سهل بن حنیف اوسی انصاری: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - ':«' به ': «')
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۵۰: خط ۵۰:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[سهل بن حنیف]] کنیه‌اش ابو سعد، و به قولی [[ابوسعید]]، یا ابو [[ولید]] و [[ابو محمد]] و [[برادر]] [[عثمان بن حنیف]] از [[قبیله اوس]] [[مدینه]] و از [[اصحاب]] [[انصار]] باوفای [[رسول خدا]] {{صل}} و از [[یاران]] [[مخلص]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} بود. او دارای [[فضایل]] زیاد و [[شخصیت]] ذاتی و مورد توجه عموم [[مردم]] و مردی [[زیبا]] روی و خوش چهره بود<ref>اعیان الشیعه، ج۷، ص۳۲۲.</ref>.
[[سهل بن حنیف]] کنیه‌اش ابو سعد، و به قولی [[ابوسعید]]، یا ابو [[ولید]] و [[ابو محمد]] و [[برادر]] [[عثمان بن حنیف]] از [[قبیله اوس]] [[مدینه]] و از [[اصحاب]] [[انصار]] باوفای [[رسول خدا]] {{صل}} و از [[یاران]] [[مخلص]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بود. او دارای [[فضایل]] زیاد و [[شخصیت]] ذاتی و مورد توجه عموم [[مردم]] و مردی [[زیبا]] روی و خوش چهره بود<ref>اعیان الشیعه، ج۷، ص۳۲۲.</ref>.
[[امام صادق]] {{ع}} در [[فضایل]] او فرمود: «هیچ یک از [[قریش]] و غیر [[قریش]] به [[مقام]] و [[منزلت]] سهل نمی‌رسد»<ref>تنقیح المقال، ج۲، ص۷۴.</ref>.
[[امام صادق]]{{ع}} در [[فضایل]] او فرمود: «هیچ یک از [[قریش]] و غیر [[قریش]] به [[مقام]] و [[منزلت]] سهل نمی‌رسد»<ref>تنقیح المقال، ج۲، ص۷۴.</ref>.
[[طبری]] از [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} [[نقل]] می‌کند که فرمود: «در چند شبی که در اول [[هجرت]] در [[قبا]] به سر می‌بردم متوجه شدم [[زن]] [[مسلمانی]] بی‌سرپرست ([[کلثوم بن هدم]]) در [[همسایگی]] میزبان من قرار دارد ولی نیمه‌های [[شب]] کسی در خانه‌اش را می‌کوبد و چیزی به او می‌دهد، من از این کار مشکوک شدم به او گفتم: ای [[زن]]، آنکه نیمه‌های [[شب]] به در خانه‌ات می‌آید، کیست و برای تو چه می‌آورد و حال آن‌که تو زن [[مسلمان]] و بی‌شوهری؟»[[زن]] گفت: او [[سهل بن حنیف]] است، چون می‌داند من بی‌سرپرستم شب‌ها بت‌های [[همسایگان]] خود را می‌شکند و چوب‌هایش را برای [[سوزاندن]] برای من می‌آورد... [[حضرت علی]] {{ع}} این داستان را پس از [[وفات]] [[سهل بن حنیف]] در [[عراق]] بیان کرد<ref>ر. ک: تاریخ طبری، ج۲، ص۳۸۲ و اعیان الشیعه، ج۷، ص۳۲۱.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۶۹۶.</ref>
