جهاد در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸: خط ۸:
== معناشناسی ==
== معناشناسی ==
{{اصلی|جهاد در لغت}}
{{اصلی|جهاد در لغت}}
واژه «جِهاد» از ریشه «ج ـ ه ـ د» به معنای [[رنج]] و [[مشقت]]، به نهایت چیزی رسیدن، تلاش، [[طاقت]] و توان و مبالغه در کار گرفته شده است<ref>العین، ج ۳، ص۳۸۶؛ مفردات، ص۱۰۱؛ لسان العرب، ج ۳، ص۱۳۳، «جهد».</ref>. در اصطلاح [[متون دینی]]، [[جهاد]] به [[جنگ با دشمن]] [[کافر]]<ref>معجم لغة الفقهاء، ص۱۶۸؛ کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۱، ص۵۹۸.</ref> یا [[کارزار]] در [[راه خدا]] با [[جان]] و [[مال]] و دیگر راه‌ها با [[هدف]] اعتلا و [[گسترش اسلام]] یا [[دفاع]] از آن<ref>الدرالمختار، ج ۴، ص۲۹۵؛ ریاض المسائل، ج ۷، ص۴۴۰؛ جواهرالکلام، ج ۲۱، ص۳.</ref> گفته می‌شود<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[جهاد - رضوی (مقاله)|مقاله «جهاد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]].</ref>.
واژه «جِهاد» از ریشه «ج ـ ه ـ د» به معنای [[رنج]] و [[مشقت]]، به نهایت چیزی رسیدن، تلاش، [[طاقت]] و توان و مبالغه در کار گرفته شده است<ref>العین، ج ۳، ص۳۸۶؛ مفردات، ص۱۰۱؛ لسان العرب، ج ۳، ص۱۳۳، «جهد».</ref>. در اصطلاح متون دینی، [[جهاد]] به [[جنگ با دشمن]] [[کافر]]<ref>معجم لغة الفقهاء، ص۱۶۸؛ کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۱، ص۵۹۸.</ref> یا [[کارزار]] در [[راه خدا]] با [[جان]] و [[مال]] و دیگر راه‌ها با [[هدف]] اعتلا و گسترش اسلام یا [[دفاع]] از آن<ref>الدرالمختار، ج ۴، ص۲۹۵؛ ریاض المسائل، ج ۷، ص۴۴۰؛ جواهرالکلام، ج ۲۱، ص۳.</ref> گفته می‌شود<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[جهاد - رضوی (مقاله)|مقاله «جهاد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]].</ref>.


