حضرت فاطمه در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳۶: خط ۳۶:
== سوره دهر ==
== سوره دهر ==
{{اصلی|سوره دهر}}
{{اصلی|سوره دهر}}
روزی [[امام حسن]] و [[امام حسین]] {{عم}} [[بیمار]] شدند و [[رسول اکرم]] {{صل}} به اتفاق جمعی از [[مردم]] از آن دو بزرگوار [[عیادت]] نمود. عیادت‌کنندگان به [[امیر مؤمنان]] {{ع}} گفتند: [[ابو الحسن]]! برای بهبودی فرزندانت [[نذری]] انجام ده، از این‌رو، علی {{ع}} و [[فاطمه]] {{س}} و فضّه خادمه، [[نذر]] کردند در صورت بهبودی [[حسنین]] {{عم}}، سه [[روز]] [[روزه]] بگیرند، دیری نپایید که آن‌دو بزرگوار [[شفا]] یافتند و آنها طبق نذری که انجام داده بودند روزه گرفتند ولی خوراکی در [[خانه]] نداشتند، به همین دلیل، علی {{ع}} از [[شمعون]] خیبری [[یهودی]] سه صاع (۹ کیلوگرم) جو، [[قرض]] گرفت. یک صاع آن را [[فاطمه زهرا]] {{س}} [[آسیا]] کرد و پنج قرص نان به تعداد اعضای [[خانواده]] تهیه نمود و آنها را مقابل خود نهادند تا روزه خویش را [[افطار]] کنند که مستمندی بر در خانه آمد و گفت: [[سلام]] و [[درود]] بر [[اهل بیت]] محمد {{صل}} من [[فقیری]] [[بینوا]] و [[مسلمان]] و گرسنه‌ام، به من غذایی عطا کنید خداوند در عوض به شما از غذاهای بهشتی نصیب گرداند، اهل بیت غذای خود را به وی داده و آن شب با آب افطار کرده و خوابیدند، فردای آن روز نیز روزه گرفتند. با فرا رسیدن شب، غذایی برای تناول، نزد خود گذاشتند که این‌بار [[یتیمی]] از راه رسید و [[غذا]] را به او دادند و بار سوم اسیری بر در خانه آمد و آنان نیز همان کار قبلی را انجام دادند.
روزی [[امام حسن]] و [[امام حسین]] {{عم}} [[بیمار]] شدند و [[رسول اکرم]] {{صل}} به اتفاق جمعی از [[مردم]] از آن دو بزرگوار [[عیادت]] نمود. عیادت‌کنندگان به [[امیر مؤمنان]] {{ع}} گفتند: [[ابو الحسن]]! برای بهبودی فرزندانت [[نذری]] انجام ده، از این‌رو، علی {{ع}} و [[فاطمه]] {{س}} و فضّه خادمه، [[نذر]] کردند در صورت بهبودی [[حسنین]] {{عم}}، سه [[روز]] [[روزه]] بگیرند، دیری نپایید که آن‌دو بزرگوار [[شفا]] یافتند و آنها طبق نذری که انجام داده بودند روزه گرفتند ولی خوراکی در [[خانه]] نداشتند، به همین دلیل، علی {{ع}} از [[شمعون]] خیبری [[یهودی]] سه صاع (۹ کیلوگرم) جو، [[قرض]] گرفت. یک صاع آن را [[فاطمه زهرا]] {{س}} [[آسیا]] کرد و پنج قرص نان به تعداد اعضای [[خانواده]] تهیه نمود و آنها را مقابل خود نهادند تا روزه خویش را [[افطار]] کنند که مستمندی بر در خانه آمد و گفت: [[سلام]] و [[درود]] بر [[اهل بیت]] محمد {{صل}} من [[فقیری]] [[بینوا]] و [[مسلمان]] و گرسنه‌ام، به من غذایی عطا کنید خداوند در عوض به شما از غذاهای بهشتی نصیب گرداند، اهل بیت غذای خود را به وی داده و آن شب با آب افطار کرده و خوابیدند، فردای آن روز نیز روزه گرفتند. با فرا رسیدن شب، غذایی برای تناول، نزد خود گذاشتند که این‌بار [[یتیمی]] از راه رسید و غذا را به او دادند و بار سوم اسیری بر در خانه آمد و آنان نیز همان کار قبلی را انجام دادند.


