آیه تطهیر در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۴۷۹: خط ۴۷۹:


=== مناقشه در ([[خالد بن مخلد]]) ===
=== مناقشه در ([[خالد بن مخلد]]) ===
دکتر «سالوس» در ادامه، سند یکی از [[احادیث]] [[طبری]] را به خاطر وجود «خالد بن مخلّد» مخدوش ساخته و می‌نویسد: [[عثمان بن ابی شیبه]]، [[ابن حبّان]] و [[عجلی]] او را توثیق کرده‌اند. [[ابن معین]] و ابن عدی گفته‌اند: مشکلی ندارد. [[ابوحاتم]] گوید: [[حدیث]] وی (مقبول است و) نوشته می‌شود. آجری از [[ابوداوود]] نقل می‌کند که راست‌گو است، ولی اظهار [[تشیّع]] می‌کرد. [[عبدالله بن احمد بن حنبل]] از پدرش نقل می‌کند که وی دارای احادیث منکری است<ref>حدیث منکر در اصطلاح رجالیان اهل سنت حدیثی است که متن آن مورد قبول نباشد.</ref>. [[ابن سعد]] گوید: وی اظهار به [[تشیع]] کرده و احادیثش منکر بود. وی در تشیع [[افراطی]] بوده است و احادیثش از روی [[ناچاری]] نوشته شده است. [[صالح بن جزره]] گوید: در [[نقل حدیث]] ثقه بود، اما به [[غلوّ]] (درباره [[اهل بیت]]{{عم}}) متهم بود. جوزجانی گوید: او بسیار شتم می‌کرد و این [[رفتار]] بد را علناً انجام می‌داد. اعین گوید: به خالد بن مخلد گفتم که آیا در [[مناقب]] [[صحابه]] نیز احادیثی داری؟ گفت: بگو در معایب یا نقاط [[ضعف]]؟ [[ابو ولید]] [[باجی]] نیز در کتابی که به [[جرح و تعدیل]] رجال [[صحیح بخاری]] پرداخته است، از [[ابوحاتم]] حکایت می‌کند که وی گفت: در میان [[احادیث]] خالد بن مخلد احادیث منکری وجود دارد که ما آنها را نمی‌پذیریم، ولی به طور کلی احادیثش (مقبول است و) نوشته می‌شود. أزدی نیز درباره وی گوید: در میان احادیثش برخی احادیث منکر وجود دارد، با این حال وی نزد ما از [[اهل]] [[صدق]] و [[راستی]] به شمار می‌آید. [[ساجی]] و عقیلی نیز او را در میان راویان ضعیف ذکر کرده‌اند.
دکتر «سالوس» در ادامه، سند یکی از [[احادیث]] [[طبری]] را به خاطر وجود «خالد بن مخلّد» مخدوش ساخته و می‌نویسد: [[عثمان بن ابی شیبه]]، [[ابن حبّان]] و عجلی او را توثیق کرده‌اند. [[ابن معین]] و ابن عدی گفته‌اند: مشکلی ندارد. [[ابوحاتم]] گوید: [[حدیث]] وی (مقبول است و) نوشته می‌شود. آجری از [[ابوداوود]] نقل می‌کند که راست‌گو است، ولی اظهار [[تشیّع]] می‌کرد. [[عبدالله بن احمد بن حنبل]] از پدرش نقل می‌کند که وی دارای احادیث منکری است<ref>حدیث منکر در اصطلاح رجالیان اهل سنت حدیثی است که متن آن مورد قبول نباشد.</ref>. [[ابن سعد]] گوید: وی اظهار به [[تشیع]] کرده و احادیثش منکر بود. وی در تشیع [[افراطی]] بوده است و احادیثش از روی ناچاری نوشته شده است. [[صالح بن جزره]] گوید: در نقل حدیث ثقه بود، اما به [[غلوّ]] (درباره [[اهل بیت]]{{عم}}) متهم بود. جوزجانی گوید: او بسیار شتم می‌کرد و این [[رفتار]] بد را علناً انجام می‌داد. اعین گوید: به خالد بن مخلد گفتم که آیا در [[مناقب]] [[صحابه]] نیز احادیثی داری؟ گفت: بگو در معایب یا نقاط [[ضعف]]؟ [[ابو ولید]] [[باجی]] نیز در کتابی که به [[جرح و تعدیل]] رجال [[صحیح بخاری]] پرداخته است، از [[ابوحاتم]] حکایت می‌کند که وی گفت: در میان [[احادیث]] خالد بن مخلد احادیث منکری وجود دارد که ما آنها را نمی‌پذیریم، ولی به طور کلی احادیثش (مقبول است و) نوشته می‌شود. أزدی نیز درباره وی گوید: در میان احادیثش برخی احادیث منکر وجود دارد، با این حال وی نزد ما از [[اهل]] [[صدق]] و [[راستی]] به شمار می‌آید. ساجی و عقیلی نیز او را در میان راویان ضعیف ذکر کرده‌اند.


