حکمت‌های غائب بودن امام مهدی چیستند؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=100%|' به '{{عربی|'
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=155%|' به '{{عربی|اندازه=100%|')
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=100%|' به '{{عربی|')
خط ۱۹: خط ۱۹:
::::::آیت‌‌الله '''[[محمد جواد خراسانی]]'''، در کتاب ''«[[مهدی منتظر ۱ (کتاب)|مهدی منتظر]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::آیت‌‌الله '''[[محمد جواد خراسانی]]'''، در کتاب ''«[[مهدی منتظر ۱ (کتاب)|مهدی منتظر]]»'' در این‌باره گفته است:
:::::*«'''علت اول: امتحان‌'''
:::::*«'''علت اول: امتحان‌'''
:::::::امتحان از علت‌های عامه است که در هر فعلی از افعال خدا و هر اراده و مشیتی و هر حکمی از احکام خدا جاری است. حضرت باقر {{ع}} فرمود: ظهور او بعد از غیبتی طولانی خواهد بود: {{عربی|اندازه=100%|"لیعلم الله من یطیعه بالغیب و یؤمن به"}} تا این‌که معلوم کند که کی او را به غیب و نهانی اطاعت می‌کند و به او ایمان می‌آورد؟<ref>کمال الدین، ج۱، ۲۳۱، ح ۱۶؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۱۹۱، ح ۲۴.</ref>
:::::::امتحان از علت‌های عامه است که در هر فعلی از افعال خدا و هر اراده و مشیتی و هر حکمی از احکام خدا جاری است. حضرت باقر {{ع}} فرمود: ظهور او بعد از غیبتی طولانی خواهد بود: {{عربی|"لیعلم الله من یطیعه بالغیب و یؤمن به"}} تا این‌که معلوم کند که کی او را به غیب و نهانی اطاعت می‌کند و به او ایمان می‌آورد؟<ref>کمال الدین، ج۱، ۲۳۱، ح ۱۶؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ۱۹۱، ح ۲۴.</ref>
::::::[[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: "او منتظری است که مردم در ولادت او شک کنند، بعضی بگویند: پدر او بی‌عقب از دنیا رفته و بعضی بگویند: مرده و این همه از جهت آن است که خداوند دوست دارد که خلق خود را امتحان کند"<ref>کمال الدین، ج۲، ۳۴۲، ح ۲۴؛ اصول کافی، ج ۱، ۳۸۴.</ref>.
::::::[[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: "او منتظری است که مردم در ولادت او شک کنند، بعضی بگویند: پدر او بی‌عقب از دنیا رفته و بعضی بگویند: مرده و این همه از جهت آن است که خداوند دوست دارد که خلق خود را امتحان کند"<ref>کمال الدین، ج۲، ۳۴۲، ح ۲۴؛ اصول کافی، ج ۱، ۳۸۴.</ref>.
::::::[[حضرت موسی بن جعفر]] {{ع}} فرمود: "ناچار است برای صاحب امر از غیبتی تا این که برگردند از او بعضی کسانی که قائل به او بوده‌اند و این امتحانی است که خداوند خلق خود را به آن امتحان می‌نماید"<ref>علل الشرایع، ج ۲۲۴، ح ۴؛ کمال الدین، ج۲، ۳۵۹، ح ۱.</ref>.
::::::[[حضرت موسی بن جعفر]] {{ع}} فرمود: "ناچار است برای صاحب امر از غیبتی تا این که برگردند از او بعضی کسانی که قائل به او بوده‌اند و این امتحانی است که خداوند خلق خود را به آن امتحان می‌نماید"<ref>علل الشرایع، ج ۲۲۴، ح ۴؛ کمال الدین، ج۲، ۳۵۹، ح ۱.</ref>.
