←غلبه حق بر باطل در آخر الزمان
(صفحهای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233)...» ایجاد کرد) |
|||
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
==[[غلبه]] [[حق]] بر [[باطل]] در آخر الزمان== | ==[[غلبه]] [[حق]] بر [[باطل]] در آخر الزمان== | ||
*[[نهج البلاغة]]: [[امام علی]]{{ع}} فرمود: "[[دنیا]] پس از گریزَش از ما، چون بچه شتری که گردمادرش میچرخد، به سوی ما خواهد آمد". [[امام]]{{ع}} پشتِ سر این سخن، این [[آیه]] را خواند: " "و خواستیم بر کسانی که در آن سرزمین، فرو دستشده بودند، منت نهیم و آنان را [[پیشوایان]] [مردم] گردانیم و ایشان را [[وارث]] [زمین] نماییم"<ref>قصص، آیه ۵.</ref>"<ref>نهج البلاغة، وقالَ الإمامُ عَلِی{{ع}}: {{متن حدیث|لَتَعطِفَن الدنیا عَلَینا بَعدَ شِماسِها عَطفَ الضروسِ عَلی وَلَدِها- وتَلا عَقیبَ ذلِک-: «وَ نُرِیدُ أَن نمُن عَلَی الذِینَ اسْتُضْعِفُواْ فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَلِمةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَ رِثِینَ»}} (نهج البلاغة، حکمت ۲۰۹).</ref>. | *[[نهج البلاغة]]: [[امام علی]]{{ع}} فرمود: "[[دنیا]] پس از گریزَش از ما، چون بچه شتری که گردمادرش میچرخد، به سوی ما خواهد آمد". [[امام]]{{ع}} پشتِ سر این سخن، این [[آیه]] را خواند: " "و خواستیم بر کسانی که در آن سرزمین، فرو دستشده بودند، منت نهیم و آنان را [[پیشوایان]] [مردم] گردانیم و ایشان را [[وارث]] [زمین] نماییم"<ref>قصص، آیه ۵.</ref>"<ref>نهج البلاغة، وقالَ الإمامُ عَلِی{{ع}}: {{متن حدیث|لَتَعطِفَن الدنیا عَلَینا بَعدَ شِماسِها عَطفَ الضروسِ عَلی وَلَدِها- وتَلا عَقیبَ ذلِک-: «وَ نُرِیدُ أَن نمُن عَلَی الذِینَ اسْتُضْعِفُواْ فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَلِمةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَ رِثِینَ»}} (نهج البلاغة، حکمت ۲۰۹).</ref>. | ||
*[[الغیبة (کتاب)|الغیبة]]، [[نعمانی]]- به [[نقل]] از [[ابو وائل]]-: [[امیر مؤمنان]]، [[علی]]{{ع}}، به [[حسین]]{{ع}} نگاه کرد وفرمود: "این فرزندم، [[سید]] (سَرور) است، چنان که [[پیامبر خدا]] او را [[سید]] نامید. [[خداوند]] از صُلب (پُشت) او، مردی همنام پیامبرتان به [[دنیا]] خواهد آورد که درسیما و [[اخلاق]]، شبیه وی است. او در زمانی که [[مردم]] در غفلتاند و [[حق]]، مرده وستم، [[آشکار]] است، بیرون خواهد آمد. به [[خدا]] [[سوگند]]، اگر [[قیام]] نکند، گردنش زدهخواهد شد. با [[قیام]] او، اهل و ساکنان [[آسمانها]] خوشحال خواهند گشت. او مردی با پیشانی باز، بینی کشیده، شکم بزرگ، پاهای گشاده (دارای