از اینجاست که می‌بینیم آن چه خالد بن مخلد [[روایت]] کرده بر اساس [[شیعه]] بودن وی است، از این‌رو به آن [[احتجاج]] نمی‌شود و چنان چه گفته شود: چگونه به [[حدیث]] وی احتجاج نمی‌شود در حالی که او از [[اساتید]] [[بخاری]] است؟ پس در پاسخ می‌گویم که: مسلّم است که وی احادیث منکری دارد، همان‌گونه که [[امام]] احمد و غیر او گفته‌اند و امام بخاری نیز می‌دانسته که کدامیک از احادیثش را بنویسد و کدام را ترک کند!<ref>{{عربی|وَثَّقَهُ عُثْمَانُ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ وَ ابْنُ حِبَّانَ وَ الْعَجْلِيُّ، وَ قَالَ ابْنُ مَعِينٍ وَ ابْنُ عَدِيٍّ: لَا بَأْسَ بِهِ. وَ قَالَ أَبُو حَاتِمٍ: يُكْتَبُ حَدِيثُهُ. وَ قَالَ الْآجُرِيُّ عَنْ أَبِي دَاوُدَ: صَدُوقٌ، وَ لَكِنَّهُ يَتَشَيَّعُ. وَ قَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَحْمَدَ (بْنِ حَنْبَلٍ) عَنْ أَبِيهِ: لَهُ أَحَادِيثُ مَنَاكِيرُ. وَ قَالَ ابْنُ سَعْدٍ: كَانَ مُتَشَيِّعاً مُنْكَرَ الْحَدِيثِ، فِي التَّشَيُّعِ مُفْرِطاً وَ كَتَبُوا عَنْهُ لِلضَّرُورَةِ. وَ قَالَ صَالِحُ بْنُ مُحَمَّدٍ جَزْرَةَ: ثِقَةٌ فِي الْحَدِيثِ، إِلَّا أَنَّهُ كَانَ مُتَّهَماً بِالْغُلُوِّ. وَ قَالَ الْجَوْزَجَانِيُّ: كَانَ شَتَّاماً مُعْلِناً لِسُوءِ مَذْهَبِهِ. وَ قَالَ الْأَعْيَنُ: قُلْتُ لَهُ: عِنْدَكَ أَحَادِيثُ فِي مَنَاقِبِ الصَّحَابَةِ؟ قَالَ: قُلْ فِي الْمَثَالِبِ أَوِ الْمَثَاقِبِ، يَعْنِي بِالْمَثْلَةِ لَا بِالنُّونِ. وَ حَكَى أَبُو الْوَلِيدِ الْبَاجِيُّ فِي رِجَالِ الْبُخَارِيِّ عَنْ أَبِي حَاتِمٍ أَنَّهُ قَالَ: لِخَالِدِ بْنِ مُخَلَّدٍ أَحَادِيثُ مَنَاكِيرُ وَ يُكْتَبُ حَدِيثُهُ. وَ قَالَ الْأَزْدِيُّ: فِي حَدِيثِهِ بَعْضُ الْمَنَاكِيرِ وَ هُوَ عِنْدَنَا فِي عِدَادِ أَهْلِ الصِّدْقِ، وَ ذَكَرَهُ السَّاجِيُّ وَ الْعَقِيلِيُّ فِي الضُّعَفَاءِ.