[[طبری]] از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[نقل]] می‌کند که فرمود: «در چند شبی که در اول [[هجرت]] در [[قبا]] به سر می‌بردم متوجه شدم [[زن]] [[مسلمانی]] بی‌سرپرست ([[کلثوم بن هدم]]) در [[همسایگی]] میزبان من قرار دارد ولی نیمه‌های [[شب]] کسی در خانه‌اش را می‌کوبد و چیزی به او می‌دهد، من از این کار مشکوک شدم به او گفتم: ای [[زن]]، آنکه نیمه‌های [[شب]] به در خانه‌ات می‌آید، کیست و برای تو چه می‌آورد و حال آن‌که تو زن [[مسلمان]] و بی‌شوهری؟»[[زن]] گفت: او [[سهل بن حنیف]] است، چون می‌داند من بی‌سرپرستم شب‌ها بت‌های [[همسایگان]] خود را می‌شکند و چوب‌هایش را برای [[سوزاندن]] برای من می‌آورد... [[حضرت علی]]{{ع}} این داستان را پس از [[وفات]] [[سهل بن حنیف]] در [[عراق]] بیان کرد<ref>ر. ک: تاریخ طبری، ج۲، ص۳۸۲ و اعیان الشیعه، ج۷، ص۳۲۱.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۶۹۶.</ref>


== سهل در [[جنگ‌های صدر اسلام]] ==
== سهل در [[جنگ‌های صدر اسلام]] ==
سهل از جمله اصحابی است که با [[استقامت]] و [[پایداری]] و [[ایمان کامل]] در [[دفاع]] از [[اسلام]] [[جان]] فشانی کرد و از ابتدای [[هجرت]] در [[خدمت]] [[رسول خدا]] {{صل}} بود و در جنگ‌های [[بدر]] و [[احد]] و دیگر [[غزوه‌ها]] شرکت نمود.
سهل از جمله اصحابی است که با [[استقامت]] و [[پایداری]] و [[ایمان کامل]] در [[دفاع]] از [[اسلام]] [[جان]] فشانی کرد و از ابتدای [[هجرت]] در خدمت [[رسول خدا]] {{صل}} بود و در جنگ‌های [[بدر]] و [[احد]] و دیگر [[غزوه‌ها]] شرکت نمود.
او در [[سال سوم هجرت]] در [[جنگ احد]] از معدود کسانی بود که در [[دفاع]] از [[جان]] [[رسول خدا]] {{صل}} [[استقامت]] ورزید و با [[تیراندازی]] ماهرانه‌اش اجازه نداد [[مشرکان]] [[قریش]] که قسم خورده بودند [[پیامبر]] {{صل}} را در آن [[جنگ]] به [[قتل]] برسانند به او نزدیک شوند، هر چه آبی بن [[خلف]] با همراهانش به [[حضرت]] نزدیک میشدند با [[شمشیر]] [[حضرت علی]] {{ع}} و تیرهای سهل به عقب رانده میشدند<ref>تاریخ طبری، ج۲، ص۵۲۰.</ref>.
او در [[سال سوم هجرت]] در [[جنگ احد]] از معدود کسانی بود که در [[دفاع]] از [[جان]] [[رسول خدا]] {{صل}} [[استقامت]] ورزید و با [[تیراندازی]] ماهرانه‌اش اجازه نداد [[مشرکان]] [[قریش]] که قسم خورده بودند [[پیامبر]] {{صل}} را در آن [[جنگ]] به [[قتل]] برسانند به او نزدیک شوند، هر چه آبی بن [[خلف]] با همراهانش به حضرت نزدیک میشدند با [[شمشیر]] [[حضرت علی]]{{ع}} و تیرهای سهل به عقب رانده میشدند<ref>تاریخ طبری، ج۲، ص۵۲۰.</ref>.
