←دلیل قرآن کریم
(صفحهای تازه حاوی «{{ویرایش غیرنهایی}} {{ولایت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233)...» ایجاد کرد) |
|||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
*چرا [[قرآن کریم]] اینگونه بر مسأله [[اخلاق]] تأکید کرده است؟ | *چرا [[قرآن کریم]] اینگونه بر مسأله [[اخلاق]] تأکید کرده است؟ | ||
*پاسخ این پرسش، هم علّت این تأکید شدید را بیان میکند، و هم میتواند دلیلی دیگر بر این امر به حساب آید. | *پاسخ این پرسش، هم علّت این تأکید شدید را بیان میکند، و هم میتواند دلیلی دیگر بر این امر به حساب آید. | ||
*[[قرآن کریم]]، گاه با [[پیروی]] از اسلوب [[تشبیه]] معقول به محسوس، سر آن دارد تا [[لزوم]] اتّصاف به [[اخلاق]] حسنه را باز نماید، همانگونه که با [[تشبیه]] [[قلب]] [[انسان]] به [[زمین]] میفرماید: {{متن قرآن|وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًا}}<ref>و گیاه سرزمین پاک به اذن پروردگارش بیرون میآید و از آن (سرزمین) که ناپاک است جز به سختی و کندی (گیاهی) بیرون نمیآید؛ بدینگونه آیات را برای گروهی که سپاس میگزارند گونه گون میآوریم؛ سوره اعراف، آیه ۵۸.</ref>. و نیز همانگونه که صفات نهفته در [[نفس]] [[انسان]] را به درخت [[تشبیه]] مینماید: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ}}<ref>«آیا درنیافتهای که خداوند چگونه به کلمهای پاک مثل میزند که همگون درختی پاک است، ریشهاش پابرجاست و شاخهاش سر بر آسمان دارد به اذن پروردگارش هر دم بر خود را میدهد و خداوند مثلها را برای مردم میزند باشد که پند گیرند و مثل کلمهای پلید چون درختی پلید است که از روی زمین ریشهکن شده باشد، آن را هیچ پایداری نیست؛ سوره ابراهیم، آیه ۲۴-۲۶</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۵۸.</ref>. | |||
*نیز این [[کتاب الهی]]، با حکایتگری بخشی از حکایات پیشینیان، نشان میدهد که [[تهذیب نفس]] از رذائل، در شمار اوجب [[واجبات]] است؛ از اینگونه است آنچه در سوره [[شمس]] بعد از تأکیدات فراوان و قسمهای گونه گون - و پس از [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا}}<ref>«بیگمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد، و آنکه آن را بیالود نومیدی یافت» سوره شمس، آیه ۹ -۱۰.</ref>-، فرموده است: {{متن قرآن|كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا}}<ref>قوم "ثمود" با سرکشی خود (پیامبران را) دروغ انگاشتند؛ سوره شمس، آیه ۱۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۵۸.</ref>. | *نیز این [[کتاب الهی]]، با حکایتگری بخشی از حکایات پیشینیان، نشان میدهد که [[تهذیب نفس]] از رذائل، در شمار اوجب [[واجبات]] است؛ از اینگونه است آنچه در سوره [[شمس]] بعد از تأکیدات فراوان و قسمهای گونه گون - و پس از [[آیه شریفه]]: {{متن قرآن|قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا}}<ref>«بیگمان آنکه جان را پاکیزه داشت رستگار شد، و آنکه آن را بیالود نومیدی یافت» سوره شمس، آیه ۹ -۱۰.</ref>-، فرموده است: {{متن قرآن|كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا}}<ref>قوم "ثمود" با سرکشی خود (پیامبران را) دروغ انگاشتند؛ سوره شمس، آیه ۱۱.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۵۸.</ref>. | ||
*همانگونه که بوضوح بهچشم میآید، [[قرآن کریم]] علّت [[سرپیچی]] [[قوم ثمود]] از [[دعوت پیامبر]] خود را، تنها [[رسوخ]] صفت [[ناپسند]] [[طغیان]] و تسلّط آن بر آنان دانسته است. چه شگفتیآور است که [[آدمی]] شتری را که با فرزندش از [[دل]] کوه بیرون آمده و معجزهای [[آشکار]] است، به [[قتل]] رساند!؛ | *همانگونه که بوضوح بهچشم میآید، [[قرآن کریم]] علّت [[سرپیچی]] [[قوم ثمود]] از [[دعوت پیامبر]] خود را، تنها [[رسوخ]] صفت [[ناپسند]] [[طغیان]] و تسلّط آن بر آنان دانسته است. چه شگفتیآور است که [[آدمی]] شتری را که با فرزندش از [[دل]] کوه بیرون آمده و معجزهای [[آشکار]] است، به [[قتل]] رساند!؛ | ||
| خط ۳۷: | خط ۳۷: | ||