خط ۲۶: خط ۲۶:
::::::'''دوم''': از جهت وظایف و تکالیف خود که در حال غیبت ولی چگونه انجام وظایف می‌کنند و آیا بر ایمان و اعمال مانند حضورش ثابت هستند یا خیر؟
::::::'''دوم''': از جهت وظایف و تکالیف خود که در حال غیبت ولی چگونه انجام وظایف می‌کنند و آیا بر ایمان و اعمال مانند حضورش ثابت هستند یا خیر؟
:::::*'''علت دوم: تمییز و تمحیص (جداشدن و خالص‌شدن)'''
:::::*'''علت دوم: تمییز و تمحیص (جداشدن و خالص‌شدن)'''
::::::مقصود جدا شدن پاک از ناپاک است و مؤمن از غیر مؤمن و خالص از منافق و اهل خدا و این امری است که همواره مشیت حق در این بشر به وی تعلق گرفته، در قرآن فرموده: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|وَلِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ}}﴾}}<ref>آل عمران، ۱۴۱.</ref>.
::::::مقصود جدا شدن پاک از ناپاک است و مؤمن از غیر مؤمن و خالص از منافق و اهل خدا و این امری است که همواره مشیت حق در این بشر به وی تعلق گرفته، در قرآن فرموده: {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَلِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ}}﴾}}<ref>آل عمران، ۱۴۱.</ref>.
::::::"تا این‌که خداوند خالص کند کسانی را که ایمان آورده‌اند و نابود کند کافرین را".
::::::"تا این‌که خداوند خالص کند کسانی را که ایمان آورده‌اند و نابود کند کافرین را".
::::::ایضا همان سوره: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|مَا كَانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتَّىَ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ}}﴾}}<ref>آل عمران، ۱۷۹.</ref>. "چنین نبوده که خداوند مؤمنین را به حال خود و بر همان حالی که هستند بگذارد، تا این‌که ناپاک را از پاک جدا کند".
::::::ایضا همان سوره: {{عربی|﴿{{متن قرآن|مَا كَانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتَّىَ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ}}﴾}}<ref>آل عمران، ۱۷۹.</ref>. "چنین نبوده که خداوند مؤمنین را به حال خود و بر همان حالی که هستند بگذارد، تا این‌که ناپاک را از پاک جدا کند".
::::::البته معلوم است که جدا شدن و پاک‌گشتن بی‌سبب ظاهری نشود، پس باید یک سببی در کار باشد که فتنه برای مردم شود تا به سبب او مردم پاک شوند و از هم جدا گردند.
::::::البته معلوم است که جدا شدن و پاک‌گشتن بی‌سبب ظاهری نشود، پس باید یک سببی در کار باشد که فتنه برای مردم شود تا به سبب او مردم پاک شوند و از هم جدا گردند.
::::::یکی از اسباب آن، غیبت ولی است، چنان‌که حضورش با مقهوریت و مغلوبیت نیز سبب دیگر است، مانند حضور ائمه پیش، حدیث بالا از موسی بن جعفر {{ع}} اشاره به تمحیص و تمییز داشت و در فصل ابتلائات شیعه احادیث زیادی ذکر خواهد شد. ان شاء الله.
::::::یکی از اسباب آن، غیبت ولی است، چنان‌که حضورش با مقهوریت و مغلوبیت نیز سبب دیگر است، مانند حضور ائمه پیش، حدیث بالا از موسی بن جعفر {{ع}} اشاره به تمحیص و تمییز داشت و در فصل ابتلائات شیعه احادیث زیادی ذکر خواهد شد. ان شاء الله.
خط ۳۵: خط ۳۵:
::::::پس از این جهت خداوند، او را غائب فرموده بلکه ولادت او را نیز مخفی فرموده تا او را به بیعت نکشند و مانند جدش [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} و عمویش [[امام حسن]] {{ع}} و سائر اجدادش {{عم}}، الزام به بیعت نکنند.
::::::پس از این جهت خداوند، او را غائب فرموده بلکه ولادت او را نیز مخفی فرموده تا او را به بیعت نکشند و مانند جدش [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} و عمویش [[امام حسن]] {{ع}} و سائر اجدادش {{عم}}، الزام به بیعت نکنند.