همچنین [[جهاد]] در اصطلاح [[شرع]]، عبارت است از [[بذل جان]]، [[مال]] و توان خویش در راه اعتلای کلمه [[اسلام]] و [[اقامه شعائر]] [[ایمان]]<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳.</ref>. البته معنی و مفهوم جهاد در لغت و در عرف قرآن گسترده‌تر از «[[قتال]]» است و به معنای مطلق کوشش در هر راهی و به هر منظوری است. با قرینه معلوم می‌شود که این کوشش در راه خیر است یا [[شر]]. در [[آیه]] {{متن قرآن|وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ}}<ref>«و در (راه) خداوند چنان که سزاوار جهاد (در راه) اوست جهاد کنید» سوره حج، آیه ۷۸.</ref>، کلمه {{متن قرآن|فِي اللَّهِ}} قرینه است و مقصود از آن کوشش در راه خیر است و در آیه {{متن قرآن|وَإِنْ جَاهَدَاكَ عَلَى أَنْ تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ}}<ref>«و اگر تو را وا دارند تا آنچه را که نمی‌دانی برای من شریک آوری، از آنان فرمان نبر» سوره لقمان، آیه ۱۵.</ref> عبارت {{متن قرآن|عَلَى أَنْ تُشْرِكَ}} قرینه است و مقصود از آن کوشش در راه شر است. بنابراین [[جنگ در راه خدا]] مصداقی از جهاد به معنی لغوی است. جهاد پس از تهاجم [[دشمن]] [[ضرورت]] پیدا می‌کند: {{متن قرآن|فَإِنْ قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ}}<ref>«اگر به کارزار با شما دست یازیدند شما هم آنان را بکشید» سوره بقره، آیه ۱۹۱.</ref>. بنابراین باید با دشمن شروع‌ کننده [[جنگ]]، جنگید تا اینکه عقب‌نشینی کند و ریشه [[فتنه]] خشکانده شود.
همچنین [[جهاد]] در اصطلاح [[شرع]]، عبارت است از بذل جان، [[مال]] و توان خویش در راه اعتلای کلمه [[اسلام]] و [[اقامه شعائر]] [[ایمان]]<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳.</ref>. البته معنی و مفهوم جهاد در لغت و در عرف قرآن گسترده‌تر از «[[قتال]]» است و به معنای مطلق کوشش در هر راهی و به هر منظوری است. با قرینه معلوم می‌شود که این کوشش در راه خیر است یا [[شر]]. در [[آیه]] {{متن قرآن|وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ}}<ref>«و در (راه) خداوند چنان که سزاوار جهاد (در راه) اوست جهاد کنید» سوره حج، آیه ۷۸.</ref>، کلمه {{متن قرآن|فِي اللَّهِ}} قرینه است و مقصود از آن کوشش در راه خیر است و در آیه {{متن قرآن|وَإِنْ جَاهَدَاكَ عَلَى أَنْ تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ}}<ref>«و اگر تو را وا دارند تا آنچه را که نمی‌دانی برای من شریک آوری، از آنان فرمان نبر» سوره لقمان، آیه ۱۵.</ref> عبارت {{متن قرآن|عَلَى أَنْ تُشْرِكَ}} قرینه است و مقصود از آن کوشش در راه شر است. بنابراین [[جنگ در راه خدا]] مصداقی از جهاد به معنی لغوی است. جهاد پس از تهاجم [[دشمن]] [[ضرورت]] پیدا می‌کند: {{متن قرآن|فَإِنْ قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ}}<ref>«اگر به کارزار با شما دست یازیدند شما هم آنان را بکشید» سوره بقره، آیه ۱۹۱.</ref>. بنابراین باید با دشمن شروع‌ کننده [[جنگ]]، جنگید تا اینکه عقب‌نشینی کند و ریشه [[فتنه]] خشکانده شود.


قرآن می‌فرماید: {{متن قرآن|وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}<ref>«و اگر به سازش گرایند، تو نیز بدان گرای و بر خداوند توکّل کن که او شنوای داناست» سوره انفال، آیه ۶۱.</ref>. معلوم می‌شود که [[اسلام]]، [[صلح]] را به عنوان یک اصل زیربنایی در [[روابط اجتماعی]] می‌شناسد. در واقع همان گونه که [[سلامت]] مزاج، [[طبیعت]] صااصلی هر فرد و [[بیماری]] حالتی عارضی است، صلح و [[آرامش]] نیز، طبیعت اصلی [[جوامع انسانی]] و [[جنگ]] حالتی عارضی محسوب می‌شود<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[جهاد - کوشا (مقاله)|مقاله «جهاد»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص ۶۰۵-۶۰۹.</ref>.  
قرآن می‌فرماید: {{متن قرآن|وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ}}<ref>«و اگر به سازش گرایند، تو نیز بدان گرای و بر خداوند توکّل کن که او شنوای داناست» سوره انفال، آیه ۶۱.</ref>. معلوم می‌شود که [[اسلام]]، [[صلح]] را به عنوان یک اصل زیربنایی در [[روابط اجتماعی]] می‌شناسد. در واقع همان گونه که [[سلامت]] مزاج، طبیعت ااصلی هر فرد و [[بیماری]] حالتی عارضی است، صلح و [[آرامش]] نیز، طبیعت اصلی [[جوامع انسانی]] و [[جنگ]] حالتی عارضی محسوب می‌شود<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[جهاد - کوشا (مقاله)|مقاله «جهاد»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص ۶۰۵-۶۰۹.</ref>.  


