تهذیب نفس: تفاوت میان نسخه‌ها

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ‏۲ دسامبر ۲۰۱۹
خط ۴۸: خط ۴۸:
===[[دلیل اجماع]]===
===[[دلیل اجماع]]===
*سخنانی که از بزرگان طائفه [[شیعه]] امامیّه درباره [[وجوب]] [[تهذیب نفس]] و تخلّق به [[فضائل]] [[نقل]] شده، بسیار زیاد است. این سخنان بوفور در آثار قدما و متأخّران دیده می‌‌شود. بلکه مراجعه به کتاب‌های [[اهل دل]]، نشان می‌دهد که این [[وجوب]] در نظر آنان ضروری بوده آن را در شمار بدیهیّات می‌‌دانسته‌اند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۳.</ref>.
*سخنانی که از بزرگان طائفه [[شیعه]] امامیّه درباره [[وجوب]] [[تهذیب نفس]] و تخلّق به [[فضائل]] [[نقل]] شده، بسیار زیاد است. این سخنان بوفور در آثار قدما و متأخّران دیده می‌‌شود. بلکه مراجعه به کتاب‌های [[اهل دل]]، نشان می‌دهد که این [[وجوب]] در نظر آنان ضروری بوده آن را در شمار بدیهیّات می‌‌دانسته‌اند<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۳.</ref>.
*[[شیخ]] الرئیس [[ابن سینا]] در کتاب "الإشارات و التَّنبیهات" فرموده است: "عقابی که برای [[نفس]] در اثر گناهانش حاصل می‌‌شود، همچون [[مرضی]] است که به ناگزیر در اثر [[پرخوری]] برای [[بدن]] حاصل می‌‌شود. این [[مرض]] از لوازم حالات قبلی [[بدن]] است که به ناچار خود و توابعش سرانجام ظاهر می‌‌شود. امّا [[عقاب]] دیگری که به گونه‌ای دیگر و از مبدئی دیگر، از خارج از [[نفس]] است، آن را سخنی دیگر است"
*[[شیخ]] الرئیس [[ابن سینا]] در کتاب "الإشارات و التَّنبیهات" فرموده است: "عقابی که برای [[نفس]] در اثر گناهانش حاصل می‌‌شود، همچون [[مرضی]] است که به ناگزیر در اثر [[پرخوری]] برای [[بدن]] حاصل می‌‌شود. این [[مرض]] از لوازم حالات قبلی [[بدن]] است که به ناچار خود و توابعش سرانجام ظاهر می‌‌شود. امّا [[عقاب]] دیگری که به گونه‌ای دیگر و از مبدئی دیگر، از خارج از [[نفس]] است، آن را سخنی دیگر است"<ref>{{عربی| إن العقاب للنفس علی خطئتها - کما ستعلم - هو کالمرض للبدن علی نهمه، فهو لازم من لوازم ما ساق إلیه الاحوال الماضیه التی لم یکن من وقوعها بدُّ و لا من وقوع ما یتبعها. و أمّا [العقاب] الذی یکون [[علی]] جهة أخری من مبدء له من خارج فحدیث آخر}}؛ الإشارات و التنبیهات، ج ۳، ص ۳۲۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۴.</ref>.
<ref>{{عربی| إن العقاب للنفس علی خطئتها - کما ستعلم - هو کالمرض للبدن علی نهمه، فهو لازم من لوازم ما ساق إلیه الاحوال الماضیه التی لم یکن من وقوعها بدُّ و لا من وقوع ما یتبعها. و أمّا [العقاب] الذی یکون [[علی]] جهة أخری من مبدء له من خارج فحدیث آخر}}؛ الإشارات و التنبیهات، ج ۳، ص ۳۲۸.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۴.</ref>.