::::::زیراکه اگر ظاهر باشد یا از او ساکت خواهند بود و او هم ساکت، پس سکوتش بیعت است و یا بیعت بر وی عرضه خواهند داشت، پس یا ملزم به قبول خواهد شد و یا نفی خواهد کرد. درهرصورت اگر نقض کند یا قبول نکند او را یاغی و خارجی خواهند دانست و پیش از تمامیت کار و رسیدن وقت قیام با او محاربه خواهند کرد. و اما اگر غائب باشد معذور است و بیعت از او برداشته است، پس هروقت قیام کند نه به حسب ظاهر ملزم به مسالمت خواهد بود و نه در نزد مردم مطعون به نقض عهد و بیعت و نه وصله خارجی به او خواهند زد.
::::::زیراکه اگر ظاهر باشد یا از او ساکت خواهند بود و او هم ساکت، پس سکوتش بیعت است و یا بیعت بر وی عرضه خواهند داشت، پس یا ملزم به قبول خواهد شد و یا نفی خواهد کرد. درهرصورت اگر نقض کند یا قبول نکند او را یاغی و خارجی خواهند دانست و پیش از تمامیت کار و رسیدن وقت قیام با او محاربه خواهند کرد. و اما اگر غائب باشد معذور است و بیعت از او برداشته است، پس هروقت قیام کند نه به حسب ظاهر ملزم به مسالمت خواهد بود و نه در نزد مردم مطعون به نقض عهد و بیعت و نه وصله خارجی به او خواهند زد.
::::::[[حضرت مجتبی]] {{ع}} فرمود: "هیچ‌یک از ما نیست مگر آن‌که در گردن او بیعتی است برای طاغیه زمان خود، مگر آن قائمی که عیسی بن مریم پشت سر او نماز می‌گزارد، خداوند عز و جل ولادت او را مخفی می‌کند و شخص او را غائب می‌کند تا برای احدی در گردن او بیعتی نباشد"<ref>معجم احادیث الامام المهدی، ج ۳، ۱۶۵، ح ۶۹۱.</ref> و دراین‌باره از [[امیر المؤمنین]] {{ع}} و [[حضرت باقر]] {{ع}} و [[امام صادق]] {{ع}} و ائمه دیگر روایاتی است و خود آن حضرت نیز در توقیع شریف در جواب سؤالات [[اسحاق بن یعقوب]] فرمود: اما علت غیبت اولا خداوند فرمود: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَسْأَلُواْ عَنْ أَشْيَاء إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ}}﴾}}<ref>مائده، ۱۰۱.</ref>‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید پرسش نکنید از چیزهایی که اگر برای شما ظاهر شود بدحال کند شما را.
::::::[[حضرت مجتبی]] {{ع}} فرمود: "هیچ‌یک از ما نیست مگر آن‌که در گردن او بیعتی است برای طاغیه زمان خود، مگر آن قائمی که عیسی بن مریم پشت سر او نماز می‌گزارد، خداوند عز و جل ولادت او را مخفی می‌کند و شخص او را غائب می‌کند تا برای احدی در گردن او بیعتی نباشد"<ref>معجم احادیث الامام المهدی، ج ۳، ۱۶۵، ح ۶۹۱.</ref> و دراین‌باره از [[امیر المؤمنین]] {{ع}} و [[حضرت باقر]] {{ع}} و [[امام صادق]] {{ع}} و ائمه دیگر روایاتی است و خود آن حضرت نیز در توقیع شریف در جواب سؤالات [[اسحاق بن یعقوب]] فرمود: اما علت غیبت اولا خداوند فرمود: {{عربی|﴿{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَسْأَلُواْ عَنْ أَشْيَاء إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ}}﴾}}<ref>مائده، ۱۰۱.</ref>‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید پرسش نکنید از چیزهایی که اگر برای شما ظاهر شود بدحال کند شما را.
