بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
در [[سبب نزول]] این آیه گفتهاند: برخی از [[ثروتمندان]] [[صحابه]]، نزد [[پیامبر]] رفته و در مجلس او، به مدت طولانی مینشستند و در نجوا / مناجات (یا سخن درگوشی گفتن) با آن حضرت [[افراط]] مینمودند و این کار باعث رنجش خاطر رسول خدا {{صل}} و [[ناراحتی]] [[مستمندان]] میشد؛ به این جهت، آیه مزبور نازل شد و [[دستور]] داد که پیش از نجوای با پیامبر باید به [[فقرا]] صدقه بدهند. ثروتمندان چون اینگونه دیدند، دیگر به نجوای با پیامبر نمیآمدند؛ در نتیجه آیه بعد نازل شد و آنها را [[سرزنش]] نموده و [[حکم]] آیه پیشین را فسخ کرد و به همگان اجازه نجوا با رسول خدا {{صل}} را داد<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۲۵۲.</ref>.<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه نجوا (مقاله)|آیه نجوا]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> | در [[سبب نزول]] این آیه گفتهاند: برخی از [[ثروتمندان]] [[صحابه]]، نزد [[پیامبر]] رفته و در مجلس او، به مدت طولانی مینشستند و در نجوا / مناجات (یا سخن درگوشی گفتن) با آن حضرت [[افراط]] مینمودند و این کار باعث رنجش خاطر رسول خدا {{صل}} و [[ناراحتی]] [[مستمندان]] میشد؛ به این جهت، آیه مزبور نازل شد و [[دستور]] داد که پیش از نجوای با پیامبر باید به [[فقرا]] صدقه بدهند. ثروتمندان چون اینگونه دیدند، دیگر به نجوای با پیامبر نمیآمدند؛ در نتیجه آیه بعد نازل شد و آنها را [[سرزنش]] نموده و [[حکم]] آیه پیشین را فسخ کرد و به همگان اجازه نجوا با رسول خدا {{صل}} را داد<ref>مجمع البیان، ج۹، ص۲۵۲.</ref>.<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه نجوا (مقاله)|آیه نجوا]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> | ||
== معناشناسی | == معناشناسی «نجوی» == | ||
واژه [[نجوا]] یازده بار در [[قرآن کریم]] به کار رفته که پنج مورد آن در [[سوره مجادله]] به چشم میخورد که یک مورد آن در [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چون میخواهید با پیامبر رازگویی کنید پیش از رازگوییتان صدقهای بپردازید، این برای شما بهتر و پاکیزهتر است ولی اگر (چیزی) نیابید بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره مجادله، آیه ۱۲.</ref> در رابطه با [[رسول خدا]] {{صل}} است. در این آیه از [[مؤمنان]] خواسته شده تا پیش از نجوای با [[رسول]] [[صدقه]] بدهند، لذا آن را | واژه [[نجوا]] یازده بار در [[قرآن کریم]] به کار رفته که پنج مورد آن در [[سوره مجادله]] به چشم میخورد که یک مورد آن در [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً ذَلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَأَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چون میخواهید با پیامبر رازگویی کنید پیش از رازگوییتان صدقهای بپردازید، این برای شما بهتر و پاکیزهتر است ولی اگر (چیزی) نیابید بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره مجادله، آیه ۱۲.</ref> در رابطه با [[رسول خدا]] {{صل}} است. در این آیه از [[مؤمنان]] خواسته شده تا پیش از نجوای با [[رسول]] [[صدقه]] بدهند، لذا آن را «[[آیه نجوا]]» خواندهاند. همانگونه که [[امام علی]] {{ع}} و [[عبدالله بن عمر]] نیز، این آیه را آیه مناجات نجوا خواندهاند<ref>کشف الاسرار.</ref>. | ||
