←مقدمه
(←مقدمه) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
صفات خداوند را به چندین صورت تقسیم کردهاند؛ یکی از آنها تقسیم به [[صفات جمال و جلال]] است. هر چه به «[[لطف]] و رحمت خداوند» متعلّق است، «صفت [[جمال]]» و هرچه به «قهر او» مربوط شود، «صفت جلال» است؛ برای نمونه رازقیت، [[هدایت]]، لطف و رحمت از صفات جمال الهیاند و قبض، قهر، [[عزت]] و عظمت از صفات جلال اویند. پس وقتی میگوییم خداوند جمیل است، به صفات جمالی او اشاره داریم و آنگاه که میگوییم [[حقتعالی]] ذو الجلال است، مراد صفات جلالی اوست<ref>حسن حسنزاده آملی، مُمِدّ الهمم در شرح فُصوص الحِکَم، ص۴۹.</ref>. لطف با قهر و جمال با جلال متقابلند و جلالْ جمال میآورد و جمالْ جلال، و نظام هستی بر این اساس است؛ زیرا [[تکامل]] بر اساس تضاد است و عالم به تقابل و تضاد این اوصافِ جمالی و جلالی<ref>همه کثرات از ازدواج اسمای جمالی و جلالی پدید آمدهاند که آنها را اسما و اوصاف متقابل میگویند. (حسن حسنزاده آملی، دروس شرح فصوص الحکم قیصری، ص۴۴۸)</ref> اداره میشود<ref>حسن حسنزاده آملی، مُمِدّ الهمم در شرح فُصوص الحِکَم، ص۳۶۶.</ref>؛ چنانکه دار [[آخرت]] به [[جنت]] و [[نار]] قسمت شده است و جنت مظهر اسمای جمالی [[حقتعالی]] و نار مظهر اسمای جلالی اوست<ref>حسن حسنزاده آملی، گشتی در حرکت، ص۱۶.</ref>. | صفات خداوند را به چندین صورت تقسیم کردهاند؛ یکی از آنها تقسیم به [[صفات جمال و جلال]] است. هر چه به «[[لطف]] و رحمت خداوند» متعلّق است، «صفت [[جمال]]» و هرچه به «قهر او» مربوط شود، «صفت جلال» است؛ برای نمونه رازقیت، [[هدایت]]، لطف و رحمت از صفات جمال الهیاند و قبض، قهر، [[عزت]] و عظمت از صفات جلال اویند. پس وقتی میگوییم خداوند جمیل است، به صفات جمالی او اشاره داریم و آنگاه که میگوییم [[حقتعالی]] ذو الجلال است، مراد صفات جلالی اوست<ref>حسن حسنزاده آملی، مُمِدّ الهمم در شرح فُصوص الحِکَم، ص۴۹.</ref>. لطف با قهر و جمال با جلال متقابلند و جلالْ جمال میآورد و جمالْ جلال، و نظام هستی بر این اساس است؛ زیرا [[تکامل]] بر اساس تضاد است و عالم به تقابل و تضاد این اوصافِ جمالی و جلالی<ref>همه کثرات از ازدواج اسمای جمالی و جلالی پدید آمدهاند که آنها را اسما و اوصاف متقابل میگویند. (حسن حسنزاده آملی، دروس شرح فصوص الحکم قیصری، ص۴۴۸)</ref> اداره میشود<ref>حسن حسنزاده آملی، مُمِدّ الهمم در شرح فُصوص الحِکَم، ص۳۶۶.</ref>؛ چنانکه دار [[آخرت]] به [[جنت]] و [[نار]] قسمت شده است و جنت مظهر اسمای جمالی [[حقتعالی]] و نار مظهر اسمای جلالی اوست<ref>حسن حسنزاده آملی، گشتی در حرکت، ص۱۶.</ref>. | ||
[[عرفا]] میگویند که هر یک از ممکنات مظهر یک اسم و صفت از [[اسماء و صفات]] حقّاند؛ چراکه هر یک از ممکنات مرتبهای از تجلیات حقتعالی و حدّی از [[خواص]] نامحدود اویند. گفتن و شنیدن این سخن دشوار است، ولی [[حقیقت]] است که [[شیطان]] هم مظهر اسم «یا مضل» است و به هر حال در هر مخلوقی یک نشانه و صفتی، که نمونه بسیار ضعیفی از اسامی و [[صفات حق]] است، موجود میباشد. [[علم]] عالم نشانهای از علم [[حق]] است و فلان شخصِ [[کریم]] مظهر اسم یا کریم است؛ اما نمونه بسیار ضعیفی هستند و نسبت اینها به حقتعالی، نسبت کرم شبتاب و [[آفتاب]] است، بلکه از این هم ضعیفتر. برای حق نمیتوان حد محدودی قائل شد که فلان صفت را دارد و فلان را ندارد، بلکه تمام صفات که در موجودات هست، به طور اعلی و اتمّ در او هست؛ البته نواقص ممکنات در او نیست<ref>حسن حسنزاده آملی، گشتی در حرکت، ص۲۵۹.</ref>.<ref>[[علی علیزاده آملی|علیزاده آملی، علی]]، [[عرفان در آثار علامه حسنزاده آملی (کتاب)|عرفان در آثار علامه حسنزاده آملی]]، ص ۷۸.</ref> | [[عرفا]] میگویند که هر یک از ممکنات مظهر یک اسم و صفت از [[اسماء و صفات]] حقّاند؛ چراکه هر یک از ممکنات مرتبهای از تجلیات حقتعالی و حدّی از [[خواص]] نامحدود اویند. گفتن و شنیدن این سخن دشوار است، ولی [[حقیقت]] است که [[شیطان]] هم مظهر اسم «یا مضل» است و به هر حال در هر مخلوقی یک نشانه و صفتی، که نمونه بسیار ضعیفی از اسامی و [[صفات حق]] است، موجود میباشد. [[علم]] عالم نشانهای از علم [[حق]] است و فلان شخصِ [[کریم]] مظهر اسم یا کریم است؛ اما نمونه بسیار ضعیفی هستند و نسبت اینها به حقتعالی، نسبت کرم شبتاب و [[آفتاب]] است، بلکه از این هم ضعیفتر. برای حق نمیتوان حد محدودی قائل شد که فلان صفت را دارد و فلان را ندارد، بلکه تمام صفات که در موجودات هست، به طور اعلی و اتمّ در او هست؛ البته نواقص ممکنات در او نیست<ref>حسن حسنزاده آملی، گشتی در حرکت، ص۲۵۹.</ref>.<ref>[[علی علیزاده آملی|علیزاده آملی، علی]]، [[عرفان در آثار علامه حسنزاده آملی (کتاب)|عرفان در آثار علامه حسنزاده آملی]]، ص ۷۸ ـ ۷۹.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||