←جلوههای توحید عملی
(←مقدمه) |
|||
| خط ۲۱: | خط ۲۱: | ||
*بدینسان، [[پیامبر خاتم|خاتم پیامبران]]{{صل}} در [[مخالفت]] با بتپرستی [[سنت]] ماندگار [[انبیا]] را [[احیا]] کرده است و بتپرستان و [[مشرکان]] بودند که راهی خلاف این [[سنت]] [[برگزیده]] بودند<ref>نمونه، ج ۲۱، ص ۷۴.</ref>. | *بدینسان، [[پیامبر خاتم|خاتم پیامبران]]{{صل}} در [[مخالفت]] با بتپرستی [[سنت]] ماندگار [[انبیا]] را [[احیا]] کرده است و بتپرستان و [[مشرکان]] بودند که راهی خلاف این [[سنت]] [[برگزیده]] بودند<ref>نمونه، ج ۲۱، ص ۷۴.</ref>. | ||
==جلوههای توحید عملی== | ==جلوههای [[توحید عملی]]== | ||
*از منظر [[قرآن کریم]]، توحید عبادی تا در اعمال و رفتار ظهور نیابد و خود را در مرحله عمل به صورتها و جلوههای مناسب نشان ندهد نمیتوان ادعای آن را از کسی پذیرفت، از این رو برخی گفتهاند: توحید این گونه نیست که مانند معادلات ریاضی صِرف، در حدّ فکر خلاصه شود که موطنش عقل است، بلکه فکری است که در مشاعر، کردار و رفتار انسان تجلی مییابد و تمام زندگی او را میپوشاند<ref>من وحی القرآن، ج ۲۰، ص ۱۲۲.</ref> توحید کلمه پاکیزهای است که به سوی خدا بالا میرود؛ ولی عامل بالا برنده آن عمل صالح است: {{متن قرآن|مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُوْلَئِكَ هُوَ يَبُورُ}}<ref> هر که عزّت میخواهد (بداند که) عزّت همگی از آن خداوند است؛ سخن پاک به سوی او بالا میرود و کردار نیکو آن را فرا میبرد و آنان که نیرنگهای بد میبازند عذابی سخت خواهند داشت و نیرنگ آنان خود از میان خواهد رفت؛ سوره فاطر، آیه: ۱۰.</ref> مراد از "کلمات پاکیزه" در این آیه اعتقادات صحیح، از جمله توحید است که تا در عمل تجلّی نیابد به درجه قبولی نمیرسد<ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۲۳.</ref> مهمترین جلوههای توحید | *از منظر [[قرآن کریم]]، [[توحید عبادی]] تا در [[اعمال]] و [[رفتار]] [[ظهور]] نیابد و خود را در مرحله عمل به صورتها و جلوههای مناسب نشان ندهد نمیتوان ادعای آن را از کسی پذیرفت، از این رو برخی گفتهاند: [[توحید]] این گونه نیست که مانند معادلات ریاضی صِرف، در حدّ [[فکر]] خلاصه شود که موطنش [[عقل]] است، بلکه [[فکری]] است که در مشاعر، [[کردار]] و [[رفتار]] [[انسان]] [[تجلی]] مییابد و تمام [[زندگی]] او را میپوشاند<ref>من وحی القرآن، ج ۲۰، ص ۱۲۲.</ref> [[توحید]] کلمه پاکیزهای است که به سوی [[خدا]] بالا میرود؛ ولی عامل بالا برنده آن [[عمل صالح]] است: {{متن قرآن|مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ وَالَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَكْرُ أُوْلَئِكَ هُوَ يَبُورُ}}<ref> هر که عزّت میخواهد (بداند که) عزّت همگی از آن خداوند است؛ سخن پاک به سوی او بالا میرود و کردار نیکو آن را فرا میبرد و آنان که نیرنگهای بد میبازند عذابی سخت خواهند داشت و نیرنگ آنان خود از میان خواهد رفت؛ سوره فاطر، آیه: ۱۰.</ref> مراد از "کلمات [[پاکیزه]]" در این [[آیه]] [[اعتقادات]] صحیح، از جمله [[توحید]] است که تا در عمل تجلّی نیابد به درجه قبولی نمیرسد<ref>المیزان، ج ۱۷، ص ۲۳.</ref> مهمترین جلوههای [[توحید عبادی]]، که [[آیات]] [[قرآن]] بر آنها تأکید کردهاند، عبارتاند از<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>: | ||
