|
|
| خط ۵۲: |
خط ۵۲: |
|
| |
|
| ==== عدم [[پایبندی]] به [[موازین]] [[علمی]] و فقدان مبنایی مشخّص ==== | | ==== عدم [[پایبندی]] به [[موازین]] [[علمی]] و فقدان مبنایی مشخّص ==== |
| ابن تیمیه مطابق معمول خود، از شگرد [[نفی]] و [[انکار]] و نسبت [[جعل]] بهره جسته و از همان آغاز در صحّت [[حدیث]] تردید میکند و [[ثعلبی]] را به صراحت و سایر حدیث پژوهان و [[اندیشمندان]] [[سنّی]] را به تلویح ردّ میکند و غیر قابل [[اعتماد]] میشمارد. او هر بار [[تعصّب]] و [[عناد]] خود را بیش از پیش علنی میسازد و آشکارا به [[ستیز]] با [[حق]] میرود و از تناقض گویی و بیآبرو شدن نیز باکی ندارد. این بار [[جهل]]، عناد و تعصّب او بیشتر از پیش رخ مینماید و ما دوباره برای زدودن غبار از آئینه [[حقّ]] و [[حقیقت]]، به نقد آراء پوچ و متعصّبانه وی میپردازیم. ابن تیمیه در وجه نخست، ثعلبی را متّهم به نقل [[اسرائیلیات]] میکند و صرف استناد [[حدیثی]] به او را [[حجّت]] نمیداند. ما نیز معتقدیم که ثعلبی و دیگر [[مفسّران]]،[[ حدیث]] پژوهان، [[مورّخان]] و [[متکلّمان]] سنّی اسرائیلیات فراوانی نقل میکنند و [[کلام]] و نقلشان فاقد حجّیّت و بلکه فاقد [[ارزش]] و اعتبار است، اما خود سنّیان باید به احادیث موجود در منابع معتبرشان ملزم شوند والّا اگر کسی بدون هیچ مبنایی هر جا که مطلبی برخلاف میلش باشد آن را نفی و طرد کند، حقیقت هیچ گاه آشکار نمیشود و [[حق جویی]] معنای خود را از دست میدهد و مباحثات علمی بیارزش میشوند و جهل، [[تاریکی]] و [[باطل]]، جای [[علم]]، [[روشنایی]] و حقیقت را میگیرد. از شیوه [[جدال]] ابن تیمیه معلوم میشود که او هرگز به دنبال [[شناخت]] حقّ و حقیقت نیست و همواره در غبار آلود کردن چهره حق میکوشد،؛ چراکه وی هرگز به موازین علمی پای بند نیست و سخنانش مبنایی مشخّص و پایه و اساس [[درستی]] ندارند<ref>سید علی میلانی، [[جواهر الکلام]]، ج۵، ص۳۸۸ ـ ۳۸۹.</ref>
| | ابن تیمیه در وجه نخست، ثعلبی را متّهم به نقل [[اسرائیلیات]] میکند و صرف استناد [[حدیثی]] به او را [[حجّت]] نمیداند. ما نیز معتقدیم که ثعلبی و دیگر [[مفسّران]]،[[ حدیث]] پژوهان، [[مورّخان]] و [[متکلّمان]] سنّی اسرائیلیات فراوانی نقل میکنند و [[کلام]] و نقلشان فاقد حجّیّت و بلکه فاقد [[ارزش]] و اعتبار است، اما خود سنّیان باید به احادیث موجود در منابع معتبرشان ملزم شوند والّا اگر کسی بدون هیچ مبنایی هر جا که مطلبی برخلاف میلش باشد آن را نفی و طرد کند، حقیقت هیچ گاه آشکار نمیشود و [[حق جویی]] معنای خود را از دست میدهد و مباحثات علمی بیارزش میشوند و جهل، [[تاریکی]] و [[باطل]]، جای [[علم]]، [[روشنایی]] و حقیقت را میگیرد. از شیوه [[جدال]] ابن تیمیه معلوم میشود که او هرگز به دنبال [[شناخت]] حقّ و حقیقت نیست و همواره در غبار آلود کردن چهره حق میکوشد،؛ چراکه وی هرگز به موازین علمی پای بند نیست و سخنانش مبنایی مشخّص و پایه و اساس [[درستی]] ندارند<ref>سید علی میلانی، [[جواهر الکلام]]، ج۵، ص۳۸۸ ـ ۳۸۹.</ref> |
|
| |
|
| ==== [[شهرت]] بیتوتۀ [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و صحّت [[احادیث]] آن ==== | | ==== [[شهرت]] بیتوتۀ [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} و صحّت [[احادیث]] آن ==== |