بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
[[تبلیغ]] [[امامت]] و [[خلافت امام علی]]{{ع}} همزاد ابلاغ رسالت بود و تا آخرین روزهای [[زندگی پیامبر]] نیز ادامه داشت. از [[حجة الوداع]] چندان نگذشته بود که [[پیامبر]] [[بیمار]] شد و میدانست که به زودی به ملأ اعلی کوچ خواهد کرد. او اگرچه [[وظیفه]] خود را به گونه تام و کامل به انجام رسانده بود، [[آگاه]] بود که در [[نهان]] چه توطئههایی در حال شکل گرفتن است و نگران [[آینده]] بود؛ آینده [[امت]] و آینده این [[آیین]] نوپا. در بستر [[مرگ]] و در حالت [[بیماری]] و تب نیز به امت میاندیشید و بدین سبب از اطرافیان خود خواست تا برایش قلم و دوات آماده کنند تا [[وصیت]] نامهای برای امت خود بنویسد که هیچگاه [[گمراه]] نشوند: {{متن حدیث|ائْتُونِي بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَاباً لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَداً}}. لحن کلام پیامبر همانند [[حدیث ثقلین]] است: {{متن حدیث|وَ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي}} و معلوم بود که از [[تمسک به قرآن]] و [[اهل بیت]] سخن خواهد گفت و این سخن به صورت نوشتار ثبت شده و باقی خواهد ماند<ref>[[سید محمد کاظم طباطبایی|طباطبایی، سید محمد کاظم]]، [[ادله و نصوص امامت علی (مقاله)| مقاله «ادله و نصوص امامت علی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]]، ص ۲۲۶.</ref>. ولی بعضی از [[صحابه]] به [[مخالفت]] برخاستند و مانع نوشتن این | [[تبلیغ]] [[امامت]] و [[خلافت امام علی]]{{ع}} همزاد ابلاغ رسالت بود و تا آخرین روزهای [[زندگی پیامبر]] نیز ادامه داشت. از [[حجة الوداع]] چندان نگذشته بود که [[پیامبر]] [[بیمار]] شد و میدانست که به زودی به ملأ اعلی کوچ خواهد کرد. او اگرچه [[وظیفه]] خود را به گونه تام و کامل به انجام رسانده بود، [[آگاه]] بود که در [[نهان]] چه توطئههایی در حال شکل گرفتن است و نگران [[آینده]] بود؛ آینده [[امت]] و آینده این [[آیین]] نوپا. در بستر [[مرگ]] و در حالت [[بیماری]] و تب نیز به امت میاندیشید و بدین سبب از اطرافیان خود خواست تا برایش قلم و دوات آماده کنند تا [[وصیت]] نامهای برای امت خود بنویسد که هیچگاه [[گمراه]] نشوند: {{متن حدیث|ائْتُونِي بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَاباً لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَداً}}. لحن کلام پیامبر همانند [[حدیث ثقلین]] است: {{متن حدیث|وَ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي}} و معلوم بود که از [[تمسک به قرآن]] و [[اهل بیت]] سخن خواهد گفت و این سخن به صورت نوشتار ثبت شده و باقی خواهد ماند<ref>[[سید محمد کاظم طباطبایی|طباطبایی، سید محمد کاظم]]، [[ادله و نصوص امامت علی (مقاله)| مقاله «ادله و نصوص امامت علی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۳ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۳]]، ص ۲۲۶.</ref>. ولی بعضی از [[صحابه]] به [[مخالفت]] برخاستند و مانع نوشتن این نامه شدند. این واقعه در [[تاریخ]] به [[حدیث]] «قلم و دوات» مشهور شده است. این [[بهترین]] فرصتی بود که [[پیامبر]] ارزندهترین یادگار را برای امتش بگذارد و جلوی اختلافها و ضلالتها برای همیشه گرفته شود، چون آن حضرت میدانست چه فتنههایی در پیش است امّا نگذاشتند<ref>[[فاطمه پهلوانپور|پهلوانپور، فاطمه]]، [[حدیث قلم و دوات (مقاله)|حدیث قلم و دوات]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)| فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۲۹۲؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۲۶۹.</ref>. | ||
== [[حدیث]] قلم و دوات یا [[حدیث]] قرطاس == | == [[حدیث]] قلم و دوات یا [[حدیث]] قرطاس == | ||
[[حدیث]] قلم و دوات به نام دیگری ([[حدیث]] قرطاس) نیز مشهور شده است. قرطاس، مفرد قراطیس و به معنای کاغذ است. هر دو لفظ «قرطاس و قراطیس» در [[قرآن مجید]] به کار رفته است: {{متن قرآن|وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَابًا فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ}}<ref>«اگر بر تو کتابی (نگاشته) بر کاغذی فرو میفرستادیم که (همگان) آن را به دست خود لمس میکردند، باز کافران میگفتند: این جز جادویی آشکار نیست» سوره انعام، آیه ۷.</ref>.<ref>[[فاطمه پهلوانپور|پهلوانپور، فاطمه]]، [[حدیث قلم و دوات (مقاله)|حدیث قلم و دوات]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)| فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۲۹۲.