===نخست: [[اطاعت از دستورهای خدا]] ([[توحید در اطاعت]])=== | ===نخست: [[اطاعت از دستورهای خدا]] ([[توحید در اطاعت]])=== | ||
* پیروی از دستورهای خدا در حقیقت عبادت پروردگار است، چنان که اطاعت از | * [[پیروی]] از دستورهای [[خدا]] در [[حقیقت]] [[عبادت]] [[پروردگار]] است، چنان که [[اطاعت]] از [[شیطان]]، [[عبادت]] اوست و [[پیروی]] از [[هوا و هوس]]، [[خودپرستی]] است<ref>انوار درخشان، ج ۱۵، ص ۲۲۳.</ref>: {{متن قرآن|أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلا تَذَكَّرُونَ}}<ref> آیا آن کس را دیدی که هوای (نفس) خود را، خدای خویش گرفته است و خداوند او را از روی آگاهی به حال وی در گمراهی واگذاشته و بر گوش و دل او مهر نهاده و بر چشم او پردهای کشیده است؟ پس چه کسی پس از خداوند او را رهنمون خواهد شد؟ آیا پند نمیگیرید؟؛ سوره جاثیه، آیه:۲۳.</ref> [[اطاعت]] از دستورهای معبود، [[شعار]] [[عبودیت]] است که باید در [[شئون]] [[زندگی]] ظاهر شود<ref>انوار درخشان، ج ۱۸، ص ۲۳۵.</ref>، زیرا مراد از [[عبودیت]] [[اعتقاد]] به اصول [[توحید]] و [[قیام]] به ادای [[وظایف]] [[الهی]] است<ref>انوار درخشان، ج ۱۵، ص ۴۸۱.</ref>. به گفتهای، [[اطاعت]] عین [[عبادت]] است و چون [[پرستش]] غیر [[خدا]] صحیح نیست، [[اطاعت]] غیر او نیز روا نیست مگر به [[فرمان خدا]]<ref>المیزان، ج ۵، ص ۱۸۲.</ref>. [[قرآن کریم]] در [[آیه]] ۵۹ سوره نساء به [[مؤمنان]] [[فرمان]] میدهد از [[خدا]] و [[رسول]] و [[صاحبان امر]] [[ولایت]] [[اطاعت]] کنند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُولِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً }}<ref> ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است؛ سوره نساء، آیه:۵۹.</ref>. از آنجا که [[اطاعت]] از [[رسول خدا]]{{صل}} و [[اولی الامر]] به [[دستور]] خداست، خود گونهای [[اطاعت]] از خداست: {{متن قرآن|مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا}}<ref> هر که از پیامبر فرمانبرداری کند بیگمان از خداوند فرمان برده است و هر که رو گرداند (بگو بگرداند) ما تو را مراقب آنان نفرستادهایم؛ سوره نساء، آیه: ۸۰.</ref>. برخی [[مفسران]] [[توحید]] را به رهایی [[انسان]] از قید [[بندگی]] هرچه جز خداست معنا کرده و بر اساس آن [[اطاعت]] و [[خضوع]] مطلق را برای کسی جز [[خدا]] روا ندانسته و معتقدند که [[اطاعت]] از [[حاکمان]] و متصدیان امور در [[حقیقت]] [[اطاعت]] از [[شرع]] است، نه خصوص آن ها و از این رو اگر آنان بر اساس [[شریعت]] [[رفتار]] کنند، [[موحدان]] یاریشان میکنند و اگر از آن [[منحرف]] گردند، به [[یاری]] [[امّت]] آنان را به مسیر [[شریعت]] باز میگردانند<ref>المنار، ج ۵، ص ۱۴۹.