←قیام مردم خراسان
(←منابع) |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
=== قیام مردم خراسان === | === قیام مردم خراسان === | ||
{{اصلی|قیام مردم خراسان}} | {{اصلی|قیام مردم خراسان}} | ||
یکی از نهضتهایی که با بهرهگیری و استناد به [[نهضت امام حسین]] {{ع}} شکل گرفت و با [[شعار]] [[خونخواهی]] [[امام]] {{ع}} و [[زید بن علی]] و [[یحیی بن زید]] آغاز شد، قیام مردم خراسان با [[هماهنگی]] [[عباسیان]] است که به طور اختصار به آن اشاره میکنیم: | |||
در سال ۱۱۸ [[بکیر بن هامان]] شخصی را به نام [[عماد بن یزید]] به [[خراسان]] فرستاد که والی [[پیروان]] عباسیان باشد، او به «مرو» رفت و نام «خِداش» بر خود نهاد و [[مردم]] را به [[محمد بن علی بن عبدالله بن عباس]] [[دعوت]] کرد و گروهی از مردم او را [[اطاعت]] کرده و از او [[پیروی]] نمودند. | |||
[[ابن قتیبه]] نقل کرده است: [[شیعیان]] پس از [[صلح امام حسن]] {{ع}} مخفیانه با [[محمد بن حنفیه]] [[بیعت]] کردند، محمد بن حنفیه نیز بیعت آنان را پذیرفت و بر [[شیعیان]] هر ناحیهای شخصی را تعیین کرد؛ او هنگام [[وفات]]، فرزندش عبدالله را [[جانشین]] خود کرد. | |||
چون این خبر به [[سلیمان بن عبدالملک]] رسید او را طلبید و دستور داد در مسیر راه او گروهی بایستند و با آنها آبهای مسمومی بود. | |||
سلیمان به او گفت: به من خبر رسیده که [[شیعه]] با تو به [[خلافت]] [[بیعت]] کردند. عبدالله گفت: خبر نادرستی به تو دادهاند. وقتی از نزد سلیمان بیرون آمد هوا گرم و او [[تشنه]] بود، پس مردی به او شیر عرضه کرد او از آن شیر خورد و [[مسموم]] شد، چون [[احساس]] کرد که سم در بدنش اثر گذاشته است به طرف بلدهای به نام «حمیمه»<ref>نام محلی از توابع عمان در اطراف شام و محل نزول بنی العباس بوده است. (معجم البلدان، ج۲، ص۳۰۷)</ref> از بلاد «بلقاء» [[شام]] رفت، در آنجا گروهی از [[عباسیان]] بودند، پس بر [[محمد بن علی بن عبدالله بن عباس]] وارد شد و او را از مسموم شدن خود باخبر کرد و به او گفت: امر [[مردم]] را پس از خود به تو واگذار میکنم و تلاش کن که خلافت را به دست آوری. او گروهی از شیعه را [[گواه]] گرفت، سپس از [[دنیا]] رفت. | |||
محمد بن علی بن عبدالله بن عباس همچنان شیعه را به خود [[دعوت]] مینمود تا اینکه از دنیا رفت؛ او در هنگام وفات، [[محمد بن ابراهیم]] را به عنوان [[امیر]] شیعه تعیین کرد و او را پس از پدرش صاحب دعوت قرار داد<ref>الامامة و السیاسه، ج۲، ص۱۰۸.</ref>. | |||
در سال ۱۲۷ [[سلیمان بن کثیر]] و [[لاهز بن قریظ]] و قحطبه به [[مکه]] آمدند و با [[ابراهیم بن محمد]] [[ملاقات]] کرده و بیست هزار دینار و دویست هزار درهم و چیزهای فراوان دیگری به او دادند؛ [[ابو مسلم]] نیز با آنان بود. | |||
سلیمان به ابراهیم گفت: این شخص (یعنی ابو مسلم) مولای ([[غلام]]) شما میباشد. | |||
[[ابراهیم]] به [[ابوسلمه]] نامه نوشت و او را [[مأمور]] کرد که امر اصحابش را عهدهدار شود، و برای [[مردم]] [[خراسان]] نامه نوشت و از آنان خواست که از [[ابو سلمه]] [[اطاعت]] کنند و امر او را بپذیرند و [[خمس]] و سایر اموالی که نزد آنان میباشند به او دهند<ref>کامل ابن اثیر، ج۵، ص۳۳۹.</ref>. | |||
زمینه قیام ابو مسلم را چند عامل مهم فراهم کرد که به برخی از آنها اشاره شد مثل این که [[نصر بن سیار]] در [[خراسان]] [[قبیله]] مُضَر را بر قبیله یمان [[برتری]] و ترجیح داد و آنان را بر پستهای مهم گماشت و این باعث [[خشم]] [[یمانیها]] بر او گردید و ...<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضتهای پس از عاشورا (کتاب)|نهضتهای پس از عاشورا]]، ص۳۰۱ ـ ۳۱۳.</ref>. | |||
== نهضتهای دوران عباسیان == | == نهضتهای دوران عباسیان == | ||