محمد بن اسحاق مدنی: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۶٬۱۲۳ بایت اضافه‌شده ،  دیروز در ‏۰۹:۱۴
جز (جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع')
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۴: خط ۱۴:
* [[اسحاق بن یسار مدنی]] (پدر)
* [[اسحاق بن یسار مدنی]] (پدر)
*[[موسی بن یسار بن خیار]] (عمو)
*[[موسی بن یسار بن خیار]] (عمو)
==محمد بن اسحاق (۸۱ ۱۵۰۸۵/ ۱۵۱)==
[[ابن اسحاق]] نویسنده اولین [[سیره]] نسبتا جامعی است که به دلیل [[نظم]] منطقی موجود در آن به عنوان نخستین کار اصیل در این زمینه شناخته شده است<ref>درباره اسحاق تحقیقات فراوانی نوشته و منتشر شده است. یک رساله مستقل با این عنوان درباره وی نوشته شده ا بود که باMain am ۱۹۲۳ نصار به FrankfortJ fuck Muhammad ibn hshaq تحقیق دیگراز Horowitzعنوان المغازی الاولی ومولفوها توسط حسین ۱۹۹۵ عربی چاپ شده (قاهره، ۱۹۴۶) محقق دیگری متن اصلی سیره ابن اسحاق را بدون اضافات ابن هشام و همراه با انچه از ابن اسحاق در مصادر دیگر آمده و در سیره ابن هشام حف شده بود چاپ کرد. مشخصات آن از این قرار است: life The P U O. Guillaume. A Muhammad of</ref> وی از [[موالی]] [[عرب]] یا [[فارسی]] عراقی است که پدرانش [[مسیحی]] بوده وجدش [[یسار]] از [[اسیران]] [[جنگ]] [[عین التمر]] [[عراق]] بود. وی در [[مدینه]] بالید، اما در نهایت در [[بغداد]] درگذشت و در [[مقبره]] [[خیزران]] مدفون شد. وی جدای از مدینه که بخش عمده [[دانش]] [[حدیثی]] خود را ازاستادان آن فراگرتف، در سفری که حدود سی سالگی به [[مصر]] داشت، شاگردی کسانی چون [[یزید بن ابی حبیب]] (م ۱۲۷) کرد و در [[اخبار]] سیره از او هم بهره برد<ref>ازجمله رساله‌ای از اوتحت نام: کتاب فیه من ذکر بعث رسول الله{{صل}} الی البلدان وملوک العرب والعجم و ما قال لاصحابه حین بعثهم. نک: البحوث والمحاضرات، ۱۳۸۵، مقاله دراسة فی سیرة النبی، ص۱۱۷</ref> ابن اسحاق پس از [[پیروزی]] [[عباسیان]] درسال ۱۳۲ به عراق رفت و زمانی که منصور در [[حیره]] بود، [[کتاب مغازی]] خود را تألیف کرد و از آن [[زمان]] میان [[مردم کوفه]] و سپس سایر مناطق انتشار یافت. در واقع [[مهاجرت]] ابن اسحاق از مدینه به عراق دانش، سیره را که تولدش در مدینه بود، به مهمترین نقطه عالم [[اسلام]] یعنی عراق انتقال داد.
