←رویکرد اسلام به حکومت و جامعه]
| خط ۳۱۵: | خط ۳۱۵: | ||
گرچه در حکومتهای [[سکولار]]، حکومت در حیطه [[فرهنگ]] و [[اعتقادات]] [[مردم]] مداخله تقنینی نمیکند، به این ترتیب که اعتقادات و [[اخلاق فردی]] افراد، حریم خصوصی آنها محسوب میشود و [[دولت]] [[حقّ]] ورود به قلمرو آن را ندارد، ولی در [[جهانبینی توحیدی]]، حکومت در قبال [[معتقدات]] افراد جامعه [[مسئول]] است و در عین [[حفظ]] [[آزادی]] در چارچوب الزامات [[قانون]]، میباید اسباب هدایت [[امّت]] به [[کمالات]] [[توحیدی]] را فراهم نماید<ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: أَلَا كُلُّكُمْ رَاعٍ وَ كُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ فَالْأَمِيرُ عَلَى النَّاسِ رَاعٍ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ وَ الرَّجُلُ رَاعٍ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْهُمْ فَالْمَرْأَةُ رَاعِيَةٌ عَلَى أَهْلِ بَيْتِ بَعْلِهَا وَ وُلْدِهِ وَ هِيَ مَسْئُولَةٌ عَنْهُمْ...}} (مجموعة ورام، ج۱، ص۶).</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲]]، ص۵۸.</ref> | گرچه در حکومتهای [[سکولار]]، حکومت در حیطه [[فرهنگ]] و [[اعتقادات]] [[مردم]] مداخله تقنینی نمیکند، به این ترتیب که اعتقادات و [[اخلاق فردی]] افراد، حریم خصوصی آنها محسوب میشود و [[دولت]] [[حقّ]] ورود به قلمرو آن را ندارد، ولی در [[جهانبینی توحیدی]]، حکومت در قبال [[معتقدات]] افراد جامعه [[مسئول]] است و در عین [[حفظ]] [[آزادی]] در چارچوب الزامات [[قانون]]، میباید اسباب هدایت [[امّت]] به [[کمالات]] [[توحیدی]] را فراهم نماید<ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: أَلَا كُلُّكُمْ رَاعٍ وَ كُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ فَالْأَمِيرُ عَلَى النَّاسِ رَاعٍ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ وَ الرَّجُلُ رَاعٍ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْهُمْ فَالْمَرْأَةُ رَاعِيَةٌ عَلَى أَهْلِ بَيْتِ بَعْلِهَا وَ وُلْدِهِ وَ هِيَ مَسْئُولَةٌ عَنْهُمْ...}} (مجموعة ورام، ج۱، ص۶).</ref>.<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش، محمد تقی]] و [[فرید محسنی|محسنی، فرید]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۲]]، ص۵۸.</ref> | ||
== رویکرد [[اسلام]] به حکومت و جامعه | == رویکرد [[اسلام]] به حکومت و جامعه == | ||
در جهانبینی توحیدی، [[انسان]] نه تنها حیوان عاقلی است که با درایت [[عقلانی]] خود، موظّف به [[طیّ]] مراتب معرفت به [[توحید]] و [[کشف]] جایگاه آن در عالم است، بلکه از بدو تولّد، بر [[فطرت]] توحید [[آفریده]] شده و [[معرفت به خداوند]] و لوازم آن، در ذات همه [[انسانها]] به ودیعه نهاده شده است. [[معرفت]]، میل به کمالات توحیدی را در [[آدمیان]] میپرورد و از اینرو، اصول [[اخلاق]] و [[فضایل اخلاقی]] در همه [[انسانها]] یکسان است. به همین دلیل، در [[تاریخ]] احدی را سراغ نداریم که [[ظلم]] را حسن و [[عدل]] را [[قبیح]] بداند و یا [[دزدی]] و تعرّض به حریم دیگران را کاری پسندیده بشمارد و اگر در این باره اختلافی وجود داشته، بر سر مصداق بوده است که اگر کسی مرتکب ظلمی میشده، آن را مصداق عدل میدانسته. | در جهانبینی توحیدی، [[انسان]] نه تنها حیوان عاقلی است که با درایت [[عقلانی]] خود، موظّف به [[طیّ]] مراتب معرفت به [[توحید]] و [[کشف]] جایگاه آن در عالم است، بلکه از بدو تولّد، بر [[فطرت]] توحید [[آفریده]] شده و [[معرفت به خداوند]] و لوازم آن، در ذات همه [[انسانها]] به ودیعه نهاده شده است. [[معرفت]]، میل به کمالات توحیدی را در [[آدمیان]] میپرورد و از اینرو، اصول [[اخلاق]] و [[فضایل اخلاقی]] در همه [[انسانها]] یکسان است. به همین دلیل، در [[تاریخ]] احدی را سراغ نداریم که [[ظلم]] را حسن و [[عدل]] را [[قبیح]] بداند و یا [[دزدی]] و تعرّض به حریم دیگران را کاری پسندیده بشمارد و اگر در این باره اختلافی وجود داشته، بر سر مصداق بوده است که اگر کسی مرتکب ظلمی میشده، آن را مصداق عدل میدانسته. | ||