تأویل در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=120%' به '{{عربی'
جز (جایگزینی متن - '}} }}' به '}}')
جز (جایگزینی متن - '{{عربی|اندازه=120%' به '{{عربی')
خط ۱۹: خط ۱۹:
*[[طبرسی]] می‌گوید: اصل تأویل مرجع و مصیر است و عرب وقتی به انتهای شئ می‌رسد می‌گوید: {{عربی|"تأوّل‌الشی‏‏‏‏‏‏"}}<ref>مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۷۰۰؛ قانون تفسیر، ص‌۳۳</ref>. کاربردهای فعلی این واژه نیز این معنا را تأیید می‌کنند. عرب هنگامی که شیر، سفت می‌شود و می‌بندد می‌گوید: «آل اللبن»؛ یعنی صار‌ إلی آخر أمره<ref>مقاییس اللغه، ج‌۱، ص‌۱۵۹</ref>؛ همچنین «آل‌ الشراب» وقتی گفته می‌شود که شراب به غلظت مطلوب خود رسیده باشد، به طوری که بالاترین درجه سُکر را داشته باشد<ref>تهذیب اللغه، ج‌۱۵، ص‌۴۴۰</ref>؛ نیز وقتی جسمِ شخصی به نهایت ضعف می‌رسد و نحیف می‌گردد گفته می‌شود: «آل‌ جِسمُ‌الرجل»<ref>مقاییس اللغه، ج‌۱، ص‌۱۶۰</ref>. ایاله به معنای سیاست کردن نیز از همین باب است<ref>مقاییس اللغه، ج‌۱، ص‌۱۶۰</ref>، زیرا در سیاست کردن، هدفِ نهایی و مطلوبی در نظر گرفته می‌شود که فرد را با تربیت و اصلاح به آن سمت سوق می‌دهند<ref>مفردات، ص‌۹۹، «اول»</ref>. وقتی گفته می‌شود: «آل الرّجلُ رعیتَه»، یعنی به نیکویی رعیت خود را سیاست و‌ اصلاح کرد<ref>مقاییس اللغه، ج‌۱، ص‌۱۶۰؛ الصحاح، ج‌۴، ص‌۱۶۲۸، «اول»</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/10.htm [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۸۹]</ref>.
*[[طبرسی]] می‌گوید: اصل تأویل مرجع و مصیر است و عرب وقتی به انتهای شئ می‌رسد می‌گوید: {{عربی|"تأوّل‌الشی‏‏‏‏‏‏"}}<ref>مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۷۰۰؛ قانون تفسیر، ص‌۳۳</ref>. کاربردهای فعلی این واژه نیز این معنا را تأیید می‌کنند. عرب هنگامی که شیر، سفت می‌شود و می‌بندد می‌گوید: «آل اللبن»؛ یعنی صار‌ إلی آخر أمره<ref>مقاییس اللغه، ج‌۱، ص‌۱۵۹</ref>؛ همچنین «آل‌ الشراب» وقتی گفته می‌شود که شراب به غلظت مطلوب خود رسیده باشد، به طوری که بالاترین درجه سُکر را داشته باشد<ref>تهذیب اللغه، ج‌۱۵، ص‌۴۴۰</ref>؛ نیز وقتی جسمِ شخصی به نهایت ضعف می‌رسد و نحیف می‌گردد گفته می‌شود: «آل‌ جِسمُ‌الرجل»<ref>مقاییس اللغه، ج‌۱، ص‌۱۶۰</ref>. ایاله به معنای سیاست کردن نیز از همین باب است<ref>مقاییس اللغه، ج‌۱، ص‌۱۶۰</ref>، زیرا در سیاست کردن، هدفِ نهایی و مطلوبی در نظر گرفته می‌شود که فرد را با تربیت و اصلاح به آن سمت سوق می‌دهند<ref>مفردات، ص‌۹۹، «اول»</ref>. وقتی گفته می‌شود: «آل الرّجلُ رعیتَه»، یعنی به نیکویی رعیت خود را سیاست و‌ اصلاح کرد<ref>مقاییس اللغه، ج‌۱، ص‌۱۶۰؛ الصحاح، ج‌۴، ص‌۱۶۲۸، «اول»</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/10.htm [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۸۹]</ref>.