[[ابن اسحاق]] [[سیره]] مدوّنی از خود برجای نهاد که [[صبغه]] [[تاریخی]] آن به طور کامل روشن است. کتاب او مشتمل براخبار تاریخی از آغاز [[زندگی]] [[آدم]] تا [[پایان زندگی]] پیابر{{صل}} می‌‌‌‌دانست، حذف کرد. باید گفت امتیاز کتاب بن اسحاق به ساختار [[منظم]] آن سات که نباید به [[تنهایی]] زاییده [[افکار]] خود او باشد، بلکه همانگونه که برخی از [[محققان]] نوشته‌اند، ترکیب کار [[مغازی]] از استاد وی [[زهری]] و سایر مولفانی بوده که پیش از آن به این کار [[اشتغال]] داشته‌اند. گرچه باید گفت، همان‌گونه که [[مسعودی]] یادآورد شده پیش از آن تصنیفی و مجموعه‌ای در این حد نبوده است<ref>مروج الذهب، ج۴، ص۱۱۶ (ج ۵، ص۲۱۱): اول من جمع کتب المغازی والسیر وأخبار والمبتدأ و لم تکن من قبل ذلک مجموعه ولا معروفه ولا مصنفة</ref>
[[ابن اسحاق]] در [[مدینه]] پرورش یافت ولذا [[روایات]] او به طور عمده شامل نقل‌های [[مدنی]] و در‌اندک مواردی [[مصری]] است. در برابر، [[راویان]] کتاب وی، به جز یک نفر مدنی، همگی شرقی هستند و این بدان جهت است که او [[سیره]] را در مدینه تدوین اولیه کرد، اما در
[[عراق]] انتشار داد. بنابراین، باید توجه داشت که او محصور در نقل‌های مدنی است که محدودیت‌های خاص خود را دارد. وی در [[حیره]]، سیره خود را به منصور یا [[مهدی]] زمانی که ولی [[عهد]] بود [[هدیه]] کرد<ref>تاریخ بغداد، ج۱، ص۲۱۱</ref>
ابن اسحاق تحت تاثیر راویان [[یهودی]] و [[مسیحی]] یا آنان که [[مسلمان]] اما متأثر از [[اهل کتاب]] بوده‌اند، قرار داشته و بخش نخست کتاب خودرا که کتاب المبتدأ در [[اخبار]] انبیأ وملوک گذشته بوده و بعدها [[ابن هشام]] آن را حذف کرده<ref>مقدسی گفته است: کتاب المبتدأ ابن اسحاق، نخستین اثر در نوع خود بود: البدء والتاریخ ج۱، ص۱۴۹</ref> از طریق آنان و با استفاده از مآخذ اهل کتاب نگاشته است. افزون بر آنها، اخبار وی از [[عرب پیش از اسلام]] از منابع داستانی موجود در [[حجاز]] گرفته شد و رنگ داستانی آنها کاملا روشن است. روش ابن اسحاق گرچه [[حدیثی]] است اما در همه موارد از اسناد یادی نکرده و تنها درمواردی که بیشتر مربوط به دوران بعد از [[هجرت]] است سند نقلهای خودرا اودره است. پیش از آن عناوین با تعبیر قصه... آغاز می‌‌‌‌شود.
تعبیرهای بهمی از این قبیل که [[اهل علم]] مرا [[روایت]] کردند یا اینگونه تصور کرده‌اند یا حتی اظهار تردید با جمله الله اعلم نشان از آن دارد که او برای تکمیل کار [[تاریخی]] خود نیازمند استفاده از تمامی آنچه در اطرافش بوده داشته و این رووش، التبه روش یک [[محدث]] نیست، بلکه روش یک [[تاریخ]] نویس است که وقتی با کمبود منابع برای تکمیل ساختار تاریخی بحث خود روبروست، از هر شاهدی بهره می‌‌‌‌گیرد، از
آن جمله است اشعار که بسیاری از قدیم و جدید، در [[درستی]] آنها تردید داشته‌اند. <ref>یاقوت وابن ندیم به ساختگی بودن بسیاری از اشعار موجود درسیره تصریح کرده‌اند. نک: معجم الادبأ، ج۶، ص۴۰۰. الفهرست، ص۹۲. طبقات الشعرأ، ص۴ (لیدن) به نقل از: البحوث والمحاضرات، صص ۱۲۷ ۱۲۸</ref> [[ابن هشام]] بسیاری از این اشعار را حذف کرد به طوری که ادعا شده اشعار موجود در [[سیره]] [[اب]] ن هشام یک پنجم ااشعاری است که درنسخه اصلی [[ابن اسحاق]] بوده است.
در برابر از [[قرآن]] نیز به طور مفصل استفاده کرده و در هر باب [[روایات شأن نزول]] را آورده است.
بحث [[وثاقت]] یا عدم وثاقت ابن اسحاق، یکی از جنجالی‌ترین بحث‌هایی رجالی در نوع خود است. زمانی که ابن اسحاق در [[مدینه]] بد، به دلایلی که شاید [[رقابت]] از آن جمله بوده، با دوتن از [[فقیهان]] و [[محدثان]] مدینه یکی [[مالک بن انس]]،<ref>ابن اسحاق گفت: {{عربی|انا بیاطر علم مالک}}. الکامل فی ضعفأ الرجال، ج۶، ص۱۰۶. مالک نیز می‌‌گفت: {{عربی|ابن اسحاق دجال من الدجاجلة}}</ref> ودیگری [[هشام بن عروه]]<ref> دلیل اختلافش با هشام آن بود که روایتی از زن او نثل کرده بود و به همین دلیل هشام سخت خشمگین بود که چگونه با زن وی دیدار کرد که از وی حدیث نقل می‌‌کند؟</ref> درگیر شد. به همین دلیل متهم به انواع تهمتها از جمله [[تشیع]] و قدری بودنن شد<ref>تاریخ یحیی بن معین، ج۱، ص۲۷۴. گفته شده که به دلیل اعتقادش به قدر، در نزد حاکم حد خورده است. الکامل فی ضعفأ الرجال، ج۶، ص۱۰۶</ref> به دنبال آن [[کتب رجالی]] پیرامون اونقل‌های گوناگون و قضاوت‌های مختلفی را آوردند [[ابن حبان]] در الثقات و [[ابن سید الناس]]<ref>نک: عیون الاثر، ج۱، صص ۶۷ ۵۴</ref> سخت از او [[دفاع]] کرده‌اند.
