←مقدمه
(صفحهای تازه حاوی «{{خرد}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; fo...» ایجاد کرد) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
*'''تدّبر'''، [[آیندهنگری]] و عاقبتاندیشی، عبارت است از نگرش [[آدمی]] در [[عاقبت]] کارها، بدین معنا که [[آدمی]] از [[ظواهر]] امور عبور کند و در فرجام آن بیندیشد. از این تعریف چنین برمیآید که تدبر با دو مفهوم [[تعقل]] و [[تفکّر]] رابطهای نزدیک دارد و محصول بهکارگیری درست آن است. | *'''تدّبر'''، [[آیندهنگری]] و عاقبتاندیشی، عبارت است از نگرش [[آدمی]] در [[عاقبت]] کارها، بدین معنا که [[آدمی]] از [[ظواهر]] امور عبور کند و در فرجام آن بیندیشد. از این تعریف چنین برمیآید که تدبر با دو مفهوم [[تعقل]] و [[تفکّر]] رابطهای نزدیک دارد و محصول بهکارگیری درست آن است. | ||
*در تعریف تدبر گفتهاند: عبارت است از نگریستن در پایان کارها و این، نزدیک به [[تفکر]] است، جز اینکه [[تفکر]]، [[تصرف]] [[قلب]] است با نگریستن در [[دلیل]] و تدبر، [[تصرف]] آن است با نگریستن در عواقب. | *در تعریف تدبر گفتهاند: عبارت است از نگریستن در پایان کارها و این، نزدیک به [[تفکر]] است، جز اینکه [[تفکر]]، [[تصرف]] [[قلب]] است با نگریستن در [[دلیل]] و تدبر، [[تصرف]] آن است با نگریستن در عواقب. | ||
[[امام]] {{ع}} [[دوراندیشی]] را حاصل [[خردمندی]]، بلکه [[کمال عقل]] را در تدبر میداند. [[امام]] {{ع}} در سفارش به فرزندش [[محمد بن حنفیه]] او را به تدبر در امور و عاقبتاندیشی [[دعوت]] میکند و در شرححال کسی که بدون تأمّل خود را در امور غوطهور بسازد و نظری به عواقب کارها نداشته باشد، میفرماید: "چنین کسی خود را در معرض ناگواریها سنگین قرار خواهد داد. [[تدبیر]] پیش از عمل [[انسان]] را از پشیمانی [[نجات]] میدهد." [[تاریخ]] نمونههای زیادی از کسانی دارد که بدون [[تدبیر]] و تدبر منشأ مصیبتهای فراوان برای خود و [[جامعه]] شدهاند. یکی از نمونهها [[خوارج نهروان]] هستند. | *[[امام]] {{ع}} [[دوراندیشی]] را حاصل [[خردمندی]]، بلکه [[کمال عقل]] را در تدبر میداند. [[امام]] {{ع}} در سفارش به فرزندش [[محمد بن حنفیه]] او را به تدبر در امور و عاقبتاندیشی [[دعوت]] میکند و در شرححال کسی که بدون تأمّل خود را در امور غوطهور بسازد و نظری به عواقب کارها نداشته باشد، میفرماید: "چنین کسی خود را در معرض ناگواریها سنگین قرار خواهد داد. [[تدبیر]] پیش از عمل [[انسان]] را از پشیمانی [[نجات]] میدهد." [[تاریخ]] نمونههای زیادی از کسانی دارد که بدون [[تدبیر]] و تدبر منشأ مصیبتهای فراوان برای خود و [[جامعه]] شدهاند. یکی از نمونهها [[خوارج نهروان]] هستند. | ||
*[[امام]] {{ع}} در کلامی تفاوت [[مؤمن]] و [[منافق]] و [[میزان]] [[شناخت]] آن دو را از مسائل در عدم تدبر [[منافق]] و [[تدبیر]] [[مؤمن]] میداند: بیشک، زبان [[مؤمن]] در پشت [[قلب]] اوست و [[قلب]] [[منافق]] در پشت زبانش، زیرا [[مؤمن]] پیش از سخن گفتن آن را میسنجد و بررسی میکند، اگر خیر و مفید بود میگوید و اگر شرّ و ناپسند بود [[سکوت]] میکند؛ امّا [[منافق]] هرچه به زبانش آید گوید؛ نمیداند کدام مفید و به [[مصلحت]] است و کدام زیانبخش و مفسدهانگیز<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۷۵</ref>. این مفهوم بهگونهای دیگر نیز مطرح شده است: زبان خردمند آن سوی [[دل]] اوست و [[دل]] بیخرد آن سوی زبانش<ref>نهج البلاغه، حکمت ۳۹</ref>. | *[[امام]] {{ع}} در کلامی تفاوت [[مؤمن]] و [[منافق]] و [[میزان]] [[شناخت]] آن دو را از مسائل در عدم تدبر [[منافق]] و [[تدبیر]] [[مؤمن]] میداند: بیشک، زبان [[مؤمن]] در پشت [[قلب]] اوست و [[قلب]] [[منافق]] در پشت زبانش، زیرا [[مؤمن]] پیش از سخن گفتن آن را میسنجد و بررسی میکند، اگر خیر و مفید بود میگوید و اگر شرّ و ناپسند بود [[سکوت]] میکند؛ امّا [[منافق]] هرچه به زبانش آید گوید؛ نمیداند کدام مفید و به [[مصلحت]] است و کدام زیانبخش و مفسدهانگیز<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۷۵</ref>. این مفهوم بهگونهای دیگر نیز مطرح شده است: زبان خردمند آن سوی [[دل]] اوست و [[دل]] بیخرد آن سوی زبانش<ref>نهج البلاغه، حکمت ۳۹</ref>. | ||
*[[شریف رضی]] در ذیل این [[کلام]] توضیح میدهد: "این از معانی عجیب و شریف است. مراد این است که [[عاقل]] زبان نمیگشاید مگر پس از [[اندیشه]]، [[تفکر]] و [[مشورت]]، ولی بیخرد، سخنان بیهودهاش بر [[فکر]] و تأمل و اندیشهاش پیشی گیرد. گویی زبان [[عاقل]]، تابع [[دل]] اوست و [[دل]] احمق، تابع زبان او." | *[[شریف رضی]] در ذیل این [[کلام]] توضیح میدهد: "این از معانی عجیب و شریف است. مراد این است که [[عاقل]] زبان نمیگشاید مگر پس از [[اندیشه]]، [[تفکر]] و [[مشورت]]، ولی بیخرد، سخنان بیهودهاش بر [[فکر]] و تأمل و اندیشهاش پیشی گیرد. گویی زبان [[عاقل]]، تابع [[دل]] اوست و [[دل]] احمق، تابع زبان او." | ||