خالی درران چپش) و دندانهای باز است که [[زمین]] را، آن گونه که از ستمْ و [[بیعدالتی]] پُرشده، از عدلْ پُر میکند"<ref>{{متن حدیث|الغیبة للنعمانی عن أبی وائل: نَظَرَ أمیرُ المُؤمِنینَ عَلِی{{ع}} إلَی الحُسَینِ{{ع}} فَقالَ: إن ابنی هذَا سَیدٌ کما سَماهُ رَسولُ اللهِ{{صل}} سَیداً، وسَیخرِجُ اللهُ مِن صُلبِهِ رَجُلًا بِاسمِ نَبِیکم، یشبِهُهُ فِی الخَلقِ وَالخُلُقِ، یخرُجُ عَلی حینِ غَفلَةٍ مِنَ الناسِ وإماتَةٍ لِلحَق وإظهارٍ لِلجَورِ، وَاللهِ لَو لَم یخرُج لَضُرِبَت عُنُقُهُ، یفرَحُ بِخُروجِهِ أهلُ السماواتِ وسُکانُها، وهُوَ رَجلٌ أجلَی الجَبینِ، أقنَی الأَنفِ، ضَخمُ البَطنِ، أزیلُ الفَخِذَینِ، بِفَخِذِهِ الیمنی شامَةٌ، أفلَجُ الثنایا، ویملَأُ الأَرضَ عَدلًا کما مُلِئَت ظُلماً وجَورا}}ً (الغیبة، نعمانی، ص ۲۱۴، ح ۲).</ref><ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۷۵۴- | *[[الغیبة (کتاب)|الغیبة]]، [[نعمانی]]- به [[نقل]] از [[ابو وائل]]-: [[امیر مؤمنان]]، [[علی]]{{ع}}، به [[حسین]]{{ع}} نگاه کرد وفرمود: "این فرزندم، [[سید]] (سَرور) است، چنان که [[پیامبر خدا]] او را [[سید]] نامید. [[خداوند]] از صُلب (پُشت) او، مردی همنام پیامبرتان به [[دنیا]] خواهد آورد که درسیما و [[اخلاق]]، شبیه وی است. او در زمانی که [[مردم]] در غفلتاند و [[حق]]، مرده وستم، [[آشکار]] است، بیرون خواهد آمد. به [[خدا]] [[سوگند]]، اگر [[قیام]] نکند، گردنش زدهخواهد شد. با [[قیام]] او، اهل و ساکنان [[آسمانها]] خوشحال خواهند گشت. او مردی با پیشانی باز، بینی کشیده، شکم بزرگ، پاهای گشاده (دارای خالی درران چپش) و دندانهای باز است که [[زمین]] را، آن گونه که از ستمْ و [[بیعدالتی]] پُرشده، از عدلْ پُر میکند"<ref>{{متن حدیث|الغیبة للنعمانی عن أبی وائل: نَظَرَ أمیرُ المُؤمِنینَ عَلِی{{ع}} إلَی الحُسَینِ{{ع}} فَقالَ: إن ابنی هذَا سَیدٌ کما سَماهُ رَسولُ اللهِ{{صل}} سَیداً، وسَیخرِجُ اللهُ مِن صُلبِهِ رَجُلًا بِاسمِ نَبِیکم، یشبِهُهُ فِی الخَلقِ وَالخُلُقِ، یخرُجُ عَلی حینِ غَفلَةٍ مِنَ الناسِ وإماتَةٍ لِلحَق وإظهارٍ لِلجَورِ، وَاللهِ لَو لَم یخرُج لَضُرِبَت عُنُقُهُ، یفرَحُ بِخُروجِهِ أهلُ السماواتِ وسُکانُها، وهُوَ رَجلٌ أجلَی الجَبینِ، أقنَی الأَنفِ، ضَخمُ البَطنِ، أزیلُ الفَخِذَینِ، بِفَخِذِهِ الیمنی شامَةٌ، أفلَجُ الثنایا، ویملَأُ الأَرضَ عَدلًا کما مُلِئَت ظُلماً وجَورا}}ً (الغیبة، نعمانی، ص ۲۱۴، ح ۲).</ref> | ||
==دیدن [[نور]] وحی== | |||
