←منابع
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۶۰: | خط ۱۶۰: | ||
# '''اصل وساطت فاعلی''': مهمترین دلیل کسانی که وساطت فاعلی اهل بیت{{عم}} و همچنین وقوع [[خارق عادت]] از آنان را قبول ندارند، اعتقاد به توحید افعالی و تفسیر خاص از آن است که بر اساس آن هرگونه فعلی (چه [[خارقالعاده]] و چه غیر خارقالعاده) مستقیماً منتسب به خداست. کسانی که [[ولایت تکوینی]] را منافی با توحید افعالی میدانند، در حقیقت معتقدند که غیر [[خدا]] نمیتواند [[صفات الهی]] را داشته باشد، و از جمله صفات الهی [[ولایت]] است. این [[استدلال]] در کتب [[وهابیت]] و همچنین آثار داخلی که در راستای آنها نگاشته شده است مانند درسی از ولایتِ برقعی به طور مشهودی تکرار و پرورانده شده است. این در حالی است که صفات الهی بالذات مختص خداست، اما به صورت تبعی میتواند به مخلوق متصف شود. در همین راستاست که ممکن است مخلوقی عین الله الناظره شود و بالاتر از آن مثل الاعلی شود؛ | # '''اصل وساطت فاعلی''': مهمترین دلیل کسانی که وساطت فاعلی اهل بیت{{عم}} و همچنین وقوع [[خارق عادت]] از آنان را قبول ندارند، اعتقاد به توحید افعالی و تفسیر خاص از آن است که بر اساس آن هرگونه فعلی (چه [[خارقالعاده]] و چه غیر خارقالعاده) مستقیماً منتسب به خداست. کسانی که [[ولایت تکوینی]] را منافی با توحید افعالی میدانند، در حقیقت معتقدند که غیر [[خدا]] نمیتواند [[صفات الهی]] را داشته باشد، و از جمله صفات الهی [[ولایت]] است. این [[استدلال]] در کتب [[وهابیت]] و همچنین آثار داخلی که در راستای آنها نگاشته شده است مانند درسی از ولایتِ برقعی به طور مشهودی تکرار و پرورانده شده است. این در حالی است که صفات الهی بالذات مختص خداست، اما به صورت تبعی میتواند به مخلوق متصف شود. در همین راستاست که ممکن است مخلوقی عین الله الناظره شود و بالاتر از آن مثل الاعلی شود؛ | ||
# '''گستره وساطت فاعلی''': نکته مهم در بحث ارتباط توحید افعالی با وساطت فاعلی اهل بیت{{عم}} بیش از آنکه متوجه اصل وساطت فاعلی باشد، متوجه گستره آن است؛ قبلاً گذشت که برخی از کسانی که وساطت فاعلی بالجمله [[اهل بیت]]{{عم}} را رد میکنند یکی از [[دلایل]] خود را منافات این [[اعتقاد]] با توحید افعالی ذکر میکنند. با این توضیح که [[خرق عادت]] کردن اهل بیت{{عم}} و بلکه [[اولیای الهی]] امری پذیرفته شده است، اما اینکه این [[وساطت]] بالجمله باشد و در تمامی امور عالم مانند [[خلق]] و [[رزق]] سریان داشته باشد، با توحید افعالی و [[آیات]] مرتبط با آن منافات دارد<ref>ر.ک: لطف الله صافی گلپایگانی، ولایت تکوینی و ولایت تشریعی، ص٣٠-٣١ و ۶٣-۶۴.