جز
جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص'
جز (جایگزینی متن - '</ref><ref>مجتبی تونهای، [[موعودنامه' به '</ref><ref>تونهای، مجتبی، [[موعودنامه') |
جز (جایگزینی متن - '، ص:' به '، ص') |
||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
*بنابراین برای بحث و گفتگو پیرامون مذهبی شدن و یهودی شدن آمریکا میبایست، بر جنبش احیای مذهبی در آمریکا که در بیست و پنج سال آخر قرن بیستم به وقوع پیوست تمرکز نمود و به آن توجه کرد. از سال ۱۹۷۶ ایالات متحده آمریکا شاهد به قدرت رسیدن مسیحیت اصولگرا بود که اصطلاحا "راست مسیحی" یا "مسیحیان راستگرا" نامیده میشدند. این مسئله باعث شد تا هزاران نفر از جوانان آمریکایی به "مسیحیان دوبارهزادهشده" تبدیل شوند و نظرسنجی مؤسسه "گالوپ" آشکار ساخت که پنج و یکسوم آمریکاییها غسل تعمید را دوباره انجام دادند. "مسیحیان دوبارهزادهشده" و پیروان کلیساهای افراطی و تندرو افزایش دوباره انجام دادند. "مسیحیان دوبارهزاده شده" و پیروان کلیساهای افراطی و تندرو افزایش یافت و شبکههای تلویزیونی مذهبی یا "کلیساهای تلویزیونی" تأسیس شدند... این موج به کاخ سفید نیز کشیده شد، به گونهای که رئیسجمهور وقت آمریکا "کارتر" اعلام کرد "مسیحی دوبارهزادهشده" است. به قدرت رسیدن مسیحیت سیاسی و اصولگرا یا به قدرت رسیدن مسیحیت صهیونیسم، بهویژه پس از پیروزی اسرائیل در جنگ ژوئن ۱۹۶۷ و اشغال قدس توسط آن، ارتباط پیدا میکند و این مسئلهای است که مسیحیت صهیونیستی آمریکا آن را تأکیدی بر درستی و راستی پیشگوییهای تورات و مقدمه نزدیک بودن ظهور مسیح تلقی کرد. به این ترتیب مسیحیت صهیونیسم دارای سازمانهای مخصوص به خود شد که وسایل گروههای فشار "لابی" را به خدمت گرفت تا بر افکار عمومی و کنگره آمریکا با هدف تأکید بر مشروع بودن دولت اسرائیل و حمایت اقتصادی و نظامی و سیاسی از آن (بهعنوان فریضهای الهی و اخلاقی-آمریکایی) و یهودی کردن قدس بهعنوان شهری که مسیح پس از ظهورش از آنجا بر جهان حکومت میکند، تأثیر بگذارد. قدرت یافتن جناح راست مسیحی در دهه هشتاد و نود هم ادامه یافت، تا اینکه رأیدهندگان به آن در انتخابات ریاستجمهوری و کنگره تبدیل به قدرت مؤثر و بانفوذی شدند. این جناح ۲۵ درصد آراء را در ایالات متحده آمریکا به خود اختصاص میدهد (حدود ده برابر آراء یهود). در راه سلطه بر میدان و عرصه سیاسی آمریکا، جناح راست مسیحی با جناح راست سیاسی در حزب جمهوریخواه متحد شد تا حزبی را تشکیل دهند که به "حزب الله" معروف شد. این مسئله با افزایش نقش راستگرایان مسیحی که شامل کاتولیکهای آمریکایی و پروتستانها میشد، همراه شد و باعث شد تا "یهودیت مسیحی" ویژگی و صفتی جداییناپذیر، لاهوتی، اخلاقی و فرهنگی برای آمریکا شود، به اندازهای که هرکس در توصیف آمریکا صفت "یهودیت" را به مسیحیت اضافه نمیکرد، زبانش قطع میشد. این موضوعی بود که طی و پس از انتخابات ریاستجمهوری و نمایندگان