ابولبابه: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر به ابولبابه اوسی)
برچسب: تغییر مسیر جدید
 
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
#تغییر_مسیر [[ابولبابه اوسی]]
| موضوع مرتبط = صحابه
| عنوان مدخل  = ابولبابه
| مداخل مرتبط = [[ابولبابه در قرآن]] - [[ابولبابه در تراجم و رجال]] - [[ابولبابه در تاریخ اسلامی]]
}}
{{جعبه اطلاعات اصحاب
| نام = ابولبابه
| مشهور به =
| نام تصویر = تصویر قدیمی مدینه.jpg   
| عرض تصویر =
| توضیح تصویر = تصویر قدیمی مدینه
| نام کامل = رفاعة بن عبدالمنذر بن زبیر
| نام‌های دیگر =
| جنسیت = مرد
| کنیه = 
| لقب = 
| اهل =
| از قبیله = {{فهرست جعبه افقی| [[اوس]] | [[بنی‌قریظه]] }}
| از تیره =   
| پدر = 
| مادر = [[نسیبه دختر زید بن ضبیعه]]       
| همسر =
| پسر = 
| دختر = [[لبابه بنت عبدالمنذر بن زبیر]] 
| خواهر = 
| برادر = [[مالک بن عبدالمنذر بن زبیر]]
| خویشاوندان =
| وابستگان =
| تاریخ تولد = 
| محل تولد =
| محل زندگی = [[مدینه]] 
| تاریخ درگذشت = 
| محل درگذشت =
| تاریخ شهادت =   
| محل شهادت = 
| طول عمر =   
| محل دفن = 
| دین =
| مذهب =
| از اصحاب = [[پیامبر خاتم]]
| از طبقه =
| در جنگ = {{فهرست جعبه افقی| [[جنگ بدر]] | [[جنگ احد]] |[[جنگ حنین]] | [[فتح مکه]] | [[غزوه بنی‌قریظه]] }}
| نقش‌ها =
| فعالیت‌ها =
| علت شهرت =
| علت درگذشت =
| علت شهادت =
| راوی از =
| روایات مشهور = 
| مشایخ او = 
| راویان از او =
| آخرین راوی از او =
}}
 
نام '''ابولبابه'''، [[رفاعة بن عبدالمنذر بن زبیر]] است. او از بزرگان و رؤسای طایفه [[اوس]] و از اصحاب [[پیامبر اسلام]] {{صل}} بود. بعد از [[اسلام]] در [[بیعت]] [[عقبه دوم]]، [[غزوات پیامبر]] {{صل}} مانند [[غزوه احد]]، [[حنین]] و... حضور داشت. مهمترین نکته [[زندگی]] او داستان توبه‌ای است که بعد از [[خیانت]] به [[مسلمانان]] در [[غزوه بنی‌قریظه]] اتفاق افتاد و او خودش را به ستونی در [[مسجدالنبی]] بست و بعد از چند [[روز]] [[توبه]] او قبول شد.
 
== نسب ==
نام او [[رفاعة بن عبدالمنذر بن زبیر]] است، گرچه برخی نام وی را [[مبشر بن عبدالمنذر|مبشر]]<ref>الروض الانف، سهیلی، ج۳، ص۴۹۳.</ref> و یا [[بشیر بن عبدالمنذر|بشیر]]<ref>تاریخ الاسلام، ذهبی، ج۳، ص۳۶۱؛ اعیان الشیعه، امین عاملی، ج۲، ص۴۲۱.</ref> هم ذکر کرده‌اند. او از بزرگان و رؤسای [[طایفه]] [[اوس]]<ref>أعیان الشیعة، امین عاملی، ج۲، ص۴۲۱.</ref> و یکی از [[یاران بزرگ پیامبر اسلام]] {{صل}} بود و روایاتی نیز از [[رسول خدا]] {{صل}} [[نقل]] کرده است<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد (ترجمه: مهدوی دامعانی)، ج۴، ص۳۸۳.</ref>.
 
