نسب‌شناسی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲ بایت اضافه‌شده ،  دیروز در ‏۱۱:۲۶
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۱۱: خط ۱۱:
دانش انساب به صورت نسب‌شناسی صرف باقی نماند و به [[سرعت]] بر بار [[تاریخی]] آن افزوده شد و به صورت [[برادر]] ناتنی [[تاریخ]] درآمد. برای [[شناخت]] تاریخ تحولات مختلف [[جامعه اسلامی]]، که در ضمن جامعه‌ای قبیله‌ای نیز بود، دانش [[تبارشناسی]] یک [[ضرورت]] بوده و هست؛ زیرا اهمیت [[نسب]] در جامعه اسلامی سبب پیوند مسأله انساب و [[قبایل]] با جریان‌های تاریخی شد. این خود می‌تواند پیوند این دو را بیشتر نشان دهد.
دانش انساب به صورت نسب‌شناسی صرف باقی نماند و به [[سرعت]] بر بار [[تاریخی]] آن افزوده شد و به صورت [[برادر]] ناتنی [[تاریخ]] درآمد. برای [[شناخت]] تاریخ تحولات مختلف [[جامعه اسلامی]]، که در ضمن جامعه‌ای قبیله‌ای نیز بود، دانش [[تبارشناسی]] یک [[ضرورت]] بوده و هست؛ زیرا اهمیت [[نسب]] در جامعه اسلامی سبب پیوند مسأله انساب و [[قبایل]] با جریان‌های تاریخی شد. این خود می‌تواند پیوند این دو را بیشتر نشان دهد.


بیشتر إخباری‌ها - نامی که بر [[راویان]] [[اخبار]] تاریخی و [[ادبی]] آن [[زمان]] اطلاق می‌شد - [[علم نسب]] را نیز می‌آموختند و در تألیفات خود فراوان از انساب قبایل یاد می‌کردند. آنها در برخی از نوشته‌های خویش «انساب» و «اخبار» را آمیخته با یکدیگر می‌آوردند. [[ابن ندیم]] از [[ابوالعباس عبدالله بن اسحاق مکاربی]] کتابی با عنوان کتاب الاخبار و الانساب و السیر<ref>الفهرست، ص١۶۵.</ref> و از [[ابوالحسن]] نسابه کتاب‌هایی با عناوینی همچون کتاب اخبار الفرس و انسابها و [[کتاب الانساب]] و الاخبار یاد کرده است<ref>الفهرست، ص١۶۶.</ref>. اینها نشانگر پیوند این دو با یکدیگر است.
بیشتر إخباری‌ها - نامی که بر [[راویان]] [[اخبار]] تاریخی و [[ادبی]] آن [[زمان]] اطلاق می‌شد - [[علم نسب]] را نیز می‌آموختند و در تألیفات خود فراوان از انساب قبایل یاد می‌کردند. آنها در برخی از نوشته‌های خویش «انساب» و «اخبار» را آمیخته با یکدیگر می‌آوردند. [[ابن ندیم]] از [[ابوالعباس عبدالله بن اسحاق مکاربی]] کتابی با عنوان کتاب [[الاخبار و الانساب و السیر]]<ref>الفهرست، ص١۶۵.</ref> و از [[ابوالحسن]] نسابه کتاب‌هایی با عناوینی همچون کتاب [[اخبار الفرس و انسابها]] و کتاب [[الانساب و الاخبار]] یاد کرده است<ref>الفهرست، ص١۶۶.</ref>. اینها نشانگر پیوند این دو با یکدیگر است.
