اخلاق: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۵٬۰۳۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۵ نوامبر ۲۰۱۹
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - '''']]؛' به '''']]')
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۰: خط ۱۰:


==مقدمه==
==مقدمه==
*اخلاق شاخه‌ای از [[علوم انسانی]] به‌شمار می‌رود که موضوع آن عبارت از [[ارزش]] [[اعمال]] [[آدمی]] است. بر این اساس، [[افعال]] [[آدمی]] دارای [[حسن و قبح]] یا [[ارزش]] و [[ضد ارزش]] است. [[دین اسلام]] با تأکیدی که مسئله اخلاق دارد، [[مکتب]] [[اخلاقی]] [[اسلام]] را به‌وجود آورد. اهمیت اخلاق در [[دین اسلام]] به حدی است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[علت]] [[بعثت]] خود را در زمینه‌های بروز و تحقّق کامل [[مکارم اخلاق]] در [[جامعه]] ذکر می‌کند و [[قرآن کریم]] نیز با عباراتی چون "هر آینه [[پاکان]] [[رستگار]] شدند"<ref>{{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى }}؛ سوره اعلی، ۱۴</ref> و نیز "هر که در [[پاکی]] آن ([[نفس]]) کوشید [[رستگار]] شد و هر که در پلیدی‌اش فرو پوشید نومید شد"<ref>{{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا}}؛ سوره شمس، آیه ۹ – ۱۰</ref> بر اهمیت موضوع اخلاق تأکید ورزیده است. [[قرآن کریم]] [[انسان]] را [[خلیفه]] [[خدا]] در [[زمین]] می‌داند<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ}}؛ سوره بقره، آیه۳۰.</ref> و او را از اخلاق [[ناپسند]] بازمی‌دارد<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}؛ سوره نحل، آیه ۹۰</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 93- 94.</ref>.
*اخلاق شاخه‌ای از [[علوم انسانی]] به‌شمار می‌رود که موضوع آن عبارت از [[ارزش]] [[اعمال آدمی]] است. بر این اساس، [[افعال]] [[آدمی]] دارای [[حسن و قبح]] یا [[ارزش]] و [[ضد ارزش]] است. [[دین اسلام]] با تأکیدی که مسئله اخلاق دارد، [[مکتب]] [[اخلاقی]] [[اسلام]] را به‌وجود آورد. اهمیت اخلاق در [[دین اسلام]] به حدی است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[علت]] [[بعثت]] خود را در زمینه‌های بروز و تحقّق کامل [[مکارم اخلاق]] در [[جامعه]] ذکر می‌کند و [[قرآن کریم]] نیز با عباراتی چون "هر آینه [[پاکان]] [[رستگار]] شدند"<ref>{{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَكَّى }}؛ سوره اعلی، ۱۴</ref> و نیز "هر که در [[پاکی]] آن ([[نفس]]) کوشید [[رستگار]] شد و هر که در پلیدی‌اش فرو پوشید نومید شد"<ref>{{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا}}؛ سوره شمس، آیه ۹ – ۱۰</ref> بر اهمیت موضوع اخلاق تأکید ورزیده است. [[قرآن کریم]] [[انسان]] را [[خلیفه]] [[خدا]] در [[زمین]] می‌داند<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ}}؛ سوره بقره، آیه۳۰.</ref> و او را از اخلاق [[ناپسند]] بازمی‌دارد<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}؛ سوره نحل، آیه ۹۰</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 93- 94.</ref>.