*با این حال، مطابق نقل [[فیروز آبادی]]، همه لغت‌شناسان در اینکه تأویل از «اَوْل» به معنای «انتها و فرجام» مشتق شده باشد اتفاق نظر ندارند؛ برخی می‌گویند: از «اوّل» اشتقاق یافته که در آن صورت تأویل کلام به معنای بازگرداندن سخن به اوّل آن "غرض گوینده" است و برخی گفته‌اند که از «مآل» مشتق شده که در این صورت به معنای عاقبت و مرجع است<ref>بصائر ذوی التمییز، ج‌۱، ص‌۷۹</ref>. خود  وی در جمع بین این دو قول می‌گوید: این دو قول در عمل به هم نزدیک هستند و از این رو گفته‌اند که {{عربی|" اَوَّلُ غَرَضِ الْحَکیمِ آخِرُ فِعْلِهِ ‏‏‏‏‏‏"}}<ref>بصائر ذوی التمییز، ج‌۱، ص‌۷۹</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/10.htm [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۹۰]</ref>.
*با این حال، مطابق نقل [[فیروز آبادی]]، همه لغت‌شناسان در اینکه تأویل از «اَوْل» به معنای «انتها و فرجام» مشتق شده باشد اتفاق نظر ندارند؛ برخی می‌گویند: از «اوّل» اشتقاق یافته که در آن صورت تأویل کلام به معنای بازگرداندن سخن به اوّل آن "غرض گوینده" است و برخی گفته‌اند که از «مآل» مشتق شده که در این صورت به معنای عاقبت و مرجع است<ref>بصائر ذوی التمییز، ج‌۱، ص‌۷۹</ref>. خود  وی در جمع بین این دو قول می‌گوید: این دو قول در عمل به هم نزدیک هستند و از این رو گفته‌اند که {{عربی|" اَوَّلُ غَرَضِ الْحَکیمِ آخِرُ فِعْلِهِ ‏‏‏‏‏‏"}}<ref>بصائر ذوی التمییز، ج‌۱، ص‌۷۹</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/10.htm [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۹۰]</ref>.
*با توجه به سخن مشهور لغویان که تأویل را از «اَوْل» به معنای نهایت و غایت گرفته‌اند، این واژه در حالت وصفی، به معنای «منتها» و «غایت» و در حالت مصدری به معنای «بازگرداندن امری به غایت آن» است؛ اما باید توجه داشت که غایت هر چیزی با توجه به موارد کاربرد متفاوت است و در همه مواردِ کاربرد، نوعی حرکت و صیرورت به چشم می‌خورد؛ صیرورتی که نقطه آغاز و نقطه پایانی دارد<ref>جامع البیان، ج‌۳، ص‌۲۵۰ ـ ۲۵۱</ref>. این  صیرورت را می‌توان به طور کلی دو قسم دانست: صیرورت در مقام علم و صیرورت در مقام واقع. به نظر می‌رسد که [[راغب اصفهانی]] در تنویع غایت در کاربرد تأویل به همین نکته نظر دارد که در تعریف تأویل می‌گوید: تأویل بازگرداندن چیزی به غایتی است که از آن قصد شده است؛ غایت از نظر علم باشد یا از نظر فعل<ref>{{عربی|اندازه=120%|"هو ردّ الشئ إلی الغایة المرادة منه علماً  کان أو فعلا ‏‏‏‏‏‏"}}؛ مفردات، ص۹۹، «اول»؛ بصائر ذوی‌التمییز، ج‌۲، ص‌۲۹۲</ref>. با توجه به تفاوت این دو نوع غایت است که برخی معاصران گفته‌اند که تأویل دو معنا  دارد: بازگشت به اصل و رسیدن به غایت، و در بیان وجه جامع بین این دو معنا گفته‌اند: تأویل عبارت است از حرکت شیء یا پدیده‌ای در جهتِ بازگشت به اصل و ریشه‌اش یا در جهت رسیدن به غایت و عاقبت آن<ref>معنای متن، ص‌۳۸۲</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/10.htm [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۹۰]</ref>.
