سیره‌نویسی و سیره‌نگاران: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۷۱: خط ۷۱:
همه اینها نشان می‌دهد که اساس [[روایت]] [[سیره]] در [[مدینه]] و آن هم بیشتر توسط زبیریان و [[وابستگان]] به آنها شکل گرفته است. [[یزید بن رومان]] از [[موالی]] [[آل زبیر]] و مدنی، نگاشته‌ای در مغازی داشت که متکی به [[روایات]] عروه و زهری بود. [[ابوالاسود محمد بن عبدالرحمن اسدی]]، فرزند [[همسر]] [[عروة بن زبیر]] بوده و عروه از [[مشایخ]] اوست. [[موسی بن عقبه]] از متقدمان در مغازی و از شاگردان زهری بوده که در مدینه [[زندگی]] می‌کرد. بیشترین تلاش [[علمی]] او در مغازی و سیره [[خلفا]] بود و گو اینکه [[تاریخی]] نیز بر حسب سنوات نوشت. سزگین [[تأیید]] کرده که مغازی او متکی بر زهری است<ref>تاریخ التراث العربی، التدوین التاریخی، صص١٨۶-١٨۴.</ref>. وی نیز از موالی آل زبیر است<ref>تذکرة الحفاظ، ج۱، ص١۴٨.</ref>، [[مالک بن انس]]، [[یحیی بن معین]] و [[احمد بن حنبل]] [[مردم]] را [[دعوت]] به خواندن مغازی او کرده‌اند<ref>الجرح والتعدیل، ج۱، ص۲۲؛ تذکرة الحفاظ، ج۱، ص١۴٨؛ المغازی الاولی و مؤلفوها، ص۷۱.</ref>. درباره مغازی وی در ادامه سخن خواهیم گفت.
همه اینها نشان می‌دهد که اساس [[روایت]] [[سیره]] در [[مدینه]] و آن هم بیشتر توسط زبیریان و [[وابستگان]] به آنها شکل گرفته است. [[یزید بن رومان]] از [[موالی]] [[آل زبیر]] و مدنی، نگاشته‌ای در مغازی داشت که متکی به [[روایات]] عروه و زهری بود. [[ابوالاسود محمد بن عبدالرحمن اسدی]]، فرزند [[همسر]] [[عروة بن زبیر]] بوده و عروه از [[مشایخ]] اوست. [[موسی بن عقبه]] از متقدمان در مغازی و از شاگردان زهری بوده که در مدینه [[زندگی]] می‌کرد. بیشترین تلاش [[علمی]] او در مغازی و سیره [[خلفا]] بود و گو اینکه [[تاریخی]] نیز بر حسب سنوات نوشت. سزگین [[تأیید]] کرده که مغازی او متکی بر زهری است<ref>تاریخ التراث العربی، التدوین التاریخی، صص١٨۶-١٨۴.</ref>. وی نیز از موالی آل زبیر است<ref>تذکرة الحفاظ، ج۱، ص١۴٨.</ref>، [[مالک بن انس]]، [[یحیی بن معین]] و [[احمد بن حنبل]] [[مردم]] را [[دعوت]] به خواندن مغازی او کرده‌اند<ref>الجرح والتعدیل، ج۱، ص۲۲؛ تذکرة الحفاظ، ج۱، ص١۴٨؛ المغازی الاولی و مؤلفوها، ص۷۱.</ref>. درباره مغازی وی در ادامه سخن خواهیم گفت.