::::::و ثانیا: هیچ‌یک از پدران من نبودند مگر این‌که در گردن او بیعتی افتاد برای طاغیه زمان خود و من هنگامی که بیرون آیم، بیرون خواهم آمد درحالی‌که برای احدی از طاغیان در گردن من بیعتی نباشد"<ref>غیبت طوسی، ص ۲۹۲، ح ۴۲۷؛ معجم احادیث الامام المهدی، ج ۴، ۲۹۴، ح ۱۳۱۸.</ref>.
::::::و ثانیا: هیچ‌یک از پدران من نبودند مگر این‌که در گردن او بیعتی افتاد برای طاغیه زمان خود و من هنگامی که بیرون آیم، بیرون خواهم آمد درحالی‌که برای احدی از طاغیان در گردن من بیعتی نباشد"<ref>غیبت طوسی، ص ۲۹۲، ح ۴۲۷؛ معجم احادیث الامام المهدی، ج ۴، ۲۹۴، ح ۱۳۱۸.</ref>.
::::::از این‌جا وجه دیگر نیز می‌توان استنباط کرد و آن این است که چون غائب باشد، هیچ‌کس بر گردن او حقی ندارد که به پاس آن حق اخلاقا باید از او رعایت کند و اگر نکند مورد طعن قرار گیرد. چنان‌که فرعون بر موسی {{ع}} منت می‌کرد: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ}}﴾}}<ref>شعراء، ۱۸.</ref> آیا ما تو را در میان خود تربیت نکردیم از بچه‌گی و تو مقداری از عمر خود را در میان ما نگذرانیدی؟
::::::از این‌جا وجه دیگر نیز می‌توان استنباط کرد و آن این است که چون غائب باشد، هیچ‌کس بر گردن او حقی ندارد که به پاس آن حق اخلاقا باید از او رعایت کند و اگر نکند مورد طعن قرار گیرد. چنان‌که فرعون بر موسی {{ع}} منت می‌کرد: {{عربی|﴿{{متن قرآن|أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ}}﴾}}<ref>شعراء، ۱۸.</ref> آیا ما تو را در میان خود تربیت نکردیم از بچه‌گی و تو مقداری از عمر خود را در میان ما نگذرانیدی؟
::::::و موسی {{ع}} در جواب فرمود: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ}}﴾}}<ref>شعراء، ۲۲.</ref> این نعمتی است که تو بر من منت می‌نهی به این‌که بنی اسرائیل را بنده خود ساخته‌ای.
::::::و موسی {{ع}} در جواب فرمود: {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ}}﴾}}<ref>شعراء، ۲۲.</ref> این نعمتی است که تو بر من منت می‌نهی به این‌که بنی اسرائیل را بنده خود ساخته‌ای.
::::::[[حضرت رسول]] {{صل}} می‌فرمود: "اگر ترس آن نبود که خواهند گفت گویندگان که: محمد قوم خود را دعوت کرد و ایشان او را خدمت و نصرت کردند و چون ظفر یافت و به مقصود رسید ایشان را کشت، هرآینه بسیاری را گردن می‌زدم"<ref>بحارالانوار، ج ۲۲، ۱۴۱، ح ۱۲۳.</ref>. پس چون غائب باشد و یک‌باره ظاهر شود این منت‌ها و این گفته‌ها نیست و او همه را به دیده حق واقعی ملاحظه می‌کند و از هیچ حرمت‌داری نمی‌کند تا روی زمین را از پلیدها صاف گرداند. چه علت از این بهتر که رعایت شود درباره کسی که مأمور است به قیام کلی و مبارزه با هر صنف و هر شخص!