*در [[مکتب]] [[اسلام]] گستره اخلاق به گونه‌ای است که [[انسان]] می‌تواند تا حضیض [[زندگی]] حیوانی تنزّل یابد یا به مقامی [[برتر]] از [[مقام فرشتگان]] برسد. [[امام علی]]{{ع}} [[تأدیب]] [[آدمی]] به [[ادب]] [[الهی]] را دلیلی بر [[ادب]] او می‌داند و بر وفق معیارهایی، تشخیص و تمیز بین [[خوهای پسندیده]] و [[ناپسند]] را در رأس [[دانش‌ها]] برمی‌شمرد. از این‌رو نزد [[امام]]، پرداختن به امر اخلاق بر [[کارها]] دیگر مقدم است و ابتدا [[آدمی]] باید [[خوهای پسندیده]] را از [[خوهای ناپسند]] تمیز دهد و سپس خود را به [[خوهای پسندیده]] متخلق گرداند. [[امام]]{{ع}} [[اخلاق نیکو]] را به‌سان زیورهای همیشه تازه می‌داند<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۵</ref> و از [[ادب]] با عنوان [[برترین]] [[میراث]] برای [[آدمی]] یاد می‌کند<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۵۱</ref> و اخلاق خوب را [[بهترین]] هم‌نشین<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۱۰۹</ref> و [[بهترین]] [[حسب و نسب]] برای [[انسان]] می‌داند<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۳۸</ref>. بر این اساس، پایه‌های [[نظام]] اخلاق [[اسلامی]] شکل می‌گیرد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 95.</ref>.
*در [[مکتب]] [[اسلام]] گستره اخلاق به گونه‌ای است که [[انسان]] می‌تواند تا حضیض [[زندگی]] حیوانی تنزّل یابد یا به مقامی [[برتر]] از [[مقام فرشتگان]] برسد. [[امام علی]]{{ع}} [[تأدیب]] [[آدمی]] به [[ادب]] [[الهی]] را دلیلی بر [[ادب]] او می‌داند و بر وفق معیارهایی، تشخیص و تمیز بین [[خوهای پسندیده]] و [[ناپسند]] را در رأس [[دانش‌ها]] برمی‌شمرد. از این‌رو نزد [[امام]]، پرداختن به امر اخلاق بر [[کارها]] دیگر مقدم است و ابتدا [[آدمی]] باید [[خوهای پسندیده]] را از [[خوهای ناپسند]] تمیز دهد و سپس خود را به [[خوهای پسندیده]] متخلق گرداند. [[امام]]{{ع}} [[اخلاق نیکو]] را به‌سان زیورهای همیشه تازه می‌داند<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۵</ref> و از [[ادب]] با عنوان [[برترین]] [[میراث]] برای [[آدمی]] یاد می‌کند<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۵۱</ref> و اخلاق خوب را [[بهترین]] هم‌نشین<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۱۰۹</ref> و [[بهترین]] [[حسب و نسب]] برای [[انسان]] می‌داند<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۳۸</ref>. بر این اساس، پایه‌های [[نظام]] اخلاق [[اسلامی]] شکل می‌گیرد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 95.</ref>.


==شکل‌گیری مفاهیم اخلاقی==
==شکل‌گیری مفاهیم [[اخلاقی]]==
*از آنجا که تمیز [[فعل خیر]] از شر جزو [[برترین]] [[دانش‌ها]] شمرده شده، [[امام علی]]{{ع}} در تعریف و معرفی [[افعال]] [[آدمی]] و بیان مرزهای [[افعال]] [[اخلاقی]] کوشیده است. برای مثال، حدود [[ایمان]] را، یک [[باور]] عمیق و مؤثر در اخلاق، در چارچوب [[معرفت]] با [[دل]]، اقرار به زبان و عمل با اندام می‌داند<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۲۲۷</ref> و ارکان [[استواری]] [[ایمان]] را بر چهار پایه [[صبر]]، [[یقین]]، [[عدل]] و [[جهاد]] یاد می‌کند<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۳۱</ref>. نیز در تعریف بزرگ‌ترین [[گناهان]] به کوچک‌انگاری [[گناه]] نزد [[صاحب]] آن اشاره دارد<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۲۴۵</ref> و بزرگ‌ترین [[عیب]] را گرفتاری فرد در عیبی می‌داند که خود گرفتار آن است<ref>نهج البلاغه، حکمت ۳۵۳</ref>. از این‌رو مطابق با گفتار نخست، بزرگ‌ترین [[گناه]] صرف‌نظر از خود [[گناه]]، کوچک‌انگاری عمل قبیح است و بنا بر [[نقل]] دوم، صرف‌نظر از وجود [[عیب]] در وجود [[آدمی]] بزرگ‌ترین [[عیب]] منع از عیبی دانسته شده که شخص، خود، گرفتار آن است. در تعریف [[عقل]]، [[خردمندی]] را قرار دادن اشیاء در [[جایگاه]] خویش می‌داند<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۲۳۵</ref> و در تعریف [[نادان]]، [[افعال]] او را در "فراتر از اندازه کشاندن امور" یاد می‌کند<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۸</ref>. بدین‌ترتیب بسیاری از مفاهیم را مشخص و حدود آنها را تعیین می‌کند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 94.</ref>.