*متکلّم بزرگ [[شیعی]] خواجه [[نصیرالدّین طوسی]] در شرح این عبارت می‌‌فرماید:"این نوع از عقاب‌ها برای [[نفس]] [[انسان]] بواسطه ملکاتی که کسب کرده و در آن [[راسخ]] و پابرجا شده، حاصل می‌‌شود. از اینرو، گوئی این عقاب‌ها از داخل ذات [[انسان]] بوده و همان [[آتش]] فروزان [[الهی]] است که بر قلب‌ها شعله‌ور می‌‌شود. امّا اگر آیاتی که در کتب [[الهی]] درباره عذاب‌ها آمده است بر ظاهرش حمل شود، اقتضا دارد که بر عذابی جسمی، که بر [[بدن]] بدکاران از خارج از این [[بدن]] وارد می‌‌شود، حمل شود. [[تفاسیر]] و [[روایات]] وارده، این گونه از [[عقاب]] را تشریح کرده است. [[شیخ]] الرّئیس به این نوع از [[عقاب]] با عبارت: {{عربی| و امّا العقاب الذی...". }} اشاره کرده؛ یعنی: اثبات این نوع از [[عذاب]] بنا به این وجه مشهور در میان [[ادیان]] اگر [[حق]] باشد، تنها وابسته به سمع بوده باید از [[احادیث]] اخذ شود"<ref>{{عربی| و هذا النوع من العقاب إنما یکون للنفس الإنسانیة بسبب ملکاتها الردیئة الراسخة فیها، فکأنها تکون من داخل ذاتها؛ و هو نار الله الموقدة التی تطلع علی الأفئدة. لکنَّ الآیات الواردة بالوعید فی الکتب الإلهیه لو اجریت [[علی]] ظواهرها،‌ لاقتضت القول بعقاب جسمانی واردٍ علی بدن المسیء من خارج - علی ما توصف فی التفاسیر والأخبار -. فأشار الشیخ إلی ذلک ایضاً بقوله: "و أمّا العقاب الذی یکون علی جهة أخری من مبدءٍ له من خارج فحدیث"؛ أی: اثباثُه علی الوجه المشهور لوکان حقّاً لکان سمعیاً}}الإشارات و التنبیهات، ج ۳، ص ۳۳۰.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۴.</ref>.
*متکلّم بزرگ [[شیعی]] خواجه [[نصیرالدّین طوسی]] در شرح این عبارت می‌‌فرماید:"این نوع از عقاب‌ها برای [[نفس]] [[انسان]] بواسطه ملکاتی که کسب کرده و در آن [[راسخ]] و پابرجا شده، حاصل می‌‌شود. از اینرو، گوئی این عقاب‌ها از داخل ذات [[انسان]] بوده و همان [[آتش]] فروزان [[الهی]] است که بر قلب‌ها شعله‌ور می‌‌شود. امّا اگر آیاتی که در کتب [[الهی]] درباره عذاب‌ها آمده است بر ظاهرش حمل شود، اقتضا دارد که بر عذابی جسمی، که بر [[بدن]] بدکاران از خارج از این [[بدن]] وارد می‌‌شود، حمل شود. [[تفاسیر]] و [[روایات]] وارده، این گونه از [[عقاب]] را تشریح کرده است. [[شیخ]] الرّئیس به این نوع از [[عقاب]] با عبارت: {{عربی| و امّا العقاب الذی...". }} اشاره کرده؛ یعنی: اثبات این نوع از [[عذاب]] بنا به این وجه مشهور در میان [[ادیان]] اگر [[حق]] باشد، تنها وابسته به سمع بوده باید از [[احادیث]] اخذ شود"<ref>{{عربی| و هذا النوع من العقاب إنما یکون للنفس الإنسانیة بسبب ملکاتها الردیئة الراسخة فیها، فکأنها تکون من داخل ذاتها؛ و هو نار الله الموقدة التی تطلع علی الأفئدة. لکنَّ الآیات الواردة بالوعید فی الکتب الإلهیه لو اجریت [[علی]] ظواهرها،‌ لاقتضت القول بعقاب جسمانی واردٍ علی بدن المسیء من خارج - علی ما توصف فی التفاسیر والأخبار -. فأشار الشیخ إلی ذلک ایضاً بقوله: "و أمّا العقاب الذی یکون علی جهة أخری من مبدءٍ له من خارج فحدیث"؛ أی: اثباثُه علی الوجه المشهور لوکان حقّاً لکان سمعیاً}}الإشارات و التنبیهات، ج ۳، ص ۳۳۰.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۴.</ref>.
