها، همانا اینان [[آل محمّد]] هستند؛ پس [[صلوات]] و [[برکات]] خود را بر آل محمّد قرار ده و به [[درستی]] که تو سزاوار [[ستایش]] و [[بزرگوار]] هستی»<ref>{{عربی|وَ صَحَّ أَنَّهُ{{صل}} جَعَلَ عَلَى هَؤُلَاءِ كِسَاءً، وَ قَالَ: «اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي وَ حَامَّتِي، - أَي خَاصَّتِي -. أَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهِيراً». فَقَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ: وَ أَنَا مَعَهُمْ؟ قَالَ: «إِنَّكِ عَلَى خَيْرٍ». وَ فِي رِوَايَةٍ أَنَّهُ قَالَ بَعْدَ «تَطْهِيرًا»: «أَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَهُمْ، وَ سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَهُمْ، وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاهُمْ». وَ فِي أُخْرَى: أَلْقَى عَلَيْهِمْ كِسَاءً، وَ وَضَعَ يَدَهُ عَلَيْهِمْ، ثُمَّ قَالَ: اللَّهُمَّ إِنَّ هَؤُلَاءِ آلُ مُحَمَّدٍ، فَاجْعَلْ صَلَوَاتِكَ وَ بَرَكَاتِكَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ}}؛ الصواعق المحرقة، ج۲، ص۴۲۲-۴۲۳.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳]]، ص ۹۷.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۱۹۰

ویرایش