صبح روز بعد، علی {{ع}} دست [[امام حسن]] و [[امام حسین]] را گرفت و نزد [[رسول خدا]] {{صل}} شرفیاب شدند، تا [[پیامبر اکرم]] چشمش به آنان افتاد، دید از شدّت [[گرسنگی]] مانند جوجه به خود می‌لرزند، فرمود: برایم بسیار دردناک است که شما را با چنین حالتی می‌بینم، سپس به‌پا خاست و به اتّفاق آنان به‌ [[خانه علی]] آمد، دید فاطمه در [[محراب]] [[عبادت]] خویش است و از [[گرسنگی]] شکمش به پشت او چسبیده و چشمانش به گودی نشسته است. [[رسول خدا]] {{صل}} از [[مشاهده]] این منظره فوق‌العاده متأثر شد، در این هنگام [[جبرئیل]] نازل شد و عرضه داشت: محمد! این [[آیات]] را دریافت نما، [[خداوند]] تو را به وجود این [[اهل بیت]] تهنیت گفته است و [[سوره]] [[مبارک]] دهر را بر حضرت [[تلاوت]] کرد.
صبح روز بعد، علی {{ع}} دست [[امام حسن]] و [[امام حسین]] را گرفت و نزد [[رسول خدا]] {{صل}} شرفیاب شدند، تا [[پیامبر اکرم]] چشمش به آنان افتاد، دید از شدّت [[گرسنگی]] مانند جوجه به خود می‌لرزند، فرمود: برایم بسیار دردناک است که شما را با چنین حالتی می‌بینم، سپس به‌پا خاست و به اتّفاق آنان به‌ [[خانه علی]] آمد، دید فاطمه در [[محراب]] [[عبادت]] خویش است و از [[گرسنگی]] شکمش به پشت او چسبیده و چشمانش به گودی نشسته است. [[رسول خدا]] {{صل}} از [[مشاهده]] این منظره فوق‌العاده متأثر شد، در این هنگام [[جبرئیل]] نازل شد و عرضه داشت: محمد! این [[آیات]] را دریافت نما، [[خداوند]] تو را به وجود این [[اهل بیت]] تهنیت گفته است و [[سوره]] [[مبارک]] دهر را بر حضرت [[تلاوت]] کرد.
خط ۱۰۰: خط ۱۰۰:
{{متن قرآن|يُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ}}<ref>«و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشته‌اند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کرده‌اند، دوست می‌دارند و در دل به آنچه به مهاجران داده‌اند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمی‌گزینند هر چند خود نیازمند باشند» سوره حشر، آیه ۹.</ref>
{{متن قرآن|يُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ}}<ref>«و (نیز برای) کسانی است که پیش از (آمدن) مهاجران، در خانه (های مدینه) و (پایگاه) ایمان، جای داشته‌اند؛ کسانی را که به سوی آنان هجرت کرده‌اند، دوست می‌دارند و در دل به آنچه به مهاجران داده‌اند، چشمداشتی ندارند و (آنان را) بر خویش برمی‌گزینند هر چند خود نیازمند باشند» سوره حشر، آیه ۹.</ref>


[[مفسران]] در [[شأن نزول]] أین أیه داستان‌های متعددی نقل کرده‌اند. در [[حدیثی]] می‌خوانیم: کسی [[خدمت]] [[پیامبر]] آمد و عرض کرد: گرسنه‌ام. پیامبر دستور داد از [[منزل]] برای او غذایی بیاورند، ولی در منزل حضرت [[غذا]] نبود؛ فرمود: چه کسی امشب این مرد را میهمان می‌کند؟ مردی از [[انصار]] اعلام [[آمادگی]] کرد و او را به منزل خویش برد، اما جز مقدار کمی غذا برای [[کودکان]] خود چیزی نداشت؛ سفارش کرد غذا را برای میهمان بیاورید و چراغ را خاموش کرد و به همسرش گفت: کودکان را هرگونه که ممکن است، چاره کن تا [[خواب]] روند؛ سپس [[زن]] و مرد بر سر سفره نشستند و بی‌آنکه چیزی از غذا در دهان بگذارند، [[دهان]] خود را تکان می‌دادند. میهمان [[گمان]] کرد آنها نیز همراه او غذا می‌خورند و به مقدار کافی خورد و [[سیر]] شد و آنها شب گرسنه خوابیدند. صبح خدمت پیامبر آمدند. پیامبر نگاهی به آنها کرد و تبسمی فرمود و [[آیه]] فوق را [[تلاوت]] کرد و ایثار آنها را ستود.