::::::[[حضرت رسول]] {{صل}} می‌فرمود: "اگر ترس آن نبود که خواهند گفت گویندگان که: محمد قوم خود را دعوت کرد و ایشان او را خدمت و نصرت کردند و چون ظفر یافت و به مقصود رسید ایشان را کشت، هرآینه بسیاری را گردن می‌زدم"<ref>بحارالانوار، ج ۲۲، ۱۴۱، ح ۱۲۳.</ref>. پس چون غائب باشد و یک‌باره ظاهر شود این منت‌ها و این گفته‌ها نیست و او همه را به دیده حق واقعی ملاحظه می‌کند و از هیچ حرمت‌داری نمی‌کند تا روی زمین را از پلیدها صاف گرداند. چه علت از این بهتر که رعایت شود درباره کسی که مأمور است به قیام کلی و مبارزه با هر صنف و هر شخص!
:::::*'''علت چهارم: مشابهت به انبیاء در سنت‌'''
:::::*'''علت چهارم: مشابهت به انبیاء در سنت‌'''
خط ۴۶: خط ۴۶:
:::::*'''علت پنجم: کراهت مجاورت ظالمین‌'''
:::::*'''علت پنجم: کراهت مجاورت ظالمین‌'''
::::::این معنا فی نفسه برای اولیاء خدا امری است مرغوب، وقتی که ببینند دعوتشان مؤثر نیست و جز ملالت و رنجش از اعمال ناشایسته خلق چیز دیگر نیست، طبعا متمایل به هجرت و اعتزال و غیبت می‌شوند، به‌خصوص که اگر مأمور به سکوت و ترک دعوت هم باشند، مانند حضرت صاحب الامر که تا وقتش نرسد باید ساکت باشد.
::::::این معنا فی نفسه برای اولیاء خدا امری است مرغوب، وقتی که ببینند دعوتشان مؤثر نیست و جز ملالت و رنجش از اعمال ناشایسته خلق چیز دیگر نیست، طبعا متمایل به هجرت و اعتزال و غیبت می‌شوند، به‌خصوص که اگر مأمور به سکوت و ترک دعوت هم باشند، مانند حضرت صاحب الامر که تا وقتش نرسد باید ساکت باشد.
::::::نوح {{ع}} پس از آن‌که دید دعوتش دیگر تأثیری ندارد گفت: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|فَافْتَحْ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}﴾}}<ref>شعراء، ۱۱۸.</ref>.
::::::نوح {{ع}} پس از آن‌که دید دعوتش دیگر تأثیری ندارد گفت: {{عربی|﴿{{متن قرآن|فَافْتَحْ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}}﴾}}<ref>شعراء، ۱۱۸.</ref>.
::::::ابراهیم {{ع}} گفت: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّي عَسَى أَلاَّ أَكُونَ بِدُعَاء رَبِّي شَقِيًّا}}﴾}}<ref>مریم، ۴۸.</ref>
::::::ابراهیم {{ع}} گفت: {{عربی|﴿{{متن قرآن|وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّي عَسَى أَلاَّ أَكُونَ بِدُعَاء رَبِّي شَقِيًّا}}﴾}}<ref>مریم، ۴۸.</ref>
::::::و گفت: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|إِنِّي ذَاهِبٌ إِلَى رَبِّي سَيَهْدِينِ}}﴾}}<ref>صافات، ۹۹.</ref>.
::::::و گفت: {{عربی|﴿{{متن قرآن|إِنِّي ذَاهِبٌ إِلَى رَبِّي سَيَهْدِينِ}}﴾}}<ref>صافات، ۹۹.</ref>.
::::::موسی گفت: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}﴾}}<ref>قصص، ۲۱.</ref>.
::::::موسی گفت: {{عربی|﴿{{متن قرآن|رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}}﴾}}<ref>قصص، ۲۱.</ref>.
::::::به لوط {{ع}} گفتند: اگر دست نکشی از گفتار خود، ترا از قریه بیرون خواهم کرد. لوط گفت: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|لِعَمَلِكُم مِّنَ الْقَالِينَ * رَبِّ نَجِّنِي وَأَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ}}﴾}}<ref>شعراء، ۱۶۸ و ۱۶۹.</ref>.