از اینجاست که می‌بینیم آن چه خالد بن مخلد [[روایت]] کرده بر اساس [[شیعه]] بودن وی است، از این‌رو به آن [[احتجاج]] نمی‌شود و چنان چه گفته شود: چگونه به [[حدیث]] وی احتجاج نمی‌شود در حالی که او از [[اساتید]] [[بخاری]] است؟ پس در پاسخ می‌گویم که: مسلّم است که وی احادیث منکری دارد، همان‌گونه که [[امام]] احمد و غیر او گفته‌اند و امام بخاری نیز می‌دانسته که کدامیک از احادیثش را بنویسد و کدام را ترک کند!<ref>{{عربی|وَثَّقَهُ عُثْمَانُ بْنُ أَبِي شَيْبَةَ وَ ابْنُ حِبَّانَ وَ الْعَجْلِيُّ، وَ قَالَ ابْنُ مَعِينٍ وَ ابْنُ عَدِيٍّ: لَا بَأْسَ بِهِ. وَ قَالَ أَبُو حَاتِمٍ: يُكْتَبُ حَدِيثُهُ. وَ قَالَ الْآجُرِيُّ عَنْ أَبِي دَاوُدَ: صَدُوقٌ، وَ لَكِنَّهُ يَتَشَيَّعُ. وَ قَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَحْمَدَ (بْنِ حَنْبَلٍ) عَنْ أَبِيهِ: لَهُ أَحَادِيثُ مَنَاكِيرُ. وَ قَالَ ابْنُ سَعْدٍ: كَانَ مُتَشَيِّعاً مُنْكَرَ الْحَدِيثِ، فِي التَّشَيُّعِ مُفْرِطاً وَ كَتَبُوا عَنْهُ لِلضَّرُورَةِ. وَ قَالَ صَالِحُ بْنُ مُحَمَّدٍ جَزْرَةَ: ثِقَةٌ فِي الْحَدِيثِ، إِلَّا أَنَّهُ كَانَ مُتَّهَماً بِالْغُلُوِّ. وَ قَالَ الْجَوْزَجَانِيُّ: كَانَ شَتَّاماً مُعْلِناً لِسُوءِ مَذْهَبِهِ. وَ قَالَ الْأَعْيَنُ: قُلْتُ لَهُ: عِنْدَكَ أَحَادِيثُ فِي مَنَاقِبِ الصَّحَابَةِ؟ قَالَ: قُلْ فِي الْمَثَالِبِ أَوِ الْمَثَاقِبِ، يَعْنِي بِالْمَثْلَةِ لَا بِالنُّونِ. وَ حَكَى أَبُو الْوَلِيدِ الْبَاجِيُّ فِي رِجَالِ الْبُخَارِيِّ عَنْ أَبِي حَاتِمٍ أَنَّهُ قَالَ: لِخَالِدِ بْنِ مُخَلَّدٍ أَحَادِيثُ مَنَاكِيرُ وَ يُكْتَبُ حَدِيثُهُ. وَ قَالَ الْأَزْدِيُّ: فِي حَدِيثِهِ بَعْضُ الْمَنَاكِيرِ وَ هُوَ عِنْدَنَا فِي عِدَادِ أَهْلِ الصِّدْقِ، وَ ذَكَرَهُ السَّاجِيُّ وَ الْعَقِيلِيُّ فِي الضُّعَفَاءِ.
