آیه نجوی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱۸۳: خط ۱۸۳:


=== مناقشات [[فخر رازی]] ===
=== مناقشات [[فخر رازی]] ===
فخررازی برای توجیه کار [[خلفا]] مجبور شده است که کار [[خداوند]] را تخطئه و [[حکم خدا]] را به [[صدقه دادن]] رد کند. وی در ذیل [[آیه نجوا]] می‌نویسد: «از علی{{ع}} [[روایت]] شده که فرمود: همانا در [[کتاب خدا]] آیه‌ای وجود دارد که احدی پیش از من به آن عمل نکرده است و احدی پس از من هم به آن عمل نمی‌کند. من یک دینار داشتم و ان را به ده درهم تبدیل کردم پس هرگاه که با [[رسول خدا]] [[رازگویی]] می‌کردم پیش از هر [[نجوا]] یک درهم می‌دادم. سپس [[آیه نسخ]] شد و احدی به آن عمل نکرد» از [[ابن جریج]]، کلبی و عطا از [[ابن عباس]] هم روایت شده که [[صحابه]] از رازگویی [[نهی]] شدند مگر اینکه [[صدقه]] بدهند. پس احدی رازگویی نکرد غیر از علی{{ع}} که یک دینار صدقه می‌داد. آنگاه بود که [[رخصت]] ]در [[آیه]] بعدی[ نازل شد. [[قاضی عبدالجبار]] می‌گوید: در [[روایات]] فراوان است که او ][[امیرالمؤمنین]]{{ع}}[ به [[تنهایی]] پیش از رازگویی صدقه پرداخت کرده است. سپس [[نسخ]] وارد شد و اگر چه روایت شده که بزرگان [[قوم]] [[وقت]] نکرده و این کار را انجام ندادند، اما اگر چنانچه ثابت شود که این کار به او ]یعنی امیرالمؤمنین{{ع}}[ اختصاص داشته است ]باز هم نقصی بر صحابه نیست[؛ چراکه وقت برای این کار [[توسعه]] نداشته است و الا شبهه‌ای نیست که بزرگان صحابه از چنین امری خودداری نمی‌کردند. من می‌گویم بر فرض اینکه شرافتمندان صحابه وقت یافتند و این کار را نکردند، باز هم این موضوع موجب [[طعن]] آنان نمی‌شود و اقدام به این کار از اموری است که [[فقیران]] را دلتنگ می‌کند زیرا آنها [[قادر]] به چنین کاری نیستند پس قلبشان تنگ می‌شود و [[قلب]] ثروتنمند نیز انیسی نمی‌یابد از این رو اگر [[ثروتمند]] این کار را انجام ندهد و غیر او این کار را بکند، این فعل سبب طعن کسی می‌شود که آن را انجام نداده است پس این فعل وقتی سبب [[اندوه]] [[فقرا]] و [[تنهایی]] [[ثروتمندان]] می‌شود، در ترک آن ضرر زیادی وجود نخواهد داشت؛ چراکه آنچه سبب [[الفت]] است بر آنچه سبب دوری و تنهایی است [[اولویت]] دارد. همچنین این [[رازگویی]] در زمره عبادت‌های [[واجب]] و حتی [[مستحب]] نبوده است و بیان کردیم که [[اصحاب]] به این [[صدقه دادن]] [[تکلیف]] شدند تا این رازگویی را ترک کنند و اگر [[عمل ]]شایسته ترکِ این [[رازگویی]] باشد، ترک آن سبب [[طعن]] نمی‌شود. اما اینکه می‌فرماید: {{متن قرآن|و تاب الله علیکم}} در [[آیه]] نیامده است که [[خداوند]] به خاطر این کوتاهی [[توبه]] آنان را می‌پذیرد، بلکه احتمال می‌رود معنا چنین نباشد که اگر شما توبه کننده و بازگشت کننده به سوی [[خداوند سبحان]] باشید و [[نماز]] را اقامه کنید و [[زکات]] را بپردازید پس این [[تکلیف]] به تحقیق برای شما کافی است»<ref>رازی، فخرالدین، مفاتیح الغیب، ج۲۹، ص۲۷۱-۲۷۳.</ref>.
