←اصل نخست
| خط ۱۰۶: | خط ۱۰۶: | ||
*چهارچوب اصلی [[احکام]] [[عقلی]] را در زمینه [[آزادی]] [[عقیده]] در [[حوزه]] [[عقل]] مع التشریع میتوان در چند اصل زیر خلاصه کرد: | *چهارچوب اصلی [[احکام]] [[عقلی]] را در زمینه [[آزادی]] [[عقیده]] در [[حوزه]] [[عقل]] مع التشریع میتوان در چند اصل زیر خلاصه کرد: | ||
===اصل نخست=== | ===اصل نخست=== | ||
صرف اعتقاد از آن نظر که اعتقاد است منشأ حق نیست، بلکه از آن نظر که | *صرف [[اعتقاد]] از آن نظر که [[اعتقاد]] است منشأ [[حق]] نیست، بلکه از آن نظر که [[اعتقاد]]، [[اعتقاد]] به چیست میتواند منشأ [[حق]] باشد. | ||
*[[اعتقاد]] اگر [[اعتقادی]] است که مضمون آن [[حق]] است یعنی [[اعتقاد]] به مطلبی تعلق گرفته است که [[حق]] است منشأ [[حق]] خواهد بود لکن [[اعتقادی]] که به مطلب باطلی تعلق گرفته است - یعنی [[برهان]] و [[دلیل]]، بطلان آن را ثابت کرده است - نمیتواند منشأ [[حق]] باشد، و به عبارتی دیگر [[اعتقاد]] به مضمون [[حق]] منشأ [[حق]] است، و [[اعتقاد]] به مضمون ناحق منشأ [[حق]] نیست. | |||
اعتقاد اگر اعتقادی است که مضمون آن حق است یعنی اعتقاد به مطلبی تعلق گرفته است که حق است منشأ حق خواهد بود لکن اعتقادی که به مطلب باطلی تعلق گرفته است - یعنی برهان و | *این اصل مبتنی بر یک قاعده بدیهی [[عقلی]] است، و آن قاعده (وجود [[حق و باطل]] و [[حق]] بودن [[حق]]، و ناحق بودن [[باطل]]) است. | ||
*یکی از مضحکترین ادعاهایی که سکولارها مطرح میکنند و مضحکتر آنکه خود را عقلگرا نیز قلمداد میکنند [[انکار]] گزاره [[عقلی]] بدیهی وجود [[حق و باطل]] در [[عقاید]] و [[باورها]] است، اینان احیاناً با [[تسلیم]] به وجود [[حق و باطل]] اجمالی آن را دست نایافتنی میدانند یعنی [[عقل]] [[بشر]] را کاملاً تعطیل نموده، و آن را از [[ادراک]] [[حق]] بودن [[حق]] یا ناحق بودن [[باطل]] به طور کلی عاجز و [[ناتوان]] میپندارند، و بدین ترتیب پس از بیرون کردن [[دین]] و [[ایمان]] از [[حوزه]] [[زندگی]] [[انسان]] [[عقل]] را نیز از [[حوزه]] [[زندگی]] [[آدمی]] بیرون ساخته و طرحی برای [[زندگی]] [[انسان]] ارائه میکنند که نه [[دین]] در آن جایی دارد و نه [[عقل]]. | |||
این اصل مبتنی بر یک قاعده بدیهی عقلی است، و آن قاعده (وجود حق و باطل و حق بودن | *نتیجه منطقی قاعده [[عقلی]] بدیهی وجود [[حق و باطل]] در میان [[عقاید]] و [[باورها]]، تقسیم [[عقاید]] و [[باورها]] به [[عقاید]] و باورهای [[حق]] و [[عقاید]] و باورهای ناحق است. | ||
*[[عقاید]] و باورهایی که [[دلیل]] و [[برهان]]، [[حق]] بودن آنها را ثابت کرده است، [[عقاید]] و باورهای [[حق]] بهشمار میآیند، و [[عقاید]] و باورهایی که [[دلیل]] و [[برهان]]، ناحق بودن آنها را ثابت کرده است [[عقاید]] و باورهای [[باطل]] و ناحق بهشمار میآیند. در این میان دسته سومی از گزارهها وجود دارند که دلیلی بر [[حق]] بودن یا ناحق بودن آنها به دست نیامده است، این دسته از گزارهها در نظر [[عقل]] از [[حوزه]] [[عقاید]] و [[باورها]] بیروناند زیرا اصل باورداشت آنها بر خلاف [[موازین]] [[عقلی]] است چون گزارهای که [[دلیل]]، صحت آن را [[تأیید]] نکرده است از نظر [[عقل]] [[شایسته]] [[اعتقاد]] به آن نیست. | |||
یکی از مضحکترین ادعاهایی که سکولارها مطرح میکنند و مضحکتر آنکه خود را عقلگرا نیز قلمداد میکنند انکار گزاره عقلی بدیهی وجود حق و باطل در عقاید و باورها است، اینان احیاناً با تسلیم به وجود حق و باطل اجمالی آن را دست نایافتنی میدانند یعنی عقل بشر را کاملاً تعطیل نموده، و آن را از ادراک حق بودن حق یا ناحق بودن باطل به طور کلی عاجز و ناتوان میپندارند، و بدین ترتیب پس از بیرون کردن دین و ایمان از حوزه زندگی انسان عقل را نیز از حوزه زندگی آدمی بیرون ساخته و طرحی برای زندگی انسان ارائه میکنند که نه دین در آن جایی دارد و نه عقل. | |||
نتیجه منطقی قاعده عقلی بدیهی وجود حق و باطل در میان عقاید و | |||
عقاید و باورهایی که دلیل و | |||
===اصل دوم=== | ===اصل دوم=== | ||