آیه اشتری: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۱ بایت اضافه‌شده ،  دیروز در ‏۱۳:۵۹
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۶: خط ۳۶:
== مناقشات [[عامه]] ==
== مناقشات [[عامه]] ==
=== مناقشات ابن تیمیه ===
=== مناقشات ابن تیمیه ===
[[ابن تیمیه]] در برابر [[استدلال]] [[امامیه]] به [[آیه]] {{متن قرآن|مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ‌}} و [[حدیث]] ذیل آن اشکالاتی را در قالب وجوهی مطرح ساخته و می‌گوید:
[[ابن تیمیه]] در برابر [[استدلال]] [[امامیه]] به [[آیه]] {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ}} و [[حدیث]] ذیل آن اشکالاتی را در قالب وجوهی مطرح ساخته و می‌گوید:


#نخستین وجه، مطالبۀ دلیل بر صحّت این نقل است و صرف نقل این حدیث از [[ثعلبی]] و امثال او، بلکه [[روایت]] آنها [[حجّت]] نیست... و در نقل او از این‌گونه [[روایات]] [[اسرائیلیات]] و اسلامیات، مطالبی وجود دارد که [[باطل]] بودن آنها معلوم است.
#نخستین وجه، مطالبۀ دلیل بر صحّت این نقل است و صرف نقل این حدیث از [[ثعلبی]] و امثال او، بلکه [[روایت]] آنها [[حجّت]] نیست... و در نقل او از این‌گونه [[روایات]] [[اسرائیلیات]] و اسلامیات، مطالبی وجود دارد که [[باطل]] بودن آنها معلوم است.
خط ۴۶: خط ۴۶:
# هفتم: این [[آیه]] در [[سوره بقره]] است و بدون هیچ اختلافی این [[سوره مدنی]] است و همانا پس از [[هجرت پیامبر]]{{صل}} به [[مدینه]] نازل شده است نه به هنگام [[هجرت]] ایشان. هم‌چنین گفته شده این [[آیه]] به هنگام هجرت [[صهیب]] و تعقیب او از سوی [[مشرکان]] نازل شده است،؛ چراکه او مالش را به آنها داد و خودش به مدینه آمد؛ به همین روی [[پیامبر]]{{صل}} گفت: «[[ابو یحیی]] در این [[معامله]] [[سود]] کرده است» و این قصّه در [[تفسیر]]، مشهور است و افراد بسیاری آن را نقل کرده‌اند و ممکن است [همین [[تفسیر]] صحیح باشد] که صهیب از [[مکّه]] به مدینه هجرت کرد.
# هفتم: این [[آیه]] در [[سوره بقره]] است و بدون هیچ اختلافی این [[سوره مدنی]] است و همانا پس از [[هجرت پیامبر]]{{صل}} به [[مدینه]] نازل شده است نه به هنگام [[هجرت]] ایشان. هم‌چنین گفته شده این [[آیه]] به هنگام هجرت [[صهیب]] و تعقیب او از سوی [[مشرکان]] نازل شده است،؛ چراکه او مالش را به آنها داد و خودش به مدینه آمد؛ به همین روی [[پیامبر]]{{صل}} گفت: «[[ابو یحیی]] در این [[معامله]] [[سود]] کرده است» و این قصّه در [[تفسیر]]، مشهور است و افراد بسیاری آن را نقل کرده‌اند و ممکن است [همین [[تفسیر]] صحیح باشد] که صهیب از [[مکّه]] به مدینه هجرت کرد.
# هشتم: همانا لفظ آیه مطلق است و در آن تخصیص وجود ندارد، پس هر که جانش را برای [[طلب]] [[خشنودی خدا]]وند بفروشد، قطعا در [مراد] آیه داخل است و [[شایسته‌ترین]] افراد برای داخل شدن در مراد آیه پیامبر و دوستش [[[ابوبکر]]] هستند. پس آن دو جانشان را برای طلب خشنودی خدا فروختند و در [[راه خدا]] [[مهاجرت]] کردند و [[دشمن]] از هر سو به دنبال آنان بود.
# هشتم: همانا لفظ آیه مطلق است و در آن تخصیص وجود ندارد، پس هر که جانش را برای [[طلب]] [[خشنودی خدا]]وند بفروشد، قطعا در [مراد] آیه داخل است و [[شایسته‌ترین]] افراد برای داخل شدن در مراد آیه پیامبر و دوستش [[[ابوبکر]]] هستند. پس آن دو جانشان را برای طلب خشنودی خدا فروختند و در [[راه خدا]] [[مهاجرت]] کردند و [[دشمن]] از هر سو به دنبال آنان بود.