مِنْ هُنَا نَرَى أَنَّ مَا يَرْوِيهِ خَالِدُ بْنُ مُخَلَّدٍ مُتَّصِلاً بِمَذْهَبِهِ الشِّيعِيِّ لَا يُحْتَجُّ بِهِ. وَ قَدْ يُقَالُ: كَيْفَ لَا يُحْتَجُّ بِهِ وَ هُوَ مِنْ شُيُوخِ الْبُخَارِيِّ؟ فَأَقُولُ: مِنَ الثَّابِتِ أَنَّ لَهُ مَنَاكِيرَ كَمَا قَالَ الْإِمَامُ أَحْمَدُ بْنُ حَنْبَلٍ وَ غَيْرُهُ، وَ الْإِمَامُ الْبُخَارِيُّ يَعْرِفُ مَتَى يَكْتُبُ وَ مَتَى يَتْرُكُ}}؛ دراسات فی الفرق، [[آیة]] التطهیر بین أمهات [[المؤمنین]] وأهل الکساء، ص۱۹-۲۰.</ref>؛ چنان‌که می‌بینیم، ترجمه خالد بن مخلّد سراسر توثیق است و هیچ نقطه ضعفی در [[شخصیت]] و [[روایت]] وی جز [[اتهام]] به [[تشیّع]] وجود ندارد. این حقیقتی است که سالوس نیز بدان [[اقرار]] و [[اذعان]] دارد. اما روشن است که همان طور که بارها گفته‌ایم، بر پایه مبانی رجالی [[اهل تسنن]]، [[تشیع]] هرگز به وثاقت راوی ضرر نمی‌زند. [[ابن حجر عسقلانی]] در مقدمه فتح [[الباری]] فصلی را به [[دفاع]] از وثاقت رجال [[صحیح بخاری]] اختصاص داده است. وی درباره خالد بن مخلّد می‌نویسد: [[ابوهیثم خالد بن مخلد قطوانی کوفی]] از رجال [[بخاری]]، مسلم، [[ترمذی]]، [[نسائی]] و [[ابن ماجه]] قزوینی می‌باشد. وی از [[اساتید]] بزرگ بخاری است که گاهی به صورت مستقیم و گاهی با یک واسطه از وی [[حدیث]] نقل می‌کند. [[عجلی]] گوید: او ثقه است و [[عیب]] او [[شیعه]] بودن وی است. [[ابن سعد]] گوید: وی در تشیع خود [[افراط]] می‌کرد. [[صالح]] جزره گوید: وی ثقه است الا این که به [[غلوّ]] در تشیع متهم است. [[احمد بن حنبل]] گوید: وی [[احادیث]] منکری دارد. [[ابوداوود]] گوید: او راست‌گو است، الا این که ادعای شیعه بودن دارد. [[ابوحاتم]] گوید: حدیثش نوشته می‌شود، ولی به آن [[احتجاج]] نمی‌گردد.
مِنْ هُنَا نَرَى أَنَّ مَا يَرْوِيهِ خَالِدُ بْنُ مُخَلَّدٍ مُتَّصِلاً بِمَذْهَبِهِ الشِّيعِيِّ لَا يُحْتَجُّ بِهِ. وَ قَدْ يُقَالُ: كَيْفَ لَا يُحْتَجُّ بِهِ وَ هُوَ مِنْ شُيُوخِ الْبُخَارِيِّ؟ فَأَقُولُ: مِنَ الثَّابِتِ أَنَّ لَهُ مَنَاكِيرَ كَمَا قَالَ الْإِمَامُ أَحْمَدُ بْنُ حَنْبَلٍ وَ غَيْرُهُ، وَ الْإِمَامُ الْبُخَارِيُّ يَعْرِفُ مَتَى يَكْتُبُ وَ مَتَى يَتْرُكُ}}؛ دراسات فی الفرق، [[آیة]] التطهیر بین أمهات [[المؤمنین]] وأهل الکساء، ص۱۹-۲۰.</ref>؛ چنان‌که می‌بینیم، ترجمه خالد بن مخلّد سراسر توثیق است و هیچ نقطه ضعفی در [[شخصیت]] و [[روایت]] وی جز [[اتهام]] به [[تشیّع]] وجود ندارد. این حقیقتی است که سالوس نیز بدان [[اقرار]] و [[اذعان]] دارد. اما روشن است که همان طور که بارها گفته‌ایم، بر پایه مبانی رجالی [[اهل تسنن]]، [[تشیع]] هرگز به وثاقت راوی ضرر نمی‌زند. [[ابن حجر عسقلانی]] در مقدمه فتح الباری فصلی را به [[دفاع]] از وثاقت رجال [[صحیح بخاری]] اختصاص داده است. وی درباره خالد بن مخلّد می‌نویسد: [[ابوهیثم خالد بن مخلد قطوانی کوفی]] از رجال [[بخاری]]، مسلم، [[ترمذی]]، [[نسائی]] و [[ابن ماجه]] قزوینی می‌باشد. وی از اساتید بزرگ بخاری است که گاهی به صورت مستقیم و گاهی با یک واسطه از وی [[حدیث]] نقل می‌کند. عجلی گوید: او ثقه است و [[عیب]] او [[شیعه]] بودن وی است. [[ابن سعد]] گوید: وی در تشیع خود [[افراط]] می‌کرد. [[صالح]] جزره گوید: وی ثقه است الا این که به [[غلوّ]] در تشیع متهم است. [[احمد بن حنبل]] گوید: وی [[احادیث]] منکری دارد. [[ابوداوود]] گوید: او راست‌گو است، الا این که ادعای شیعه بودن دارد. [[ابوحاتم]] گوید: حدیثش نوشته می‌شود، ولی به آن [[احتجاج]] نمی‌گردد.


