←پاسخهای دیگر
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۵۸: | خط ۵۸: | ||
::::::حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[مهدی علیزاده]]'''، در کتاب ''«[[نشانههای یار و چکامه انتظار (کتاب)|نشانههای یار و چکامه انتظار]]»'' در اینباره گفته است: | ::::::حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[مهدی علیزاده]]'''، در کتاب ''«[[نشانههای یار و چکامه انتظار (کتاب)|نشانههای یار و چکامه انتظار]]»'' در اینباره گفته است: | ||
::::::«یکی از علائم بحثانگیز [[ظهور]]، قضیه [[دجال]] است که پرسشهای زیادی را ایجاد میکند؛ بنا بر این لازم است در این قسمت نکاتی را درباره آن بیان کنیم. لیکن پیش از آن شایسته است در باب توصیف [[دجال]] دو حدیث نقل کنیم تا با اوصاف او از زبان روایات بیشتر آشنا شویم. با این هدف، ترجمه یک روایت نبوی و یک حدیث علوی را از حدیقة الشیعه تألیفِ مولی احمد بن محمد معروف به [[مقدس اردبیلی]] (متوفای ۹۹۳ ق) نقل میکنیم: | ::::::«یکی از علائم بحثانگیز [[ظهور]]، قضیه [[دجال]] است که پرسشهای زیادی را ایجاد میکند؛ بنا بر این لازم است در این قسمت نکاتی را درباره آن بیان کنیم. لیکن پیش از آن شایسته است در باب توصیف [[دجال]] دو حدیث نقل کنیم تا با اوصاف او از زبان روایات بیشتر آشنا شویم. با این هدف، ترجمه یک روایت نبوی و یک حدیث علوی را از حدیقة الشیعه تألیفِ مولی احمد بن محمد معروف به [[مقدس اردبیلی]] (متوفای ۹۹۳ ق) نقل میکنیم: | ||
حدیث نبوی:"[[عبدالله بن عمر]] از [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] روایت میکند که<ref>اکمال الدین، ج ۲، ص ۵۲۹؛ نوادر الاخبار، ص ۲۹۶.</ref>... حق تعالی هیچ پیغمبری را به دنیا نفرستاد الا آن که انذار نمود قومش را از [[دجال]] ولیکن او را در این امت ظاهر گردانید و او - لعنه الله - بیرون خواهد آمد بر خری سوار که عرض میان هر دو گوش آن خر، یک میل باشد و بهشت و دوزخی و کوهی از نان و نهری پر از آب، همراه او سِیر خواهد نمود واکثر تابعان او یهود و زنان و اعراب باشند و در جمیع آفاق خواهد گشت به غیر از [[مکه]] و [[مدینه]] که قدمش به حرمین نخواهد رسید "أنا ربکم الأعلی" خواهد گفت، هرگاه امرِ او بر کسی مشتبه شود باید بداند که خدا أعور نیست و بر خر سوار نمیشود"<ref>حدیقة الشیعه، ج ۳، ص ۱۰۰۰ و ۱۰۰۱.</ref>. | ::::::[[حدیث نبوی]]: "[[عبدالله بن عمر]] از [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] روایت میکند که<ref>اکمال الدین، ج ۲، ص ۵۲۹؛ نوادر الاخبار، ص ۲۹۶.</ref>... حق تعالی هیچ پیغمبری را به دنیا نفرستاد الا آن که انذار نمود قومش را از [[دجال]] ولیکن او را در این امت ظاهر گردانید و او - لعنه الله - بیرون خواهد آمد بر خری سوار که عرض میان هر دو گوش آن خر، یک میل باشد و بهشت و دوزخی و کوهی از نان و نهری پر از آب، همراه او سِیر خواهد نمود واکثر تابعان او یهود و زنان و اعراب باشند و در جمیع آفاق خواهد گشت به غیر از [[مکه]] و [[مدینه]] که قدمش به حرمین نخواهد رسید "أنا ربکم الأعلی" خواهد گفت، هرگاه امرِ او بر کسی مشتبه شود باید بداند که خدا أعور نیست و بر خر سوار نمیشود"<ref>حدیقة الشیعه، ج ۳، ص ۱۰۰۰ و ۱۰۰۱.</ref>. | ||
