جز
جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص'
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن' به '{{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن') |
جز (جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص') برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;"> | ||
'''بداء'''، یکی از [[اعتقادات شیعه]] است بدان معنا که خداوند، تغییراتی را در برخی امور ایجاد میکند که تصوّر ما بر قطعی بودن آنهاست. در واقع، تغییری در علم الهی به وجود نمیآید؛ بلکه تغییر در اطلاع ما از آنچه قبلاً خبر داده شده، ایجاد میشود<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%94_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%AC%DB%B7_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) دانشنامهٔ امام مهدی: ج۷، | '''بداء'''، یکی از [[اعتقادات شیعه]] است بدان معنا که خداوند، تغییراتی را در برخی امور ایجاد میکند که تصوّر ما بر قطعی بودن آنهاست. در واقع، تغییری در علم الهی به وجود نمیآید؛ بلکه تغییر در اطلاع ما از آنچه قبلاً خبر داده شده، ایجاد میشود<ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%94_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%AC%DB%B7_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) دانشنامهٔ امام مهدی: ج۷، ص۴۵۵.]</ref>. یکی از مصادیق بداء، تغییر مقدّرات غیر حتمی بر اثر افعال اختیاری مکلفان است<ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/5/26.htm#f5 [[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۵، ص ۳۷۴ - ۳۷۸]</ref>. | ||
==واژهشناسی لغوی== | ==واژهشناسی لغوی== | ||
*بداء از ماده "ب ـ د ـ و" و در لغت به معنای ظاهر شدنی آشکار است<ref>مفردات، ص۱۱۳، «بدا».</ref>. به گفته برخی به صحرانشین از آن رو بادی گفته میشود که وی هنگام سکونت در شهر و قریه، در ساختمانها و محیط اجتماع پنهان است؛ ولی هنگامی که به بیابان میرود در فضایی باز و گسترده که سایهای در آن نیست آشکار میشود<ref>مقاییس اللغه، ج۱، ص۲۱۲، «بدا».</ref>. بداء اگر به رأی و عقیده استناد یابد در صورتی که شخص مسبوق به رأیی نباشد به معنای پیدایش رأی وگرنه به معنای تغییر رأی است<ref>همان؛ النهایه، ص۱۰۹، «بدا».</ref>. بداء در اصطلاح به معنای تغییر مقدرات از سوی خداوند بر اساس پارهای حوادث و وقایع و تحت شرایط و عوامل ویژه است<ref>المیزان، ج۱۱، ص۳۸۰ـ۳۸۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/5/26.htm#f5 [[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۵، ص | *بداء از ماده "ب ـ د ـ و" و در لغت به معنای ظاهر شدنی آشکار است<ref>مفردات، ص۱۱۳، «بدا».</ref>. به گفته برخی به صحرانشین از آن رو بادی گفته میشود که وی هنگام سکونت در شهر و قریه، در ساختمانها و محیط اجتماع پنهان است؛ ولی هنگامی که به بیابان میرود در فضایی باز و گسترده که سایهای در آن نیست آشکار میشود<ref>مقاییس اللغه، ج۱، ص۲۱۲، «بدا».</ref>. بداء اگر به رأی و عقیده استناد یابد در صورتی که شخص مسبوق به رأیی نباشد به معنای پیدایش رأی وگرنه به معنای تغییر رأی است<ref>همان؛ النهایه، ص۱۰۹، «بدا».</ref>. بداء در اصطلاح به معنای تغییر مقدرات از سوی خداوند بر اساس پارهای حوادث و وقایع و تحت شرایط و عوامل ویژه است<ref>المیزان، ج۱۱، ص۳۸۰ـ۳۸۱.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/5/26.htm#f5 [[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۵، ص ۳۷۴ - ۳۷۸]</ref>. | ||