ابولبابه از [[غلامان]] [[قبیله]] [[بنی قریظه]] بود و [[پیامبر]] {{صل}} او را در حالی که [[غلام]] فردی به نام مکاتب بود، خرید و [[آزاد]] کرد<ref>انساب الاشراف، بلاذری، ج۱، ص۴۸۳.</ref>. [[بشیر بن عبدالمنذر بن رفاعة]] از نقبای [[انصار]]، از بنو خطمه از تیره بنوامیة بن زید از [[بنی عمرو بن عوف]] از [[قبیله اوس]] است<ref>واقدی، ج۲، ص۸۰۰؛ طبرانی، ج۵، ص۲۹؛ ابن اثیر، ج۱، ص۱۹۵.</ref><ref>[[غفور مرادی|مرادی، غفور]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص١٨٣ ـ ١٩٠؛ [[جعفر جوان هوشیار|جوان هوشیار، جعفر]]، [[رفاعه بن عبدالمنذر (مقاله)|مقاله «رفاعه بن عبدالمنذر»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۵، ص۱۱۱.</ref>
 
[[کنیه]] وی به مناسبت نام دخترش لبابه، [[همسر]] [[زید بن خطاب]] برادر [[عمر]] بود<ref>ابن قتیبه، ص۱۸۰، ۳۲۵ و ۵۹۷.</ref>. فرزندانش [[سائب]] از همسرش خنساء و [[عبدالرحمان]] هستند<ref>ابن ابی عاصم، ج۳، ص۴۴۸؛ متقی هندی، ج۱۳، ص۶۳۱.</ref><ref>[[محمود حیدری آقایی|حیدری آقایی، محمود]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «ابولبابه بشیر بن عبدالمنذر انصاری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص۴۸۶-۴۸۹.</ref>
 
== اسلام ابولبابه ==
درباره چگونگی [[مسلمان]] شدن ابولبابه گزارش داستان گونه‌‍‌ای در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ}}<ref>«بی‌گمان بر کافران برابر است، چه بیمشان دهی یا بیمشان ندهی، ایمان نمی‌آورند» سوره بقره، آیه ۶.</ref> آمده است: [[امام محمد باقر]] {{صل}} می‌فرماید: «هنگامی که [[رسول خدا]] {{صل}} وارد [[مدینه]] شد و آثار [[راست‌گویی]] و [[نشانه‌های حق]] و [[دلایل]] نبوتش آشکار شد، [[یهودیان]] حیله‌گر [[اعمال]] [[پلیدی]] را قصد کرده بودند و می‌خواستند [[نور]] ایشان را خاموش کرده و بر حجّت‌های ایشان خط بطلان بکشند؛ و از کسانی که [[تکذیب]] ایشان را قصد کرده بودند [[مالک بن صیف]]، [[کعب بن اشرف]] و [[ابولبابة بن عبد المنذر]] بودند».
 
ابولبابه به [[پیامبر]] {{صل}} گفت: «ای [[محمد]]! من به [[پیامبری]] تو [[ایمان]] نمی‌آورم تا وقتی که این تازیانه‌ای که در دستم می‌باشد به [[پیامبری]] تو [[گواهی]] دهد و [[ایمان]] بیاورد». سپس [[خداوند عزوجل]] شلاق ابولبابه را به سخن درآورد و شلاق گفت: «گواهی می‌دهم که به [[راستی]] معبودی جز [[خدا]] و [[آفریدگار]] آفریده‌ها و گسترش دهنده [[رزق]] و [[تدبیر]] کننده امور نیست؛ خداوندی که بر همه چیز [[قادر]] است و [[شهادت]] می‌دهم که به [[راستی]] تو ای [[محمد]]، [[بنده]] و فرستاده و [[دوست]] و [[حبیب]] و [[ولی امر]] می‌باشی که تو را [[نماینده]] بین خود و بندگانش [[قرارداد]] تا به وسیله تو [[مؤمنین]] [[نجات]] یابند و به [[هلاکت]] برسند و [[گواهی]] می‌دهم [[علی بن أبی طالب]] {{ع}} که نامش در [[ملأ اعلی]] مذکور است، [[سرور]] آفریده‌ها بعد از تو و مدافع تو و مروج کتاب توست».
 