باید گفت [[اتهام]] تشیع به او به معنای مصطلح امروزی درست نیست وبه احتمال به جهت نقل برخی از [[فضایل]] که تعدادی از آنها از جمله [[روایت]] [[انذار]] [[عشیرة]] توسط ابن هشام در سیره موجود حذف شده است، اما [[طبری]] آن را از طریق [[ابن اسحاق]] به دست آورده متهم به [[تشیع]] شده است. ابن تنها می‌‌‌‌تواند به معنای [[دوستی اهل بیت]]{{ع}} باشد، چیزی که به هیچ روی مورد [[رضایت]] [[مذهب]] [[عثمانی]] [[حاکم]] بر [[مدینه]] و شام نبوده است. مادر جای دیگر از این [[طایفه]] بعنوان نوعی شیعه عراقی یاد کردیم که البته درجات مختلفی دارند. [[انکار]] نمی‌‌‌‌توان کرد که [[ابن اسحاق]] بسیاری از [[فضائل امام علی]]{{ع}} را در [[سیره]] آورده است.
بسیاری دیگر، اورا تنها در نقل [[اخبار موثق]] دانسته‌اند نه در [[حلال و حرام]]<ref>تذکرة الحفاظ، ج۱، ص۱۷۳، تاریخ یحیی بن معین، ج۱، صص ۶۰، ۲۲۵</ref> این قبیل اظهار نظر [[تسامح]] [[سلف]] را در نقلهای [[تاریخی]] نشان می‌‌‌‌دهد. [[طبری]] که بخش فراوانی از [[اخبار]] سیره و حتی بعد از آن رااز آثار بن اسحاق گرفته وی را [[ستایش]] کرده و [[موثق]] دانسته است<ref>المنتخب من ذیل المذیل، ص۶۵۴</ref> در برابر [[ابن ندیم]] که [[گرایش]]های [[شیعی]] او کاملا روشن است به [[سختی]] به ابن اسحاق تاخته واتهامات چندی از قبیل: تاثیر‌پذیری وی از [[یهود]]، [[تضعیف]] او توسط [[اهل حدیث]]<ref>نک: الکامل فی ضعفأ الرجال، ج۶، ص۱۰۳، دلیل تضعیف مورخان از سوی اهل حدیث همین است که آنها پایبند به اصول آنها در نقل روایات نیستند و روش خاص خود را دارند. طبعا به دلیل آنکه کار تاریخی می‌‌کنند، نمی‌توانند چندان در چهارچوبه اسناد صحیح باقی بمانند</ref> ساختن اشعار و قرار دادن آنها در سیره و حتی [[اتهام]] [[اخلاقی]] را به وی نسبت داده است<ref>الفهرست، ص۱۰۲</ref> [[زهری]] از [[استادان]] ابن اسحاق است در ستایش او می‌‌‌‌گفت: تا وقتی که این [[احول]] یعنی ابن اسحاق دراین [[دیار]] است، [[دانش]] باقی است<ref>الکامل فی ضعفأ الرجال، ج۶، ص۱۰۵</ref> وشعبه می‌‌‌‌گفت: اگر من [[قدرت]] داشتم، ابن اسحاق را بر تمام [[محدثان]] [[حاکم]] می‌‌‌‌کردم<ref>الکامل فی ضعفأ الرجال، ج۶، ص۱۰۷</ref>
پیش از این اشاره کردیم که دانش [[مغازی]] در [[مدینه]] شکل گرفته است. بروکلمان نیز نوشته است که [[احادیث]] ابن اسحاق همه به [[اهل]] مدینه بر می‌‌‌‌گردد<ref>تاریخ الادب العربی، ج۳، ص۱۱</ref> البته ممکن است ابن اسحاق تنها از افرادی که نام بردیم نقل نکرده باشد بلکه از افراد ناشناخته عادی که به دلایلی با حوادث [[زمان]] [[رسول الله]]{{صل}} مرتبط بوده‌اند نقل کرده باشد، اما او به هر حال، اساس کارش نگرش خاصی است که این [[روایات]] را شکل داده است؛ با توجه به این که معمولا کار این افراد نقل بدون [[نقادی]] و دست بردن در عبارت بوده اهمیت نقش [[راویان]] اولیه بیشتر روشن می‌‌‌‌شود. کافی است چند نمونه از اسناد [[ابن اسحاق]] را بیاوریم: {{عربی|حدثنی صالح بن کیسان عن عروة بن زبیر عن عایشه؛ حدثنی عاصم بن قتاده، ذکر الزهری عن عروة بن زبیر عن عایشه؛ حدثنی یحیی بن زبیر عن ابیه عروة؛ حدثنی محمد بن عبدالله عن عامر بن زید، عن بعض اهله؛ حدثنی نافع مولی عبدالله بن عمرعن ابن عمر؛ حدثنی عبدالرحمن بن الحارث عن بعض آل عمر او بعض اهله}}.