::::::به لوط {{ع}} گفتند: اگر دست نکشی از گفتار خود، ترا از قریه بیرون خواهم کرد. لوط گفت: {{عربی|﴿{{متن قرآن|لِعَمَلِكُم مِّنَ الْقَالِينَ * رَبِّ نَجِّنِي وَأَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ}}﴾}}<ref>شعراء، ۱۶۸ و ۱۶۹.</ref>.
::::::[[اصحاب کهف]] نیز به همین لحاظ انزجار از اعمال قبیحه و بت‌پرستی قوم خود، از شهر خود هجرت کرده تا این‌که در غاری جایگزین شدند<ref>رجوع شود به کهف، ۱۶.</ref>.
::::::[[اصحاب کهف]] نیز به همین لحاظ انزجار از اعمال قبیحه و بت‌پرستی قوم خود، از شهر خود هجرت کرده تا این‌که در غاری جایگزین شدند<ref>رجوع شود به کهف، ۱۶.</ref>.
::::::پس این عزلت و هجرت امری است پسندیده و مرغوب و خداوند در شأن آن حضرت این لطف را رعایت کرده و او را از میان این اجتماع پلید بیرون برده، به‌خصوص مدت طولانی انزجارش قهرا دراز و زیاد است.
::::::پس این عزلت و هجرت امری است پسندیده و مرغوب و خداوند در شأن آن حضرت این لطف را رعایت کرده و او را از میان این اجتماع پلید بیرون برده، به‌خصوص مدت طولانی انزجارش قهرا دراز و زیاد است.
خط ۶۵: خط ۶۵:
::::::[[حضرت مجتبی]] {{ع}} می‌فرمود: "اگر من ناصر می‌داشتم با معاویه صلح نمی‌کردم"<ref>احتجاج، ج ۲، ۲۸۹.</ref>.
::::::[[حضرت مجتبی]] {{ع}} می‌فرمود: "اگر من ناصر می‌داشتم با معاویه صلح نمی‌کردم"<ref>احتجاج، ج ۲، ۲۸۹.</ref>.
::::::و همچنین ائمه دیگر هرکدام از نبودن ناصر شکایت داشتند. و کسانی که از تاریخ با اطلاعند می‌دانند، که در زمان امام حسن عسکری {{ع}} پراکندگی شیعه و ضعف و انکسارشان بیش از حد بود و مخصوصا [[امام هادی]] {{ع}} و [[امام عسکری]] {{ع}} در سامره در شدت تقیه و در حبس تحت نظر بودند، پس با نبودن ناصر و حامی و خوف جان، هیچ راهی بهتر از غیبت و اختفاء نیست.
::::::و همچنین ائمه دیگر هرکدام از نبودن ناصر شکایت داشتند. و کسانی که از تاریخ با اطلاعند می‌دانند، که در زمان امام حسن عسکری {{ع}} پراکندگی شیعه و ضعف و انکسارشان بیش از حد بود و مخصوصا [[امام هادی]] {{ع}} و [[امام عسکری]] {{ع}} در سامره در شدت تقیه و در حبس تحت نظر بودند، پس با نبودن ناصر و حامی و خوف جان، هیچ راهی بهتر از غیبت و اختفاء نیست.
::::::موسی {{ع}} گفت: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ}}﴾}}<ref>شعراء، ۲۱.</ref> "من از شما فرار کردم، هنگامی که از شما ترسیدم".
::::::موسی {{ع}} گفت: {{عربی|﴿{{متن قرآن|فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ}}﴾}}<ref>شعراء، ۲۱.</ref> "من از شما فرار کردم، هنگامی که از شما ترسیدم".
::::::اما این‌که گفتید: اگر علت خوف است چرا ساکت و صامت نباشد تا احتیاج به غیبت نباشد؟ مردود است به چهار وجه:
::::::اما این‌که گفتید: اگر علت خوف است چرا ساکت و صامت نباشد تا احتیاج به غیبت نباشد؟ مردود است به چهار وجه:
::::::'''اول''': این‌که علت، منحصر به خوف نیست، بلکه جهات دیگر نیز در کار است چنان که گذشت و به ملاحظه آن جهات ترجیح با غیبت است نه با سکوت.
