بحریه دختر مسعود خزرجی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب‌ها: برگردانده‌شده پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: واگردانی دستی
خط ۳۲: خط ۳۲:


از سخنان و عملکرد این بانوی [[صبور]] و [[فدا]] کار چند نکته در [[حمایت]] از [[دین]] و امام خود نمایی می‌کند. [[شجاعت]] این [[زن]] در کشتن دو نفر از [[دشمنان]] با عمود خیمه [[ظهور]] و بروز پیدا کرد. قوت [[روحی]] و [[ایمانی]] او در [[همراهی]] و [[همدلی]] با همسر و فرزند و تحریک فرزندش بر [[شهادت]] و جانبازی در راه [[امام حسین]] و [[معرفت]] او به [[تکلیف]] و [[بصیرت]] و [[روشن‌بینی]] او، در دستور فرزند به [[جهاد]] پیش روی [[امام زمان]] خود ظهور و بروز یافت. [[دوستی]] و عشق او به [[اهل بیت]] در [[مواسات]] و شرکت او در [[مصائب]] و [[مشکلات]] آنان بروز کرد. آنچه در این صحنه مهم‌تر از همه به چشم می‌آید [[پیروی مطلق]] او از [[امام]] {{ع}} بود؛ چراکه او از روی [[هوا و هوس]] عمل نمی‌کرد و همه اعمالش در راستای [[رضایت]] و [[اطاعت از امام]] بود. وی به [[دشمن]] [[حمله]] می‌برد، اما وقتی امام به او [[فرمان]] بازگشت می‌دهد بدون فوت وقت [[اطاعت]] می‌کند. افزون بر این، [[حفظ جان]] و [[سلامتی]] امام برای وی بسیار مهم بود؛ لذا شوهر و فرزند خود را [[تشویق]] کرد که برای [[حفظ جان امام]] و [[آرمان]] او، [[جان]] خود را نثار کنند. همچنین وی نیز بر آن بود که پس از [[شهادت]] عزیزان خود به گونه‌ای عمل کند که [[روحیه]] آن بزرگوار آزرده نشود. به همین جهت در [[حضور امام]] بر شهادت [[همسر]] و فرزندش [[گریه]] نکرد؛ چراکه بر این [[باور]] بود با سلامتی امام همه پیشامدها هر چند بزرگ باشد، ناچیز است. عملکرد این مادر از همه جهات یاد شده برای [[زنان]] امروز و فردای ما درخور [[الگوگیری]] است<ref>[[محمد صادق مزینانی|مزینانی، محمد صادق]]، [[نقش زنان در حماسه عاشورا (کتاب)|نقش زنان در حماسه عاشورا]]، ص۶۲-۶۶.</ref>.
از سخنان و عملکرد این بانوی [[صبور]] و [[فدا]] کار چند نکته در [[حمایت]] از [[دین]] و امام خود نمایی می‌کند. [[شجاعت]] این [[زن]] در کشتن دو نفر از [[دشمنان]] با عمود خیمه [[ظهور]] و بروز پیدا کرد. قوت [[روحی]] و [[ایمانی]] او در [[همراهی]] و [[همدلی]] با همسر و فرزند و تحریک فرزندش بر [[شهادت]] و جانبازی در راه [[امام حسین]] و [[معرفت]] او به [[تکلیف]] و [[بصیرت]] و [[روشن‌بینی]] او، در دستور فرزند به [[جهاد]] پیش روی [[امام زمان]] خود ظهور و بروز یافت. [[دوستی]] و عشق او به [[اهل بیت]] در [[مواسات]] و شرکت او در [[مصائب]] و [[مشکلات]] آنان بروز کرد. آنچه در این صحنه مهم‌تر از همه به چشم می‌آید [[پیروی مطلق]] او از [[امام]] {{ع}} بود؛ چراکه او از روی [[هوا و هوس]] عمل نمی‌کرد و همه اعمالش در راستای [[رضایت]] و [[اطاعت از امام]] بود. وی به [[دشمن]] [[حمله]] می‌برد، اما وقتی امام به او [[فرمان]] بازگشت می‌دهد بدون فوت وقت [[اطاعت]] می‌کند. افزون بر این، [[حفظ جان]] و [[سلامتی]] امام برای وی بسیار مهم بود؛ لذا شوهر و فرزند خود را [[تشویق]] کرد که برای [[حفظ جان امام]] و [[آرمان]] او، [[جان]] خود را نثار کنند. همچنین وی نیز بر آن بود که پس از [[شهادت]] عزیزان خود به گونه‌ای عمل کند که [[روحیه]] آن بزرگوار آزرده نشود. به همین جهت در [[حضور امام]] بر شهادت [[همسر]] و فرزندش [[گریه]] نکرد؛ چراکه بر این [[باور]] بود با سلامتی امام همه پیشامدها هر چند بزرگ باشد، ناچیز است. عملکرد این مادر از همه جهات یاد شده برای [[زنان]] امروز و فردای ما درخور [[الگوگیری]] است<ref>[[محمد صادق مزینانی|مزینانی، محمد صادق]]، [[نقش زنان در حماسه عاشورا (کتاب)|نقش زنان در حماسه عاشورا]]، ص۶۲-۶۶.</ref>.