ابن اسحاق موارد ‌اندک از [[امام باقر]]{{ع}} و یا از طریق [[زهری]] از [[امام سجاد]]{{ع}} روایاتی آورده که محدود است. [[معمر بن راشد]] (م ۱۵۴) نیز که دستی در [[نگارش]] [[مغازی]] داشته، به طور غالب از زهری [[روایت]] می‌‌‌‌کند<ref>تاریخ التراث العربی، التدوین التاریخی، ص۹۲</ref> دوری نیزضمن تحقیقات خود درباره [[دانش]] [[تاریخی]] [[عرب]]، به این نتیجه رسیده که زهری پایه گذار [[مکتب]] [[مدینه]] بده و [[موسی]] بن ع [[قبه]] و ابن اسحاق هر دو شاگر او بوده‌اند. از نظر او، [[موسی بن عقبه]] متکی به کار استادش زهری است که در عین حال اضافاتی نیز داشته است<ref>بحث فی نشأة علم التاریخ عند العرب، صص ۳۳۳۲ (متن انگلیسی)</ref> همینطور است وضع ابن اسحاق.
گیب تصریح کرده که تاقبل از [[قرن دوم هجری]] [[سیره]] اختصاص به مدینه داشته است<ref>دائرة المعارف الاسلامیة، ج۴، ص۴۸۶</ref> ابن اسحاق سیره خود را در مدینه جمع‌آوری کرده و شاید تدوین آن را بعدا در [[عراق]] صورت داده باشد. وی در مدینه با [[مالک بن انس]] و [[هشام بن عروه]] درگیر شدو به خصوص به دلیل [[تمسخر]] [[علم]] مالک<ref>الجرح والتعدیل، ج۱، ص۱۹</ref> مجبور به ترک مدینه گردید. <ref>الجرح والتعدیل، ج۱، ص۱۹. تاریخ بغداد، ص۲۲۳</ref> در عراق سیره او انتشار یافت. بنابه نوشته [[ابن سعد]]، او در [[کوفه]] سیره‌اش را خواند، پس از آن در جزیره و [[شهر]] [[ری]] نیز سیره‌اش را برگروهی قرائت کرد<ref>متمم طبقات الکبری، ص۴۰۲</ref>
ابن اسحاق بیست سال آخر [[حیات]] خود را در دوره [[بنی عباس]] گذراند و گفته شد که سیره‌اش را به منصور و یا [[مهدی عباسی]] زمانی که [[ولایت‌عهدی]] پدر را داشته تقدیم کرده است. به همین دلیل، به طور جزی باید رد مسائل مربوط به [[عباس بن عبدالمطلب]] تجدید نظر کرده باشد. <ref>المغازی الاولی ومولفوها، ص۸۱. مقدمه کتاب السیر والمغازی از زکار، صص ۱۳۱۴</ref>
متن تهیه شده توسط [[ابن اسحاق]] به طور کامل به دست مانرسیده و تنها [[تهذیب]] آن توسط [[عبدالملک بن هشام]] (م ۲۱۳ یا ۲۱۸) در دسترس ما قرار دارد. وی آن گونه که در مقدمه آورده، مطالبی را که بی‌ارتباط با [[پیامبر]]{{صل}} دیده و نیز برخی اشعار<ref>اشعاری درنسخه یونس بن بکیر هست که در متن ابن هشام نیامده. نک: البحوث والمحاضرات، ص۱۳۰</ref> و آنچه را که شنیع می‌‌‌‌دانسته حذف کرده است. درباره این که [[ابن هشام]] مطالب عمده‌ای را حذق کرده یانه، [[اختلاف]] نظر وجود دارد. <ref>بزم آورد، ص۹۷ و نک: مجله آینه پژوهش، سال ۲، ش ۵، مقاله: ابن هشام و سیره او، ۲۹ ۳۰. مواردی در سیره وجود دارد که نشان می‌‌دهد که ابن هشام گاهی مطالبی را به نفع امام