[[راوی]] می‌گوید: پس از آن، تازیانه از دست ابولبابه جدا شد و به [[زمین]] افتاد. ابولبابه خواست آن تازیانه را بردارد ولی هنگامی که آن را گرفت تازیانه به صورتش برخورد کرد، دوباره خواست آن را بگیرد، بار دیگر این عمل تکرار شد و این کار چندین بار اتفاق افتاد تا این که ابولبابه گفت: «چه اتفاقی برای من افتاده است». دوباره به [[اذن خدا]] تازیانه گفت: «ای ابولبابه! به [[راستی]] که من تازیانه‌ای بیش نیستم و [[خداوند]] مرا به توحیدش به سخن درآورده، به تمجیدش اکرام کرده و به [[تصدیق]] [[نبوت]] [[محمد]] {{صل}} [[سید]] و آقای بندگانش مشرف گردانیده است و مرا از کسانی که [[ولایت]] [[بهترین]] [[خلق]] [[خداوند]] بعد از ایشان را پذیرفته‌اند، قرار داده است که او [[افضل]] اولیای [[خداوند]] بین مخلوقات است و سزاوار نیست کافری از [[مخالفان]] [[محمد]] {{صل}} به من دست زند و از من استفاده کند؛ از کتک زدن تو دست نمی‌کشم تا این که زخم، تو را سُست کند. سپس تو را می‌کشم و از دست تو رها می‌شوم و یا اینکه ایمانت را به [[پیامبر]] {{صل}} ابراز می‌کنی ([[ایمان]] می‌آوری).
 
ابولبابه گفت: «ای تازیانه! [[شهادت]] می‌دهم به هر آن‌چه که تو به آن [[شهادت]] داده‌ای و به آن [[اعتقاد]] و [[ایمان]] دارم». سپس تازیانه زبان گشود و گفت: «پس من همیشه به خاطر [[ایمان آوردن]] تو در [[اختیار]] تو خواهم بود و [[خداوند]] به آن‌چه که در درون و [[باطن]] داری اولی‌تر است و او در [[روز قیامت]] یا به سود تو و یا علیه تو [[حکم]] می‌کند». [[پیامبر]] {{صل}} درباره ابولبابه می‌فرماید: «ابولبابه ایمانش را [[نیکو]] نکرد و اندکی [[شک و تردید]] داشت»<ref>تفسیر الامام العسکری {{ع}}، منسوب به امام عسکری {{ع}}، ص۹۲-۹۷.</ref><ref>[[غفور مرادی|مرادی، غفور]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص١٨٣ ـ ١٩٠؛ [[محمود حیدری آقایی|حیدری آقایی، محمود]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «ابولبابه بشیر بن عبدالمنذر انصاری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص۴۸۶-۴۸۹.</ref>
 