[[مفسران]] در [[شأن نزول]] أین أیه داستان‌های متعددی نقل کرده‌اند. در [[حدیثی]] می‌خوانیم: کسی [[خدمت]] [[پیامبر]] آمد و عرض کرد: گرسنه‌ام. پیامبر دستور داد از [[منزل]] برای او غذایی بیاورند، ولی در منزل حضرت غذا نبود؛ فرمود: چه کسی امشب این مرد را میهمان می‌کند؟ مردی از [[انصار]] اعلام [[آمادگی]] کرد و او را به منزل خویش برد، اما جز مقدار کمی غذا برای کودکان خود چیزی نداشت؛ سفارش کرد غذا را برای میهمان بیاورید و چراغ را خاموش کرد و به همسرش گفت: کودکان را هرگونه که ممکن است، چاره کن تا [[خواب]] روند؛ سپس [[زن]] و مرد بر سر سفره نشستند و بی‌آنکه چیزی از غذا در دهان بگذارند، دهان خود را تکان می‌دادند. میهمان [[گمان]] کرد آنها نیز همراه او غذا می‌خورند و به مقدار کافی خورد و [[سیر]] شد و آنها شب گرسنه خوابیدند. صبح خدمت پیامبر آمدند. پیامبر نگاهی به آنها کرد و تبسمی فرمود و [[آیه]] فوق را [[تلاوت]] کرد و ایثار آنها را ستود.


در روایاتی که از طرق [[اهل بیت]] رسیده می‌خوانیم: میزبان، علی {{ع}} و کودکان، [[فرزندان]] او و کسی که کودکان را گرسنه خواباند، بانوی [[اسلام]] [[فاطمه زهرا]] {{س}} بود<ref>مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن طبرسی، ج۹، ذیل آیه.</ref>.
در روایاتی که از طرق [[اهل بیت]] رسیده می‌خوانیم: میزبان، علی {{ع}} و کودکان، [[فرزندان]] او و کسی که کودکان را گرسنه خواباند، بانوی [[اسلام]] [[فاطمه زهرا]] {{س}} بود<ref>مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن طبرسی، ج۹، ذیل آیه.</ref>.
خط ۱۰۷: خط ۱۰۷:


== آیة الکبری ==
== آیة الکبری ==
[[خداوند]] می‌فرماید: {{متن قرآن|كَلَّا وَالْقَمَرِ * وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ * وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ * إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ}}<ref>«هرگز! سوگند به ماه * و به شب آنگاه که پشت کند * و به بامداد چون بردمد * که آن (دوزخ) یکی از بزرگ (نشانه) هاست» سوره مدثر، آیه ۳۲-۳۵.</ref>. خداوند به سه چیز مهم [[سوگند]] یاد می‌نماید تا مطلبی مهم را گوشزد کند: سوگند به ماه که از نظر [[آفرینش]]، گردش [[منظم]]، [[نور]] و [[زیبایی]] و تغییرات تدریجی مهم است. سوگند به شب هنگامی که دامن برچیند، که خاموش و آرام‌بخش و هنگام [[راز و نیاز]] عاشقانه با [[حضرت حق]] است و سوگند به صبح روشن که پایان [[تاریکی]]، [[زیبا]] و دل‌انگیز و هنگام [[کوشش]] است.
[[خداوند]] می‌فرماید: {{متن قرآن|كَلَّا وَالْقَمَرِ * وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ * وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ * إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ}}<ref>«هرگز! سوگند به ماه * و به شب آنگاه که پشت کند * و به بامداد چون بردمد * که آن (دوزخ) یکی از بزرگ (نشانه) هاست» سوره مدثر، آیه ۳۲-۳۵.</ref>. خداوند به سه چیز مهم [[سوگند]] یاد می‌نماید تا مطلبی مهم را گوشزد کند: سوگند به ماه که از نظر [[آفرینش]]، گردش [[منظم]]، [[نور]] و [[زیبایی]] و تغییرات تدریجی مهم است. سوگند به شب هنگامی که دامن برچیند، که خاموش و آرام‌بخش و هنگام [[راز و نیاز]] عاشقانه با [[حضرت حق]] است و سوگند به صبح روشن که پایان [[تاریکی]]، [[زیبا]] و دل‌انگیز و هنگام کوشش است.


