۳۳٬۷۴۹
ویرایش
جز (جایگزینی متن - '﴿' به ' ') |
جز (جایگزینی متن - '﴾' به ' ') |
||
خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
::::::'''دوم''': از جهت وظایف و تکالیف خود که در حال غیبت ولی چگونه انجام وظایف میکنند و آیا بر ایمان و اعمال مانند حضورش ثابت هستند یا خیر؟ | ::::::'''دوم''': از جهت وظایف و تکالیف خود که در حال غیبت ولی چگونه انجام وظایف میکنند و آیا بر ایمان و اعمال مانند حضورش ثابت هستند یا خیر؟ | ||
:::::*'''علت دوم: تمییز و تمحیص (جداشدن و خالصشدن)''' | :::::*'''علت دوم: تمییز و تمحیص (جداشدن و خالصشدن)''' | ||
::::::مقصود جدا شدن پاک از ناپاک است و مؤمن از غیر مؤمن و خالص از منافق و اهل خدا و این امری است که همواره مشیت حق در این بشر به وی تعلق گرفته، در قرآن فرموده: {{عربی| {{متن قرآن|وَلِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ}} | ::::::مقصود جدا شدن پاک از ناپاک است و مؤمن از غیر مؤمن و خالص از منافق و اهل خدا و این امری است که همواره مشیت حق در این بشر به وی تعلق گرفته، در قرآن فرموده: {{عربی| {{متن قرآن|وَلِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ}} }}<ref>آل عمران، ۱۴۱.</ref>. | ||
::::::"تا اینکه خداوند خالص کند کسانی را که ایمان آوردهاند و نابود کند کافرین را". | ::::::"تا اینکه خداوند خالص کند کسانی را که ایمان آوردهاند و نابود کند کافرین را". | ||
::::::ایضا همان سوره: {{عربی| {{متن قرآن|مَا كَانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتَّىَ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ}} | ::::::ایضا همان سوره: {{عربی| {{متن قرآن|مَا كَانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ حَتَّىَ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ}} }}<ref>آل عمران، ۱۷۹.</ref>. "چنین نبوده که خداوند مؤمنین را به حال خود و بر همان حالی که هستند بگذارد، تا اینکه ناپاک را از پاک جدا کند". | ||
::::::البته معلوم است که جدا شدن و پاکگشتن بیسبب ظاهری نشود، پس باید یک سببی در کار باشد که فتنه برای مردم شود تا به سبب او مردم پاک شوند و از هم جدا گردند. | ::::::البته معلوم است که جدا شدن و پاکگشتن بیسبب ظاهری نشود، پس باید یک سببی در کار باشد که فتنه برای مردم شود تا به سبب او مردم پاک شوند و از هم جدا گردند. | ||
::::::یکی از اسباب آن، غیبت ولی است، چنانکه حضورش با مقهوریت و مغلوبیت نیز سبب دیگر است، مانند حضور ائمه پیش، حدیث بالا از موسی بن جعفر {{ع}} اشاره به تمحیص و تمییز داشت و در فصل ابتلائات شیعه احادیث زیادی ذکر خواهد شد. ان شاء الله. | ::::::یکی از اسباب آن، غیبت ولی است، چنانکه حضورش با مقهوریت و مغلوبیت نیز سبب دیگر است، مانند حضور ائمه پیش، حدیث بالا از موسی بن جعفر {{ع}} اشاره به تمحیص و تمییز داشت و در فصل ابتلائات شیعه احادیث زیادی ذکر خواهد شد. ان شاء الله. | ||
خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
::::::پس از این جهت خداوند، او را غائب فرموده بلکه ولادت او را نیز مخفی فرموده تا او را به بیعت نکشند و مانند جدش [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} و عمویش [[امام حسن]] {{ع}} و سائر اجدادش {{عم}}، الزام به بیعت نکنند. | ::::::پس از این جهت خداوند، او را غائب فرموده بلکه ولادت او را نیز مخفی فرموده تا او را به بیعت نکشند و مانند جدش [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} و عمویش [[امام حسن]] {{ع}} و سائر اجدادش {{عم}}، الزام به بیعت نکنند. | ||