== حضور در جنگ‌ها ==
ابولبابه در [[بیعت]] [[عقبه دوم]] و در [[غزوه بدر]] حضور داشت<ref>رجال الطوسی، ص‌۲۷؛ الاستیعاب، ج۴، ص۳۰۳.</ref>، ولی مشهور برآنند که [[پیامبر]] {{صل}} در غزوه بدر [[دستور]] داد ابولبابه از [[روحاء]] به [[مدینه]] بازگردد و [[جانشین]] آن حضرت باشد و همانند حاضران در [[بدر]]، سهم او را از [[غنایم]] پرداخت<ref> الطبقات، ج۳، ص‌۳۴۸؛ المغازی، ج۱، ص۱۵۹؛ السیرة النبویه، ج۲، ص‌۶۸۸.</ref>. در [[غزوه]] «سویق و بنی‌قَینُقاع» نیز وی را در مدینه به جای خود گذاشت<ref>المغازی، ج‌۱، ص‌۱۸۰؛ السیرة النبویه، ج۳، ص‌۴۵ و ۴۹؛ تاریخ‌طبری، ج‌۲، ص‌۴۹‌ـ‌۵۰.</ref>. وی در غزوه [[اُحد]] و دیگر [[جنگ‌ها]] حضور داشت<ref>الطبقات، ج۳، ص۳۴۸؛ الاستیعاب، ج۴، ص‌۳۰۴.</ref>. در [[غزوه حنین]]، [[پرچم]] [[قبیله]] [[بنی عمرو بن عوف]]<ref>المغازی، ج ۳، ۸۹۶.</ref> و در [[فتح مکه]]، پرچم بنی‌خطمه<ref>المغازی، ج‌۲، ص‌۸۰۰.</ref> یا [[بنی‌ عمرو بن عوف]]<ref> الطبقات، ج۳، ص۳۴۹؛ الاستیعاب، ج۴، ص‌۳۰۴.</ref> را حمل می‌کرد؛ امّا بنا به [[نقل]] [[یعقوبی]]، پیامبر {{صل}} در [[فتح مکّه]]، او را جانشین خود در مدینه قرار داد<ref>تاریخ یعقوبی، ج‌۲، ص‌۵۸.</ref><ref>[[محمد خراسانی|خراسانی، محمد]]، [[ابولُبابه انصاری (مقاله)|مقاله «ابولُبابه انصاری»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ج۵، ص۱۱۱؛ [[غفور مرادی|مرادی، غفور]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص١٨٣ ـ ١٩٠؛ [[محمود حیدری آقایی|حیدری آقایی، محمود]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «ابولبابه بشیر بن عبدالمنذر انصاری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص۴۸۶-۴۸۹.</ref>
== توبه ابولبابه ==
یکی از موضوعات حساس [[زندگی]] ابولبابه موضوع [[توبه]] اوست؛ هنگامی که [[پیامبر اسلام]] {{صل}} در اثر [[پیمان شکنی]] [[مردم]] [[بنی‌قریظه]] به طرف قلعه آنها که نزدیک [[مدینه]] بود، [[لشکر]] کشید و قلعه را محاصره کرد، پس از گذشت چند روز از محاصره، [[طایفه]] [[اوس]] [[خدمت]] [[پیامبر]] {{صل}} آمدند و گفتند: یا [[رسول الله]]! چنان که [[طایفه]] [[بنی قینقاع]] را به خاطر [[طایفه]] [[خزرج]] بخشیدی، [[طایفه]] [[بنی‌قریظه]] را نیز به خاطر ما ببخش. حضرت فرمود: «آیا [[راضی]] هستید یک نفر از [[طایفه]] شما را [[حَکَم]] کنم که به هر چه [[حُکم]] کند، عمل کنیم؟» گفتند: آری. [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: «او سعد معاذ است«، اما [[بنی‌قریظه]] به [[قضاوت]] [[سعد]] [[رضایت]] ندادند.
 
سپس [[پیام]] دادند که ابولبابه را نزد ما بفرست تا با او [[مشورت]] کنیم؛ ابولبابه در این قلعه منزلی داشت که [[همسر]] و فرزندانش در آن بودند و اموالی در میان [[بنی‌قریظه]] داشت)، [[پیامبر]] {{صل}} به ابولبابه اجازه دادند تا نزد آنان برود.
 
وقتی ابولبابه وارد قلعه شد، [[مردم]] [[بنی‌قریظه]] از [[زن]] و مرد و کوچک و بزرگ اطراف او [[اجتماع]] کرده و اظهار [[ناتوانی]] نمودند تا دلش نرم گردید، بعد به او گفتند: [[حکومت]] [[پیامبر]] و [[قضاوت]] سعد معاذ را بپذیریم یا نه؟ ابولبابه گفت: «مانعی ندارد»، اما با دست به گلوی خود اشاره کرد (یعنی [[تسلیم شدن]] همان و کشته شدن همان).
 
ابولبابه همان جا متوجه شد که با این اشاره به [[پیامبر]] {{صل}} و [[مسلمین]] [[خیانت]] کرده است و در همان زمان نیز این آیه بر [[پیامبر اکرم]] {{صل}} درباره [[نهی]] کردن از [[خیانت]] نازل گردید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ * وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر خیانت نکنید و در امانت‌های خود دانسته خیانت نورزید * و بدانید که دارایی‌ها و فرزندانتان مایه آزمونند و اینکه خداوند است که پاداشی سترگ نزد اوست» سوره انفال، آیه ۲۷-۲۸.</ref>. پس از [[نزول]] [[آیه]] [[پیامبر]] {{صل}} ابولبابه را که به [[فرماندهی]] [[جنگ با بنی‌قریظه]] تعیین فرموده بود، برکنار و [[اسید بن حضیر]] را به [[فرماندهی]] [[منصوب]] کرد<ref>المغازی، واقدی (ترجمه: مهدوی دامغانی)، ص۳۸۴.</ref>.
 