پس از پایان [[جنگ احد]] موقعی که [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} [[شمشیر]] خود را برای شست وشو به [[فاطمه زهرا]] {{ع}} داد، گفت: «به [[خدا]] قسم، این [[شمشیر]] امروز مرا [[تصدیق]] کرد» [[پیامبر خدا]] {{صل}} ضمن [[تأیید]] [[سخن]] [[حضرت علی]] {{ع}} فرمود: «آری [[سهل بن حنیف]] و [[ابودجانه]] به همراه تو، [[جهاد]] [[خدا]] را [[تصدیق]] کردند»<ref>تاریخ طبری، ج۲، ص۵۳۳.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۶۹۷.</ref>


== [[ثبات]] سهل در [[ولایت]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} ==
پس از پایان [[جنگ احد]] موقعی که [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[شمشیر]] خود را برای شست وشو به [[فاطمه زهرا]]{{ع}} داد، گفت: «به [[خدا]] قسم، این [[شمشیر]] امروز مرا [[تصدیق]] کرد» [[پیامبر خدا]]{{صل}} ضمن [[تأیید]] [[سخن]] [[حضرت علی]]{{ع}} فرمود: «آری [[سهل بن حنیف]] و [[ابودجانه]] به همراه تو، [[جهاد]] [[خدا]] را تصدیق کردند»<ref>تاریخ طبری، ج۲، ص۵۳۳.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۶۹۷.</ref>
از امتیازات [[سهل بن حنیف]] این است که او از نخستین روزهای پس از [[رحلت پیامبر اسلام]] {{صل}} به [[ولایت]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} بازگشت و [[ایمان]] و [[وفاداری]] خود نسبت به [[جانشینی بلافصل]] آن [[حضرت]] از [[رسول خدا]] {{صل}} را اعلام کرد و [[دل]] در گرو دیگری قرار نداد و پس از [[قتل عثمان]] از جمله [[اصحاب رسول خدا]] {{صل}} بود که با [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} [[بیعت]] کرد که تا پای چان از [[ولایت]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} [[دفاع]] نماید و جزو [[شرطه الخمیس]] [[حضرت]] قرار داشت<ref>تنقیح المقال، ج۲، ص۷۴.</ref>.
 
[[طبری]] [[نقل]] می‌کند: موقعی ک [[اصحاب پیامبر]] {{صل}} [[قصر]] [[عثمان]] را محاصر کردند و او را از [[خلافت]] به خاطر کجروی‌هایش به [[قتل]] رساندند، مؤذن [[مسجدالنبی]]، [[خدمت]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} آمد تا با [[مردم]] اقام [[جماعت]] نماید. اما [[حضرت]] از [[سهل بن حنیف]] و به قولی از [[ابوایوب انصاری]] خواست که با [[مردم]] [[نماز]] بخواند و این واقعه در [[شب]] اول [[ذی حجه]] [[سال ۳۵ هجری]] واقع شد و سهل (یا [[ابوایوب]]) تا دهم [[ذی حجه]] با [[مردم]] [[نماز]] خواند و از [[نماز عید]] اضحی [[حضرت علی]] {{ع}} با [[مردم]] [[نماز]] خواندند<ref>تاریخ طبری، ج۴، ص۴۲۳.</ref>.
== [[ثبات]] سهل در [[ولایت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} ==
سهل همواره مورد [[عنایت]] [[حضرت علی]] {{ع}} بود، لذا موقعی که [[حضرت]] برای سرکوبی فائله [[طلحه]] و [[زبیر]] به [[بصره]] حرکت کرد، سهل را در [[مدینه]] به جای خود گماشت و [[حکومت]] [[مدینه]] را به او سپرد <ref>تاریخ طبری، ج۴، ص۴۵۲-۴۵۳.</ref>. سهل در این سمت باقی بود تا زمانی که [[حضرت]] در [[کوفه]] مستقر شد و [[قیس بن سعید]] را از [[حکومت مصر]] [[عزل]] و [[محمد بن ابوبکر]] را به جای او [[منصوب]] نمود و [[قیس]] به [[مدینه]] آمد و به همراه سهل از [[مدینه]] به [[کوفه]] [[خدمت]] [[امیرالمؤمنین]] آمدند، و در این موقع چون [[حضرت]] عازم [[صفین]] برای [[جنگ]] با [[معاویه]] بود، سهل، [[امام]] {{ع}} را [[همراهی]] کرد و در این [[جنگ]] فرماندی نیروهای [[سواره‌نظام]] [[بصره]] را عهده‌دار بود<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۱۱.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۶۹۷-۶۹۸.</ref>
از امتیازات [[سهل بن حنیف]] این است که او از نخستین روزهای پس از [[رحلت پیامبر اسلام]] {{صل}} به [[ولایت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بازگشت و [[ایمان]] و [[وفاداری]] خود نسبت به [[جانشینی بلافصل]] آن حضرت از [[رسول خدا]] {{صل}} را اعلام کرد و [[دل]] در گرو دیگری قرار نداد و پس از [[قتل عثمان]] از جمله [[اصحاب رسول خدا]] {{صل}} بود که با [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[بیعت]] کرد که تا پای چان از [[ولایت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[دفاع]] نماید و جزو [[شرطه الخمیس]] حضرت قرار داشت<ref>تنقیح المقال، ج۲، ص۷۴.</ref>.