::::::زیراکه اگر ظاهر باشد یا از او ساکت خواهند بود و او هم ساکت، پس سکوتش بیعت است و یا بیعت بر وی عرضه خواهند داشت، پس یا ملزم به قبول خواهد شد و یا نفی خواهد کرد. درهرصورت اگر نقض کند یا قبول نکند او را یاغی و خارجی خواهند دانست و پیش از تمامیت کار و رسیدن وقت قیام با او محاربه خواهند کرد. و اما اگر غائب باشد معذور است و بیعت از او برداشته است، پس هروقت قیام کند نه به حسب ظاهر ملزم به مسالمت خواهد بود و نه در نزد مردم مطعون به نقض عهد و بیعت و نه وصله خارجی به او خواهند زد. | ::::::زیراکه اگر ظاهر باشد یا از او ساکت خواهند بود و او هم ساکت، پس سکوتش بیعت است و یا بیعت بر وی عرضه خواهند داشت، پس یا ملزم به قبول خواهد شد و یا نفی خواهد کرد. درهرصورت اگر نقض کند یا قبول نکند او را یاغی و خارجی خواهند دانست و پیش از تمامیت کار و رسیدن وقت قیام با او محاربه خواهند کرد. و اما اگر غائب باشد معذور است و بیعت از او برداشته است، پس هروقت قیام کند نه به حسب ظاهر ملزم به مسالمت خواهد بود و نه در نزد مردم مطعون به نقض عهد و بیعت و نه وصله خارجی به او خواهند زد. | ||
::::::[[حضرت مجتبی]] {{ع}} فرمود: "هیچیک از ما نیست مگر آنکه در گردن او بیعتی است برای طاغیه زمان خود، مگر آن قائمی که عیسی بن مریم پشت سر او نماز میگزارد، خداوند عز و جل ولادت او را مخفی میکند و شخص او را غائب میکند تا برای احدی در گردن او بیعتی نباشد"<ref>معجم احادیث الامام المهدی، ج ۳، ۱۶۵، ح ۶۹۱.</ref> و دراینباره از [[امیر المؤمنین]] {{ع}} و [[حضرت باقر]] {{ع}} و [[امام صادق]] {{ع}} و ائمه دیگر روایاتی است و خود آن حضرت نیز در توقیع شریف در جواب سؤالات [[اسحاق بن یعقوب]] فرمود: اما علت غیبت اولا خداوند فرمود: {{عربی| {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَسْأَلُواْ عَنْ أَشْيَاء إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ}} | ::::::[[حضرت مجتبی]] {{ع}} فرمود: "هیچیک از ما نیست مگر آنکه در گردن او بیعتی است برای طاغیه زمان خود، مگر آن قائمی که عیسی بن مریم پشت سر او نماز میگزارد، خداوند عز و جل ولادت او را مخفی میکند و شخص او را غائب میکند تا برای احدی در گردن او بیعتی نباشد"<ref>معجم احادیث الامام المهدی، ج ۳، ۱۶۵، ح ۶۹۱.</ref> و دراینباره از [[امیر المؤمنین]] {{ع}} و [[حضرت باقر]] {{ع}} و [[امام صادق]] {{ع}} و ائمه دیگر روایاتی است و خود آن حضرت نیز در توقیع شریف در جواب سؤالات [[اسحاق بن یعقوب]] فرمود: اما علت غیبت اولا خداوند فرمود: {{عربی| {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَسْأَلُواْ عَنْ أَشْيَاء إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ}} }}<ref>مائده، ۱۰۱.</ref>ای کسانی که ایمان آوردهاید پرسش نکنید از چیزهایی که اگر برای شما ظاهر شود بدحال کند شما را. | ||
::::::و ثانیا: هیچیک از پدران من نبودند مگر اینکه در گردن او بیعتی افتاد برای طاغیه زمان خود و من هنگامی که بیرون آیم، بیرون خواهم آمد درحالیکه برای احدی از طاغیان در گردن من بیعتی نباشد"<ref>غیبت طوسی، ص ۲۹۲، ح ۴۲۷؛ معجم احادیث الامام المهدی، ج ۴، ۲۹۴، ح ۱۳۱۸.</ref>. | ::::::و ثانیا: هیچیک از پدران من نبودند مگر اینکه در گردن او بیعتی افتاد برای طاغیه زمان خود و من هنگامی که بیرون آیم، بیرون خواهم آمد درحالیکه برای احدی از طاغیان در گردن من بیعتی نباشد"<ref>غیبت طوسی، ص ۲۹۲، ح ۴۲۷؛ معجم احادیث الامام المهدی، ج ۴، ۲۹۴، ح ۱۳۱۸.</ref>. | ||
