ام‌شریک انصاری: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[ام‌شریک انصاری در قرآن]] - [[ام‌شریک انصاری در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = صحابه | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[ام‌شریک انصاری در قرآن]] - [[ام‌شریک انصاری در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}


== مقدمه ==
== مقدمه ==
نام او [[غُزَیَّة بنت جابر بن حکیم بن عامر بن لؤی]] است. درباره این که از کدام [[قبیله]] بوده، نظریات مختلفی وجود دارد؛ عده‌ای گفته‌اند، [[قریشی]] و از [[طایفه]] عامر بوده است، چنان که در [[نسب]] او ذکر شد. گروهی او را از [[طایفه]] "دوسیّه" و از [[قبیله]] "ازد" شمرده‌اند. برخی هم او را از [[انصار]] دانسته‌اند<ref>نام او را "غُزَیله" هم نقل نموده‌اند. درباره نسب ام شریک، نقل‌های دیگری نیز گفته شده، مانند: ام شریک، بنت - دودان بن عوف بن عمر بن رواحة بن حجر. (الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۸، ص۱۲۲؛ تاریخ الیعقوبی، یعقوبی، ج۲، ص۸۴؛ انساب الاشراف، بلاذری، ج۲۶، ص۱۱؛ الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۴، ص۱۹۴۲؛ المنتظم، ابن جوزی، ج۵، ص۲۳۶؛ تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر، ج۳، ص۱۶۷؛سبل الهدی و الرشاد، صالحی شامی، ج۱۱، ص۲۳۶؛ امتاع الأسماع، مقریزی، ج۶، ص۴۴؛ اسد الغابة، ابن اثیر، ج۶، ص۳۵۱؛ الاصابه، ابن حجر، ج۸، ص۴۱۷ و أعیان الشیعة، امین عاملی، ج۳، ص۴۸۱).</ref>. برخی [[تاریخ‌نگاران]] نیز نظر جامعی را در این‌باره مطرح کرده‌اند که تمام این اقوال را در برمی‌گیرد؛ آنان گفته‌اند: [[ام شریک]] از [[طایفه]] عامر بوده، سپس با فردی از [[طایفه]] دوسی از [[قبیله ازد]] [[ازدواج]] کرد؛ از این رو به آن [[قبیله]] هم نسبت داده می‌شود. پس از آن هم با فردی از [[انصار]] [[ازدواج]] کرد، پس [[انصاری]] هم به شمار می‌آمده است؛ یا این که او را از [[انصار]] به معنای فراگیر آن بدانیم<ref>الاصابه، ابن حجر، ج۳، ص۴۸۱.</ref><ref>[[حسن مرادی|مرادی، حسن]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم]]، ص ۴۳۳.</ref>.
نام ام‌شریک انصاری "غُزَیَّة بنت جابر بن حکیم بن عامر بن لؤی" است. درباره اینکه از کدام [[قبیله]] بوده، نظریات مختلفی وجود دارد؛ عده‌ای گفته‌اند، [[قریشی]] و از طایفه عامر بوده است، چنان که در نسب او ذکر شد. گروهی او را از طایفه "دوسیّه" و از قبیله "[[ازد]]" شمرده‌اند. برخی هم او را از [[انصار]] دانسته‌اند<ref>نام او را "غُزَیله" هم نقل نموده‌اند. درباره نسب ام شریک، نقل‌های دیگری نیز گفته شده، مانند: ام شریک، بنت - دودان بن عوف بن عمر بن رواحة بن حجر. (الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۸، ص۱۲۲؛ تاریخ الیعقوبی، یعقوبی، ج۲، ص۸۴؛ انساب الاشراف، بلاذری، ج۲۶، ص۱۱؛ الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۴، ص۱۹۴۲؛ المنتظم، ابن جوزی، ج۵، ص۲۳۶؛ تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر، ج۳، ص۱۶۷؛سبل الهدی و الرشاد، صالحی شامی، ج۱۱، ص۲۳۶؛ امتاع الأسماع، مقریزی، ج۶، ص۴۴؛ اسد الغابة، ابن اثیر، ج۶، ص۳۵۱؛ الاصابه، ابن حجر، ج۸، ص۴۱۷ و أعیان الشیعة، امین عاملی، ج۳، ص۴۸۱).</ref>. برخی تاریخ‌نگاران نیز نظر جامعی را در این‌باره مطرح کرده‌اند که تمام این اقوال را در برمی‌گیرد؛ آنان گفته‌اند: [[ام شریک]] از طایفه عامر بوده، سپس با فردی از طایفه دوسی از [[قبیله ازد]] [[ازدواج]] کرد؛ از این رو به آن قبیله هم نسبت داده می‌شود. پس از آن هم با فردی از انصار [[ازدواج]] کرد، پس [[انصاری]] هم به شمار می‌آمده است؛ یا این که او را از انصار به معنای فراگیر آن بدانیم<ref>الاصابه، ابن حجر، ج۳، ص۴۸۱.</ref>.<ref>[[حسن مرادی|مرادی، حسن]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳]]، ص۴۳۳.</ref>