</ref>. این منافات برای نگارنده روشن نیست؛ به این معنا که اگر وساطت فاعلی با توحید افعالی [[خداوند]] منافات دارد، تفصیل در بالجمله یا فیالجمله بودن آن معنای روشنی نخواهد یافت؛ چراکه حتی در صورت منافات یک مورد از آن هم روا نیست. اما اگر منافاتی دیده نمیشود، همانگونه که در وساطت فی الجمله و انجام [[کرامات]] بدان معتقدند باید در وساطت بالجمله هم به این عدم منافات [[معتقد]] شوند. به دیگر سخن منافات یا عدم منافات [[ولایت بر تکوین]] با توحید افعالی در نوع [[تفسیر فلسفی]] از سببیت و [[علیت]] و نوع نگاه [[کلامی]] به مسئله خلق افعال نهفته است و نه بالجمله و فی الجمله بودن وساطت. پس، از حیث توحید افعالی اشکالی متوجه وساطت فاعلی حتی با گستره حداکثری وجود ندارد و قابل جمع با آن است. بله ممکن است کسی وساطت بالجمله را قابل [[اثبات]] با آیات و [[روایات]] نداند، ولکن این دلیل مجزایی است که ربطی به بحث توحید افعالی ندارد<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ۸۴.</ref>. | # '''گستره وساطت فاعلی''': نکته مهم در بحث ارتباط توحید افعالی با وساطت فاعلی اهل بیت{{عم}} بیش از آنکه متوجه اصل وساطت فاعلی باشد، متوجه گستره آن است؛ قبلاً گذشت که برخی از کسانی که وساطت فاعلی بالجمله [[اهل بیت]]{{عم}} را رد میکنند یکی از [[دلایل]] خود را منافات این [[اعتقاد]] با توحید افعالی ذکر میکنند. با این توضیح که [[خرق عادت]] کردن اهل بیت{{عم}} و بلکه [[اولیای الهی]] امری پذیرفته شده است، اما اینکه این [[وساطت]] بالجمله باشد و در تمامی امور عالم مانند [[خلق]] و [[رزق]] سریان داشته باشد، با توحید افعالی و [[آیات]] مرتبط با آن منافات دارد<ref>ر.ک: لطف الله صافی گلپایگانی، ولایت تکوینی و ولایت تشریعی، ص٣٠-٣١ و ۶٣-۶۴.</ref>. این منافات برای نگارنده روشن نیست؛ به این معنا که اگر وساطت فاعلی با توحید افعالی [[خداوند]] منافات دارد، تفصیل در بالجمله یا فیالجمله بودن آن معنای روشنی نخواهد یافت؛ چراکه حتی در صورت منافات یک مورد از آن هم روا نیست. اما اگر منافاتی دیده نمیشود، همانگونه که در وساطت فی الجمله و انجام [[کرامات]] بدان معتقدند باید در وساطت بالجمله هم به این عدم منافات [[معتقد]] شوند. به دیگر سخن منافات یا عدم منافات [[ولایت بر تکوین]] با توحید افعالی در نوع [[تفسیر فلسفی]] از سببیت و [[علیت]] و نوع نگاه [[کلامی]] به مسئله خلق افعال نهفته است و نه بالجمله و فی الجمله بودن وساطت. پس، از حیث توحید افعالی اشکالی متوجه وساطت فاعلی حتی با گستره حداکثری وجود ندارد و قابل جمع با آن است. بله ممکن است کسی وساطت بالجمله را قابل [[اثبات]] با آیات و [[روایات]] نداند، ولکن این دلیل مجزایی است که ربطی به بحث توحید افعالی ندارد<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ۸۴.</ref>. | ||
=== [[غلو]] === | |||
{{اصلی|غلو در کلام اسلامی}} | |||
غلو به معنای [[افراط]]، ارتفاع، بالا رفتن و [[تجاوز از حد]] معرفی شده است<ref>حسین راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص٣۶۵.</ref>. | |||
=== ارتباط غلو با وساطت فاعلی === | |||
با توجه به تقسیمبندیای که از غلو ارائه شد، به نظر میرسد ارتباط غلو با وساطت فاعلی را باید در دومین قسم از اقسام غلو یعنی غلو در صفات پیگیری نمود. علت این امر آن است که از خود کلمه [[وساطت]] برمیآید که اعتقاد به الوهیت که از صفات اختصاصی [[غالیان]] است در آن خبری نیست و کسی هم در طول [[تاریخ]] به [[معتقدان]] به وساطت فاعلی نسبت [[غلو]] در ذات نداده است. اما در مورد غلو در صفات باید گفت که ارتباط آن با بحث وساطت فاعلی به دو گونه مطرح میشود: | |||
