آیه مسئولون: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۹۴: خط ۱۹۴:
کسی که در [[قیامت]] از ولایتش از همگان سؤال می‌شود، اطاعتش در [[دنیا]] [[واجب]] خواهد بود، [[وجوب اطاعت]] یک شخص به معنای [[اثبات امامت]] آن شخص است. حال می‌گوییم بر اساس قاعده کلی [[عقلی]]، [[امر]] امطلق الهی به [[اطاعت]] از شخصی بدون هیچ قید و شرطی به معنای [[عصمت]] آن شخص و مصونیت او از ارتکاب انواع [[معاصی کبیره]] و [[صغیره]]، [[خطا]]، [[اشتباه]] و [[نسیان]] است و الا در غیر این صورت، تناقض لازم می‌آید که آن هم محال است و از [[خدای حکیم]] صادر نخواهد شد. بدین معنا که گویا از یکسو [[خدای متعال]] امر مطلق به اطاعت از آن شخص نموده و از سوی دیگر از آنجا که فرض این است که آن شخص [[معصوم]] نیست، احتمال ارتکاب [[لغزش]] و خطا هم از او در مواضعی وجود دارد که یقینا از خارج می‌دانیم که خدای متعال از ارتکاب آنها [[نهی]] کرده با این حال به واسطه وجود آن امر اولیه مطلق، ناچاریم در لغزش ها و [[خطاها]] نیز از آن شخص [[تبعیت]] کنیم یعنی مجبوریم هم آن کار را انجام دهیم و هم ترک کنیم و این همان تناقض یا [[اجتماع]] [[امر و نهی]] در شیء واحد است که در هر دو حالت محال خواهد بود<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref>
کسی که در [[قیامت]] از ولایتش از همگان سؤال می‌شود، اطاعتش در [[دنیا]] [[واجب]] خواهد بود، [[وجوب اطاعت]] یک شخص به معنای [[اثبات امامت]] آن شخص است. حال می‌گوییم بر اساس قاعده کلی [[عقلی]]، [[امر]] امطلق الهی به [[اطاعت]] از شخصی بدون هیچ قید و شرطی به معنای [[عصمت]] آن شخص و مصونیت او از ارتکاب انواع [[معاصی کبیره]] و [[صغیره]]، [[خطا]]، [[اشتباه]] و [[نسیان]] است و الا در غیر این صورت، تناقض لازم می‌آید که آن هم محال است و از [[خدای حکیم]] صادر نخواهد شد. بدین معنا که گویا از یکسو [[خدای متعال]] امر مطلق به اطاعت از آن شخص نموده و از سوی دیگر از آنجا که فرض این است که آن شخص [[معصوم]] نیست، احتمال ارتکاب [[لغزش]] و خطا هم از او در مواضعی وجود دارد که یقینا از خارج می‌دانیم که خدای متعال از ارتکاب آنها [[نهی]] کرده با این حال به واسطه وجود آن امر اولیه مطلق، ناچاریم در لغزش ها و [[خطاها]] نیز از آن شخص [[تبعیت]] کنیم یعنی مجبوریم هم آن کار را انجام دهیم و هم ترک کنیم و این همان تناقض یا [[اجتماع]] [[امر و نهی]] در شیء واحد است که در هر دو حالت محال خواهد بود<ref>مکاتبه اختصاصی دانشنامه امامت و ولایت با محمد هادی فرقانی</ref>


== مناقشات عامه در احادیث پرسش از ولایت امام علی {{ع}} ==
== مناقشات عامه در احادیث [[آیه مسئولون]] ==
=== مناقشات [[فضل بن روزبهان]] ===
برخی از مخالفان، مناقشاتی پیرامون این [[حدیث]] و [[استدلال]] [[شیعه]] به [[آیه]] {{متن قرآن|وقفوهم انهم مسئولون}} کرده‌اند که به طرح و بررسی آنها می‌پردازیم.
با توجه به احادیث یاد شده در [[درستی]] سند این مطلب که ولایت علی{{ع}} در قیامت مورد سؤال قرار خواهد گرفت تردید روا نیست، با این حال جای شگفت است که فضل بن روزبهان گفته است این روایت از طریق [[اهل سنت]] نقل نشده است<ref>مظفر، محمد حسن، دلائل الصدق، ج۲، ص۱۵۰.</ref>. و [[ابن تیمیه]] آن را [[کذب]] و موضوع شمرده است<ref>منهاج السنة، ج۷، ص۱۴۳- ۱۴۷.</ref>.