حدیث علوی<ref>اکمال الدین، ج ۴، ص ۵۲۵؛ الخرائج، ج ۳، صص ۱۱۳۵ - ۱۱۳۷؛ نوادر الاخبار، صص ۲۹۸ و ۲۹۹.</ref>: روزی [[امیرالمؤمنین]] خطبه میخواند، بعد از فارغ شدن از خطبه فرمود: "سلونی ایها الناس قبل أن تفقدونی" {{عربی|اندازه=155%|"محل قراردادن روايت"}}. | ::::::[[حدیث علوی]]<ref>اکمال الدین، ج ۴، ص ۵۲۵؛ الخرائج، ج ۳، صص ۱۱۳۵ - ۱۱۳۷؛ نوادر الاخبار، صص ۲۹۸ و ۲۹۹.</ref>: روزی [[امیرالمؤمنین]] خطبه میخواند، بعد از فارغ شدن از خطبه فرمود: "سلونی ایها الناس قبل أن تفقدونی" {{عربی|اندازه=155%|"محل قراردادن روايت"}}. [[صعصعة بن صوحان]] قد راست کرده، پرسید که یا [[امیرالمؤمنین]]! کی [[دجال]] بیرون آید؟ آن حضرت فرمود: این علمی است که از اسرار مخفیه است و شاید رخصت اظهار آن نباشد و اما آن را نشانهها و علامتهاست که همه به هم متصل است، فوت کردن و سهل دانستن نماز و برطرف شدن امانت و رواج یافتن و حلال دانستن دروغ و افترا و رشوه خوردن و..." سپس [[اصبغ بن نباته]] برخاست و گفت: یا [[امیرالمؤمنین]]! [[دجال]] کیست؟ فرمود: "[[دجال]] کسی است که تصدیقکننده او شقی است و تکذیبکننده او سعید. از اصفهان<ref>در حدیث دیگری از رسول خدا نقل شده که دجال از سجستان (سیستان) خروج خواهد کرد، ر.ک: اکمال الدین، ج ۱، صص ۲۵۱ و ۲۵۲؛ منتخب الانوار المضیئه، ص ۴۸؛ بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۶۸ و ج ۵۲، ص ۲۷۶.</ref> بیرون آید، چشم راست ندارد و چشم چپش در پیشانی است مانند ستاره سرخ، لفظ کافر در زیر آن نقش، بر خری سرخرنگ سوار، طی ارض به سرعت نماید، به هر چشمه که قدمش برسد آن چشمه بر زمین فرو رود و اکثر تابعان او از اولاد زنا باشند و اصحاب طیلسان و یهودیان. و آن ملعون با آن که طعام خورد و در بازارها گردد به آواز بلندی که همه جا رسد "أنا ربکم الأعلی" گوید. [[بقیة الله]] در حوالی شام بر عقبهای که آن را "فیق" خوانند در ساعت سیم در روز جمعه او را به قتل آورد..."<ref>حدیقة الشیعه، ص ۹۹۷ - ۹۹۹.</ref>. <ref>[[نشانههای یار و چکامه انتظار (کتاب)|نشانههای یار و چکامه انتظار]]، ص۴۱، ۴۲.</ref>. | ||
[[صعصعة بن صوحان]] قد راست کرده، پرسید که یا [[امیرالمؤمنین]]! کی [[دجال]] بیرون آید؟ آن حضرت فرمود: این علمی است که از اسرار مخفیه است و شاید رخصت اظهار آن نباشد و اما آن را نشانهها و علامتهاست که همه به هم متصل است، فوت کردن و سهل دانستن نماز و برطرف شدن امانت و رواج یافتن و حلال دانستن دروغ و افترا و رشوه خوردن و..." | |||
سپس [[اصبغ بن نباته]] برخاست و گفت: یا [[امیرالمؤمنین]]! [[دجال]] کیست؟ فرمود: "[[دجال]] کسی است که تصدیقکننده او شقی است و تکذیبکننده او سعید. از اصفهان<ref>در حدیث دیگری از رسول خدا نقل شده که دجال از سجستان (سیستان) خروج خواهد کرد، ر.ک: اکمال الدین، ج ۱، صص ۲۵۱ و ۲۵۲؛ منتخب الانوار المضیئه، ص ۴۸؛ بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۶۸ و ج ۵۲، ص ۲۷۶.</ref> بیرون آید، چشم راست ندارد و چشم چپش در پیشانی است مانند ستاره سرخ، لفظ کافر در زیر آن نقش، بر خری سرخرنگ سوار، طی ارض به سرعت نماید، به هر چشمه که قدمش برسد آن چشمه بر زمین فرو رود و اکثر تابعان او از اولاد زنا باشند و اصحاب طیلسان و یهودیان. و آن ملعون با آن که طعام خورد و در بازارها گردد به آواز بلندی که همه جا رسد "أنا ربکم الأعلی" گوید. [[بقیة الله]] در حوالی شام بر عقبهای که آن را "فیق" خوانند در ساعت سیم در روز جمعه او را به قتل آورد..."<ref>حدیقة الشیعه، ص ۹۹۷ - ۹۹۹.</ref>. | |||
<ref>[[نشانههای یار و چکامه انتظار (کتاب)|نشانههای یار و چکامه انتظار]]، ص۴۱، ۴۲.</ref>. | |||
{{پایان جمع شدن}} | {{پایان جمع شدن}} | ||