*با توجه به سخن مشهور لغویان که تأویل را از «اَوْل» به معنای نهایت و غایت گرفته‌اند، این واژه در حالت وصفی، به معنای «منتها» و «غایت» و در حالت مصدری به معنای «بازگرداندن امری به غایت آن» است؛ اما باید توجه داشت که غایت هر چیزی با توجه به موارد کاربرد متفاوت است و در همه مواردِ کاربرد، نوعی حرکت و صیرورت به چشم می‌خورد؛ صیرورتی که نقطه آغاز و نقطه پایانی دارد<ref>جامع البیان، ج‌۳، ص‌۲۵۰ ـ ۲۵۱</ref>. این  صیرورت را می‌توان به طور کلی دو قسم دانست: صیرورت در مقام علم و صیرورت در مقام واقع. به نظر می‌رسد که [[راغب اصفهانی]] در تنویع غایت در کاربرد تأویل به همین نکته نظر دارد که در تعریف تأویل می‌گوید: تأویل بازگرداندن چیزی به غایتی است که از آن قصد شده است؛ غایت از نظر علم باشد یا از نظر فعل<ref>{{عربی|"هو ردّ الشئ إلی الغایة المرادة منه علماً  کان أو فعلا ‏‏‏‏‏‏"}}؛ مفردات، ص۹۹، «اول»؛ بصائر ذوی‌التمییز، ج‌۲، ص‌۲۹۲</ref>. با توجه به تفاوت این دو نوع غایت است که برخی معاصران گفته‌اند که تأویل دو معنا  دارد: بازگشت به اصل و رسیدن به غایت، و در بیان وجه جامع بین این دو معنا گفته‌اند: تأویل عبارت است از حرکت شیء یا پدیده‌ای در جهتِ بازگشت به اصل و ریشه‌اش یا در جهت رسیدن به غایت و عاقبت آن<ref>معنای متن، ص‌۳۸۲</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/10.htm [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۹۰]</ref>.
*برای روشن‌تر شدن موضوع، به تبیین معنای کاربردی تأویل در مورد قول، عمل و رؤیا، با توجه به این دو نوع غایت علمی و فعلی می‌پردازیم. وقتی تأویل را نسبت به «قول» به کار می‌بریم، گاهی به مقصودِ گوینده از قول توجه داریم و گاه به مقصدِ خود قول. وقتی کسی درصدد فهم مقصود گوینده از کلام است، صیرورت در مقام علم است. در این صورت، نقطه آغاز برای مخاطب، سخن گوینده است و او از این نقطه به سمت عالَمِ ذهن و اراده گوینده حرکت می‌کند تا قصد او را از گفتارش دریابد. این کار، تأویل به معنای مصدری است و در این مسیر هر چیزی را که مورد قصد گوینده قرار گرفته یا در ضمن قصد او باشد، جزو تأویل به معنای وصفی است. درباره این کاربرد از تأویل است که برخی لغویان گفته‌اند: تأویل، معنا و تفسیر به یک معناست<ref>لسان العرب، ج‌۱، ص‌۲۶۴، «اول»</ref>؛ همچنین لغویانی چون فیروزآبادی و زبیدی که گفته‌اند: {{عربی|" اَوَّلَهُ تأویلا یعنی فَسَّرَه ‏‏‏‏‏‏"}}، به این کاربرد اشاره دارند<ref>القاموس المحیط، ج‌۲، ص‌۱۲۷۵؛ تاج العروس، ج‌۱۴، ص۳۲، «اول»</ref>؛ اما گاهی تأویل را به کلام نسبت می‌دهند؛ ولی سیر صیرورت با آنچه در بالا آمد متفاوت است. این بار خودِ کلام است که صیرورت دارد و در ظرفی زمانی تحقق می‌یابد. در این صورت، تأویل کلام، همان ظرف استقرار کلام است. اخبار مربوط به آینده، وعده‌ها و وعیدها، در صورتی که صادق باشند، دارای یک ظرف استقرار هستند که همان تأویل آنها به شمار می‌آید. قرآن‌ کریم نیز در مورد خبرها می‌گوید: {{متن قرآن|لِّكُلِّ نَبَإٍ مُّسْتَقَرٌّ وَسَوْفَ تَعْلَمُونَ }} <ref> هر خبر را قرارگاهی  است و زودا که بدانید؛ سوره انعام، آیه: ۶۷.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/10.htm [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۹۰]</ref>.