*[[شیخ]] [[بهائی]] نیز در این زمینه می‌فرماید: "برخی از [[اهل دل]] گفته‌اند: مارها و عقربها - بلکه همان آتشی که در [[قبر]] و [[قیامت]] ظاهر می‌‌شود-، خود [[اعمال]] قبیح و [[اخلاق]] [[پست]] و [[عقائد]] باطلی است که در این [[دنیا]] بصورت [[اعمال]] و [[اخلاق]] و [[عقائد]]، ظاهر شده و این لباسها را به تن کرده؛ و در آن [[دنیا]] به آن صورت ظاهر می‌‌شود و آن لباسها را به تن می‌‌کند؛ همانگونه که راحتی و حوریان و میوه‌های بهشتی، همان [[اخلاق]] [[پاک]] و [[اعمال نیک]] و [[اعتقادات]] صحیحی هستند، که در این عالم به این صورت ظاهر شده با این اسم‌ها خوانده شده‌اند؛ و در آن عالم با آن نام خوانده می‌‌شوند و به آن صورت تمثُّل می‌‌یابند. چراکه یک [[حقیقت]] در چند محل به صور گوناگون و با [[اسامی]] گوناگون ظاهر می‌‌شود؛ این [[حقیقت]] در هر محلی لباسی می‌‌پوشد و به زی و صورت دیگری [[ظهور]] می‌‌یابد. اینان در [[آیه]] {{متن قرآن|يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ}}<ref>«از تو عذاب را به شتاب می‌خواهند و بی‌گمان دوزخ، فراگیر کافران است» سوره عنکبوت، آیه ۵۴.</ref> برآنند که منظور [[آیه]] این نیست که [[عذاب]] در جهانی دیگر بدکاران را احاطه می‌‌نماید- آنگونه که مفسّران ظاهربین گفته‌اند-؛ بلکه به معنی زمان حال است؛ چراکه زشتی‌های [[اخلاقی]] و کرداری و [[اعتقادی]] آنان، هم‌اکنون آنان را در برگرفته و این همان [[جهنمی]] است که در سرای دیگر بصورت [[آتش]] و عقرب ومار، برای آنان ظاهر خواهد شد"<ref>{{عربی| قال بعضُ أصحابِ القلوب: "إنَّ الحیات و العقارب بل و النِّیران التی تظهَرُ فی القبر و القیامة هی بعینها الأعمال القبیحة و الأخلاق الذمیمةُ و العقائد الباطلة التی ظهرت فی هذه النشأة بهذه الصّورةِ و تجلببت بهذه الجلابیب، کما أنَّ الرّوح و الرّیحان و الحور و الثِّمار هی الاخلاق الزّکیة‌ و الاعمال الصّالحة‌ والاعتقادات الحقّه التی برزت فی هذا العالم بهذه الزِّیِّ و تسمّت بهذا الاسم،‌إذ الحقیقة‌ الواحدة تختلفُ صورُها باختلاف الأماکن، فتحلّی فی کلِّ موطنٍ بحلیةٍ و تزیی فی کل نشأةٍ بزیٍّ؛: و قالوا: إنَّ اسمَ الفاعلِ فی قوله تعالی: يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ}}، لیس بمعنی من الاستقبال بأن یکون المراد: أنّها ستُحیط بهم فی النشأة الأخری، کما ذکره الظّاهریّون من المُفسّرین، بل هو علی حقیقته، أی معنی الحال، فإنَّ قبائحَهم الخلقیّه و العملیّه و الاعتقادیّة محیطة بهم فی هذه النّشأة، و هی بعینها جهنّمُ التی ستظهر علیهم فی النشأة الأُخرویّة بصورةِ النّار و عقاربها و حیاتِها}}؛ بحار الأنوار، ج ۷ ص ۲۲۸ و ۲۲۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۵.</ref>.
