نظم و انضباط: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۳: خط ۳۳:
=== نظم و انضباط مدیریتی ===
=== نظم و انضباط مدیریتی ===
{{اصلی|نظم و انضباط مدیریتی}}
{{اصلی|نظم و انضباط مدیریتی}}
لازمه گردش درست کارها انضباط و جدّیت در امور است. هیچ [[سازمان]] و جامعه‌ای بدون انضباط و جدّیت به مقصد خود نمی‌رسد. مراد از انضباط و جدّیت؛ سامان‌پذیری، [[آراستگی]]، [[نظم]] و ترتیب و سعی و کوشش در کارها<ref>محمد معین، فرهنگ فارسی، چاپ چهارم، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۰ ش. ج۱، صص۳۸۲-۱۲۱۹.</ref>، و پرهیز از هرگونه [[سستی]] و بی‌سامانی در امور است. یک سازمان و [[جامعه]] منضبط و جدّی، از [[هماهنگی]] کامل برخوردار است. [[خداوند]] [[اهل]] [[ایمان]] را از هرگونه [[ناهماهنگی]] و پیش افتادن نسبت به [[خدا]] و رسولش پرهیز می‌دهد و آنان را به [[پیروی]] کامل در این جهت فرا می‌خواند تا مجموعه سامان یابد و منضبط شود<ref>سوره حجرات، آیه ۱-۲.</ref>.
لازمه گردش درست کارها انضباط و جدّیت در امور است. هیچ [[سازمان]] و جامعه‌ای بدون انضباط و جدّیت به مقصد خود نمی‌رسد. مراد از انضباط و جدّیت؛ سامان‌پذیری، [[آراستگی]]، [[نظم]] و ترتیب و سعی و کوشش در کارها<ref>محمد معین، فرهنگ فارسی، چاپ چهارم، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۰ ش. ج۱، صص۳۸۲-۱۲۱۹.</ref>، و پرهیز از هرگونه [[سستی]] و بی‌سامانی در امور است. یک سازمان و [[جامعه]] منضبط و جدّی، از هماهنگی کامل برخوردار است. [[خداوند]] [[اهل]] [[ایمان]] را از هرگونه ناهماهنگی و پیش افتادن نسبت به [[خدا]] و رسولش پرهیز می‌دهد و آنان را به [[پیروی]] کامل در این جهت فرا می‌خواند تا مجموعه سامان یابد و منضبط شود<ref>سوره حجرات، آیه ۱-۲.</ref>.