*برای روشن‌تر شدن موضوع، به تبیین معنای کاربردی تأویل در مورد قول، عمل و رؤیا، با توجه به این دو نوع غایت علمی و فعلی می‌پردازیم. وقتی تأویل را نسبت به «قول» به کار می‌بریم، گاهی به مقصودِ گوینده از قول توجه داریم و گاه به مقصدِ خود قول. وقتی کسی درصدد فهم مقصود گوینده از کلام است، صیرورت در مقام علم است. در این صورت، نقطه آغاز برای مخاطب، سخن گوینده است و او از این نقطه به سمت عالَمِ ذهن و اراده گوینده حرکت می‌کند تا قصد او را از گفتارش دریابد. این کار، تأویل به معنای مصدری است و در این مسیر هر چیزی را که مورد قصد گوینده قرار گرفته یا در ضمن قصد او باشد، جزو تأویل به معنای وصفی است. درباره این کاربرد از تأویل است که برخی لغویان گفته‌اند: تأویل، معنا و تفسیر به یک معناست<ref>لسان العرب، ج‌۱، ص‌۲۶۴، «اول»</ref>؛ همچنین لغویانی چون فیروزآبادی و زبیدی که گفته‌اند: {{عربی|" اَوَّلَهُ تأویلا یعنی فَسَّرَه ‏‏‏‏‏‏"}}، به این کاربرد اشاره دارند<ref>القاموس المحیط، ج‌۲، ص‌۱۲۷۵؛ تاج العروس، ج‌۱۴، ص۳۲، «اول»</ref>؛ اما گاهی تأویل را به کلام نسبت می‌دهند؛ ولی سیر صیرورت با آنچه در بالا آمد متفاوت است. این بار خودِ کلام است که صیرورت دارد و در ظرفی زمانی تحقق می‌یابد. در این صورت، تأویل کلام، همان ظرف استقرار کلام است. اخبار مربوط به آینده، وعده‌ها و وعیدها، در صورتی که صادق باشند، دارای یک ظرف استقرار هستند که همان تأویل آنها به شمار می‌آید. قرآن‌ کریم نیز در مورد خبرها می‌گوید: {{متن قرآن|لِّكُلِّ نَبَإٍ مُّسْتَقَرٌّ وَسَوْفَ تَعْلَمُونَ }} <ref> هر خبر را قرارگاهی  است و زودا که بدانید؛ سوره انعام، آیه: ۶۷.</ref><ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/10.htm [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۹۰]</ref>.
*تحلیل بالا در مورد کاربرد تأویل نسبت به رؤیا و فعل نیز صادق است؛ گاهی می‌گوییم: شخصی تأویل رؤیا می‌داند. در اینجا شخص مُؤَوِّل (مُعَبِّر) از یک رؤیا ـ که طبق فرض رؤیایی نمادین است ـ آغاز می‌کند و به سمت مبدأ این رؤیا، که عالم غیب است، حرکت می‌کند و حقیقت این رؤیا را در ظرف حقیقی آن مشاهده می‌کند. این عمل مُعَبِّر، تأویل رؤیا (به معنای مصدری) است که در آن غایتِ علمی مورد نظر است؛ امّا گاهی تأویل نسبت به رؤیا به کار می‌رود و دیگر معبِّر و علم به حقیقت ماورایی رؤیا را منظور نمی‌کنیم، بلکه خود رؤیا در مسیر زمان صیرورت می‌یابد تا به ظرف استقرار خود برسد. در این صورت، به آنچه تحقق یافته، تأویلِ رؤیا (به معنای وصفی) گفته می‌شود<ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/10.htm [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۹۱]</ref>.
*تحلیل بالا در مورد کاربرد تأویل نسبت به رؤیا و فعل نیز صادق است؛ گاهی می‌گوییم: شخصی تأویل رؤیا می‌داند. در اینجا شخص مُؤَوِّل (مُعَبِّر) از یک رؤیا ـ که طبق فرض رؤیایی نمادین است ـ آغاز می‌کند و به سمت مبدأ این رؤیا، که عالم غیب است، حرکت می‌کند و حقیقت این رؤیا را در ظرف حقیقی آن مشاهده می‌کند. این عمل مُعَبِّر، تأویل رؤیا (به معنای مصدری) است که در آن غایتِ علمی مورد نظر است؛ امّا گاهی تأویل نسبت به رؤیا به کار می‌رود و دیگر معبِّر و علم به حقیقت ماورایی رؤیا را منظور نمی‌کنیم، بلکه خود رؤیا در مسیر زمان صیرورت می‌یابد تا به ظرف استقرار خود برسد. در این صورت، به آنچه تحقق یافته، تأویلِ رؤیا (به معنای وصفی) گفته می‌شود<ref>[http://www.maarefquran.com/maarefLibrary/templates/farsi/dmaarefbooks/Books/7/10.htm [[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، دائرة المعارف قرآن کریم، ج ۷، ص ۹۱]</ref>.