۱. برخی معتقدند که [[اعتقاد]] به وساطت فاعلی اهل بیت{{عم}} به عنوان یک ویژگی خاص مستلزم [[تفویض]] و در نتیجه غلو است. همانطور که در قسمت بعدی بدان خواهیم پرداخت اگرچه در کتب ملل و نحل [[مفوضه]] زیر مجموعه [[غلات]] برشمرده شدهاند، لکن تفویض از حیث مفهومی و با توجه به [[روایات]] و [[ادله نقلی]] به دو قسم صحیح و غیر صحیح تقسیم میشود که مفصلاً بحث خواهیم نمود. به دیگر سخن [[وساطت فاعلی]] و [[غلو]] در صفات باهم نسبت عموم و خصوص مطلق را دارند. نقطه اشتراک این دو مفوضه اصطلاحاتی هستند که اگرچه [[ائمه]]{{عم}} را حادث و مخلوق میدانند، ولی معتقدند [[خداوند]] امور [[ربوبی]] را به آنان تفویض کرده و آنان مستقلاً و بدون نیاز به خدا به [[خلق]] و اعدام و [[رزق]] میپردازند. همچنین میتوان معنای صحیحی از وساطت فاعلی ارائه داد که به معنای غلو در صفات و تفویض [[باطل]] نباشد و در [[حقیقت]] مصداق تفویض صحیح خواهد بود. در سالهای اخیر از سوی برخی مؤلفان [[تفسیری]] از [[شیعه]] [[معتدل]] ارائه میشود که در قالب آن سعی میشود بسیاری از [[معتقدات]] شیعه کنونی که ربط مستقیم با وساطت فاعلی دارد، یعنی [[ولایت تکوینی]] و انتساب برخی از [[معجزات]] به ائمه{{عم}} و یا [[علم غیب]] داشتن آنان زیرمجموعه غلو شمرده شود. به عنوان نمونه نویسنده کتاب [[مکتب]] در فرایند [[تکامل]] [[معتقد]] است که مابین دو [[گرایش]] غلو و تقصیر خط سومی هم وجود داشت که [[اکثریت]] افراد عادی [[جامعه]] شیعه و بسیاری از راویان حدیث از آن [[پیروی]] میکردند. این گرایش ائمه{{عم}} را انسانهای والا میدانست که به طور اخص مشمول [[فیض]] و [[برکت]] و نظر و عنایت الهی بوده و به همین دلیل از نظر طبیعت خود با انسانهای عادی فرق میکردند؛ ولی نه به آن صورتهای [[غلوآمیز]] که مفوضه میگفتند. این گرایش معتقد بود که [[ائمه اطهار]]{{عم}} از آن نظر که پاکترین افراد [[بشر]] و نزدیکترین آنان به پروردگارند منشأ [[برکات]] و وجود آنان واسطه بسیاری از فیوضات [[حق]] است، اما این هرگز به آن معنا نیست که آنان در کارهای خداوند مانند خلق و رزق و [[حیات]] و [[ممات]] تصرفی داشته باشند<ref>سیدحسین مدرسی طباطبایی، مکتب در فرآیند تکامل، ص۸۷ و ۸۸.</ref>. | |||
آقای مدرسی با تأکید بر نفوذ [[اندیشه]] [[مفوضه]] در میان [[فکر]] [[شیعی]] بعد از [[غیبت صغری]] پیدایش نظریه ولایت تکوینی [[اهل بیت]]{{عم}} را فرآوردهای تفویضی در دستگاه [[فلسفی]] بهرهمند از [[شهود]] صدرایی میداند که بیبهره از [[تفویض]] نیست و بنابراین [[باطل]] است: «... یک [[گرایش]] جدید فلسفی - [[عرفانی]] [[شیعی]] که به شدت از [[جهانشناسی]] صوفیانه محیالدین ابنعربی متأثر بوده و پس از حدود سه [[قرن]] از نخستین نمودهای آن در آثار و [[افکار]] [[سید حیدر آملی]] [[عارف]] شیعی قرن هشتم سرانجام در قرن یازدهم در شکل مکتب فلسفی موسوم به حکمت متعالیه تطور یافت و در بُعد [[امامت]] بر اساس همان جهانشناسی نظریه موسوم به ولایت تکوینی را بنیان نهاد. نهایتاً در میان [[جامعه]] [[علمی]] [[شیعه]] بر سر پذیرش این مفهوم جدید و یا حدود و شمول آن از ادوار اخیر باز دو دستگیهایی وجود داشته است»<ref>ر.