من می‌گویم: چنان‌که پیشتر بیان کردیم، چنان‌چه راوی ضابط باشد و در نقل کم و زیاد نکند، تشیع (به وثاقت او) ضرر نمی‌زند، به ویژه [[حدیثی]] که نقل می‌کند، انگیزه‌ای برای [[گرایش]] به [[مذهب]] او ایجاد نکند<ref>{{عربی|(خ م ت سق) خَالِدُ بْنُ مُخَلَّدٍ الْقَطْوَانِيُّ الْكُوفِيُّ أَبُو الْهَيْثَمِ مِنْ كِبَارِ شُيُوخِ الْبُخَارِيِّ، رَوَى عَنْهُ وَ رَوَى عَنْ وَاحِدٍ عَنْهُ. قَالَ الْعَجْلِيُّ: ثِقَةٌ فِيهِ تَشَيُّعٌ. وَ قَالَ ابْنُ سَعْدٍ: كَانَ مُتَشَيِّعاً مُفَرِّطاً. وَ قَالَ صَالِحُ جَزْرَةَ: ثِقَةٌ إِلَّا أَنَّهُ كَانَ مُتَّهَماً بِالْغُلُوِّ فِي التَّشَيُّعِ. وَ قَالَ أَحْمَدُ بْنُ حَنْبَلٍ: لَهُ مَنَاكِيرُ. وَ قَالَ أَبُو دَاوُدَ: صَدُوقٌ إِلَّا أَنَّهُ يَتَشَيَّعُ. وَ قَالَ أَبُو حَاتِمٍ: يُكْتَبُ حَدِيثُهُ وَ لَا يُحْتَجُّ بِهِ.
من می‌گویم: چنان‌که پیشتر بیان کردیم، چنان‌چه راوی ضابط باشد و در نقل کم و زیاد نکند، تشیع (به وثاقت او) ضرر نمی‌زند، به ویژه [[حدیثی]] که نقل می‌کند، انگیزه‌ای برای [[گرایش]] به [[مذهب]] او ایجاد نکند<ref>{{عربی|(خ م ت سق) خَالِدُ بْنُ مُخَلَّدٍ الْقَطْوَانِيُّ الْكُوفِيُّ أَبُو الْهَيْثَمِ مِنْ كِبَارِ شُيُوخِ الْبُخَارِيِّ، رَوَى عَنْهُ وَ رَوَى عَنْ وَاحِدٍ عَنْهُ. قَالَ الْعَجْلِيُّ: ثِقَةٌ فِيهِ تَشَيُّعٌ. وَ قَالَ ابْنُ سَعْدٍ: كَانَ مُتَشَيِّعاً مُفَرِّطاً. وَ قَالَ صَالِحُ جَزْرَةَ: ثِقَةٌ إِلَّا أَنَّهُ كَانَ مُتَّهَماً بِالْغُلُوِّ فِي التَّشَيُّعِ. وَ قَالَ أَحْمَدُ بْنُ حَنْبَلٍ: لَهُ مَنَاكِيرُ. وَ قَالَ أَبُو دَاوُدَ: صَدُوقٌ إِلَّا أَنَّهُ يَتَشَيَّعُ. وَ قَالَ أَبُو حَاتِمٍ: يُكْتَبُ حَدِيثُهُ وَ لَا يُحْتَجُّ بِهِ.