ابولبابه نیز از کار خود پشیمان شد و به علت خجالت و [[شرمندگی]]، [[خدمت]] [[پیامبر]] {{صل}} نرفت و از همان‌جا به [[مدینه]] رفت و در [[مسجد]] [[نبوی]] خود را به یکی از ستون‌های [[مسجد]] بست و به [[مردم]] گفت: «هیچ کس مرا نگشاید تا اینکه یا بمیرم یا [[خدا]] [[توبه]] مرا بپذیرد»<ref>المغازی، واقدی (ترجمه: مهدوی دامغانی)، ص۳۸۴؛ تفسیر قمی، علی بن ابراهیم قمی، ج۱، ص۳۰۳.</ref>.
 
وضعیت او ده یا پانزده روز به همین صورت بود<ref>المغازی، واقدی (ترجمه: مهدوی دامغانی)، ص۳۸۵.</ref> و در طول این مدت دخترش چند دانه خرما برای [[افطار]] او می‌آورد، او آنها را می‌مکید و بیرون آورده و می‌گفت: «به [[خدا]] قسم، از [[ترس]] اینکه توبه‌ام پذیرفته نشود نمی‌توانم آن را ببلعم». دخترش طناب او را به هنگام نماز‌ها و یا قضای [[حاجت]] باز می‌کرد و بعد دوباره او را به ستون می‌بست<ref>المغازی، واقدی (ترجمه: مهدوی دامغانی)، ص۳۸۴.</ref>.
 
[[پیامبر اکرم]] {{صل}} درباره او فرمود: «اگر ابولبابه نزد ما آمده بود برای او [[طلب]] [[آمرزش]] می‌کردیم اما اکنون که خود [[توبه]] نموده است باشد تا [[خدا]] توبه‌اش را بپذیرد»<ref>تاریخ الطبری، طبری (ترجمه: پاینده)، ج۳، ص۱۰۸۶؛ أعیان الشیعة، امین عاملی، ج۱، ص۲۶۷.</ref>.
 
[[ام سلمه]] می‌گوید: «سحرگاه [[پیامبر]] {{صل}} را خندان دیدم، گفتم: [[خدا]] همیشه دهان شما را خندان کند، چه شده است که چنین می‌خندید؟ [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: «اینک [[جبرییل]] [[پیام]] [[قبول توبه]] ابولبابه را آورد»، گفتم: اجازه می‌دهید به او [[بشارت]] دهم، فرمود: «خود دانی». از درون حجره صدا زدم: ابولبابه! مژده که [[خدا]] توبه‌ات را پذیرفته است، در این هنگام [[مردم]] [[هجوم]] آوردند تا طناب او را باز کنند، او گفت: «شما را به [[خدا]] جز [[پیامبر]] مرا نگشاید»<ref>تفسیر القمی، علی بن ابراهیم قمی، ج۱، ص۳۰۴.</ref>.
 
هنگام [[نماز صبح]] که حضرت به [[مسجد]] آمدند، ابولبابه را از ستون [[مسجد]] باز کردند و این ستون هم اکنون در [[مسجدالنبی]] به ستون [[توبه]] و ستون ابولبابه معروف است که [[نماز]] و [[دعا]] در کنار آن شرایطی دارد<ref>[[غفور مرادی|مرادی، غفور]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص١٨٣ ـ ١٩٠؛ [[محمود حیدری آقایی|حیدری آقایی، محمود]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «ابولبابه بشیر بن عبدالمنذر انصاری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص۴۸۶-۴۸۹.</ref>.
 
== ابولبابه و دعای [[باران]] [[پیامبر]] {{صل}} ==
در یکی از روزهای [[جمعه]] [[پیامبر اکرم]] {{صل}} دعای [[باران]] خواند. ابولبابه گفت: «یا [[رسول‌الله]]! هنور خرماها چیده نشده». حضرت دوباره فرمود: «خدایا! به ما [[باران]] عطا کن». ابولبابه دوباره گفت: «هنوز خرماها چیده نشده، و من نیز در [[آسمان]] ابری نمی‌بینم».
 