</ref>. این سخن گرچه به جای خود درست است، هیچ گاه موجب نمیشود که موحّدان از کسانی [[پیروی]] کنند که اصل تصدّی و [[حاکمیت]] آنان پایه شرعی و [[عقلی]] ندارد. [[مفسران]] ذیل [[آیه]] ۱۲۱ سوره انعام که [[اطاعت]] از اولیای [[شیطان]] "[[مشرکان]]" را [[شرک]] دانسته: {{متن قرآن|وَلاَ تَأْكُلُواْ مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ}}<ref> و بدینگونه برای هر پیامبری دشمنی از شیطانهای آدمی و پری قرار دادیم که برخی به برخی دیگر یکدیگر، به فریب سخنان آراسته الهام میکنند و اگر پروردگار تو میخواست آن (کار) را نمیکردند پس آنان را با دروغی که میبافند واگذا؛ سوره انعام، آیه:۱۲۱.</ref> آوردهاند که [[اطاعت]] به معنای قبول [[فرمان]] و به گردن نهادن قید [[عبودیت]] است<ref>انوار درخشان، ج ۶، ص ۱۳۸.</ref> و هر کس در [[دین]] خود از غیر [[خدا]] [[پیروی]] کند، [[مشرک]] است<ref>جوامع الجامع، ج ۱، ص ۴۰۶؛ الصافی، ج ۲، ص ۱۵۲؛ من هدی القرآن، ج ۳، ص ۱۷۴.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>. | ||
=== دوم: [[تنها برای خدا سجده کردن]] ([[توحید در عبادت]])=== | === دوم: [[تنها برای خدا سجده کردن]] ([[توحید در عبادت]])=== | ||
* کسانی که فقط خدا را معبود خویش میدانند، در برابر موجوداتی چون خورشید و ماه که با همه عظمت و حشمتشان در وجود و بقا به اراده خدا وابستهاند و از خود هیچ ندارند و مطیع و فرمانبر اویند سجده و اظهار ذلت و خضوع و کرنش نمیکنند. خشوع و خضوع ویژه خدایی است که شب و روز و خورشید و ماه را آفریده است: {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ}}<ref> و از نشانههای او شب و روز و خورشید و ماه است، به خورشید و ماه سجده نبرید و به خداوندی که آنها را آفریده است سجده برید اگر او را میپرستید؛ سوره فصلت، آیه: ۳۷.</ref> مشرکان گمان میکردند که با سجده برای | * کسانی که فقط [[خدا]] را معبود خویش میدانند، در برابر موجوداتی چون [[خورشید و ماه]] که با همه [[عظمت]] و حشمتشان در وجود و بقا به [[اراده خدا]] وابستهاند و از خود هیچ ندارند و [[مطیع]] و فرمانبر اویند [[سجده]] و اظهار [[ذلت]] و [[خضوع]] و کرنش نمیکنند. [[خشوع]] و [[خضوع]] ویژه خدایی است که شب و روز و [[خورشید و ماه]] را آفریده است: {{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلا لِلْقَمَرِ وَاسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ}}<ref> و از نشانههای او شب و روز و خورشید و ماه است، به خورشید و ماه سجده نبرید و به خداوندی که آنها را آفریده است سجده برید اگر او را میپرستید؛ سوره فصلت، آیه: ۳۷.</ref> [[مشرکان]] [[گمان]] میکردند که با [[سجده]] برای اینها نزد [[خدا]] [[قرب]] و [[منزلت]] مییابند و [[خدا]] برای تنبه میفرماید: اگر غرض شما از این [[سجده]] نزدیکی به [[حق]] و [[عبادت]] اوست، این کار را نکنید، بلکه مرا [[سجده]] کنید که آفریننده و [[پروردگار]] آنهایم<ref>مخزن العرفان، ج ۱۱، ص ۳۳۴.</ref>. جمله {{متن قرآن|إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ}} اشاره دارد که اگر میخواهید [[خدا]] را [[عبادت]] کنید، غیر را کنار نهید و کسی را در [[عبادت]] او شریک نسازید، زیرا [[عبادت]] [[خدا]] با [[عبادت]] غیر جمع نمیشود<ref>نمونه، ج ۲۰، ص ۲۹۱.</ref>. برخی با توجه به [[تأویل]] و معنای [[باطنی]]، "[[شمس]]" و "قمر" را [[پیامبر]]{{صل}} و [[جانشین]] یا [[جانشینان]] او{{عم}} یا [[عقل]] و [[نفس]] اعم از جزئی و کلی و نیز هر معلّم و متعلّمی دانسته و سپس ناروایی [[سجده]] بر همه آنها را از [[آیه]] مزبور [[استنباط]] کردهاند<ref>بیان السعاده، ج ۴، ص ۳۸.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>. | ||