::::::از اینجا وجه دیگر نیز میتوان استنباط کرد و آن این است که چون غائب باشد، هیچکس بر گردن او حقی ندارد که به پاس آن حق اخلاقا باید از او رعایت کند و اگر نکند مورد طعن قرار گیرد. چنانکه فرعون بر موسی {{ع}} منت میکرد: {{عربی| {{متن قرآن|أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ}} | ::::::از اینجا وجه دیگر نیز میتوان استنباط کرد و آن این است که چون غائب باشد، هیچکس بر گردن او حقی ندارد که به پاس آن حق اخلاقا باید از او رعایت کند و اگر نکند مورد طعن قرار گیرد. چنانکه فرعون بر موسی {{ع}} منت میکرد: {{عربی| {{متن قرآن|أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ}} }}<ref>شعراء، ۱۸.</ref> آیا ما تو را در میان خود تربیت نکردیم از بچهگی و تو مقداری از عمر خود را در میان ما نگذرانیدی؟ | ||
::::::و موسی {{ع}} در جواب فرمود: {{عربی| {{متن قرآن|وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ}} | ::::::و موسی {{ع}} در جواب فرمود: {{عربی| {{متن قرآن|وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ}} }}<ref>شعراء، ۲۲.</ref> این نعمتی است که تو بر من منت مینهی به اینکه بنی اسرائیل را بنده خود ساختهای. | ||
::::::[[حضرت رسول]] {{صل}} میفرمود: "اگر ترس آن نبود که خواهند گفت گویندگان که: محمد قوم خود را دعوت کرد و ایشان او را خدمت و نصرت کردند و چون ظفر یافت و به مقصود رسید ایشان را کشت، هرآینه بسیاری را گردن میزدم"<ref>بحارالانوار، ج ۲۲، ۱۴۱، ح ۱۲۳.</ref>. پس چون غائب باشد و یکباره ظاهر شود این منتها و این گفتهها نیست و او همه را به دیده حق واقعی ملاحظه میکند و از هیچ حرمتداری نمیکند تا روی زمین را از پلیدها صاف گرداند. چه علت از این بهتر که رعایت شود درباره کسی که مأمور است به قیام کلی و مبارزه با هر صنف و هر شخص! | ::::::[[حضرت رسول]] {{صل}} میفرمود: "اگر ترس آن نبود که خواهند گفت گویندگان که: محمد قوم خود را دعوت کرد و ایشان او را خدمت و نصرت کردند و چون ظفر یافت و به مقصود رسید ایشان را کشت، هرآینه بسیاری را گردن میزدم"<ref>بحارالانوار، ج ۲۲، ۱۴۱، ح ۱۲۳.</ref>. پس چون غائب باشد و یکباره ظاهر شود این منتها و این گفتهها نیست و او همه را به دیده حق واقعی ملاحظه میکند و از هیچ حرمتداری نمیکند تا روی زمین را از پلیدها صاف گرداند. چه علت از این بهتر که رعایت شود درباره کسی که مأمور است به قیام کلی و مبارزه با هر صنف و هر شخص! | ||
:::::*'''علت چهارم: مشابهت به انبیاء در سنت''' | :::::*'''علت چهارم: مشابهت به انبیاء در سنت''' | ||
خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
:::::*'''علت پنجم: کراهت مجاورت ظالمین''' | :::::*'''علت پنجم: کراهت مجاورت ظالمین''' | ||
::::::این معنا فی نفسه برای اولیاء خدا امری است مرغوب، وقتی که ببینند دعوتشان مؤثر نیست و جز ملالت و رنجش از اعمال ناشایسته خلق چیز دیگر نیست، طبعا متمایل به هجرت و اعتزال و غیبت میشوند، بهخصوص که اگر مأمور به سکوت و ترک دعوت هم باشند، مانند حضرت صاحب الامر که تا وقتش نرسد باید ساکت باشد. | ::::::این معنا فی نفسه برای اولیاء خدا امری است مرغوب، وقتی که ببینند دعوتشان مؤثر نیست و جز ملالت و رنجش از اعمال ناشایسته خلق چیز دیگر نیست، طبعا متمایل به هجرت و اعتزال و غیبت میشوند، بهخصوص که اگر مأمور به سکوت و ترک دعوت هم باشند، مانند حضرت صاحب الامر که تا وقتش نرسد باید ساکت باشد. | ||