'''نقد و بررسی'''
=== مناقشات [[آلوسی]] ===


[[علامه حلی]] در بیان [[استدلال]] به [[آیه]] و [[روایات]] یاد شده گفته است: لازمه [[پرسش]] از علی{{ع}} این است که [[ولایت]] برای او ثابت باشد و از طرفی ولایت برای دیگر [[صحابه]][[ ثابت]] نشده است، بنابراین، علی{{ع}} [[افضل]] صحابه است و در نتیجه [[امام]] آنان خواهد بود<ref>منهاج الکرامه، ص۱۵۳.</ref> یعنی اگر چه کلمه ولایت [[نص در امامت]] نیست، ولی بر [[فضیلت]] ویژه‌ای دلالت می‌کند که از میان صحابه به علی{{ع}} اختصاص دارد، بر این اساس [[برترین]] [[اصحاب پیامبر]]{{صل}} است و چون [[افضلیت]]، [[شرط امامت]] است، [[امامت]] آن حضرت نیز ثابت می‌شود<ref>مظفر، محمد حسن، دلائل الصدق، ج۲، ص۱۵۲.</ref>.
==== نقد و بررسی مناقشات آلوسی ====
۱- از عبارت آلوسی چنین بر می‌آید که حدیث [[پرسش]] از [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} تنها از سوی [[امامیه]] [[روایت]] شده است. باید دانست منحصر ساختم نقل این حدیث به امامیه به [[یقین]] ادعیی [[دروغین]] است؛ زیرا از سویی هر چند که امامیه این حدیث را روایت کرده‌اند اما بسیاری از [[عالمان]] [[سنی]] نیز از روات این حدیث هستند و از سویی دیگر حدیث یاد شده در بسیاری از منابع معتبر سنیان نیز آمده است.
۲- ادعای آلوسی بر تقدم و [[اولویت]] پرسش از [[عقاید]] و [[اعمال]] بر سایر [[پرسش‌ها]] ادعایی بی‌دلیل است و بلکه بر اساس [[سنت]] صحیح [[نبوی]] و [[روایات معتبر]] نزد شیعه و [[تسنن]] دلیل بر خلاف این گفته وجود دارد. به بیان دیگر بر اساس [[احادیث]] صریح سنت صحیح نبوی، ([[مسئول]] عنه) در آیه تنها ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} است. با این وجود معلوم نیست چرا [[اهل سنت]] با [[سنت نبوی]] [[مخالفت]] می‌کنند و در عین حال خود را اهل سنت میپندارند؟!
۳- داخل کردن پرسش از [[ولایت]] دیگران در کنار پرسش از ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} نیز ادعایی [[باطل]] و بی‌اساس است و هیچ دلیلی برای آن وجود ندارد و بلکه در مقابل آن با رجوع به [[کتاب و سنت]]، دلیل بر اختصاص پرسش از ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} دلالت دارد.