فخررازی برای توجیه کار [[خلفا]] مجبور شده است که کار [[خداوند]] را تخطئه و [[حکم خدا]] را به [[صدقه دادن]] رد کند. وی در ذیل [[آیه نجوا]] می‌نویسد: «از علی{{ع}} [[روایت]] شده که فرمود: همانا در [[کتاب خدا]] آیه‌ای وجود دارد که احدی پیش از من به آن عمل نکرده است و احدی پس از من هم به آن عمل نمی‌کند. من یک دینار داشتم و ان را به ده درهم تبدیل کردم پس هرگاه که با [[رسول خدا]] [[رازگویی]] می‌کردم پیش از هر [[نجوا]] یک درهم می‌دادم. سپس [[آیه نسخ]] شد و احدی به آن عمل نکرد» از [[ابن جریج]]، کلبی و عطا از [[ابن عباس]] هم روایت شده که [[صحابه]] از رازگویی [[نهی]] شدند مگر اینکه [[صدقه]] بدهند. پس احدی رازگویی نکرد غیر از علی{{ع}} که یک دینار صدقه می‌داد. آنگاه بود که [[رخصت]] ]در [[آیه]] بعدی[ نازل شد. [[قاضی عبدالجبار]] می‌گوید: در [[روایات]] فراوان است که او ][[امیرالمؤمنین]]{{ع}}[ به [[تنهایی]] پیش از رازگویی صدقه پرداخت کرده است. سپس [[نسخ]] وارد شد و اگر چه روایت شده که بزرگان [[قوم]] [[وقت]] نکرده و این کار را انجام ندادند، اما اگر چنانچه ثابت شود که این کار به او ]یعنی امیرالمؤمنین{{ع}}[ اختصاص داشته است ]باز هم نقصی بر صحابه نیست[؛ چراکه وقت برای این کار [[توسعه]] نداشته است و الا شبهه‌ای نیست که بزرگان صحابه از چنین امری خودداری نمی‌کردند. من می‌گویم بر فرض اینکه شرافتمندان صحابه وقت یافتند و این کار را نکردند، باز هم این موضوع موجب [[طعن]] آنان نمی‌شود و اقدام به این کار از اموری است که [[فقیران]] را دلتنگ می‌کند زیرا آنها [[قادر]] به چنین کاری نیستند پس قلبشان تنگ می‌شود و [[قلب]] ثروتنمند نیز انیسی نمی‌یابد از این رو اگر [[ثروتمند]] این کار را انجام ندهد و غیر او این کار را بکند، این فعل سبب طعن کسی می‌شود که آن را انجام نداده است پس این فعل وقتی سبب [[اندوه]] [[فقرا]] و [[تنهایی]] [[ثروتمندان]] می‌شود، در ترک آن ضرر زیادی وجود نخواهد داشت؛ چراکه آنچه سبب [[الفت]] است بر آنچه سبب دوری و تنهایی است [[اولویت]] دارد. همچنین این [[رازگویی]] در زمره عبادت‌های [[واجب]] و حتی [[مستحب]] نبوده است و بیان کردیم که [[اصحاب]] به این [[صدقه دادن]] [[تکلیف]] شدند تا این رازگویی را ترک کنند و اگر [[عمل ]]شایسته ترکِ این [[رازگویی]] باشد، ترک آن سبب [[طعن]] نمی‌شود. اما اینکه می‌فرماید: {{متن قرآن|تَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ}} در [[آیه]] نیامده است که [[خداوند]] به خاطر این کوتاهی [[توبه]] آنان را می‌پذیرد، بلکه احتمال می‌رود معنا چنین نباشد که اگر شما توبه کننده و بازگشت کننده به سوی [[خداوند سبحان]] باشید و [[نماز]] را اقامه کنید و [[زکات]] را بپردازید پس این [[تکلیف]] به تحقیق برای شما کافی است»<ref>رازی، فخرالدین، مفاتیح الغیب، ج۲۹، ص۲۷۱-۲۷۳.</ref>.


==== نقد و بررسی اشکالات [[فخر رازی]] ====
==== نقد و بررسی اشکالات [[فخر رازی]] ====
۱۴٬۸۰۶

ویرایش