←صائد بن صید در موعودنامه
| خط ۵۰: | خط ۵۰: | ||
#این احتمال نیز وجود دارد که مراد از "دجّال"، همان سفیانی باشد که در کتابهای عامه، بیشتر بهعنوان "دجّال" و در کتابهای خاصه بهعنوان "سفیانی" آمده است<ref>غیبة طوسی، ص ۴۶۳.</ref>. | #این احتمال نیز وجود دارد که مراد از "دجّال"، همان سفیانی باشد که در کتابهای عامه، بیشتر بهعنوان "دجّال" و در کتابهای خاصه بهعنوان "سفیانی" آمده است<ref>غیبة طوسی، ص ۴۶۳.</ref>. | ||
#دجّال، کنایه از کفر جهانی و سیطره فرهنگ مادّی بر همه جهان است. استکبار، بهمعنای واقعی، دجّال است. استکبار خود را قیم ملتها میداند و با تکیه بر ثروت انبوه و قدرت عظیمی که در اختیار دارد، در همهجای زمین دخالت میکند و همه را به زیر سلطه خویش میآورد<ref>برترینهای فرهنگ مهدویت در مطبوعات، ص ۲۳۹.</ref>. موضوع دجّال، بیش از آن چه در روایات شیعه است، از طریق [[اهل سنت]] نقل شده است و قسمت عمده آن را "[[احمد بن حنبل]]" در کتاب مسند "ترمذی" در صحیح خود و "[[ابن ماجه]]" در سنن، و "مسلم" در صحیح، و "[[ابن اثیر]]" در نهایه از "[[عبدالله بن عمر]]" و "[[ابو سعید خدری]]" و "[[جابر بن عبدالله انصاری]]" نقل کردهاند<ref>آخرین امید، داود الهامی، ص ۳۲۳.</ref>. مرحوم صدوق در این زمینه میگوید: متعصّبین [[اهل سنت]]، اینگونه اخبار را تصدیق میکنند و آن را درباره دجّال و [[غیبت]] وی و زنده بودنش را در این مدّت طولانی روایت نمودهاند که در [[آخر الزمان]] خروج میکند، ولی درباره قائم باور نمیکنند که او مدت طولانی غائب میشود، آنگاه آشکار میگردد و جهان را پر از عدل و داد میکند، چنانکه از ظلم و جور پر شده باشد، با اینکه پیامبر {{صل}} و امامان {{عم}} از این موضوع، صریحاً سخن گفتهاند<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۰.</ref>. همچنین موضوع دجال، اختصاص به اسلام ندارد، بلکه ریشه داستان دجال را باید در کتاب مقدس مسیحیان جستوجو کرد. در رساله اول یوحنا نوشته است: "دروغگو کیست، جز آنکه مسیح بودن عیسی را انکار کند، ان دجّال است که پدر و پسر را انکار مینماید"<ref>رساله یوحنا، باب ۲، آیه ۲۲.</ref><ref>[[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص:۳۱۸.</ref>. | #دجّال، کنایه از کفر جهانی و سیطره فرهنگ مادّی بر همه جهان است. استکبار، بهمعنای واقعی، دجّال است. استکبار خود را قیم ملتها میداند و با تکیه بر ثروت انبوه و قدرت عظیمی که در اختیار دارد، در همهجای زمین دخالت میکند و همه را به زیر سلطه خویش میآورد<ref>برترینهای فرهنگ مهدویت در مطبوعات، ص ۲۳۹.</ref>. موضوع دجّال، بیش از آن چه در روایات شیعه است، از طریق [[اهل سنت]] نقل شده است و قسمت عمده آن را "[[احمد بن حنبل]]" در کتاب مسند "ترمذی" در صحیح خود و "[[ابن ماجه]]" در سنن، و "مسلم" در صحیح، و "[[ابن اثیر]]" در نهایه از "[[عبدالله بن عمر]]" و "[[ابو سعید خدری]]" و "[[جابر بن عبدالله انصاری]]" نقل کردهاند<ref>آخرین امید، داود الهامی، ص ۳۲۳.</ref>. مرحوم صدوق در این زمینه میگوید: متعصّبین [[اهل سنت]]، اینگونه اخبار را تصدیق میکنند و آن را درباره دجّال و [[غیبت]] وی و زنده بودنش را در این مدّت طولانی روایت نمودهاند که در [[آخر الزمان]] خروج میکند، ولی درباره قائم باور نمیکنند که او مدت طولانی غائب میشود، آنگاه آشکار میگردد و جهان را پر از عدل و داد میکند، چنانکه از ظلم و جور پر شده باشد، با اینکه پیامبر {{صل}} و امامان {{عم}} از این موضوع، صریحاً سخن گفتهاند<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۰.</ref>. همچنین موضوع دجال، اختصاص به اسلام ندارد، بلکه ریشه داستان دجال را باید در کتاب مقدس مسیحیان جستوجو کرد. در رساله اول یوحنا نوشته است: "دروغگو کیست، جز آنکه مسیح بودن عیسی را انکار کند، ان دجّال است که پدر و پسر را انکار مینماید"<ref>رساله یوحنا، باب ۲، آیه ۲۲.</ref><ref>[[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص:۳۱۸.</ref>. | ||
==پرسشهای وابسته== | ==پرسشهای وابسته== | ||
* [[دجال کیست؟ (پرسش)]] | * [[دجال کیست؟ (پرسش)]] | ||