[[طبری]] [[نقل]] می‌کند: موقعی ک [[اصحاب پیامبر]] {{صل}} [[قصر]] [[عثمان]] را محاصر کردند و او را از [[خلافت]] به خاطر کجروی‌هایش به [[قتل]] رساندند، مؤذن [[مسجدالنبی]]، خدمت [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} آمد تا با [[مردم]] اقام [[جماعت]] نماید. اما حضرت از [[سهل بن حنیف]] و به قولی از [[ابوایوب انصاری]] خواست که با [[مردم]] [[نماز]] بخواند و این واقعه در [[شب]] اول [[ذی حجه]] [[سال ۳۵ هجری]] واقع شد و سهل (یا [[ابوایوب]]) تا دهم [[ذی حجه]] با [[مردم]] [[نماز]] خواند و از [[نماز عید]] اضحی [[حضرت علی]]{{ع}} با [[مردم]] [[نماز]] خواندند<ref>تاریخ طبری، ج۴، ص۴۲۳.</ref>.
سهل همواره مورد [[عنایت]] [[حضرت علی]]{{ع}} بود، لذا موقعی که حضرت برای سرکوبی فائله [[طلحه]] و [[زبیر]] به [[بصره]] حرکت کرد، سهل را در [[مدینه]] به جای خود گماشت و [[حکومت]] [[مدینه]] را به او سپرد <ref>تاریخ طبری، ج۴، ص۴۵۲-۴۵۳.</ref>. سهل در این سمت باقی بود تا زمانی که حضرت در [[کوفه]] مستقر شد و [[قیس بن سعید]] را از [[حکومت مصر]] [[عزل]] و [[محمد بن ابوبکر]] را به جای او [[منصوب]] نمود و [[قیس]] به [[مدینه]] آمد و به همراه سهل از [[مدینه]] به [[کوفه]] خدمت [[امیرالمؤمنین]] آمدند، و در این موقع چون حضرت عازم [[صفین]] برای [[جنگ]] با [[معاویه]] بود، سهل، [[امام]]{{ع}} را [[همراهی]] کرد و در این [[جنگ]] فرماندی نیروهای [[سواره‌نظام]] [[بصره]] را عهده‌دار بود<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۱۱.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۶۹۷-۶۹۸.</ref>


== سخنان دلنشین سهل قبل از عزیمت به [[صفین]] ==
== سخنان دلنشین سهل قبل از عزیمت به [[صفین]] ==
موقعی که [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} عازم [[صفین]] بود هر یک از [[اصحاب]] و [[تابعین]] درباره [[شخصیت]] آن [[حضرت]] {{ع}} و [[جنگ]] با [[معاویه]] [[سخن]] می‌گفتند، از جمله [[سهل بن حنیف]] برخاست و پس از [[حمد]] و [[ثنای الهی]] گفت: «ای [[امیرمؤمنان]] ما در [[صلح]] و [[آشتی]] هستیم با کسی که شما با او در [[صلح]] و [[آشتی]] باشی و در [[جنگ]] و [[حرب]] هستیم با کسی که تو با او در [[جنگ]] و [[حرب]] باشی....»<ref>{{متن حدیث|یا امیرالمؤمنین، نحن سلم لمن سالمت و حرب لمن حاربت، و رأینا رأیک...}}؛وقعه صفین، ص۹۳.</ref>؛