ک: شهید مطهری، امامت و رهبری، ص۵٧.</ref>. هر چند [[اکثریت]] مطلق عوام شیعه - و از جمله نویسنده اثر حاضر - و بیشتر دانشمندان آن [[مکتب]] [[مقدس]] همانند روزگاران گذشته همواره راه میانه را [[پیروی]] کردهاند که [[ائمه]]{{عم}} را نه تنها [[جانشینان پیامبر]] اکرم{{صل}} در [[دین]] و در [[ریاست]] [[جامعه اسلامی]] میشناسد، بلکه به [[برکات]] وجود مقدس آنان و [[قرب]] و [[مقام]] خاص [[معنوی]] آن بزرگواران در [[حضرت حق]] و نتایج متفرع بر آن [[معتقد]] است، اما [[نیابت]] آنان را از [[خداوند]] در [[خلق]] و [[رزق]] و [[تشریع]] [[شریعت]] نمیپذیرد. (به عبارت دیگر در مورد [[امام]] معتقدند که {{متن حدیث|بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى}} نه اینکه {{عربی|هُوَ رازِقُ الْوَرَى}}) و از [[غلو]] در مورد آنان همچنان که خود دستور فرمودهاند، پرهیز میکند<ref>سیدحسین مدرسی طباطبایی، مکتب در فرآیند تکامل، ص١٠۶.</ref>. | |||
وی همچنین از کتابهایی نام میبرد که در مورد آنها معتقد است صرفاً به خاطر تقویت [[اعتقاد]] [[مردم]] به اهل بیت{{عم}} هرگونه معجزهای را به اهل بیت{{عم}} نسبت دادهاند. کتابهایی مانند دلائل الامامة و مسند [[فاطمه]] [[طبری شیعی]]، [[عیون المعجزات]] [[حسین بن عبد]] [[الوهاب]]، [[تفسیر فرات]] [[محمد بن ابراهیم]]، [[روضه]] [[ابن شاذان]]، ثاقب المناقب [[عمادالدین طوسی]]، [[الخرائج و الجرائح]] [[قطب الدین راوندی]]<ref>سیدحسین مدرسی طباطبایی، مکتب در فرآیند تکامل، ص۱۰۲.</ref>. | |||
حاصل سخن ایشان این است که دو دسته ویژگی در [[تاریخ]] [[تشیع]] به [[امامان]]{{عم}} نسبت داده شده است: یک دسته ویژگیهای بشری، و دسته دیگر ویژگیهای فوق بشری. منظور مؤلف از ویژگیهای بشری چهار ویژگی [[عصمت]]، [[نص]] یا [[نصب]]، افتراض [[طاعت]] و [[علم]] اختصاصی به [[شریعت]] است. این چهار ویژگی در بخش اول بررسی و ادعا میشود که در این ویژگیها در [[اندیشه]] تشیع تطور پدید آمده است. بخش دوم کتاب به صفات فوق بشری میپردازد. نویسنده [[معتقد]] است برخلاف صفات بشری که تطور تاریخیشان معلول [[اضطرار]] و الزامات [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] بوده، تطور این دسته کار غالیانی بوده که با [[مذهب تشیع]] و [[تفکر]] [[اصحاب]] [[امامیه]] مخالف و به شدت با آنها درگیر بودهاند، اما توانستند اندیشه خود را ترویج دهند. این ماجرا ادامه یافت تا اینکه [[روایات]] مزبور در مجامع [[روایی]] مثل کافی وارد شد و سرانجام در [[مدرسه]] [[بغداد]] [[شیخ مفید]] هنگامی که خواست بین روایات جمع کند بسیاری از این روایات را از [[معتقدات]] [[شیعه]] به شمار آورد. مصادیق این صفات غیر بشری از دیدگاه ایشان عبارت است از: ادعای الوهیت برای [[ائمه]]{{عم}} (که [[عقیده]] اختصاصی [[غلات]] بود)، اعتقاد به تفویض، [[علم غیب]]، تصرف تکوینی، [[طی الارض]]، [[اظهار معجزه]] و امکان شنیدن صدای [[زائر]]. | |||