[[مفسر]] بزرگ، [[علی بن ابراهیم]] در [[تفسیر]] گران‌سنگ خود از پنجمین پیشوای نور، صاحب [[علم خدا]]، [[حضرت باقر]] {{ع}} درباره بطن و تفسیر {{متن قرآن|إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ}}<ref>«که آن (دوزخ) یکی از بزرگ (نشانه) هاست» سوره مدثر، آیه ۳۵.</ref> چنین [[روایت]] کرده که منظور، [[حضرت فاطمه]] {{س}} است<ref>تفسیر نورالثقلین، عبد علی بن جمعة العروسی الحویزی، ج۵، ص۴۵۸؛ تفسیر القمی، علی بن ابراهیم بن هاشم قمی ج۲، ص۳۹۹.</ref>. آنچه خداوند به آن سوگند می‌خورد، عظیم است و آنچه برای آن سوگند یاد می‌کند، بسیار بزرگ و بی‌اندازه مهم. گاه افراد عادی درصدد بر می‌آیند از شخصی تعریف و تمجید نمایند و گاه پیامبر یا [[امام]]- که صرف‌نظر از [[وحی]]، اقیانوس بی‌کرانه [[دانش]] و [[بینش]] او به گستره [[تاریخ]] [[فرهنگ‌ها]] موج می‌زند - کسی را می‌ستاید؛ اما آنجا که [[عقل‌ها]] حیران، [[اندیشه‌ها]] سرگردان و دستیابی همگان به قله پرافتخارش کوتاه است و [[شگفتی]] فزونی می‌یابد که [[آفریدگار]] کهکشان‌ها و [[آسمان]] بلند و برافراشته، آفریدگاری که [[ابراهیم]]، [[موسی]] و [[عیسی]] {{عم}} و سالار پیام‌آوران را [[مبعوث]] نمود، می‌خواهد شخصیتی را معرفی کند که از دیدگاه خودش بزرگ است و آن کسی جز [[فاطمه]] {{س}} نیست. به خاطر این بزرگی است که [[پدر]] بزرگوارش می‌فرماید: {{متن حدیث|فِدَاكِ أَبُوكِ‌}}؛ «پدرت به قربانت»<ref>بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، ج۴۳، ص۱۱۷.</ref>.<ref>[[سید حسین اسحاقی|اسحاقی، سید حسین]]، [[فرهنگنامه فاطمی ج۱ (کتاب)| فرهنگنامه فاطمی ج۱]]، ص ۲۷۴.</ref>
[[مفسر]] بزرگ، [[علی بن ابراهیم]] در [[تفسیر]] گران‌سنگ خود از پنجمین پیشوای نور، صاحب [[علم خدا]]، [[حضرت باقر]] {{ع}} درباره بطن و تفسیر {{متن قرآن|إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ}}<ref>«که آن (دوزخ) یکی از بزرگ (نشانه) هاست» سوره مدثر، آیه ۳۵.</ref> چنین [[روایت]] کرده که منظور، [[حضرت فاطمه]] {{س}} است<ref>تفسیر نورالثقلین، عبد علی بن جمعة العروسی الحویزی، ج۵، ص۴۵۸؛ تفسیر القمی، علی بن ابراهیم بن هاشم قمی ج۲، ص۳۹۹.</ref>. آنچه خداوند به آن سوگند می‌خورد، عظیم است و آنچه برای آن سوگند یاد می‌کند، بسیار بزرگ و بی‌اندازه مهم. گاه افراد عادی درصدد بر می‌آیند از شخصی تعریف و تمجید نمایند و گاه پیامبر یا [[امام]]- که صرف‌نظر از [[وحی]]، اقیانوس بی‌کرانه [[دانش]] و [[بینش]] او به گستره [[تاریخ]] [[فرهنگ‌ها]] موج می‌زند - کسی را می‌ستاید؛ اما آنجا که [[عقل‌ها]] حیران، [[اندیشه‌ها]] سرگردان و دستیابی همگان به قله پرافتخارش کوتاه است و [[شگفتی]] فزونی می‌یابد که [[آفریدگار]] کهکشان‌ها و [[آسمان]] بلند و برافراشته، آفریدگاری که [[ابراهیم]]، [[موسی]] و [[عیسی]] {{عم}} و سالار پیام‌آوران را [[مبعوث]] نمود، می‌خواهد شخصیتی را معرفی کند که از دیدگاه خودش بزرگ است و آن کسی جز [[فاطمه]] {{س}} نیست. به خاطر این بزرگی است که پدر بزرگوارش می‌فرماید: {{متن حدیث|فِدَاكِ أَبُوكِ‌}}؛ «پدرت به قربانت»<ref>بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، ج۴۳، ص۱۱۷.</ref>.<ref>[[سید حسین اسحاقی|اسحاقی، سید حسین]]، [[فرهنگنامه فاطمی ج۱ (کتاب)| فرهنگنامه فاطمی ج۱]]، ص ۲۷۴.</ref>