از تقریر یاد شده نادرستی سخن [[فضل بن روزبهان]] روشن می‌شود که گفته است: بر فرض [[درستی]] این روایات بر این که علی{{ع}} از اولیای [[خداوند]] است دلالت می‌کند و ولایت به معنای [[محبت]] است، پس نص در امامت نخواهد بود<ref>مظفر، محمد حسن، دلائل الصدق، ج۲، ص۱۵۰.</ref>.
=== مناقشات صاحب تحفه [[اثنی عشریه]] ===
محمود شکری آلوسی صاحب مختصر تحفه اثنی عشریه در ذکر [[ادله]] امامیه بر [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} و رد آنها می‌نویسد: «و از آن موارد سخن [[پروردگار]] است که می‌فرماید {{متن قرآن|وقفوهم انهم مسئولون}}. [[شیعیان]] در استدلال به این آیه می‌گویند: از [[ابوسعید خدری]] به صورت مرفوع چنین روایت شده است که گفت آنها را متوقف کنید تا از ولایت [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} پرسیده شود.
مخفی نیست که از سویی اینگونه [[استدلال]] در [[حقیقت]] [[تمسک]] به [[روایات]] است نه تمسک به آیاتو این [[روایت]] در [[فردوس]] دیلمی آمده که [[احادیث ضعیف]] و [[بیهوده]] در آن جمع شده است. از سویی دیگر در سند این [[روایت]] نیز افراد [[ضعیف]] و مجهول فراوانی واقع شده است به گونه‌ای که قابلیت [[احتجاج]] به آن از بین می‌رود، به ویژه در مطالبی ریشه‌ای همچون این مطلب. به علاوه [[نظم]] [[قرآن]] محتوای [[حدیث]] را [[تکذیب]] می‌کند،؛ چراکه این [[حکم]]]یعنی نگه داشتن برای [[پرسش]][در [[حق]] [[مشرکان]] است... و چنانچه [[صحت روایت]] را بپذیریم و نظم [[قرآنی]] را نادیده بگیریم، باز هم مراد از [[ولایت]] در [[آیه محبت]] است و بر [[زعامت]] کبری که محل [[نزاع]] است دلالت نمی‌کند و چنانچه مراد از ولایت در حدیث زعامت کبری نیز باشد، این روایت این ادعا را افاده نمی‌کند،؛ چراکه مفادآیه [[وجوب]] [[اعتقاد]] به [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}} در دوره‌ای از دوران است که آن عین [[مذهب]] [[اهل سنت]] است.<ref>[[آلوسی]]، مختصر التحفة الاثنی عشریه، ص۱۷۷- ۱۸۸</ref>


اساسا [[علامه حلی]] ولایت را [[نص]] آشکار بر امامت ندانسته است، بلکه به قرینه افضلیت که مدلول التزامی روایات است، بر [[امامت علی]]{{ع}} استدلال کرده است.
==== نقد و بررسی مناقشات صاحب مختصر تحفه [[اثنی عشریه]] ====
نخستین اشکال به وی این است که [[مرحوم علامه حلی]]، وجه [[استدلال]] به این [[آیه]] و حدیث ذیل آن را بیان کرده و محمود شکری هیچ اشاره‌ای به آن نکرده و پاسخی هم برای آن ارائه نداده است و همچون دیگران از پاسخ به استدلال [[مرحوم علامه]] طفره رفته است!