صرف نظر از اینکه برخی از صفات فوق الذکرْ فوق بشری به حساب نمیآیند باید توجه داشت که اینگونه مباحث از خلط میان [[تفویض]] صحیح از غیر صحیح ناشی شده است که در بحث تفویض به آن خواهیم پرداخت که بر اساس [[قدرت]] فاعلی [[امام]] بر [[تصرف در تکوین]] تفویض و [[غلو]] به حساب نخواهد آمد<ref>همچنین ر.ک: مجمع عالی حکمت اسلامی، نقد و بررسی نظریه تطور تاریخی شیعه، ص٣۴-۴۴ و ٨۴-٩٨. تذکر این نکته لازم است که نقد نظریه آقای مدرسی جنبه تاریخی نیز دارد که از مقصود و غرض تحقیق ما که صبغه کلامی دارد خارج است و باید در جای خود مورد بررسی قرار گیرد.</ref>. این نگاه را میتوان از نوع تقسیمبندی غلات توسط مؤلف نیز ردیابی کرد. وی معتقد است که [[غالیان]] به دو قسم غالیان ملحد و غالیان [[مفوضه]] تقسیم میشوند که از گروه اول با عنوان «غلات برونگروهی» و از گروه دوم با عنوان «غلات درونگروهی» یاد میشود. منظور از گروه نخست کسانی بودند که ائمه{{عم}} را هم عرض [[الله]] و [[خدا]] میدانستند. وجه تسمیه برونگروهی به سبب مطرودیت آنان از جامعه شیعی و تکفیرشان از سوی قاطبه [[شیعیان]] است. اما گروه دوم کسانی معرفی شدهاند که به [[تفویض]] [[باطل]] و غیر صحیح معتقدند؛ یعنی با اینکه [[امام]] [[معصوم]]{{ع}} را در طول خدا و حادث میبینند، لکن اموری چون [[خلق]]، [[رزق]]، میراندن، تدبیر عالم، [[تشریع]]، دریافت وحی، [[علم]] نامحدود و حضور [[روح]] آنان در همهجا را به آنان نسبت میدهند. از این جهت که این گروه از غلات هنوز در [[مذهب شیعه]] مانده و [[تکفیر]] نشدهاند و بلکه برخی از [[عقاید]] آنان هنوز جزء باورهای شیعیان میباشد، به ایشان غلات درونگروهی گفته میشود<ref>سیدحسین مدرسی طباطبایی، مکتب در فرایند تکامل، ص٣٩ و ۴٠.</ref>. پرواضح است که میتوان وساطتی فاعلی را در نظر گرفت که مستلزم هیچیک از محذورات مذکور نباشد و لذا تقسیمبندی مذکور کافی و رسا نیست؛ | |||
۲. برخی با [[اذعان]] به وجود معنای صحیح تفویض معتقدند که اصل وساطت فاعلی اهل بیت{{عم}} مصداق تفویض باطل نیست، ولکن مراحلی از آن میتواند [[غلو]] به شمار رود. [[اختلاف]] میان فی الجمله بودن و بالجمله بودن وساطت فاعلی اهل بیت{{عم}} در این قسمت بیش از پیش آشکار میشود؛ به این معنا که اصل [[وساطت فاعلی]] هیچ مشکلی ندارد، ولکن قایل شدن به [[وساطت]] بالجمله غلو است. به دیگر سخن وساطت بالجمله نه به خاطر مستلزم تفویض بودن بلکه به خاطر دلیل دیگری مانند وجود روایتی مبنی بر غالی بودن این [[اعتقاد]] است<ref>ر.ک: جعفر سبحانی، ولایت تشریعی و تکوینی، ص۹۹. ایشان اعتقاد به وساطت فاعلی بالجمله را مصداق غلو معرفی میکند.</ref>. با این حال اکثر کسانی که در عین [[اعتراف]] به وساطت فی الجمله [[اهل بیت]]{{عم}}، وساطت بالجمله آنان را نپذیرفتهاند، آن را از [[اتهام]] غلو نیز مبرا میدانند و تنها در مقام اثبات معتقدند [[ادله]] قابل قبولی بر آن وجود ندارد<ref>ر.ک: لطف الله صافی گلپایگانی، ولایت تشریعی و ولایت تکوینی، ص۸۷.</ref>.<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ۹۰.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||