== [[آیه]] اعطا ==
== [[آیه]] اعطا ==
خط ۱۲۱: خط ۱۲۱:
از خرائج راوندی و [[مناقب]] [[ابن‌شهرآشوب]] هم منقول است که پس از نزول {{متن قرآن|وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ}}<ref>«و حقّ خویشاوند را به او برسان و نیز (حقّ) مستمند و در راه مانده را و هیچ‌گونه فراخ‌رفتاری مورز» سوره اسراء، آیه ۲۶.</ref> پیامبر فاطمه {{س}} را خواند و فرمود: فدک [[مال]] تو و [[ذریه]] بعد از تو یعنی [[نسل]] بعد از نسل است؛ عوض [[حق]] مادر تو است؛ فدک [[هدیه]] برای تو است».
از خرائج راوندی و [[مناقب]] [[ابن‌شهرآشوب]] هم منقول است که پس از نزول {{متن قرآن|وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ}}<ref>«و حقّ خویشاوند را به او برسان و نیز (حقّ) مستمند و در راه مانده را و هیچ‌گونه فراخ‌رفتاری مورز» سوره اسراء، آیه ۲۶.</ref> پیامبر فاطمه {{س}} را خواند و فرمود: فدک [[مال]] تو و [[ذریه]] بعد از تو یعنی [[نسل]] بعد از نسل است؛ عوض [[حق]] مادر تو است؛ فدک [[هدیه]] برای تو است».


[[امیر مؤمنان]] به امر رسول خدا قباله فدک را به نام فاطمه {{س}} نوشت. علی {{ع}} و [[غلام]] رسول الله و [[ام ایمن]] به عنوان [[شاهد]] حضور داشتند. فاطمه {{س}} گفت: [[پدر]] [[جان]]! در [[زمان]] [[حیات]] تو، من در آن [[تصرف]] نخواهم کرد؛ زیرا که شما بر جان و مال من سزاوارتر هستی {{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ}}<ref>«پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است» سوره احزاب، آیه ۶.</ref>. [[اراده]] پیامبر درباره تصرف در جان و مال آنها بر اراده خودشان مقدم است. سپس پیامبر عواقب امور و [[بخل‌ورزی]] و [[خودخواهی]] مردان و [[کردار]] و [[رفتار]] ناجوانمردانه و تحرکات و تطورات پس از [[رحلت]] خود را به فاطمه {{س}} خبر داد و فرمود: فاطمه جان! ناخرسندم از اینکه فدک را دستاویز قرار دهم که پس از من او را از تو بازگیرند. [[فاطمه]] {{س}} برای امر [[پدر]] - به عنوان یک [[وحی]] آسمانی و [[الهی]] - [[خضوع]] کرد. [[پیامبر]] [[مردم]] را در [[منزل]] خود جمع کرد و داستان بخشیدن [[فدک]] را به فاطمه {{س}} و [[نزول آیه]] {{متن قرآن|وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ}}<ref>«و حقّ خویشاوند را به او برسان» سوره اسراء، آیه ۲۶.</ref>، را به آنان اعلام کرد<ref>الخرائج و الجرائح، قطب الدین الراوندی، ج۹؛ مناقب آل ابی طالب {{ع}}، ابن‌شهرآشوب مازندرانی، ج۱، ص۹۷؛ کشف المحجة لثمرة المهجة، سید علی بن موسی بن طاووس حسنی حسینی، ص۱۲۴؛ مسند فاطمة الزهراء {{س}}، سید حسین شیخ الاسلامی، ص۱۶۱.</ref>.