=== مناقشات [[ابن تیمیه]] ===
دوم: هیچ یک از [[عالمان شیعه]]، فقط با استناد به این آیه بر امامت امیرالمؤمنین{{ع}} استدلال نکرده و چنین ادعایی هم نداشته‌اند، چنانکه مخالفان نیز هرگز ادعا نکرده‌اند که آیه‌ای به [[تنهایی]] و بدون [[روایات]] وارد در [[تفسیر]] آنها به [[امامت]] غیر [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} دلالت دارد. بنابراین روشن است که [[سنت]] صحیح، [[مفسر قرآن]] است و استدلال به [[آیات]] همواره باید به کمک تفسیر برگرفته از سنت صحیح باشد.
نادرستی سخن ابن تیمیه نیز روشن است که گفته است: لفظ مسئولون مطلق است و در [[سیاق]] نیز قرینه‌ای بر این که مقصود محبت علی{{ع}} است وجود ندارد ([[منهاج السنة]]) پاسخ به ابن تیمیه این است که محبت علی{{ع}} از سیاق آیه به دست نیامده است، بلکه از [[احادیث]] [[شأن نزول]] و شواهد بسیار آن در روایات دیگر استفاده شده است،
سوم: [[نقل حدیث]] پرسش از [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} منحصر به آنچه در [[فردوس]] الاخبار آمده و از [[ابوسعید خدری]] نقل شده نیست. بنابراین تا اینجا سخن آلوسی [[خدعه]] و [[تلبیس]] است.
چهارم: استدلال به نظم [[قرآنی]] و [[سیاق آیات]] هرگز تاب [[مقاومت]] دربرابر [[استدلال]] و [[سنت]] صحیح [[نبوی]] را ندارد، به ویژه این [[احادیث نبوی]] به اسانید صحیح و معتبر از طریق [[شیعه]] و [[سنی]] وارد شده است. به عبارت دیگر همه قبول دارند که وقتی برای تعیین معنای صحیح [[آیه]]، دلیلی از [[سنت]] اقامه شود، باید از مقتضای [[سیاق]] دست برداشت؛ اما دست برداشتن از [[روایت]] صحیح به بهانه مقتضای سیاق، به [[اجماع]] [[اهل علم]] جایز نیست.
پنجم: ادعای وی مبنی بر اینکه معنای [[ولایت]] در [[حدیث]] به معنای [[محبت]] است ناصحیح و بی‌معنا است و هرگز نمی‌توان آن را پاسخی بر [[استدلال]] [[علامه]] قلمداد کرد.
ششم: ادعای افاده آیه بر [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}}، در برخی از اوقات [[مصادره به مطلوب]] است و با این پیش فرض مطرح شده که [[امامت]] تکیه زنندگان بر [[مسند]] [[خلافت]] پیش از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} مسلم و ثابت شده است، در حالی که این خود محل [[نزاع]] و البته ادعایی بی اساس و واهی است و ظهور [[روایات]] نیز برخلاف این ادعا است.<ref>میلانی، سیدعلی، جواهرالکلام، ج۵، ص۵۷-۶۱</ref>


=== [[دهلوی]] ===
=== مناقشات ابن [[روزبهان]] ===
دهلوی چند [[اشکال سندی]] و دلالی بر استدلال [[شیعه]] به آیه {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ}}<ref>«و آنان را باز دارید، که آنان بازخواست خواهند شد» سوره صافات، آیه ۲۴.</ref> و احادیث مربوط به آن وارد کرده است:
ابن روزبهان در [[جواب]] استدلال به [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وقفوهم انهم مسئولون}} بر [[اثبات ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} و درباره حدیث [[پرسش]] از ولایت آن حضرت در [[قیامت]] می‌نویسد: «این حدیث در زمره [[روایات اهل سنت]] نیست و اگر صحیح باشد دلالت می‌کند بر اینکه امیرالمؤمنین{{ع}} از اولیای [[خدای تعالی]] است و ولی به معنای [[محب]] و [[مطیع]] است و این حدیث [[نص در امامت]] نیست.<ref>دلائل الصدق، ج۵، ص۶؛ شرح [[احقاق الحق]]، ج۳، ص۱۰۷)
# [[روایت]] از کتاب [[فردوس]] دیلمی نقل شده که [[احادیث ضعیف]] را گرد آورده و در سند آن، افراد [[ضعیف]] و مجهول قرار دارد؛
# آیه در سیاق مربوط به [[مشرکان]] واقع شده است؛
# مقصود از [[ولایت]]، [[محبت]] است و بر [[امامت]] دلالت نمی‌کند؛
# بر فرض دلالت آن بر امامت، ناظر به [[وقت]] خاصی نیست، و این مطلب با [[مذهب]] [[اهل سنت]] هماهنگ است<ref>شکری آلوسی، سید محمود، مختصر التحفة الإثناعشریه، ص۱۷۷- ۱۷۸.</ref>.