::::::نوح {{ع}} پس از آنکه دید دعوتش دیگر تأثیری ندارد گفت: {{عربی| {{متن قرآن|فَافْتَحْ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}} | ::::::نوح {{ع}} پس از آنکه دید دعوتش دیگر تأثیری ندارد گفت: {{عربی| {{متن قرآن|فَافْتَحْ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ}} }}<ref>شعراء، ۱۱۸.</ref>. | ||
::::::ابراهیم {{ع}} گفت: {{عربی| {{متن قرآن|وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّي عَسَى أَلاَّ أَكُونَ بِدُعَاء رَبِّي شَقِيًّا}} | ::::::ابراهیم {{ع}} گفت: {{عربی| {{متن قرآن|وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّي عَسَى أَلاَّ أَكُونَ بِدُعَاء رَبِّي شَقِيًّا}} }}<ref>مریم، ۴۸.</ref> | ||
::::::و گفت: {{عربی| {{متن قرآن|إِنِّي ذَاهِبٌ إِلَى رَبِّي سَيَهْدِينِ}} | ::::::و گفت: {{عربی| {{متن قرآن|إِنِّي ذَاهِبٌ إِلَى رَبِّي سَيَهْدِينِ}} }}<ref>صافات، ۹۹.</ref>. | ||
::::::موسی گفت: {{عربی| {{متن قرآن|رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}} | ::::::موسی گفت: {{عربی| {{متن قرآن|رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ}} }}<ref>قصص، ۲۱.</ref>. | ||
::::::به لوط {{ع}} گفتند: اگر دست نکشی از گفتار خود، ترا از قریه بیرون خواهم کرد. لوط گفت: {{عربی| {{متن قرآن|لِعَمَلِكُم مِّنَ الْقَالِينَ * رَبِّ نَجِّنِي وَأَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ}} | ::::::به لوط {{ع}} گفتند: اگر دست نکشی از گفتار خود، ترا از قریه بیرون خواهم کرد. لوط گفت: {{عربی| {{متن قرآن|لِعَمَلِكُم مِّنَ الْقَالِينَ * رَبِّ نَجِّنِي وَأَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ}} }}<ref>شعراء، ۱۶۸ و ۱۶۹.</ref>. | ||
::::::[[اصحاب کهف]] نیز به همین لحاظ انزجار از اعمال قبیحه و بتپرستی قوم خود، از شهر خود هجرت کرده تا اینکه در غاری جایگزین شدند<ref>رجوع شود به کهف، ۱۶.</ref>. | ::::::[[اصحاب کهف]] نیز به همین لحاظ انزجار از اعمال قبیحه و بتپرستی قوم خود، از شهر خود هجرت کرده تا اینکه در غاری جایگزین شدند<ref>رجوع شود به کهف، ۱۶.</ref>. | ||
::::::پس این عزلت و هجرت امری است پسندیده و مرغوب و خداوند در شأن آن حضرت این لطف را رعایت کرده و او را از میان این اجتماع پلید بیرون برده، بهخصوص مدت طولانی انزجارش قهرا دراز و زیاد است. | ::::::پس این عزلت و هجرت امری است پسندیده و مرغوب و خداوند در شأن آن حضرت این لطف را رعایت کرده و او را از میان این اجتماع پلید بیرون برده، بهخصوص مدت طولانی انزجارش قهرا دراز و زیاد است. | ||
خط ۶۵: | خط ۶۵: | ||
::::::[[حضرت مجتبی]] {{ع}} میفرمود: "اگر من ناصر میداشتم با معاویه صلح نمیکردم"<ref>احتجاج، ج ۲، ۲۸۹.</ref>. | ::::::[[حضرت مجتبی]] {{ع}} میفرمود: "اگر من ناصر میداشتم با معاویه صلح نمیکردم"<ref>احتجاج، ج ۲، ۲۸۹.</ref>. | ||