حضرت دوباره فرمود: «خدایا! به ما چنان بارانی بده که ابولبابه برهنه شده و لباسش را در مجرای آب باغش قرار دهد». در این هنگام، رعد و برق در [[آسمان]] پیدا شد و چنان بارانی آمد که [[مردم]] ناراحت شده و دسته دسته به [[خانه]] ابولبابه آمدند و به او گفتند: ابولبابه! تا برهنه نشوی و لباست را در مجرای آب باغ قرار ندهی، [[باران]] قطع نمی‌شود. [[عاقبت]] ابولبابه لباسش را بیرون آورد و در مجرای آب باغش نهاد و در این هنگام [[باران]] ایستاد<ref>الثاقب فی المناقب، ابن حمزه طوسی، ص۹۰.</ref><ref>[[غفور مرادی|مرادی، غفور]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص١٨٣ ـ ١٩٠.</ref>
 
== سرانجام ابولبابه ==
درباره [[تاریخ]] [[وفات]] [[ابو لبابه]] که در زمان [[عثمان]] بود یا در زمان [[خلافت امام علی]] {{ع}} و یا در زمان [[معاویه]] [[اختلاف]] است<ref>تاریخ الاسلام، ذهبی، ج۳، ص۳۶۱.</ref> ولی برخی اقوال زمان [[وفات]] او را در زمان [[خلافت امام علی]] {{ع}} [[تأیید]] می‌کند<ref>الکامل، ابن اثیر (ترجمه: حالت - خلیلی)، ج۱۰، ص۲۴۳؛ اسد الغابة، ابن اثیر، ج۵، ص۲۶۷؛ تاریخ گزیده، مستوفی، ص۲۱۸.</ref>. به روایت دیگری تا پس از سال پنجاه نیز زنده بود<ref>ابن حجر، ج۴، ص۱۶۸.</ref><ref>[[محمود حیدری آقایی|حیدری آقایی، محمود]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|مقاله «ابولبابه بشیر بن عبدالمنذر انصاری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۱، ص۴۸۶-۴۸۹؛ [[غفور مرادی|مرادی، غفور]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۲۵.</ref>
 
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل وابسته}}
* [[اوس]] (قبیله)
* [[بنی‌قریظه]] (قبیله)
* [[نسیبه دختر زید بن ضبیعه]] (مادر)
* [[مالک بن عبدالمنذر]] (برادر)
* [[رفاعة بن عبدالمنذر]] (برادر)
* [[لبابه بنت عبدالمنذر]] (فرزند)
{{پایان مدخل وابسته}}
 
== منابع ==
{{منابع}}
# [[پرونده:1100352.jpg|22px]] [[غفور مرادی|مرادی، غفور]]، [[ابولبابه (مقاله)|مقاله «ابولبابه»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|'''دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳''']]
# [[پرونده:1100357.jpg|22px]] [[جعفر جوان هوشیار|جوان هوشیار، جعفر]]، [[رفاعه بن عبدالمنذر (مقاله)|'''رفاعه بن عبدالمنذر''']]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]
# [[پرونده:IM009657.jpg|22px]] [[محمود حیدری آقایی|حیدری آقایی، محمود]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۱ (کتاب)|'''مقاله «ابولبابه بشیر بن عبدالمنذر انصاری»، دانشنامه سیره نبوی ج۱''']]
# [[پرونده:000053.jpg|22px]] [[محمد خراسانی|خراسانی، محمد]]، [[ابولُبابه انصاری (مقاله)|مقاله «ابولُبابه انصاری»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۲''']]
{{پایان منابع}}
 
== پانویس ==
{{پانویس}}
 
{{صحابه انصار}}
 
[[رده:اعلام]]
[[رده:اصحاب پیامبر]]
[[رده:اوس]]
[[رده:بنی‌قریظه]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ دسامبر ۲۰۲۵، ساعت ۱۵:۲۳

تغییرمسیر به: