جز
جایگزینی متن - ':{{عربی|﴿' به ': {{عربی|﴿'
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=100%|' به '{{عربی|') |
جز (جایگزینی متن - ':{{عربی|﴿' به ': {{عربی|﴿') |
||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
* اعتبار این راه وابسته به وجود دو شرط است<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص ۱۸۱ و ۱۸۲. </ref>: | * اعتبار این راه وابسته به وجود دو شرط است<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص ۱۸۱ و ۱۸۲. </ref>: | ||
# آنکه گواهی [[پیامبر]] مزبور از طریقی معتبر رسیده باشد، مانند آنکه بدون هیچ واسطهای، شهادت و گواهی [[پیامبر]] را بشنویم، یا گواهی او به صورت [[متواتر]] برای ما بازگو شود. در تاریخ زندگی [[انبیا]] مواردی دیده میشود که [[پیامبر]] پیشین به [[فرمان الهی]] در زمان حیات خود پیامبر بعدی را به مردم معرفی کرده است. مانند [[حضرت داوود]] که به امر خداوند فرزند خود [[حضرت سلیمان]] را بهزعنوان جانشین و پیامبر پس از خود معرفی کرد<ref>[[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین]]، ج ۱، ص ۱۵۵. </ref> البته در موارد دیگر، معمولاً این بشارت با یک فاصله زمانی به مردم میرسیده است، مثل بشارت [[حضرت یحیی]] به پیامبری [[حضرت عیسی]]<ref>[[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین]]، ج ۱، ص ۱۵۸. </ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص ۱۸۱ و ۱۸۲. </ref>. | # آنکه گواهی [[پیامبر]] مزبور از طریقی معتبر رسیده باشد، مانند آنکه بدون هیچ واسطهای، شهادت و گواهی [[پیامبر]] را بشنویم، یا گواهی او به صورت [[متواتر]] برای ما بازگو شود. در تاریخ زندگی [[انبیا]] مواردی دیده میشود که [[پیامبر]] پیشین به [[فرمان الهی]] در زمان حیات خود پیامبر بعدی را به مردم معرفی کرده است. مانند [[حضرت داوود]] که به امر خداوند فرزند خود [[حضرت سلیمان]] را بهزعنوان جانشین و پیامبر پس از خود معرفی کرد<ref>[[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین]]، ج ۱، ص ۱۵۵. </ref> البته در موارد دیگر، معمولاً این بشارت با یک فاصله زمانی به مردم میرسیده است، مثل بشارت [[حضرت یحیی]] به پیامبری [[حضرت عیسی]]<ref>[[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین]]، ج ۱، ص ۱۵۸. </ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص ۱۸۱ و ۱۸۲. </ref>. | ||
# آن است که اوصاف و نشانههای شخصی که به پیامبری او بشارت داده شده است بر شخص مدعی پیامبری بهزروشنی تطبیق کند. مانند بشارت [[حضرت موسی]] {{ع}} و [[حضرت عیسی]]{{ع}} بر [[نبوت]] [[رسول اکرم]]{{صل}}؛ چنان که در قرآن حکایت شده است:{{عربی|﴿{{متن قرآن| وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ }}﴾}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی اسرائیل! من فرستاده خداوند به سوی شمایم، توراتی را که پیش از من بوده است راست میشمارم و نویددهنده به پیامبری هستم که پس از من خواهد آمد، نام او احمد است؛ سوره صف، آیه:۴.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص ۱۸۱ و ۱۸۲. </ref>. | # آن است که اوصاف و نشانههای شخصی که به پیامبری او بشارت داده شده است بر شخص مدعی پیامبری بهزروشنی تطبیق کند. مانند بشارت [[حضرت موسی]] {{ع}} و [[حضرت عیسی]]{{ع}} بر [[نبوت]] [[رسول اکرم]]{{صل}}؛ چنان که در قرآن حکایت شده است: {{عربی|﴿{{متن قرآن| وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ }}﴾}}<ref> و (یاد کن) آنگاه را که عیسی پسر مریم گفت: ای بنی اسرائیل! من فرستاده خداوند به سوی شمایم، توراتی را که پیش از من بوده است راست میشمارم و نویددهنده به پیامبری هستم که پس از من خواهد آمد، نام او احمد است؛ سوره صف، آیه:۴.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص ۱۸۱ و ۱۸۲. </ref>. | ||
* از آیات قرآن و قرائن تاریخی چنین برمیآید اوصاف [[پیامبر اکرم|نبی مکرم اسلام]] در بین بزرگان یهود چنان آشکار بوده است که آنها در شناسایی ایشان بهعنوان پیامبر آخرین هیچگونه تردیدی نداشتند:{{عربی|﴿{{متن قرآن| الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}﴾}}<ref> کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) دادهایم او را میشناسند همانگونه که فرزندانشان را میشناسند؛ و به راستی دستهای از آنان حق را دانسته پنهان میدارند؛ سوره بقره، آیه:۱۴۶.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص ۱۸۱ و ۱۸۲. </ref>. | * از آیات قرآن و قرائن تاریخی چنین برمیآید اوصاف [[پیامبر اکرم|نبی مکرم اسلام]] در بین بزرگان یهود چنان آشکار بوده است که آنها در شناسایی ایشان بهعنوان پیامبر آخرین هیچگونه تردیدی نداشتند: {{عربی|﴿{{متن قرآن| الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}﴾}}<ref> کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) دادهایم او را میشناسند همانگونه که فرزندانشان را میشناسند؛ و به راستی دستهای از آنان حق را دانسته پنهان میدارند؛ سوره بقره، آیه:۱۴۶.</ref><ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص ۱۸۱ و ۱۸۲. </ref>. | ||
* البته، این شیوه، از عمومیت راه اعجاز برخوردار نیست، به ویژه آنکه در مورد نخستین [[پیامبر]] از سلسله [[انبیا]]، کارایی ندارد<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص ۱۸۱- ۱۸۳. </ref>. | * البته، این شیوه، از عمومیت راه اعجاز برخوردار نیست، به ویژه آنکه در مورد نخستین [[پیامبر]] از سلسله [[انبیا]]، کارایی ندارد<ref>[[محمد تقی سبحانی|سبحانی، محمد تقی]] و [[رضا برنجکار|برنجکار، رضا]]، [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص ۱۸۱- ۱۸۳. </ref>. | ||
* بنابراین، این راه دو شرط دارد: اولاً نسبت به حقانیت [[پیامبر]] معرفی کننده اطمینان داشته باشیم. ثانیاً سخن او به نحو مطمئنی به ما برسد <ref>[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسانشناسی (کتاب)|انسانشناسی]]، ص ۱۲۷. </ref> | * بنابراین، این راه دو شرط دارد: اولاً نسبت به حقانیت [[پیامبر]] معرفی کننده اطمینان داشته باشیم. ثانیاً سخن او به نحو مطمئنی به ما برسد <ref>[[صفدر الهی راد|الهی راد، صفدر]]، [[انسانشناسی (کتاب)|انسانشناسی]]، ص ۱۲۷. </ref> | ||