*بداء در جوامع روایی شیعه، به گونهای مورد توجه خاصّ قرار گرفته است که برخی آن را نقلی صِرف دانستهاند<ref>اعتقادات، ص۶۷.</ref>. [[اهل سنت]] نیز به رغم عدم پذیرش بداء و توهم مخالفت آن با علم الهی و نسبت دادن انحصار اعتقاد آن به شیعه، روایات بداء را بیش از امامیه در کتب خود نقل کردهاند<ref>بحارالانوار، ج۴، ص۱۲۳.</ref>، به هر حال توجه به منزه بودن ذات الهی از هرگونه جهل و نقص از یک سو و اسناد بداء به خداوند در متون دینی از سوی دیگر زمینهای فراهم آورده تا مسئله بداء به طور گسترده در منابع کلامی و تفسیری مورد توجه و تحقیق قرار گیرد و به طور مستقل کتابهایی در این زمینه تألیف شود. در اینگونه کتب دو جهت عمده مورد نظر بوده است: نخست تبیین مفهوم بداء و اینکه چگونه اعتقاد به آن مستلزم اسناد جهل به خداوند نیست و دیگر اینکه اعتقاد مزبور نه تنها موجب پذیرش نقص نیست، بلکه میتواند در تصحیح نگرش انسان به اداره جهان از سوی خداوند مؤثر باشد<ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/5/26.htm#f5 [[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۵، ص | *بداء در جوامع روایی شیعه، به گونهای مورد توجه خاصّ قرار گرفته است که برخی آن را نقلی صِرف دانستهاند<ref>اعتقادات، ص۶۷.</ref>. [[اهل سنت]] نیز به رغم عدم پذیرش بداء و توهم مخالفت آن با علم الهی و نسبت دادن انحصار اعتقاد آن به شیعه، روایات بداء را بیش از امامیه در کتب خود نقل کردهاند<ref>بحارالانوار، ج۴، ص۱۲۳.</ref>، به هر حال توجه به منزه بودن ذات الهی از هرگونه جهل و نقص از یک سو و اسناد بداء به خداوند در متون دینی از سوی دیگر زمینهای فراهم آورده تا مسئله بداء به طور گسترده در منابع کلامی و تفسیری مورد توجه و تحقیق قرار گیرد و به طور مستقل کتابهایی در این زمینه تألیف شود. در اینگونه کتب دو جهت عمده مورد نظر بوده است: نخست تبیین مفهوم بداء و اینکه چگونه اعتقاد به آن مستلزم اسناد جهل به خداوند نیست و دیگر اینکه اعتقاد مزبور نه تنها موجب پذیرش نقص نیست، بلکه میتواند در تصحیح نگرش انسان به اداره جهان از سوی خداوند مؤثر باشد<ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/5/26.htm#f5 [[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۵، ص ۳۷۴ - ۳۷۸]</ref>. | ||
*بداء به سبب نقشی که در جهات تربیتی و تشویق به سرعت گرفتن در کارهای خیر دارد در روایات شیعه با اهمیت فراوان تلقّی شده است. در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} آمده است که خداوند به چیزی همانند بداء بزرگ شمرده نشده است<ref>الکافی، ج۱، ص۱۴۶.</ref> و در مورد دیگر فرمودهاند: اگر مردم پاداش اعتقاد به بداء را میدانستند در سخن گفتن از آن سستی نمیکردند<ref>الکافی، ص۱۴۸.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/5/26.htm#f5 [[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۵، ص | *بداء به سبب نقشی که در جهات تربیتی و تشویق به سرعت گرفتن در کارهای خیر دارد در روایات شیعه با اهمیت فراوان تلقّی شده است. در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} آمده است که خداوند به چیزی همانند بداء بزرگ شمرده نشده است<ref>الکافی، ج۱، ص۱۴۶.