نکته‌ای که از قسمت اخیر مطالب فوق برمی‌آید این است که «آل زبیر» تأثیر مهمی در شکل‌گیری سیره داشته‌اند. هورفتس اشاره کرده که ابن اسحاق افزون بر استفاده از زهری، از وابستگان به آل زبیر فراوان نقل کرده است. وی از افرادی چون یزید بن رومان که از موالی عروه بوده، از [[هشام بن عروه]] و عمر بن عبدالله فرزند [[برادر]] [[عروة]] و [[محمد بن جعفر]] که وی نیز فرزند برادر عروه است و همچنین از [[یحیی بن عباد بن عبدالله بن زبیر]] در این زمینه یاد کرده است<ref>المغازی الاولی و مؤلفوها، صص۸۹-۸۸.</ref>. در سال‌های اخیر فهرستی از نقل‌هایی که توسط آل زبیر در [[سیره نبوی]] در متون کهن آمده، همراه با [[پژوهشی]] در این باره انتشار یافته است. در این [[پژوهش]] نام ۲۳ نفر از اعضای اصلی یا [[وابستگان]] به آل زبیر همراه با شرحی درباره فعالیت آنان در باره [[اخبار]] [[سیره]] درج شده و از مواضع ایشان و سهمی که در ارائه تصویری خاص از برخی اخبار دارند بیان شده و در نهایت طی بیش از ۲۵۰ صفحه مجموعه نقل‌های آنها در این زمینه دسته‌بندی و عیناً ارائه گشته است<ref>زبیریان و تدوین سیره نبوی، محمدرضا هدایت پناه، تهران، سمت، ۱۳۹۱.</ref>.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۸۹.</ref>
نکته‌ای که از قسمت اخیر مطالب فوق برمی‌آید این است که «آل زبیر» تأثیر مهمی در شکل‌گیری سیره داشته‌اند. هورفتس اشاره کرده که ابن اسحاق افزون بر استفاده از زهری، از وابستگان به آل زبیر فراوان نقل کرده است. وی از افرادی چون یزید بن رومان که از موالی عروه بوده، از [[هشام بن عروه]] و عمر بن عبدالله فرزند [[برادر]] [[عروة]] و [[محمد بن جعفر]] که وی نیز فرزند برادر عروه است و همچنین از [[یحیی بن عباد بن عبدالله بن زبیر]] در این زمینه یاد کرده است<ref>المغازی الاولی و مؤلفوها، صص۸۹-۸۸.</ref>. در سال‌های اخیر فهرستی از نقل‌هایی که توسط آل زبیر در [[سیره نبوی]] در متون کهن آمده، همراه با [[پژوهشی]] در این باره انتشار یافته است. در این [[پژوهش]] نام ۲۳ نفر از اعضای اصلی یا [[وابستگان]] به آل زبیر همراه با شرحی درباره فعالیت آنان در باره [[اخبار]] [[سیره]] درج شده و از مواضع ایشان و سهمی که در ارائه تصویری خاص از برخی اخبار دارند بیان شده و در نهایت طی بیش از ۲۵۰ صفحه مجموعه نقل‌های آنها در این زمینه دسته‌بندی و عیناً ارائه گشته است<ref>زبیریان و تدوین سیره نبوی، محمدرضا هدایت پناه، تهران، سمت، ۱۳۹۱.</ref>.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۸۹.</ref>
==[[محمد بن علی بن الحسین]]{{ع}} و [[سیره نبوی]]===
درباره [[امام باقر]]{{ع}} (۵۶ یا ۵٧ / ۱۱۴ یا ۱۱۷) ادعا نشده است که آن حضرت کتابی در باب سیره نبوی داشته‌اند، اما نقل‌های فراوانی از آن حضرت در منابع پسین از [[سنی]] و [[شیعه]] آمده که نشانگر توجه خاصی است که آن حضرت به این موضوع داشته و سهمی است که در زمینه سیره نبوی به ایشان اختصاص دارد.
شماری از این نقل‌ها در [[سیره ابن اسحاق]] است که وی آن موارد را با تعبیر حدثنی، مستقل از خود امام باقر{{ع}} نقل کرده است. مانند خبر [[ازدواج پیامبر]]{{صل}} با [[ام حبیبه]]، زمانی که در [[حبشه]] بود و شوهرش [[مسیحی]] شد (١/ ٢٢۴)، خبر وقوع [[جنگ بدر]] در صبحگاه [[روز]] ۱۷ [[رمضان]] (۱/ ٢۴٠)، خبر فرستادن [[خالد بن ولید]] به سوی [[مکه]] برای [[دعوت]] نه [[جنگ]] که [[ابن اسحاق]] آن را از طریق [[حکیم بن حکیم]] از امام باقر{{ع}} [[روایت]] کرده است (۲/ ۴٢٨-۴٢٩)، و اقدام بعدی [[امام علی]]{{ع}} در [[اصلاح]] کارهای فسادآمیز خالد (٢/ ۴٣٠)، حکایت [[رسول الله]]{{صل}} و [[ذوالخویصره]] (۲/ ۴٩٧)، [[داستان]] [[اعلام برائت]] توسط امام علی{{ع}} که ابن اسحاق از طریق همان [[حکیم بن حکیم بن عباد بن حنیف]] آن را روایت کرده است (۲/ ۵۴۵). یک روایت هم از [[امام صادق]]{{ع}} دارد که خبر [[کفن و دفن پیامبر]]{{صل}} است و گوید: «{{عربی|کما حدثنی جعفر بن محمد بن علی بن الحسین، عن أبیه، عن جده علی بن الحسین}}». همین روایت را [[زهری]] هم به نقل از علی بن الحسین دارد که ابن اسحاق همین‌جا آن سند را هم آورده است (٢/ ۶۶٣). از این [[اخبار]] به خوبی آشکار است که امام باقر{{ع}} روی اخبار امام علی{{ع}} حساسیت داشته و نقل و [[ترویج]] می‌کرده‌اند.