برای به سامان آمدن و [[استواری]] کارها لوازمی باید فراهم شود که بدون آنها و فارغ از اهتمام برای آنها، [[مدیریت]] به [[ضعف]] و سستی کشیده می‌شود و کارها نیمه تمام رها می‌گردد. اکنون به چند مورد اساسی از این لوازم می‌پردازیم.
برای به سامان آمدن و [[استواری]] کارها لوازمی باید فراهم شود که بدون آنها و فارغ از اهتمام برای آنها، [[مدیریت]] به [[ضعف]] و سستی کشیده می‌شود و کارها نیمه تمام رها می‌گردد. اکنون به چند مورد اساسی از این لوازم می‌پردازیم.
# مداومت و پایداری در کار و تمام کردن آن: آن‌چه در یک مدیریت درست و اصولگرا اهمیت اساسی دارد، مداومت امور است، نه صرفاً آغاز کردن کارها. در بسیاری از [[مدیریت‌ها]]، کارها خوب آغاز می‌گردد، ولی یا به انجام نمی‌رسد و یا بد تمام می‌شود. آنان‌که [[روحیه]] استقامت در کار و پایداری تا به انجام رسیدن آن را ندارند، هرگز به مقصد نمی‌رسند. در یک مدیریت [[منضبط]] و جدّی همه توان‌ها در این جهت قرار می‌گیرد که با تلاشی همه‌جانبه و همگانی برنامه‌های آغاز شده است.
# مداومت و پایداری در کار و تمام کردن آن: آن‌چه در یک مدیریت درست و اصولگرا اهمیت اساسی دارد، مداومت امور است، نه صرفاً آغاز کردن کارها. در بسیاری از مدیریت‌ها، کارها خوب آغاز می‌گردد، ولی یا به انجام نمی‌رسد و یا بد تمام می‌شود. آنان‌که روحیه استقامت در کار و پایداری تا به انجام رسیدن آن را ندارند، هرگز به مقصد نمی‌رسند. در یک مدیریت [[منضبط]] و جدّی همه توان‌ها در این جهت قرار می‌گیرد که با تلاشی همه‌جانبه و همگانی برنامه‌های آغاز شده است.
# پرهیز از آرزو و خیال: لازمه جدّیت در کارها دوری از آرزو و خیال در حین عمل و اهتمام بر [[کار و تلاش]] است. برای رسیدن به مقصد، به کار و تلاش باید تکیه کرد، نه به آرزو و خیال؛ زیرا این ویژگی‌ها افراد و [[جوامع]] را از جدّیت باز می‌دارد و به امور واهی [[دلخوش]] می‌سازد. خاصیت آرزوی دراز و خیال آن است که فرد و [[جامعه]] را از عمل و اقدام باز می‌دارد و او را به [[سستی]] و [[تباهی]] [[سوق]] می‌دهد.
# پرهیز از آرزو و خیال: لازمه جدّیت در کارها دوری از آرزو و خیال در حین عمل و اهتمام بر کار و تلاش است. برای رسیدن به مقصد، به کار و تلاش باید تکیه کرد، نه به آرزو و خیال؛ زیرا این ویژگی‌ها افراد و [[جوامع]] را از جدّیت باز می‌دارد و به امور واهی دلخوش می‌سازد. خاصیت آرزوی دراز و خیال آن است که فرد و [[جامعه]] را از عمل و اقدام باز می‌دارد و او را به [[سستی]] و [[تباهی]] سوق می‌دهد.
# پرهیز از سستی و کاهلی: سستی و کاهلی از بزرگ‌ترین آفت‌های [[انضباط]] و جدّیت است. اگر کاهلی و سستی از دری وارد شود، انضباط و جدّیت از در دیگر خارج گردد؛ زیرا به هیچ‌وجه این دو با هم قابل جمع شدن نیست. آن‌چه یک [[مدیریت]] توانا را ممتاز می‌سازد، [[شور]] و نشاطی است که در تمام مجموعه تحت اداره جریان دارد و افراد را منضبط و جدّی می‌سازد.  
# پرهیز از سستی و کاهلی: سستی و کاهلی از بزرگ‌ترین آفت‌های [[انضباط]] و جدّیت است. اگر کاهلی و سستی از دری وارد شود، انضباط و جدّیت از در دیگر خارج گردد؛ زیرا به هیچ‌وجه این دو با هم قابل جمع شدن نیست. آن‌چه یک [[مدیریت]] توانا را ممتاز می‌سازد، شور و نشاطی است که در تمام مجموعه تحت اداره جریان دارد و افراد را منضبط و جدّی می‌سازد.  
# پرهیز از نسنجیده کاری: در یک مدیریت [[منضبط]] و جدّی، از [[اعمال]] نسنجیده و ناپخته که نتیجه‌ای جز [[بی‌انضباطی]] و [[آشفتگی]] و در پی آن [[تباهی]] امور ندارد، به شدّت پرهیز می‌شود. وارد شدن در اموری که مقدمات آن فراهم نشده است و توان انجام دادن آن وجود ندارد، سبب می‌شود که [[نظام]] [[اداره امور]] به [[خواری]] کشیده شود.  
# پرهیز از نسنجیده کاری: در یک مدیریت [[منضبط]] و جدّی، از [[اعمال]] نسنجیده و ناپخته که نتیجه‌ای جز بی‌انضباطی و آشفتگی و در پی آن [[تباهی]] امور ندارد، به شدّت پرهیز می‌شود. وارد شدن در اموری که مقدمات آن فراهم نشده است و توان انجام دادن آن وجود ندارد، سبب می‌شود که [[نظام]] [[اداره امور]] به [[خواری]] کشیده شود.  
# انجام دادن به موقع امور: از لوازم اساسی [[انضباط]] و [[جدّیت]] در امور، آن است که کارها به موقع انجام شود. [[تأخیر]] در انجام دادن امور و از دست دادن فرصت‌های مناسب و نیز [[شتابزدگی]] در کارها پیش از رسیدن وقت آنها، از ویژگی‌های یک [[مدیریت]] [[ضعیف]] و [[ناتوان]] است؛ زیرا کارها در گرو وقت مناسب آن است<ref>[[مصطفی دلشاد تهرانی|دلشاد تهرانی، مصطفی]]، [[سیره نبوی ج۳ (کتاب)|سیره نبوی ج۳]]، ص۳۴۱ ـ ۳۶۸.</ref>.
# انجام دادن به موقع امور: از لوازم اساسی [[انضباط]] و جدّیت در امور، آن است که کارها به موقع انجام شود. تأخیر در انجام دادن امور و از دست دادن فرصت‌های مناسب و نیز شتابزدگی در کارها پیش از رسیدن وقت آنها، از ویژگی‌های یک [[مدیریت]] [[ضعیف]] و [[ناتوان]] است؛ زیرا کارها در گرو وقت مناسب آن است<ref>[[مصطفی دلشاد تهرانی|دلشاد تهرانی، مصطفی]]، [[سیره نبوی ج۳ (کتاب)|سیره نبوی ج۳]]، ص۳۴۱ ـ ۳۶۸.</ref>.


=== [[نظم و انضباط سیاسی]] ===
=== [[نظم و انضباط سیاسی]] ===
۱۲۹٬۷۴۳

ویرایش