*[[امام علی]]{{ع}}- در [[خطبه قاصعه]]-: [[پیامبر خدا]]، همه ساله در غار حِرا معتکف میشد که من او را میدیدم و جز من، کسی او را نمیدید. در آن روزها هیچ خانهای، جز خانه [[پیامبر خدا]] و [[خدیجه]] و من- که من سومین آن دو بودم- نبود که ساکنانش تمامی [[مسلمان]] باشند. [[نور]] [[وحی]] و [[رسالت]] را میدیدم و بوی [[نبوت]] را استشمام میکردم. هنگامی که [[وحی]] بر ایشان نازل شد، ناله [[شیطان]] را شنیدم. گفتم: ای [[پیامبر خدا]]! این ناله چیست؟ فرمود: "این، [[ابلیس]] است که از این که عبادتش کنند، [[ناامید]] گشته است. تو آنچه را من میشنوم، میشنوی و آنچه را من میبینم، میبینی، جز آن که تو [[پیامبر]] نیستی؛ ولی وزیری و به [[یقین]]، بر [مسیر] خیری"<ref>{{متن حدیث|الإمام علی{{ع}}- فی خُطبَتِهِ المُسماةِ بِالقاصِعَةِ-: ولَقَد کانَ [{{صل}}] یجاوِرُ فی کل سَنَةٍ بِحِراءَ، فَأَراهُ ولا یراهُ غَیری. ولَم یجمَع بَیتٌ واحِدٌ یومَئِذٍ فِی الإِسلامِ غَیرَ رَسولِ اللهِ{{صل}} وخَدیجَةَ وأنَا ثالِثُهُما؛ أری نورَ الوَحی وَالرسالَةِ، وأشُم ریحَ النبُوةِ. ولَقَد سَمِعتُ رَنةَ الشیطانِ حینَ نَزَلَ الوَحی عَلَیهِ{{صل}}، فَقُلتُ: یا رَسولَ اللهِ، ما هذِهِ الرنةُ؟ فَقالَ: هذَا الشیطانُ قَد أیسَ مِن عِبادَتِهِ. إنک تَسمَعُ ما أسمَعُ، وتَری ما أری، إلاأ نک لَستَ بِنَبِی، ولکنک لَوَزیرٌ، وإنک لَعَلَی خَیرٍ}} (نهج البلاغة، خطبه ۱۹۲).</ref>. | |||
==[[یاری]] رسانی فرشتگان== | |||
*[[امام علی]]{{ع}}: [[پیامبر خدا]] در گذشت و سرش در دامن من بود. من به دست خود، [پیکر] او را [[غسل]] دادم و [[فرشتگان مقرب]] [[خداوند]]، به همراه من، او را میچرخاندند<ref>{{متن حدیث|الإمام علی{{ع}}: لَقَد قُبِضَ النبِی{{صل}} وإن رأسَهُ لَفی حِجری، ولَقَد وُلیتُ غُسلَهُ بِیدی، تُقَلبُهُ المَلائِکةُ المُقَربونَ مَعی}} (الأمالی، مفید، ص ۲۳۵، ح ۵).</ref>. | |||
==زنده کردن درخت خشک== | |||
*[[إرشاد القلوب (کتاب)|إرشاد القلوب]]- به [[نقل]] از [[حارث اعور همدانی]]-: همراه [[امیر مؤمنان]] به راه افتادیم تا به بوتهزارهای [[کوفه]] در حاشیه [[فرات]] رسیدیم. در آن جا تنه درختی دیدیم که برگهایش ریخته و چوبش خشک شده بود. ایشان با دست [[مبارک]] خود به آن زد و گفت: "به [[اذن]] [[خدا]]، سبز شو و میوه بده!". | |||
ناگهان، شاخههای درخت، سبز گشت و میوه و برگ داد و گلابیهایی داد که تا آن روز در بین میوههای [[دنیا]]، به خوبی آنها دیده نشده بود. از آن گلابیها خوردیم و کنْدیم و با خود بردیم. پس از چند روز، [دوباره] نزدیک آن درخت رفتیم. دیدیم هنوز سبز است و گلابی دارد<ref>إرشاد القلوب، ص ۲۷۸.</ref><ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۷۵۴-۷۶۳.</ref>. | |||
==جستارهای وابسته == | ==جستارهای وابسته == | ||