</ref> و در مورد دیگر فرمودهاند: اگر مردم پاداش اعتقاد به بداء را میدانستند در سخن گفتن از آن سستی نمیکردند<ref>الکافی، ص۱۴۸.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/5/26.htm#f5 [[حسین دیبا|دیبا، حسین]]، دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۵، ص ۳۷۴ - ۳۷۸]</ref>. | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*بداء: یکی از مباحث اعتقادی [[شیعه]] است، معنای آن ظهور و آشکار شدن است. در مورد انسان به معنای آن است که چیزی از او پوشیده و پنهان بود، سپس برایش آشکار شد. در مورد خداوند که دانای به همهچیز است و هیچچیز قبل از خلقت عالم و پس از آن تا [[قیامت]] بر او پوشیده نیست، مفهوم دیگری دارد، یعنی چیزی را که برای انسان معلوم نبوده، آن را اظهار و آشکار میکند و برخلاف تصوّر قبلی انسان موضوعی مطرح میشود، گویا نظر خدا عوض شده است، در حالی که مسأله برای خداوند از آغاز به همان صورت بوده است، شبیه نسخ در آیات [[قرآن]] و احکام شرع، یا تغییر در سرنوشت و مقدراتی که بسته به عمل انسان است. چون برخلاف اعتقادات یهود که دست خدا را بسته و قدرتش را محدود میشمارند، خدا در تغییر مقدّرات توانا و صاحب اختیار است. در مسألۀ بداء، صفات الهی را دقیقتر میشناسیم، در روایات آمده است که هرگز خداوند به چیزی همچون بداء، تعظیم یا عبادت نشده است: {{عربی|اندازه=155%|ما عبد اللّه بشیء مثل البداء}} و {{عربی|اندازه=155%|ما عظّم اللّه بمثل البداء}}<ref>کافی ج ۱ ص ۱۴۶</ref> [[شیخ مفید]] گفته است: همان عقیده که دربارۀ نسخ داریم، دربارۀ بداء هم معتقدیم، مثل فقیرکردن پس از بینیاز ساختن، بیمار ساختن پس از عافیتبخشی، میراندن پس از احیاء.<ref>اوائل المقالات، شیخ مفید، ص ۸۰</ref> [[علامه طباطبایی]] در ذیل حدیث یاد شده بحثی دارد که خلاصهاش چنین است: بدا در ما در کارهای اختیاریمان پدید میآید و گاهی بنا به مصلحتهایی تصمیم به کاری میگیریم، سپس [[علم]] به مصلحتهای دیگری سبب میشود رأی ما عوض شود و چیزی برخلاف اول را بخواهیم، یعنی بر ما پوشیده بوده، سپس آشکار شده است. در عالم تکوین، وقتی همۀ علتهای تامّۀ پدیدهای فراهم باشد، پدید آمدن آن حتمی و تخلّفناپذیر است و اگر علّت تامّه فراهم نباشد، یا موانعی باشد که از تأثیرگذاری علّت مقتضی جلوگیری کند بدا صدق میکند، گرچه در علم الهی بدا نیست و همۀ اشیاء را از جهت اقتضای تأثیر و عدم مانع میداند، ولی گاهی علم الهی که آشکار میشود، برخلاف آن صورتی است که با فقدان شرط یا وجود مانع آشکار بوده است و آنچه در آیۀ {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ}}﴾}}<ref>سوره رعد آیه۳۹</ref> است اشاره به آن است.<ref>کافی، ج ۱ ص ۴۶ پاورقی </ref> پس بداء به معنای عوض شدن تصمیم خدا بهخاطر جهل به مصالح یا پشیمانی از تصمیم گذشته، بر خدای متعال محال است و در روایات هم نفی شده است، ولی به این معنی که خداوند گاهی چیزی را بنا به مصلحتی بر زبان پیامبرش یا ولیّ خود یا در ظاهر حال آشکار میسازد، سپس آن را محو میکند و موضوع برخلاف صورت اولیه میشود و خدا این را از پیش هم میداند اشکالی ندارد، مثل آنچه در مورد [[حضرت اسماعیل]] و [[حضرت ابراهیم]] و ذبح فرزند پیشآمد، یا آنچه دربارۀ اسماعیل فرزند [[امام صادق]]{{ع}} روی داد که ظاهر قضیه آن بود که او [[امام]] باشد، امّا خداوند [[امام کاظم|امام موسی کاظم]]{{ع}} را امام قرار داد.<ref>عقائد الامامیّه، مظفّر، ص ۴۶</ref> عقیدۀ به بداء به این معنی خاصّ [[شیعه]] است و به معتقدان به آن بدائیه گفته میشود.