البته [[هدف]] اصلی برخی از این قبیل کتاب‌ها، تنها نسب‌شناسی است. کتاب‌هایی چون النسب [[الکبیر]] از [[هشام کلبی]] (م ۲۰۴)، الجمهرة فی [[نسب قریش]] از [[مصعب زبیری]] (م ٢٣۶)، نسب قریش از [[زبیر بن بکار]] (م۲۳۵) از این نوع می‌باشد، اما برخی دیگر، در قالب نسب، کار اصلی خود را بیان تاریخ قرار داده‌اند؛ نمونه آن [[انساب الاشراف]] [[بلاذری]] است که تاریخ مفصل خاندان‌های [[حاکم]] بر جامعه اسلامی و نیز قبایل [[قدرتمند]] [[عرب]] است. پس از این درباره بسیاری از این آثار سخن خواهیم گفت. کتابی مانند جمهرة نسب قریش زبیر بن بکار جدای از اینکه حاوی اخبار و اطلاعات درباره خانواده‌های [[قریشی]] است، اخباری از [[سیره]] و رویدادهای [[صدر اسلام]] را در خود جای داده که گاه منحصر به فرد است. به یاد داشته باشیم که این قبیل [[اخبار]] در ظاهر جزئی و ساده ممکن است در کتاب‌های معروف سیره نیامده باشد اما می‌تواند در [[شناخت]] [[تاریخ صدر اسلام]] بسیار مفید و سودمند باشد. در خبری که [[زبیر بن بکار]] درباره [[عبدالرحمن بن عوف]] بکار برده، می‌گوید [[پیامبر]] چگونه [[عمامه]] او را بست و چه [[دستوری]] برای [[جنگ]] به او داد و حتی تأکید کرد که وقتی [[پیروز]] شد با دختر [[پادشاه]] آن ناحیه یا [[شریف]] آنها [[ازدواج]] کند و او چنین کرد و حتی می‌افزاید وقتی برگشت [[قریشی‌ها]] که وصف [[جمال]] این [[زن]] را شنیدند از او [[مشورت]] خواستند وی دخترانی از [[فامیل]] او را برای ازدواج به آنها معرفی کرد<ref>نسب قریش و اخبارها، ج۲، ص۵۴٣.</ref>. در ضمن شرح احوال این افراد از [[بنی زهره]]، نکات مختلفی در باره رویدادهای مربوط به [[حکمیت]] نیز موضع [[سعد بن ابی‌وقاص]] در عدم [[دخالت]] در [[جنگ‌های داخلی]]، و نیز نکاتی درباره [[قیام]] [[عبدالرحمان بن محمد بن اشعث]] و جز اینها آمده است. برخی از این اطلاعات اگر درباره [[صحابه]] بوده، بعدها در کتاب‌های [[صحابه‌شناسی]] استفاده شده است.
البته [[هدف]] اصلی برخی از این قبیل کتاب‌ها، تنها نسب‌شناسی است. کتاب‌هایی چون [[النسب الکبیر]] از [[هشام کلبی]] (م ۲۰۴)، [[الجمهرة فی نسب قریش]] از [[مصعب زبیری]] (م ٢٣۶)، نسب قریش از [[زبیر بن بکار]] (م۲۳۵) از این نوع می‌باشد، اما برخی دیگر، در قالب نسب، کار اصلی خود را بیان تاریخ قرار داده‌اند؛ نمونه آن [[انساب الاشراف]] [[بلاذری]] است که تاریخ مفصل خاندان‌های [[حاکم]] بر جامعه اسلامی و نیز قبایل [[قدرتمند]] [[عرب]] است. پس از این درباره بسیاری از این آثار سخن خواهیم گفت. کتابی مانند جمهرة نسب قریش زبیر بن بکار جدای از اینکه حاوی اخبار و اطلاعات درباره خانواده‌های [[قریشی]] است، اخباری از [[سیره]] و رویدادهای [[صدر اسلام]] را در خود جای