علی{{ع}} بوده بر آن افزوده است. مثلا این خبر که نشان می‌‌دهد که نهیب علی{{ع}} بر تسخیر قلعه بنی قریظه، سبب شد تا نان بزرودی خود را برحکم رسول خدا{{صل}} تسلیم کنند. نک: السیرة النبویه، ج۳، ص۲۴۰. عبارت ابن هشام در حذف چنین است {{عربی|... مما لیس لرسول الله فیه ذکر، و مانزل فیه من القرآن بشی ء و لیس سببا لشی بالعشر یعرفها ولا تفسیراله ولا شاهدا علیه لما ذکرت من الاختصار واشعار لم رحدا من اهل العلم بروایته}}. ازموارد حذفی ابن هشام برخی ازروایات مربوط به پیامبر{{صل}} در قبل از بعثت نیز رویات نقش عباس بن عبدالمطلب در بدر است! همینطور روایت دعوت امام علی{{ع}} رابرای اسلام آوردن که در نسخه یونس هست در سیره ابن هشام نیامده است. و نیز روایتی درباره کیفیت اسلام آوردن ابوبکر</ref> در عین حال از آن جهت که در سیره موجود دقیقا تشخیص گفته‌های ابن اسحاق ممکن و اضافات هشام به نام خد اوست، باید [[شکرگزار]] بود.
تهذیب ابن هشام که به نام سیره ابن هشام [[شهرت]] یافت، از همان آغاز مورد استفاده بوده است. [[یعقوبی]] از همین روایت استفاده کرده است. کتاب الروض الانف از عبدالرحمان السهیلی (۵۰۸ ۵۸۱) شرحی است. مبسوط به سیره ابن هشام که به چاپ رسیده است. سهیلی یز گفتنی است که هدفش شرح [[سیره ابن اسحاق]] است که ابن هشام آن را [[تهذیب]] و تلخیص کرد و بنایش شرح لغات نامأنوس، جملات دشوار، شرح نسب‌های مشکل و تکمیل مواردی است که ناقص مانده است. این کتاب به تصحیح عبدالرحن [[وکیل]] در [[مصر]] به چاپ رسیده در سال ۱۴۱۲ در بیروت افست شده است. [[ابوذر بن محمد بن مسعود خشنی]] نیز شرحی [[ادبی]] در یک مجلد بر [[سیره]] ابن‌هاشم تألیف کرده است<ref>تصحیح بولس برونله، افست در بیروت، دارالکتب العلیمة</ref>
جدای از آنچه ابن‌هاشم از طریق [[زیاد بن عبدالله بکایی]] (م ۱۸۳) نقل کرده [[طبری]] نیز از [[سیره ابن اسحاق]] از طریق [[محمد بن حمید رازی]] و او از سلمة بن فضل، نقل‌های زیادی آورده است. این سلمه از متن صلی ابن اسحاق]] که آن را برای منصور تهیه کرده بوده استفاده کرده است<ref>بزم آورد، صص ۱۰۷ ۱۰۲، مؤلف به بررسی روایت یونس بن بکیر از ابن اسحاق پرداخته که قابل توجه است. همچنین نک: مقدمه دکتر مهدوی بر سیرت رسول الله{{صل}}. وی راویان مختلف ابن اسحاق را شناسانده است. کتاب سیره ابن اسحاق در قم نیز به صورت افست جاپ شده است</ref>
[[راوی]] دیگر کتاب [[ابن اسحاق یونس بن بکیر]] است که [[ابن اثیر]] در [[اسد الغابه]] از آن بهره برده و اخیرا بخشی از آن در مراکش پیدا شد که محمد حمیدالله و بعدا سهیل زکارهر کدام جدا گانه تصحیح و چاپ کردند. یوسن بن بکیر راوی این بخش، روایاتی را از دیگران ضمیمه سیره ابن اسحاق کرده است<ref>دائرة المعارف الاسلامیة، ج۴، ص۴۷۸</ref>