<ref>ر. ک: دائرة المعارف تشیّع، ج ۳ ص ۱۲۸. در الذریعه نام تعدادی از تألیفات مستقل علمای شیعه با عنوان البداء ذکر شده است: ج ۳ ص ۵۱</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، | *بداء: یکی از مباحث اعتقادی [[شیعه]] است، معنای آن ظهور و آشکار شدن است. در مورد انسان به معنای آن است که چیزی از او پوشیده و پنهان بود، سپس برایش آشکار شد. در مورد خداوند که دانای به همهچیز است و هیچچیز قبل از خلقت عالم و پس از آن تا [[قیامت]] بر او پوشیده نیست، مفهوم دیگری دارد، یعنی چیزی را که برای انسان معلوم نبوده، آن را اظهار و آشکار میکند و برخلاف تصوّر قبلی انسان موضوعی مطرح میشود، گویا نظر خدا عوض شده است، در حالی که مسأله برای خداوند از آغاز به همان صورت بوده است، شبیه نسخ در آیات [[قرآن]] و احکام شرع، یا تغییر در سرنوشت و مقدراتی که بسته به عمل انسان است. چون برخلاف اعتقادات یهود که دست خدا را بسته و قدرتش را محدود میشمارند، خدا در تغییر مقدّرات توانا و صاحب اختیار است. در مسألۀ بداء، صفات الهی را دقیقتر میشناسیم، در روایات آمده است که هرگز خداوند به چیزی همچون بداء، تعظیم یا عبادت نشده است: {{عربی|اندازه=155%|ما عبد اللّه بشیء مثل البداء}} و {{عربی|اندازه=155%|ما عظّم اللّه بمثل البداء}}<ref>کافی ج ۱ ص ۱۴۶</ref> [[شیخ مفید]] گفته است: همان عقیده که دربارۀ نسخ داریم، دربارۀ بداء هم معتقدیم، مثل فقیرکردن پس از بینیاز ساختن، بیمار ساختن پس از عافیتبخشی، میراندن پس از احیاء.<ref>اوائل المقالات، شیخ مفید، ص ۸۰</ref> [[علامه طباطبایی]] در ذیل حدیث یاد شده بحثی دارد که خلاصهاش چنین است: بدا در ما در کارهای اختیاریمان پدید میآید و گاهی بنا به مصلحتهایی تصمیم به کاری میگیریم، سپس [[علم]] به مصلحتهای دیگری سبب میشود رأی ما عوض شود و چیزی برخلاف اول را بخواهیم، یعنی بر ما پوشیده بوده، سپس آشکار شده است. در عالم تکوین، وقتی همۀ علتهای تامّۀ پدیدهای فراهم باشد، پدید آمدن آن حتمی و تخلّفناپذیر است و اگر علّت تامّه فراهم نباشد، یا موانعی باشد که از تأثیرگذاری علّت مقتضی جلوگیری کند بدا صدق میکند، گرچه در علم الهی بدا نیست و همۀ اشیاء را از جهت اقتضای تأثیر و عدم مانع میداند، ولی گاهی علم الهی که آشکار میشود، برخلاف آن صورتی است که با فقدان شرط یا وجود مانع آشکار بوده است و آنچه در آیۀ {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ}}﴾}}<ref>سوره رعد آیه۳۹</ref> است اشاره به آن است.<ref>کافی، ج ۱ ص ۴۶ پاورقی </ref> پس بداء به معنای عوض شدن تصمیم خدا بهخاطر جهل به مصالح یا پشیمانی از تصمیم گذشته، بر خدای متعال محال است و در روایات هم نفی شده است، ولی به این معنی که خداوند گاهی چیزی را بنا به مصلحتی بر زبان پیامبرش یا ولیّ خود یا در ظاهر حال آشکار میسازد، سپس آن را محو میکند و موضوع برخلاف صورت اولیه میشود و خدا این را از پیش هم میداند اشکالی ندارد، مثل آنچه در مورد [[حضرت اسماعیل]] و [[حضرت ابراهیم]] و ذبح فرزند پیشآمد، یا آنچه دربارۀ اسماعیل فرزند [[امام صادق]]{{ع}} روی داد که ظاهر قضیه آن بود که او [[امام]] باشد، امّا خداوند [[امام کاظم|امام موسی کاظم]]{{ع}} را امام قرار داد.<ref>عقائد الامامیّه، مظفّر، ص ۴۶</ref> عقیدۀ به بداء به این معنی خاصّ [[شیعه]] است و به معتقدان به آن بدائیه گفته میشود.<ref>ر. ک: دائرة المعارف تشیّع، ج ۳ ص ۱۲۸. در الذریعه نام تعدادی از تألیفات مستقل علمای شیعه با عنوان البداء ذکر شده است: ج ۳ ص ۵۱</ref>.<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۱۲۴.</ref> | ||