'''نقد و بررسی'''
==== نقد و بررسی مناقشات ابن روزبهان ====
حدیث پرسش از [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} توسط بسیاری از [[عالمان]] [[حدیثی]] مشهور [[اهل سنت]] روایت شده است؛ در نتیجه به [[یقین]] این حدیث در زمره روایات سنیان به [[حساب]] می‌آید. با این حال ابن روزبهان هیچ پاسخی به استدلال [[مرحوم علامه]] ارائه نکرده است. [[مرحوم علامه حلی]] چنین استدلال کرده که اگر در قیامت از ولایت کسی سؤال شود، [[واجب]] است که این ولایت در [[دنیا]] برای او ثابت شده باشد، در حالی که غیر از امیرالمومین{{ع}} چنین [[ولایتی]] برای احدی ثابت نشده است و بر اساس این [[ولایت]] این [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است که [[امام]] است نه شخص دیگری از [[صحابه]].
ابن [[روزبهان]] به جای پاسخ به این [[استدلال]] ادعا می‌کند که ولی به معنای [[محب]] و [[مطیع]] است و همچون [[ابن تیمیه]] از پاسخ طفره می‌رود اما باید دانست که این معنا برای ولی با محتوای [[آیه]] و [[حدیث]] [[مفسر]] آن سازگاری ندارد. به عبارت دیگر معنا ندارد که [[خداوند]] در [[قیامت]][[امر]] به نگاه داشتن [[مردم]] کند تا از آنان سؤال شود که آیا [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[محب]] و طیع خداوند بوده است یا نه؟
همچنین این معنا با حدیث مشروط بودن جواز [[عبور از صراط]] به [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} ([[الاربعین]] المنتقی من [[مناقب علی]] [[المرتضی]]{{ع}}، باب۳۳ ح۴۰؛ [[فرائد السمطین]]، ج۱، ص۲۸۹ و ۲۹۰) نیز ناسازگار است.<ref>میلانی، سیدعلی، جواهرالکلام، ج۵، ص۵۵-۵۷)


#پاسخ [[اشک]]ال اول این است که [[روایت]] به کتاب [[فردوس]] دیلمی اختصاص ندارد، و سند برخی از نقل‌های آن معتبر است؛ چنان که شواهد بسیاری نیز آن را [[تأیید]] می‌کند، بنابراین، در اصل این مطلب که [[ولایت]] علی{{ع}} در [[قیامت]] مورد سؤال واقع خواهد شد، تردیدی راه ندارد. از این جا پاسخ #اشکال دوم نیز معلوم گردید؛ زیرا با وجود [[روایات]] یاد شده، [[سیاق]] اعتبار ندارد.
=== مناقشات ابن تیمیه ===
#پاسخ اشکال سوم او نیز از مطالب قبل به دست آمد؛ زیرا دلالت ولایت و [[محبت]] بر [[امامت]] از نوع دلالت التزامی است، نه دلالت مطابقی، و پاسخ #اشکال چهارم این است که [[پرسش]] از ولایت علی{{ع}} [[خلفا]] را نیز شامل می‌شود، بنابراین، علی{{ع}} [[امام]] خلفا نیز خواهد بود<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت امام علی (مقاله)|امامت امام علی]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص۴۵۲-۴۵۳.</ref>.
ابن تیمیه در [[جواب]] [[استدلال]] [[علامه حلی]] به [[آیه مبارکه]] {{متن قرآن|وقفوهم انهم مسئولون}} در [[اثبات ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} می‌نویسد: «[[رافضی]] (علامه حلی) می‌گوید: ([[برهان]] چهاردهم [بر [[امامت امیرالمؤمنین]]{{ع}}] [[آیه شریفه]] {{متن قرآن|وقفوهم انهم مسئولون}} است... از طریق [[ابونعیم]] از [[شعبی]] از [[ابن عباس]] نقل شده است که در [[تفسیر]] این آیه گفت: [منظور [[پرسش]]] از [[ولایت]] علی{{ع}} است. همچنین در کتاب [[فردوس]]، این [[روایت]] از [[ابوسعید خدری]] از [[پیامبر]] نقل شده است و اگر از ولایت [کسی] سؤال شود، لازمه‌اش آن است که ولایت برای او ثابت شده باشد در حالی که ولایت برای احدی از [[صحابه]] غیر از امیرالمؤمنین{{ع}}[[ثابت]] نشده است از این رو او [[امام]] است».
به وجوه مختلف می‌توان به این سخن پاسخ داد:
# [[صحت]] این نقل از کجاست و حال آنکه به [[اتفاق]][[اهل علم]] با انتساب [[حدیثی]] به کتاب فردوس و ب کتاب ابونعیم [[حجت]] اقامه نمی‌شود.
#[[دروغ]] و جعلی بودن این حدیث مورد اتفاق است.
# [[خدای متعال]] می‌فرماید: {{متن قرآن|بل عجبت و یسخرون...}}، پس آیه [[خطاب]] به [[مشرکان]] و [[منکران معاد]] است... و کسی [[قرآن]] را به این [که منظور از سؤآل در آیه، سؤال از ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} است] تفسیر نمی‌کند.او می‌‌گوید که پیامبر{{صل}} به مثل این تفسیر کرده در صورتی که [[زندیق]] ملحد، [[بازی]] کننده با [[دین]] و ضربه زننده به [[اسلام]] و یا کسی که به سبب زیادی [[جهل]] نمی‌داند چه می‌‌گویید، چنین [[تفسیری]] نمی‌کند! و چه تفاوتی میان [[حب علی]]، [[طلحه]]، [[زبیر]]، سعد، [[ابوبکر]]، عمر، و عثمان وجود دارد؟ اگر کسی بگویید که [[مردم]] در [[روز قیامت]] در مورد [[دوستی]] ابوبکر مورد [[پرسش]] قرار می‌‌گیرند این ادعا بعید‌تر از قول کسی نیست که می‌‌گویید از حب علی{{ع}} سؤال می‌‌شود و در ایه سؤال، نشانه ای که موجب ترجیح یکی از قول بر دیگری باشد، وجود ندارد. بلکه دلالت [[آیه]] در باره هردو یکسان است و [[ادله]] ای که [[واجب]] بودن دوستی به ابوبکر را ثابت می‌‌کند، قوی‌تر است.
#واژه «مسؤلون» در آیه به‌صورت مطلق است و ضمیرای به آن متصل نیست تا مورد سؤال را به شیء معینی اختصاص دهد ودر [[سیاق]] نیز چیزی که مقتضی ذکر حب علی باشد وجود ندارد؛ پس این ادعای مدعی که می‌‌گوید [[روایت]] بر پرسش از مردم پیرامون حب علی دلالت می‌‌کند از بزرگترین [[دروغ]]‌ها و [[بهتان]]‌ها است.
#اگر ادعا کننده ای مدعی شود که مردم از [[حب]] [[ابوبکر]] و عمر مورد سؤال قرار می‌‌گیرند [[باطل]] است [[ابطال]] این سخن به وجهی ممکن نیست مگر این که ابطال سؤال حب علی به آن وجه قوی‌تر و آشکارتر است. ([[ابن تیمیه]]، [[منهاج السنة]]، ج ۷، ص۱۰۳ و ۱۰۴</ref>