== [[اسلام آوردن]] [[ام شریک]] ==
== اسلام آوردن ام شریک ==
== [[ام شریک]] و هبه کردن خود به [[پیامبر]] {{صل}} ==
ام شریک، در [[مکه]] و در ایام [[ماه رمضان]] [[مسلمان]] شد. در آن [[زمان]]، [[پیامبر]]{{صل}} به [[مدینه]] [[هجرت]] فرموده بودند. ام شریک که در آن زمان [[همسر]] "[[ابی عکر بن سمی]]" بود، مخفیانه به میان [[زنان]] [[قریش]] می‌رفت و آنان را به [[اسلام]] [[دعوت]] می‌کرد؛ تا اینکه [[مشرکین]] از کار او [[آگاه]] شده، او را دستگیر کردند و به او گفتند: اگر قومت نبود تو را می‌کشتیم. پس او را به [[قبیله]] همسرش که [[بادیه‌نشین]] بودند، باز گرداندند.
== [[ام شریک]] و [[روایت]] ==
# [[حدیث]] [[دجّال]]
# [[حدیث]] امر به کشتن قورباغه
# [[حدیث]] هبه


== [[ام شریک]] در [[شأن نزول]] ==
[[ام شریک]] خود می‌گوید: "پس از این ماجرا [[قوم]] من به [[اذیت و آزار]] من پرداختند. آنها مرا بر شتر برهنه‌ای سوار می‌کردند، نان و عسل به من خورانده و از دادن آب به من خودداری می‌کردند. سه [[روز]] کارشان همین بود. در هر منزلی که فرود می‌آمدند مرا در [[آفتاب]] رها کرده و خود در [[سایه]] خیمه‌هایشان استراحت می‌کردند. از شدت [[ضعف]]، دیگر چشمم نمی‌دید، گوشم نمی‌شنید و نزدیک بود عقلم از دست برود. آنها در آخرین لحظات [[زندگی]] به من گفتند: [[دست]] از [[دین]] خود بردار تا به تو آب دهیم. من با دست به [[آسمان]] اشاره کردم و با این کار [[ایمان]] خود را به [[خداوند]] نشان دادم، پس آنها مرا رها کرده، رفتند. ناگهان روی سینه خود [[احساس]] خنکی کردم؛ وقتی به طرف آن دست بردم دلوی به دستم آمد، یک نفس، از آن می‌نوشیدم. ناگاه دلو از من جدا شد، وقتی قدرتی یافتم، [[چشم]] گشودم و دیدم دلو از آسمان آویخته است. دوباره دلو پایین آمد و نوشیدم؛ تا سه بار این کار تکرار شد و کاملا سیراب شدم و باقیمانده آب را هم بر سر و صورت و لباس‌هایم ریختم. [[قوم]] من با شنیدن صدای آب به من گفتند: ای دشمن خدا! این آب را از کجا آورده‌ای؟ گفتم: دشمن خدا کسی است که با [[دین خدا]] مخالف است، نه من. اما اینکه گفتید آب از کجاست، لطفی بود که [[خدا]] به من ارزانی داشت. آنها به سراغ مشک‌ها و ظرف‌های آب خود رفتند و دیدند دست نخورده است. پس گفتند: [[شهادت]] می‌دهیم آن خدایی که تو را چنین روزی می‌دهد، هم او [[پروردگار]] ماست. پس همگی [[اسلام]] آورده و همراه من به سوی [[رسول خدا]]{{صل}} حرکت کردند"<ref>.در نقل دیگری هم آمده است که ام شریک به تنهایی قصد حرکت به‌سوی پیامبر{{صل}} را داشت، مردی یهودی به او گفت: من و خانواده‌ام حاضریم تو را تا نزد پیامبر{{صل}} همراهی کنیم؛ و آن‌چه درباره را اذیت و آزار قوم یهودی ام شریک به او نقل شده، طبق این نظر، درباره این یهودی بیان شده است که او چگونه بر ام شریک سخت گرفت. همین نقل‌های مختلف باعث شده تا برخی بگویند داستان عنایت الهی به ام شریک چند بار اتفاق افتاده است. (الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۸، ص۱۲۳؛ المنتظم، ابن جوزی، ج۵، ص۲۳۷؛ الاصابه، ابن حجر، ج۸، ص۴۱۷-۴۱۸؛ اسد الغابة، ابن اثیر، ج۶، ص۳۵۱؛ کتاب المحبر، ابن حبیب، ص۸۲؛ دلائل النبوة، بیهقی، ج۶، ص۱۲۳؛ السیرة الحلبیه، حلبی، ج۳، ص۴۱۶ و امتاع الأسماع، مقریزی، ج۶، ص۴۵)</ref>.<ref>[[حسن مرادی|مرادی، حسن]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳]]، ص۴۳۴؛ [[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت پیامبر (کتاب)|مظلومیت پیامبر]]، ص۶۵.</ref>
 