*[[شیخ]] [[بهائی]] نیز در این زمینه می‌فرماید: "برخی از [[اهل دل]] گفته‌اند: مارها و عقربها - بلکه همان آتشی که در [[قبر]] و [[قیامت]] ظاهر می‌‌شود-، خود [[اعمال]] قبیح و [[اخلاق]] [[پست]] و [[عقائد]] باطلی است که در این [[دنیا]] بصورت [[اعمال]] و [[اخلاق]] و [[عقائد]]، ظاهر شده و این لباسها را به تن کرده؛ و در آن [[دنیا]] به آن صورت ظاهر می‌‌شود و آن لباسها را به تن می‌‌کند؛ همانگونه که راحتی و حوریان و میوه‌های بهشتی، همان [[اخلاق]] [[پاک]] و [[اعمال نیک]] و [[اعتقادات]] صحیحی هستند، که در این عالم به این صورت ظاهر شده با این اسم‌ها خوانده شده‌اند؛ و در آن عالم با آن نام خوانده می‌‌شوند و به آن صورت تمثُّل می‌‌یابند. چراکه یک [[حقیقت]] در چند محل به صور گوناگون و با [[اسامی]] گوناگون ظاهر می‌‌شود؛ این [[حقیقت]] در هر محلی لباسی می‌‌پوشد و به زی و صورت دیگری [[ظهور]] می‌‌یابد. اینان در [[آیه]] {{متن قرآن|يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ}}<ref>«از تو عذاب را به شتاب می‌خواهند و بی‌گمان دوزخ، فراگیر کافران است» سوره عنکبوت، آیه ۵۴.</ref> برآنند که منظور [[آیه]] این نیست که [[عذاب]] در جهانی دیگر بدکاران را احاطه می‌‌نماید- آنگونه که مفسّران ظاهربین گفته‌اند-؛ بلکه به معنی زمان حال است؛ چراکه زشتی‌های [[اخلاقی]] و کرداری و [[اعتقادی]] آنان، هم‌اکنون آنان را در برگرفته و این همان [[جهنمی]] است که در سرای دیگر بصورت [[آتش]] و عقرب ومار، برای آنان ظاهر خواهد شد"<ref>{{عربی| قال بعضُ أصحابِ القلوب: "إنَّ الحیات و العقارب بل و النِّیران التی تظهَرُ فی القبر و القیامة هی بعینها الأعمال القبیحة و الأخلاق الذمیمةُ و العقائد الباطلة التی ظهرت فی هذه النشأة بهذه الصّورةِ و تجلببت بهذه الجلابیب، کما أنَّ الرّوح و الرّیحان و الحور و الثِّمار هی الاخلاق الزّکیة‌ و الاعمال الصّالحة‌ والاعتقادات الحقّه التی برزت فی هذا العالم بهذه الزِّیِّ و تسمّت بهذا الاسم،‌إذ الحقیقة‌ الواحدة تختلفُ صورُها باختلاف الأماکن، فتحلّی فی کلِّ موطنٍ بحلیةٍ و تزیی فی کل نشأةٍ بزیٍّ؛: و قالوا: إنَّ اسمَ الفاعلِ فی قوله تعالی: يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ}}، لیس بمعنی من الاستقبال بأن یکون المراد: أنّها ستُحیط بهم فی النشأة الأخری، کما ذکره الظّاهریّون من المُفسّرین، بل هو علی حقیقته، أی معنی الحال، فإنَّ قبائحَهم الخلقیّه و العملیّه و الاعتقادیّة محیطة بهم فی هذه النّشأة، و هی بعینها جهنّمُ التی ستظهر علیهم فی النشأة الأُخرویّة بصورةِ النّار و عقاربها و حیاتِها}}؛ بحار الأنوار، ج ۷ ص ۲۲۸ و ۲۲۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۵.</ref>.