*از آنجا که تمیز [[فعل خیر]] از [[شر]] جزو [[برترین]] [[دانش‌ها]] شمرده شده، [[امام علی]]{{ع}} در تعریف و معرفی [[افعال]] [[آدمی]] و بیان مرزهای [[افعال]] [[اخلاقی]] کوشیده است. برای مثال، حدود [[ایمان]] را، یک [[باور]] عمیق و مؤثر در اخلاق، در چارچوب [[معرفت]] با [[دل]]، [[اقرار]] به زبان و عمل با اندام می‌داند<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۲۲۷</ref> و ارکان [[استواری]] [[ایمان]] را بر چهار پایه [[صبر]]، [[یقین]]، [[عدل]] و [[جهاد]] یاد می‌کند<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۳۱</ref>. نیز در تعریف بزرگ‌ترین [[گناهان]] به کوچک‌انگاری [[گناه]] نزد [[صاحب]] آن اشاره دارد<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۲۴۵</ref> و بزرگ‌ترین [[عیب]] را گرفتاری فرد در عیبی می‌داند که خود گرفتار آن است<ref>نهج البلاغه، حکمت ۳۵۳</ref>. از این‌رو مطابق با گفتار نخست، بزرگ‌ترین [[گناه]] صرف‌نظر از خود [[گناه]]، کوچک‌انگاری عمل قبیح است و بنا بر [[نقل]] دوم، صرف‌نظر از وجود [[عیب]] در وجود [[آدمی]] بزرگ‌ترین [[عیب]] منع از عیبی دانسته شده که شخص، خود، گرفتار آن است. در تعریف [[عقل]]، [[خردمندی]] را قرار دادن اشیاء در [[جایگاه]] خویش می‌داند<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۲۳۵</ref> و در تعریف [[نادان]]، [[افعال]] او را در "فراتر از اندازه کشاندن امور" یاد می‌کند<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۸</ref>. بدین‌ترتیب بسیاری از مفاهیم را مشخص و حدود آنها را تعیین می‌کند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 94.</ref>.


==مفاهیم و شرایط ارزشمند بودن فعل اخلاقی==
==مفاهیم و شرایط ارزشمند بودن فعل [[اخلاقی]]==
[[افعال]] [[آدمی]] تحت شرایطی می‌تواند [[ارزش]] تلقی شود. [[امام علی]]{{ع}} در [[نهج البلاغه]] به [[تبیین]] این شرایط پرداخته‌اند. برای مثال، تعریف [[شجاعت]] را [[اقدام]] و دست از [[اقدام]] کشیدن به موقع انگاشته‌اند. نیز در [[تبیین]] محدوده [[سکوت]] و سخن، [[سکوت]] و سخن بهنگام را معیار می‌داند. از این‌رو [[امام]] به [[تبیین]] شرایط [[فعل خیر]] [[اخلاقی]] کوشیده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 95.</ref>.
[[افعال]] [[آدمی]] تحت شرایطی می‌تواند [[ارزش]] تلقی شود. [[امام علی]]{{ع}} در [[نهج البلاغه]] به [[تبیین]] این شرایط پرداخته‌اند. برای مثال، تعریف [[شجاعت]] را [[اقدام]] و دست از [[اقدام]] کشیدن به موقع انگاشته‌اند. نیز در [[تبیین]] محدوده [[سکوت]] و سخن، [[سکوت]] و سخن بهنگام را معیار می‌داند. از این‌رو [[امام]] به [[تبیین]] شرایط [[فعل خیر]] [[اخلاقی]] کوشیده است<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 95.</ref>.