خط ۴۴: خط ۴۴:
*در سه مورد دیگر معنای «کلام» اراده نشده است، بلکه مراد از آن استقرار کلام در غایت فعلی آن است. در آیات ۵۲ ـ ۵۳ سوره اعراف دوبار واژه تأویله آمده که ضمیر آن به کتاب (= قرآن) باز می‌گردد. در این آیات، روز قیامت، زمان فرا‌رسیدن تأویل قرآن معرفی شده است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ جِئْنَاهُم بِكِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَى عِلْمٍ هُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِن قَبْلُ قَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ فَهَل لَّنَا مِن شُفَعَاء فَيَشْفَعُواْ لَنَا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ }} <ref> و به راستی برای آنان کتابی آوردیم، آن را با دانشی (گسترده) روشن داشتیم که رهنمود و بخشایشی است برای گروهی که ایمان دارند. آیا جز فرجام آن را چشم می‌دارند ، روزی که فرجام آن برسد آنان که پیش‌تر آن را فراموش کرده بودند می‌گویند: فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند؛ آیا ما میانجی‌هایی داریم تا برای ما میانجیگری کنند یا باز گردانده می‌شویم تا جز آن کنیم که پیش‌تر می‌کردیم؟ بی‌گمان (اینان) به خود زیان رساندند و آنچه دروغ می‌بافتند از (چشم) آنان ناپدید شده است؛ سوره اعراف، آیه: ۵۲ -۵۳.</ref>. گفتنی است که مراد از کتاب با توجه به آیات قبل و بعد که درباره قیامت است، وعده‌ها و وعیدهای قرآن است و مراد از تأویل آنها، تحقق و وقوع وعده‌ها و وعیدهای قرآن در روز جزاست<ref>جامع‌البیان، ج‌۸، ص‌۲۶۵؛ تفسیرابن کثیر، ج‌۲، ص‌۲۲۹</ref>.
*در سه مورد دیگر معنای «کلام» اراده نشده است، بلکه مراد از آن استقرار کلام در غایت فعلی آن است. در آیات ۵۲ ـ ۵۳ سوره اعراف دوبار واژه تأویله آمده که ضمیر آن به کتاب (= قرآن) باز می‌گردد. در این آیات، روز قیامت، زمان فرا‌رسیدن تأویل قرآن معرفی شده است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ جِئْنَاهُم بِكِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَى عِلْمٍ هُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِن قَبْلُ قَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ فَهَل لَّنَا مِن شُفَعَاء فَيَشْفَعُواْ لَنَا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ }} <ref> و به راستی برای آنان کتابی آوردیم، آن را با دانشی (گسترده) روشن داشتیم که رهنمود و بخشایشی است برای گروهی که ایمان دارند. آیا جز فرجام آن را چشم می‌دارند ، روزی که فرجام آن برسد آنان که پیش‌تر آن را فراموش کرده بودند می‌گویند: فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند؛ آیا ما میانجی‌هایی داریم تا برای ما میانجیگری کنند یا باز گردانده می‌شویم تا جز آن کنیم که پیش‌تر می‌کردیم؟ بی‌گمان (اینان) به خود زیان رساندند و آنچه دروغ می‌بافتند از (چشم) آنان ناپدید شده است؛ سوره اعراف، آیه: ۵۲ -۵۳.</ref>. گفتنی است که مراد از کتاب با توجه به آیات قبل و بعد که درباره قیامت است، وعده‌ها و وعیدهای قرآن است و مراد از تأویل آنها، تحقق و وقوع وعده‌ها و وعیدهای قرآن در روز جزاست<ref>جامع‌البیان، ج‌۸، ص‌۲۶۵؛ تفسیرابن کثیر، ج‌۲، ص‌۲۲۹</ref>.