=== سوم: [[شکرگزاری در برابر نعمتها]] ([[توحید در شکر]])=== | === سوم: [[شکرگزاری در برابر نعمتها]] ([[توحید در شکر]])=== | ||
* کسی که فقط خدا را عبادت میکند، نمیتواند نعمتهایی را که خداوند به او ارزانی داشته به طور دلخواه به کار گرفته، رضایت یا کراهت خدا را در | * کسی که فقط [[خدا]] را [[عبادت]] میکند، نمیتواند نعمتهایی را که [[خداوند]] به او ارزانی داشته به طور دلخواه به کار گرفته، [[رضایت]] یا کراهت [[خدا]] را در بهکارگیری آنها در نظر نداشته باشد، بلکه چنین کسی باید در برابر [[نعمتهای الهی]] [[شکر]] گزارده و از آنها در راهی بهره جوید که سزاوار است و [[رضای خدا]] در آن است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُواْ لِلَّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ }}<ref> هان ای مؤمنان! از چیزهای پاکیزهای که روزیتان کردهایم بخورید و خداوند را سپاس بگزارید اگر تنها او را میپرستید؛ سوره بقره، آیه:۱۷۲.</ref> بنابر روایتی، کمترین چیزی که [[خداوند]] در برابر [[نعمتها]] از [[بندگان]] خویش میخواهد این است که [[نعمت]] را در [[معصیت]] به کار نگیرند و این نکتهای است که باید مورد توجه صاحبان [[جاه]] و [[ثروت]] باشد و امکاناتی را که در اختیارشان قرار گرفته در راه [[کبر]]، [[طغیان]] و لذتهای [[نامشروع]] صرف نکنند<ref>الکاشف، ج ۱، ص ۲۶۴.</ref> بنابر روایتی دیگر، [[شکر نعمت]] این است که از [[حرام]] اجتناب شود<ref>مواهب الرحمن، ج ۲، ص ۳۰۵.</ref>. برخی [[مفسران]] نیز تأکید کردهاند که [[بندگی خدا]] جز به [[حقیقت]] [[شکر]] یعنی صرف [[نعمتها]] در آنچه مورد رضای خداست، تمام نمیگردد<ref>تفسیر اثنی عشری، ج ۱، ص ۳۱۵؛ کنز الدقائق، ج ۲، ص ۲۱۸.</ref> و تنها [[شکر زبانی]] کافی نیست<ref>تفسیر خسروی، ج ۱، ص ۲۱۹.</ref>. برخی ذیل [[آیه]] ۱۱۴ سوره نحل که مانند [[آیه]] ۱۷۲ سوره بقره [[توحید عبادی]] را به [[شکرگزاری]] در برابر [[نعمت]] ها پیوند داده است: {{متن قرآن|فَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالاً طَيِّبًا وَاشْكُرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ}}<ref> پس، از آنچه خداوند روزی شما کرده است حلال و پاکیزه بخورید و نعمت خداوند را سپاس بگزارید اگر تنها او را میپرستید؛ سوره نحل، آیه: ۱۱۴.</ref> [[عبادت]] را دارای انواع بسیاری دانسته اند؛ از جمله آنکه [[آدمی]] هنگام استفاده از [[نعمتها]] [[خدا]] را یاد کند و با [[شکر زبانی]] و این احساس که [[نعمتها]] از خداست و نیز با ممارست عملی، در محقق ساختن [[هدف]] بزرگی که در پس [[نعمت]] است، [[حق]] سپاسگزاری را به جای آورد. بدینسان، [[شکرگزاری]] با [[پرستش]] پیوند میخورد، چنان که کفران قولی و عملی در برابر [[نعمتها]] به کفرورزی ارتباط مییابد<ref>من وحی القرآن، ج ۱۳، ص ۳۱۳.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>. | ||
=== چهارم: [[دعا]] و [[مناجات]] ([[توحید در دعا]])=== | === چهارم: [[دعا]] و [[مناجات]] ([[توحید در دعا]])=== | ||