تعداد بیشتری روایت در اخبار [[سیره]] از امام باقر{{ع}} در [[طبقات ابن سعد]] روایت شده است. مانند روایت [[عمرو بن دینار]] از [[محمد بن علی]] درباره [[حدیث نبوی]] در [[فضیلت]] [[بنی‌هاشم]] (۱/ ۱۸)، [[روایت]] [[عقبة بن بشیر]] که از [[امام باقر]]{{ع}} درباره «{{عربی|اول من تکلم بالعربیه}}» پرسیده است (۱/ ۱۸)، روایت [[ابوضمره لیثی]] از [[جعفر بن محمد]] از امام باقر{{ع}} در باره [[پاکی]] [[نسب]] [[رسول]]{{صل}} (۱/ ۵۰)، روایت [[واقدی]] از [[عبدالله بن جعفر زهری]]، از عمه‌اش ام بکر دختر [[مسور بن مخرمه]]، از پدرش، و همینطور از طریق دیگری: [[واقدی]] از [[عمر بن محمد]] فرزند [[عمر بن علی بن ابی‌طالب]] از [[یحیی بن شبل]] از [[امام باقر]]{{ع}} درباره حکایت [[ازدواج]] [[آمنه]] با [[عبدالله پدر پیامبر]]{{صل}} (۱/ ٧۶). و باز در همین زمینه از [[راوی]] دیگر از امام باقر{{ع}} (۱/ ۷۹). نقل‌هایی که از «[[محمد بن علی]]» در طبقات آمده، گاه از [[ابن الحنفیه]] است و گاه از امام باقر{{ع}} که معمولاً در سند یادآور هم می‌شوند: «عن عبدالله بن محمد بن عقیل عن محمد بن علی ابن الحنفیه»؛ «{{عربی|عن جابر، قال: سألت محمد بن علی، یعنی أباجعفر}}». (۲/ ۲۱۹، ۲۲۰) [[روایت]] [[زیاد بن منذر]] از امام باقر در باره این که [[فاطمه زهرا]] به [[احد]] می‌آمد و [[قبر]] [[حمزه]] را مرت و [[اصلاح]] می‌کرد «ترمه و تصلحه» (طبقات: ۳/ ۱۳). در مواردی این روشن نشده که باید با [[دقت]] عمل کرد<ref>برای نمونه بنگرید: دلائل النبوه، ج۱، ص٢٠۶، ٢١٢.</ref>. در مجلدات بعدی طبقات نیز [[روایات]] بی‌شماری از امام باقر{{ع}} در [[اخبار]] مربوط به [[سیره]] و رویدادهای مرتبط نقل شده است.
نقل‌های امام باقر{{ع}} جدای از منابع [[سنی]]، در منابع [[شیعی]] مانند کتاب سیره [[ابان بن عثمان احمر]]، همینطور [[تفسیر علی بن ابراهیم قمی]]، و نیز بخش سیره [[تاریخ یعقوبی]] نیز آمده است.
بسیاری از نقل‌های امام باقر{{ع}} توسط فرزندش [[امام]] [[جعفر صادق]]{{ع}} نیز روایت شده و مجموعه‌ای از آنها، اخیرا، تحت عنوان [[السیرة النبویة]] فی مرویات الامام [[الصادق]]{{ع}}، در یک مجلد منتشر شده است<ref>السیرة النبویة فی مرویات الامام الصادق، جمعه نجیل علکه الحمدانی، کربلا، العتبة العباسیة، ١۴٣٨.</ref>.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۹۵.</ref>
===[[موسی بن عقبه]] (م ١۴١)===
[[موسی بن عقبة بن ابی عیاش قرشی]] یکی از چهره‌های برجسته در [[دانش]] [[مغازی]] است. وی به [[سال ۶۸ هجری]]، [[عبدالله بن عمر]] را دیده و بدین ترتیب در آن [[زمان]]، حداقل [[نوجوانی]] بوده است. [[ابن عقبه]] از [[موالی]] [[خاندان]] [[زبیر]] بوده و با توجه به علاقه خاندان زبیر به مغازی که پیش از این بدان اشاره کردیم این نکته جالب به نظر می‌رسد<ref>تهذیب الکمال، ج۲۹، صص١١۵-١١۶.</ref>. وی در کنار [[ابن اسحاق]]، از شاگردان [[زهری]] بوده و به طور مستقل و البته مفصل به کار تدوین [[مغازی]] می‌پرداخت. با این حال، به [[دلایل]] مختلفی که می‌توان از جمله آنها را عدم انتشار به موقع آن در [[عراق]] یا نوع [[ضعیف]] تألیف در [[قیاس]] با کار [[ابن اسحاق]] دانست، و یا دلائلی دیگر، شهرتی به دست نیاورده است. این کتاب تا [[قرن نهم هجری]] در [[اختیار]] بوده و پس از آن جز فقراتی از آن باقی نمانده که در سال‌های اخیر تدوین و چاپ شده است. کتاب وی با استفاده از مآخذ اولیه و نیز با بهره‌گیری وافر از [[احادیث]] یا حتی نوشته‌های [[ابن شهاب زهری]] نوشته شده است.