== [[ام شریک]] و هبه کردن خود به [[پیامبر]]{{صل}} ==
ام شریک قبل از [[مهاجرت به مدینه]]، [[همسر]] "ابو عکر بن سمی بن حارث ازدی"<ref>درباره ابوعکر بیش از این چیزی در تاریخ ثبت نشده، اما آن‌چه مسلم است، آن است که ام شریک هنگام ورود به مدینه، دیگر، شوهری نداشته است.</ref> بود و برای او "[[شریک]]" را به [[دنیا]] آورد<ref>الاستیعاب، ابن عبدالبر ۴، ص۱۹۴۲؛ کتاب المحبر، ابن حبیب، ص۸۱؛ اسد الغابة، ابن اثیرج ۶، ص۳۵۲؛ تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر، ج۳، ص۱۶۷؛ امتاع الأسماع، مقریزی، ج۶، ص۴۴؛ الإصابة، ابن حجر، ج۸، ص۴۱۷ و أعیان الشیعة، امین عاملی، ج۳، ص۴۸۱.</ref>. زمانی که به مدینه [[مهاجرت]] نمود، بدون آن‌که مهری بخواهد، خودش را به پیامبر{{صل}} بخشید<ref>برخی امور مخصوص پیامبر{{صل}} بود، مانند: وجوب نماز نافله شب، جواز ازدواج با بیش از چهار زن، نداشتن سایه، هبه نمودن زنی خود را به پیامبر{{صل}} و پذیرش حضرت که در حکم ازدواج بود و....</ref>. اما در اینکه پیامبر{{صل}} پذیرفت یا نه، [[اختلاف]] نظر وجود دارد. برخی گفته‌اند: حضرت نپذیرفت و ام شریک هم تا پایان عمر دیگر [[ازدواج]] نکرد. عده‌ای نیز گفته‌اند: حضرت پذیرفت.
 
پس از این کار، [[عایشه]]، ام شریک را که زنی [[صالح]]، پیر و در عین حال [[زیبا]] بود، [[سرزنش]] کرد. نقل شده است که به او گفت: {{عربی|ما فی اِمرأةٍ حین وَهَبَت نَفسَها مِن خیرٍ}}؛ در زنی که خویشتن را ببخشد، خیری نیست. ام شریک در پاسخ او گفت: "بله! من همانم که خود را به [[پیامبر]]{{صل}} بخشیدم". پس این [[آیه]] نازل شد: {{متن قرآن|وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ الله غَفُورًا رَحِيمًا}}<ref>«و هر زن مؤمنی را که خود را به پیامبر ببخشد -اگر پیامبر بخواهد او را به همسری برگزیند- در حالی که این ویژه توست نه مؤمنان؛ ما نیک می‌دانیم که برای آنان در مورد همسران و کنیزهاشان چه مقرّر داشته‌ایم؛ تا برای تو تنگنایی نباشد و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref>.
 
[[عایشه]] پس از نازل شدن آیه به [[ام شریک]] گفت: "[[خدا]] خواست تو را چه سریع برآورده کرد". پیامبر{{صل}} به او فرمودند: "اگر تو هم خدا را [[اطاعت]] کنی، تمام خواسته‌هایت را برآورده می‌کند"<ref>الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۸، ص۱۲۲؛ تاریخ الیعقوبی، یعقوبی، ج۲، ص۸۴؛ مسند احمد، احمد بن حنبل، ج۶، ص۴۶۲؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، ج۸، ص۱۷۱- ۱۷۰؛ أعیان الشیعة، امین عاملی، ج۳، ص۴۸۱ و تاریخ تحقیقی اسلامی یوسفی غروی (ترجمه: عربی)، ج۳، ص۲۸.</ref>.
 
به نظر می‌رسد این آیه و [[شأن نزول]] آن، ضمن اشاره به [[فضیلت]] و [[ایمان]] ام شریک، قول دوم را که پذیرش هبه از سوی پیامبر{{صل}} است، تقویت می‌نماید<ref>[[حسن مرادی|مرادی، حسن]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳]]، ص۴۳۵.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
* [[پرونده:1100352.jpg|22px]] [[حسن مرادی|مرادی، حسن]]، [[ام شریک (مقاله)|مقاله «ام شریک»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|'''دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳''']]
# [[پرونده:1100352.jpg|22px]] [[حسن مرادی|مرادی، حسن]]، [[ام شریک (مقاله)|مقاله «ام شریک»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳ (کتاب)|'''دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۳''']]
# [[پرونده:IM009684.jpg|22px]] [[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت پیامبر (کتاب)|'''مظلومیت پیامبر''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۱۳۰٬۲۶۲

ویرایش