::::::'''اول''': این‌که علت، منحصر به خوف نیست، بلکه جهات دیگر نیز در کار است چنان که گذشت و به ملاحظه آن جهات ترجیح با غیبت است نه با سکوت.
خط ۸۰: خط ۸۰:
::::::نه تنها بنی عباس درصدد قتل او بودند، بلکه ابو خالد به حضرت باقر {{ع}} عرض کرد: اسم قائم را بفرما تا او را بشناسم. فرمود:‌ای ابا خالد! سؤال کردی از امری که اگر بنی فاطمه بشناسند او را، حریصند که او را پاره‌پاره کنند<ref>معجم احادیث الامام المهدی، ج ۳، ۲۲۹، ح ۷۵۲.</ref>.
::::::نه تنها بنی عباس درصدد قتل او بودند، بلکه ابو خالد به حضرت باقر {{ع}} عرض کرد: اسم قائم را بفرما تا او را بشناسم. فرمود:‌ای ابا خالد! سؤال کردی از امری که اگر بنی فاطمه بشناسند او را، حریصند که او را پاره‌پاره کنند<ref>معجم احادیث الامام المهدی، ج ۳، ۲۲۹، ح ۷۵۲.</ref>.
::::::اگر کسی بگوید: خداوند که او را برای قیام مقرر فرموده، این گفته چه معنی دارد که او را بتوانند بکشند؟
::::::اگر کسی بگوید: خداوند که او را برای قیام مقرر فرموده، این گفته چه معنی دارد که او را بتوانند بکشند؟
::::::جواب این است: با این‌که خداوند او را برای این امر مقرر کرده، باز هم مانعی ندارد که اگر خود را بر دشمن ظاهر کند، بتوانند او را بکشند. چنانکه موسی {{ع}} اگر فرار نمی‌کرد، ممکن بود او را بکشند، خودش هم گفت: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ}}﴾}}<ref>شعراء، ۱۴.</ref>: می‌ترسم‌ مرا بکشند.
::::::جواب این است: با این‌که خداوند او را برای این امر مقرر کرده، باز هم مانعی ندارد که اگر خود را بر دشمن ظاهر کند، بتوانند او را بکشند. چنانکه موسی {{ع}} اگر فرار نمی‌کرد، ممکن بود او را بکشند، خودش هم گفت: {{عربی|﴿{{متن قرآن|فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ}}﴾}}<ref>شعراء، ۱۴.</ref>: می‌ترسم‌ مرا بکشند.
::::::و جهتش این است که اراده خداوند گاهی به‌نحوی است که از ولی خود حمایت کند اگرچه با تظاهر باشد. چنان‌چه ابراهیم {{ع}} را از سوختن حفظ فرمود، و گاهی به نحوی است که حمایت از او مشروط است به عدم تظاهر، پس مانعی ندارد که اگر ظاهر می‌شد بتوانند او را بکشند.
::::::و جهتش این است که اراده خداوند گاهی به‌نحوی است که از ولی خود حمایت کند اگرچه با تظاهر باشد. چنان‌چه ابراهیم {{ع}} را از سوختن حفظ فرمود، و گاهی به نحوی است که حمایت از او مشروط است به عدم تظاهر، پس مانعی ندارد که اگر ظاهر می‌شد بتوانند او را بکشند.
::::::'''چهارم''': این‌که اگر هم ساکت بود مردم او را ساکت نمی‌گذاشتند یا خود ساکت نمی‌نشستند، رفت‌وآمد با وی زیاد می‌کردند و این خود اسباب سوءظن برای دولتیان می‌شد. بلکه چون او را ظاهر می‌دیدند و از طرفی هم وعده قیام به خود می‌دادند اسباب تجری ایشان می‌شد، بعضی را تهدید و بعضی را می‌زدند، زیرا که پشت‌گرمی به آن حضرت داشتند.