[[امیر مؤمنان]] به امر رسول خدا قباله فدک را به نام فاطمه {{س}} نوشت. علی {{ع}} و [[غلام]] رسول الله و [[ام ایمن]] به عنوان [[شاهد]] حضور داشتند. فاطمه {{س}} گفت: پدر [[جان]]! در [[زمان]] [[حیات]] تو، من در آن [[تصرف]] نخواهم کرد؛ زیرا که شما بر جان و مال من سزاوارتر هستی {{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ}}<ref>«پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است» سوره احزاب، آیه ۶.</ref>. [[اراده]] پیامبر درباره تصرف در جان و مال آنها بر اراده خودشان مقدم است. سپس پیامبر عواقب امور و [[بخل‌ورزی]] و [[خودخواهی]] مردان و [[کردار]] و [[رفتار]] ناجوانمردانه و تحرکات و تطورات پس از [[رحلت]] خود را به فاطمه {{س}} خبر داد و فرمود: فاطمه جان! ناخرسندم از اینکه فدک را دستاویز قرار دهم که پس از من او را از تو بازگیرند. [[فاطمه]] {{س}} برای امر پدر - به عنوان یک [[وحی]] آسمانی و [[الهی]] - [[خضوع]] کرد. [[پیامبر]] [[مردم]] را در [[منزل]] خود جمع کرد و داستان بخشیدن [[فدک]] را به فاطمه {{س}} و [[نزول آیه]] {{متن قرآن|وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ}}<ref>«و حقّ خویشاوند را به او برسان» سوره اسراء، آیه ۲۶.</ref>، را به آنان اعلام کرد<ref>الخرائج و الجرائح، قطب الدین الراوندی، ج۹؛ مناقب آل ابی طالب {{ع}}، ابن‌شهرآشوب مازندرانی، ج۱، ص۹۷؛ کشف المحجة لثمرة المهجة، سید علی بن موسی بن طاووس حسنی حسینی، ص۱۲۴؛ مسند فاطمة الزهراء {{س}}، سید حسین شیخ الاسلامی، ص۱۶۱.</ref>.


[[دعا]] برای [[آل]] افتخاری بزرگ است. این دعا در پایان تشهد [[نماز]] قرار گرفته است: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ}}.
[[دعا]] برای [[آل]] افتخاری بزرگ است. این دعا در پایان تشهد [[نماز]] قرار گرفته است: {{متن حدیث|اللَّهُمَّ صَلِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ}}.
خط ۱۴۵: خط ۱۴۵:
[[جلال‌الدین عبدالرحمن بن ابی‌بکر سیوطی]] در کتاب دیگر خود - لباب النقول - در ذیل [[آیه شریفه]] یاد می‌کند: چون آیه {{متن قرآن|وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ}}<ref>«و حقّ خویشاوند را به او برسان» سوره اسراء، آیه ۲۶.</ref>، فرود آمد، [[پیامبر اکرم]]، [[فاطمه]] {{س}} را‌طلبید و [[فدک]] را [[ملک]] او ساخت<ref>لباب النقول فی أسباب النزول، جلال‌الدین عبدالرحمن بن أبی بکر سیوطی، ج۲، ص۳.</ref>. فدک، قریه‌ای در نزدیک [[مدینه]] بود. [[طبرسی]] در [[حوادث سال هفتم هجری]] می‌گوید: [[رسول خدا]] دژهای وطیس و سلالم خیبریان را محاصره نمود. هنگامی که کار بر آنان تنگ شد و [[یقین]] به نابودی خود کردند، از حضرت خواستند که آنان را [[اسیر]] خود سازد و خونشان را نریزد. رسول خدا چنین نمود و تمام [[اموال]] قلعه‌های شق نظاء، کتیبه و دیگر دژها - جز ذنیک الحصن - به دست آن حضرت افتاد. هنگامی که اهالی فدک بر این موضوع [[آگاه]] شدند، نزد حضرت [[پیغمبر]] [[پیام]] فرستادند که آنان را نیز اسیر سازد و خونشان را محفوظ دارد و دارایی‌شان را مالک شود... هنگامی که بر [[اهل]] [[خیبر]] چیره گشت، آنان خواستند که با ایشان [[مصالحه]] شود؛ نصف اموالشان را در [[اختیار]] گیرد و نصف دیگر را به آنان ببخشد. اهالی فدک نیز چنین درخواستی نمودند که در هر دو مورد با پذیرش رسول خدا مواجه شدند. از این لحاظ، خیبر [[غنیمت]] [[مسلمین]] است و فدک، [[خالص]] از آن [[پیغمبر اکرم]] است؛ زیرا بر آن [[حمله]] نظامی صورت نگرفته است<ref>تاریخ الطبری، أبوجعفر محمد بن جریر الطبری، ج۳، ص۹۵.</ref>.