* دعا و راز و نیاز و مناجات با [[خدای متعال]] و همواره نام و یاد او را در زبان و دل جاری و حاضر ساختن، از جلوههای مهم عبادت بلکه مغز عبادت است: {{عربی|" الدُّعَاءُ مُخُ الْعِبَادَة"}}<ref>وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۷.</ref> و ترک آن عین استکبار از عبادت و موجب دخول در جهنّم است: {{متن قرآن|وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ }}<ref> و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا پاسختان دهم که آنان که از پرستش من سر برمیکشند به زودی با خواری در دوزخ درمیآیند؛ سوره غافر، آیه:۶۰.</ref>، بنابراین انسان خداپرست هیچ گاه از این | * [[دعا]] و [[راز]] و [[نیاز]] و [[مناجات]] با [[خدای متعال]] و همواره نام و یاد او را در زبان و [[دل]] جاری و حاضر ساختن، از جلوههای مهم [[عبادت]] بلکه مغز [[عبادت]] است: {{عربی|" الدُّعَاءُ مُخُ الْعِبَادَة"}}<ref>وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۲۷.</ref> و ترک آن عین [[استکبار]] از [[عبادت]] و موجب دخول در جهنّم است: {{متن قرآن|وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ }}<ref> و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا پاسختان دهم که آنان که از پرستش من سر برمیکشند به زودی با خواری در دوزخ درمیآیند؛ سوره غافر، آیه:۶۰.</ref>، بنابراین [[انسان]] [[خداپرست]] هیچ گاه از این [[تکلیف]]، که تجلیگاه [[توحید عبادی]] است، [[غفلت]] نمیورزد و با ترک [[دعا]]، یا [[دعا کردن]] به درگاه غیر [[خدا]] خود را به [[استکبار]] و [[شرک]] نمیآلاید، از این رو [[قرآن کریم]] در دستهای از [[آیات]] افزون بر تأکید بر اصل [[دعا]] به عنوان [[عبادت]] از [[دعا کردن]] به غیر پیشگاه [[حق]] و [[خواندن]] غیر [[خدا]] [[نهی]] کرده و آن را از مصادیق [[ظلم]] دانسته است: {{متن قرآن|وَلاَ تَدْعُ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لاَ يَنفَعُكَ وَلاَ يَضُرُّكَ فَإِن فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِّنَ الظَّالِمِينَ}}<ref> و به جای خداوند چیزی را (به پرستش) مخوان که نه تو را سودی میرساند و نه زیانی، اگر چنین کنی آنگاه بیگمان از ستمگرانی؛ سوره یونس، آیه: ۱۰۶.</ref> و کسانی را که به جای [[خدا]] موجوداتی را میخوانند که از دعایشان غافلاند و تا [[قیامت]] پاسخ آنان را نمیدهند، گمراهترین کسان شمرده است: {{متن قرآن|وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَن لّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ}}<ref> و گمراهتر از آن کس که به جای خداوند چیزی را (به پرستش) میخواند که تا رستخیز پاسخ او را نخواهد داد، کیست؟ و آنان از خواندن اینان بیخبرند؛ سوره احقاف، آیه:۵.</ref> و نیز تصریح میکند که در [[قیامت]] خوانده شدگان با این [[عبادت]] کنندگان دشمناند و [[عبادت]] آنان را [[انکار]] میکنند: {{متن قرآن|وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاء وَكَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِينَ}}<ref> و چون (در رستخیز) مردم را گرد آورند؛ (آن خدایان دروغین) دشمنان آنان خواهند بود و پرستش آنان را (هم) انکار خواهند کرد؛ سوره احقاف، آیه:۶.