==ترجیح اهمّ بر مهمّ در فعل اخلاقی==
==ترجیح اهمّ بر مهمّ در فعل [[اخلاقی]]==
گاه در [[افعال]] گوناگون [[اخلاقی]] ممکن است دو [[خیر و شر]] [[اخلاقی]] در تضاد با یکدیگر قرار گیرند. برای مثال بین [[راست‌گویی]] و آبروی فرد تضاد به‌وجود می‌آید. از این‌رو [[امام]]{{ع}} به [[تبیین]] این‌گونه موارد پرداخته‌اند. برای نمونه، می‌توان به این موارد اشاره کرد: ترجیح فرایض بر نوافل و [[مستحبات]] در صورتی که [[مستحبات]] به [[واجبات]] آسیب رساند<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۳۹ و ۲۷۹</ref>، ترجیح [[عدل]] بر [[بخشش]]<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۴۲۹</ref> و ترجیح امر اندکی که دوام دارد بر بسیاری که ملال آورد<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۴۴۴</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 95.</ref>.
گاه در [[افعال]] گوناگون [[اخلاقی]] ممکن است دو [[خیر و شر]] [[اخلاقی]] در تضاد با یکدیگر قرار گیرند. برای مثال بین [[راست‌گویی]] و آبروی فرد تضاد به‌وجود می‌آید. از این‌رو [[امام]]{{ع}} به [[تبیین]] این‌گونه موارد پرداخته‌اند. برای نمونه، می‌توان به این موارد اشاره کرد: ترجیح فرایض بر نوافل و [[مستحبات]] در صورتی که [[مستحبات]] به [[واجبات]] آسیب رساند<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۳۹ و ۲۷۹</ref>، ترجیح [[عدل]] بر [[بخشش]]<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۴۲۹</ref> و ترجیح امر اندکی که دوام دارد بر بسیاری که ملال آورد<ref>نهج البلاغه، حکمت  ۴۴۴</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 95.</ref>.


==استدلال==
==[[استدلال]]==
*[[امام]]{{ع}} در مواردی چند در [[تبیین]] [[خیر و شر]] [[اخلاقی]] به اقامه [[دلیل]] و [[برهان]] پرداخته که این امر در تأثیرگذاری بر افراد در ایجاد انگیزه عمل به خیر یا پرهیز از شر مؤثر است. برای مثال "[[حسد]] نورزید، زیرا از بین برنده [[ایمان]] است"<ref>نهج البلاغه، خطبه ۸۶</ref>، [[استدلال]] در پرهیز از [[بخل]] و [[غرور]]<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۲۱</ref> و [[استدلال]] در پرهیز از [[عیب‌جویی]]<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۰</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 95.</ref>.  
*[[امام]]{{ع}} در مواردی چند در [[تبیین]] [[خیر و شر]] [[اخلاقی]] به اقامه [[دلیل]] و [[برهان]] پرداخته که این امر در تأثیرگذاری بر افراد در ایجاد انگیزه عمل به خیر یا پرهیز از [[شر]] مؤثر است. برای مثال "[[حسد]] نورزید، زیرا از بین برنده [[ایمان]] است"<ref>نهج البلاغه، خطبه ۸۶</ref>، [[استدلال]] در پرهیز از [[بخل]] و [[غرور]]<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۲۱</ref> و [[استدلال]] در پرهیز از [[عیب‌جویی]]<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۴۰</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 95.</ref>.  
*بدین‌ترتیب [[نظام]] [[اخلاقی]] بر اساس چهار رکن تمیز [[اعمال]] خیر از شر، [[تبیین]] مفاهیم [[اخلاقی]]، ترجیح اهم بر مهم در فعل [[اخلاقی]] و [[استدلال]] در [[تبیین]] [[خیر و شر]] شکل می‌گیرد. با مراجعه به [[نهج البلاغه]]، افزون بر اینکه با [[نظام]] [[اخلاقی]] منسجم و برگرفته از [[فرهنگ]] [[قرآنی]] مواجه می‌شویم، در عین حال بسیاری از [[ارزش‌ها]] یا ضدارزش‌های [[اخلاقی]] به [[بهترین]] شکل و به‌گونه‌ای بسیار نافذ و مؤثر در [[جان]] [[آدمی]] می‌نشیند. [[خطبه]] [[متقین]] ترسیم گویایی از [[فضایل]] و ارزش‌های [[اخلاقی]] است که هر خواننده‌ای را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. هم‌چنین [[خطبه قاصعه]] که در [[نکوهش]] [[تکبر]] است، عمیق‌ترین آثار را در نفرت [[انسان]] از این [[رذیلت]] [[اخلاقی]] بر جای می‌گذارد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 95.</ref>.