=== مناقشات آلوسی ===
== نقد و بررسی مناقشات [[ابن تیمیه]] ==
[[آلوسی]] در [[تفسیر]] [[آیه مبارکه]] {{متن قرآن|وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئولُونَ}} می‌نویسد: برخی از [[امامیه]] از ابن [[جبیر]] از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده‌اند که [[مردم]] از [[ولایت علی]]{{ع}} سؤال می‌شوند. این روایت را از [[ابو سعید خدری]] نیز نقل کرده‌اند. [[شایسته‌ترین]] قول آن است که سؤال در [[قیامت]] از [[عقاید]] و [[اعمال]] باشد و رأس عقاید، [[اعتقاد]] به {{عربی|لا إله إلا الله}} است و از بارزترین عقاید ولایت علی{{ع}} و [[برادران]] وی یعنی [[خلفا]] [[راشدین]] است. <ref>آلوسی، روح المعانی، ج23، ص80</ref>.
#وی مدعی است که با انتساب [[حدیث]] به کتاب [[فردوس]] و کتاب [[ابونعیم]]، [[حجت]] اقامه نمی‌شود. این ادعا سخن صحیحی نیست؛ زیرا صاحب کتاب فردوس و [[ابونعیم اصفهانی]] از [[عالمان]] [[محدثان]] مورد [[اعتماد]] [[اهل سنت]] هستند و با انتساب حدیث به آنان حجت اقامه می‌شود. افزون بر آنکه [[راویان حدیث]] [[پرسش]] از [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} منحصر در این دو فرد نیست و اسامی ناقلان و [[راویان]] این حدیث در بخش مربوطه در همین مدخل ذکر شده است. علاوه بر این [[صحت]] اسانید این حدیث نیز بر اساس مبانی رجالی اهل سنت [[اثبات]] شده است.
 