*در سوره یونس نیز واژه تأویل کاربردی شبیه همین کاربرد دارد؛ در این سوره، پس از بیان و ردّ سخن مشرکان که قرآن را غیر الهی دانسته‌اند آمده است: {{متن قرآن|بَلْ كَذَّبُواْ بِمَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ }} <ref> بلکه آنچه را که به دانش آن چیرگی نداشتند و هنوز تأویل آن به آنان نرسیده است دروغ شمردند؛ سوره یونس، آیه: ۳۹.</ref>. ضمیر در {{متن قرآن|تَأْوِيلُهُ }} به «ما» در {{متن قرآن|مَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِ}} بازمی‌گردد که با توجه به سیاق، مفسّران مراد از آن را قرآن، اخبار قرآن از بهشت و جهنم و وعده‌ها و وعیدهای قرآن تفسیر کرده‌اند<ref>روح المعانی، ج‌۱۱، ۱۷۵</ref>. طبق این نظر، مراد از تأویل، تحقق مفاد آیات قرآن در مورد بهشت و جهنم یا تحقق مطلقِ پیشگوییهای قرآن درباره امور آینده است. البته طبق نظر دیگری، مراد از {{متن قرآن|مَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِ}} آیات قرآن است که در آن صورت می‌توان مراد از تأویل را معنای حقیقی این آیات دانست<ref>المیزان، ج‌۱۰، ص‌۶۶</ref>، از این رو برخی عبارت {{متن قرآن|وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ }} را به «لم یکن معهم علم تأویله» معنا کرده‌اند<ref>زادالمسیر، ج‌۴، ص‌۳۳</ref>. و با این معنا، تأویل را معادل تفسیر، یعنی غایت علمی آیات قرآن دانسته‌اند<ref>البحرالمحیط، ج‌۶، ص‌۵۹؛ تفسیرابن‌کثیر، ج‌۲، ص‌۴۳۳</ref>.
*در سوره یونس نیز واژه تأویل کاربردی شبیه همین کاربرد دارد؛ در این سوره، پس از بیان و ردّ سخن مشرکان که قرآن را غیر الهی دانسته‌اند آمده است: {{متن قرآن|بَلْ كَذَّبُواْ بِمَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ }} <ref> بلکه آنچه را که به دانش آن چیرگی نداشتند و هنوز تأویل آن به آنان نرسیده است دروغ شمردند؛ سوره یونس، آیه: ۳۹.</ref>. ضمیر در {{متن قرآن|تَأْوِيلُهُ }} به «ما» در {{متن قرآن|مَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِ}} بازمی‌گردد که با توجه به سیاق، مفسّران مراد از آن را قرآن، اخبار قرآن از بهشت و جهنم و وعده‌ها و وعیدهای قرآن تفسیر کرده‌اند<ref>روح المعانی، ج‌۱۱، ۱۷۵</ref>. طبق این نظر، مراد از تأویل، تحقق مفاد آیات قرآن در مورد بهشت و جهنم یا تحقق مطلقِ پیشگوییهای قرآن درباره امور آینده است. البته طبق نظر دیگری، مراد از {{متن قرآن|مَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِ}} آیات قرآن است که در آن صورت می‌توان مراد از تأویل را معنای حقیقی این آیات دانست<ref>المیزان، ج‌۱۰، ص‌۶۶</ref>، از این رو برخی عبارت {{متن قرآن|وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ }} را به «لم یکن معهم علم تأویله» معنا کرده‌اند<ref>زادالمسیر، ج‌۴، ص‌۳۳</ref>. و با این معنا، تأویل را معادل تفسیر، یعنی غایت علمی آیات قرآن دانسته‌اند<ref>البحرالمحیط، ج‌۶، ص‌۵۹؛ تفسیرابن‌کثیر، ج‌۲، ص‌۴۳۳</ref>.
*در روایات نیز تأویل قرآن به معنای تحقق مفاد آیات و گزارشهای قرآن آمده است که مؤید کاربرد تأویل به معنای غایت فعلی کلام است. در روایتی آمده است که [[پیامبر‌ اکرم]]{{صل}} درباره آیه {{متن قرآن|قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَابًا }} <ref> بگو: او تواناست که عذابی آسمانی یا زمینی بر شما برانگیزد؛ سوره انعام، آیه: ۶۵.</ref>. فرمود: این امر به وقوع خواهد پیوست؛ ولی هنوز تأویل آن نیامده (واقع نشده) است<ref>سنن الترمذی، ج‌۴، ص‌۳۲۷</ref>. در سخنی از عایشه نیز آمده است که گفت:[[پیامبر]]{{صل}} فراوان در رکوع و سجودشان می‌گفتند: {{عربی|" سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا وَ بِحَمْدِك‏‏ ‏‏‏‏‏‏"}} و بدین وسیله اوامر قرآن را محقق می‌ساختند<ref>{{عربی|اندازه=120%|"کان رَسولُ اللّهِ یکثِرُ اَنْ یقُولَ فِی رُکوعِهِ و سُجُودِهِ: سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا وَ بِحَمْدِك، اللّهُمَّ اغْفِرلِی، یتَأوّل القرآن"}}؛ صحیح‌البخاری، ج۶، ص‌۵۰؛ صحیح مسلم، سنوسی، ج‌۲، ص‌۳۷۴</ref>. سخن عایشه: «یتأوّل القرآن» بدین معناست که [[رسول خدا]]{{صل}} به فرمان الهی در سوره نصر: {{متن قرآن|فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ }} <ref> آنگاه، با سپاس، پروردگارت را به پاکی بستای؛ سوره نصر، آیه: ۳.