خط ۶۱: خط ۶۰:
*[[امام خمینی]] نیز در این زمینه فرموده است: "و از بالاترین و والاترین حوزه‌هائی که لازم است به طور همگانی مورد [[تعلیم و تعلّم]] قرار گیرد، [[علوم]] [[معنوی]] [[اسلامی]] از قبیل [[علم]] [[اخلاق]] و [[تهذیب نفس]] و [[سیر و سلوک]] إلی اللّه – {{متن حدیث| رَزَقَنَا اللَّهُ وَ إِيَّاكُمْ}} -، که [[جهاد اکبر]] می‌باشد".<ref>بخشی است از وصیّت‌نامه سیاسی / الهیِ ایشان.</ref>. و باز هم ایشان می‌‌فرمایند: "... جهنّم با [[اعمال]] و [[کردار زشت]] [[انسان]] روشن می‌‌گردد. این [[اعمال]] [[بشر]] چموش است که آتش‌افروزی می‌‌کند، فرمود: "جُزنا و هی خامدةُ: از جهنّم گذشتیم در حالی که خاموش بود". اگر [[بشر]] با این [[اعمال]] و [[کردار]] خویش [[آتش]] نیفروزد، [[جهنم]] خاموش است. [[باطن]] این [[طبیعت]]، جهنّم است؛ [[اقبال]] به [[طبیعت]]، [[اقبال]] به جهنّم است. وقتی [[انسان]] از این [[جهان]] به [[جهان]] دیگر رخت بربندد و پرده‌ها پس برود، می‌‌فهمد که: {{متن قرآن|ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ}}<ref>«این برای کارهایی است که کرده‌اید و (بدانید) که خداوند با بندگان، ستمگر نیست» سوره آل عمران، آیه ۱۸۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا}}<ref>«و کارنامه (ی هر کس، پیش رویش) نهاده می‌شود و گناهکاران را از آنچه در آن است هراسان می‌یابی و می‌گویند: وای بر ما! این چه کارنامه‌ای است که هیچ (کار) خرد و بزرگی را ناشمرده وا نمی‌نهد و آنچه کرده‌اند پیش چشم می‌یابند و پروردگارت به هیچ کس ستم نمی‌ورزد» سوره کهف، آیه ۴۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۹-۱۷۰.</ref>.
*[[امام خمینی]] نیز در این زمینه فرموده است: "و از بالاترین و والاترین حوزه‌هائی که لازم است به طور همگانی مورد [[تعلیم و تعلّم]] قرار گیرد، [[علوم]] [[معنوی]] [[اسلامی]] از قبیل [[علم]] [[اخلاق]] و [[تهذیب نفس]] و [[سیر و سلوک]] إلی اللّه – {{متن حدیث| رَزَقَنَا اللَّهُ وَ إِيَّاكُمْ}} -، که [[جهاد اکبر]] می‌باشد".<ref>بخشی است از وصیّت‌نامه سیاسی / الهیِ ایشان.</ref>. و باز هم ایشان می‌‌فرمایند: "... جهنّم با [[اعمال]] و [[کردار زشت]] [[انسان]] روشن می‌‌گردد. این [[اعمال]] [[بشر]] چموش است که آتش‌افروزی می‌‌کند، فرمود: "جُزنا و هی خامدةُ: از جهنّم گذشتیم در حالی که خاموش بود". اگر [[بشر]] با این [[اعمال]] و [[کردار]] خویش [[آتش]] نیفروزد، [[جهنم]] خاموش است. [[باطن]] این [[طبیعت]]، جهنّم است؛ [[اقبال]] به [[طبیعت]]، [[اقبال]] به جهنّم است. وقتی [[انسان]] از این [[جهان]] به [[جهان]] دیگر رخت بربندد و پرده‌ها پس برود، می‌‌فهمد که: {{متن قرآن|ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ}}<ref>«این برای کارهایی است که کرده‌اید و (بدانید) که خداوند با بندگان، ستمگر نیست» سوره آل عمران، آیه ۱۸۲.</ref>؛ {{متن قرآن|وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا}}<ref>«و کارنامه (ی هر کس، پیش رویش) نهاده می‌شود و گناهکاران را از آنچه در آن است هراسان می‌یابی و می‌گویند: وای بر ما! این چه کارنامه‌ای است که هیچ (کار) خرد و بزرگی را ناشمرده وا نمی‌نهد و آنچه کرده‌اند پیش چشم می‌یابند و پروردگارت به هیچ کس ستم نمی‌ورزد» سوره کهف، آیه ۴۹.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۹-۱۷۰.</ref>.
*تمام اعمالی که در این [[دنیا]] از [[انسان]] سر می‌‌زند، در آن [[جهان]] دیده می‌‌شود، در برابر وی مجسّم می‌گردد: {{متن قرآن|فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ}}<ref>«پس هر کس همسنگ ذره‌ای نیکی ورزد، آن را خواهد دید، و هر کس همسنگ ذره‌ای بدی کند، آن را خواهد دید » سوره زلزال، آیه ۷ -۸.</ref>. تمام [[اعمال]] و [[کردار]] و گفتار [[انسان]] در [[جهان]] دیگر منعکس می‌‌گردد، گوئی از [[زندگی]] ما فیلم‌برداری می‌‌شود و در آن [[جهان]] نشان داده خواهد شد و قابل [[انکار]] نخواهد بود. همه [[اعمال]] و حرکات ما را علاوه بر [[شهادت]] اعضاء و جوارح، به ما نشان خواهند داد: {{متن قرآن|قَالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ}}<ref>«و به پوست‌های تن خود می‌گویند: چرا به زیان ما گواهی دادید؟ می‌گویند: خداوند ما را به سخن آورد همان که هر چیز را به سخن می‌آورد و او نخست بار شما را آفرید و به سوی او بازگردانده خواهید شد» سوره فصلت، آیه ۲۱.</ref><ref>جهاد اکبر، ص۲۰۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۹-۱۷۰.</ref>.