#ادعای اتفاق سنیان بر [[دروغ]] و جعلی بودن حدیث نیز بی‌اساس و [[کذب]] است و اسانید این حدیث صحیحند و عالمان مشهور و بزرگی آن را نقل کرده‌اند که بدون تردید ابن تیمیه و سایر [[متعصبان]] نمی‌توانند همه این عالمان را [[کذاب]] و جاعل بدانند.  
'''نقد و بررسی'''
#ابن تیمیه [[تفسیر آیه]] پرسش از ولایت امیرالمؤمنین{{ع}} را زندقه، [[الحاد]]، [[بازی]] با [[دین]] و [[قدح]] [[اسلام]] می‌شمارد و یا آن را ز سر [[نادانی]] مفرط می‌داند. این سخن نیز از دو جهت قابل تامل است:
 
## [[ناسزاگویی]] و [[تکفیر]] در مباحث [[علمی]] شایسته نبوده و هیچ توجیهی ندارد و کسانی که مرتکب چنین جرمی می‌‌‌شوند به دلیل [[آلوده]] ساخت فضای مباحث و [[مناظرات علمی]] نسبت به زندقه و الحاد سزاوارترند.
=== مناقشات صاحب مختصر تحفه اثنی عشریه ===
##از سویی بسیاری از [[پیشوایان]] بزرگ و محدثان مشهور [[سنی]] این حدیث را در ذیل [[آیه]] مطرح ساخته‌اند و از سویی دیگر [[مفسران]] بزرگ، این آیه و حدیث ذیلش را در تفسیر آیه [[مودت]] نیز آورده‌اند و اگر همه آنان ملحد، [[زندیق]]، بازی کننده با دین، قدح کننده در اسلام و یا دچار نادانی مفرط باشند، باز هم اشکالی متوجه [[شیعه]] نیست و [[علامه حلی]] با استناد به [[کلام]] این عالمان که -مورد اعتماد [[اهل]] تسن هستند- بر آنان حجت اقامه کرده است.
#با توجه به صحت دست کم برخی از اسانید [[حدیث]] و وجود شواهد متعددی که مؤید حدیث است، وجود ضمیر یا عدم آن برای تعیین ([[مسئول]] عنه) ضرورتی ندارد و از سویی [[سیاق]] هرگز [[قدرت]] مقابله با [[حدیث صحیح]] را ندارد و اساسا در اینجا بحث از [[سیاق]] بی‌معناست. همین طور وقتی ثابت شد که بر اساس [[سنت]] صحیح، ([[مسئول]] عنه) در [[آیه]] [[ولایت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است، تفاوت میان [[حب]] و [[ولایت]] آن حضرت با حب سایر [[صحابه پیامبر]]{{صل}} مانند [[آفتاب]] نیمروز روشن خواهد شد
# از سویی ادعای [[لزوم]] [[محبت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} برای [[رهایی]] از [[جهنم]] با [[احادیث]] متعدد و صحیح ثابت شده است و از سوی دیگر ادعای لزوم محبت دیگران نیز بی‌دلیل و واضح البطلان است. به بیان دیگر این دو ادعا هرگز قابل [[قیاس]] نیستند؛ چراکه یکی با [[ادله]] محکم [[تأیید]] می‌شود و دیگری فاقد دلیل و بی‌اساس است پس با همین پاسخ مختصر روشن می‌شود که متعصبانی همچون [[ابن تیمیه]] در برابر [[استدلال]] محکم و روشن [[شیعه]] هیچ [[برهان]] معقول و سخن قابل قبولی ندارند.<ref>میلانی، [[سید]] علی، جواهرالکلام، ج۵، ص۵۱ ـ ۵۵</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۳٬۸۱۶

ویرایش