بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
==مقدمه== | ==مقدمه== | ||
*توصیف مکتوب احوال و اعمال [[انسان]] را به هر روش و مبتنی بر هر [[مکتب]] و رعایت هر شیوه تنظیم و تدوین، میتوان "تاریخنگاری" خواند که در معنای خاص، بر ثبت وقایع و احوال [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] هر [[قوم]] یا [[جامعه جهانی]] اطلاق میشود. هر [[قوم]] و مردمی احوالی را از سر گذراندهاند که [[تاریخ]] آنان را تشکیل میدهد، اما این بدان معنا نیست که همه [[اقوام]] و مردمان [[لزوم]] حفظ، ثبت و [[نقل]] [[تاریخ]] خود را احساس میکردهاند، بلکه انگیزهها و اهداف قومی و وضعیت خاص بومی است که به این مفهوم معنا میبخشد تا [[مردم]] به ثبت رویدادها بپردازند. نیز گفتهاند که تاریخنگاری علمی است که در آن، زمان و اوضاع و احوال و نیز احوال مربوط به آن زمانها از جهت [[تعیین وقت]]، به بحث و بررسی گذاشته میشود<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 195.</ref>. | *توصیف مکتوب احوال و اعمال [[انسان]] را به هر روش و مبتنی بر هر [[مکتب]] و رعایت هر شیوه تنظیم و تدوین، میتوان "تاریخنگاری" خواند که در معنای خاص، بر ثبت وقایع و احوال [[سیاسی]] و [[اجتماعی]] هر [[قوم]] یا [[جامعه جهانی]] اطلاق میشود. هر [[قوم]] و مردمی احوالی را از سر گذراندهاند که [[تاریخ]] آنان را تشکیل میدهد، اما این بدان معنا نیست که همه [[اقوام]] و مردمان [[لزوم]] حفظ، ثبت و [[نقل]] [[تاریخ]] خود را احساس میکردهاند، بلکه انگیزهها و اهداف قومی و وضعیت خاص بومی است که به این مفهوم معنا میبخشد تا [[مردم]] به ثبت رویدادها بپردازند. نیز گفتهاند که تاریخنگاری علمی است که در آن، زمان و اوضاع و احوال و نیز احوال مربوط به آن زمانها از جهت [[تعیین وقت]]، به بحث و بررسی گذاشته میشود<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 195.</ref>. | ||
از آنجا که تاریخنگاری از [[علوم]] مدون است، موضوع و مسئله خاص خود را دارد. موضوع آن عبارت است از رویدادهای عجیب و [[غریب]]، به شرط آن که این رویدادها به روشنی تعریف و مرزبندی شوند و وقت رخ دادن آنها معین و آنگاه به منظوری صحیح نوشته شود. مسئله [[علم]] تاریخنگاری [[انسان]] است که باید بهوجهی درست و منظم و معتبر بدان پرداخته شود. از دید ویل دورانت، [[علم]] نبودن تاریخنگاری از بدیهیات است و تاریخنگاری فقط میتواند [[صنعت]]، [[هنر]] یا فلسفهای باشد. [[صنعت]] است از آنرو که حقایق را از غیر آن جدا میکند، [[هنر]] است چون در مطالب آشفته و در هم، [[نظم]] با معنایی پدید میآورد، [[فلسفه]] است برای آنکه در جستوجوی دورنمای آینده و درصدد روشنفکری [[اندیشه]] است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 195.</ref>. | *از آنجا که تاریخنگاری از [[علوم]] مدون است، موضوع و مسئله خاص خود را دارد. موضوع آن عبارت است از رویدادهای عجیب و [[غریب]]، به شرط آن که این رویدادها به روشنی تعریف و مرزبندی شوند و وقت رخ دادن آنها معین و آنگاه به منظوری صحیح نوشته شود. مسئله [[علم]] تاریخنگاری [[انسان]] است که باید بهوجهی درست و منظم و معتبر بدان پرداخته شود. از دید ویل دورانت، [[علم]] نبودن تاریخنگاری از بدیهیات است و تاریخنگاری فقط میتواند [[صنعت]]، [[هنر]] یا فلسفهای باشد. [[صنعت]] است از آنرو که حقایق را از غیر آن جدا میکند، [[هنر]] است چون در مطالب آشفته و در هم، [[نظم]] با معنایی پدید میآورد، [[فلسفه]] است برای آنکه در جستوجوی دورنمای آینده و درصدد روشنفکری [[اندیشه]] است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 195.</ref>. | ||
==انواع تاریخنگاری== | ==انواع تاریخنگاری== | ||
#'''[[تاریخ]] [[نقلی]]:''' عبارت است از [[علم]] به وقایع و حوادث و اوضاع و احوال [[انسانها]] در گذشته، در مقابل اوضاع و احوالی که در زمان حال وجود دارد. هر وضع و حالتی و هر واقعه و حادثهای که زمانش منقضی شود، به گذشته تعلق دارد و جزو [[تاریخ]] میشود. این نوع تاریخنگاری را که در درجه اول [[علم]] جزئی است. یعنی [[علم]] به یک سلسله امور شخصی و فردی است، نه [[علم]] به کلیات در قواعد و ضوابط و روابط و درجه دوم [[نقل]] وقایع و درجه سوم [[علم]] به "بودن" هاست و نه [[علم]] به "شدن"ها، "[[تاریخ]] [[نقلی]]" میگویند. شیوه نگارش [[تاریخ]] [[نقلی]] بر مبنای [[روایات]] شفاهی و قصههای پیشینیان، ثبت وقایع بر مبنای سالشماری بر وقایع دودمانها، تدوین فرهنگنامه و شیوه تبارشناختی است که در میان تاریخنگاران اسلامی، علاوه بر آن شیوه حدیثی – خبری و تدوین بر مبنای صفات نیز رواج داشته، ضمن آنکه نقلهای تاریخی فراوانی هم در منابع جغرافیایی و فقهی و اداری آمده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 195-196.</ref>. | #'''[[تاریخ]] [[نقلی]]:''' عبارت است از [[علم]] به وقایع و حوادث و اوضاع و احوال [[انسانها]] در گذشته، در مقابل اوضاع و احوالی که در زمان حال وجود دارد. هر وضع و حالتی و هر واقعه و حادثهای که زمانش منقضی شود، به گذشته تعلق دارد و جزو [[تاریخ]] میشود. این نوع تاریخنگاری را که در درجه اول [[علم]] جزئی است. یعنی [[علم]] به یک سلسله امور شخصی و فردی است، نه [[علم]] به کلیات در قواعد و ضوابط و روابط و درجه دوم [[نقل]] وقایع و درجه سوم [[علم]] به "بودن" هاست و نه [[علم]] به "شدن"ها، "[[تاریخ]] [[نقلی]]" میگویند. شیوه نگارش [[تاریخ]] [[نقلی]] بر مبنای [[روایات]] شفاهی و قصههای پیشینیان، ثبت وقایع بر مبنای سالشماری بر وقایع دودمانها، تدوین فرهنگنامه و شیوه تبارشناختی است که در میان تاریخنگاران اسلامی، علاوه بر آن شیوه حدیثی – خبری و تدوین بر مبنای صفات نیز رواج داشته، ضمن آنکه نقلهای تاریخی فراوانی هم در منابع جغرافیایی و فقهی و اداری آمده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 195-196.</ref>. | ||