صرف نظر از نقطه [[ضعف]] اساسی سیره ابن اسحاق، که همان اتکای صرف به [[روایات]] [[مدینه]] و انعکاس همان دیدگاه است. این سیره از جهت [[انسجام]] درونی و به عنوان یک متن [[تاریخی]] از قوت قابل توجهیی برخوردار است. با توجه با سابقه محدود [[تاریخ‌نگاری]]، باید کار ابن اسحاق را قدم بسیار مهمی در [[پیشرفت]] [[دانش]] تاریخ‌نگاری [[اسلامی]] دانست. او [[نظم]] خاصی به [[اخبار]] تاریخی داده ودقیقا ذهنیت تاریخی را در عرضه اخبار به کار گرفته است. گفته گیب، او تنها [[تاریخ پیامبر]]{{صل}} را ننوشته بلکه [[تاریخ]] [[نبوت]] را نوشته است<ref>دائرة المعارف الاسلامیه، ج۴، ص۴۸۷</ref> ابن اسحاق را باید اولی تحلیل اخبار سیره دانست. او در ابتدار بسیاری از بحث‌های، یک نوع جمع‌بندی تحلیل ارائه می‌‌‌‌دهد. این در حالی است که کاستی‌ها و نادرستی‌های زیادی به دلیل منابع و مآخذ [[ابن اسحاق]] درسیره او وجود دارد. [[سیره]] مزبور تنها منعکس کننده بخشی از [[روایات]] سیره است؛ زیرا در سایر [[شهرها]] نیز روایات سیره در دست صحابه‌ای که به آن شهرها رفته بودند، وجود داشته که مورد استفاده ابن اسحاق قرار نگرفته است. اضافه بر آن، بعدها [[واقدی]] وبرخی از دیگر با تتبعاتی که در مآخذ اولیه کرده‌اند، مطالب فراوانی جدیدی را در سیره ادامه یافت و [[محدثان]] و اخباریان قرار گیرد. بد از ابن اسحاق کار تتبع در [[اخبار]] سیره دادمه یافت و محدثان و اخباریان زیادی به کار جمع‌آوری مشغول شدند که تنها نوشته‌های برخی از مشهورترین آنها باقی مانده است [[سیره ابن اسحاق]] در [[قرن هفتم]] توسط [[شرف الدین محمد بن عبدالله بن عمر]] به [[فارسی]] در آمده وتلخیص شده است که این اثر با نام [[سیرت]] [[رسول الله]] توسط اصغر [[مهدوی]] و [[مهدی]] [[قمی]] نژار با مقدمه‌ای مفصل در باره سیره نگاری و سیره ابن اسحاق چاپ شده است<ref>تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۸</ref> [[ترجمه]] دیگری از آن با عنوان سیرت رسول الله از [[رفیع الدین اسحاق بن محمد همدانی]] از [[دانشمندان]] قرن هفتم نیزچاپ شده است<ref>تهران نشر مرک، ۱۳۷۳</ref>
ابن اسحاق کتاب دیگری در اخبار الخلفأ داشته که کوچک بوده و نقلهایی از ان بر جای مانده است. <ref>تاریخ التراث العربی، التدوین التاریخی، ص۹۰. درباره ابن اسحاق نک: طبقات الکبری، ج۷، صص ۳۲۱ ۱۲۲. المغازی الاولی ومولفوها از تارخی الخلفأ ابن اسحاق رابه چاپ رساند. مشخصات آن از این قرار است</ref> گفتنی است که [[خلیفة بن خیاط]]، اخبار مربوط به جریانات رده و فتوحات را از ابن اسحاق گرفته که طبعا از همان کتاب اخبار الخلفأ او بوده است.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۶۶.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده: IM009687.jpg|22px]] جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۱''']]
# [[پرونده: IM009687.jpg|22px]] جمعی از پژوهشگران، [[فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه مؤلفان اسلامی ج۱''']]
# [[پرونده:IM010927.jpg|22px]] [[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|'''منابع تاریخ اسلام''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۰٬۴۷۱

ویرایش