*تمام اعمالی که در این [[دنیا]] از [[انسان]] سر می‌‌زند، در آن [[جهان]] دیده می‌‌شود، در برابر وی مجسّم می‌گردد: {{متن قرآن|فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ}}<ref>«پس هر کس همسنگ ذره‌ای نیکی ورزد، آن را خواهد دید، و هر کس همسنگ ذره‌ای بدی کند، آن را خواهد دید » سوره زلزال، آیه ۷ -۸.</ref>. تمام [[اعمال]] و [[کردار]] و گفتار [[انسان]] در [[جهان]] دیگر منعکس می‌‌گردد، گوئی از [[زندگی]] ما فیلم‌برداری می‌‌شود و در آن [[جهان]] نشان داده خواهد شد و قابل [[انکار]] نخواهد بود. همه [[اعمال]] و حرکات ما را علاوه بر [[شهادت]] اعضاء و جوارح، به ما نشان خواهند داد: {{متن قرآن|قَالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ}}<ref>«و به پوست‌های تن خود می‌گویند: چرا به زیان ما گواهی دادید؟ می‌گویند: خداوند ما را به سخن آورد همان که هر چیز را به سخن می‌آورد و او نخست بار شما را آفرید و به سوی او بازگردانده خواهید شد» سوره فصلت، آیه ۲۱.</ref><ref>جهاد اکبر، ص۲۰۶.</ref><ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۹-۱۷۰.</ref>.
===[[دلیل عقل]]===
===[[دلیل عقل]]===
*همانگونه که پیش از این دیدیم، [[وجوب]] پالایش [[نفس]] از رذائل و آرایش آن به [[فضائل]]، از [[امور فطری]] است؛ از این‌رو، [[عقل انسان]] مستقلانه [[وجوب]] آن را دریافته، در این امر [[نیازمند]] به [[هدایت]] [[شرع]] نیست؛ همانگونه که تمامی عقلا نیز، کسانی که به این امر نمی‌پردازند را [[شایسته]] [[مذمت]]، و اهتمام‌کنندگان به آن را [[شایسته]] [[ستایش]] می‌دانند. از این‌رو، درمی‌یابیم که همه [[روایات]] و [[آیات]] بسیاری که در این زمینه وارد شده است، از [[باب ]][[ارشاد]] به همین [[حکم عقل]] بوده هیچ‌گونه تعبدی در آن راه ندارد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۱.</ref>.
*همانگونه که پیش از این دیدیم، [[وجوب]] پالایش [[نفس]] از رذائل و آرایش آن به [[فضائل]]، از [[امور فطری]] است؛ از این‌رو، [[عقل انسان]] مستقلانه [[وجوب]] آن را دریافته، در این امر [[نیازمند]] به [[هدایت]] [[شرع]] نیست؛ همانگونه که تمامی عقلا نیز، کسانی که به این امر نمی‌پردازند را [[شایسته]] [[مذمت]]، و اهتمام‌کنندگان به آن را [[شایسته]] [[ستایش]] می‌دانند. از این‌رو، درمی‌یابیم که همه [[روایات]] و [[آیات]] بسیاری که در این زمینه وارد شده است، از [[باب ]][[ارشاد]] به همین [[حکم عقل]] بوده هیچ‌گونه تعبدی در آن راه ندارد<ref>[[حسین مظاهری|مظاهری، حسین]]، [[دانش اخلاق اسلامی ج۱ (کتاب)|دانش اخلاق اسلامی]]، ج۱، ص ۱۶۱.</ref>.
۱۱۵٬۲۵۷

ویرایش