داده که گاه منحصر به فرد است. به یاد داشته باشیم که این قبیل [[اخبار]] در ظاهر جزئی و ساده ممکن است در کتاب‌های معروف سیره نیامده باشد اما می‌تواند در [[شناخت]] [[تاریخ صدر اسلام]] بسیار مفید و سودمند باشد. در خبری که [[زبیر بن بکار]] درباره [[عبدالرحمن بن عوف]] بکار برده، می‌گوید [[پیامبر]] چگونه [[عمامه]] او را بست و چه [[دستوری]] برای [[جنگ]] به او داد و حتی تأکید کرد که وقتی [[پیروز]] شد با دختر [[پادشاه]] آن ناحیه یا [[شریف]] آنها [[ازدواج]] کند و او چنین کرد و حتی می‌افزاید وقتی برگشت [[قریشی‌ها]] که وصف [[جمال]] این [[زن]] را شنیدند از او [[مشورت]] خواستند وی دخترانی از [[فامیل]] او را برای ازدواج به آنها معرفی کرد<ref>نسب قریش و اخبارها، ج۲، ص۵۴٣.</ref>. در ضمن شرح احوال این افراد از [[بنی زهره]]، نکات مختلفی در باره رویدادهای مربوط به [[حکمیت]] نیز موضع [[سعد بن ابی‌وقاص]] در عدم [[دخالت]] در [[جنگ‌های داخلی]]، و نیز نکاتی درباره [[قیام]] [[عبدالرحمان بن محمد بن اشعث]] و جز اینها آمده است. برخی از این اطلاعات اگر درباره [[صحابه]] بوده، بعدها در کتاب‌های [[صحابه‌شناسی]] استفاده شده است.


از نخستین آثار نسبی - [[تاریخی]] که متأسفانه از میان رفته آثار [[ابوالیقظان عامر بن حفص عجیفی]] (م ۱۹۰) است که بخش‌هایی از کتاب بزرگ النسب [[الکبیر]] و آثار دیگر وی مانند کتاب اخبار [[تمیم]]، کتاب [[حلف]] تمیم بعضها بعضا، و کتاب [[النوادر]] در کتاب‌های [[ابن قتیبه]]، [[ابوالفرج]]، [[خلیفة بن خیاط]] و [[جاحظ]] باقی مانده است<ref>اسهامات مورخی البصرة، ص۷۱.</ref>. ابوفید سدوسی (م۱۹۵) از دیگر [[نسب‌شناسان]] عصر نخست تدوین این [[علم]] است که کتاب حذف من [[نسب قریش]] وی برجای مانده و به چاپ رسیده است<ref>به کوشش صلاح الدین منجد، بیروت، دار الکتاب الجدید، ١٩٧۶. حذف به این معناست که وی نسب قریش را به طور کامل نیاورده و تنها گزینشی از قریشیان یاد کرده است. وی پس از یاد از هر کس نقلی تاریخی یا ادبی درباره آن شخص دارد.</ref>. نمونه دیگر کتاب [[نسب الانصار]] از [[عمارة بن قداح]] (م ۲۰۰) است که [[ابن سعد]]، در شناساندن [[نسب]] [[انصار]] از آن استفاده کرده است<ref>بنگرید: ابن سعد، منهجه و موارده فی کتابه الطبقات الکبری، ص٢٣١-٢٣۴.</ref>. همچنین کتاب [[انساب]] العرب از [[ابوالمنذر سلمة بن مسلم عوتبی صحاری]] به [[کوشش]] [[محمد احسان نص]]، عمان، مطبعه الالوان [[الحدیثه]] ٢٠٠۶] است که به گفته فوزی، اثری است از [[قرن پنجم]] در انساب [[عرب]] که به انشعابات [[قبایل]] [[عربی]]، [[مهاجرت]] آنها و به خصوص سکونتشان در عمان و مناطق اطراف آن پرداخته است<ref>التدوین التاریخی عند المسلمین، ص١۴١-١۴۶.</ref>.