::::::و همچنین ائمه دیگر هرکدام از نبودن ناصر شکایت داشتند. و کسانی که از تاریخ با اطلاعند میدانند، که در زمان امام حسن عسکری {{ع}} پراکندگی شیعه و ضعف و انکسارشان بیش از حد بود و مخصوصا [[امام هادی]] {{ع}} و [[امام عسکری]] {{ع}} در سامره در شدت تقیه و در حبس تحت نظر بودند، پس با نبودن ناصر و حامی و خوف جان، هیچ راهی بهتر از غیبت و اختفاء نیست. | ::::::و همچنین ائمه دیگر هرکدام از نبودن ناصر شکایت داشتند. و کسانی که از تاریخ با اطلاعند میدانند، که در زمان امام حسن عسکری {{ع}} پراکندگی شیعه و ضعف و انکسارشان بیش از حد بود و مخصوصا [[امام هادی]] {{ع}} و [[امام عسکری]] {{ع}} در سامره در شدت تقیه و در حبس تحت نظر بودند، پس با نبودن ناصر و حامی و خوف جان، هیچ راهی بهتر از غیبت و اختفاء نیست. | ||
::::::موسی {{ع}} گفت: {{عربی| {{متن قرآن|فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ}} | ::::::موسی {{ع}} گفت: {{عربی| {{متن قرآن|فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ}} }}<ref>شعراء، ۲۱.</ref> "من از شما فرار کردم، هنگامی که از شما ترسیدم". | ||
::::::اما اینکه گفتید: اگر علت خوف است چرا ساکت و صامت نباشد تا احتیاج به غیبت نباشد؟ مردود است به چهار وجه: | ::::::اما اینکه گفتید: اگر علت خوف است چرا ساکت و صامت نباشد تا احتیاج به غیبت نباشد؟ مردود است به چهار وجه: | ||
::::::'''اول''': اینکه علت، منحصر به خوف نیست، بلکه جهات دیگر نیز در کار است چنان که گذشت و به ملاحظه آن جهات ترجیح با غیبت است نه با سکوت. | ::::::'''اول''': اینکه علت، منحصر به خوف نیست، بلکه جهات دیگر نیز در کار است چنان که گذشت و به ملاحظه آن جهات ترجیح با غیبت است نه با سکوت. | ||
خط ۸۰: | خط ۸۰: | ||
::::::نه تنها بنی عباس درصدد قتل او بودند، بلکه ابو خالد به حضرت باقر {{ع}} عرض کرد: اسم قائم را بفرما تا او را بشناسم. فرمود:ای ابا خالد! سؤال کردی از امری که اگر بنی فاطمه بشناسند او را، حریصند که او را پارهپاره کنند<ref>معجم احادیث الامام المهدی، ج ۳، ۲۲۹، ح ۷۵۲.</ref>. | ::::::نه تنها بنی عباس درصدد قتل او بودند، بلکه ابو خالد به حضرت باقر {{ع}} عرض کرد: اسم قائم را بفرما تا او را بشناسم. فرمود:ای ابا خالد! سؤال کردی از امری که اگر بنی فاطمه بشناسند او را، حریصند که او را پارهپاره کنند<ref>معجم احادیث الامام المهدی، ج ۳، ۲۲۹، ح ۷۵۲.</ref>. | ||
::::::اگر کسی بگوید: خداوند که او را برای قیام مقرر فرموده، این گفته چه معنی دارد که او را بتوانند بکشند؟ | ::::::اگر کسی بگوید: خداوند که او را برای قیام مقرر فرموده، این گفته چه معنی دارد که او را بتوانند بکشند؟ | ||
::::::جواب این است: با اینکه خداوند او را برای این امر مقرر کرده، باز هم مانعی ندارد که اگر خود را بر دشمن ظاهر کند، بتوانند او را بکشند. چنانکه موسی {{ع}} اگر فرار نمیکرد، ممکن بود او را بکشند، خودش هم گفت: {{عربی| {{متن قرآن|فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ}} | ::::::جواب این است: با اینکه خداوند او را برای این امر مقرر کرده، باز هم مانعی ندارد که اگر خود را بر دشمن ظاهر کند، بتوانند او را بکشند. چنانکه موسی {{ع}} اگر فرار نمیکرد، ممکن بود او را بکشند، خودش هم گفت: {{عربی| {{متن قرآن|فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ}} }}<ref>شعراء، ۱۴.</ref>: میترسم مرا بکشند. | ||