قُلْتُ: أَمَّا التَّشَيُّعُ، فَقَدْ قَدَّمْنَا أَنَّهُ إِذَا كَانَ ثَبَتَ الْأَخْذِ وَ الْأَدَاءِ لَا يَضُرُّهُ، لَا سِيَّمَا وَ لَمْ يَكُنْ دَاعِيَةً إِلَى رَأْيِهِ}}؛ مقدّمة فتح [[الباری]]، ص۳۹۸.</ref>.
قُلْتُ: أَمَّا التَّشَيُّعُ، فَقَدْ قَدَّمْنَا أَنَّهُ إِذَا كَانَ ثَبَتَ الْأَخْذِ وَ الْأَدَاءِ لَا يَضُرُّهُ، لَا سِيَّمَا وَ لَمْ يَكُنْ دَاعِيَةً إِلَى رَأْيِهِ}}؛ مقدّمة فتح الباری، ص۳۹۸.</ref>.


بنابراین براساس مبانی رجالی [[اهل تسنن]]، [[خالد بن مخلد]] بی‌شک ثقه است. به علاوه وی از راویان [[بخاری]]، مسلم، [[ترمذی]]، [[نسائی]] و [[ابن ماجه]] است و پنج صحیح از [[صحاح ستّه]] اهل تسنن از او [[روایت]] کرده‌اند. جای بسی [[تعجب]] است که اهل تسنن از یک سو مسلم و بخاری را به [[عرش]] اعلا می‌برند و کتاب آن دو را پس از [[قرآن مجید]] صحیح‌ترین کتاب‌ها می‌دانند، و از سویی دیگر [[احادیث]] و راویان آنها را چنان چه برخلاف میلشان باشد [[جرح]] می‌کنند!
بنابراین براساس مبانی رجالی [[اهل تسنن]]، [[خالد بن مخلد]] بی‌شک ثقه است. به علاوه وی از راویان [[بخاری]]، مسلم، [[ترمذی]]، [[نسائی]] و [[ابن ماجه]] است و پنج صحیح از [[صحاح ستّه]] اهل تسنن از او [[روایت]] کرده‌اند. جای بسی [[تعجب]] است که اهل تسنن از یک سو مسلم و بخاری را به [[عرش]] اعلا می‌برند و کتاب آن دو را پس از [[قرآن مجید]] صحیح‌ترین کتاب‌ها می‌دانند، و از سویی دیگر [[احادیث]] و راویان آنها را چنان چه برخلاف میلشان باشد جرح می‌کنند!


اگر نتوان به روایت خالد در [[شأن نزول آیه]] تطهیر درباره [[اهل بیت پیامبر]]{{عم}} [[احتجاج]] کرد، پس از چه رو اهل تسنن [[صحیح مسلم]] و بخاری را در هاله‌ای از [[عظمت]]، [[جلالت]]، صحت و قطعیت صدور قرار می‌دهند و هرگونه اشکال و [[انتقاد]] به آنها را جایز نمی‌شمارند؟!<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳]]، ص ۱۲۳.</ref>
اگر نتوان به روایت خالد در [[شأن نزول آیه]] تطهیر درباره [[اهل بیت پیامبر]]{{عم}} [[احتجاج]] کرد، پس از چه رو اهل تسنن [[صحیح مسلم]] و بخاری را در هاله‌ای از عظمت، جلالت، صحت و قطعیت صدور قرار می‌دهند و هرگونه اشکال و [[انتقاد]] به آنها را جایز نمی‌شمارند؟!<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۳]]، ص ۱۲۳.</ref>


=== مناقشه در [[موسی بن یعقوب]] ===
=== مناقشه در [[موسی بن یعقوب]] ===
۱۳۰٬۳۴۷

ویرایش