از نخستین آثار نسبی - [[تاریخی]] که متأسفانه از میان رفته آثار [[ابوالیقظان عامر بن حفص عجیفی]] (م ۱۹۰) است که بخش‌هایی از کتاب بزرگ النسب [[الکبیر]] و آثار دیگر وی مانند کتاب اخبار [[تمیم]]، کتاب [[حلف تمیم بعضها بعضا]]، و کتاب [[النوادر]] در کتاب‌های [[ابن قتیبه]]، [[ابوالفرج]]، [[خلیفة بن خیاط]] و [[جاحظ]] باقی مانده است<ref>اسهامات مورخی البصرة، ص۷۱.</ref>. [[ابوفید سدوسی]] (م۱۹۵) از دیگر [[نسب‌شناسان]] عصر نخست تدوین این [[علم]] است که کتاب حذف من نسب قریش وی برجای مانده و به چاپ رسیده است<ref>به کوشش صلاح الدین منجد، بیروت، دار الکتاب الجدید، ١٩٧۶. حذف به این معناست که وی نسب قریش را به طور کامل نیاورده و تنها گزینشی از قریشیان یاد کرده است. وی پس از یاد از هر کس نقلی تاریخی یا ادبی درباره آن شخص دارد.</ref>. نمونه دیگر کتاب [[نسب الانصار]] از [[عمارة بن قداح]] (م ۲۰۰) است که [[ابن سعد]]، در شناساندن [[نسب]] انصار از آن استفاده کرده است<ref>بنگرید: ابن سعد، منهجه و موارده فی کتابه الطبقات الکبری، ص٢٣١-٢٣۴.</ref>. همچنین کتاب [[انساب العرب]] از [[ابوالمنذر سلمة بن مسلم عوتبی صحاری]] به [[کوشش]] [[محمد احسان نص]]، عمان، مطبعه الالوان الحدیثه ٢٠٠۶] است که به گفته فوزی، اثری است از [[قرن پنجم]] در انساب [[عرب]] که به انشعابات [[قبایل]] [[عربی]]، [[مهاجرت]] آنها و به خصوص سکونتشان در عمان و مناطق اطراف آن پرداخته است<ref>التدوین التاریخی عند المسلمین، ص١۴١-١۴۶.</ref>.
مقدمه این اثر به طور جامع درباره منابع این کتاب که از بسیاری از آثار مفقود و موجود قرون نخستین استفاده کرده سخن به میان آورده است<ref>انساب العرب، مقدمه، ۱/ ۲۸-۲۹.</ref>. از قرن پنجم کتاب [[جمهرة انساب العرب]] [[ابن حزم اندلسی]] (٣٨۴ - ۴۵۶) نیز برجای مانده و یکی از مصادر این [[دانش]] است. این کتاب را عبدالسلام [[هارون]] در سلسله انتشارات دار المعارف قاهره چاپ کرده است.
مقدمه این اثر به طور جامع درباره منابع این کتاب که از بسیاری از آثار مفقود و موجود قرون نخستین استفاده کرده سخن به میان آورده است<ref>انساب العرب، مقدمه، ۱/ ۲۸-۲۹.</ref>. از قرن پنجم کتاب [[جمهرة انساب العرب]] [[ابن حزم اندلسی]] (٣٨۴ - ۴۵۶) نیز برجای مانده و یکی از مصادر این [[دانش]] است. این کتاب را [[عبدالسلام هارون]] در سلسله انتشارات دار المعارف قاهره چاپ کرده است.


[[علم انساب]] همچنان میان [[اعراب]] باقی ماند، اما [[علویان]] بیش از همه بر این دانش تأکید کردند؛ این امر [[دلایل]] خاص [[حقوقی]] و [[اجتماعی]] و حتی [[سیاسی]] خود را داشت. کتاب‌های فراوانی حاوی انساب و [[اخبار]] علویان نگاشته شده که برخی از آنها عبارتند از: [[الاصیلی]]، از [[صفی الدین محمد ابن طقطقی]] (م ۷۰۹) غایة الاختصار (که ترتیب یافته کتاب الاصیلی است)، [[المجدی]]، از [[نجم]] الدین علی العمری نسابه (قرن پنجم) لباب الانساب از [[بیهقی]] ([[قرن ششم]])، عمدة المطالب از [[ابن عنبه]] ([[قرن نهم]]) و الفخری، از اسماعیل بن حسین ازورقانی ([[قرن هفتم]]) تحفه الازهار از ابن شدقم [[مدنی]] ([[قرن یازدهم]])، [[سراج]] الانساب از [[سید]] [[احمد بن محمد گیلانی]] ([[قرن دهم]])، [[تهذیب]] الانساب و نهایة الاعقاب از [[ابوالحسن محمد عبیدلی نسابه]] (م ۴٣۵)، الشجرة المبارکه (منسوب به [[فخر رازی]])<ref>به جز غایة الاختصار، عمدةالطالب وتحفة الازهار، باقی آثار فوق الذکر از منشورات کتابخانه آیةالله مرعشی در قم است.</ref>.
