آزادی عقیده: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۸۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱ فوریهٔ ۲۰۲۰
خط ۱۱۴: خط ۱۱۴:


===اصل دوم===
===اصل دوم===
برای تعیین و تشخیص حکم عقل درباره آزادی عقیده لازم است گزاره‌ها را به سه دسته تقسیم نمود:
*برای تعیین و تشخیص [[حکم عقل]] درباره [[آزادی]] [[عقیده]] لازم است گزاره‌ها را به سه دسته تقسیم نمود:
 
* '''دسته اول''': گزاره‌هایی که دلیلی بر صحت یا عدم صحت و درستی یا نادرستی آنها وجود ندارد، یا هنوز [[علم]] به آن [[دلیل]] حاصل نشده است. [[عقل]] نسبت به این دسته از گزاره‌ها احکامی دارد که از آنها به مسئولیت‌های پیش‌باور تعبیر کردیم نظیر:
* '''دسته اول''': گزاره‌هایی که دلیلی بر صحت یا عدم صحت و درستی یا نادرستی آنها وجود ندارد، یا هنوز علم به آن دلیل حاصل نشده است. عقل نسبت به این دسته از گزاره‌ها احکامی دارد که از آنها به مسئولیت‌های پیش‌باور تعبیر کردیم نظیر:
# [[آدمی]] [[حق]] دارد که درباره صحت و سقم این گزاره‌ها تحقیق و پرس‌وجو کند و درباره [[دلیل]] درستی یا نادرستی آنها تا آنجا که می‌تواند به پرسش و جستجو بپردازد.
# آدمی حق دارد که درباره صحت و سقم این گزاره‌ها تحقیق و پرس‌وجو کند و درباره دلیل درستی یا نادرستی آنها تا آنجا که می‌تواند به پرسش و جستجو بپردازد.
# [[آدمی]] [[حق]] ندارد پیش از آنکه دلیلی صحت یا عدم صحت گزاره‌ای را [[تأیید]] کند به اثبات یا نفی قطعی آن [[حکم]] کند.
# آدمی حق ندارد پیش از آنکه دلیلی صحت یا عدم صحت گزاره‌ای را تأیید کند به اثبات یا نفی قطعی آن حکم کند.
*بنابراین قضایا و گزاره‌هایی که [[دلیل]]، صحت یا عدم صحت آنها را ثابت نکرده [[حق]] پرسش و تحقیق درباره آنها وجود دارد، لکن [[حق]] [[اعتقاد]] و پذیرش و [[ایمان]] به آنها وجود ندارد. بر این اساس این مقوله سکولاریستی که «هر عقیده‌ای محترم است» مقوله‌ای غیر [[عقلانی]] است،‌ زیرا [[عقیده]] از آن نظر که [[عقیده]] است محترم و [[مقدس]] نیست، بلکه عقیده‌ای که [[دلیل]] و [[برهان]]، صحت آن را ثابت کرده است محترم است، و عقیده‌ای که [[دلیل]]، بطلان آن را ثابت کرده یا صحت آن را ثابت نکرده است حرمتی ندارد، آری آنجا که دلیلی بر بطلان آن به دست نیامده باشد به‌عنوان یک گزاره‌ - نه به‌عنوان یک [[اعتقاد]] یا باورداشت - [[حق]] تحقیق و پرس‌و‌جو دارد. مقصود از محترم بودن یا [[مقدس]] بودن یک [[عقیده]] چیزی جز این نیست که [[دلیل]]، صحت و [[راستی]] و درستی آن را ثابت کرده است، که نتیجه آن در مرحله نخست [[وجوب]] [[اعتقاد]] یا [[تسلیم]] و [[ایمان]] قلبی به صحت آن و [[حرمت]] [[انکار]] و [[تکذیب]] آن است، و در مرحله بعد [[وجوب]] [[التزام عملی]] به آن و نتایج مترتب بر آن است. لهذا عقیده‌ای که دلیلی صحت و درستی آن را اثبات نکرده است نمی‌تواند از [[حرمت]] و تقدس برخوردار باشد، زیرا [[عقل]]، به [[وجوب]] [[اعتقاد]] به آن [[حکم]] نمی‌کند، بلکه [[اعتقاد]] به آن را با توجه به عدم [[دلیل]] بر صحت و درستی آن مذموم و قبیح شمرده و آن را محکوم می‌کند.
 