==رابطه بداء با [[لوح محو و اثبات]]== | ==رابطه بداء با [[لوح محو و اثبات]]== | ||
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
==بداء و قضاء و قدر== | ==بداء و قضاء و قدر== | ||
==احتمال [[بدا]] در [[نشانههای ظهور]]== | ==احتمال [[بدا]] در [[نشانههای ظهور]]== | ||
در موضوع علائم ظهور، احادیثی داریم که میگویند ممکن است حتّی دربارۀ مهمترین نشانهها هم بدا پیش آید. ابوهاشم جعفری، یار دیرین چندین امام آخر میگوید: {{عربی|اندازه=150%|«كُنَّا عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الرِّضَا ع فَجَرَى ذِكْرُ السُّفْيَانِيِّ وَ مَا جَاءَ فِي الرِّوَايَةِ مِنْ أَنَّ أَمْرَهُ مِنَ الْمَحْتُومِ فَقُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع هَلْ يَبْدُو لِلَّهِ فِي الْمَحْتُومِ قَالَ نَعَمْ قُلْنَا لَهُ فَنَخَافُ أَنْ يَبْدُوَ لِلَّهِ فِي الْقَائِمِ فَقَالَ إِنَّ الْقَائِمَ مِنَ الْمِيعَادِ وَ اللَّهُ لا يُخْلِفُ الْمِيعاد»}}<ref>نزد [[امام جواد]]{{ع}} از سفیانی و حتمی بودن خروج او سخن به میان آمد. گفتم: آیا ممکن است در امر حتمی، بدا پیش آید؟ فرمود: آری. گفتم: میترسم دربارۀ قائم هم بدا حاصل شود. فرمود: نه! قائم، وعدۀ الهی است و در آن، تخلّف نمیشود؛ الغیبة النعماني: ص ۳۰۲ ح ۱۰.</ref>. این حدیث با آنچه در قرآن آمده است که: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ}}﴾}}<ref> هر سرآمدی، زمانی نگاشته دارد خداوند هر چه را بخواهد از لوح محفوظ پاک میکند و یا در آن مینویسد و لوح محفوظ نزد اوست؛ سوره رعد، آیه ۳۸ و ۳۹.</ref> سازگار و موافق است؛ چه آن که حکم محو و اثبات برای همۀ حوادثی که زمان بردارند، عمومیت دارد و این حوادث، عبارت اند از: همۀ آنچه در آسمانها و زمین و ما بین آنها هست <ref>المیزان: ج۱۱ ص۳۷۹.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%94_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%AC%DB%B7_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) دانشنامهٔ امام مهدی: ج۷، | در موضوع علائم ظهور، احادیثی داریم که میگویند ممکن است حتّی دربارۀ مهمترین نشانهها هم بدا پیش آید. ابوهاشم جعفری، یار دیرین چندین امام آخر میگوید: {{عربی|اندازه=150%|«كُنَّا عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الرِّضَا ع فَجَرَى ذِكْرُ السُّفْيَانِيِّ وَ مَا جَاءَ فِي الرِّوَايَةِ مِنْ أَنَّ أَمْرَهُ مِنَ الْمَحْتُومِ فَقُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع هَلْ يَبْدُو لِلَّهِ فِي الْمَحْتُومِ قَالَ نَعَمْ قُلْنَا لَهُ فَنَخَافُ أَنْ يَبْدُوَ لِلَّهِ فِي الْقَائِمِ فَقَالَ إِنَّ الْقَائِمَ مِنَ الْمِيعَادِ وَ اللَّهُ لا يُخْلِفُ الْمِيعاد»}}<ref>نزد [[امام جواد]]{{ع}} از سفیانی و حتمی بودن خروج او سخن به میان آمد. گفتم: آیا ممکن است در امر حتمی، بدا پیش آید؟ فرمود: آری. گفتم: میترسم دربارۀ قائم هم بدا حاصل شود. فرمود: نه! قائم، وعدۀ الهی است و در آن، تخلّف نمیشود؛ الغیبة النعماني: ص ۳۰۲ ح ۱۰.