::::::'''چهارم''': این‌که اگر هم ساکت بود مردم او را ساکت نمی‌گذاشتند یا خود ساکت نمی‌نشستند، رفت‌وآمد با وی زیاد می‌کردند و این خود اسباب سوءظن برای دولتیان می‌شد. بلکه چون او را ظاهر می‌دیدند و از طرفی هم وعده قیام به خود می‌دادند اسباب تجری ایشان می‌شد، بعضی را تهدید و بعضی را می‌زدند، زیرا که پشت‌گرمی به آن حضرت داشتند.
خط ۸۹: خط ۸۹:
::::::'''ثانیا''': علت، تنها تقیه و خوف از دشمن نیست، بلکه امتحان دوست نیز هست، چنان‌که گفته شد و می‌آید.
::::::'''ثانیا''': علت، تنها تقیه و خوف از دشمن نیست، بلکه امتحان دوست نیز هست، چنان‌که گفته شد و می‌آید.
::::::شما گفتید: اگر علت تقیه است هرچه بیش‌تر بماند تقیه بیش‌تر و شدیدتر خواهد بود، زیراکه قوا و اسلحه دولت‌های قوی‌تر و شدیدتر است؟
::::::شما گفتید: اگر علت تقیه است هرچه بیش‌تر بماند تقیه بیش‌تر و شدیدتر خواهد بود، زیراکه قوا و اسلحه دولت‌های قوی‌تر و شدیدتر است؟
::::::جواب: اولا خوف و تقیه محدود است نه مطلق. تا آن وقتی است که رخصت ظهور نیافته و مأمور به قیام نگردیده که حفظ و حمایت خداوند، او را، مشروط به عدم ظهور اوست. و اما وقتی که امر به قیام شود آن‌وقت خوف و تقیه از او برداشته شده، در آن وقت حامی و حافظ او خداوند است. مانند این‌که چون مدت مهلت فرعون به سر رسید به موسی و هارون فرمود: بروید به سوی فرعون. و فرمود: {{عربی|اندازه=100%|﴿{{متن قرآن|لا تَخَافَا إِنَّنِي مَعَكُمَا أَسْمَعُ وَأَرَى}}﴾}}<ref>طه، ۴۶.</ref> نترسید من با شما هستم، می‌بینم و می‌شنوم.
::::::جواب: اولا خوف و تقیه محدود است نه مطلق. تا آن وقتی است که رخصت ظهور نیافته و مأمور به قیام نگردیده که حفظ و حمایت خداوند، او را، مشروط به عدم ظهور اوست. و اما وقتی که امر به قیام شود آن‌وقت خوف و تقیه از او برداشته شده، در آن وقت حامی و حافظ او خداوند است. مانند این‌که چون مدت مهلت فرعون به سر رسید به موسی و هارون فرمود: بروید به سوی فرعون. و فرمود: {{عربی|﴿{{متن قرآن|لا تَخَافَا إِنَّنِي مَعَكُمَا أَسْمَعُ وَأَرَى}}﴾}}<ref>طه، ۴۶.</ref> نترسید من با شما هستم، می‌بینم و می‌شنوم.
::::::و ثانیا در وقتی که او ظهور کند هم مددهای غیبی با او خواهد بود از نصرت ملائکه و جن و هم انصار او بسیار و هم ابر و باد در فرمان او است و اسلحه و قوای او شدیدتر از اسلحه و قوای دولتیان خواهد بود.
::::::و ثانیا در وقتی که او ظهور کند هم مددهای غیبی با او خواهد بود از نصرت ملائکه و جن و هم انصار او بسیار و هم ابر و باد در فرمان او است و اسلحه و قوای او شدیدتر از اسلحه و قوای دولتیان خواهد بود.
:::::*'''علت هشتم: تنبیه و تأدیب بر تقصیر در وظیفه‌'''
:::::*'''علت هشتم: تنبیه و تأدیب بر تقصیر در وظیفه‌'''