[[جلال‌الدین عبدالرحمن بن ابی‌بکر سیوطی]] در کتاب دیگر خود - لباب النقول - در ذیل [[آیه شریفه]] یاد می‌کند: چون آیه {{متن قرآن|وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ}}<ref>«و حقّ خویشاوند را به او برسان» سوره اسراء، آیه ۲۶.</ref>، فرود آمد، [[پیامبر اکرم]]، [[فاطمه]] {{س}} را‌طلبید و [[فدک]] را [[ملک]] او ساخت<ref>لباب النقول فی أسباب النزول، جلال‌الدین عبدالرحمن بن أبی بکر سیوطی، ج۲، ص۳.</ref>. فدک، قریه‌ای در نزدیک [[مدینه]] بود. [[طبرسی]] در [[حوادث سال هفتم هجری]] می‌گوید: [[رسول خدا]] دژهای وطیس و سلالم خیبریان را محاصره نمود. هنگامی که کار بر آنان تنگ شد و [[یقین]] به نابودی خود کردند، از حضرت خواستند که آنان را [[اسیر]] خود سازد و خونشان را نریزد. رسول خدا چنین نمود و تمام [[اموال]] قلعه‌های شق نظاء، کتیبه و دیگر دژها - جز ذنیک الحصن - به دست آن حضرت افتاد. هنگامی که اهالی فدک بر این موضوع [[آگاه]] شدند، نزد حضرت [[پیغمبر]] [[پیام]] فرستادند که آنان را نیز اسیر سازد و خونشان را محفوظ دارد و دارایی‌شان را مالک شود... هنگامی که بر [[اهل]] [[خیبر]] چیره گشت، آنان خواستند که با ایشان [[مصالحه]] شود؛ نصف اموالشان را در [[اختیار]] گیرد و نصف دیگر را به آنان ببخشد. اهالی فدک نیز چنین درخواستی نمودند که در هر دو مورد با پذیرش رسول خدا مواجه شدند. از این لحاظ، خیبر [[غنیمت]] [[مسلمین]] است و فدک، [[خالص]] از آن [[پیغمبر اکرم]] است؛ زیرا بر آن [[حمله]] نظامی صورت نگرفته است<ref>تاریخ الطبری، أبوجعفر محمد بن جریر الطبری، ج۳، ص۹۵.</ref>.


واقدی نقل می‌کند: هنگامی که [[رسول خدا]] [[خیبر]] را [[فتح]] نمود، یکی از قریه‌های [[یهودیان]] ([[فدک]]) را از آن خود ساخت. [[جبرئیل]] این [[آیه]] را نازل کرد: {{متن قرآن|وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ}}<ref>«و حقّ خویشاوند را به او برسان» سوره اسراء، آیه ۲۶.</ref>. حضرت فرمود: ذالقربی کیست و [[حق]] او چیست؟ جبرئیل گفت: او [[فاطمه]] {{س}} است. فدک و زمین‌های مزروعی آن را در [[اختیار]] او قرار بده. پس آن بانو، از محصولات زراعی آنها بهره می‌جست، تا [[پدر]] بزرگوارش [[رحلت]] نمود<ref>ر.ک: شواهد التنزیل، عبیدالله بن أحمد، معروف به حسکانی، ج۱، ص۳۳۸؛ غایة المرام، سید هاشم الحسینی بحرانی، ص۳۲۳؛ الغدیر، شیخ عبدالحسین امینی نجفی ج۷، ص۱۹۱؛ إحقاق الحق و إزهاق الباطل، سید نورالله حسینی مرعشی تستری، ج۱۹، ص۱۱۹؛ فضائل الخمسة، سید مرتضی حسینی فیروزآبادی، ج۳، ص۱۶۸.</ref>.