با توجه به نقل‌هایی که درباره مغازی [[موسی بن عقبه]] در دست است، به نظر می‌رسد نوعی [[رقابت]] میان کتاب وی و ابن اسحاق از همان [[زمان]] تألیف و پس از آن وجود داشته است. تأکید [[شافعی]] بر این که «{{عربی|لیس فی المغازی اصح من کتابه مع صغره و خلوه من اکثر ما یذکر فی کتب غیره}}»<ref>الرسالة المستطرفة، ص۸۲.</ref> این اثر با وجود کوچکی و اینکه برخی از آنچه در کتب دیگر آمده در این نیامده، صحیح‌ترین [[کتاب مغازی]] است. البته شافعی در سخنی دیگر گفته است که [[مردم]] در مغازی، عیال بر ابن اسحاق هستند<ref>سیر اعلام النبلاء، ج۷، ص٣۶.</ref>. مالک نیز می‌گفت: «{{عربی|علیک بمغازی الرجل الصالح موسی بن عقبة فانها اصح المغازی}}»<ref>دلائل النبوة بیهقی، ج۲، ص۳۷۱.</ref>. وی افزود: «[[ابن عقبه]] در دوره بزرگسالی به دنبال مغازی رفت تا نام کسانی که با [[رسول خدا]]{{صل}} بوده‌اند ثبت کند»<ref>تهذیب الکمال، ج۲۹، ص۱۱۸.</ref>. [[عنایت]] [[مالک بن انس]] به مغازی موسی بن عقبه، نباید بی‌ارتباط با [[بی‌اعتمادی]] وی به ابن اسحاق باشد. بعدها یحیی بن معین هم می‌گفت: «کتاب موسی بن عقبه عن الزهری أصح الکتب»<ref>تهذیب الکمال، ج۲۹، ص۱۲۰.</ref>. این اشاره به [[قدح]] طرق دیگر [[حدیثی]] وی می‌تواند باشد. داستانی که برای توجه وی به مغازی نوشته‌اند روشنگر برخی نکات درباره [[سیره‌نویسی]] است. [[سفیان بن عیینه]] می‌گوید: «شیخی با نام [[شرحبیل بن سعد]] در [[مدینه]] بود که از [[آگاه‌ترین مردم]] به [[مغازی]] بود. او را متهم کردند که برای کسانی که سابقه‌ای نداشته‌اند، سابقه قرار می‌دهد. به همین دلیل مغازی او از چشم [[مردم]] افتاد. [[ابراهیم بن منذر]] می‌گوید: این مسأله را به محمد بن [[طلحة]] ابن الطویل که آگاه‌تر از او به [[مغازی]] در [[مدینه]] نبود، گفتم. به من گفت: [[شرحبیل بن سعد]] عالم به مغازی بود. او را متهم کردند که افرادی که در [[بدر]] نبوده‌اند، به عنوان [[بدری]] یاد می‌کند. همینطور درباره حاضران در [[احد]] و [[هجرت]] به همین دلیل از چشم [[مردم]] افتاد. وقتی [[موسی بن عقبه]] این مطالب را شنید، با اینکه سنش زیاد بود، شروع به تحقیق درباره فهرست کردن اسامی حاضران در بدر و احد و [[مهاجران]] [[حبشه]] و مدینه کرد و چیزی در این باره نگاشت»<ref>تهذیب الکمال، ج۲۹، ص۱۱۹.</ref>.
