←پرهیز از کارهای تحمیلی
| خط ۹۷: | خط ۹۷: | ||
برای نمونه میتوان از رویداد ذبح اسماعیل{{ع}} نام برد: [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} در [[خواب]] میبیند که فرزند خود را [[ذبح]] میکند و این [[رؤیای صادقه]] چند بار تکرار میشود و [[یقین]] میکند که [[فرمان الهی]] است و باید انجام شود، اما با وجود این، فرزند را به [[مشورت]] میخواند: {{متن قرآن|قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى}}<ref>«(ابراهیم) گفت: پسرکم! من در خواب میبینم که تو را سر میبرم پس بنگر که چه میبینی؟» سوره صافات، آیه ۱۰۲.</ref> تا نظر او را هم جویا شود و [[انتخاب]] کند؛ چراکه اگرچه [[حکم]] خداوندی است و پدر [[مأمور]] به انجام کاری شده است و باید آن را انجام دهد، اما از طرف دیگر، اسماعیل{{ع}} هم، یک [[انسان]] مختار است و [[حق]] دارد این [[فرمان]] را بپذیرد یا رد کند. اگر پدر بدون [[اجازه]] و به [[زور]]، یا بدون [[آگاهی]] فرزندش، چنین اقدامیکند، درواقع ممکن است [[تکلیف]] خود را انجام داده و از [[امتحان]] [[پیروز]] بیرون بیاید، اما در اینجا تنها خود را دیده و به [[فکر]] [[رشد]] و [[تکامل]] خود از طریق [[اجرای دستور الهی]] بوده است؛ در حالی که از رشد دیگران و و در اینجا از رشد فرزند [[غفلت]] ورزیده است. این عمل یکطرفش ابراهیم و طرف دیگرش اسماعیل است. اسماعیل نیز حق دارد که در این [[آزمون]]، [[آزمایش]] شود و [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} حق ندارد این فرصت را از او سلب کند. به همین دلیل موضوع [[خواب]] را با او درمیان میگذارد و اسماعیل هم که [[مطیع]] فرمان الهی است، پدر را خطاب میکند که: {{متن قرآن|يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«گفت: ای پدر! آنچه فرمان مییابی انجام ده که -اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت» سوره صافات، آیه ۱۰۲.</ref>. | برای نمونه میتوان از رویداد ذبح اسماعیل{{ع}} نام برد: [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} در [[خواب]] میبیند که فرزند خود را [[ذبح]] میکند و این [[رؤیای صادقه]] چند بار تکرار میشود و [[یقین]] میکند که [[فرمان الهی]] است و باید انجام شود، اما با وجود این، فرزند را به [[مشورت]] میخواند: {{متن قرآن|قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى}}<ref>«(ابراهیم) گفت: پسرکم! من در خواب میبینم که تو را سر میبرم پس بنگر که چه میبینی؟» سوره صافات، آیه ۱۰۲.</ref> تا نظر او را هم جویا شود و [[انتخاب]] کند؛ چراکه اگرچه [[حکم]] خداوندی است و پدر [[مأمور]] به انجام کاری شده است و باید آن را انجام دهد، اما از طرف دیگر، اسماعیل{{ع}} هم، یک [[انسان]] مختار است و [[حق]] دارد این [[فرمان]] را بپذیرد یا رد کند. اگر پدر بدون [[اجازه]] و به [[زور]]، یا بدون [[آگاهی]] فرزندش، چنین اقدامیکند، درواقع ممکن است [[تکلیف]] خود را انجام داده و از [[امتحان]] [[پیروز]] بیرون بیاید، اما در اینجا تنها خود را دیده و به [[فکر]] [[رشد]] و [[تکامل]] خود از طریق [[اجرای دستور الهی]] بوده است؛ در حالی که از رشد دیگران و و در اینجا از رشد فرزند [[غفلت]] ورزیده است. این عمل یکطرفش ابراهیم و طرف دیگرش اسماعیل است. اسماعیل نیز حق دارد که در این [[آزمون]]، [[آزمایش]] شود و [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} حق ندارد این فرصت را از او سلب کند. به همین دلیل موضوع [[خواب]] را با او درمیان میگذارد و اسماعیل هم که [[مطیع]] فرمان الهی است، پدر را خطاب میکند که: {{متن قرآن|يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ}}<ref>«گفت: ای پدر! آنچه فرمان مییابی انجام ده که -اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت» سوره صافات، آیه ۱۰۲.</ref>. | ||
نمونه دیگر را میتوان در برخورد [[امام حسین]]{{ع}} در [[شب عاشورا]] با [[یاران]] خود ملاحظه کرد. در اینجا نیز [[امام]]{{ع}} سعی دارد افراد با [[اختیار]] خویش قدم به صحنه آزمایش گذارند و از آن به عنوان یک فرصت برای [[رشد]] و کمال خود و [[جاودانه]] شدن، بهرهبرداری کنند. به همین سبب، شب عاشورا آنان را جمع کرد از وقایع فردا، یعنی کشته شدن [[قطعی]]، خبر داد و در عین حال، فرصت و زمینه [[انتخاب]] را (با خاموش کردن چراغ) برای آنها فراهم ساخت، تا با [[آزادی]] کامل یا بمانند یا صحنه را ترک کنند. نکته قابل توجه در این صحنه آن است که امام{{ع}} در شب عاشورا افراد را [[آزاد]] گذاشت که بروند و در [[روز عاشورا]] ندا سر داد و [[یاری]] میطلبید {{متن حدیث|هَلْ مِنْ نَاصِرٍ يَنْصُرُنِي}} و این خود دال بر آن است که امام | نمونه دیگر را میتوان در برخورد [[امام حسین]]{{ع}} در [[شب عاشورا]] با [[یاران]] خود ملاحظه کرد. در اینجا نیز [[امام]]{{ع}} سعی دارد افراد با [[اختیار]] خویش قدم به صحنه آزمایش گذارند و از آن به عنوان یک فرصت برای [[رشد]] و کمال خود و [[جاودانه]] شدن، بهرهبرداری کنند. به همین سبب، شب عاشورا آنان را جمع کرد از وقایع فردا، یعنی کشته شدن [[قطعی]]، خبر داد و در عین حال، فرصت و زمینه [[انتخاب]] را (با خاموش کردن چراغ) برای آنها فراهم ساخت، تا با [[آزادی]] کامل یا بمانند یا صحنه را ترک کنند. نکته قابل توجه در این صحنه آن است که امام{{ع}} در شب عاشورا افراد را [[آزاد]] گذاشت که بروند و در [[روز عاشورا]] ندا سر داد و [[یاری]] میطلبید {{متن حدیث|هَلْ مِنْ نَاصِرٍ يَنْصُرُنِي}} و این خود دال بر آن است که امام یار و [[یاور]] و معین میخواهد، اما نه هر [[یاوری]]! آن یاوری مطلوب است که خود، [[مرگ]] را انتخاب کند و بتواند در [[تاریخ]] ماندگار بماند و پشتوانه جاوید [[اسلام]] شود<ref>نقیپور، ولیالله، مبانی مدیریت اسلامی و الگوهای آن، ص۱۳۴.</ref>.<ref>[[علی نقی امیری|امیری، علی نقی]]، [[الگوی اداره در نهج البلاغه (کتاب)|الگوی اداره در نهج البلاغه]]، ص ۱۷۱ ـ ۱۷۳.</ref> | ||
==== تلاش مستمر (استمرار در عمل) ==== | ==== تلاش مستمر (استمرار در عمل) ==== | ||