* '''دسته دوم''': گزاره‌هایی است که [[دلیل]]، بطلان و [[کذب]] آنها را ثابت کرده است. همان‌گونه که در بالا اشاره شد این دسته از گزاره‌ها [[حق]] و حرمتی ندارند. از نظر [[عقل]]، گزاره [[باطل]] و [[دروغ]] نه تنها [[حرمت]] و حقی ندارد بلکه کسی که به این نوع گزاره‌ها [[اعتقاد]] و [[باور]] داشته باشد در نظر [[عقل]] محکوم و مطرود است. اگر برای گزاره‌‌های [[باطل]] [[حق]] و حرمتی بپنداریم راه را برای هر نوع جنایت و خیانتی هموار کرده‌ایم، زیرا مبنا و اساس هر جنایتی یک گزاره [[باطل]] و [[دروغ]] است. آن کس که به بی‌گناهی [[ستم]] می‌کند، یا [[خون]] بی‌گناهی را می‌ریزد، یا [[مال]] کسی را به [[غارت]] می‌برد یا هر جنایت دیگری را مرتکب می‌شود، گزاره‌ای [[باطل]] را مبنای کار خود قرار می‌دهد که این جنایت را برای آن جنایتکار موجّه و قابل انجام جلوه می‌دهد.
بنابراین قضایا و گزاره‌هایی که دلیل، صحت یا عدم صحت آنها را ثابت نکرده حق پرسش و تحقیق درباره آنها وجود دارد، لکن حق اعتقاد و پذیرش و ایمان به آنها وجود ندارد. بر این اساس این مقوله سکولاریستی که «هر عقیده‌ای محترم است» مقوله‌ای غیر عقلانی است،‌ زیرا عقیده از آن نظر که عقیده است محترم و مقدس نیست، بلکه عقیده‌ای که دلیل و برهان، صحت آن را ثابت کرده است محترم است، و عقیده‌ای که دلیل، بطلان آن را ثابت کرده یا صحت آن را ثابت نکرده است حرمتی ندارد، آری آنجا که دلیلی بر بطلان آن به دست نیامده باشد به‌عنوان یک گزاره‌ - نه به‌عنوان یک اعتقاد یا باورداشت - حق تحقیق و پرس‌و‌جو دارد. مقصود از محترم بودن یا مقدس بودن یک عقیده چیزی جز این نیست که دلیل، صحت و راستی و درستی آن را ثابت کرده است، که نتیجه آن در مرحله نخست وجوب اعتقاد یا تسلیم و ایمان قلبی به صحت آن و حرمت انکار و تکذیب آن است، و در مرحله بعد وجوب التزام عملی به آن و نتایج مترتب بر آن است. لهذا عقیده‌ای که دلیلی صحت و درستی آن را اثبات نکرده است نمی‌تواند از حرمت و تقدس برخوردار باشد، زیرا عقل، به وجوب اعتقاد به آن حکم نمی‌کند، بلکه اعتقاد به آن را با توجه به عدم دلیل بر صحت و درستی آن مذموم و قبیح شمرده و آن را محکوم می‌کند.
* '''دسته سوم''': گزاره‌هایی است که [[دلیل]]، صحت و درستی آنها را ثابت کرده است. این دسته از گزاره‌ها از [[حرمت‌ها]] و [[حقوق]] متعددی برخوردارند که برخی اثباتی، و برخی سلبی است، که در [[آینده]] به طور مشروح به [[بیان]] آنها خواهیم پرداخت.
* '''دسته دوم''': گزاره‌هایی است که دلیل، بطلان و کذب آنها را ثابت کرده است. همان‌گونه که در بالا اشاره شد این دسته از گزاره‌ها حق و حرمتی ندارند. از نظر عقل، گزاره باطل و دروغ نه تنها حرمت و حقی ندارد بلکه کسی که به این نوع گزاره‌ها اعتقاد و باور داشته باشد در نظر عقل محکوم و مطرود است. اگر برای گزاره‌‌های باطل حق و حرمتی بپنداریم راه را برای هر نوع جنایت و خیانتی هموار کرده‌ایم، زیرا مبنا و اساس هر جنایتی یک گزاره باطل و دروغ است. آن کس که به بی‌گناهی ستم می‌کند، یا خون بی‌گناهی را می‌ریزد، یا مال کسی را به غارت می‌برد یا هر جنایت دیگری را مرتکب می‌شود، گزاره‌ای باطل را مبنای کار خود قرار می‌دهد که این جنایت را برای آن جنایتکار موجّه و قابل انجام جلوه می‌دهد.
* '''دسته سوم''': گزاره‌هایی است که دلیل، صحت و درستی آنها را ثابت کرده است. این دسته از گزاره‌ها از حرمت‌ها و حقوق متعددی برخوردارند که برخی اثباتی، و برخی سلبی است، که در آینده به طور مشروح به بیان آنها خواهیم پرداخت.


===اصل سوم===
===اصل سوم===
۱۱۵٬۳۳۵

ویرایش