[[علم انساب]] همچنان میان [[اعراب]] باقی ماند، اما [[علویان]] بیش از همه بر این دانش تأکید کردند؛ این امر [[دلایل]] خاص [[حقوقی]] و [[اجتماعی]] و حتی [[سیاسی]] خود را داشت. کتاب‌های فراوانی حاوی انساب و [[اخبار]] علویان نگاشته شده که برخی از آنها عبارتند از: [[الاصیلی]]، از [[صفی الدین محمد ابن طقطقی]] (م ۷۰۹) [[غایة الاختصار]] (که ترتیب یافته کتاب الاصیلی است)، [[المجدی]]، از [[نجم الدین علی العمری]] نسابه (قرن پنجم) [[لباب الانساب]] از [[بیهقی]] (قرن ششم)، [[عمدة المطالب]] از [[ابن عنبه]] (قرن نهم) و الفخری، از [[اسماعیل بن حسین ازورقانی]] (قرن هفتم) [[تحفه الازهار]] از [[ابن شدقم مدنی]] ([[قرن یازدهم]])، [[سراج الانساب]] از [[سید احمد بن محمد گیلانی]] ([[قرن دهم]])، [[تهذیب الانساب]] و [[نهایة الاعقاب]] از [[ابوالحسن محمد عبیدلی نسابه]] (م ۴٣۵)، [[الشجرة المبارکه]] (منسوب به [[فخر رازی]])<ref>به جز غایة الاختصار، عمدةالطالب وتحفة الازهار، باقی آثار فوق الذکر از منشورات کتابخانه آیةالله مرعشی در قم است.</ref>.
آثاری که در [[نسب]] نگاشته شده، لزوماً به صورت تدوین نسب‌نامه نیست، بلکه بسیاری از آنها مانند آثار [[مدائنی]]، اخباری ویژه درباره مسائل خاصی از [[قبیله]] است. مدائنی آثار زیادی درباره [[زنان]] [[قریش]] نوشته است. گذشت که [[ابوالیقظان]] درباره حِلف‌های موجود میان بطون [[بنی تمیم]] کتابی نوشته است. با این حال [[کتاب‌های نسب]] به‌طور اصولی، بر اساس [[سیر]] [[تاریخی]] پیدایش [[قبایل]] و [[تولید]] بطون تألیف می‌شده‌اند.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۳۴.</ref>
آثاری که در [[نسب]] نگاشته شده، لزوماً به صورت تدوین نسب‌نامه نیست، بلکه بسیاری از آنها مانند آثار [[مدائنی]]، اخباری ویژه درباره مسائل خاصی از [[قبیله]] است. مدائنی آثار زیادی درباره [[زنان]] [[قریش]] نوشته است. گذشت که [[ابوالیقظان]] درباره حِلف‌های موجود میان بطون [[بنی تمیم]] کتابی نوشته است. با این حال [[کتاب‌های نسب]] به‌طور اصولی، بر اساس [[سیر]] [[تاریخی]] پیدایش [[قبایل]] و [[تولید]] بطون تألیف می‌شده‌اند.<ref>[[رسول جعفریان|جعفریان، رسول]]، [[منابع تاریخ اسلام (کتاب)|منابع تاریخ اسلام]]، ص ۳۴.</ref>


۸۲٬۰۷۰

ویرایش