</ref> در برخی [[آیات]] سرّ عدم [[استجابت دعا]] از جانب معبودهای دروغین، نشنیدن آن ها بیان شده است{{متن قرآن|إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ }}<ref> اگر بخواهد شما را میبرد و آفریدگان تازهای میآورد؛ سوره فاطر، آیه:۱۶.</ref> ـ اگر نشنیدن کنایه از [[اجابت]] نکردن نباشد ـ و در برخی دیگر تأکید شده که بر فرض شنیدن، کاری از آنها ساخته نیست، زیرا مالک چیزی نیستند<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۵۴۴، «توحید در قرآن».</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>. | ||
=== پنجم: [[حمد]] و [[ستایش]] در برابر [[اوصاف کمال]] ([[توحید در حمد]])=== | === پنجم: [[حمد]] و [[ستایش]] در برابر [[اوصاف کمال]] ([[توحید در حمد]])=== | ||
* کسانی که با هدایت | * کسانی که با [[هدایت الهی]]، همه موجودات را مخلوق [[خدا]]{{متن قرآن|اللَّهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ }}<ref> خداوند آفریننده همه چیز است و او بر هر چیزی نگاهبان است؛ سوره زمر، آیه:۶۲.</ref> و همه [[نعمتها]] را از او میدانند: {{متن قرآن|وَمَا بِكُم مِّن نِّعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْأَرُونَ }}<ref> و هر نعمتی دارید از خداوند است سپس هنگامی که گزندی به شما میرسد به (درگاه) او لابه میکنید؛ سوره نحل، آیه:۵۳.</ref> و به [[ربوبیت]] مطلق [[خدا]] که شامل [[آسمانها]]، [[زمین]] و عالمیان است {{متن قرآن|فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ }}<ref> و سپاس خداوند راست، پروردگار آسمانها و پروردگار زمین، پروردگار جهانیان؛ سوره جاثیه، آیه:۳۶.</ref>اعتراف دارند، به طور فطری او را میستایند و [[ستایش]] را که بنابر برخی [[روایات]] [[برترین]] دعاست<ref>مستدرک الوسائل، ج ۵، ص ۳۶۳.</ref>، ویژه [[خداوند]] میدانند و کنار [[ستایش]] او، غیر را نمیستایند: {{متن قرآن|فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمَاوَاتِ وَرَبِّ الأَرْضِ رَبِّ الْعَالَمِينَ }}<ref> و سپاس خداوند راست، پروردگار آسمانها و پروردگار زمین، پروردگار جهانیان؛ سوره جاثیه، آیه: ۳۶.</ref> تقدیم {{متن قرآن|فَلِلَّهِ }} در این [[آیه]] بر {{متن قرآن|الْحَمْدُ }} بر حصر دلالت دارد<ref>المیزان، ج ۱۸، ص ۱۸۱.</ref> و گویای این است که فقط [[خدا]] سزاوار [[ستایش]] است، چنان که الف و لام {{متن قرآن|الْحَمْدُ }} در {{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ }} از نوع جنس یا استغراق است و بر اینکه جنس [[حمد]] یا همه حمدها از آن خداست دلالت میکند<ref>المیزان، ج ۱، ص ۲۲.</ref>، بنابراین کسی جز او [[شایسته]] [[ستایش]] نیست<ref>انوار درخشان، ج ۱، ص ۱۵؛ کشف الحقایق، ج ۱، ص ۱.</ref>. ممکن است از ظاهر برخی [[دعاها]] برآید که [[حمد]] غیر [[خدا]] رواست، ولی [[حمد]] [[خدا]] بهتر است: {{عربی|" فَرَبِّي أَحْمَدُ شَيْءٍ عِنْدِي وَ أَحَقُ بِحَمْدِي "}}<ref>مصباح المتهجّد، ص ۵۸۲.</ref>؛ لکن با توجه به [[ادله]] [[توحید]] [[حمد]]، باید از ظاهر افعل تفضیل صرف نظر کرد و آن را افعل تعیین دانست، زیرا [[حمد]] سایر [[نیکوکاران]] در [[حقیقت]] [[ظهور]] [[حمد]] [[الهی]] است و خیر آنها [[مظهر]] [[فیض]] [[خدا]] و آیت [[احسان]] [[الهی]] است<ref>تفسیر موضوعی، ج ۲، ص ۵۴۱؛ ر. ک: اطیب البیان، ج۱، ص ۹۸.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>. | ||