*بدین‌ترتیب [[نظام]] [[اخلاقی]] بر اساس چهار رکن تمیز [[اعمال]] خیر از [[شر]]، [[تبیین]] مفاهیم [[اخلاقی]]، ترجیح اهم بر مهم در فعل [[اخلاقی]] و [[استدلال]] در [[تبیین]] [[خیر و شر]] شکل می‌گیرد. با مراجعه به [[نهج البلاغه]]، افزون بر اینکه با [[نظام]] [[اخلاقی]] منسجم و برگرفته از [[فرهنگ]] [[قرآنی]] مواجه می‌شویم، در عین حال بسیاری از [[ارزش‌ها]] یا ضدارزش‌های [[اخلاقی]] به [[بهترین]] شکل و به‌گونه‌ای بسیار نافذ و مؤثر در [[جان]] [[آدمی]] می‌نشیند. [[خطبه]] [[متقین]] ترسیم گویایی از [[فضایل]] و ارزش‌های [[اخلاقی]] است که هر خواننده‌ای را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. هم‌چنین [[خطبه قاصعه]] که در [[نکوهش]] [[تکبر]] است، عمیق‌ترین آثار را در نفرت [[انسان]] از این [[رذیلت]] [[اخلاقی]] بر جای می‌گذارد<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 95.</ref>.
==اخلاق در فرهنگ‌نامه [[پیامبر]] در [[قرآن کریم]]==
منظور از این مدخل نسبت میان اخلاق و [[قرآن]] و شیوه برخورد [[پیامبر]] به این مسئله مهم است. البته در باره نسبت میان اخلاق و [[دین]]، نظریات گوناگونی (مثل [[دینی]] بودن اخلاق، غیر [[دینی]] بودن اخلاق، [[اخلاقی]] بودن [[دین]] و فرا [[اخلاقی]] بودن [[دین]]) ارائه شده است، اما اگر تعریف [[قرآن‌کریم]] از حُسن و قُبح [[اخلاقی]] بر اساس مفهومِ خواست و کراهت [[تشریعی]] [[خداوند]] و باید و نبایدهای آن نظر بگیریم، آنگاه [[نظریه ]]«دینی‌بودن اخلاق» تأیید می‌شود. طبق این فرض [[پیامبر]] [[دعا]] و [[عبادت]] و حیات و ممات خود را برای [[خدا]] می‌داند: {{متن قرآن|قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«بگو: بی‌گمان نمازم و نیایشم و زندگیم و مرگم از آن خداوند پروردگار جهانیان است» سوره انعام، آیه ۱۶۲.</ref>. از سوی دیگر برخی [[آیات]] [[قرآن‌کریم]] به‌گونه‌ای بیانگر این نکته است که فارغ از امر و [[فرمان]] [[تشریعی]] [[خداوند]]، حُسن و قُبح [[اخلاقی]] اموری معنادارند: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}<ref>«به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن و ادای (حقّ) خویشاوند، فرمان می‌دهد و از کارهای زشت و ناپسند و افزونجویی، باز می‌دارد؛ به شما اندرز می‌دهد باشد که شما پند گیرید» سوره نحل، آیه ۹۰.</ref>. در نتیجه نشان می‌دهد که اخلاق، امری فرادینی است. این مسئله شواهد دیگری هم دارد. بنابراین تحلیل، معروف و منکر، [[فساد]] و [[فحشاء]]، در کاربرد [[قرآنی]] مفهومی هم روان‌شناختی و هم جامعه‌شناختی و ناظر به [[درک]] و [[وجدان]] عمومی دارند و نمی‌توان از آنها برداشتی خاص به [[جامعه]] [[مؤمنان]] داشت. [[قرآن]] به زبان عقلا سخن می‌گوید و از [[درک]] و [[فهم]] آنان طلب خوبی و ترک [[بدی]] و [[زشتی]] (منکر) می‌کند.