در سال ۱۹۹۲ به وقوع پیوست و آمریکای یهودی-مسیحی شاهد به قدرت رسیدن "بوش" بود. با وجود اینکه در دوره ریاستجمهوری "بوش" شاهد سقوط اتحاد جماهیر شوروی سابق و پیروزی آمریکا در جنگ خلیجفارس بودیم. | *بنابراین برای بحث و گفتگو پیرامون مذهبی شدن و یهودی شدن آمریکا میبایست، بر جنبش احیای مذهبی در آمریکا که در بیست و پنج سال آخر قرن بیستم به وقوع پیوست تمرکز نمود و به آن توجه کرد. از سال ۱۹۷۶ ایالات متحده آمریکا شاهد به قدرت رسیدن مسیحیت اصولگرا بود که اصطلاحا "راست مسیحی" یا "مسیحیان راستگرا" نامیده میشدند. این مسئله باعث شد تا هزاران نفر از جوانان آمریکایی به "مسیحیان دوبارهزادهشده" تبدیل شوند و نظرسنجی مؤسسه "گالوپ" آشکار ساخت که پنج و یکسوم آمریکاییها غسل تعمید را دوباره انجام دادند. "مسیحیان دوبارهزادهشده" و پیروان کلیساهای افراطی و تندرو افزایش دوباره انجام دادند. "مسیحیان دوبارهزاده شده" و پیروان کلیساهای افراطی و تندرو افزایش یافت و شبکههای تلویزیونی مذهبی یا "کلیساهای تلویزیونی" تأسیس شدند... این موج به کاخ سفید نیز کشیده شد، به گونهای که رئیسجمهور وقت آمریکا "کارتر" اعلام کرد "مسیحی دوبارهزادهشده" است. به قدرت رسیدن مسیحیت سیاسی و اصولگرا یا به قدرت رسیدن مسیحیت صهیونیسم، بهویژه پس از پیروزی اسرائیل در جنگ ژوئن ۱۹۶۷ و اشغال قدس توسط آن، ارتباط پیدا میکند و این مسئلهای است که مسیحیت صهیونیستی آمریکا آن را تأکیدی بر درستی و راستی پیشگوییهای تورات و مقدمه نزدیک بودن ظهور مسیح تلقی کرد. به این ترتیب مسیحیت صهیونیسم دارای سازمانهای مخصوص به خود شد که وسایل گروههای فشار "لابی" را به خدمت گرفت تا بر افکار عمومی و کنگره آمریکا با هدف تأکید بر مشروع بودن دولت اسرائیل و حمایت اقتصادی و نظامی و سیاسی از آن (بهعنوان فریضهای الهی و اخلاقی-آمریکایی) و یهودی کردن قدس بهعنوان شهری که مسیح پس از ظهورش از آنجا بر جهان حکومت میکند، تأثیر بگذارد. قدرت یافتن جناح راست مسیحی در دهه هشتاد و نود هم ادامه یافت، تا اینکه رأیدهندگان به آن در انتخابات ریاستجمهوری و کنگره تبدیل به قدرت مؤثر و بانفوذی شدند. این جناح ۲۵ درصد آراء را در ایالات متحده آمریکا به خود اختصاص میدهد (حدود ده برابر آراء یهود). در راه سلطه بر میدان و عرصه سیاسی آمریکا، جناح راست مسیحی با جناح راست سیاسی در حزب جمهوریخواه متحد شد تا حزبی را تشکیل دهند که به "حزب الله" معروف شد. این مسئله با افزایش نقش راستگرایان مسیحی که شامل کاتولیکهای آمریکایی و پروتستانها میشد، همراه شد و باعث شد تا "یهودیت مسیحی" ویژگی و صفتی جداییناپذیر، لاهوتی، اخلاقی و فرهنگی برای آمریکا شود، به اندازهای که هرکس در توصیف آمریکا صفت "یهودیت" را به مسیحیت اضافه نمیکرد، زبانش قطع میشد. این موضوعی بود که طی و پس از انتخابات ریاستجمهوری و نمایندگان در سال ۱۹۹۲ به وقوع پیوست و آمریکای یهودی-مسیحی شاهد به قدرت رسیدن "بوش" بود. با وجود اینکه در دوره ریاستجمهوری "بوش" شاهد سقوط اتحاد جماهیر شوروی سابق و پیروزی آمریکا در جنگ خلیجفارس بودیم. | ||