=== ششم: [[تنها از خدا کمک خواستن]] ([[توحید در استعانت]])=== | === ششم: [[تنها از خدا کمک خواستن]] ([[توحید در استعانت]])=== | ||
* در آیه ۵ سوره حمد بندگان مؤمن با هدایت خدا و بر زبان آوردنِ {{متن قرآن|إِيَّاكَ نَعْبُدُ}} عبادت و بندگی خالصانه خویش را در پیشگاه الهی ابراز میدارند و بیدرنگ میگویند: {{متن قرآن|وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ}} و بر اینکه فقط از خدا یاری میجویند، پای میفشارند و بدینسان، استعانت از غیر را نفی میکنند. این خود گویای آن است که عبادت و استعانت ملازم یکدیگر، بلکه به اعتباری عین هماند<ref>مواهب الرحمن، ج ۱، ص ۴۱.</ref>. بندگی و پرستش خالصانه و دور از شرک اقتضا دارد که مؤمنان در رفع نیازها و برآوردن حاجات زندگی و حیات طیبه انسانی فقط از معبود خویش یاری بخواهند که خالق همه چیز{{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ }}<ref> این است خداوند پروردگار شما، خدایی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است پس او را بپرستید و او بر هر چیزی نگهبان است؛ سوره انعام، آیه:۱۰۲.</ref> و ربّ عالمیان است{{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ }} و با رحمت فراگیر خویش همه موجودات را بهرهمند میسازد و با رحمت ویژه، بندگان خود را به کمال مطلوب میرساند: {{متن قرآن|الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} شرک در استعانت، در | * در [[آیه]] ۵ سوره [[حمد]] [[بندگان]] [[مؤمن]] با [[هدایت]] [[خدا]] و بر زبان آوردنِ {{متن قرآن|إِيَّاكَ نَعْبُدُ}} [[عبادت]] و [[بندگی]] خالصانه خویش را در پیشگاه [[الهی]] ابراز میدارند و بیدرنگ میگویند: {{متن قرآن|وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ}} و بر اینکه فقط از [[خدا]] [[یاری]] میجویند، پای میفشارند و بدینسان، استعانت از غیر را نفی میکنند. این خود گویای آن است که [[عبادت]] و استعانت ملازم یکدیگر، بلکه به اعتباری عین هماند<ref>مواهب الرحمن، ج ۱، ص ۴۱.</ref>. [[بندگی]] و [[پرستش]] خالصانه و دور از [[شرک]] اقتضا دارد که [[مؤمنان]] در رفع نیازها و برآوردن [[حاجات]] [[زندگی]] و [[حیات طیبه]] انسانی فقط از معبود خویش [[یاری]] بخواهند که [[خالق]] همه چیز{{متن قرآن|ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ }}<ref> این است خداوند پروردگار شما، خدایی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است پس او را بپرستید و او بر هر چیزی نگهبان است؛ سوره انعام، آیه:۱۰۲.</ref> و ربّ عالمیان است{{متن قرآن|الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ }} و با [[رحمت]] فراگیر خویش همه موجودات را بهرهمند میسازد و با [[رحمت]] ویژه، [[بندگان]] خود را به کمال مطلوب میرساند: {{متن قرآن|الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}} [[شرک]] در استعانت، در [[حقیقت]]، مستلزم [[شرک]] در [[عبادت]] است <ref>مواهب الرحمن، ج ۱، ص ۴۱.