::::::و جهتش این است که اراده خداوند گاهی بهنحوی است که از ولی خود حمایت کند اگرچه با تظاهر باشد. چنانچه ابراهیم {{ع}} را از سوختن حفظ فرمود، و گاهی به نحوی است که حمایت از او مشروط است به عدم تظاهر، پس مانعی ندارد که اگر ظاهر میشد بتوانند او را بکشند. | ::::::و جهتش این است که اراده خداوند گاهی بهنحوی است که از ولی خود حمایت کند اگرچه با تظاهر باشد. چنانچه ابراهیم {{ع}} را از سوختن حفظ فرمود، و گاهی به نحوی است که حمایت از او مشروط است به عدم تظاهر، پس مانعی ندارد که اگر ظاهر میشد بتوانند او را بکشند. | ||
::::::'''چهارم''': اینکه اگر هم ساکت بود مردم او را ساکت نمیگذاشتند یا خود ساکت نمینشستند، رفتوآمد با وی زیاد میکردند و این خود اسباب سوءظن برای دولتیان میشد. بلکه چون او را ظاهر میدیدند و از طرفی هم وعده قیام به خود میدادند اسباب تجری ایشان میشد، بعضی را تهدید و بعضی را میزدند، زیرا که پشتگرمی به آن حضرت داشتند. | ::::::'''چهارم''': اینکه اگر هم ساکت بود مردم او را ساکت نمیگذاشتند یا خود ساکت نمینشستند، رفتوآمد با وی زیاد میکردند و این خود اسباب سوءظن برای دولتیان میشد. بلکه چون او را ظاهر میدیدند و از طرفی هم وعده قیام به خود میدادند اسباب تجری ایشان میشد، بعضی را تهدید و بعضی را میزدند، زیرا که پشتگرمی به آن حضرت داشتند. | ||
خط ۸۹: | خط ۸۹: | ||
::::::'''ثانیا''': علت، تنها تقیه و خوف از دشمن نیست، بلکه امتحان دوست نیز هست، چنانکه گفته شد و میآید. | ::::::'''ثانیا''': علت، تنها تقیه و خوف از دشمن نیست، بلکه امتحان دوست نیز هست، چنانکه گفته شد و میآید. | ||
::::::شما گفتید: اگر علت تقیه است هرچه بیشتر بماند تقیه بیشتر و شدیدتر خواهد بود، زیراکه قوا و اسلحه دولتهای قویتر و شدیدتر است؟ | ::::::شما گفتید: اگر علت تقیه است هرچه بیشتر بماند تقیه بیشتر و شدیدتر خواهد بود، زیراکه قوا و اسلحه دولتهای قویتر و شدیدتر است؟ | ||
::::::جواب: اولا خوف و تقیه محدود است نه مطلق. تا آن وقتی است که رخصت ظهور نیافته و مأمور به قیام نگردیده که حفظ و حمایت خداوند، او را، مشروط به عدم ظهور اوست. و اما وقتی که امر به قیام شود آنوقت خوف و تقیه از او برداشته شده، در آن وقت حامی و حافظ او خداوند است. مانند اینکه چون مدت مهلت فرعون به سر رسید به موسی و هارون فرمود: بروید به سوی فرعون. و فرمود: {{عربی| {{متن قرآن|لا تَخَافَا إِنَّنِي مَعَكُمَا أَسْمَعُ وَأَرَى}} | ::::::جواب: اولا خوف و تقیه محدود است نه مطلق. تا آن وقتی است که رخصت ظهور نیافته و مأمور به قیام نگردیده که حفظ و حمایت خداوند، او را، مشروط به عدم ظهور اوست. و اما وقتی که امر به قیام شود آنوقت خوف و تقیه از او برداشته شده، در آن وقت حامی و حافظ او خداوند است. مانند اینکه چون مدت مهلت فرعون به سر رسید به موسی و هارون فرمود: بروید به سوی فرعون. و فرمود: {{عربی| {{متن قرآن|لا تَخَافَا إِنَّنِي مَعَكُمَا أَسْمَعُ وَأَرَى}} }}<ref>طه، ۴۶.</ref> نترسید من با شما هستم، میبینم و میشنوم. | ||
::::::و ثانیا در وقتی که او ظهور کند هم مددهای غیبی با او خواهد بود از نصرت ملائکه و جن و هم انصار او بسیار و هم ابر و باد در فرمان او است و اسلحه و قوای او شدیدتر از اسلحه و قوای دولتیان خواهد بود. | ::::::و ثانیا در وقتی که او ظهور کند هم مددهای غیبی با او خواهد بود از نصرت ملائکه و جن و هم انصار او بسیار و هم ابر و باد در فرمان او است و اسلحه و قوای او شدیدتر از اسلحه و قوای دولتیان خواهد بود. | ||
:::::*'''علت هشتم: تنبیه و تأدیب بر تقصیر در وظیفه''' | :::::*'''علت هشتم: تنبیه و تأدیب بر تقصیر در وظیفه''' |