</ref>. عمل کرده، آنها را تحقق می‌بخشیدند. [[نَوَوِی]] نیز در شرح این عبارت می‌گوید: [[پیامبر]]{{صل}} به آنچه در قرآن بدان مأمور شده بود عمل می‌کرد<ref>صحیح مسلم، نووی، ج‌۴، ص‌۲۰۱</ref>. [[شیخ صدوق]] از [[امام صادق]]{{ع}} روایت کرده است که آن حضرت درباره آیه {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ  }} <ref> اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دین‌ها برتری دهد؛ سوره فتح، آیه: ۲۸.</ref>. فرمود: به خدا سوگند هنوز تأویل این آیه واقع نشده است، و تأویل آن واقع نخواهد شد تا آنکه [[قائم آل‌ محمد]]{{ع}} ظهور کند<ref>{{عربی|اندازه=120%|" وَ اللَّهِ مَا نَزَلَ تَأْوِيلُهَا بَعْدُ وَ لَا يَنْزِلُ‏ تَأْوِيلُهَا حَتَّى‏ يَخْرُجَ‏ الْقَائِم‏ ‏‏‏‏‏‏"}}؛ کمال الدین، ص‌۶۷۰.</ref>. روشن است که عبارت {{عربی|اندازه=120%|" مَا نَزَلَ تَأْوِيلُهَا بَعْدُ‏‏‏‏‏‏"}} به معنای این است که تأویل آن واقع نشده و پس از ظهور [[امام عصر]]{{ع}}  تحقق خواهد یافت.
*در روایات نیز تأویل قرآن به معنای تحقق مفاد آیات و گزارشهای قرآن آمده است که مؤید کاربرد تأویل به معنای غایت فعلی کلام است. در روایتی آمده است که [[پیامبر‌ اکرم]]{{صل}} درباره آیه {{متن قرآن|قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَابًا }} <ref> بگو: او تواناست که عذابی آسمانی یا زمینی بر شما برانگیزد؛ سوره انعام، آیه: ۶۵.</ref>. فرمود: این امر به وقوع خواهد پیوست؛ ولی هنوز تأویل آن نیامده (واقع نشده) است<ref>سنن الترمذی، ج‌۴، ص‌۳۲۷</ref>. در سخنی از عایشه نیز آمده است که گفت:[[پیامبر]]{{صل}} فراوان در رکوع و سجودشان می‌گفتند: {{عربی|" سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا وَ بِحَمْدِك‏‏ ‏‏‏‏‏‏"}} و بدین وسیله اوامر قرآن را محقق می‌ساختند<ref>{{عربی|"کان رَسولُ اللّهِ یکثِرُ اَنْ یقُولَ فِی رُکوعِهِ و سُجُودِهِ: سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا وَ بِحَمْدِك، اللّهُمَّ اغْفِرلِی، یتَأوّل القرآن"}}؛ صحیح‌البخاری، ج۶، ص‌۵۰؛ صحیح مسلم، سنوسی، ج‌۲، ص‌۳۷۴</ref>. سخن عایشه: «یتأوّل القرآن» بدین معناست که [[رسول خدا]]{{صل}} به فرمان الهی در سوره نصر: {{متن قرآن|فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ }} <ref> آنگاه، با سپاس، پروردگارت را به پاکی بستای؛ سوره نصر، آیه: ۳.</ref>. عمل کرده، آنها را تحقق می‌بخشیدند. [[نَوَوِی]] نیز در شرح این عبارت می‌گوید: [[پیامبر]]{{صل}} به آنچه در قرآن بدان مأمور شده بود عمل می‌کرد<ref>صحیح مسلم، نووی، ج‌۴، ص‌۲۰۱</ref>. [[شیخ صدوق]] از [[امام صادق]]{{ع}} روایت کرده است که آن حضرت درباره آیه {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ  }} <ref> اوست که پیامبرش را با رهنمود و دین راستین فرستاد تا آن را بر همه دین‌ها برتری دهد؛ سوره فتح، آیه: ۲۸.</ref>. فرمود: به خدا سوگند هنوز تأویل این آیه واقع نشده است، و تأویل آن واقع نخواهد شد تا آنکه [[قائم آل‌ محمد]]{{ع}} ظهور کند<ref>{{عربی|" وَ اللَّهِ مَا نَزَلَ تَأْوِيلُهَا بَعْدُ وَ لَا يَنْزِلُ‏ تَأْوِيلُهَا حَتَّى‏ يَخْرُجَ‏ الْقَائِم‏ ‏‏‏‏‏‏"}}؛ کمال الدین، ص‌۶۷۰.</ref>. روشن است که عبارت {{عربی|" مَا نَزَلَ تَأْوِيلُهَا بَعْدُ‏‏‏‏‏‏"}} به معنای این است که تأویل آن واقع نشده و پس از ظهور [[امام عصر]]{{ع}}  تحقق خواهد یافت.