</ref>. این حدیث با آنچه در قرآن آمده است که: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن| لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ}}﴾}}<ref> هر سرآمدی، زمانی نگاشته دارد خداوند هر چه را بخواهد از لوح محفوظ پاک میکند و یا در آن مینویسد و لوح محفوظ نزد اوست؛ سوره رعد، آیه ۳۸ و ۳۹.</ref> سازگار و موافق است؛ چه آن که حکم محو و اثبات برای همۀ حوادثی که زمان بردارند، عمومیت دارد و این حوادث، عبارت اند از: همۀ آنچه در آسمانها و زمین و ما بین آنها هست <ref>المیزان: ج۱۱ ص۳۷۹.</ref><ref>[http://fa.imamatpedia.com/wiki/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%94_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D8%AC%DB%B7_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8) دانشنامهٔ امام مهدی: ج۷، ص۴۵۵.]</ref>. | ||
==بداء در موعودنامه== | ==بداء در موعودنامه== | ||
*در لغت بهمعنای ظهور و روشن شدن پس از مخفی بودن چیزی است و اصطلاحا به روشن شدن چیزی پس از مخفی بودن از مردم است؛ بدینمعنا که خداوند متعال بنابر مصلحتی مسألهای را از زبان پیامبر یا ولیای از اولیای خویش بهگونهای تبیین میکند و سپس در مقام عمل و ظهور و بروز، غیر آن را به مردم نشان میدهد. در قرآن آمده است: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ}}﴾}}<ref>سوره رعد، ۳۹.</ref>؛ خداوند هرچه را بخواهد محو یا ثبت میکند در حالی که امّ الکتاب نزد اوست و خود میداند عاقبت هر چیزی چیست. و در آیهای دیگر: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا}}﴾}}<ref>سوره زمر، ۴۸.</ref>؛ بدیهایی را خود کسب کرده بودند و برای آنها مخفی بود، برایشان نمایان شد. | *در لغت بهمعنای ظهور و روشن شدن پس از مخفی بودن چیزی است و اصطلاحا به روشن شدن چیزی پس از مخفی بودن از مردم است؛ بدینمعنا که خداوند متعال بنابر مصلحتی مسألهای را از زبان پیامبر یا ولیای از اولیای خویش بهگونهای تبیین میکند و سپس در مقام عمل و ظهور و بروز، غیر آن را به مردم نشان میدهد. در قرآن آمده است: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|يَمْحُو اللَّهُ مَا يَشَاء وَيُثْبِتُ وَعِندَهُ أُمُّ الْكِتَابِ}}﴾}}<ref>سوره رعد، ۳۹.</ref>؛ خداوند هرچه را بخواهد محو یا ثبت میکند در حالی که امّ الکتاب نزد اوست و خود میداند عاقبت هر چیزی چیست. و در آیهای دیگر: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا}}﴾}}<ref>سوره زمر، ۴۸.</ref>؛ بدیهایی را خود کسب کرده بودند و برای آنها مخفی بود، برایشان نمایان شد. | ||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
*شاید بتوان علت بیان چنین اخباری را این دانست که اگر مسأله به این شکل تبیین نمیشد، مؤمنان هم از احتمال حدوث آن حادثه باخبر نمیشدند و بدان مبتلا میگشتند، اما پس از صدور حدیث از ناحیه معصوم {{ع}} و آگاه شدن مؤمنان و مسلمانان از آن، با دعا و توسل و استغفار از پدید آمدن چنان حادثه ناگواری ممانعت به عمل آورند و یا سبب حدوث اتفاقی خوشایند شوند. البته فراموش نکنیم که عکس این مطلب هم کاملا صادق است، به این معنا که شخص معصوم {{ع}} با اعلام نزول بلا و علت آن، حجت را بر مردم تمام میکنند که شما باوجود آنکه میتوانستید، آن بلا را از خویش دفع نکردید، یا فلان خیر را به سوی خویش جلب ننمودید و از همینروست که روایت شده است: خداوند متعال، به چیزی مثل بداء عبادت نشده است<ref>کافی، ج ۱، باب بداء.