نجوا از ریشه نَجَو/ نجا، اسمی است که در جایگاه مصدر قرار گرفته و در باب مفاعله ([[مناجات]]) به معنی [[سخن گفتن]] رازگونه یا آهسته با درگوشی با کسی سخن گفتن است که نفر سوم آن را نشنود. نیز مناجی و نجیّ به یک معناست و مانند نجوا برای مفرد و جمع، یکسان به کار میرود: {{عربی| | نجوا از ریشه نَجَو/ نجا، اسمی است که در جایگاه مصدر قرار گرفته و در باب مفاعله ([[مناجات]]) به معنی [[سخن گفتن]] رازگونه یا آهسته با درگوشی با کسی سخن گفتن است که نفر سوم آن را نشنود. نیز مناجی و نجیّ به یک معناست و مانند نجوا برای مفرد و جمع، یکسان به کار میرود: {{عربی|«هو نجوى و هم نجوى»}}؛ {{عربی|«و قرّبناه نجياً؛ خلَصوا نجيّا»}}<ref>مفردات، ص۷۹۳.</ref>.<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه نجوا (مقاله)|آیه نجوا]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> | ||
== ناسخ آیه == | == ناسخ آیه == | ||
| خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
[[مفسّران]] و محدثان در ذیل آیه نجوا روایاتی را نقل نمودهاند که بر اساس آنها به روشنی [[اثبات]] میشود که تنها [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است که دستور [[خداوند سبحان]] را ـ مبنی بر [[صدقه دادن]] پیش از رازگویی با [[پیامبر]] ـ عملی کرده است. سند این [[احادیث]] نیز صحیح و بدون اشکال است، به گونه ای که ما را از بررسی اسانید آن بینیاز میگرداند. | [[مفسّران]] و محدثان در ذیل آیه نجوا روایاتی را نقل نمودهاند که بر اساس آنها به روشنی [[اثبات]] میشود که تنها [[حضرت امیرالمؤمنین]]{{ع}} است که دستور [[خداوند سبحان]] را ـ مبنی بر [[صدقه دادن]] پیش از رازگویی با [[پیامبر]] ـ عملی کرده است. سند این [[احادیث]] نیز صحیح و بدون اشکال است، به گونه ای که ما را از بررسی اسانید آن بینیاز میگرداند. | ||
به عنوان نمونه سعید بن | به عنوان نمونه [[سعید بن منصور]]، [[ابن راهویه]]، [[ابن ابی شیبه]]، [[عبد بن حمید]]، [[ابن منذر]]، [[ابن ابیحاتم]]، [[ابن مردویه]] و [[حاکم]] همگی از امیرالمؤمنین{{ع}} نقل کردهاند که آن حضرت فرمود: {{متن حدیث|ان فی کتاب الله آیة ما عمل بها احد قبلی و لایعمل بها احد بعدی: آیة النجوی {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً}} کان عندی دینار فبعته بعشرة دراهم فکنت کلما ناجیت النبی{{صل}} قدمت بین یدی درهما. ثم نسخت فلم یعمل بها احد، فنزلت {{متن قرآن|أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ}}}}. «همانا در [[کتاب خدا]] آیهای است که احدی پیش از من بدان عمل نکرده و احدی پس از من هم بدان عمل نکرده است و آن [[آیه]] نجواست