*به این [[آیات]] که در [[شأن]] او نازل، و [[عاقبت]] اتّصاف [[انسان]] به صفات [[رذیلت]] را نشان میدهد-، بنگرید: {{متن قرآن|إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ نَظَرَ ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ }}<ref>«که او اندیشید و سنجید و مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ دگر باره مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ سپس نگریست آنگاه روی در هم کشید و ترشرویی کرد سپس پشت کرد و گردنکشی ورزید و گفت: این جز جادویی که آموخته میشود نیست این جز گفتار آدمی نیست» سوره مدثر، آیه ۱۸ -۲۵.</ref>. این [[آیات]]، بخوبی سرانجام عنادورزی را نشان میدهد. این صفت - همچون دیگر صفات [[رذیلت]] - [[قلب]] [[انسان]] را از دریافت [[نور الهی]] [[محروم]]، و او را در دو [[جهان]] زیانکار میسازد: {{متن قرآن|وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود» سوره نمل، آیه ۱۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۵۹-۱۶۰.</ref>. | *به این [[آیات]] که در [[شأن]] او نازل، و [[عاقبت]] اتّصاف [[انسان]] به صفات [[رذیلت]] را نشان میدهد-، بنگرید: {{متن قرآن|إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ ثُمَّ نَظَرَ ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَكْبَرَ فَقَالَ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ }}<ref>«که او اندیشید و سنجید و مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ دگر باره مرگ بر او باد! چگونه سنجید؟ سپس نگریست آنگاه روی در هم کشید و ترشرویی کرد سپس پشت کرد و گردنکشی ورزید و گفت: این جز جادویی که آموخته میشود نیست این جز گفتار آدمی نیست» سوره مدثر، آیه ۱۸ -۲۵.</ref>. این [[آیات]]، بخوبی سرانجام عنادورزی را نشان میدهد. این صفت - همچون دیگر صفات [[رذیلت]] - [[قلب]] [[انسان]] را از دریافت [[نور الهی]] [[محروم]]، و او را در دو [[جهان]] زیانکار میسازد: {{متن قرآن|وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ}}<ref>«و از سر ستم و گردنکشی، با آنکه در دل باور داشتند آن را انکار کردند پس بنگر که سرانجام (کار) تبهکاران چگونه بود» سوره نمل، آیه ۱۴.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۵۹-۱۶۰.</ref>. | ||
*'''کوتاه سخن اینکه:''' [[قرآن کریم]] بر آن است که قلبْ منبع افکار، اقوال و سخنان [[آدمی]] است؛ حال اگر این [[قلب]] سالم بوده از آلودگیهای رذائل بدور مانَد، تمامی افکار، [[اندیشهها]] و سخنان [[صاحب]] او بر [[سلامت]] بوده، موجب [[نجات]] او میگردد؛ و اگر به رذائل آلوده گردد، سرانجام او را به تنگناهای جهنّم رهنمون میشود. [[عرب]] راست: {{عربی| كُلُّ إِنَاءٍ بِمَا فِيهِ يَنْضِحُ }}؛ و در [[زبان فارسی]] مثلی مشهور است که: "از کوزه همان برون تراود که در اوست"<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۰.</ref>. | *'''کوتاه سخن اینکه:''' [[قرآن کریم]] بر آن است که قلبْ منبع افکار، اقوال و سخنان [[آدمی]] است؛ حال اگر این [[قلب]] سالم بوده از آلودگیهای رذائل بدور مانَد، تمامی افکار، [[اندیشهها]] و سخنان [[صاحب]] او بر [[سلامت]] بوده، موجب [[نجات]] او میگردد؛ و اگر به رذائل آلوده گردد، سرانجام او را به تنگناهای جهنّم رهنمون میشود. [[عرب]] راست: {{عربی| كُلُّ إِنَاءٍ بِمَا فِيهِ يَنْضِحُ }}؛ و در [[زبان فارسی]] مثلی مشهور است که: "از کوزه همان برون تراود که در اوست"<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۰.</ref>. | ||
===[[استدلال]] به [[سنّت]]=== | ===[[استدلال]] به [[سنّت]]=== | ||
*بسیاری از [[روایات اهل بیت]] [[عصمت]] و طهارت{{عم}} نیز، در این زمینه میتواند مورد [[استدلال]] و استشهاد واقع شود. ما در اینجا فقط به چند نمونه از این [[روایات]] اشاره میکنیم: | *بسیاری از [[روایات اهل بیت]] [[عصمت]] و طهارت{{عم}} نیز، در این زمینه میتواند مورد [[استدلال]] و استشهاد واقع شود. ما در اینجا فقط به چند نمونه از این [[روایات]] اشاره میکنیم: | ||