</ref>؛ اما این سخن بدان معنا نیست که [[موحدان]] باید از تمسّک به اسباب ظاهری چشم پوشند، بلکه به این معناست که هیچ گاه از یاد نبرند که یاریگر [[راستین]] و آن که همه اسباب به تقدیر و خواست او سامان یافته و تأثیر آن ها به [[اذن]] اوست، [[خدای متعال]] است<ref>رک نمونه، ج ۱، ص ۲۳.</ref> و بدانند که نصر و [[یاری]] همواره از جانب اوست: {{متن قرآن|وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْرَى وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ}}<ref> و خداوند آن را جز مژدهای (برایتان) قرار نداد و اینکه دلتان بدان آرام یابد و یاری جز از سوی خداوند نیست که خداوند پیروزمندی فرزانه است؛ سوره انفال، آیه:۱۰.</ref> و به [[اذن]] خداست که گروهی کوچک بر گروهی بزرگ پیروز میشوند: {{متن قرآن|فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلاَّ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُواْ مِنْهُ إِلاَّ قَلِيلاً مِّنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ قَالُواْ لاَ طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاقُوا اللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ}}<ref> و چون طالوت با سپاه (از شهر) بیرون رفت گفت: خداوند شما را به (آب) جویباری میآزماید، هر که از آن بنوشد از من نیست و هر که نخورد با من است مگر آنکه تنها کفی از آن برگیرد. باری، همه جز اندکی از آن نوشیدند و چون طالوت و مؤمنان همراه وی از آن گذشتند (همراهان سست ایمان طالوت که از آب نوشیده بودند) گفتند: امروز ما را تاب جالوت و سپاه وی نیست اما آنان که میدانستند خداوند را دیدار خواهند کرد گفتند: بسا گروهی اندک بر گروهی بسیار به اذن خداوند، پیروز شده است و خداوند با شکیبایان است؛ سوره بقره، آیه: ۲۴۹.</ref> [[قرآن کریم]] درباره [[پیروزی]] [[مسلمانان]] بر [[مشرکان]] در [[غزوه بدر]] به [[پیامبر]] یادآوری میکند که تو آنان را نکشتی، بلکه [[خدا]] کشت و چون به سوی آنان سنگ انداختی، تو نبودی، بلکه [[خدا]] بود: {{متن قرآن|فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاء حَسَنًا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ }}<ref> پس شما آنان را نکشتید که خداوند آنان را کشت، و چون تیر افکندی تو نیفکندی بلکه خداوند افکند و (چنین کرد) تا مؤمنان را از سوی خود نعمتی نیکو دهد که خداوند شنوایی داناست؛ سوره انفال، آیه:۱۷.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} به [[فضل بن عباس]] فرمود: هرگاه خواستی از کسی [[یاری]] بجویی از [[خدا]] بجوی که اگر همه مخلوقات گرد هم آیند نمی توانند چیزی را که او برایت مقدر کرده از تو برگردانند، چنان که نخواهند توانست چیزی را که مقدّر نیست به تو برسد، به سویت گسیل دارند<ref>بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۸۷، ۱۳۶؛ جامع احادیث الشیعه، ج ۱۶، ص ۸۸۱؛ مستدرک السفینه، ج ۶، ص ۱۵۵.</ref><ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹، ص۷۲ - ۱۱۵.</ref>. | ||
==منابع== | ==منابع== | ||