موقعی که [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} عازم [[صفین]] بود هر یک از [[اصحاب]] و [[تابعین]] درباره [[شخصیت]] آن حضرت{{ع}} و [[جنگ]] با [[معاویه]] [[سخن]] می‌گفتند، از جمله [[سهل بن حنیف]] برخاست و پس از [[حمد]] و [[ثنای الهی]] گفت: «ای [[امیرمؤمنان]] ما در [[صلح]] و [[آشتی]] هستیم با کسی که شما با او در [[صلح]] و [[آشتی]] باشی و در [[جنگ]] و [[حرب]] هستیم با کسی که تو با او در [[جنگ]] و [[حرب]] باشی....»<ref>{{متن حدیث|یا امیرالمؤمنین، نحن سلم لمن سالمت و حرب لمن حاربت، و رأینا رأیک...}}؛وقعه صفین، ص۹۳.</ref>؛
و [[حضرت]] سهل را به عنوان [[فرمانده]] [[سواره‌نظام]] [[اهل بصره]] برای [[جنگ صفین]] قرار داد<ref>وقعه صفین، ص۲۰۸.</ref>.
و حضرت سهل را به عنوان [[فرمانده]] [[سواره‌نظام]] [[اهل بصره]] برای [[جنگ صفین]] قرار داد<ref>وقعه صفین، ص۲۰۸.</ref>.
آری سهل در [[جنگ صفین]] بسیار دلاورانه درخشید و [[امام]] را [[یاری]] کرد<ref>وقعه صفین، ص۲۴۸.</ref>.
آری سهل در [[جنگ صفین]] بسیار دلاورانه درخشید و [[امام]] را [[یاری]] کرد<ref>وقعه صفین، ص۲۴۸.</ref>.
پس از [[جنگ صفین]]، [[حضرت]] سهل را به [[ولایت]] [[فارس]] گماشت، اما او چون نتوانست آن دیار را سامان بخشد، [[مردم]] او را از [[فارس]] بیرون کردند و ناچار به [[محضر امام]] در [[کوفه]] آمد و [[حضرت]]، [[زیاد بن ابیه]] را به [[فارس]] اعزام کرد و او توانست آنجا را [[امنیت]] و [[آرامش]] ببخشد<ref>وقعه صفین، ص۱۲۲ و ۱۳۷.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۶۹۹.</ref>
پس از [[جنگ صفین]]، حضرت سهل را به [[ولایت]] [[فارس]] گماشت، اما او چون نتوانست آن دیار را سامان بخشد، [[مردم]] او را از [[فارس]] بیرون کردند و ناچار به [[محضر امام]] در [[کوفه]] آمد و حضرت، [[زیاد بن ابیه]] را به [[فارس]] اعزام کرد و او توانست آنجا را [[امنیت]] و [[آرامش]] ببخشد<ref>وقعه صفین، ص۱۲۲ و ۱۳۷.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۶۹۹.</ref>


== [[اندوه]] [[امام]] در [[رحلت]] سهل ==
== [[اندوه]] [[امام]] در [[رحلت]] سهل ==
سهل از نخستین روزهای [[اسلام]] تا پایان عمرش همواره در [[خدمت]] [[اسلام]] بود و هیچ‌گاه در [[یاری]] [[اسلام]] [[سستی]] به خود [[راه]] نداد، و سرانجام در [[شهر کوفه]] در عصر [[نورانی]] [[خلافت امیرالمؤمنین]] {{ع}} به سال ۳۸ [[هجری]] دار فانی را [[وداع]] گفت، اما [[مرگ]] سهل برای [[حضرت علی]] {{ع}} بسیار سخت و ناگوار بود و لذا [[حضرت]] در [[رحلت]] او سخت محزون شد و در وفاتش اظهار [[تأسف]] و تحسر نمود؛ زیرا که او به خاطر دوستی‌اش به [[خاندان پیامبر]] همواره با [[مصائب]] [[دست]] به گریبان بود. و از جمله این که [[حضرت]] در [[نماز]] بر سهل عجیب [[رفتار]] نمود، پس از آن‌که حضرتش بر جنازه او [[نماز]] خواند، هرگاه جمعیت تازه‌ای می‌آمد، مجدداً بر او [[نماز]] می‌خواند و در نتیجه پنج بار بر او [[نماز]] گزارد. سپس فرمود: «اگر هفتاد بار بر او [[نماز]] گزارم، سزاوار است که او از [[یاران]] [[جنگ بدر]] است و کسی که در آن [[جنگ]] شرکت کرده بر دیگران [[فضل]] و [[برتری]] دارد». [[امیرمؤمنان]] {{ع}} شخصاً او را در دو پارچه [[کفن]] نمود و [[دفن]] کرد<ref>ر. ک: رجال کشی، ص۳۶؛ اعیان الشیعه، ج۷، ص۳۲۱؛ تنقیح المقال، ج۲، ص۷۴ و تهذیب التهذیب، ج۳، م ۵۳۸.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۶۹۹-۷۰۰.</ref>
سهل از نخستین روزهای [[اسلام]] تا پایان عمرش همواره در خدمت [[اسلام]] بود و هیچ‌گاه در [[یاری]] [[اسلام]] [[سستی]] به خود [[راه]] نداد، و سرانجام در [[شهر کوفه]] در عصر [[نورانی]] [[خلافت امیرالمؤمنین]]{{ع}} به سال ۳۸ [[هجری]] دار فانی را [[وداع]] گفت، اما [[مرگ]] سهل برای [[حضرت علی]]{{ع}} بسیار سخت و ناگوار بود و لذا حضرت در [[رحلت]] او سخت محزون شد و در وفاتش اظهار [[تأسف]] و تحسر نمود؛ زیرا که او به خاطر دوستی‌اش به [[خاندان پیامبر]] همواره با [[مصائب]] [[دست]] به گریبان بود. و از جمله این که حضرت در [[نماز]] بر سهل عجیب [[رفتار]] نمود، پس از آن‌که حضرتش بر جنازه او [[نماز]] خواند، هرگاه جمعیت تازه‌ای می‌آمد، مجدداً بر او [[نماز]] می‌خواند و در نتیجه پنج بار بر او [[نماز]] گزارد. سپس فرمود: «اگر هفتاد بار بر او نماز گزارم، سزاوار است که او از [[یاران]] [[جنگ بدر]] است و کسی که در آن [[جنگ]] شرکت کرده بر دیگران [[فضل]] و [[برتری]] دارد». [[امیرمؤمنان]]{{ع}} شخصاً او را در دو پارچه [[کفن]] نمود و [[دفن]] کرد<ref>ر. ک: رجال کشی، ص۳۶؛ اعیان الشیعه، ج۷، ص۳۲۱؛ تنقیح المقال، ج۲، ص۷۴ و تهذیب التهذیب، ج۳، م ۵۳۸.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظم‌زاده|ناظم‌زاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۶۹۹-۷۰۰.</ref>
 
==جستارهای وابسته==
{{مدخل وابسته}}
* [[اوس]] (قبیله)
* [[حنیف اوسی انصاری]] (پدر)
* [[عثمان بن حنیف]] (برادر)
{{پایان مدخل وابسته}}


== منابع ==
== منابع ==
خط ۸۱: خط ۸۹:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:اصحاب امام علی]]
 
[[رده:اعلام]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:اصحاب پیامبر]]
[[رده:اصحاب پیامبر]]
[[رده:اوس]]
[[رده:اصحاب امام علی]]
[[رده:سپاهیان امام علی در جنگ صفین]]
۲۷٬۳۸۰

ویرایش