*دهه نود شاهد تثبیت و تحکیم سازمانهای اصولگرای مسیحی تحت نامها و عنوانهای مختلف "ائتلاف مسیحیان"، "احیای اصولگرایی"، "مجلس مطالعات خانواده"، "تمرکز بر خانواده"، "ائتلاف ارزشهای سنتی" و... بود؛ همچنین گروهها و جمعیتهای زور و خشونت ظاهر شدند و برای تخریب و از بین بردن سیستم اجتماعی و سیاسی و تأسیس دوباره آن بر اساس تعالیم و اصول کتاب مقدس، روی به قتل و کشتار و خونریزی آوردند تا زمینه بازگشت و ظهور مسیح را فراهم آورند. | *دهه نود شاهد تثبیت و تحکیم سازمانهای اصولگرای مسیحی تحت نامها و عنوانهای مختلف "ائتلاف مسیحیان"، "احیای اصولگرایی"، "مجلس مطالعات خانواده"، "تمرکز بر خانواده"، "ائتلاف ارزشهای سنتی" و... بود؛ همچنین گروهها و جمعیتهای زور و خشونت ظاهر شدند و برای تخریب و از بین بردن سیستم اجتماعی و سیاسی و تأسیس دوباره آن بر اساس تعالیم و اصول کتاب مقدس، روی به قتل و کشتار و خونریزی آوردند تا زمینه بازگشت و ظهور مسیح را فراهم آورند. | ||
*سیستمهای مسیحیت سیاسی و اصولگرا فقط به آماده ساختن جامعه آمریکا برای بازگشت مسیح اکتفا نکردند، بلکه رسالت آنها، رسالت جهانی و صلیبی بود و نقش آن فقط به سیاست داخلی محدود نمیشد، بلکه در سیاست خارجی امریکا نیز دارای نقش مهم و مؤثری شدند؛ چرا که پشت سر حملات ایالات متحده علیه سازمان ملل و بدهیهای صندوق بین المللی پول و صندوق جمعیت سازمان ملل قرار داشتند، همانگونه که پشت سر تصویب قانون تحریم سرنگونی مذاهب نیز بودند. به این ترتیب آماده ساختن جهان برای پایان تاریخ و دومین ظهور مسیح، در چارچوب مسیحیت سیاسی و اصولگرای آمریکا قرار میگرفت<ref>نشریه موعود، شماره ۴۰، ص ۱۶ (مقدمه کتاب المسیح الیهودی و نهایة العالم نوشته رضا هلال، ترجمه قبس زعفرانی).</ref><ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، | *سیستمهای مسیحیت سیاسی و اصولگرا فقط به آماده ساختن جامعه آمریکا برای بازگشت مسیح اکتفا نکردند، بلکه رسالت آنها، رسالت جهانی و صلیبی بود و نقش آن فقط به سیاست داخلی محدود نمیشد، بلکه در سیاست خارجی امریکا نیز دارای نقش مهم و مؤثری شدند؛ چرا که پشت سر حملات ایالات متحده علیه سازمان ملل و بدهیهای صندوق بین المللی پول و صندوق جمعیت سازمان ملل قرار داشتند، همانگونه که پشت سر تصویب قانون تحریم سرنگونی مذاهب نیز بودند. به این ترتیب آماده ساختن جهان برای پایان تاریخ و دومین ظهور مسیح، در چارچوب مسیحیت سیاسی و اصولگرای آمریکا قرار میگرفت<ref>نشریه موعود، شماره ۴۰، ص ۱۶ (مقدمه کتاب المسیح الیهودی و نهایة العالم نوشته رضا هلال، ترجمه قبس زعفرانی).</ref><ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۶۶۳.</ref>. | ||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||