*{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}<ref>«به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن و ادای (حقّ) خویشاوند، فرمان می‌دهد و از کارهای زشت و ناپسند و افزونجویی، باز می‌دارد؛ به شما اندرز می‌دهد باشد که شما پند گیرید» سوره نحل، آیه ۹۰.</ref>


'''نکته''': این [[آیه]] نشان می‌دهد که فارغ از امر و [[فرمان خداوند]]، حُسن و قُبح [[اخلاقی]] وجود دارند و اموری معنادارند: و [[خداوند]] با [[فهم]] و [[درک]] مخاطب از این مفاهیم سخن می‌گوید و اگر حُسن و قُبح [[اخلاقی]] به معنای امر و [[فرمان]] [[تشریعی]] [[خداوند]] باشد، آنگاه مفاد این [[آیه]] به تکرارگویی‌های بی‌فایده تبدیل می‌شود. برای مثال اشاره [[آیه]] به «[[نهی]] [[خدا]] از منکر» به معنای «[[نهی]] [[خدا]] از مَنهی [[خدا]]» خواهد بود.
*{{متن قرآن|خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِينَ}}<ref>«گذشت را در پیش گیر و به نیکی فرمان ده و از نادانان روی بگردان!» سوره اعراف، آیه ۱۹۹.</ref>
'''نکته''': این [[آیه]] پیامبراکرم صلی‌الله علیه و آله و سلم را مامور می‌کند که [[مردم]] را به رعایت «عُرف» همان [[وجدان]] جمعی و [[درک]] عمومی از [[خوبی‌ها]] و [[بدی‌ها]] [[فرمان]] دهد. این مسئله در بسیاری از مفاهیمی که [[قرآن]] تعریف نکرده و به صورت کلی در باره آن [[فرمان]] داده، [[صادق]] است، مثلاً امر به [[عدالت]] و [[قسط]] و یا بِر و نیکویی و یا [[احسان]] کرده، بدون آنکه بگوید اینها چه هستند. اما مواردی هم نقض دارد، مثل داستان [[ازدواج]] [[زینب]] [[همسر]] پسرخوانده [[پیامبر]] [[زید]] که در [[آیات]] (ر. ک: الاحزاب: (۳۳) [[آیات]]: ۳۷-۳۹) مطرح شده و نگرانی [[پیامبر اکرم]] از عرف [[مردم]] که آن را غیراخلاقی می‌دانسته‌اند و این نشان می‌دهد که او برای [[ازدواج]] با [[زینب]] با [[مخالفت]] عرف مواجه بود؛ زیرا در عرف [[جامعه]] [[صدر اسلام]]، [[زن]] پسرخوانده [[حکم]] عروس را داشت و [[ازدواج]] ناپدری با او [[زشت]] و [[ناپسند]] تلقی می‌شد. در حالی که [[پیامبر اکرم]] موظف بود برای [[مبارزه]] با این عرف [[نادرست]]، عملا به اینگونه [[ازدواج]] [[اقدام]] کند.
