←پیشینه
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←پیشینه) |
||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
== پیشینه == | == پیشینه == | ||
بحث از محبت و عشق در تعلیمات [[ادیان آسمانی]] و آیینهای بشری و [[سیره]] [[پیروان]] آنها وجود داشته است<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲۲/۳۲۲؛ کامیاب، عشق در عرفان اسلامی، ۲۳ ـ ۴۵.</ref>. عشق در [[فلسفه]] نیز پیشینهای طولانی دارد. در [[روم]] و یونان باستان، فلاسفهای همچون افلاطون<ref>افلاطون، مجموعه آثار افلاطون، ۷/۲۲۸۲ ـ ۲۲۸۴.</ref> و ارسطو<ref>ارسطو، علم الاخلاق الی نیقوماخوس، ۲/۲۲۹ و ۳۱۵ ـ ۳۱۷.</ref> برای [[عشق]] و [[محبت]] اهمیت ویژهای قائل بودند. | بحث از محبت و عشق در تعلیمات [[ادیان آسمانی]] و آیینهای بشری و [[سیره]] [[پیروان]] آنها وجود داشته است<ref>مطهری، مجموعه آثار، ۲۲/۳۲۲؛ کامیاب، عشق در عرفان اسلامی، ۲۳ ـ ۴۵.</ref>. عشق در [[فلسفه]] نیز پیشینهای طولانی دارد. در [[روم]] و یونان باستان، فلاسفهای همچون افلاطون<ref>افلاطون، مجموعه آثار افلاطون، ۷/۲۲۸۲ ـ ۲۲۸۴.</ref> و ارسطو<ref>ارسطو، علم الاخلاق الی نیقوماخوس، ۲/۲۲۹ و ۳۱۵ ـ ۳۱۷.</ref> برای [[عشق]] و [[محبت]] اهمیت ویژهای قائل بودند. حکما عشق را در همه موجودات جاری دانسته<ref>(ابنسینا، رسائل ابن سینا، ۳۷۵.</ref>، آن را سبب حرکت به سوی کمال لایق خود میشمارند<ref>شیخ اشراق، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ۱/۹۱.</ref> در [[فرهنگ]] و معارف اسلام نیز محبت و [[عشق به خداوند]]، یکی از عوامل مؤثر در سیر معنوی و رسیدن به [[سعادت]] و کمال به شمار آمده است<ref>سوره بقره، آیه ۱۶۵.</ref> چنانکه در مواردی به محبت و رابطه دوجانبه آن میان [[خالق]] و مخلوق اشاره شده است<ref>سوره مائده، آیه ۵۴.</ref>. | ||
حکمای [[مسلمان]] بحث از عشق را با رویکردی [[فلسفی]]، با [[ادله]] و | حکمای [[مسلمان]] بحث از عشق را با رویکردی [[فلسفی]]، با [[ادله]] و براهین عقلی و فلسفی قابل تبیین دانستهاند<ref>خلیلی، مبانی فلسفی عشق ۱۵.</ref>، چنانکه ابنسینا رساله مستقلی درباره عشق نوشته<ref>ابن سینا، رسائل ابن سینا، ۳۷۳.</ref> و شیخ اشراق درباره عشق و جایگاه آن بحث کرده است<ref>شیخ اشراق، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، ۳/۲۶۷.</ref>. [[ملاصدرا]] نیز عشق را در همه موجودات ساری میداند و در آثار خود به آن پرداخته است<ref>ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ۷/۱۵۸؛ ملاصدرا، کسر الاصنام، ۱۳۲ ـ ۱۳۳.</ref>. عشق و محبت در نظر [[عارفان]] و [[اهل]] تصوف، جایگاه ویژهای دارد<ref>ابنعربی، الفتوحات المکیه، ۲/۱۱۱ ـ ۱۱۴؛ فرغانی، مشارق الدراری شرح تائیه ابنفارض، ۱۴۱، ۱۵۱ و ۲۵۹.</ref>.<ref>[[محمد هادی فلاح|فلاح، محمد هادی]]، [[محبت و عشق (مقاله)|مقاله «محبت و عشق»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۹ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۹]]، ص۱۰۸ - ۱۱۴.</ref> | ||
== آثار و [[نشانهها]] == | == آثار و [[نشانهها]] == | ||