یاقوت نسخه‌ای از مغازی موسی بن عقبه را که به [[خط]] [[ابونعیم اصفهانی]] بوده استفاده کرده است<ref>معجم البلدان، ج۴، ص۱۰۰۸ (چاپ اروپا).</ref>. ابن شهبه (م ۷۸۹)، تلخیصی تهذیب‌گونه از این کتاب فراهم آورده است که نسخه آن باقی مانده و زاخائو آن را با [[ترجمه]] آلمانی چاپ کرده است.
در سال‌های اخیر، مغازی موسی بن عقبه، بر اساس منابع، کهن به‌ویژه [[دلائل النبوه]] [[بیهقی]] که انبوهی از مطالب این کتاب را در خود نگاه داشته، بازسازی شده است. یک مورد در [[ایران]] آقای مرادی [[نسب]] اقدام به بازسازی این کتاب کرد که در سال ۱۳۸۲ش در [[قم]] منتشر شد. همان [[زمان]] یک [[مورخ]] [[مغربی]] هم با نام محمد الحسین باقشیش ([[ابومالک]]) کتاب [[المغازی]] موسی بن عقبه را بازسازی کرد که در [[مغرب]] به سال ۱۹۹۴ منتشر شد. در سال ۲۰۱۳ همان باقشیش، چاپ منقح و تازه‌ای از المغازی موسی بن عقبه را عرضه کرده است، (ریاض، دارالمنهاج). اصل این بازسازی در قالب رساله فوق لیسانس در [[دانشگاه اسلامی]] مدینه به سال ۱۹۸۶ انجام گرفت. این چاپ که اثری منقح از [[مغازی واقدی]] است، حاوی سه بخش است. بخش اول یک [[پژوهش]] درباره مغازی [[ابن عقبه]] است که تا صفحه ۶۵ ادامه یافته است. بخش دوم یافته‌های مغازی ابن عقبه از کتاب‌های مختلف قدیمی است که طی صفحات ۶٩-۴۵١ آمده است؛ اما بخش سوم همان گزیده بسیار مختصر از مغازی موسی بن عقبه است که توسط [[یوسف بن محمد بن عمر]] معروف به [[ابن قاضی شهبه]] (م ۷۸۹) از اصل کتاب انجام داده و روایتی را برگزیده و به صورت یک مختصر درآورده است. این نسخه برجای مانده و اکنون توسط باقشیش تصحیح و در پایان این رساله منتشر شده است. این گزیده در صفحات ۴۵۵-۵۱۲ آمده است. اشاره کردیم که گزیده مزبور در سال ۱۹۰۴ توسط زاخائو با [[ترجمه]] آلمانی منتشر شده بود. به علاوه حسن [[سلمان]] هم همان را با تعلیقات و تصحیحات با نام «[[احادیث]] منتخبه من [[مغازی]] [[موسی بن عقبه]]» در سال ۱۹۹۱ توسط دارالریان منتشر کرد. اکنون برای بار سوم با تعلیقات و تحقیقات جدید توسط باقشیش منتشر می‌شود. به نوشته همو، شاخت هم بر اساس همین گزیده مقاله‌ای درباره موسی بن عقبه نوشته بوده است. همانطور که اشاره شد منبع اصلی موسی بن عقبه، [[ابن شهاب زهری]] است و از مجموعه ۱۹۵ روایتی که از مغازی [[ابن عقبه]] مانده، ۳۲ [[روایت]] از [[ابن شهاب]] است<ref>بنگرید: مرویات الامام الزهری، ج۱، ص۱۲۷.</ref>. مصحح تأکید دارد که اصل [[کتاب مغازی]] ابن عقبه، تا [[قرن دهم هجری]] در دسترس بوده، اما از آن [[زمان]] به بعد کسی آن را ندیده است. در این سال‌ها، مقالاتی نیز درباره موسی بن عقبه و مغازی او منتشر شده و از جمله اظهار شده است که کتاب الدرر فی اختصار المغازی والسیر ابن عبدالبر (م۴۶٣) تلخیص مغازی موسی بن عقبه است. فقرات فراوانی از این کتاب را [[ابن حجر]] در [[الاصابة]] آورده که سزگین شماره صفحات آن را معین کرده است<ref>تاریخ التراث العربی، التدوین التاریخی، ص٨۵.</ref>. چنان‌که گذشت، فقرات فراوانی از آن را [[بیهقی]] (م (۴۵٨) در [[دلائل النبوة]] نقل کرده است.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۹۶.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۱٬۹۴۰

ویرایش