که میفرماید: {{متن قرآن|أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَةً}}؛ من یک دینار داشتم که آن را به ده درهم تبدیل کردم. پس هر گاه با [[پیامبر]]{{صل}} گفتگوی خصوصی داشتم پیش از آن یک درهم [[صدقه]] میدادم تا اینکه این آیه نسخ شد و احدی به آن عمل نکرد. ان گاه این آیه نازل شد که میفرماید: {{متن قرآن|أَأَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوَاكُمْ صَدَقَاتٍ}}<ref>سیوطی، الدر المنثور، ج۶، ص۱۸۵؛ فتح القدیر، ج۵، ص۱۹۱؛ تفسیر آلوسی، ج۲۸، ص۳۱؛ مناقب علی بن ابیطالب{{ع}} و ما نزل من القرآن فی علی{{ع}}، ص۳۳۲، ش۵۵۶؛ تفسیر طبری، ج۲۸، ص۲۷؛ تفسیر ثعلبی، ج۹، ص۲۶۱ ـ ۲۶۲؛ اسباب النزول، ص۲۷۶؛ شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۱۹، ش۹۶۰ و ص۳۲۰، ش۹۶۱ و ۹۶۲ و ص۳۲۱، ش۹۶۳؛ تفسیر النسفی، ج۴، ص۲۲۶؛ الکشاف عن حقائق التنزیل، ج۴، ص۷۶؛ تفسیر رازی، ج۲۹، ص۲۷۱؛ تفسیر قرطبی، ج۱۷، ص۳۰۲ و منابع دیگر.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۵]]، ص۲۹۹ ـ ۳۰۰.</ref> | ||
== دلالت آیه == | == دلالت آیه == | ||
| خط ۵۳: | خط ۵۳: | ||
امامت امیرالمؤمنین{{ع}} را از دو جهت میتوان از این [[آیه]] به [[اثبات]] رساند. | امامت امیرالمؤمنین{{ع}} را از دو جهت میتوان از این [[آیه]] به [[اثبات]] رساند. | ||
# جهت نخست: از طریق [[افضلیت]] است. پس از [[اثبات افضلیت امیرالمؤمنین]]{{ع}} از این آیه، بر اساس [[حکم عقل]] به تقدیم [[فاضل]] بر [[مفضول]] و قبح [[تقدیم مفضول بر فاضل]]،[[ امامت]] آن حضرت ثابت میگردد. | # جهت نخست: از طریق [[افضلیت]] است. پس از [[اثبات افضلیت امیرالمؤمنین]]{{ع}} از این آیه، بر اساس [[حکم عقل]] به تقدیم [[فاضل]] بر [[مفضول]] و قبح [[تقدیم مفضول بر فاضل]]،[[ امامت]] آن حضرت ثابت میگردد. | ||
# جهت دوم: در این آیه از [[توبه]][[ سخن]] به میان آمده است و خود این نکته نیز حاکی از وقوع تخلف و عصیان از سوی صحابه است. این تخلف و عصیان همان [[بخل]] ورزیدن از پرداخت صدقه [[واجب]] است. صدقهای که به امضای [[الهی]] رسیده و در ازای [[مناجات]] با رسول خدا{{صل}} و تعلم از ایشان باید پرداخت شود. به عبارت دیگر [[مسلمانان]] و اطرافیان [[پیامبر]] البته آنها که تمکن مالی داشتند، حاضر نشدند برای [[امتثال امر]] [[خدا]] و [[تشرف]] به محضر رسول خدا{{صل}} و تعلم از ایشان حتی یک مشت جو صدقه بدهند. حال با توجه به این [[حقیقت]]، از صاحبان وجدان بیدار سؤال میکنیم: آیا آنان که حاضر نیستند در ازای یک مشت جو [[دستور خدا]] را [[اطاعت]] کنند و از [[فقیری]] دستگیری کنند و در عوض [[توفیق]] تشرف به محضر [[رسول خدا]]{{صل}} و [[تعلم]] از ایشان را بیابند، واقعاً برای [[خلافت]] و [[جانشینی پیامبر اکرم]]{{صل}} [[شایستگی]] دارند؟ یا آن کس شایسته خلافت و جانشینی پیامبر اکرم{{صل}} است که تحت هیچ شرایطی حاضر نیست مصاحبت با پیامبر اکرم{{صل}} را رد کند؟ همان کسی که برای تسریع در [[امتثال امر]] [[خداوند]] ـ بر اساس برخی نقلها ـ [[پول]] [[قرض]] میکند تا به این [[مصاحبت]] برسد. | # جهت دوم: در این آیه از [[توبه]] [[سخن]] به میان آمده است و خود این نکته نیز حاکی از وقوع تخلف و عصیان از سوی صحابه است. این تخلف و عصیان همان [[بخل]] ورزیدن از پرداخت صدقه [[واجب]] است. صدقهای که به امضای [[الهی]] رسیده و در ازای [[مناجات]] با رسول خدا{{صل}} و تعلم از ایشان باید پرداخت شود. به عبارت دیگر [[مسلمانان]] و اطرافیان [[پیامبر]] البته آنها که تمکن مالی داشتند، حاضر نشدند برای [[امتثال امر]] [[خدا]] و [[تشرف]] به محضر رسول خدا{{صل}} و تعلم از ایشان حتی یک مشت جو صدقه بدهند. حال با توجه به این [[حقیقت]]، از صاحبان وجدان بیدار سؤال میکنیم: آیا آنان که حاضر نیستند در ازای یک مشت جو [[دستور خدا]] را [[اطاعت]] کنند و از [[فقیری]] دستگیری کنند و در عوض [[توفیق]] تشرف به محضر [[رسول خدا]]{{صل}} و [[تعلم]] از ایشان را بیابند، واقعاً برای [[خلافت]] و [[جانشینی پیامبر اکرم]]{{صل}} [[شایستگی]] دارند؟ یا آن کس شایسته خلافت و جانشینی پیامبر اکرم{{صل}} است که تحت هیچ شرایطی حاضر نیست مصاحبت با پیامبر اکرم{{صل}} را رد کند؟ همان کسی که برای تسریع در [[امتثال امر]] [[خداوند]] ـ بر اساس برخی نقلها ـ [[پول]] [[قرض]] میکند تا به این [[مصاحبت]] برسد. | ||
چنانچه [[زجاج]] میگوید: «[[سبب نزول آیه]] این بود که [[ثروتمندان]] با [[پیامبر]]{{صل}} خلوت میکردند ودرباره آنچه دلخواهشان بود با ایشان [[مشورت]] میکردند اما [[فقرا]] نمیتوانستند خدمت پیامبر برسند. از این رو خداوند پیش از رازگویی با پیامبر، [[صدقه]] را [[واجب]] ساخت تا از این کار امتناع کنند و آنها را [[مکلف]] ساخت که احدی پیش از [[صدقه دادن]] -کم یا زیاد- با [[رسول خدا]]{{صل}} رازگویی نکند و بر اساس آنچه [[روایت]] شده است، احدی این کار را نکرد. اما [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}یک دینار قرض کرد و صدقه داد تا با پیامبر{{صل}} [[نجوا]] کند پس [[خدای تعالی]] این [[حکم]] را به واسطه [[آیه]] بعدی [[نسخ]] نمود»<ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۵۵۱ و ۵۵۲ به نقل از زجاج.</ref>. | چنانچه [[زجاج]] میگوید: «[[سبب نزول آیه]] این بود که [[ثروتمندان]] با [[پیامبر]]{{صل}} خلوت میکردند ودرباره آنچه دلخواهشان بود با ایشان [[مشورت]] میکردند اما [[فقرا]] نمیتوانستند خدمت پیامبر برسند. از این رو خداوند پیش از رازگویی با پیامبر، [[صدقه]] را [[واجب]] ساخت تا از این کار امتناع کنند و آنها را [[مکلف]] ساخت که احدی پیش از [[صدقه دادن]] -کم یا زیاد- با [[رسول خدا]]{{صل}} رازگویی نکند و بر اساس آنچه [[روایت]] شده است، احدی این کار را نکرد. اما [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}یک دینار قرض کرد و صدقه داد تا با پیامبر{{صل}} [[نجوا]] کند پس [[خدای تعالی]] این [[حکم]] را به واسطه [[آیه]] بعدی [[نسخ]] نمود»<ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۵۵۱ و ۵۵۲ به نقل از زجاج.</ref>. | ||