# نهم: اینکه علّامه می‌گوید: «این فضیلتی است که برای غیر او حاصل نشده، پس بر [[افضلیّت]] او دلالت می‌کند، پس او [[امام]] است». [در پاسخ] گفته می‌شود: شکّی نیست براساس کتاب، [[سنّت]] و [[اجماع]]، فضیلتی که در هجرت برای ابوبکر حاصل شده برای غیر او از [[صحابه]] حاصل نشده است؛ پس این افضلیّت برای او بدون [مشارکت] عمر، عثمان، علی و صحابه دیگر غیر از آنان ثابت است، در نتیجه او امام است. این دلیل، دلیل [[راستی]] است که دروغی در آن وجود ندارد. [[خداوند]] می‌گوید: {{متن قرآن|إِلاّ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اَللّٰهُ إِذْ أَخْرَجَهُ اَلَّذِینَ کَفَرُوا ثٰانِیَ اِثْنَیْنِ إِذْ هُمٰا فِی اَلْغٰارِ إِذْ یَقُولُ لِصٰاحِبِهِ لاٰ تَحْزَنْ إِنَّ اَللّٰهَ مَعَنا}} و نظیر این [[فضیلت]] قطعاً برای غیر ابوبکر حاصل نشده، به خلاف نگهداری از [[جان]] [پیامبر] و اگر آن صحیح باشد، بسیاری از صحابه با جان خود از پیامبر [[محافظت]] کردند و این بر هر مؤمنی [[واجب]] است و از فضیلت‌های اختصاصی برای بزرگان [[اصحاب]] به شمار نمی‌رود، در حالی که [[فضیلت]] با امور اختصاصی ثابت می‌شود نه با [[مشترکات]]. از این مطلب استفاده می‌شود احدی نقل نکرده است که علی در هنگام [[خوابیدن]] در رختخواب [[پیامبر]]{{صل}} [[اذیت]] شده است، در حالی که غیر او در [[حفاظت از پیامبر]]{{صل}} قطعا اذیّت شده‌اند؛ گاهی به واسطه ضربه دیدن، گاهی با مجروح شدن و گاهی هم با کشته شدن. پس کسی که با اذیّت شدن خود را فدای [[پیامبر]] کرده، بزرگتر از آن است که بدون اذیّت خود را فدای او ساخته است و به تحقیق [[دانشمندان]] گفته‌اند: آنچه از [[فضائل]] برای علی صحّت دارد، مشترک است و غیر او نیز در آن با او شریک‌اند، به خلاف [[صدّیق]] [[[ابوبکر]]] که بسیاری از فضائلش ـ و اکثر آنها ـ اختصاصی برای اوست و غیر از او در آنها با او [[شریک]] نیستند و این در محلّ خود به صورت مبسوط [بیان شده] است!»<ref>منهاج السنّة: ج ۷، ص۸۱-۸۶.<ref/>.<ref>سید علی میلانی، [[جواهر الکلام]]، ج۵، ص۳۸۰-۳۸۸.<ref/>
# نهم: اینکه علّامه می‌گوید: «این فضیلتی است که برای غیر او حاصل نشده، پس بر [[افضلیّت]] او دلالت می‌کند، پس او [[امام]] است». [در پاسخ] گفته می‌شود: شکّی نیست براساس کتاب، [[سنّت]] و [[اجماع]]، فضیلتی که در هجرت برای ابوبکر حاصل شده برای غیر او از [[صحابه]] حاصل نشده است؛ پس این افضلیّت برای او بدون [مشارکت] عمر، عثمان، علی و صحابه دیگر غیر از آنان ثابت است، در نتیجه او امام است. این دلیل، دلیل [[راستی]] است که دروغی در آن وجود ندارد. [[خداوند]] می‌گوید: {{متن قرآن|إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا}} و نظیر این [[فضیلت]] قطعاً برای غیر ابوبکر حاصل نشده، به خلاف نگهداری از [[جان]] [پیامبر] و اگر آن صحیح باشد، بسیاری از صحابه با جان خود از پیامبر [[محافظت]] کردند و این بر هر مؤمنی [[واجب]] است و از فضیلت‌های اختصاصی برای بزرگان [[اصحاب]] به شمار نمی‌رود، در حالی که [[فضیلت]] با امور اختصاصی ثابت می‌شود نه با [[مشترکات]]. از این مطلب استفاده می‌شود احدی نقل نکرده است که علی در هنگام [[خوابیدن]] در رختخواب [[پیامبر]]{{صل}} [[اذیت]] شده است، در حالی که غیر او در [[حفاظت از پیامبر]]{{صل}} قطعا اذیّت شده‌اند؛ گاهی به واسطه ضربه دیدن، گاهی با مجروح شدن و گاهی هم با کشته شدن. پس کسی که با اذیّت شدن خود را فدای [[پیامبر]] کرده، بزرگتر از آن است که بدون اذیّت خود را فدای او ساخته است و به تحقیق [[دانشمندان]] گفته‌اند: آنچه از [[فضائل]] برای علی صحّت دارد، مشترک است و غیر او نیز در آن با او شریک‌اند، به خلاف [[صدّیق]] [[[ابوبکر]]] که بسیاری از فضائلش ـ و اکثر آنها ـ اختصاصی برای اوست و غیر از او در آنها با او [[شریک]] نیستند و این در محلّ خود به صورت مبسوط [بیان شده] است!»</ref>منهاج السنّة: ج ۷، ص۸۱-۸۶.</ref>.</ref>سید علی میلانی، [[جواهر الکلام]]، ج۵، ص۳۸۰-۳۸۸.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۴٬۲۱۴

ویرایش