جز
جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص'
جز (جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص') برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
|||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
#دومین [[وظیفه]] [[مسلمانان]] اقامه [[امام]] و برنشاندن او بر مسند [[حاکمیت]] است. یکی از باورهای [[شیعی]] برگرفته از [[روایات نبوی]] چنین است: [[صاحب]] [[حق]] [[امامت]] موظف نیست [[امت]] را به سوی خود فراخواند و برای به دست گرفتن [[حکومت]] ولو آنکه [[مردم]] نخواهند تکاپو کند، بلکه این امتاند که موظفاند در پی [[شناخت امام]] حقیقی به سراغ او بروند و از او [[دعوت]] کنند که سایه امامتش را بر سر ایشان بگستراند. این اصل [[اعتقادی]] با [[تشبیه]] [[امام]] به [[کعبه]] که باید به سراغش رفت و بر او نیست که به سراغ [[مردم]] برود، در [[روایات]] دینی انعکاس یافته است. همین مفهوم در چند موضع از [[نهج البلاغه]] نیز بازتاب یافته است. آن [[حضرت]] فرمودهاند که ما را حقی است که اگر به ما داده شود آن را میپذیریم و اگر نه، [[شکیبایی]] پیشه میکنیم، هر چند که [[شام]] شکیب به درازا بکشد<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۱</ref>. آن [[حضرت]] ضمن بیان گزارشی از غصب [[حق]] ایشان در [[امامت]] و [[شکیبایی]] طولانیشان بر دست به دست شدن [[امارت]] در میان کسانی که [[شایسته]] آن نبودند، بیان میدارند که اگر امروز نیز حضور مردمی که ایشان را به صدرنشینی در [[حکومت]] فرامیخوانند نبود و اگر پیمانی نبود که [[خدا]] از [[عالمان]] گرفته تا در برابر سیری [[ظالمان]] و [[گرسنگی]] [[مظلومان]] [[سکوت]] [[اختیار]] نکنند، به اجتناب از ورود به عرصه [[سیاست]] ادامه میدادم<ref>نهج البلاغه، خطبه ۳</ref>. همچنین در چند موضع دیگر به بیرغبتی خود در ذات [[دنیا]] و [[حکومت]] دنیوی اشاره و تصریح کردهاند که [[دعوت]] مصرّانه [[مردم]] از حضرتش بود که ایشان را به بر عهده گرفتن کار [[امامت]] متقاعد ساخت<ref>خطبههای ۵۴، ۲۳۹، ۱۳۷ و ۹۲</ref>. این معنا در احتجاجات [[امام]] با [[طلحه]] و [[زبیر]] نیز انعکاس یافته است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۰۵ و نامه ۵۴</ref>. | #دومین [[وظیفه]] [[مسلمانان]] اقامه [[امام]] و برنشاندن او بر مسند [[حاکمیت]] است. یکی از باورهای [[شیعی]] برگرفته از [[روایات نبوی]] چنین است: [[صاحب]] [[حق]] [[امامت]] موظف نیست [[امت]] را به سوی خود فراخواند و برای به دست گرفتن [[حکومت]] ولو آنکه [[مردم]] نخواهند تکاپو کند، بلکه این امتاند که موظفاند در پی [[شناخت امام]] حقیقی به سراغ او بروند و از او [[دعوت]] کنند که سایه امامتش را بر سر ایشان بگستراند. این اصل [[اعتقادی]] با [[تشبیه]] [[امام]] به [[کعبه]] که باید به سراغش رفت و بر او نیست که به سراغ [[مردم]] برود، در [[روایات]] دینی انعکاس یافته است. همین مفهوم در چند موضع از [[نهج البلاغه]] نیز بازتاب یافته است. آن [[حضرت]] فرمودهاند که ما را حقی است که اگر به ما داده شود آن را میپذیریم و اگر نه، [[شکیبایی]] پیشه میکنیم، هر چند که [[شام]] شکیب به درازا بکشد<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۱</ref>. آن [[حضرت]] ضمن بیان گزارشی از غصب [[حق]] ایشان در [[امامت]] و [[شکیبایی]] طولانیشان بر دست به دست شدن [[امارت]] در میان کسانی که [[شایسته]] آن نبودند، بیان میدارند که اگر امروز نیز حضور مردمی که ایشان را به صدرنشینی در [[حکومت]] فرامیخوانند نبود و اگر پیمانی نبود که [[خدا]] از [[عالمان]] گرفته تا در برابر سیری [[ظالمان]] و [[گرسنگی]] [[مظلومان]] [[سکوت]] [[اختیار]] نکنند، به اجتناب از ورود به عرصه [[سیاست]] ادامه میدادم<ref>نهج البلاغه، خطبه ۳</ref>. همچنین در چند موضع دیگر به بیرغبتی خود در ذات [[دنیا]] و [[حکومت]] دنیوی اشاره و تصریح کردهاند که [[دعوت]] مصرّانه [[مردم]] از حضرتش بود که ایشان را به بر عهده گرفتن کار [[امامت]] متقاعد ساخت<ref>خطبههای ۵۴، ۲۳۹، ۱۳۷ و ۹۲</ref>. این معنا در احتجاجات [[امام]] با [[طلحه]] و [[زبیر]] نیز انعکاس یافته است<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۰۵ و نامه ۵۴</ref>. | ||
#سومین [[وظیفه]] [[مسلمانان]] پس از نشاندن [[امام]] بر مسند [[حکومت]]، پایمردی در [[یاری]] او برای اداره [[جامعه]] است. [[مردم]] با [[اطاعت]] و [[حمایت از امام]]، دست او را در مهارکردن [[ظالمان]] و ستاندن [[حق]] [[مظلومان]] از [[ستمگران]] باز میگذارند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۳۶</ref>. [[ضرورت]] [[اطاعت از امام]] و خیرخواهی خردمندانه برای وی در [[نامه]] کارگزارشان در [[مکه]] بازتاب یافته است<ref>نهج البلاغه، خطبه 33</ref> | #سومین [[وظیفه]] [[مسلمانان]] پس از نشاندن [[امام]] بر مسند [[حکومت]]، پایمردی در [[یاری]] او برای اداره [[جامعه]] است. [[مردم]] با [[اطاعت]] و [[حمایت از امام]]، دست او را در مهارکردن [[ظالمان]] و ستاندن [[حق]] [[مظلومان]] از [[ستمگران]] باز میگذارند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۳۶</ref>. [[ضرورت]] [[اطاعت از امام]] و خیرخواهی خردمندانه برای وی در [[نامه]] کارگزارشان در [[مکه]] بازتاب یافته است<ref>نهج البلاغه، خطبه 33</ref> | ||
<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]؛ ج۱، ص | <ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]؛ ج۱، ص 122-129.</ref>. | ||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||