واقدی نقل می‌کند: هنگامی که [[رسول خدا]] [[خیبر]] را [[فتح]] نمود، یکی از قریه‌های [[یهودیان]] ([[فدک]]) را از آن خود ساخت. [[جبرئیل]] این [[آیه]] را نازل کرد: {{متن قرآن|وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ}}<ref>«و حقّ خویشاوند را به او برسان» سوره اسراء، آیه ۲۶.</ref>. حضرت فرمود: ذالقربی کیست و [[حق]] او چیست؟ جبرئیل گفت: او [[فاطمه]] {{س}} است. فدک و زمین‌های مزروعی آن را در [[اختیار]] او قرار بده. پس آن بانو، از محصولات زراعی آنها بهره می‌جست، تا پدر بزرگوارش [[رحلت]] نمود<ref>ر.ک: شواهد التنزیل، عبیدالله بن أحمد، معروف به حسکانی، ج۱، ص۳۳۸؛ غایة المرام، سید هاشم الحسینی بحرانی، ص۳۲۳؛ الغدیر، شیخ عبدالحسین امینی نجفی ج۷، ص۱۹۱؛ إحقاق الحق و إزهاق الباطل، سید نورالله حسینی مرعشی تستری، ج۱۹، ص۱۱۹؛ فضائل الخمسة، سید مرتضی حسینی فیروزآبادی، ج۳، ص۱۶۸.</ref>.


با رحلت پدر [[اجر]] و [[مزد رسالت]] را زایل کردند و نادیده گرفتند. این سخن از زبان فرزند ارشد [[فاطمه زهرا]] {{س}} نیز بیان شده است. [[امام باقر]] {{ع}} درباره آیه {{متن قرآن|قُلْ مَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ}}<ref>«بگو هر پاداشی از شما خواسته باشم از آن خودتان باد!» سوره سبأ، آیه ۴۷.</ref> فرمود: «مزدی که [[دوستی]] [[خویشان]] نزدیک باشد که غیر آن را از شما نخواستم به نفع خود شما است. به وسیله آن راه را می‌یابید و خوش‌بخت می‌شوید و از [[عذاب]] [[روز قیامت]] [[نجات]] پیدا می‌کنید»<ref>{{متن حدیث|الأَجْرُ الَّذِي هُوَ الْمَوَدَّةُ فی القربی التی لم اسالکم غیرها، فهو لکم تهتدون بها و تسعدون بها و تنجون من عذاب الله یوم القیامة}}؛ ینابیع المودة، سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی، ج۱، ص۳۱۶.</ref>.
با رحلت پدر [[اجر]] و [[مزد رسالت]] را زایل کردند و نادیده گرفتند. این سخن از زبان فرزند ارشد [[فاطمه زهرا]] {{س}} نیز بیان شده است. [[امام باقر]] {{ع}} درباره آیه {{متن قرآن|قُلْ مَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ}}<ref>«بگو هر پاداشی از شما خواسته باشم از آن خودتان باد!» سوره سبأ، آیه ۴۷.</ref> فرمود: «مزدی که [[دوستی]] [[خویشان]] نزدیک باشد که غیر آن را از شما نخواستم به نفع خود شما است. به وسیله آن راه را می‌یابید و خوش‌بخت می‌شوید و از [[عذاب]] [[روز قیامت]] [[نجات]] پیدا می‌کنید»<ref>{{متن حدیث|الأَجْرُ الَّذِي هُوَ الْمَوَدَّةُ فی القربی التی لم اسالکم غیرها، فهو لکم تهتدون بها و تسعدون بها و تنجون من عذاب الله یوم القیامة}}؛ ینابیع المودة، سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی، ج۱، ص۳۱۶.</ref>.
۱۳۴٬۰۱۶

ویرایش