*نتیجه‌ای که از بررسی همه موارد تأویل در قرآن به دست می‌آید آن است که واژه تأویل در همه موارد کاربرد در قرآن در معنای غیر مصدری (وصفی) به کار رفته است و مراد از آن، غایتی است که از موضوع مورد نظر اراده شده است. این غایت به حسب سیاق، گاهی غایتی علمی و گاهی غایتی فعلی است. غایت علمی در مورد کلام، مقصود متکلم و در مورد فعل، غرض و انگیزه فاعل، و در مورد رؤیا، حقیقت رؤیا در عالم غیب است. غایتِ فعلی در مورد کلام، تحقق در ظرفِ استقرار زمانی، و در مورد فعل، فرجام و عاقبتِ آن، و در مورد رؤیا تحققِ حقیقت رؤیا در عالم خارج‌است.
*نتیجه‌ای که از بررسی همه موارد تأویل در قرآن به دست می‌آید آن است که واژه تأویل در همه موارد کاربرد در قرآن در معنای غیر مصدری (وصفی) به کار رفته است و مراد از آن، غایتی است که از موضوع مورد نظر اراده شده است. این غایت به حسب سیاق، گاهی غایتی علمی و گاهی غایتی فعلی است. غایت علمی در مورد کلام، مقصود متکلم و در مورد فعل، غرض و انگیزه فاعل، و در مورد رؤیا، حقیقت رؤیا در عالم غیب است. غایتِ فعلی در مورد کلام، تحقق در ظرفِ استقرار زمانی، و در مورد فعل، فرجام و عاقبتِ آن، و در مورد رؤیا تحققِ حقیقت رؤیا در عالم خارج‌است.
*درباره معنای تأویل در قرآن‌ کریم دیدگاههای دیگری نیز از سوی صاحب نظران بیان شده است؛ [[علامه طباطبایی]] با توجه به حوزه‌های مختلف کاربرد تأویل در قرآن، بر آن است که در عرف قرآن تأویل حقیقتی است که هر چیزی متضمن آن، و وجودش مبتنی بر آن و برگشتش به آن است؛ مانند تأویل خواب، که به معنای تعبیر آن در عالم خارج است و تأویل حکم، که همان ملاک آن است «مصلحت واقعی که حکم از آن ناشی شده و سپس بر عمل به آن حکم مترتب می‌شود»، و تأویل فعل، که عبارت از مصلحت و غایت حقیقی آن مانند رجوع ضرب به تأدیب و رجوع رگ زدن به معالجه و تأویل واقعه که علت واقعی آن است <ref>المیزان، ج‌۳، ص۲۳ ـ ۲۹؛ ج۱۳، ص‌۳۴۹</ref>.
*درباره معنای تأویل در قرآن‌ کریم دیدگاههای دیگری نیز از سوی صاحب نظران بیان شده است؛ [[علامه طباطبایی]] با توجه به حوزه‌های مختلف کاربرد تأویل در قرآن، بر آن است که در عرف قرآن تأویل حقیقتی است که هر چیزی متضمن آن، و وجودش مبتنی بر آن و برگشتش به آن است؛ مانند تأویل خواب، که به معنای تعبیر آن در عالم خارج است و تأویل حکم، که همان ملاک آن است «مصلحت واقعی که حکم از آن ناشی شده و سپس بر عمل به آن حکم مترتب می‌شود»، و تأویل فعل، که عبارت از مصلحت و غایت حقیقی آن مانند رجوع ضرب به تأدیب و رجوع رگ زدن به معالجه و تأویل واقعه که علت واقعی آن است <ref>المیزان، ج‌۳، ص۲۳ ـ ۲۹؛ ج۱۳، ص‌۳۴۹</ref>.