جهاد افزون بر [[مبارزه]] با [[دشمن]] بیرونی، بر [[مبارزه با شیطان]] یا [[نفس اماره]] نیز اطلاق می‌شود<ref>المیزان، ج ۱۴، ص۴۱۱.</ref>، بر این اساس، جهاد بر دو قسم است<ref>فرهنگ معارف اسلامی، ج ۱، ص۶۶۴.</ref>: جهاد ظاهری ([[جهاد با کافران]]) یا [[جهاد اصغر]]<ref> الکافی، ج ۵، ص۱۲؛ کنز العمال، ج ۴، ص۴۳۰؛ کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۱، ص۵۹۸.</ref> و جهاد [[باطنی]] ([[مبارزه با نفس]]) یا [[جهاد اکبر]]<ref>الکافی، ج ۵، ص۱۲؛ وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص۱۶۱؛ کنز العمال، ج ۴، ص۴۳۰.</ref>.
جهاد افزون بر [[مبارزه]] با [[دشمن]] بیرونی، بر [[مبارزه با شیطان]] یا نفس اماره نیز اطلاق می‌شود<ref>المیزان، ج ۱۴، ص۴۱۱.</ref>، بر این اساس، جهاد بر دو قسم است<ref>فرهنگ معارف اسلامی، ج ۱، ص۶۶۴.</ref>: جهاد ظاهری ([[جهاد با کافران]]) یا [[جهاد اصغر]]<ref> الکافی، ج ۵، ص۱۲؛ کنز العمال، ج ۴، ص۴۳۰؛ کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۱، ص۵۹۸.</ref> و جهاد [[باطنی]] ([[مبارزه با نفس]]) یا [[جهاد اکبر]]<ref>الکافی، ج ۵، ص۱۲؛ وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص۱۶۱؛ کنز العمال، ج ۴، ص۴۳۰.</ref>.


برخی تنها [[جنگ]] با [[کافران]] را مصداق جهاد شمرده‌اند<ref>کشاف القناع، ج ۳، ص۳۵؛ معجم لغة الفقهاء، ص۱۶۸.</ref>، اما فقهای امامی و برخی از [[فقهای اهل سنت]]<ref>شرایع الاسلام، ج ۱، ص۲۳۴؛ تحریر الاحکام، ج ۲، ص۱۳۷؛ سبل السلام، ج ۴، ص۴۱.</ref> مبارزه با [[معاندان]] [[مسلمان]] مانند [[باغیان]]<ref>سلسلة الینابیع، ج ۲۳، ص۱۰۱؛ فقه الصادق علیه ‌السلام، ج ۱۳، ص۱۰؛ المحلی، ج ۱۱، ص۳۰۸.</ref> را نیز جهاد دانسته‌اند؛ همچنین برخی جهاد را اعم از [[جهاد ابتدایی]] و نیز دفاع در برابر [[هجوم]] [[دشمنان]]<ref>جواهر الکلام، ج ۲۱، ص۱۸ ـ ۱۹؛ المیزان، ج ۲، ص۶۶؛ فقه الصادق علیه ‌السلام، ج ۱۳، ص۱۲.</ref> دانسته‌اند، هرچند برخی جهاد ابتدایی را [[کامل‌ترین]] مصداق جهاد به شمار آورده‌اند<ref>جواهر الکلام، ج ۲۱، ص۱۶.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[جهاد - رضوی (مقاله)|مقاله «جهاد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]].</ref>
برخی تنها [[جنگ]] با [[کافران]] را مصداق جهاد شمرده‌اند<ref>کشاف القناع، ج ۳، ص۳۵؛ معجم لغة الفقهاء، ص۱۶۸.</ref>، اما فقهای امامی و برخی از فقهای اهل سنت<ref>شرایع الاسلام، ج ۱، ص۲۳۴؛ تحریر الاحکام، ج ۲، ص۱۳۷؛ سبل السلام، ج ۴، ص۴۱.</ref> مبارزه با معاندان [[مسلمان]] مانند [[باغیان]]<ref>سلسلة الینابیع، ج ۲۳، ص۱۰۱؛ فقه الصادق علیه ‌السلام، ج ۱۳، ص۱۰؛ المحلی، ج ۱۱، ص۳۰۸.</ref> را نیز جهاد دانسته‌اند؛ همچنین برخی جهاد را اعم از [[جهاد ابتدایی]] و نیز دفاع در برابر هجوم [[دشمنان]]<ref>جواهر الکلام، ج ۲۱، ص۱۸ ـ ۱۹؛ المیزان، ج ۲، ص۶۶؛ فقه الصادق علیه ‌السلام، ج ۱۳، ص۱۲.</ref> دانسته‌اند، هرچند برخی جهاد ابتدایی را کامل‌ترین مصداق جهاد به شمار آورده‌اند<ref>جواهر الکلام، ج ۲۱، ص۱۶.</ref>.<ref>[[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[جهاد - رضوی (مقاله)|مقاله «جهاد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]].</ref>


=== رابطه با واژگان همسو ===
=== رابطه با واژگان همسو ===
۱۳۰٬۴۴۷

ویرایش