</ref> | [[حدیث]] قلم و دوات به نام دیگری ([[حدیث]] قرطاس) نیز مشهور شده است. قرطاس، مفرد قراطیس و به معنای کاغذ است. هر دو لفظ «قرطاس و قراطیس» در [[قرآن مجید]] به کار رفته است: {{متن قرآن|وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَابًا فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ}}<ref>«اگر بر تو کتابی (نگاشته) بر کاغذی فرو میفرستادیم که (همگان) آن را به دست خود لمس میکردند، باز کافران میگفتند: این جز جادویی آشکار نیست» سوره انعام، آیه ۷.</ref>.<ref>[[فاطمه پهلوانپور|پهلوانپور، فاطمه]]، [[حدیث قلم و دوات (مقاله)|حدیث قلم و دوات]]، [[فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)| فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱]]، ص۲۹۲.</ref> | ||
== [[هدف]] [[پیامبر]] {{صل}} از نوشتن | == [[هدف]] [[پیامبر]] {{صل}} از نوشتن نامه == | ||
روشن است که [[هدف]] [[پیامبر]] {{صل}} چیزی جز تحکیم و تثبیت [[خلافت]] [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}} و [[لزوم]] [[پیروی]] از [[اهلبیت]] خود نبود و این مطلب با توجه به [[حدیث ثقلین]] مشخص میشود که مورد اتفاق جمیع محدثان از [[اهل تسنن]] و [[تشیع]] است. | روشن است که [[هدف]] [[پیامبر]] {{صل}} چیزی جز تحکیم و تثبیت [[خلافت]] [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}} و [[لزوم]] [[پیروی]] از [[اهلبیت]] خود نبود و این مطلب با توجه به [[حدیث ثقلین]] مشخص میشود که مورد اتفاق جمیع محدثان از [[اهل تسنن]] و [[تشیع]] است. | ||
| خط ۴۵: | خط ۴۵: | ||
# '''جسارت به پیامبر {{صل}}''': عمر توانست گروه بسیاری را نیز در این [[اندیشه]] و رأی با خود همراه کند و باند [[نفاق]] در رأس آن عمر، توانست حوادث را آنگونه که میخواست به جریان انداخته و [[رهبری]] کند. | # '''جسارت به پیامبر {{صل}}''': عمر توانست گروه بسیاری را نیز در این [[اندیشه]] و رأی با خود همراه کند و باند [[نفاق]] در رأس آن عمر، توانست حوادث را آنگونه که میخواست به جریان انداخته و [[رهبری]] کند. | ||
# '''تثبیت پایههای خلافت تحمیلی''': عمر در داخل [[سقیفه]] نیز نقش اساسی و اصلی را داشت و بعد از آنکه [[اکثریت]] حاضر در سقیفه، با [[ابوبکر]] [[بیعت]] کردند و از سقیفه بیرون آمدند. گروهی را تنظیم و تجهیز کرد تا علی و کسانی را که با او در [[خانه فاطمه]] [[دختر رسول خدا]] حضور داشتند بیرون آورند تا با ابوبکر بیعت کنند. عمر شخصاً علی را [[تهدید]] کرد که اگر بیعت نکند کشته میشود. | # '''تثبیت پایههای خلافت تحمیلی''': عمر در داخل [[سقیفه]] نیز نقش اساسی و اصلی را داشت و بعد از آنکه [[اکثریت]] حاضر در سقیفه، با [[ابوبکر]] [[بیعت]] کردند و از سقیفه بیرون آمدند. گروهی را تنظیم و تجهیز کرد تا علی و کسانی را که با او در [[خانه فاطمه]] [[دختر رسول خدا]] حضور داشتند بیرون آورند تا با ابوبکر بیعت کنند. عمر شخصاً علی را [[تهدید]] کرد که اگر بیعت نکند کشته میشود. | ||
# '''حذف [[امامت]] [[نور]] از صحنه [[خلافت]]''': آنها که در مقابل خلیفه حق نغمه شوم حسبنا كتاب الله را سر دادند، ظاهراً [[قرآن]] را قبول داشتند ولی لبه تیز حمله و نقطه ثقل برخوردشان، [[عترت]] و امامت نور بود که اگر [[کلام]] [[نورانی]] [[پیامبر]] {{صل}} تحقق مییافت تا [[آخرالزمان]] رجال [[دین]] و [[صالحان]] [[امت]] از مدار [[زمامداری]] و خلافت حذف نمیشدند، در نتیجه بنیامیه و [[بنیعباس]] صحنه گردان خلافت بر [[مردم]] نمیبودند. آنها با حذف رجال دین و امامت نور باعث تعطیلی [[احکام]] [[الله]] شدند<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت پیامبر (کتاب)|مظلومیت پیامبر]] ص ۳۹۳.</ref>. | # '''حذف [[امامت]] [[نور]] از صحنه [[خلافت]]''': آنها که در مقابل خلیفه حق نغمه شوم حسبنا كتاب الله را سر دادند، ظاهراً [[قرآن]] را قبول داشتند ولی لبه تیز حمله و نقطه ثقل برخوردشان، [[عترت]] و امامت نور بود که اگر [[کلام]] [[نورانی]] [[پیامبر]] {{صل}} تحقق مییافت تا [[آخرالزمان]] رجال [[دین]] و [[صالحان]] [[امت]] از مدار [[زمامداری]] و خلافت حذف نمیشدند، در نتیجه بنیامیه و [[بنیعباس]] صحنه گردان خلافت بر [[مردم]] نمیبودند. آنها با حذف رجال دین و امامت نور باعث تعطیلی [[احکام]] [[الله]] شدند<ref>[[علی راجی|راجی، علی]]، [[مظلومیت پیامبر (کتاب)|مظلومیت پیامبر]]، ص ۳۹۳.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||