اما نکته دیگر آن است که برخی از [[معارف]] [[اخلاقی]] [[قرآن]] هرچند [[قرآن]] آن را به صورت جزیی بیان کرده است، اما چنان حساس و دقیق است که اگر [[قرآن]] به آن اشاره نمی‌کرد، توجه و [[پایبندی]] به آن بوجود نمی‌آمد، مانند جای دادن کسی که وارد مجلس می‌شود: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ وَإِذَا قِيلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چون در نشست‌ها  به شما گویند جا باز کنید، باز کنید تا خداوند برایتان (در بهشت) جا باز کند و چون گویند: برخیزید، برخیزید تا خداوند (پایگاه) مؤمنان از شما و فرهیختگان را چند پایه بالا برد و خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره مجادله، آیه ۱۱.</ref> یا تند نرفتن {{متن قرآن|وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ}}<ref>«و در راه رفتنت میانه‌رو باش و از آوایت فرو کاه که ناپسندترین بانگ‌ها بانگ درازگوشان است» سوره لقمان، آیه ۱۹.</ref> و یا بلند سخن نگفتن {{متن قرآن|وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ}}<ref>«و در راه رفتنت میانه‌رو باش و از آوایت فرو کاه که ناپسندترین بانگ‌ها بانگ درازگوشان است» سوره لقمان، آیه ۱۹.</ref> ، یا در پیش [[پیامبر]] جدال نکردن {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تَشْعُرُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! صدایتان را از صدای پیامبر فراتر نبرید و در گفتار با او بلند سخن مگویید چنان که با یکدیگر بلند سخن می‌گویید؛ مبادا کردارهایتان بی‌آنکه خود دریابید تباه گردد» سوره حجرات، آیه ۲.</ref>
{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولَئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ}}<ref>«بی‌گمان خداوند دل‌های کسانی که صدایشان را نزد فرستاده خداوند فرو می‌دارند، برای پرهیزگاری آزموده است؛ آنان آمرزش و پاداشی سترگ خواهند داشت» سوره حجرات، آیه ۳.</ref> و یا در میهمانی زود بلند شدن {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا}}<ref>«ای مؤمنان! به خانه‌های  پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند- بی‌آنکه چشم به راه آماده شدن آن (خوراک) باشید- ولی چون فرا خوانده شدید درون روید و چون خوراک خوردید پراکنده شوید و دل به گفت و گو نسپارید که این (کار) پیامبر را آزار می» سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref> یا [[تواضع]] و [[خضوع]] بزرگ به کوچک {{متن قرآن|وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«و چون مؤمنان به آیات ما، نزد تو آیند بگو: درود بر شما! پروردگارتان بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است: چنانچه هر یک از شما از سر نادانی کار بدی انجام دهد، آنگاه از پس آن توبه کند و به راه آید، چنین است که خداوند  آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۵۴.</ref> درگوشی سخن نگفتن {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَنَاجَيْتُمْ فَلَا تَتَنَاجَوْا بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَمَعْصِيَتِ الرَّسُولِ وَتَنَاجَوْا بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! هنگامی که رازگویی می‌کنید به گناه و دشمنخویی و نافرمانی با پیامبر رازگویی نکنید و به نیکی و پرهیزگاری راز گویید! و از خداوند که نزد او گرد آورده می‌شوید پروا کنید» سوره مجادله، آیه ۹.</ref> و مانند آن. در این موارد می‌توان گفت [[قرآن]] آن [[معارف]] بدیهی و اولیه را توسعه داده و [[خرد]] [[بشریت]] را در سنجش خوبی و [[بدی]] دقیق‌تر کرده و البته این تمام مسئله نبوده است، بلکه معیارهایی ذکر کرده تا همواره این حرکت ادامه یابد. بدین جهت اگر اصول [[اخلاقی]] فرادینی است، و اگر [[دین]] و [[احکام]] آن باید [[اخلاقی]] باشد، و [[دین]] [[اخلاقی]] است، اما از جهتی زبان [[اخلاقی]] [[بشریت]] مشترک است و با این معیار می‌توان تعیین کرد که چه چیزی [[اخلاقی]] و چه چیزی غیر [[اخلاقی]] است<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر، محمد جعفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی، سید محمد علی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۷۹.</ref>.
== پرسش‌های وابسته ==
== پرسش‌های وابسته ==


خط ۳۲: خط ۴۱:
==منابع==
==منابع==
* [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']]
* [[پرونده:13681048.jpg|22px]] [[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه نهج البلاغه ج۱''']]
* [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱''']]


==پانویس==
==پانویس==
خط ۴۰: خط ۵۰:
[[رده:اخلاق]]
[[رده:اخلاق]]
[[رده:مدخل نهج البلاغه]]
[[رده:مدخل نهج البلاغه]]
[[رده:مدخل]]
[[رده:اتمام لینک داخلی]]
۸۰٬۴۱۹

ویرایش