</ref>. | *شاید بتوان علت بیان چنین اخباری را این دانست که اگر مسأله به این شکل تبیین نمیشد، مؤمنان هم از احتمال حدوث آن حادثه باخبر نمیشدند و بدان مبتلا میگشتند، اما پس از صدور حدیث از ناحیه معصوم {{ع}} و آگاه شدن مؤمنان و مسلمانان از آن، با دعا و توسل و استغفار از پدید آمدن چنان حادثه ناگواری ممانعت به عمل آورند و یا سبب حدوث اتفاقی خوشایند شوند. البته فراموش نکنیم که عکس این مطلب هم کاملا صادق است، به این معنا که شخص معصوم {{ع}} با اعلام نزول بلا و علت آن، حجت را بر مردم تمام میکنند که شما باوجود آنکه میتوانستید، آن بلا را از خویش دفع نکردید، یا فلان خیر را به سوی خویش جلب ننمودید و از همینروست که روایت شده است: خداوند متعال، به چیزی مثل بداء عبادت نشده است<ref>کافی، ج ۱، باب بداء.</ref>. | ||
*ظهور [[حضرت حجت]] {{ع}} از اموری است که در [[اسلام]] نسبت به آنها به شدت تأکید شده و در حتمیت آن ذرهای شک و شبهه وجود ندارد. در آیاتی نظیر آیه ٥٥ سوره نور خداوند متعال به مؤمنان وعده داده است که فرمانروایان زمین گردند و بر آن سیطره یابند که چنین واقعهای در تمام طول تاریخ تاکنون اتفاق نیفتاده است و از آنجا که {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لاَ يُخْلِفُ الْمِيعَادَ}}﴾}}<ref>سوره آل عمران، ۹.</ref> و خداوند در وعده خویش تخلف نمیکند، در آیندهای دور یا نزدیک حتما چنین اتفاقی خواهد افتاد ان شاء الله... <ref>نشریه موعود، شماره ۳۷، ص ۶۰.</ref>. | *ظهور [[حضرت حجت]] {{ع}} از اموری است که در [[اسلام]] نسبت به آنها به شدت تأکید شده و در حتمیت آن ذرهای شک و شبهه وجود ندارد. در آیاتی نظیر آیه ٥٥ سوره نور خداوند متعال به مؤمنان وعده داده است که فرمانروایان زمین گردند و بر آن سیطره یابند که چنین واقعهای در تمام طول تاریخ تاکنون اتفاق نیفتاده است و از آنجا که {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لاَ يُخْلِفُ الْمِيعَادَ}}﴾}}<ref>سوره آل عمران، ۹.</ref> و خداوند در وعده خویش تخلف نمیکند، در آیندهای دور یا نزدیک حتما چنین اتفاقی خواهد افتاد ان شاء الله... <ref>نشریه موعود، شماره ۳۷، ص ۶۰.</ref>. | ||
*علاوه بر اینکه در موارد بسیاری رسول مکرم اسلام {{صل}} و معصومین {{عم}} شدیدا تأکید نمودهاند که: حتی اگر از عمر هستی بیش از یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آنقدر این روز را طولانی میکند که [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} ظهور کرده و جهان را مملو از قسط و عدالت گرداند<ref>ارشاد مفید، ج ۲، ص ۳۴۰؛ اعلام الوری، ص ۴۰۱؛ بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۱۳۳.</ref><ref>[[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، | *علاوه بر اینکه در موارد بسیاری رسول مکرم اسلام {{صل}} و معصومین {{عم}} شدیدا تأکید نمودهاند که: حتی اگر از عمر هستی بیش از یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آنقدر این روز را طولانی میکند که [[امام مهدی|حضرت مهدی]] {{ع}} ظهور کرده و جهان را مملو از قسط و عدالت گرداند<ref>ارشاد مفید، ج ۲، ص ۳۴۰؛ اعلام الوری، ص ۴۰۱؛ بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۱۳۳.</ref><ref>[[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۱۶۱.</ref>. | ||
==پرسشهای وابسته== | ==پرسشهای وابسته== | ||
* [[آیا بداء در ظهور امام مهدی امکان دارد؟ (پرسش)]] | * [[آیا بداء در ظهور امام مهدی امکان دارد؟ (پرسش)]] | ||