==بحریه بنت مسعود خزرجی==
بحریه دختر [[مسعود خزرجی]] به همراه همسرش [[جنادة بن کعب بن حارث انصاری خزرجی]] [[صحابی رسول خدا]]{{صل}} و از [[یاران امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} و فرزند یازده‌ساله‌اش عمرو (عمر) از [[مدینه]] به [[مکه]] و سپس تا [[کربلا]] با [[کاروان امام حسین]]{{ع}} همسفر شده بود.
بحریه [[صبح عاشورا]] [[شاهد]] تمامی جریانات و [[رنج‌ها]] و [[آلام]] [[امام حسین]]{{ع}} و [[خاندان]] و [[اصحاب]] آن حضرت بود. او همچنین شاهد به شهادت رسیدن همسرش در [[حمله اول]] و یا [[نبرد تن به تن]] بود. پس از آن پسرش را برای [[اذن جهاد]] به [[خدمت]] امام حسین{{ع}} فرستاد. [[امام]] که در همه شرایط به [[آزادی در انتخاب]] می‌اندیشید وقتی این [[نوجوان]] را عازم میدان دید، فرمود: فرزندم! تو [[نوجوانی]] هستی که پدرت را از دست داده‌ای و شاید [[شهادت]] تو برای مادرت سنگین باشد و او از به میدان رفتن تو [[اکراه]] داشته باشد. وی عرض کرد: مادرم خود به من دستور به میدان رفتن و [[یاری]] شما را داده و خود [[لباس]] رزم بر تن من کرده است. امام پذیرفت و [[جوان]] به میدان شتافت درحالی‌که [[رجز]] می‌خواند به [[نبرد]] پرداخت او در معرفی خود، گوی [[سبقت]] را از همه ربود و رجزی شکوهمند خواند و [[شخصیت]] بی‌نظیر امام حسین{{ع}} را به [[زیبایی]] معرفی نمود و نشان داد که او نیز همچون پدر و مادرش امام را شناخته و او را [[سرور]] و فرمانروای خود، بلکه [[حاکم]] و سالاری شایسته معرفی کرد و فارغ از همه علقه‌ها و به دور از [[ترس]] و [[وحشت]] و با [[شهامت]] و [[افتخار]] رودرروی [[دشمن]] قرار گرفت:
{{متن حدیث|أَمِيرِي حُسَيْنٌ وَ نِعْمَ الْأَمِيرُ *** سُرُورُ فُؤَادِ الْبَشِيرِ النَّذِيرِ
عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَالِدَاهُ *** فَهَلْ تَعْلَمُونَ لَهُ مِنْ نَظِيرٍ
له طلعةٌ مثل شمس الضّحى *** له غُرّةٌ مثل بدرٍ منيرٍ}}<ref>الفتوح، ج۵، ص۱۱۰.</ref>
پیشوای من حسین است و او بهترین پیشواست. حسین مایه [[شادی]] [[دل]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است که [[بشیر]] و [[نذیر]] است.
حسین [[فرزند علی]] و [[فاطمه]] است. آیا [[پیشوایی]] چون او می‌شناسید؟
چهره او چون [[خورشید]] تابان درخشنده و پیشانی او چون ماه شب چهارده تابنده است.
[[عمرو بن جناده]] پس از پیکاری شدید ردای [[شهادت]] پوشید و جسد مطهرش بر [[زمین]] افتاد. مزدوران پسر سعد سر از بدنش جدا کردند و به سوی [[خیمه‌گاه]] [[امام]] پرتاب نمودند. مادرش که از [[پایمردی]] و [[استقامت]] فرزند خود [[خشنود]] بود سر را برداشته بوسید و گفت: آفرین بر تو پسرم، ای [[شادی]] دلم و [[نور]] چشمم چه [[نیکو]] [[جهاد]] کردی. آنگاه دوباره سر را به سوی [[دشمن]] افکند و گفت: ما آنچه را در [[راه خدا]] داده‌ایم، بازپس نمی‌گیریم. خود نیز با [[عمود]] [[خیمه]] به سوی دشمن [[حمله]] برد. [[امام حسین]]{{ع}} از او خواست تا برگردد و او برگشت و امام برایش [[دعا]] کرد<ref>مقتل الحسین خوارزمی، ج۲، ص۲۵-۲۶؛ اعیان الشیعه، ج۴، ص۲۲۴؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۲۷۵.</ref>.
بحریه همراه [[کاروان اسرا]] به [[کوفه]] و [[شام]] رفت و سپس پیروزمندانه وارد [[مدینه]] شد.<ref>[[مرضیه محمدزاده|محمدزاده، مرضیه]]، [[زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین (کتاب)|زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین]]، ص ۲۴۷.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۱۳۳٬۷۴۶

ویرایش